تیر ۰۹، ۱۳۸۹
دیندار مدرن ، دینداری مدرن
یکی از بدترین اتفاقاتی که ممکن است برای فرد ، گروه و جماعتی اتفاق بیفتد آنست که چشمان خویش بر واقعیت های گوناگون اطراف ببندند و جز آنچه که دلپسند آنان است هیچ چیز دیگری را مورد توجه و عنایت خویش قرار ندهند و برآن باشند که حق مطلقند و غیر اینان و دگر باشان ، کافر و مرتد و تا ابدالدهر سوخته در آتش غضب خداوندیند ... و این حکایت دینداران - اکثریت دینداران - ما در ایران وبالتبع در کردستان است .
عمده ی دینداران ما هنوز بدرستی درک نکرده اند که تغیرات بسیار عمیقی در حوزه های مختلف زندگی بشر رخ داده است و اگر نتوان با آن همگام شد دیر یا زود این تغییرات بسان سیلی همه ی دستاوردها را از بین خواهد برد . این نوشته حاصل دغدغه ای است که پس از گفتگوی کوتاهی با یک برادر دینی رخ داد . در آن گفتگو فرد یاد شده پس از توضیحات من مبنی بر ضرورت هم داستانی و هم آوایی دینداری با تغییرات مدرن با حالتی کمابیش ناراحت رو به من کرد و گفت : جناب ، کدام تغییرات را می گویید !! و من بنا بر قاعده ی چون سرو کارت با کودک فتاد ! ... زبان کودکی گشودم ! و ماجرا به نوعی پایان دادم ... بهر حال ، این نوشته حاصل تامل ذهنی من درباره اصطلاح " کدام تغییرات !!؟ " آن برادر دینی است ، بدان امید که در فضای نقد و نظر مورد دقت و انتقاد خشن ! و بررسی عمیق قرار گیرد ...
برادران و خواهران دینی ... ما چه بخواهیم و چه نخواهیم مدرنیته ای اتفاق افتاده ، بشر رو به سوی خواستهای مدرن که از اصلی ترین آنها " احترام و اعتماد به عقل بشری ، مردم سالاری و حق پرسشگری در هر زمینه ای است " آورده و نخبگان جوامع به سان گردانندگان اصلی جوامع بشری تقریباً متفق القول دستاوردهای مدرنیته - با توجه به نقاط ضعف و قوت هر ایده ی بشری-- را برای انسان امروزی مثبت ارزیابی کرده و در گسترش آنها کوشیده اند و دینداران چه بخواهند و چه نخواهند نمی توانند در برابر امواج سهمگین تغییر پارادایم ذهنیت و عمل جمعی بشر دوام آورند مگر آنکه در مورد زیرپایه ها و روبناهای تفکر دینی خویش ارزیابی نقادانه جدی و مجددی داشته باشند و تمام غیرت و تعصب های بیجایی که به نام دین بر پیکره ی نحیف دین تزریق و آن را بیش از آنکه لازم باشد فربه نموده بپیرایند و اصول مدرنی را که هیچ مخالفتی با اساس توحید به منزله ستون اساسی دینداری ندارند در ذهنیت خویش بپذیرند و در عمل بکار گیرند ...
در این نوشتار به طور خلاصه موارد و مسایلی را که به نظر نگارنده بایستی از طرف دینداران پذیرفته شود تا بتوان به یک دینداری مدرن رسید و دیندارانی مدرن تربیت کرد تا در این دنیای کنونی دچار مخاطرات عقیدتی و بحرانهای لاینحل فکری و عملی نشوند مورد اشاره قرار می گیرد بدان امید که بسط و نقد و بررسی موضوع و تفصیل علمی تر و دقیق تر آن از سوی دوستان دیده و نادیده ی صاحب نظر ادامه یابد .
حال بیاییم نظری افکنیم بر ویژگی های اصلی تفکر و عمل دینداری مدرن و بالتبع دینداران مدرن :
الف : دینداری مدرن دینداری ای استوار بر روایت های تاریخی نیست و بنا به اصطلاحی که من بکار میگیرم یک " دینداری اکنونی و اینجایی " است . دیندار مدرن به تمامی افراد تاثیرگذار بر حوزه های مختلف دین و بویژه افراد پایه گذار و مجاهد اولیه در راه بسط آرمانهای والا احترام تام میگذارد و ارزش آنر پاس میدارد اما بر آن باور است که روایت های تاریخی - بطور مثال داستان عمر و علی ، یا عایشه و فاطمه و طلحه و زبیر و ابوذر و معاویه و ... - صرفاً روایت تاریخی اند و روایت تاریخی از لحظه ی انجام یک عمل به بعد آغاز می شود و به شدت تفسیر بردار است ، حتی در دنیای کنونی و با پیشرفت خارق العاده ی وسایل ارتباطی و توان ضبط یک حادثه با سریعترین زمان ممکن ، کمتر دو نفری پیدا می شود که در برابر یک تصویر واحد ، تفسیر کاملاً واحدی داشته باشند بنابرین بدیهی است که وقایعی که هزار و اندی سال قبل اتفاق افتاده اولاً : به شدت بر حاقظه متکی و بررسی های روانشناختی و اعصاب شناختی ، تکیه بر حافظه برای اطمینان از وقوع دقیق امری را رد می کند ثانیاً : علاوه بر بروز حتمی خطاهای انسانی ، هر کس بنابر منافع خوداگاه یا ناخودآگاه خویش تاریخ و وقایع تاریخی را تفسیر می کند و تفسیر کاملاً بری از عامل انسانی غیرممکن است.بنابراین دیندار مدرن دینداری روایت پذیر نیست و اصولا ً این مسایل به نظر او دردی را درمان نمی کند ، مثال بارز آن اینست که : سالهای سال بحث و نقد و بررسی و گاه حتی برخوردهای به شدت خشونت آمیز مسئله ی جانشینی پیامبر را بین اهل سنت و شیعیان حل نکرده و حل نخواهد کرد . یک دیندار مدرن به شدت از وارد شدن به این نوع مسایل گریزان است .
ب : دیندار مدرن به فرایند " وحی " معتقد است و باور دارد که نیرویی برتر پرده ی محدودیت جهان فیزیکی را از جلوی چشمان عده ای از انسانها برداشته و به آنان لطافت و حساسیت متافیزیکی اعطا کرده است اما چگونگی دقیق این مکانیسم را نمیداند ، فرضهایی در این مورد دارد اما هنوز قطعی نشده است ولی تفاوتش با دیندار سنتی در این است که عرفانی می اندیشد و هر لحظه احتمال آن را می دهد که این مسئله در مورد یکی از آدمیان - هرچند با حدت و شدت کمتر از پیامبر-- رخ دهد و ببیند آنچه را که دیگران نتوانند . دیندار مدرن تمام آدمیان اخلاقی و فکری از ابتدای ظهور بشر تاکنون - من جمله کنفوسیوس ، بودا ، زرتشت ، سقراط ، افلاطون ، گاندی ، مولانا ، و ... - را همراه و یاور پیامبران می داند و از تعلیمات آنها نیز به سود اخلاق مداری و انسانی زیستن خود استفاده می کند .
ج : در دینداری مدرن ، سعی واهتمام شدیداً بر آنست که افکار، رفتار ،گفته ها و ... بیشتر متکی بر عقل یاشد تا بر نقل ... دیندار مدرن ، متن مقدس را می پذیرد ولی تقاسیر و نوشته ها و دلایل انسانی فزون بر آن را محترم میداند و نه مقدس و در پذیرش گفته های پیامبر و نقل آنها تا کاملاً بر وی حجت های اسنادی و بررسی های دقیق علمی صورت نگیرد استنادی صورت نمی دهد و بنا بر این اصل تمام گفته های یاران پیامبر و تابعین و تابعین تابعین و ... شدیداً بایستی مورد واکاوی قرار داده شده و تا سرحدامکان از آنها برای غلبه ی نظری بر نظر دیگر استفاده نشود چرا آنها هر یک بر اساس باورهای اجتهادی خویش نوشته اند و گفته اند . دیندار مدرن برآنست که زیرساخت های شخصیتی افراد در پذیرش و باور به عقاید گوناگون کاملا تاثیرگذار است و این مسئله در مورد فقها و تئوری پردازان دینی نیز کاملاً صادق است و هر فقیه و تئوری پردازی سمت و سوی فعالیت فکری - دینی خویش را به آن جهت سوق داده که با شخصیتش سازگار بوده و فی المثل فقیهی و متفکری بیشتر دغدغه ی روابط زن و مرد داشته ، دیگری دغدغه ی عبادات و سومی دغدغه ی آزادی و ... بنابراین نمی توان از ادله ی فقیهی جهت محدود نمودن افکار عمومی و محدودیت آزادی بشری استفاده نمود و به طور کل می توان گفت : نمی توان با دلیلی نقلی در برابر عقل جمعی بشر ایستاد .
د : دیندار مدرن به پیامبران در کل به سان درمانگرانی می نگرد که درد جامعه ی خویش را خیلی خوب درک کرده و شدیداً دغدغه ی اصلاح وجود آنان را در بر گرفته بود ، هر درمانگری چه جسمی و چه روحی ابتدا شرح حال اولیه و کاملی از بیمار می گیرد و سپس با توجه به پیشینه ، وضعیت فیزیولوژیکی ، وضعیت خانوادگی ، محیط و مسایل دیگر شروع به درمان و تجویز می کند ، از نظر دیندار مدرن وضعیت مشابهی بر کارهای پیامبرانه حاکم است که من آن را " درمان پیامبرگونه " می خوانم .درمان پیامبرگونه همپوشی بسیاری با وضعیت اجتماعی جامعه موردنظر داشته و در بافت تاریخی - سیاسی- اجتماعی - اقتصادی - روانی درمان آدمیان صورت می گیرد، بنابراین با گذر زمان و تغییرات انجام شده در وضعیت زندگی بشر درمان دردهای اخلاقی و روحی آدمیان نیز تغییراتی - البته با توجه به زیربناها و زیرساخت های مشترک تمامی حرکت پیامبرانه - صورت می گیرد ، این تغییرات هم در فرم و هم در محتوا خواهد بود .
ه : یکی از اصلی ترین تغییرات در دنیای مدرن ، تخصصی شدن موضوعات و گسترش حوزه های گوناگون علمی و بویژه تقسیم بندی بیشتر و بیشتر در حوزه ی علوم انسانی و اجتماعی است و در هر حوزه ای عده ای مشغول به پژوهش و تحقیق و تفکر و کار علمی اند و این موضوعی است که در دنیای سنتی وجود نداشت . در جامعه ی سنتی - فی المثل در جامعه دوران پیامبر اسلام - یک نفر و نهایتا ً یک گروه عهده دار پاسخ به بحران ها ی فکری و عملی و گذار از آنان میشد و در این رابطه بود که " حکم " شکل می گرفت و مردمان در برابر حکم - که بیشتر به حکم فقهی مشهور است - تسلیم شده و آن را می پذیرفتند ، به علت مراجعه ی فراوان افراد و نیز قلت مراجع پاسخگو ، پیامبر در هر زمینه ای با تکیه بر وحی و عقل جمعی و نیز هنجارهای پذیرفته شده ِ آن زمان پاسخی میداد و مرجع واقع میشد ، اما در دنیای کنونی " متخصصان " حوزه های گوناگون من جمله روانشناسان ، جامعه شناسان ، حقوقدانان ، اقتصاددانان ، صاحب نظران حوزه ی تعلیم و تربیت ، پزشکان ، مهندسان و ... هر یک در حوزه ی تخصصی خویش نظر می دهند. دیندار مدرن حکم خویش را از دو مرجع می گیرد : حکم دینی + حکم متخصصان ولی تفاوت او با دیگر دینداران در اینجاست که اگر در شرایطی حکم متخصصان متفق القول و نیز عقل جمعی جامعه ای بر خلاف یک حکم فقهی نظر داد ، نظر جمعی متخصصین و عموم جامعه را ترجیح می دهد . به عبارت دیگر : در دنیای مدرن امروزه کار درمان گری انسان و جامعه به متخصصین امر واگذار شده است و متخصصین مسایل و امور دینی تنها یک گروه متخصص هستند و حق دارند به عنوان یک گروه نظر تخصصی خویش را ابراز نمایند و لاغیر ، اینان به همراه دیگر متخصصین حوزه های مختلف تشکیل تیم کاری داده و حکم صادر می کنند و دیگر نظر صاحب نظران حوزه ی دین حجت و ملاک قطعی نیست و مخالفت با آن مخالفت با خدا ! تلقی نمی شود.
و : در دینداری مدرن احکام کلی ای - احکام همه یا هیچ - در حوزه ی مسایل انسانی و اجتماعی صادر نمی شود و و شرایط گوناگون محیطی و فردی در نظر گرفته می شود . به عنوان مثال در مورد رابطه ی دین و حکومت و لزوم حضور دینداران در عرصه ی سیاست ، متفکران دینی ما هر کدام از از یک لبه ی پرتگاه پایین افتاده اند ! عده ای شرکت در مسایل سیاسی و اجتماعی بهر قیمتی را وظیفه دیندار دانسته اند و عده ای کنارگذاشتن هر نوع فعالیتی اینچنینی را تجویز کرده اند ، اما یک دیندار مدرن با توجه به گفته ی پیامبر " المومن الکیاس " زیرک است و زیرکی را " دارای تحلیل عقلانی و واقع بینانه " می داند و با توجه به بررسی همه جانبه ی شرایط اگر دانست که فضا و شرایط عمومی برای شرکت در فعالیت های اجتماعی به خاطر کمک به بسط عدالت و آزادی و نیز پیشبرد پروژه ی دینداری مدرن آماده است در فعالیت های اجتماعی و سیاسی حضور می یابد و در غیر اینصورت تا فراهم آمدن وضعیت صبر می کند و هیچگاه حکم کلی همه وقت و یا هیچ وقت صادر نمی کند . بنابراین با توجه به این موضوع یک دیندار مدرن اصولا ً با موضوعی مخالفت و یا موافقت مطلق ندارد ، ممکن است با توجه به شرایط کنونی ایران یک دوران گذار سکولاریستی را برای گذار از سنت به مدرنیته تجویز نماید و یا یک دوران حکومت مبتنی بر آرا و افکار روشن گرانه ی دینی را حلال مشکلات کنونی جامعه بداند اما این به معنای موافقت کلی و همه جانبه و مادام العمری با پروژه ی سکولاریسم ، حکومت دینی و یا حکومت روشنفکری دینی نیست .
ز: یکی از اصول بسیار مهم دینداری مدرن باور و پایبندی عمیق فرد دیندار مدرن به معنویت و اولویت آن به فقه و دینداری فقیهانه است .حاصل گسترش و تربیت و حمایت دیندار فقیهانه وضعبت کنونی جامعه به اصطلاح دیندار ایران است . جامعه ی ایران بر خلاف نظر بسیاری از دوستان که آن را جامعه ای غیر دیندار می دانند جامعه ای دیندار اما از نوع فقیهانه اش است و یکی از علامات آن اینست که در ماهی همچون رمضان آمار جرم و جنایت ها کم می شود و رسانه های عمومی با کلی ذوق آن را منتشر می کنند و دیگر خرمگسی همچون سقراط ! نیست که بیاید و بپرسد چرا فقط در رمضان و نه شعبان و شوال ... ! . در یک جامعه ی فقه محور نگرش سنتی و بسته از دین خیلی سریع حاکم می شود ، روایات تاریخی دینی سلطه پیدا می کند ، فوراً مرز بین خودی و غیر خودی - کافر ! دشمن و ... - ترسیم و پر رنگ می شود ، ریا افزون و افزون تر می گردد ، دشمنی بیشتر و بیشتر می شود ، خرافات و امور غیر و حتی ضد توحیدی رواج پیدا می کند و دینداران در پی حقه های فقهی هستند که هر چه بیشتر بیندوزند و بیاشامند و بخورند و بخسبند و حق دیگران را پایمال کنندو ... ودر اینجنین اوضاعی وجامعه آرام آرام به مرز انفجار اجتماعی می رسد . اما یک دیندار مدرن و معنوی در همه ی اوضاع و احوال اخلاقی و انسانی عمل می کند و هیچگونه خیانتی - حتی از نوع فقهی اش ! - از او سرنمی زند و در تمام موارد و امور اجتماعی - اقتصادی - سیاسی و ... در پی گسترش بیشترین خیراخلاقی ، آزادی ، عدالت ، امنیت جسمی و روانی و آرامش برای فراوان ترین تعداد آدمیان است . با انسانها دشمنی نمی ورزد و خودی و غیر خودی نمی شناسد و به عنوان یک شهروند جهانی می اندیشد . هر کس که دیندار مدرن را از دور می بیند احساس آرامش و امنیت سراسر وجودش را در بر خواهد گرفت و میداند که از جانب او از هر نظر در ایمن خواهد بود .
ح : یک دیندار مدرن به نیروی برتر در نظام هستی باور دارد و خدایی را ناظر بر اعمال و سکناتش می داند اما به توانایی های اراده و عقل خویش نیز آگاه است . نه آنقدر غیر خدایی می زید که نظام هستی را بدون علت و آفریننده ای بداند و ببیند و نه آنقدر سنتی و دگم که حضور خدا را در همه چیز آنقدر دخالت دهد که حتی برای پیروزی تیم فوتبال و یا حزب سیاسی مورد علاقه اش دست به دعا بردارد و زار زار بگرید ! و یا برای ازدواج با فلان کس ساعت ها نماز بخواند و روزه بگیرد ! دیندار مدرن برای دینداریش فلسفه و دلیل و عقلانیت دارد و محک عقل را به میان می آورد و بنابه هر دلیلی فی المثل دلایل خرافاتی و عامه پسند و گاه مبتذل ! مردم را به عبادت فرا نمی خواند بلکه از آنان می خواهد که بیندیشند و دینداری فکورانه داشته باشند تا آرام آرام منازل شهود و الهام معنوی نیز درهای بسته ی خویش بگشایند و نور علی نور شود ! ، دیندار مدرن خدا را باور دارد ولی " لیس الانسان الا ما سعی " را در وجود خویش پرورانده است ، می داند که قوانین علمی و دو دو تا چهار تایی بر نظام طبیعت حاکم است. می داند که خدا به خاطر اینکه او دیندار است معجزه ای به نفع او ترتیب نخواهد داد و دنیا را به کام او نخواهد گردانید بلکه قدرت اراده و تلاش و پشتکار انسانیش عامل همه چیز خواهد بود و پیشرفت غرب و عقب ماندگی مسلمانان را در سهل انگاری و تنبلی و جهالت مسلمین و کوشش و اراده و تلاش و زحمت غربیان میداند و بر آن باور است تا دینداران در وضعیت خویش تغییری راه ندهند نبایستی هیچ انتظاری از نیروهای مابعدالطبیعه داشته باشند و به جای آنکه بخورند و بخسبند و دعا کنند برخیزند و گرهی از مشکلات خویشتن و دگران بردارند.
ط: یک دیندار مدرن با امور غیر انسانی همچون " اعدام ، شکنجه ، محدود کردن آزادی افراد جامعه به بهانه های گوناگون ، دخالت در حوزه ی خصوصی افراد ، منع انتشار آثار و افکار ، سانسور ، برخورد خشن با دگراندیشان و دگر باشان ، جلوگیری از انتقال آزاد و جریان سیال اطلاعات ، فقه گستری بیش از اندازه ، گسترش ناشایست خرافات و اوهامات ، حقوق اجتماعی و انسانی نابرابر زن و مرد ، عدم آزادی سیاسی و اجتماعی ، عدم امنیت فردی ، اجتماعی ، روانی ، اقتصادی و منع اندیشه ورزی " شدیداً مخالف است و سر ناسازگاری دارد و با آنها کنار نخواهد آمد و یکی از افتخارات دینداریش را مخالفت با همچون اموری می داند .
ی: عقل ، دو عقل است ، یکی مکسبی/ که درآموزی به مکتب ، چون صبی
عقل دیگر داده ی یزدان بود / چشمه ی آن در میان جان بود
بدان آرزو که دیندارانی دارای هر دو عقل شویم و نفحات دینداری آرامش بخش را همه جا بپرورانیم.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر