مرداد ۰۹، ۱۳۸۹
از محکمه امام علی (ع) تا دادگاه فرانسه ؛ عدالت درباره مقامات ایرانی هم اجرا می شود؟
عصر ایران - به این خبر دقت کنید:
« اريك وئرث، وزير كار فرانسه، به اتهام كمك به معافيت مالياتي ليليان بتانكورت، ميلياردر فرانسوي و رئيس شركت اورئال، به مدت هشت ساعت مورد بازجويي پليس اين كشور قرار گرفت.
ارتباط وئرث و بتانكورت، دولت پاريس را طي هفتههاي گذشته دچار تنگنا كرده است.
وي متهم است كه به عنوان خزانهدار حزب محافظهكار (حزب حاكم)، اقدام به دريافت كمكهاي غيرقانوني كرده است و از آن براي تامين مالي رقابتهاي انتخاباتي براي پيروزي نيكولا ساركوزي، رئيس جمهور فعلي فرانسه بهره برده است و در مقابل به معافيت مالياتي بتانكورت كمك كرده است.»
این خبر را تقریباً همه رسانه های مهم دنیا منتشر کرده اند و الان ، عالم و آدم می دانند که وزیر کار فرانسه به اتهام مذکور هشت ساعت بازجویی شده است.
حال به پاسخ این پرسش بیندیشید:
" آیا انتشار این خبر ، لطمه ای به حیثیت فرانسه و تشویش اذهان عمومی علیه دولت این کشور است یا آن که مخاطب ، مخصوصاً مخاطب جهان سومی ، با خواندن آن ، به این نکته رهنمون می شود که فرانسه ، عجب سیستم سیاسی و قضایی سالمی دارد که حتی وزیر کابینه هم در آن ، مانند یک فرد عادی مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد و خبرش هم در کل دنیا می پیچد؟ "
این البته اولین باری نیست که یک مقام ارشد حکومتی در غرب یا شرق بازجویی ، محاکمه یا حتی محکوم می شود. آرشیو اخبار ، آکنده از این قبیل خبرهاست و البته در آن کشورها ، محاکمه حاکمان و انتشار اخبار این محاکمات ، نه تنها تضعیف نظام و تشویش اذهان عمومی تلقی نمی شود ، بلکه به عنوان نشانه هایی از سلامت سیستم قضایی و نظارتی و نیز شفافیت دولت ها و البته آزادی رسانه ها در انتشار چنین اخباری تلقی می شود.
جالب اینجاست که اکثر مقاماتی که در کشورهایی مانند فرانسه ، آلمان ، انگلیس ، ژاپن ، کره جنوبی و ... محاکمه می شوند و گاه این محاکمه ها منجر به برکناری ، حبس ، استعفا و حتی خودکشی می شود ، جرائم سنگینی مرتکب نشده اند؛ به عنوان مثال ، چند سال پیش وزیر یک کشور اروپایی ، بدین علت محاکمه شد که متراژ خانه سازمانی مورد نیازش را - که دولت باید تأمین می کرد - فقط چند متر بیش از نیاز واقعی اش به وزارتخانه مربوطه گزارش کرده بود یا در همین خبر صدر مطلب ، وزیر کار فرانسه ، اختلاسی به نفع خود نکرده ، بلکه تنها "متهم" است که به یکی دیگر کمک کرده تا مالیات کمتری بدهد.
اما در کشور ما ادبیات دیگری حاکم است و اگر کسی بگوید بالای چشم فلان مسوول خطاکار ، ابروست ، به گوینده می گویند که آبروی نظام را می بری و خوراک تبلیغاتی برای رسانه های بیگانه درست می کنی و مرتکب تشویش اذهان عمومی شده ای و ... و بدین ترتیب ، اصل ماجرا به حاشیه می رود و آنچه می ماند ، پرونده سازی برای رسانه یا فردی است که متعرض مسوولی شده است.
این در حالی است که محاکمه و حتی محکومیت مسوولانی که احیاناً مرتکب جرم و تخلفی شده اند ، نه تنها وهن نظام و تضعیف حاکمیت نیست ، بلکه برعکس ، تقویت کننده و اطمینان بخش است.
این ادبیات که "محاکمه مقامات ، عوارض نامطلوبی دارد" ، قطعاً ساخته و پرداخته مجرمان یقه سفیدی است که در طول زمان به یک گزاره قطعی و غیرقابل تردید تبدیل شده و از پست و مقام ها ، دژی مستحکم فراهم آورده تا متقلبان ، در درون آن از هرگونه پاسخگویی مبرا باشند!
به راستی آیا در طول 31 سال اخیر ، از میان مسوولان و مقامات مطرح کشور ، تنها فردی به نام غلامحسین کرباسچی(شهردار اسبق تهران) مجرم بود که در ملأ عام محاکمه و محکوم شد یا افرادی در حد معاون رئیس جمهور و وزیر و نماینده مجلس و استاندار نیز مستوجب محاکمه بوده اند اما در حصار امن ریاست و وزارت و وکالت ، خوش آرمیدند و حتی تن به یک بازجویی ساده هم ندادند "زیرا نظام به خطر می افتاد"؟!
فراموش نمی کنیم حکایت محکمه ای که علی(ع) به عنوان امام مسلمانان ، در برابر سارق یهودی ، محکوم به بی حقی شد و این حکایت در تاریخ ثبت و ضبط شد و به عنوان سندی از عدالتمداری علی (ع) به ما رسید.
اگر ادبیات امروزین ما در زمان مولا نیز جاری و ساری بود ، یا پای علی(ع) به محکمه باز نمی شد زیرا برای امام المسلمین افت داشت که مورد سوال قاضی دادگاه قرار گیرد و یا در پایان محاکمه ، علی(ع) ، آرام در گوش قاضی نجوا می کرد که از این ماجرا با کسی سخنی نگوید و به سارق یهودی نیز تحکم می کرد که اگر از این دادگاه سخنی بر زبان بیاوری ، با شمشیر بران طرفی!
علی (ع) اما چنین نکرد و به عدالت و شفافیت رفتار نمود و اولین ثمره اش نیز اسلام آوردن طرف دعوایش بود که بعد از رأی دادگاه لب به اعتراف گشود و بر جرم خویش اعتراف کرد.
... و قسم به همان علی(ع) تا زمانی که صاحبان منصب در این کشور همانند افراد عادی و گمنام پاسخگوی اعمال خویش نباشند و حرف و حدیث ها و جرم و تخلف هایشان با سلام و صلوات و مصلحت اندیشی های غیر مصلحانه ، لاپوشانی شود ، بسیاری از گره های مملکت ، ناگشوده باقی خواهد ماند... و خوشا غربیان که در تبعیت عملی از برخی آموزه های اسلام ، از ما مدعیان مسلمانی جلوترند!
افزایش کارگرهای فصلی سرگردان در میدانهای تهران
رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران گفت: به دلیل نداشتن یک متولی و پاسخگوی مشخص، معضل سرچهار راه نشینی کارگرهای فصلی همچنان بدون حل باقی مانده است.
به گزارش ایلنا، مرتضی طلایی در مورد اوضاع نابسامان کارگران فصلی و استقرار مجدد آنها در سرچهارراهها و میادین تاکید کرد: متاسفانه هنوز پس از گذشت چند سال از طرح حساسیت موضوع هیچ یک از دستگاهها وظایف تعهد و نقش خود را در ستاد ساماندهی کارگران فصلی انجام ندادهاند.
او افزود: این معضل نیز مانند بسیاری از معضلات در کشور بین بخشی بوده و مسئول مشخصی در قانون برایش تعیین نشده، به این دلیل هر دستگاه مسئولیت را بر عهده دستگاه دیگری میگذارد و در این زمینه موفقیتی حاصل نمیشود.
رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران در ادامه تصریح کرد: تعداد کارگران فصلی طی یک سال اخیر بیشتر شده چرا که میزان تقاضای کارگران به واسطه رونق ساخت و ساز و متقاضیان دریافت پروانههای ساختمانی نیز افزایش داشته است.
به گفته طلایی متاسفانه عدم فعالیت مفید کارخانجات کوچک تجاری در شهرکهای صنعتی و آزاد شدن نیروی کار در این شهرکها، به تعداد کارگران فصلی سرگردان در سر چهارراهها اضافه کرده است. او گفت: تاکنون برای ساماندهی کارگران فصلی اقدام جدی صورت نگرفته و موازیکاری یا تداخلکاری تعدادی از سازمانها در این زمینه کار ساماندهی کارگران فصلی را همچنان روی زمین گذاشته است
هاشمی: از آزادسازی اقتصاد فاصله گرفتهایم
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس اعلام کرد: جایگاه بخش خصوصی به درستی تعریف نشده است.
به گزارش ایسنا، مهندس سیدحسین هاشمی در نخستین همایش ملی صنعت فرآوری شیر و صنایع وابسته که در شهرک فناوری و صنایع غذایی مشهد برگزار شد، اظهار داشت: ما از واقعیتهایی که در دنیا میافتد گریزان هستیم؛ در دنیا عملا ثابت شده که بخش خصوصی و مردم هستند که میتوانند به عنوان بخش فعال و کارآفرین اقتصاد هر کشور ایفای نقش کنند.
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس تصریح کرد: در کشور با وجود تمام صحبتها، میزگردها و همایشهای تخصصی جایگاه بخش خصوصی هنوز به درستی تعریف نشده و نمیدانیم جایگاه بخش خصوصی در اقتصاد کشور، کجاست؟
وی با اشاره به بند یک اصل ۴۴ قانون اساسی که دربارهی آزادسازی اقتصاد است، تاکید کرد: متاسفانه ما از این امر فاصله گرفتهایم و به سمت سیستم شبه دولتی حرکت میکنیم، یعنی باز هم بخش خصوصی در سایه قرار گرفته است.
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس با اشاره به حضور مردم در اداره کشور اظهار داشت: این مردم بودند که انقلاب کردند و کشور را در یک جنگ بزرگ به پیروزی رساندند، پس میتوانند در عرصه اقتصاد نیز موفق باشند هر چند که جنگ اقتصادی به مراتب سختتر از جنگ تحمیلی است.
هاشمی تصریح کرد: با تمام این مشکلات و موانع در برنامه ۵ ساله چهارم، متوسط رشد صنعت و معدن کشور ۹ درصد بوده و این درحالی است که رشد بخش کشاورزی با این همه توجهی که به آن میشود، منفی بوده است.
این نماینده مجلس افزود: تسهیلاتی که به بخش صنعت داده شده، ۵۰ درصد کمتر از آن چیزی است که به بخش کشاورزی تخصیص پیدا کرده اما جوابی که در بخش صنعت گرفته، به مراتب بهتر از کشاورزی است.
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس خاطرنشان کرد: اگرچه صادرات کشور از شش میلیارد دلار به ۱۸ میلیارد دلار در سال گذشته رسیده اما این درحالی است که ۵/۲ برابر این مبلغ واردات به کشور صورت گرفته است.
وزارت خارجه چین: مخالف تحریم یکجانبه اروپا علیه ایران هستیم
سخنگوی وزارت خارجه چین با تاکید بر حل دیپلماتیک موضوع هستهای ایران گفت: چین مخالف تحریمهای یکجانبه اتحادیه اروپا علیه برنامه هستهای تهران است.
به گزارش مهر، چاینا دیلی، جیانگ یو، سخنگوی وزارت خارجه چین روز گذشته در گفتو گو با خبرنگاران در پکن اظهار داشت: امیدواریم که طرفهای ذیربط به شیوهای دیپلماتیک برنامه هستهای ایران را حل کنند.
این رسانه چینی در گزارش خود به نقل از سخنگوی وزارت خارجه چین، نوشت: پکن مخالف تحریمهای یکجانبه و جدید اتحادیه اروپا علیه برنامه هستهای ایران است.
جیانگ یو گفت: برنامه هستهای ایران باید از طریق گفتو گو حل شود. سخنگوی وزارت خارجه چین با اشاره به نامه اخیر ایران به "یوکیو آمانو" مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای ازسرگیری مذاکرات هستهای این کشور و موضوع تبادل سوخت هستهای گفت که دولت چین از این اقدام ایران استقبال میکند.
وی افزود: دولت چین امیدوار است که مذاکرات میان ایران و گروه وین (آمریکا، فرانسه و روسیه) به علاوه آژانس بینالمللی انرژی اتمی هرچه سریعتر و در آینده نزدیک آغاز شود.
بر اساس این گزارش وزرای خارجه اتحادیه اروپا دوشنبه گذشته اعمال تحریمهای بیشتر را علیه ایران بهمنظور متوقف کردن برنامه غنیسازی اورانیوم این کشور و تاثیرگذاری در بخش نفت و گاز ایران تصویب کردند.
این تحریمهای غیر قانونی شامل ممنوعیت سرمایهگذاری در بخش نفت و گاز و همچنین اعمال محدودیتهای بیشتر در بخشهای کشتیرانی و بانکداری است.
آیتالله امینی: تخریب افراد و ظلم به خانوادهها، مانع ظهور امام زمان(عج) میشود
جامعهای که امام زمان(عج) مدنظر دارد، جامعهای نیست که در آن حق افراد پایمال و آبروی آنان ریخته شود.
به گزارش ایلنا، پس از غیبت ۵۴روزه آیتالله امینی، در جایگاه امامت جمعه قم، بار دیگر آیتالله امینی در این جایگاه قرار گرفت.
آیتالله امینی در خطبههای نمازجمعه قم، در شبستان امام خمینی(ره) حرم حضرت معصومه(س)، با برشمردن زمینههایی که به ظهور حضرت ولی عصر(عج) منجر می شود، اظهار داشت: جامعهای که امام زمان(عج) مدنظر دارد، جامعهای نیست که در آن حق افراد پایمال و آبروی آنان ریخته شود.
وی افزود: تخریب چهره افراد و آبروریزی، بیعدالتی، ظلم به خانوادهها و ... را میتوان از آفتهایی دانست، که مانع ظهور امام زمان(عج) میشود؛ برای تحقق ظهور باید با انجام رفتارها و اعمال اسلامی و مناسب، فضای جامعه را آماده کنیم.
امام جمعه موقت قم، با بیان این که برای ظهور باید آمادگیهای فردی و جمعی صورت گیرد، گفت: باید پرسید که آیا در جامعه اسلامی ما قوانین اسلامی به درستی رعایت میشود؟، آیا حرفهایی که میزنیم، بر طبق آموزههای اسلامی و عدالت است؟ و ...
وی با اشاره به سخنی از امام خمینی(ره) یادآور شد: امام خمینی(ره) هدف از انقلاب اسلامی را برپایی جامعه اسلامی طبق موازین و آموزههای اسلام و عدالت دانسته بودند.
آیتالله امینی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سختتر شدن شرایط ازدواج برای جوانان، خاطرنشان ساخت: در خصوص وضعیت ازدواج جوانان وضعیت مطلوبی نداریم و به همین دلیل، مسئولان فرهنگی باید اقداماتی جدی و اساسی را صورت دهند.
وی با انتقاد از نحوه شادیهای اخیری که برای جشن امام زمان(عج) صورت گرفت، گفت: متأسفانه در بعضی از جشنها، اعمالی صورت میگیرد، که رضایت امام زمان(عج) در آنها نیست.
مهاجرت نخبههای روزنامهنگاری از ایران
محمدرضا نسب عبداللهی: بیش از یک سال از انتخابات بحثبرانگیز ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ۸۸ گذشته و هر روز که میگذرد؛ عمق فاجعه بیشتر روشن میشود. فقط یک انتخابات نبود که بحثبرانگیز شد، بلکه صدها روزنامهنگار سرزمینام را مانند خیلیهای دیگر آواره سایر کشورها کرد.
دفتر کوچک تلفنم را باز میکنم و آن را ورق میزنم. نامها و شمارههایی از دوستان روزنامهنگارم را میبینم که دیگر هر چه تماس میگیرم آن سوی خط کسی نیست که پاسخم را بدهد.
حالا این دفتر تلفن برایم خاطره شده که با ورق زدنش به نامهایی بر میخورم که صدایشان در گوشم است. شمارهها به خاطرهها پیوستهاند و آنچه مانده «حسرت» است و بس.
هنگامی که محمود احمدینژاد میگوید ایران، آزادترین کشور دنیاست، شنیدن این حرف از او که میگوید «فرار مغزها» نداریم، دیگر شگفتانگیز نیست.
چه او و چه هرکس دیگری که بخواهد بگوید ایران، فرار مغزها ندارد اما من که خود میدانم بخش عمدهای از «نخبههای روزنامه نگاری» کشورم، فرار را بر ماندن در سرزمینی که «مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون باشد» ترجیح دادهاند.
من که خود میدانم کسانی که روزگاری نام و کارشان، «قوتم میبخشید»، حالا هزاران کیلومتر از کشورشان دوره شده اند.
حالا من ماندهام که چه کسی «اجاق کهنه سرد سرایم» را گرم کند؟ حالا من ماندهام با «دم گرم» چه کسی گرم شوم؟
مگر نمیگویند که پروردگار روزیرسان است اما من به دل و روحم چه بگویم هنگامی که «رزق روحم» مدتهاست قطع شده است؟
رزق روح من نام و کار روزنامهنگارانی بود که بوی آن بر صفحات کاغذی جاری میشد. حالا دیگر حتی روزنامهای هم نمانده است. انگار آنها که رفتند، روزنامهنگاری هم رفت.
چه هیجانی داشت ورق زدن روزنامهها و نشریاتی که هر روز از این دکه به آن دکه دنبالشان میدویدم اما حالا که به دکه ها سر میزنم جای خالی خیلیها را میبینم.
کسانی بودند که «وقت دلتنگی» دستم را به سویشان دراز میکردم اما حالا که جایشان خالی است، چه کنم؟ مدت هاست که دستم را از بس دراز کردهام و کسی نبوده که گرمی دستش، «جرئتم» ببخشد؛ به گوشهای خزیده ام، سرد و تنها.
منبع وبلاگ نویسنده
نابودی صنعت ۶ هزار ساله کرمان بازار مسگرها در قبضه چین و پاکستان!
پس از خاموش شدن صدای چکش مسگران کرمانی به عنوان اصیلترین صنعت دستی کرمان در راسته مسگران بازار گنجعلیخان، کالاهای مسی و اجناس تزئینی چینی و پاکستانی پس از هزاران سال جای مس اصیل کرمان را گرفتهاند.
شهر کرمان از گذشته تا کنون در دو چیز معروف است و همه مردم ایران و حتی گردشگران جهان، کرمان را با نام زیره و مس کرمان میشناسد اما پس از گذشت هزاران سال از مسگری در استان کرمان صدای چکش و ضرب آهنگ مسگران در بازار کرمان به تاریخ پیوسته است و دیگر صدای ممتد و زیبای چکش مسگران در بازار مسگری کرمان به گوش نمیرسد.
از صدها حجرهای که در گذشته در راسته بازار مسگران وجود داشت و در میان هر یک کورهای سوزان قرار داشت، امروز حتی یک کوره مس نیز باقی نمانده است و حجرههای مسگری کرمان جای خود را به فروشگاههای تزئینی لوکس و نیکل فروشی دادهاند که از اصفهان و یزد خریداری میشوند و در بازار مسگران کرمان فروخته میشوند.
بازار مسگرهای کرمان در تصرف اجناس چینی
از تعداد انگشتشمار مغازه مس فروشی نیز که در این راسته بازار سنتی کرمان وجود دارد اکثر مغازهها مس و سیلورهای چینی و پاکستانی و یا حتی تابلوهای تزئینی پاکستانی و هندی میفروشند و دیگر استاد کار مسگری در بازار بزرگ کرمان وجود ندارد.
بازار مسگران که یادگاری از دوران صفویه است، امروز به دست دلالان چینی و پاکستانی افتاده است و صنعت سنتی کرمان در خطر جدی قرار گرفته است و به نظر میرسد با تغییر شغل مسگران و عدم تمایل جوانان به این صنعت بزودی مهمترین صنعت دستی کرمان به تاریخ خواهد پیوست.
مجسمه مرد مسگر تنها بازمانده مسگران
کرمان به دلیل وجود معادن بزرگ مس در سرچشمه، بردسیر و شهر بابک از پنجهزار سال پیش مرکز مهم تولید مس و به خصوص ظروف مسی بهشمار میرفته است همچنین حفاریهای صورت گرفته در منطقه "تل ابلیس" در شهرستان بردسیر کرمان نشان از وجود کورههای مس ۶ هزار ساله دارد.
اما این صنعت دیرپای کرمان هم اکنون پس از هزاران سال درحال منسوخ شدن است و تنها چیزی از این بازار و صنعت تاریخی در استان کرمان بهجای مانده است یک مجسمه مرد مسگر در ابتدای بازار مسگران و خاطرههای شیرین مردم کرمان از بازار مسگران است.
مسگری سالهاست که فراموش شده است
یکی از مغازه داران راسته مسگران کرمان که دیگر نشانی از یک مسگر ندارد، اظهار داشت: در راسته بازار مسگران هیچ کارگاه مسگری وجود ندارد و اکثر صدها کالای مسی که در این مغازه وجود دارد یا کار اصفهان است و یا کالاهای چینی و پاکستانی و بعضا هندی است.
وی میگوید: چند قلم مس کرمانی هم در این مغازه وجود دارد که هر قطعه به دلیل نایاب و منحصر به فرد بودن از ارزش بالایی برخوردار است و در حقیقت به اندازه طلا ارزش دارد.
وی در خصوص اینکه چرا حرفه مسگری را ادامه نداده است، گفت: مسگران این راسته به تدریج این مغازهها را واگذار کردهاند و من هم اصلا بازار قدیم شهر کرمان را به یاد نمیآورم تا جایی که من میدانم هیچ کدام از این مغازهداران از مسگران قدیمی راسته مسگران نیستند.
این مغازهدار کرمانی گفت: کار اصل مس کرمان کالایی بسیار با ارزش است تا جایی که میدانم در این بازار فقط یک استاد کار مسگر وجود دارد که کارهای سفارشی را قبول میکند.
یکی از قدیمیهای بازار مسگران کرمان در خصوص راسته مسگران میگوید: کار من از قدیم سفید کاری بود و الان هم سفید کاری
ظروف را انجام میدهم و تقریبا تنها کارگاه باقی مانده از قدیم همین کارگاه است.
مردم تمایلی به خرید مس ندارند
این پیرمرد بازاری کرمان افزود: طی چند سال قبل صدای چکش مسگران کرمان در تمام بازار به گوش میرسید اما کم کم به دلیل عدم تمایل مردم به خرید ظروف مسی و گرایش به ظروف لوکس روز مسگران هم ورشکست شدند و یکی پس از دیگری مغازههای خود را واگذار کردند، اینها هم که الان مس میفروشند هیچ کدام اصلا نمیدانند مسگری یعنی چی و فقط کار فروشندگی اجناس را انجام میدهند.
وی افزود: زمانی اگر جزء جهیزیه یک دختر کرمانی مس نبود میگفتند جهیزیهاش ناقص است و یک عیب برای خانواده دختر محسوب میشد اما الان مس فقط یک کالای دست و پاگیر است.
وی ادامه داد: سینی مسی، تابلوی مسی، چلوصافی مسی؛ دیگ مسی و قاشق و کاسههای مسی جزء اصلی جهیزیه بود الان هم اگر در خانه قدیمیها دقت کنید میتوانید در انبارهای خانهها این ظروف را پیدا کنید اما الان هیچ ظرف مسی را که کار دست باشد نمیتوانید در بازار پیدا کنید.
یک زن کرمانی نیز در خصوص ظروف مسی کرمان، گفت: از گذشته رسم بود که در خانهها ظروف مسی وجود داشته باشد اما گران بودن این ظروف و همچنین جایگزین شدن ظروف سبک و زیبا بجای ظروف مسی موجب شده است اکثر خانوادههای کرمانی دیگر تمایلی به خرید این اقلام نداشته باشند اما با تمام این حرفها در خانه همه کرمانیهای اصیل هنوز تابلوهای مسی وجود دارد.
وی افزود: اگر هم کسی بخواهد ظرف مسی بخرد الان دیگر کسی ظرف مسی دستساز ندارد و فکر نمیکنم جایی وجود داشته باشد که بتوان این کالاها را خرید.
ظروف مسی در زیر زمین خانهها خاک میخورند
وی عنوان کرد: از آن همه هیاهوی بازار مس گران کرمان الان هیچ چیز باقی نمانده است و اکثر ظروف هم در زیر زمینهای خانههای کرمان خاک میخورد و یا درنهایت به نمکیها فروخته میشود.
یکی از استادکارن مس کرمان که درگوشهای از بازار به حوض وسط چهاسو خیره مانده است هم، به گذشته باز میگردد و میگوید: آن روزها در هر یک از این حجرهها یک کوره بزرگ ذوب مس وجود داشت و شاگردهای مغازهها از ساعات ابتدایی صبح قبل از استاد کار این کورهها را روشن میکردند.
کسی از مسگران حمایت نکرد
حاج احمد اکبری افزود: اکثر ظروف مردم کرمان توسط چکش همین افراد درست میشد و با شروع یک روز کاری راسته بازار پر میشد از صدای چکش و صدا در طاقها میپیچید و انعکاس بسیار جالبی داشت بهطوریکه هنوز این صدا به عنوان خاطرهای شیرین در ذهن مردم باقیمانده است.
وی اضافه کرد: تا چند سال پیش هم هنوز چند حجره مسگری وجود داشت اما در حال حاضر هیچ کس کار مس نمیکند.
وی در پاسخ به اینکه چرا تمام حجرههای مسگری کرمان تعطیل شده اند، گفت: این اواخر دیگر هیچکس مس نمیخرید از سویی قیمت مس هم افزایش یافت چون خود ما هم مس را با قیمت زیاد میخردیم و بعد از کار کردن روی مس قیمت بیشتر هم میشد مس هم ظرف سنگینی بود و مردم به خرید ظروف لوکس روی آورده بودند و دیگر برای کسی نمیارزید که مسگری کند.
حاج اکبری با خنده ادامه داد: چند سالی است که مسگری در کرمان تمام شده است و فقط اسم راسته مسگران باقیمانده است.
وی گفت: همه مسگران پیر شدهاند و هیچ جوانی هم علاقهای برای یاد گرفتن مسگری ندارد اگر هم بخواهد یاد بگیرد جایی برای شاگردی کردن وجود ندارد.
استاد کار مسگر کرمانی در آخر با خنده میگوید: صدای چکشهای بازار طلافروشان کرمان بیشتر از صدای بازار مسگران است و شاید بارور نکنید اما ۱۰ سال پیش این چنین روزی و این چنین حرفی برای بسیاری از مسگران حرفی مضحک بود اما الان یکی بگوید مسگران کرمان کجایند و این همه ظرف چینی در بازار مسگران کرمان چه میکند.
وی با اشاره به اینکه هیچکس از صنعت مسگری حمایت نکرد تا از بین رفت، گفت: با این وضعیت بازار اگر صدای چکشی در بازار بپیچد فکر میکنم مغازهداران لوکس فروش این راسته که یک بار هم دود کوره نخوردهاند اعتراض هم بکنند که چه صدای گوشخراشی.
اکرمی: در کشور گرفتار مدیحهسرایانی شدیم که فقط «بهبه و چهچه» میکنند
نماینده تهران تاکید کرد: تا زمانی که حاضر نشویم دور یکدیگر بنشینیم و حرفهای یکدیگر را بشنویم، اوضاع اختلافات همینگونه خواهد بود.
به گزارش ایلنا، سید رضا اکرمی نماینده تهران در پاسخ به سوالی در مورد اختلافات موجود در جناح اصولگرا اظهار داشت: اولین مسئلهای که در این جریان باید روشن شود، "تعریف اصولگرایی" است. زیرا گاهی این تعریف حداقلی و گاهی نیز حداکثری است. اما اگر آن را در چند اصل پذیرش انقلاب اسلامی، ولایتفقیه و قانون اساسی و شخص ولیفقیه بیان کنیم، قطعا بسیاری از افراد علاقهمند به انقلاب در دایره اصولگرایی قرار میگیرند. اگر هم دایره اصول را زیاد کنیم، ممکن است برخی افراد در آن نگجند.
وی با بیان اینکه بعید است اصولگرایان در بینش با یکدیگر اختلاف داشته باشند، بلکه عمدتا در روش با هم اختلاف دارند، افزود: به طور مثال معتقدم در دولت نهم و دهم بسیاری از اصولگرایان واقعی مورد بیمهری و بداخلاقی واقع شدند. هر چه فکر میکنم متوجه نمیشوم که چرا افرادی مانند دانش جعفری، پورمحمدی و ... باید برکنار شوند. متاسفانه افراد دارای تجربه ۳۰ ساله را با اینگونه روشها دفع میکنیم و افراد ناشی و ناوارد را روی کار میآوریم که در نتیجه این رفتار، کشور را به جای کارگاه تبدیل به آزمایشگاه کردهایم.
این نماینده مجلس همچنین اصولگرایان را به داشتن سعهصدر توصیه کرد.
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در ادامه در مورد راهحلهای ایجاد وفاق بین اصولگرایان گفت: در این راستا سه کار باید انجام شود، اول اینکه در یک محیط خودمانی و صمیمانه همه افراد و بخشهای جریان اصولگرا با یکدیگر سخن بگویند و دوم اینکه با اعتدال و انصاف سخن گفت. زیرا ما در کشور یا گرفتار مرثیهسرایان هستیم که فقط از اوضاع انتقاد میکنند و یا گرفتار مدیحهسرایان که فقط "بهبه و چهچه" میکنند. در حالی که اکنون در کشور مشکل بیکاری وجود دارد، از ظرفیتهای اقتصادی استفاده نمیشود و علیرغم پیشبینی رشد هشت درصدی سالانه در برنامه چهارم توسعه، این رقم صفر است.
وی ادامه داد: کار سوم اصولگرایان این است که صورت مسئله را پذیرفته و راهحل را دنبال کنند و به دشمن هم اهمیت ندهند. زیرا آنها حتی موجودیت ما را نیز قبول ندارند.
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در پاسخ به اینکه دلیل تداوم مشکلات مذکور در جناح اصولگرا چیست؟ تاکید کرد: تا زمانی که حاضر نشویم دور یکدیگر بنشینیم و حرفهای یکدیگر را بشنویم، اوضاع همینگونه خواهد بود. نباید پشت سر هم سخن بگوئیم و سوءظن ایجاد کنیم. زیرا اگر مشکلات کشور رفع شد، نتیجه آن به سود همه است و اگر اوضاع رو به بدی هم رفت، یقه همه ما را میگیرند.
لاريجاني در گفتوگو با ايلنا: در صورت تداوم تخلفات دولت، از طرق قانوني برخورد ميكنيم
علي لاريجاني هنگام بازگشت از سوئيس و پس از شركت در سومين كنفرانس جهاني روساي مجلس عضو اتحاديه بينالمجالس در هواپيما با خبرنگار ايلنا به گفتوگو نشست.
رئيس مجلس هشتم در اين گفتوگو كه بهخاطر فشردگي سفر و خستگي هيات همراه تنها 10 دقيقه زمان به آن اختصاص يافت، درباره آينده سياسي اصلاحطلبان و حضور آنان در انتخابات آينده رياستجمهوري به اين جمله بسنده كرد كه از خود آنان بپرسيد. رئيس فراكسيون اصولگرايان، قضاوت در مورد شرايط اصولگرايان را نيز زود دانست و گفت كه بايد منتظر گذشت زمان بود. رئيس قوه مقننه همچنين معتقد است كه هنوز زمان برخورد مجلس با دولت فرا نرسيده است و بايد از طرق قانوني با مسائل روبهرو شد.
مشروح گفتوگوي ايلنا با رئيس مجلس را در ادامه ميخوانيد:
آقاي لاريجاني با توجه به اينكه عدم اجراي كامل قوانين مصوب مجلس از سوي دولت باعث اختلاف نظر بين قوا شده است، چرا مجلس از تمام ابزارهاي نظارتي خود استفاده نميكند؟
مصوبات مجلس زياد است. ما حدود 150 مصوبه در طول مجلس هشتم داريم. آنچه اجرا نشده تنها مربوط به چند مصوبه است و بقيه مصوبات اجرا شده است. مجلس در ابتداي مواجهه با عدم اجراي مصوباتش از طرق مختلف اقدام ميكند و اگر اين روند ادامه داشت، از ابزارهاي نظارتي خودمان استفاده ميكنيم.
باوجود اصلاح اصل 138 قانون اساسي و افزايش اختيارات رئيس مجلس درباره تطبيق قوانين مصوب دولت با قوانين جاري كشور، باز هم دولت مصوباتش را به مجلس نميفرستد و در واقع اجراي اين اصل را به چالش ميكشد؟ اگرچه گفته ميشود پيگيريهايي از طرف مجلس ميشود اما باز هم تابحال پاسخ در خوري از طرف دولت ارائه نشده است؛ مجلس در حال حاضر چهميتواند بكند؟
طبق قانون اساسی مصوبات دولت باید به مجلس ارائه شود تا آنها را با قانون مطابقت دهد. اما مدتی است که این مصوبات به هیات تطبیق ارسال نشده است. عدم ارسال مصوبات دستگاههای اجرایی به مجلس، تخلف از قانون است. اين موضوع روال قانوني دارد تا مصوبات دولت مورد بررسي قرار بگيرد. من اعتقاد دارم كه تعللي صورت نگرفته است. آقای کدخدائی اخيرا مذاکراتی داشتهاند که این مصوبات به هيات تطبيق ارسال شود، ولي اگر مصوبات ارسال نشود از طرق قانوني با دولت برخورد ميكنيم.
آيا در جلسات مشترك روساي قوا، با آقاي احمدينژاد در اينباره صحبتي داشتهايد؟
جلسهاي در اينباره نداشتهايم.
آيا در اينمورد تابهحال به قوه قضائيه شكايتي ارائه شده است؟
در اينمورد شكايتي به قوه قضائيه نشده است. فكر ميكنم بسياري از مسائل اينچنيني بين قوا، بايد از طريق تعامل و از مسير قانوني پيگيري شود.
برخي نمايندگان به استناد تداوم تعلل دولت در اجراي برخي قوانين مصوب مجلس و اجراي ناقص برخي از ديگر مصوبات، معتقدند كه زمان طرح سوال از رئيسجمهور فرا رسيده است. نظر شما در اينباره چيست؟
من در مجلس نديدهام كه اين مساله مطرح و يا راجع به آن رايزنيهايي صورت گرفته باشد. برخي تنها راجع به آن اظهارنظر كردهاند. اما زمان آن فرا نرسيده است.
بعد از انتقادات زياد رئيسجمهور نسبت به گزارش تفريغ بودجه، شاهد توقف قرائت گزارش ديوان محاسبات در مجلس هستيم. چرا گزارش تفريغ بودجه 87 كه از ديماه پارسال به مجلس رسيده است، بهرغم تذكرات نمايندهها قرائت نميشود؟
كميسيون برنامه و بودجه، مشغول بررسي بودجه سال جاري و بررسي برنامه پنج ساله بود و فرصت بررسي گزارش تفريغ بودجه 87 را به دست نياورده بود. آنچه در قانون آمده است، از سوي مجلس اجرا ميشود. پس هر زمان كه كميسيون بودجه اين گزارش را به صحن علني بفرستد، قرائت ميشود و هيچ ملاحظهاي در اين رابطه وجود ندارد.
يك سال از آغاز بهكار دولت دهم ميگذرد. در ابتداي معرفي وزراي اين كابينه، حرف و حديثهاي بسياري درباره ناكارآمدي برخي از وزراي معرفي شده مطرح بود. اما اين كابينه نهايتا راي اعتماد گرفت. امروز وضع كابينه را چطور ميبينيد؟ آيا وزراي دولت دهم كارنامه قابل قبولي ارائه دادهاند؟
مجلس بههر حال به اين اعضاي كابينه راي داده است. در مورد برخي وزرا نمايندگان مجلس نارضايتيهاي ابراز كردهاند؛ بحث و پرسشها و حتي مساله استيضاح در مورد برخي از وزرا مطرح شد. اما هميشه موضع من اين است كه بايد با تدبير و بردباري برخورد شود.
در فضاي سياسي كشور، بويژه پس از اتفاقاتي كه بعد از انتخابات رياست جمهوري سال گذشته رخ داد، برخي اصلاحطلبان را متهم به خطاكاري كرده و به حذف كامل اصلاحات معتقدند. اما برخي عقيده دارند كه اصلاحات هنوز زنده است و بايد فعاليت كند؛ نظر شما چيست؟ به نظر شما در اين جريان (اصلاحطلبي) چهره نسوختهاي باقيمانده كه بتواند در انتخابات آتي عرض اندام كند؟
منظورتان از چهره نسوخته چيست؟
چهرهاي كه هم با استقبال مردمي روبهرو شود و هم شوراي نگهبان آن را تاييد كند.
نميدانم كه آنان در چه وضعيتي هستند. پيشنهادي براي نامزدي برخي افراد دارند يا چه كساني در حال حاضر نامزد بالقوه آنان هستند.
اگر اكثر اصلاحطلبها مثل دوره قبل روي كانديداتوري ميرحسين موسوي تاكيد داشته باشند، چه خواهد شد؟
برويد از اصلاحطلبها بپرسيد.
در ميان اصوالگرايان حامي و منتقد دولت، اردوكشيهاي جديدي مشاهده ميشود. به عنوان رئيس فراكسيون اصولگرايان آيا اين موضوع را قبول داريد؟
اصولگرايان بر روي مباني اشتراك نظر دارند. در اين ميان برخي از اختلافنظرها بين اصولگرايان طبيعي است. برخي از آنان در گذشته حضور پررنگي نداشتند و به همين دليل از آنجا كه با يكديگر از نزديك كار نكردهاند، ممكن است در برخي از مسائل استراتژيك اختلافنظر داشته باشند. اين وجه طبيعي اختلافنظرها بين اصولگرايان است. البته اين اختلافنظرها تنها به اصولگرايان اختصاص ندارد و در اردوگاههاي ديگر نيز همينطور است. در طول يك سال گذشته شاهد التهابهاي سياسي زيادي بوديم. جريانهاي اصولگرايي نيز به طور طبيعي واكنشهاي بسياري نشان دادند كه اين نيز اختلافهاي بين اصولگرايان بهوجود آورد.
برخي از حاميان پيشين دولت به منتقدان امروز آن تبديل شدهاند، آيا اين نشانه نوعي بلوغ سياسي است؟
بهطور طبيعي وقتي مسايل سياسي جنبه پيچيده پيدا ميكند، باعث ميشود افراد درگير اين موضوعات، از ظرفيت ذهني پيچيدهتري برخوردار شوند. البته اين حوادث مضراتي هم براي كشور داشت.
به نظرتان ممكن است براي انتخابات آينده رياستجمهوري ائتلاف جديدي بين اصولگراها حامي و منتقد دولت شكل بگيرد؟
هنوز براي قضاوت در اين زمينه بسيار زود است. اين مساله را بايد با گذشت زمان و از نزديك مورد توجه قرار داد.
به نظر شما مشخصا افرادي چون محسن رضايي و محمد باقر قاليباف در انتخابات آينده نامزد خواهند شد؟
من نميدانم چرا اين سئوالها را از من ميپرسيد. اين موضوعاتي است كه بايد از خودشان بپرسيد؛ رئيس مجلس كه در اين زمينهها اظهارنظر نميكند.
آیتالله مکارم شیرازی در جمع زوار حرمرضوی: برخی افراد وجدانشان به تمام معنا مریض است
ضرت آیتالله مکارم شیرازی با بیان این که در دنیای امروز افرادی پیدا می شوند که وجدانشان به تمام معنا مریض است، به گونهای که به بدن خود بمب می بندند و وارد مسجد مسلمانان می شود و همه را میکشند و از کار خود راضی هستند، اظهار داشت: کسی که وجدانش مرده است از خونریزی لذت میبرد.
به گزارش ايلنا، حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی، از مراجع تقلید، شب گذشته در حرم مطهر امام رضا(ع) در جمع زائران و مجاوران اظهار داشت: وجدان وسیله نجات انسان است، خداوند در قرآن به نفس ملامت کننده سوگند یاد میکند.
وی افزود: انسان باید خود را تربیت و از خداوند درخواست عفو کند تا صاحب نفس مطمئنه شود، یعنی هوای نفس بر او غلبه نمیکند وتحت فرمان شیطان قرار نمیگیرد. در سوره فجر اشاره شده است«یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه المرضیه، فدخلی فی عبادی ودخلی جنتی»، بسیار عالی است ،اگر انسان به این مرحله برسد و به او خطاب شود «حفدخلی فی عبادی ودخلی جنتی» و بیایید در بهترین درجه بهشت جای بگیرید.
آیتالله مکارم شیرازی با بیان اینکه اگر انسان نفس لوامه را کنترل و رام کند در حقیقت شیطان را رام کرده است،تصریح کرد: وجدان باید در مسلمانان زنده نگه داشته شود تا اگر به راه خطار رفتند، بتوانند برگردند. داستانهای زیادی در تاریخ نقل شده است که انسانهای دزد و راهزن و خطرناک چون وجدانشان بیدار بوده از راه گناه وخطا برگشتند و در صف زاهدان با تقوایان قرار گرفتهاند.
این مدرس خارج فقه حوزه علمیه قم گفت: در دنیای امروز افرادی پیدا می شوند که وجدانشان به تمام معنا مریض است، به گونهای که به بدن خود بمب میبندند و وارد مسجد مسلمانان می شود و همه را میکشند و از کار خود راضی هستند؛ کسی که وجدانش مرده است از خونریزی لذت میبرد؛ اسلام دین محبت و رأفت است و حتی بیان میکند در میدان جنگ به درختی آسیب نرسانید.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی بیان داشت: سردمداران معروف دنیا نه تنها وجدانشان بیمار است، بلکه فاقد وجدان هستند، این همه بمبهای شیمیایی و اتمی برای چیست؟ در سراسر دنیا جنگ به راه میاندازند تا کارخانه های اسلحهسازی آنها در آمد بیشتری داشته باشد.
وی تأکید کرد: سعی کنید در جامعه اسلامی وجدان عمومی را زنده نگه دارید، افرادی که به مسأله وجدان عمومی کمک میکنند باید امر به معروف نهی از منکر را مد نظر داشته باشند، این مسأله نباید کوچک شمرده شود؛ این که افرادی میگویند معروف و منکر باید از طرف جامعه شناخته شود غلط است، پیغمبر امر به معروف نهی از منکر را تبیین کرده است و در کتب فقهی شیعه وسنی به نقل از اهل بیت ذکر شده است.
وی با بیان این که دستور قرآن به امر به معروف ونهی از منکر است و معنا و مفهوم آن در جامعه بد بیان شده است، ابراز داشت: مسؤولان بدانند، اگر امر به معروف ونهی از منکر ترک شود گروههایی از مردم وارد این عرصه می شوند و امر به معروف نهی از منکر را اجرا می کنند؛ دولت، نیروی انتظامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید امر به معروف و نهی از منکر کنند.
گفتگو با خانواده هشت اعتصاب کننده: اوین در اعتصاب، خانواده ها در التهاب
خبر اعتصاب شانزده تن از زندانیان سیاسی و قطع تلفن بند ۳۵۰ اوین که نزدیک به ۱۰۵ زندانی حوادث مربوط به انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در این بند نگهداری می شوند در حالی در سایت های خبری منتشر شد که خانواده های این زندانیان در انتظار اعطای مرخصی و یا امتیازات ویژه به عزیران دربندشان به مناسبت نیمه شعبان بودند.
پیگیر های جرس حاکی است، درگیری به وجود آمده میان ماموران زندان اوین و برخی از فعالان سیاسی دربند، آغاز گر این رخداد بوده است. گفته می شود ماموران اوین روز دوشنبه نزدیک به سه الی چهار ساعت زندانیان و خانواده های آنان را در پشت کابین ملاقات معطل نگاه داشتند. چند تن از این زندانیان وقتی مشاهده می کنند ماموران ، بدون توجه به انتظار طولانی مدت خانواده ها در شرایط نامناسب گرمای تابستان، مشغول مکالمه شخصی از طریق تلفن های همراه خود بوده اند، اعتراض خود را به آنها مطرح می کنند؛ اما این اعتراض خشم ماموران را بر می انگیزد و این انتظار را با بی تفاوتی بیش از حد معمول خود، بیشتر می کنند. رفتار نا مناسب ماموران و عدم توجه به سردرگمی و کلافگی زندانیان و خانواده های آنان در روز ملاقات منجر می شود که جمعی از از این زندانیان در یک حرکت دسته جمعی، به سمت اتاق ملاقات حرکت می کنند که این امر به درگیری لفظی میان ماموران و زندانیان معترض منجرا می شود. پس از آن نیز به جای شنیدن اعتراض و خواسته زندانیان، بهمن احمدی امویی و کیوان صمیمی به سلول انفرادی منتقل می شوند. زندانیان دیگر وقتی باخبر می شوند که این دو روزنامه نگار در سلول انفرادی اعتصاب غذا کرده اند، آنها نیز در اعتراض به انتقال هم بندان خود به انفرادی و در حمایت از آنان دست به اعتصاب غذا می زنند و اعلام می کنند تا تحقق خواسته هایشان دست از اعتصاب بر نمی دارند .
به همین مناسبت جرس با بعضی از خانواده های این زندانیان که به خاطر اعتراض به رفتار نامناسب ماموران و مسوولان زندان و همچنین شرایط نامناسب بند ۳۵۰ اعتصاب کرده اند، گفتگوهایی را انجام داده است..
لازم به ذکر است که علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت ، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار ،حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت , عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم ،علی پرویز فعال دانشجویی ،حمیدرضا محمدی فعال سیاسی ،جعفراقدامی فعال مدنی ،بابک بردبار عکاس خبری ،ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل ،ابراهیم(نادر)بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق ،کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار ،مجید دری فعال دانشجویی ، مجید توکلی فعال دانشجویی ، کیوان صمیمی روزنامه نگار ،غلامحسین عرشی ،پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا و محمدحسین سهرابی راد از جمله اعتصاب کنندگان هستند )
گفتگوی جرس با خانواده های تعدادی از این زندانیان در مورد اعتصاب غذا و وضعیت نگهداری زندانیان در اوین، پیش روی شماست:
همسر بهمن احمدی امویی: مانع تراشی ها برای ملاقات، فشار روحی- روانی به زندانیان سیاسی است
ژیلا بنی یعقوب همسر بهمن احمدی امویی ضمن اعلام نگرانی نسبت به وضعیت همسر خود و سایر زندانیانی که دست به اعتصاب غذا زده اند به جرس می گوید: آنچه بیشتر از همه نگرانم می کند این است که همسرم معمولا اهل اعتصاب غذا نبوده و معمولا با صبوری نسبت به مشکلات زندان کنار می آمد اما حالا فکر می کنم رفتار اخیر ماموران زندان تا چه اندازه برای او غیرقابل تحمل و نامناسب بوده و تا چه اندازه مورد آزار و اذیت قرار گرفته است که تصمیم به اعتصاب غذا گرفته است.
این روزنامه نگار که خود نیز پیش از این زندانی شده بود و اینک به مدت سی سال از کار روزنامه نگاری محروم شده است، تاکید می کند، برخورد برخی از ماموران زندان اوین معمولا با خانواده ها خیلی محترمانه نیست اما در روز دوشنبه این رفتار بسیار توهین آمیز بود تا آنجا که علی رغم برگه ملاقاتی که توسط دادستانی مورد تایید قرار گرفته بود بعد از ساعات طولانی، ملاقات را لغو و تلفن ها را هم قطع کرده اند و ما الان اصلا خبر نداریم که چه اتفاقی برای زندانیان افتاده است.
وی ادامه می دهد: ماموران اوین می دانند که زندانیان نسبت به خانواده های خود حساس هستند برای همین گاهی اوقات از این امر به عنوان ابزاری برای فشار روحی و روانی به زندانیان استفاده می کنند. آنها می دانند که در روز دوشنبه زندانیان با امید بیدار می شوند و خودشان را برای دیدن خانواده ها آماده می کنند اما فشاری که به زندانیان وارد می شود تا همین امیدهای کوچک آنها را هم نا امید کنند واقعا تاسف برانگیز است.
ژیلا بنی یعقوب یاد آور می شود:ملاقات های کابینی سه مرحله دارد، مرحله اول اینگونه است که باید یک مدت طولانی در سالن پایینی به انتظار بنشینیم، در مرحله دوم وقتی وارد اتاق ملاقات می شویم باید مدت طولانی به انتظار بنشینیم تا ببینیم کی پرده های کابین های ملاقات بالا می رود و در مرحله سوم باز هم باید انتظار بکشیم تا زندانیان را پشت کابین ها بیاورند. تازه در این مرحله گاهی وقت ها تلفن ها خراب است و خانواده ها در همین بیست دقیقه ای که فرصت دیدار دارند به شدت دچار اضطراب می شوند تا یک تلفن سالم پیدا کنند. هفته های پیش بعد از چهارساعت انتظار وقتی همسرم تلفن را برداشت هیچ صدایی نمی آمد و هر دوی ما دچار استرس وحشتناک شدیم که این فرصت کوتاه را هم با استرس دنبال تلفن سالم می گشیتم.
وی در پایان می گوید: بعد از اعتصاب غذای همسر من و سایر زندانیان، تلفن های بند ۳۵۰ هم قطع شده است. در خالی که تلفن بند عمومی معمولا در مواردی قطع می شد که محکومین به اعدام را برای اجرای حکم می بردند، برای همین نزدیک به ۱۵۰ نفر از خانواده ها هم در شرایط فعلی نگران هستند و اصلا نمی دانند به چه دلیل تلفن ها قطع شده است.
همسر عبدالله مومنی: نسبت به تماس های بیرونی و خبررسانی های زندانیان سیاسی حساس هستند
فاطمه آیینه وند همسر عبدالله مومنی، سخنگوی دربند ادوار تحکیم نیز ضمن بی خبری نسبت به وضعیت عبدالله مومنی به جرس می گوید: از وقتی که من و بچه ها خبر مربوط به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و از جمله همسرم را شنیده ایم، جز نگرانی هیچ کاری از دست مان بر نمی آید. بچه های من مدام خبرها را نگاه می کنند تا ببیند از پدرشان چه خبری می رسید. به چه کسی باید بگوییم که اگر در ایام عید به زندانی حق تماس تلفنی و دیدار با بچه هایش را نمی دهید حداقل آنها را به انفرادی نفرستید.
وی با بیان اینکه اگر تا روز شنبه خبری در مورد وضعیت زندانیان ندهند، خانواده ها به مقابل دادستانی خواهند رفت تا ببینند چه بلایی سر زندانیان آمده است، می گوید: در عجبم که خود این ماموران همسر و خانواده ندارند که با خانواده های دیگر اینچنین رفتار می کنند؟ مسلمان هستند و در عید مسلمانان بلایی به سر زندانی آورده اند که زندانی دست از خوردن غذا بر می دارد تا شاید صدای اعتراضش شنیده شود.
خانم آیینه وند ادامه می دهد: یکی از دلایلی که برای ملاقات ها و تماس های تلفنی زندانیان سیاسی آنقدر سخت می گیرند این است که آنها نسبت به ارتباطات بیرونی زندانیان نگران هستند. می گویند شما اخبار زندان را به بیرون می فرستید و خانواده های شما هم مصاحبه می کنند. حتی چند بار عبدلله را تهدید کردند که تماس های تلفنی او را قطع خواهند کرد و به او اجازه خواند داد تا تنها هفته ای دوبار به منزل زنگ بزند در حالی که این حق قانونی زندانی است که هر روز دو الی پنج دقیقه ای با خانواده اش تلفنی صحبت کند.
مادر کوهیار گودرزی: مواد مخدر راحت وارد اوین می شود اما اجازه نمی دهند کتاب برای زندانی ببریم
پروین مخترع مادر کوهیار گودرزی که بسیار نسبت به وضعیت نامناسب اوین و سلامتی زندانیان نگران بود به جرس گفت: دیگر مانده ام از این زندان چه بگویم وقتی همه گوش هایشان را بسته اند و هیچ نمی شنوند. اینبار دفعه دوم است که پسرم در اوین اعتصاب غذا کرده است اما انگار هیچ کسی پاسخ گو نیست.
وی ادامه می دهد: شاید کسی باور نکند که دفعه نخست می روند بالای سر پسرم و به مدل سبیل او اعتراض می کنند، بعد وقتی کوهیار نمی پذیرد که مدل سبیل خود را به دلخواه آنان تغییر دهد،با دستبند و چشمبند او را می برند وسبیل او را کوتاه می کنند، آدم چه می تواند بگوید وقتی نخبگان یک کشور را می برند در زندان و تا این اندازه تحقیر می کنند.
مادر کوهیار گودرزی نسبت به وضعیت بهداشت زندان می گوید: آنقدر شرایط تاسف برانگیزی دارند که وقتی قیافه های آنها را می بیند، همه زرد و رنگ پریده با دندان های فاسد شده در آنجا نگهداری می شوند و هیچ کس هم نیست که بگوید چه بلایی دارد سر آنها می آید.
وی در پاسخ به پرسشی در خصوص برخورد دادستانی تهران در مورد اعتراض های خانواده ها نسبت به وضعیت بهداشتی زندانیان می گوید: دادستان از من گله کرده که چرا مصاحبه می کنم، به او گفتم بگویید حسین شریعتمداری بیاید من با او هم مصاحبه کنم و بگویم در زندان چه بلایی دارد سر بهترین جوانان این کشور می آید.
وی افزود: نزدیک به دو ماه هیچ مصاحبه ای نکردم. گفتم ببینم بچه مرا آزاد می کنند، هیچ خبری نشد. تنها فرزندی که با بدبختی و نداری بزرگش کرده ام، شاگرد اول بود و دانشجوی نخبه بود و بعد هم رفت دانشگاه صنعتی شریف حالا جایش در زندان است؟ تازه معلوم هم نیست اینها زندانی گرفته اند یا اسیر که این بلاها را سر بچه های ما می آورند. دست ما هم به هیچ جایی نمی رسید و نمی دانیم از دست این آقایان به کجا شکایت ببریم.
وی در مورد برخورد نهادهای قضایی با خانواده های زندانیان می گوید: آنقدر رفتاربرخی از این آقایان توهین آمیز است که فقط مانده است بلند شوند ما را هم کتک بزنند. رییس شعبه سه ما را دیوانه کرده است. از کرمان می کوبم می روم تهران دنبال کار بچه ام هیچ پاسخی نمی گیرم، وقتی هم خسته و کوفته از تهران می رسم به خانه تازه خبر می رسید که کوهیار دوباره اعتصاب غذا کرده است، با ما که این بیرون زندان تا این اندازه توهین آمیز رفتار می کنند ببینید با بچه های ما در زندان چه می کنند که چاره ای جز اعتصاب غذا نمی بینند.
وی می گوید: بعد از سی سال یک عده آدم های شجاع رفتند در خیابان اعتراض کردند، معلوم است کسانی که قدرت را بدون هیچ سند و محتوایی به دست آورده اند حالا میز و تحت وزارت و ریاست را به این راحتی ها رها نمی کنند و به جای پاسخ منتطقی آنها را در زندان می اندازند. خودشان آن بالا در کاخ شان نشسته اند اصلا کاری به این ندارند که یک مادر مجبور است از شهرستان برای دیدن بچه ای که با نداری بزرگش کرده این همه منت بکشد.
مادر این فعال حقوق بشر دربند در پایان ضمن ابراز تاسف نسبت به رفتار مسولان زندان می گوید: در همین اوین مواد مخدر به راحتی وارد بند می شود اما اجازه نمی دهند ما برای بچه های خودمان کتاب ببریم. ترجیح می دهند جوانان خمار و بیمار باشند تا کاری به کار سیاست نداشته باشند.
مادر مجید توکلی: ما چاره ای جز مقاومت نداریم
مادر مجید توکلی، دانشجوی معترض اوین به جرس می گوید: با اینکه دیگر نباید از این آقایان انتظار نیکی کردن داشت ولی به عنوان یک مادر در روز عید انتظار مرخصی فرزندم را می کشیدم که باز هم نشان دادند چنین انتظارهایی از آنها بیهوده است. این سومین بار است که مجید دست به اعتصاب غذا در زندان می زند. شاید برای خیلی ها این مسئله دیگر عادی شده باشد اما برای خانواده ها هربار انگار روز اول است که عزیزش دست از غذا خوردن می کشد تا صدایش به گوش مسوولان برسد.
وی با بیان اینکه هرگز از مقاومت مجید و دوستان او در زندان نا امید نیست می گوید: کاش بچه هایی که می شنوند، پدران شان در زندان دست به اعتصاب غذا زده اند قوی باشند، من می دانم آنها چه می کشند، شاید ما مادرها توان مان بیشتر از آنها باشد، این اتفاقی است که برای ما در کشور افتاده است و ما چاره ای جز مقاومت نداریم.
مادر مجید توکلی ادامه می دهد: این اعتصاب غذا ها بلاهایی بر سر جسم و روح بچه های ما می گذارد که تا همیشه با آنها می ماند و خانواده ها هم بی نصیب از این فشارها نیستند، همین الان در خانه همین شانزده نفری که اعتصاب غذا کرده اند، می دانید چه خبر است؟ مگر می شود یک خانواده بداند که عزیزش در زندان برای اعتراض لب به غذا نمی زند و آنها بدون غصه بتوانند لب به غذا بزنند.
وی در پایان تاکید می کند: بچه های ما زندانی هستند و باید حداقل حقوق زندانیان را در موردشان رعایت کنند، من نه ماه است که مجید را ندیده ام و تنها راه تماس من همان تماس تلفنی بود که باز هم از من دریغ شده است، اگر مسوولین خواسته های اعتصاب کنندگان را برآورده نکنند، هم قلب خانواده ها نا آرام خواهد بود و هم کشور یک بار دیگر برای ندانم کاری های یک عده مامور دچار التهاب خواهد شد.
مادر مجید دری : پسرم یک سال به مرخصی نیامد و حالا دو دقیقه سهم تلفن را هم از ما گرفتند
منور هاشمی، مادر مجید دری دانشجویی که نزدیک به یک سال است بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به سر می برد، نسبت به خبر اعتصاب غذای فرزند خود نگران است و در این رابطه به جرس می گوید: مجید شاید به لحاظ روحی قوی باشد اما به لحاظ جسمی خیلی ضعیف شده است، دچار میگرن و سردردهای شدید عصبی شده که در زندان نیز فقط به دادن چند قرص تقویتی بسنده کرده اند.
وی با بیان اینکه از روز دوشنبه تا کنون هیچ خبری از اوین ندارند، گفت: روزی دو دقیقه سهم ما بود که صدای مجید را بشنویم و حالا همان را هم نداریم، نزدیک به یک سال که نتوانستم فرزندم را در خانه خودم ببینم.، وقتی تماس نگرفت فکر کردیم می خواهد سهمیه دو دقیقه ای خود را نگه دارد تا یکجا به ما زنگ بزند اما خبر اعتصاب غذا را که شنیدیم همه خانواده نگران شدیم و اصلا نمی دانیم چکار باید بکنیم. می رویم دادستانی شاید جوابی به ما بدهند.
مادر این دانشجوی دربند در مورد وضعیت فرزندش در زندان می گوید: یک زندانی حق و حقوقی دارد که متاسفانه هیچ کدام را در مورد بچه های ما رعایت نمی کنند. به کسانی که در بند مالی و قاچاق هستند، پنج یا شش تا خط تلفن داده اند، اما در بند ۳۵۰ که متعلق به زندانیان سیاسی است فقط یک خط تلفن وجود دارد که گاهی ممکن است حتی نوبت به بچه ها نرسد تا به خانواده هایشان زنگ بزنند.
وی همچنین اشاره کرد: اخیرا چند تا کتاب که با مجوز وزارت ارشاد خودشان چاپ شده است را برای مجید فرستاده بودیم که نپذیرفتند، تعجب آور است که آنها حتی کتاب های خودشان را هم قبول ندارند، مگر فرزند من چه تفاوتی به عنوان یک زندانی با زندانیان بندهای مالی و قاچاق دارد که آنها از حق مرخصی و حق تماس تلفنی و بقیه حقوق خود بهره مند هستند اما ما حتی یک کتاب هم نمی توانیم برایش بفرستیم؟
وی با بیان اینکه برخورد برخی از ماموران زندان که خانواده های زندانیان سیاسی را می شناسند خیلی محترمانه است اما عده ای هم هستند که واقعا رفتارهای توهین آمیزی دارند. ما این را می گذاریم به حساب اینکه بد و خوب همه جا هستند ولی برخورد روز دوشنبه واقعا جای نگرانی دارد که به جای شنیدن صحبت های معترضین آنها را به سلول انفرادی منتقل کردند.
پدر علی ملیحی: ما همیشه از علی روحیه می گیریم
جواد ملیحی پدر علی ملیحی روزنامه نگار دربند است که از خبر اعتصاب غذای فرزند خود بی اطلاع است و به جرس می گوید: از زمانی که تلفن های اوین قطع شده است ما خبری از علی نداریم و نمی دانیم بر او چه می گذرد.
وی روحیه علی ملیحی را بسیار خوب توصیف می کند و می گوید، دادگاه حکم چهارسال زندان او را تایید کرده است، اگرچه در روز دادگاه علی خودش بسیار متعجب بود از این حکم ولی سعی می کرد به ما دلداری بدهد.
آقای ملیحی از دیدار دوساعت و نیمه خود با علی ملیحی درروز دادگاه به نیکی یاد می کند و می گوید، ملاقات های حضوری سهم مادر علی است اما در روز دادگاه شایسته نبود که مادر، علی را با آن وضعیت دستبند ببیند برای همین خودم رفتم و ساعت های خوبی را با پسرم حرف زدم.
وی ضمن ابراز نگرانی نسبت به قطعی تلفن های اوین می گوید اگر خبر اعتصاب غذا درست باشد، با توجه به شناختی که از علی آقا دارم، می توانم بگویم بی دلیل کاری را انجام نمی دهد.
همسر حسین نورانی نژاد: اگر جواب ندهند، خانواده های زندانیان در برابر دادستانی تجمع می کنند
پرستو سرمدی، همسر حسین نورانی نژاد، عضو در بند جبهه مشارکت که او نیز نزدیک به یک سال است که به مرخصی در زندان به سر می برد، به جرس می گوید: از زمانی که تافن های اوین قطع شده است ما اصلا خبر نداریم که در زندان چه می گذرد و همین ما را بیشتر نگران کرده است.
این روزنامه نگار جوان در عین حال توضیح می دهد: همسر من دارد دوران محکومیت خود را سپری می کند و طبیعی است که باید مثل همه زندانیان از حق و حقوق خود بهره مند باشد اما با توجه به رفتارهای غیرقانونی که با زندانیان می شود ما از خیر مرخصی و آزادی مشروط گذشتیم و داشتیم آرام آرام با مسئله کنار می آمدیم اما ظاهرا خود آقایان نمی خواهند کشور آرام باشد. خودشان هستند که به التهاب دامن می زنند وگرنه ما که کاری به کار آنها نداشتیم نه مرخصی خواستیم و نه آزادی مشروط اما هیمن ملاقات را هم به گونه ای با مانع تراشی مواجه کردند تا صدای اعتراض زندانیان را بلند کنند و جو را یک بار دیگر ملتهب کنند.
پرستو سرمدی ادامه می دهد؛ ما شاهد بودیم که در ایام عید قاچاقچیان به مرخصی آمدند اما همسر من نیامد، باز هم اعتراضی نکردیم اما اگر این رفتارهای همچنان ادامه پیدا کند همه خانواده هاقرار گذاشته اند روز شنبه در مقابل دادستانی تجمع کنند.
وی گفت: ما خبر مربوط به اعتصاب غذای زندانیان را از سایت های خبری خوانیدم یعنی این حق را نداریم که بگوییم حداقل تلفن ها را وصل کنید تا ببینیم در اوین چه خبر است؟
همسر تاجرینا: به همسرم به عنوان یک دندانپزشک اجازه ندادند تا حداقل به سلامت دندان زندانیان کمک کند
زهرا میریونسی همسر علی تاجرنیا، یکی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم که اینک در بند ۳۰۵ اوین به سر می برد به جرس می گوید: از روز دوشنبه تاکنون بچه های من مدام گوش به زنگ هستند تا پدرشان زنگ بزند اما اصلا نمی دانیم چه اتفاقی افتاده است که تلفن ها را قطع کرده اند.
وی نسبت به وضعیت بهداشتی زندانیان هم ابراز نگرانی می کند و اشاره می کند: همسر من به دلیل اینکه خودش یک دندانپزشک است، وقتی وضعیت دندان های زندانیان را دیده است که در اثر تغذیه ناسلام خراب شده اند، به زندان پیشنهاد داده است تا حداقل بتواند از تخصص خود در زندان استفاده کرده و به زندانیان کمک کند اما هیچگاه با این پیشنهاد موافقت نکرده اند.
وی افزود، به دلیل برخی تعمیرات در زندان، آلودگی هوا، ازدحام بیش از حد جمعیت و گرمای بیش از اندازه، زندانیان از وضعیت مناسب بهداشت و سلامت برخوردار نیستند و این امر بارها گلایه همسرم را به همراه داشت.
وی در پایان تاکید کرد امیدواریم دیدار خانواده های زندانیان با دادستان نتیجه بخش باشد تا بدون هیچ دردسری زندانیان به مطالبات به حق خود دست پیدا کنند.
موسوی تبریزی: در حال حاضر اصولگرایی در قدرت نیست و گروهی خاص حاکم است
وی همچنین گفت "تجربیات گذشته قابل تجدیدنظر است، برخی قوانین نیز نیاز به تغییر دارند" و تاکید کرد "از اوایل پیروزی انقلاب اسلامی تاكنون، انحصارطلبی و حذف دیگران بیشترین ضربه و آسیبها را به جامعه ما وارد كرده و كشورمان را به عقب رانده است ."
به گزارش ایلنا، سید حسین موسویتبریزی، در خصوص لزوم تغییر قوانین احزاب خاطرنشان کرد "آنچه كه مسلم است قانون احزاب همانند قانون اساسی دست پخت بشری است و قوانین كنونی نیز در روزهای اول انقلاب و در مجلس اول تدوین شده است. "
رئیس سابق خانه احزاب با تاكید بر اینكه تجربیات گذشته قابل تجدیدنظر است، افزود: اگر نگرش به تغییر قوانین احزاب، بر اساس محدود كردن و بیخاصیت كردن آنها باشد، مسلم است كه با این نوع نگرش قوانین احزاب بستهتر خواهد شد.
دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با تاكید بر اینكه باید تغییرات در قانون احزاب در راستای كم كردن مشكلات احزاب باشد، افزود: در راستای تقویت احزاب باید برخی از فعالیتهای احزاب را به خودشان واگذار كرد، طبیعی است كه با این نوع نگرش تغییر قوانین احزاب میتواند پسندیده باشد.
وی با اشاره به اینكه برخی از مواد و بسترهای قانون احزاب قابل تفسیر است، افزود: با توضیح در برخی از مواد قانون احزاب، از سوءاستفاده برخی جلوگیری خواهد شد.
دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینكه در دوران ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی و در دوره اول احمدینژاد نیز پیشنهاداتی ارائه و بررسی شد، تصریح كرد: اگر مجلس با كارشناسی این قوانین را بررسی كند و لااقل از احزاب مختلف و از خانه احزاب نمایندگانی را برای بررسی آن دعوت كند، در این صورت میتوان به فعالیت احزاب كمك كرد.
موسوی تبریزی در واكنش به ادعای برخی افراد كه معتقدند خانه احزاب تبدیل به یك باشگاه سیاسی شده است؛ با اشتباه خواندن چنین اظهاراتی، گفت: اینگونه اظهارات جدید نیست. از این قبیل صحبتها در دورههای پیشین نیز بوده است.
وی با بیان اینكه انتخابات خانه احزاب، انتخابات آزادی بوده است، افزود: در دوره پنجم انتخابات خانه احزاب، تعداد افراد شركت كننده در مجمع عمومی بیش از همه دورههای گذشته بوده است؛ علاوه بر آن سه گروه شامل اصلاحطلبان، اصولگرایان و مستقلها در این انتخابات لیست دادند.
موسوی تبریزی در مورد نظریه "حذف اصلاحطلبان" با توجه به اینكه اصولگرایان در مسند قدرتاند، تصریح كرد: به نظر بنده در حال حاضر اصولگرایی در راس قدرت نیست و گروه خاصی در راس قدرت است. اینان فقط از نام اصولگرایی استفاده میكنند. "
دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینكه اصولگرایان واقعی در روش فكری با اصلاحطلبان اختلاف دارند، تصریح كرد: گروه حاكم در قدرت ، اصولگرایان واقعی را هم قبول ندارند و فقط خودشان را قبول دارند . البته این باند برخی از اصولگرایان را در خود جای داده كه قدرت آنچنانی هم ندارند و آنها باید هوشیار باشند.
دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم اضافه كرد: هیچكس نمیتواند گروه دیگری را حذف كند، چرا كه قبل از این اتفاق، خودش حذف میشود. لذا نه اصولگرایان میتوانند اصلاحطلبان را حذف كنند و نه بالعكس.
موسوی تبریزی با تاكید بر اینكه این گروه جدید نه اصولگراست و نه اصلاحطلب، اضافه كرد: این گروه استفاده ابزاری از بسیاری از مفاهیم از جمله قانون اساسی و اصولگرایی میكنند. نباید فراموش كرد كه از اوایل پیروزی انقلاب اسلامی تاكنون، انحصارطلبی و حذف دیگران بیشترین ضربه و آسیبها را به جامعه ما وارد كرده و كشورمان را به عقب رانده است.
تابش خبر داد: ارائه گزارش محرمانه از حساب ذخیره ارزی به كمیسیون تلفیق
محمدرضا تابش عضو كمیسیون برنامهو بودجه، در گفتگو با ایلنا، با اعلام این خبر و تاكید بر اینكه گزارش مذكور محرمانه است، از اعلام رقم دقیق این موجودی خودداری كرد.
به گفته وی، سال گذشته رئیس كل بانك مركزی گزارشی از موجودی حساب ذخیره ارزی به كمیسیون برنامهوبودجه ارائه داده بود كه موجودی این حساب را مثبت نشان میداد، اما این گزارش در كمیسیون محل مناقشه شد. پس از آن مركز پژوهشهای مجلس با ارزیابی میزان تعهدات مالی دولت و كسر آن از موجودی حساب ذخیره ارزی، طی گزارشی اعلام كرد كه موجودی این حساب منفی است. از آنجا كه این گزارش نیز مورد تایید برخی مسئولان دولتی نبود، كمیته مشتركی از سوی كارشناسان مركز پژوهشها، بانك مركزی و وزارت اقتصاد تشكیل شد تا گزارشی از موجودی حساب ذخیره ارزی تهیه كند.
دبیركل فراكسیون خط امام(ره)، از سیاست یك بام و دو هوای دولت در اعلام موجودی حساب ذخیره ارزی سخن گفت و افزود: هرگاه دولت قصد برداشت از حساب ذخیره ارزی را داشته باشد، موجودی این حساب را مثبت نشان میدهد. اما هرگاه مجلس مصوبهای برای برداشت از حساب ذخیره ارزی داشته باشد، دولت میزان تعهداتش را از موجودی این حساب كم میكند و موجودی آن را منفی جلوه میدهد تا بهانهای برای عدم اجرای مصوبات مجلس داشته باشد.
تابش با تاكید بر اینكه باید تعریف واحدی برای اعلام موجودی حساب ذخیره ارزی وجود داشته باشد، ادامه داد: اتخاذ چنین سیاست یك بام و دو هوایی، به نفع دولت نیست.
عضو كمیسیون برنامه و بودجه در واكنش به اینكه دولت قانون برداشت دومیلیاردی از حساب ذخیره ارزی برای توسعه حمل و نقل شهری را اجرایی نمیداند و نمایندگانی همچون خباز نیز معتقدند كه این به دلیل خالی بودن حساب ذخیره ارزی است، گفت: اگرچه نمیتوانم میزان موجودی حساب ذخیره ارزی را به دلیل محرمانه بودن آن اعلام كنم اما در این حساب آنقدر موجودی وجود دارد كه دولت بتواند به اجرای این قانون بپردازد
اسماعیل ططری، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی درگذشت
به گزارش مهر، ططری از اعضای مجمع نمایندگان ادوار مجلس و از اعضای موسس حزب اعتماد ملی بود که در دوران جنگ، نقش زیادی در سازماندهی بسیج عشایر و ایلات ایفا کرد.
سخنرانیهای او بهویِژه در مجلس ششم، بسیار مورد توجه رسانه ها بود.
ططری در سالهای اخیر در سمت مشاور وزیر نفت اشتغال داشت.
این نماینده سابق مجلس، پس از انتقال به کرمانشاه، براساس وصيتش، در مسجد حضرت امير المومنين روستای مله سرخ جلالوند كه خود بانی ساخت آن بوده، به خاک سپرده میشود.
توقیف گذرنامه و ممنوع الخروج شدن مولانا عبدالحمید
به گزارش هرانا، افرادی که گذرنامه وی را توقیف کرده اند ظاهرا از توقیف گذرنامه و ممنوع الخروج شدن مولانا عبدالحمید ماموران وزارت اطلاعات بوده اند اما رسیدی که پس از توقیف گذرنامه به ایشان تحویل داده شده، اشاره به حکم صادره از دادگاه ویژه روحانیت داشته است.
مولانا عبدالحمید یکی از اندیشمندان جهان اسلام است که در داخل و خارج از کشور شخصیتی شناخته شده دارد.
خبرنگار سنی آنلاین از مولانا عبدالحمید علت توقیف گذرنامه را جویا شد که وی در پاسخ گفت: "به نظر بنده، غیر از تنگ نظری و عدم تحمل ارتباط اهل سنت ایران با جهان اسلام، چیز دیگری نمی تواند علت این امر باشد".
بازداشت و مورد تهدید قرار گرفتن 15 تن از دراویش گنابادی
به گزارش پایگاه اینترنتی مجذوبان نور، وزارت اطلاعات با ارسال بخشنامهای به تمامی ادارات خود در سطح شهرستان ها، دستور برخورد با دراویش، برخی اقلیت های مذهبی و همچنین دگراندیشان عقیدتی را صادر كرده و از دوماه پیش نیز، براساس همین بخشنامه، برگزاركنندگان مجالس هفتگی دراویش در شهرستان ها به ادارات اطلاعات احضار شدهاند.
این گزارش با بیان اینکه "طبق بخشنامه اخیر وزارت اطلاعات، دراویش گنابادی و اهل تسنن و بهائیان در تمام شهرهای ایران باید تحت نظارتهای امنیتی قرار بگیرند و با آنها برخورد شود"، خاطرنشان کرد "در ماه گذشته، مجلسداران دراویش شهرهای بهبهان، بندر گناوه، بندرلنگه، قائمشهر، ساری، مسجد سلیمان، كوار، اهواز، شهركرد، گلپایگان، كاشان، بیدخت گناباد و چندین شهر دیگر به ادارات اطلاعات احضار و مورد تهدید واقع شدهاند. "
در همین رابطه، نهم تیر ماه، ماموران با مراجعه به مغازه یکی از دراویش به نام حسین دهقان در بیدخت (گناباد)، اقدام به ارعاب و تهدید به پلمپ مغازه وی به دلیل استفاده از عبارت "هو ١٢١" کردند.
عباس صالحیان برزکی از دراویش گنابادی ساکن گلپایگان نیز، صبح روز نهم تیرماه، توسط نیروی انتظامی گلشهر گلپایگان به صورت تلفنی احضار و پس از مراجعه وی توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شد.
همان روز سه تن از دراویش گنابادی بنام های حسین کاوه نوش آبادی ماذون نماز دراویش در کاشان و عبدالله علیمدد کاشی و ناصر رحیمی از دراویش این سلسله از سوی اداره اطلاعات کاشان تلفنی احضار و با مراجعه نامبردگان به ستاد خبری اطلاعات بازداشت شدند.
اداره اطلاعات شهركرد چند تن از دراویش سلسله گنابادی را تلفنی احضار و به منزل نعمت الله ریاحی وارد شده و در غیاب وی، منزل وی را تفتیش و بازرسی كردند.
حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی در شهر کرج نیز، در ساعات پایانی روز چهارشنبه دوم تیرماه، شاهد حضور و ایجاد ارعاب قریب به بیست تن از افراد لباس شخصی بود که خود را از مأمورین معاونت اطلاعات سپاه پاسداران این شهرستان معرفی کردند.
در این ارتباط شش نفر از درویش گنابادی به اسامی سعید کریمایی، پوریابراتی، محمد ساکی، کمیل رحیم زاده، احسان دشتی وسعید دشتی، از سوی بخش اطلاعات سپاه پاسداران شهرکرج به اداره اطلاعات سپاه احضار شدند و منازل شخصی دو تن از دراویش به نامهای رحیم زاده و دشتی نیز مورد تفتیش و بازرسی مأمورین قرار گرفت.
غلامعباس زارع حقیقی، از دراویش گنابادی و متصدی مزار سلطانی بیدخت دستگیر و روانه زندان وكیل آباد مشهد شد.
آیت الله دستغیب:شاه هم از مردم فقط توقع تعریف و تمجید داشت
آیت الله دستغیب در سخنان خود خاطر نشان کرد: یک عده ای در زمان رژیم سابق اطراف شاه را می گرفتند و از او تعریف و تمجید می کردند تا به حدی که او را ظلّ السلطان یعنی سایه خدا قلمداد می کردند و خوشحال هم بودند و از مردم هم توقع تعریف و تمجید داشتند که بعضا در بین آنها افراد مجتهدی هم دیده می شد. الان نیز وضع به همین منوال است عده ای به خاطر کارهای نکرده خود از مردم توقع تعریف و تمجید را دارند و این عدم تمجید مردم بخاطر این است که آنها واقعیات را آنطور که هست به مردم نشان نمی دهند.
وی افزود: خوب اینطور نیست که مردم ایران حق را از باطل تشخیص ندهند. واقعا اکثریت مردم وقتی به درونشان رجوع می کنند متوجه می شوند که فلان شخص چطور است آیا حق است یا باطل؟ آنوقت یک همچین افرادی که در پی کتمان حق و واقعیات هستند از مردم انتظار تعریف و تمجید دارند؟!
وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: وضع شخص عالم باید اینطور باشد که احکام دین را برای مردم بیان کند و در بیان احکام بدنبال مصلحت اندیشی نباشد که عده ای از سخن او خوشحال شوند و عده دیگر ناراحت بلکه بین خودش و خدای تعالی آنچه را تکلیف و وظیفه خود می داند انجام دهد.
نماینده مجلس خبرگان گفت: بنده هر آنچه را که تا به حال گفته ام از روی علم بوده است و ذره ای در آن شک و تردید نداشته ام و بعد از این هم وظیفه خود می دانم که آن حقائق و واقعیاتی را که از قرآن و سنت متوجه شدم برای مردم بازگو کنم و تکلیف خود را در این مسجد و در مجلس خبرگان انجام دهم که پناه بر خدا اگر بخاطر مصالحی در صدد توجیه باشم در پیشگاه خدایتعالی مسئول هستم. بنده به تکلیف خودم عمل می کنم حال می خواهد کسی از سخنان من خوشحال شود یا ناراحت شهادت در راه خدایتعالی که چیز بدی نیست هر وقت خواستید بیایید و من را هم شهید کنید.
عیسی سحرخیز به ۱۵ ماه حبس تعزیری محکوم شد
دادگاه بدوی عیسی سحرخیز روزنامه نگار را به ۱۵ ماه حبس تعزیری و محرومیت از فعالیت های مطبوعاتی محکوم کرد.
به گزارش "تا آزادی روزنامه نگاران زندانی"، این حکم هنوز رسما به این روزنامه نگار یا وکیل ایشان ابلاغ نشده است و برخی منابع خبری در دادگاه انفلاب از صدور این حکم خبر داده اند.
سحرخیز تیرماه سال گذشته و پس ازانتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود و پس گذشت بیش از یک سال از بازداشت وی، دادگاه تشکیل ش حکم صادر شد.
سحرخیز به اتهاماتی همچون توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی و اقدام تبلیغی علیه نظام متهم شده بود.
خانواده های زندانیان سیاسی اوین :مانیز اعتصاب غذا می کنیم
متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته است ،به شرح زیر است :
جناب آقای جعفری دولت آبادی ، دادستان محترم تهران
با سلام
چنانچه مطلع هستید از روز دوشنبه دوم مردادماه تمامی تلفن های بند ۳۵۰ زندان اوین قطع شده است. بر اساس اخبار رسیده قطع تلفن ها به دلیل انتقال برخی از زندانیان این بند به سلول های انفرادی بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ و متعاقب آن اعتصاب غذای آنها صورت گرفته است. علت این اقدام مسئولان زندان اعتراض زندانیان به رفتار ناشایست زندانبانان در زمان ملاقات روز دوشنبه و همچنین وضعیت نامناسب بند ۳۵۰ بوده است.
بر اساس اخبار به دست آمده تا این زمان حداقل ۱۷ زندانی در سلول های انفرادی و اعتصاب غذا به سر می برند از جمله :علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت ، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار ،حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت , عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم ،علی پرویز فعال دانشجویی ،حمیدرضا محمدی فعال سیاسی ،جعفراقدامی فعال مدنی ،بابک بردبار عکاس خبری ،ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل ،ابراهیم(نادر)بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق ،کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار ،مجید دری فعال دانشجویی ، مجید توکلی فعال دانشجویی ، کیوان صمیمی روزنامه نگار ،غلامحسین عرشی ،پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا و محمد حسین سهرابی راد .این نامها قطعی نیست و ممکن است تعداد اعتصاب کنندگان بیشتر از این هم باشد.
ما جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین از روز دوشنبه دوم مرداد از وضعیت آنها بی خبر هستیم و با توجه به اعتصاب غذای آنها ، جان و سلامتی عزیزانمان را در معرض خطر جدی می بینیم. تداوم قطع تلفن های بند ۳۵۰ نیز بر نگرانی ما می افزاید چرا که اگر اتفاق ناگواری نیفتاده بود دلیلی هم برای قطع شدن تلفن ها وجود نمی داشت.
ما خواهان رسیدگی هر چه سریعتر شما ( دادستان تهران ) که مسئول پرونده های زندانیان سیاسی هستید ، به این مساله هستیم. ما خواهان پذیرش فوری تمامی خواسته های عزیزانمان و عذر خواهی مسئولان زندان به خاطر رفتار ناشایست و توهین آمیزشان هستیم تا آنها پیش از آن که فاجعه ای رخ دهد به اعتصاب غذایشان پایان دهند.
ما همچنین خواهان ملاقات هرچه سریعتر با عزیزانمان و آگاه شدن از وضیت جسمی و روحی آنان و همچنین اعزام گروه پزشکی برای معاینه آنان هستیم، چرا که واضح است پس از چند روز خودداری از خوردن و احتمالا آشامیدن باید وضعیت ناگواری داشته باشند .
ما همچنین خواهان رسیدگی فوری به وضعیت پیمان کریمی آزاد که به دلیل وضعیت جسمی اش به بیمارستان منتقل شده هستیم و هشدار می دهیم که در صورت ادامه این وضع سایر اعتصاب کنندگان نیز سرنوشتی مانند او خواهند داشت.هرچه زودتر ترتیبی بدهند تا خانواده کریمی آزاد با خانواده اش در بیمارستان ملاقات کنند.
جناب دادستان تهران
ما خانواده زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین بار دیگر نسبت به رفتارهای ناشایست با عزیزانمان هشدار می دهیم و اعلام می کنیم اگر به این وضعیت رسیدگی سریع نکنید این حق را برای خود محفوظ می دانیم که با استفاده از سایر روش های مسالمت امیز و حتی با پیوستن به اعتصاب غذای عزیزان مان آنها را در اعتراض به رفتارهای فراقانونی مقامات زندان و نقض حقوق شهروندی و قانونی شان همراهی کنیم.
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰
کلمه: سند ۵۰ میلیارد دلاری! تصدیق بلاتصور یا علم حضوری؟!
می توان کشورهایی را تصور کرد که از براندازی نظام جمهوری اسلامی خوشحال می شوند و می توان تصدیق کرد کشورهایی هم برای این براندازی هزینه می کنند و حتی می شود پذیرفت چند کشور هم برای براندازی نظام ما خیلی هزینه می کنند. با این همه، تصور«سندی که در آن یک کشور حاضر شود ۵۰ هزار میلیارد تومان به چند نفر بدهد تا در ایران براندازی کنند » اگر محال نباشد ، دشوارتر از آن است که آقای جنتی پنداشته است . یک کارمند معمولی که پاداش یک میلیون تومانی پایان سال برایش می شود خیلی ، کارگری که حقوق ماهیانه اش به زور به سیصد هزارتومان می رسد و بازنشسته ای که سهمش از زندگی ماهی بیشتر از پانصد هزارتومان نیست ، امکان تصور یک دستمزد ۵۰ میلیارد دلاری را نخواهد داشت .
طلبه ها به خوبی می دانند که تصدیق بلا تصور محال است مگر آن که این تصدیق با علم حضوری همراه باشد و لابد آقای جنتی که عالیترین فقیه شورای نگهبان قانون اساسی و امام جماعت و جمعه ی تهران است ، برای آن که به تصدیق بلاتصور متهم نشود، بزودی سند های خود را به اطلاع ملت خواهد رساند تا نشان دهد که آمار و اعداد را به اندازه ای می شناسد که صلاحیت او برای نظارت بر یک انتخابات ۴۰ میلیون نفری مخدوش نشود و آن اندازه مستند و عادلانه سخن می گوید که صلاحیت خود را برای امامت جماعت از دست ندهد. و مهم تر از همه ، آقای جنتی که بارها مردم تهران رو به خانه ی خدا ، به او اقتدا کرده اند، حتماً می داند که به آئین مسلمانی، ریختن آبروی مومن، گران تر از هتک خانه ی خداست و برای آن که به هتاکی مشهور نشود و از جانب مامومان خود ، به تهمت زنی و دروغگویی و هتک آبروی مومنان ، متهم نشود ، بزودی مستندات خود را ارائه می کند .
ارائه ی مستندات آقای جنتی، البته برکات بیشتری خواهد داشت. اگر می بینیم که به رغم همه ی تبلیغات و شعارها، هنوز بسیاری، دل در گرو این آقایان دارند و به یک دعوت آنان به خیابان ها می ریزند، از آن است که مردم نه تنها آنان راخائن نمی دانند، بلکه بر این باورند که حافظان و صاحبان اصلی نظام جمهوری اسلامی و کشور آنها هستند. اما، اگر آن گونه که آقای جنتی ادعا کرده است، ثابت شود به بهانه ی حفظ منافع مادی و سیاسی خود، بر سر منافع ملی معامله کرده و به ملت خیانت کرده اند، بدون شک آنان پایگاه خود را در میان مردم از دست خواهند داد و به تبع آن تمام نگرانی های آقای جنتی و دوستانش با کمترین هزینه بر طرف خواهد شد.
کلام آخر؛ می توان مطمئن بود، از همان روزی که آقای جنتی این سند ۵۰ میلیارد دلاری را رو کند، وزارت کشورمی تواند با خیال راحت با هر گونه درخواست تجمع موافقت کند و دولت و همه ی نهادهای نظامی و انتظامی و امنیتی می توانند آسوده خاطر در خانه های خود بمانند، که تاریخ ایران و جهان نشان داده است: کسی به دعوت مشتی اوباش دروغزن لبیک نخواهد گفت و عاقبت خود را به چند آدم بد فرجام پیوند نخواهد زد و دین و دنیای خود را به پای گزافه های بی مدرک نخواهد ریخت.
شش روز از بازداشت و نگهداری خانواده محمد مصطفایی در سلول انفرادی اوین گذشت
فرشته و فرهاد حلیمی ، همسرو برادر همسر محمد مصطفایی پس از گذشت شش روز همچنان در سلول انفرادی زندان اوین نگهداری می شوند.
به گزارش سایت استقلال وکلا ،محمد مصطفایی، وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق بشر، پس از دریافت احضاریه در ۲۹ تیرماه سال جاری جهت "اخذ پاره ای از توضیحات" ، روز دوم مرداد ماه به به دادسرای شهید مقدس واقع در زندان اوین مراجعه می کند . بر اساس اطلاعات مندرج در وبسایت وی ، " بازپرس شعبه دوم ، درباره نحوه کمک و نجات موکلین که در سن کمتر از ۱۸ سال مرتکب جرم شده بودند سئوالاتی را مطرح کرد".
مصطفایی پس از پایان تحقیقات از سوی بازپرس شعبه دوم دادسرای اوین ، بدون صدور قرار از زندان خارج می شود اما بعد از ظهر همان روز برگه جلب وی صادر می شود ولی ماموران به دلیل عدم حضور این وکیل دادگستری در دفتر خویش ، نمی توانند وی را جلب کنند و شب هنگام ، زمانی که همسر و برادر همسر ایشان در حال سوار شدن بر خودروی شخصی خود بودند توسط مامورین امنیتی بازداشت می شوند .
پس از گذشت مدت ۶ روز از بازداشت غیرقانونی خانواده مصطفایی ، هیچ خبری از وی در دست نیست . بازداشت همسر و برادر همسر این وکیل دادگستری که بر اساس اخبار واصله، به علت بازداشت غیرقانونی از حضور در کنکور امسال باز مانده است بر خلاف اصل شخصی بودن جرم و مجازات بوده و مصداق بارز فشار بر وکلای فعال در زمینه حقوق بشر است .
خاتمی به دیدار آرمین رفت
رییس دولت هشتم با حضور در منزل محسن آرمین که به تازگی با سپردن وثیقه از زندان آزاد شده است، با وی دیدار کرد.
به گزارش خبرنگار کلمه، در این دیدار که همزمان با حضور تعدادی از فعالان سیاسی و دوستان آرمین که برای دیدار با وی به خانهاش آمده بودند انجام شد، حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی با اظهار خشنودی از آزادی سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، ابراز امیدواری کرد دیگر زندانیان بیگناه نیز به زودی آزاد شوند. مهندس محسن آرمین نیز در این دیدار با تشکر از حضور آقای خاتمی، گزارشی از شرایط دوران بازداشت ارائه کرد. در پایان این دیدار حاضران نماز مغرب و عشا را به امامت حجتالاسلام خاتمی اقامه کردند.
ادعای وزیر اطلاعات: تحریم ها هیچ تاثیری بر ایران ندارد
وزیر اطلاعات با بیان اینکه "دشمن در موقعیت فعلی قصد دارد با اعمال تحریم های متفاوت، تاثیری در افکار ملت ایران ایجاد کند"، گفت "این تحریمها هیچ تاثیری بر ایران نخواهد داشت. "
به گزارش مهر، حیدر مصلحی بعد از ظهر پنجشنبه در سومین یادواره شهدای بخش لایی و یادمان آیت الله لائینی از روحانیان برجسته شهرستان نکاء مدعی شد: "درطول دوران اصلاحات مسیر انقلاب با رفتار برخی افراد دچار مشکل شده بود و در برخی موارد با انحرافاتی مواجه بود. "
وزیر اطلاعات با بیان اینکه ریزش و خیزش هایی در مسیر انقلاب اسلامی وجود داشته که انقلاب را در مسیر تعالی با مشکلات کوچکی مواجه کرده است، یادآور شد: این چالش ها ناشی از دنیا طلبی و دیدگاه مادی برخی از مدیران اصلاح طلب در ادوار گذشته بود.
وی با اعلام اینکه در طول ادوار انقلاب اسلامی دو دسته بر مسند و برای دفاع از آرمانهای انقلاب، امام و شهدا تلاش می کردند،افزود: متاسفانه عده ای که خود را طرفدار ارزشها و بدهکار انقلاب می دانستند درجریان بعد از انتخابات دچار گمراهی شدند.
وزیر اطلاعات با اشاره به اینکه دشمن در موقعیت فعلی قصد دارد با اعمال تحریم های متفاوت تاثیری در افکار ملت ایران ایجاد کند، تصریح کرد: ملت ایران طعم تحریم ها را از زمان طاغوت، دوران جنگ و در برهه کنونی تجربه کرده که هیچ یک از این تحریم ها نتوانسته ملت ایران را به زانو درآورد.
مصلحی تاکید کرد: از حیث تحریم فقط شاهد سرو صدا بی مورد دشمن هستیم که این عده در عمل نمی توانند هیچ اقدامی علیه ایران صورت دهند.
وی با ادعای "افزایش روزافزون توان دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی، خاطرنشان کرد "وزارت اطلاعات در مقوله جنگ نرم و مقابله با دشمن در وضعیت بسیار مناسبی قرار دارد و اطلاعات بسیار قوی عمل می کند. "
شهریاری:قطعنامههایی که ورق پاره خوانده می شود به کشور ضرر می زند
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس معتقد است: امروز مسائل داخلی هر کشوری در سیاست خارجی آن کشور تأثیرگذار است و برعکس. بنابراین سیاست خارجی با اقتصاد داخلی در ارتباط مستقیم است لذا هر موضعگیری در سیاست خارجی ما بر زندگی و معیشت مردم تأثیرگذار خواهد بود.
محمدمهدی شهریاری، نماینده مردم بجنورد، مانه و سملقان در مجلس شورای اسلامی که حوزه انتخابیهاش به تازگی به مرکز استان تبدیل شده و از عمر استان شدن خراسان شمالی چندسالی بیشتر نمیگذرد مواضع سیاست خارجی کشور را در کاهش سرمایهگذاریها مؤثر میداند و میگوید: ما طبق برنامه چهارم توسعه کشور باید سالانه ۸۰۰هزار شغل ایجاد میکردیم اما چنین اتفاقی نیفتاد زیرا باید به رشد اقتصادی ۸درصدی میرسیدیم ولی آمار بانک مرکزی حکایت از رشد اقتصادی کمتر از ۲درصد دارد. این مقوله به شدت ناشی از مواضع ما در عرصه بینالمللی است. نتیجهاش بیکاریهایی است که در عسلویه شاهد هستیم.
متن گفتوگوی وی با روزنامه خراسان شمالی چنین است:
یکی از کمیسیونهای تخصصی مجلس شورای اسلامی، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی است. شاید نخستین پرسشی که درباره فعالیت این کمیسیون مطرح باشد این است که نقش سیاست خارجی در زندگی مردم چیست؟ به عبارت دیگر تصمیماتی که در سیاست خارجی اتخاذ میشود چه تأثیری بر زندگی مردم خواهد داشت؟
بگذارید اول توضیحی بدهم. تصمیمگیرندگان در سیاست خارجی در قانون اساسی تصریح شدهاند. بر این اساس به جز مقام معظم رهبری، شورای امنیت ملی و وزارت امورخارجه تصمیمگیرندگان اصلی این حوزه به شمار میآیند و وظایف اجرایی در این زمینه را به عهده دارند اما مجلس که دو وظیفه عمده قانونگذاری و نظارت بر حُسن اجرای قانون را دارد کمتر میتواند به طور مستقیم در این زمینه ورود پیدا کند.
کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی میتواند همگام با دولت در این سیاستگذاری همراه شده و با ارائه راهکارهای خوب قانونی در این عرصه گام بردارد. به عبارت دیگر مجلس به طور مستقیم نمیتواند نقشی در سیاست خارجی کشور ایفا کند اما در این راستا با روابط صمیمانه و نزدیک میان دولت و مجلس شورای اسلامی و به ویژه میان مجلس و وزارت امورخارجه میتوان شاهد وقوع رویدادهای خوبی در سیاست خارجی بود.
با این تفکیک، دوباره باید این پرسش را مطرح کنم که نقش سیاست خارجی در زندگی عادی مردم چیست؟
امروزه مسائل داخلی هر کشوری در سیاست خارجی آن کشور هم تأثیرگذار است و برعکس. این دو اینک ارتباط مستقیمی پیدا کردهاند. به نظر من در دولتهای نهم و دهم در بحث سیاست خارجی با چالشهایی مواجه بودهایم که برخلاف آنکه خیلی از اقتدار و عزت و سربلندی صحبت شده است اما مواضع برحق نظام جمهوری اسلامی ایران را با زبان دیگری بیان کردهایم و نتیجهاش برداشتهای غلط علیه کشورمان نزد افکار عمومی جهان شده است.
در این میان برخی کشورها نیز با سوءنیت از این بیان دیگر، سود جستهاند و بهانههایی برای بسیج افکار عمومی منفی علیه ایران به دست آوردهاند. در این مدت ۴ قطعنامه علیه ایران صادر شده است. بحث تحریمها و کاهش همکاریهای بینالمللی هم مطرح است. این موارد همه ناشی از سیاست خارجی ماست و در زندگی مردم تأثیرگذار است.
ولی بسیاری معتقدند که روابط بینالمللی ما افزایش پیدا کرده است.
بله درست است. خیلیها معتقدند روابط بینالمللی ما افزایش پیدا کرده اما نمیدانم مبنای محاسبه آنان چه بوده است. به هر حال صدور قطعنامههای مختلف به حیثیت کشورمان در مبادلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تأثیر گذاشته است، کمااینکه دیدهایم بسیاری کشورها ملاحظههایی در رفتارشان بروز دادهاند. از جمله در رفتار دو کشور سوریه و عراق شاهد اتفاقاتی هستیم که دو سال قبل نبوده است. گرچه ممکن است عدهای قطعنامهها را ورقپارههایی بیش تلقی نکنند اما همین ورقپارهها ضررهای زیادی را متوجه کشور کرده است.
با وجود آنکه تحریمها عموماً به شکوفایی استعدادهای جوانان ما منجر خواهد شد اما این تئوری بیشتر متوجه زمانه جنگ سرد بوده است. در حالحاضر پیشرفت کشورها در سایه همکاریهای اقتصادی و فرهنگی بینالمللی شکل میگیرد. کافی است نگاهی گذرا به ۵ سال گذشته کشورها با هم داشته باشیم. اصلاً نگاه کنید ببینید کشورهایی چون مالزی، کرهجنوبی و تایلند ۲۰ سال قبل کجا بودهاند و اینک در چه شرایطی هستند. رشد این کشورها در سایه مراودات بینالمللی آینده با سایر کشورها سبب شده به نقطهای برسند که در آن بتوانند ۲۰۰، ۳۰۰ میلیارد دلار صادرات داشته باشند. حال آنکه وقتی ما مورد تحریم واقع میشویم خواه ناخواه رشد توسعه اقتصادی کُند خواهد شد.
پس میتوانیم چنین نتیجه بگیریم که نمود سیاست خارجی در زندگی مردم در امور اقتصادی و معیشتی آنان اتفاق میافتد؟
بله کاملاً درست است. ما طبق برنامه چهارم توسعه کشور باید به رشد اقتصادی ۸درصدی میرسیدیم و سالانه میتوانستیم ۸۰۰هزار شغل ایجاد کنیم. بانک مرکزی در آمارهایش تصریح میکند که این رشد اقتصادی کمتر از ۲درصد بوده است. حال باید دید چگونه ادعا میشود که اوضاع خوب پیش میرود و اشتغال افزایش پیدا کرده است.
حالی که دغدغه اصلی مردم و نمایندگانشان در مجلس شورای اسلامی حل همین معضل بیکاری و نبود اشتغال است. اکثر مراجعههای مردم از نقاط دور کشور به مجلس برای حل معضل بیکاری آنان است. عملاً همه از نمایندگان انتظار دارند که با توصیهنامههایی شرایط اشتغال را برایشان فراهم کنند در حالی که اگر توفیقی در امور اقتصادی پیدا کرده بودیم دیگر نیازی نبود که مردم از نمایندگان شغل جستوجو کنند.
با این وصف یکی دیگر از نمودهای سیاست خارجی در بحث اقتصاد کلان زمانی پدیدار میشود که مردم در زندگی روزمره خود در اموری عادی با مشکل مواجه شوند نظیر بیکاری و کاهش رونق اقتصادی در بازار.
بله، ببینید وقتی میشنویم که در عسلویه در ۶، ۷ سال قبل ۶۰ تا ۷۰هزار نفر شاغل بودهاند و اینک این رقم به ۱۰، ۱۵هزار نفر رسیده است یعنی حدود ۵۰هزار نفر بیکار شدهاند. این بیکاری ناشی از پایین آمدن سطح همکاریهای بینالمللی در توسعه نفتی این منطقه بوده است. علاوه بر آن در تجارت و مراودات اقتصادی نیز کاهش روابط بینالمللی منجر به کاهش رونق و پایین آمدن سطح درآمدها در کشور شده است.
اما بسیاری از این کشورهای خارجی معتقدند که تحریمها و قطعنامهها ضرری را متوجه مردم نمیکند و هدف آنان دولت ایران است.
بگذارید صریح و روشن بگویم؛ تمام کشورهایی که با نظام جمهوری اسلامی ایران مشکل دارند دنبال این نیستند که مشکلات مردم ما را حل کنند. آنان به دنبال منافع خود هستند و به این منافع رنگ و لعاب خاص بشردوستانه میدهند. نکته اینجاست که ما میتوانستیم در پرتو گفتوگو و روابط منطقی، جوسازیها علیه کشورمان را به حداقل برسانیم و مانع کاهش سرمایهگذاری در کشورمان بشویم. وقتی سخن از اعتماد بینالمللی میشود این اعتماد در پی اظهارنظرهای سیاسی ما به وجود میآید. حال وقتی اعتماد بینالمللی مخدوش میشود سرمایهگذاری هم کاهش مییابد. در این شرایط ورود ارز به کشور نیز کاهش مییابد.
چنین شرایطی فقدان سرمایهگذاری منجر به کُند شدن ایجاد اشتغال میشود. بیکاری عملاً امنیت جامعه را هدف قرار میدهد. وقتی ورود ارز به کشور کاهش یافت نرخ تورم بالا میرود. رشد اقتصادی هم که کم میشود. در چنین شرایطی دیگر نمیتوان حرف از اقتدار زد. ما زمانی کشوری مقتدر هستیم که بیکاری در کشورمان به حداقل برسد. دنیای امروز با ۳ دهه قبل یا ۴ دهه قبل تفاوتهای اساسی پیدا کرده است. دیگر یک کشور نمیتواند در اقتصاد بدون همکاری سایر کشورها به شکوفایی و رونق دست پیدا کند.
کشورها در اقتصاد به همدیگر وابسته شدهاند و ما باید شرایطی ایجاد کنیم که ضمن پایبندی به مواضع اصولی ۳۰ سال گذشته به رشد و توسعه و انتقال تکنولوژی بپردازیم و این هم در پرتوی همکاریهای بینالمللی میسر است و همکاری بینالمللی نیز در پرتوی سیاست خارجی مؤثر و منطقی اتفاق میافتد.
یکی از شاخصهای توسعه در حال حاضر بحث گردشگر و ورود توریست به کشورهاست. اینکه میگویند با ورود هر گردشگر خارجی بیش از ۶ شغل ایجاد میشود. تجربه کشور ترکیه نیز در این زمینه گواه رشد چشمگیر اقتصاد آن ظرف چندین سال اخیر از طریق جذب گردشگر خارجی است. حال آنکه گردشگر به مقصدی نمیرود که درباره آن تبلیغ مثبتی نباشد. این موضوع به سیاست خارجی دولت مرتبط است. یعنی به نظر میرسد اگر در سیاست خارجی به شکلی تصمیم گرفته میشد که همکاریهای بینالمللی در آن افزایش مییافت ما نیز شاهد ورود گردشگر و جذب درآمد از طریق آن بودیم.
ببینید بحث سیاست خارجی فقط با اقتصاد گره نخورده است. در موضوع توریست این ارتباط بیشتر میان رونق گردشگری و سیاست خارجی ملموس میشود. وقتی از کشور ناامنی جلوه دهند و تبلیغات زیادی تدارک ببینند ناخودآگاه در ذهن افکارعمومی بینالمللی دیدگاه منفی پدید میآید و نتیجهاش به طور مستقیم به وضعیت گردشگری برمیگردد. تقریباً ما اینک شاهد تعطیلی تورهای ورودی به کشور هستیم در حالیکه در سند چشمانداز باید به رقم ۲۰ میلیون گردشگر دست پیدا کنیم این در حالی است که متأسفانه سالانه شاهد خروج ۴، ۵ میلیون گردشگر از کشور هستیم که به کشورهای خارجی مسافرت میکنند. این یعنی خروج ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار ارز از کشور.
رقم تورهای ورودی در مقایسه با این میزان تور خروجی از کشور بسیار ناچیز است. بعضاً شاهد آن هستیم که آنهایی که برای مسافرت به ایران وارد کشور میشوند برای شرکت در سمینارها و همایشها آمدهاند که پول بلیت و هتل آنها را هم خود ما متقبل شدهایم.
در بحث گردشگری یک پرسش دیگر هم هست. در جهان قریب به ۳۰۰ میلیون نفر شیعه زندگی میکنند، در کشور ما نیز که شیعهمذهب هستیم مقاصد قابلتوجهی برای این دسته از مسلمانان برای گردشگری وجود دارد. مشهد و حرم امام رضا(ع) یا قم و حرم حضرت معصومه(س) فرصتهایی برای توسعه و رونق گردشگری مذهبی ما به شمار میآیند. اگر تنها یک درصد از این جامعه آماری را ما در بحث گردشگری مذهبی جذب میکردیم شاهد ورود ۳ میلیون گردشگر خارجی بودیم که هم ارزآور بود و هم موجب رونق اقتصادی میشد اما گویا ما در مراوده با کشورهای اسلامی نیز موفق نبودهایم تا چنین بازار هدفی را تحت تأثیر قرار دهیم.
ما با معضل دیگری در این زمینه مواجه هستیم. بعضی کشورهای اسلامی تمایل به ارتباط مردمشان با ایرانیان ندارند و در این زمینه حساسیت به خرج میدهند. آنها بیم آن را دارند که ذهنیت مردمشان در مواجهه با کشور ما و عملکرد نظام جمهوری اسلامی تغییر کرده و دید مثبتی پیدا کنند. بسیاری از کشورهای غیراسلامی هم همین نگرانی را دارند که پس از ورود مردمشان به ایران نگرش و دید آنها نسبت به جمهوری اسلامی تغییر کرده و مثبت شود و آنها دیگر نتوانند مقاصد خود را به خوبی دنبال کنند.
عنوان کمیسیونی که شما در آن عضو هستید دو بخش دارد. یکی «سیاست خارجی» و دیگری «امنیت ملی»؛ حال آنکه بحثی چون بیکاری که در استان حوزه انتخابیه شما نیز نرخ آن بالاست و اخیراً در جلسه معارفه استاندار جدید مهمترین تقاضا از آقای شفقت همین حل معضل بیکاری بوده؛ موضوعی که جنبههای مختلف تأثیرگذاری دارد. به عبارت دیگر بیکاری میتواند مخل امنیت ملی باشد. آیا شما از این منظر در کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی به این موضوع پرداختهاید؟
این موضوع یعنی معضل بیکاری خیلی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مطرح نشده است. متأسفانه در سالهای اخیر شاهد افزایش نرخ بیکاری به ویژه در میان تحصیلکردگان هستیم تا آنجا که بیکاری قشر تحصیلکرده در برخی استانها بین ۲۰ تا ۳۰ درصد متغیر است اما هنوز این واقعیت تلخ به خوبی بررسی نشده و برای آن راهکاری ارائه نشده است.
از آنجایی که همه نابهنجاریهای داخلی با امنیت سروکار دارد به نوعی این موضوع نیز با کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در ارتباط است اما با توجه به اینکه این موضوع در کمیسیونهای اقتصاد، اجتماعی و برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی مدنظر قرار میگیرد نمایندگان در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی کمتر به آن میپردازند.
به هر حال باید توجه داشته باشیم که ایجاد شغل، کار بسیار سختی است. عملاً برای ایجاد هر شغل باید ۲۰ میلیون تومان سرمایهگذاری انجام گیرد. بنابراین هر چه پول از کشور خارج شود یا رغبت ورود سرمایه کشور کاهش یابد هزینه کردن برای ایجاد شغل نیز سختتر خواهد شد.
احتمال وجود مواد رادیو اکتیو در سیگارهای قاچاق ایران
شرکت دخانیات ایران اعلام کرد که به منظور کنترل کیفیت سیگارهای قاچاق در کشور، نمونههایی از این سیگارها برای آزمایش به سازمان انرژی اتمی کشور ارسال میشود.
به گزارش ایسنا، شرکت دخانیات ایران این اقدام را به دلیل احتمال وجود اورانیوم در سیگارهای وارداتی به کشور انجام میدهد.
این اقدام شرکت دخانیات در حالی صورت میگیرد که یک کارشناس شرکت دخانیات ایران در گفت و گو با ایسنا از طرح شکایت اسرائیل علیه شرکت تولید سیگار فلیپ موریس خبر داده است.
این کارشناس شرکت دخانیات با تاکید بر آزمایش نمونههایی از سیگار قاچاق در سازمان انرژی اتمی، یادآور شد که تاکنون گزارشی مبنی بر وجود اورانیوم ضعیف شده در سیگارهای قاچاق شده به کشورمان ارایه نشده است.
گزارش ایسنا یکی دیگر از دلایل بررسی احتمال وجود اورانیوم در سیگارهای قاچاق را اظهارات دو سال پیش جان مککین، سناتور جمهوریخواه آمریکایی دانسته است.
به گزارش رویترز، این سناتور آمریکایی در سال ۲۰۰۸ با تشریح افزایش میزان صادرات آمریکا به ایران و با توجه به موضوع روابط ایران و آمریکا در زمان ریاست جمهوری بوش، در اظهارات شوخطبعانه خود تاکید کرده بود که شاید راه از پای درآوردن دشمن ایرانی صادرات سیگار آمریکایی به این کشور باشد.
آقای مککین در این گزارش تاکید کرده بود که با وجود سیاستهای خصمانه دولت جرج بوش پسر، میزان صادرات آمریکا به افزایش یافت.
طرح شکایت علیه فیلیپ موریس
براساس گزارش میدل ایست تایمز، دادگاهی در اسرائیل علیه شرکت آمریکایی فیلیپ موریس، تولیدکننده سیگار و تنباکو، به دلیل آغشته بودن تولیدات این شرکت به مواد رادیو اکتیو اقامه دعوا کرد.
دادستان آموس هاسنر در صدد است که با طرح این دعوا شرکت آمریکایی فیلیپ موریس و شش شرکت اسرائیلی شریک آن را به دلیل صادرات سیار آلوده به مواد رادیواکتیو به اسرائیل، به پرداخت هشت میلیارد دلار غرامت محکوم کند.
شرکت فیلیپ موریس یک شرکت آمریکایی تولید سیگار و تنباکو متعلق به گروه آلتریا است که سیگارهایی چون مارلبورو، مریت، کمبریج و آلپاین را تولید میکند.
دادگاه اسرائیلی در طرح این شکایت عنوان کرده است که شرکت فلیپ موریس تنباکوی سیگارهای خود را در زمینهایی کشت میکند که با کودهای فسفاتی تغذیه شده است.
دادستان طرحکننده این شکایت اعتقاد دارد که هنوز این ادعا که کود فسفات موجب بروز سرطان است یا نه، مشخص نیست، اما در طرح این شکایت به این موضوع استناد شده است.
دادستان دادگاه اسرائیل با طرح این شکایت مبلغ هشت میلیارد دلار غرامت از شرکت آمریکایی فلیپ موریس و شش شریک اسرائیلی آن طلب کرده است.
از این میزان غرامت، دو میلیارد دلار مربوط به سیگارهای آلوده تولید شده و صادره شده به اسرائیل است و شش میلیارد دلار غرامت نیز به افرادی سیگاری تعلق دارد که در اثر استعمال این سیگارها، مبتلا به بیماری شدهاند.
تست رادیواکتیو در سیگارهای ایرانی
به گزارش خبرگزاری مهر، در سالهای اخیر شرکت دخانیات با همکاری سازمان انرژی اتمی اقدام به نمونهگیری و انجام تستهای مختلف برای عاری بودن توتون سیگارها از مواد رادیو اکتیو و اورانیوم کرده است.
وجود رادیو اکتیو ضعیف در حالی مورد تاکید قرار گرفته است که تحقیقات علمی نشان میدهد که دود سیگار خود در بر دارنده چهار هزار نوع ماده سمی از جمله پلونیوم ۲۱۰ (ماده ای رادیواکتیو) است.
سیگار مارلبورو از جمله تولیدات شرکت فیلیپ موریس است که در ایران عرضه و مصرف میشود.
اگرچه شرکت دخانیات قصد دارد تا احتمال وجود اورانیوم در سیگاهای قاچاق را مورد بررسی قرار دهد، که تیم کنترل بازار سیگار از ابتدای تیرماه در کشور تشکیل شده و الویت آن مقابله با عرضه سیگار مارلبورو در کشور است.
براساس گزارش واحد مرکزی خبر، مدیر عامل شرکت دخانیات اعلام کرده است که سال گذشته ۶۳ میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف شد که از این میزان ۴۱ میلیارد نخ تولید کارخانجات داخلی بود و بقیه از طریق قاچاق وارد کشور شد .
همچنین بر اساس گزارش مرکز تحقیقات کنترل دخانیات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ۱۵ تا ۲۰ درصد از ایرانیان سیگار میکشند و در هر سال هزار و ۸۲۵ میلیارد تومان برای سیگار هزینه میکنند.
پیمان کریمی آزاد ،یکی از زندانیان اعتصاب کننده از انفرادی به بیمارستان منتقل شد
براساس گزارش های رسیده به کلمه ،پیمان کریمی آزاد که به بیماری دیابت مبتلا ست و باید روزانه دوبار انسولین تزریق کند ، پس از تحمل دو روز اعتصاب غذا ،بی هوش شد.
کریمی یکی از هفده زندانی بند ۳۵۰ است که روز دوشنبه گذشته در پی اعتراض به رفتار توهین آمیز ماموران و مقامات زندان و لغو ملاقات برخی از زندانیان ،به سلول انفرادی منتقل شده بود .
تعدادی از این زندانیان از جمله پیمان کریمی آزاد ،کوهیار گودرزی ، بهمن احمدی امویی ،مجبد توکلی ،مجید دری ،حسین نورانی نژاد ،ابراهیم (نادر) بابایی ،حمید رضا محمدی در اعتراض به انتقال خود به انفرادی ، دست به اعتصاب غذا زده اند.
کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث ششم دی ماه(عاشورا) است که پس از گذشت بیش از هفت ماه به صورت بلاتکلیف در زندان نگهداری می شود.
زندانی هایی که به خاطر اعتراض یه رفتار نامناسب ماموران و مسوولان زندان و همچنین شرایط نامناسب بند ۳۵۰ از جمله مانع تراشی در ملاقات زندانیان ، از روز دوشنبه گذشته به سلول انفرادی منتقل شده اند ،عبارتند از:علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت ، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار ،حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت , عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم ،علی پرویز فعال دانشجویی ،حمیدرضا محمدی فعال سیاسی ،جعفراقدامی فعال مدنی ،بابک بردبار عکاس خبری ،ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل ،ابراهیم(نادر)بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق ،کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار ،مجید دری فعال دانشجویی ، مجید توکلی فعال دانشجویی ، کیوان صمیمی روزنامه نگار ،غلامحسین عرشی از شهروندان معترض به نتیجه انتخابات ،پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا و محمد حسین سهرابی راد از خانواده شهدای جنگ تحمیلی و عضو ستاد مهدی کروبی .
از میان این زندانیان بهمن احمدی امویی ازچهار روز پیش اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است و روز بعد از آن تعدادی دیگر از جمله عبدالله مومنی ، مجید توکلی ،مجید دری ،حمیدرضا محمدی ،نورانی نژاد ،نادر بابایی ،پیمان کریمی آزاد و کوهیار گودرزی به این اعتصاب غذا پیوستند.
مسوولان زندان اوین از جمله صداقت نژاد رییس زندان ،بزرگ نیا رییس بند ۳۵۰ و دادستان تهران تاکنون نسبت به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی واکنشی نشان نداده اند.
امامی کاشانی: خیلی نالهها از كارشناسیها و احكام غلط در دستگاه قضایی بلند است
به گزارش ایلنا، آیتالله محمد امامی كاشانی در خطبههای این هفته نماز جمعه تهران طی سخنانی با بیان اینكه در دستگاه قضایی كشورمان قضات شریف بیشمارند به بحث شهود و كارشناسی قضایی اشاره كرد و گفت: خیلی نالهها از كارشناسیهای غلط و از حكمهای غلط در دستگاه قضایی بلند است. اگر حكم پروندهای غلط بود، آهش به دامان قاضی، دادرس، كارشناس و شهود آن پرونده بازمیگردد.
وی تاكید كرد: دادگستری و دستگاه قضایی باید ببیند و بداند كه صدق در تمام امور نسبت به كار قضا ارزشمندتر است.
خطیب نماز جمعه با اشاره به روایتی از ائمه و صدر اسلام تاكید كرد: دادگستری ما در عصر امام زمان باید از صداقت، صراحت بینظیری برخوردار باشد.
امامی كاشانی با بیان اینكه اولین بار نماز جمعه را جوانی 30 و چند ساله به نام مصعبابنزبیر در زمان پیامبر اقامه كرد به گوشهای از شرح زندگی وی پرداخته و خطاب به جوانان گفت: جوانان ما نباید اوقات خود را با كارهای بیهوده و حرف علیه انقلاب زدن بگذرانند بلكه باید به درس و تحصیل علم توجه كنند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با تاكید بر انسجام اقتصادی در كنار انسجام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گفت: امروز كه دشمن تحریم را مطرح میكند، وظیفه ما این است كه در داخل كشور با سرمایهگذاری داخلی منسجمتر شویم. یعنی اگر افرادی ایرانی در خارج از كشور سرمایهای دارند، آن را به كشور آورده و سرمایهگذاری كنند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه كرد: ای افرادی كه سرمایه، توانایی و تمكن مالی دارید نظام اسلامی در این عصر به این موضوع احتیاج دارد.
وی با اشاره به اظهارات اخیر سخنگوی كاخ سفید مبنی بر آمادگی غرب برای مذاكرات وین و واكنش وزیر امور خارجه كشورمان نسبت به این موضوع خطاب به غرب گفت: دنیای استكبار بداند با این كارها جزء ناامنی را گسترش نمیدهد و سیاهی نیز در انتها برای ذغال باقی میماند.
امامیكاشانی با بیان اینكه ایران امتحان خود را پس داده، گفت: ما هماكنون برای مبادله سوخت با غنای سه و نیم درصد با 20 درصد آمادهایم.
وی تاكید كرد: حرف ایران این است كه به این انرژی در درمان و صنعت خود نیاز دارد و این خلوص نیت ما را میرساند.
خطیب نماز جمعه در پایان با بیان اینكه دروغ و خلاف دنیا را به جایی نرسانده و نخواهد رساند، بار دیگر بر انسجام سیاسی و اقتصادی در داخل كشور تاكید كرد.
جرس: روزشمار جنبش سبز از ۲۷ تیر تا دوم مرداد
استقبال مشارکت از راهکارهای هاشمی
27
تیر: جبهه مشارکت ایران اسلامی از راهکارهای پیشنهادی اکبر هاشمی
رفسنجانی برای بازگرداندن اعتماد از دست رفته مردم ایران استقبال کرد. این
جبهه، اظهارات روز گذشته آقای هاشمی در نماز جمعه تهران را نقطه شروعی
برای بازسازی اعتماد از دست رفته مردم ارزیابی کرد. جبهه مشارکت ایران
اسلامی با استقبال از این راهکارها اعلام کرده است که مردم در انتخابات
اخیر " به جای صداقت و امانتداری مسئولان، با کودتا روبرو" شدهاند. این
جبهه افزود که مردم جز آرای خود چیزی طلب نمیکنند و انتظار دارند مشروعیت
دولت برآمده از تقلب، از سوی ارکان نظام به رسمیت شناخته نشود.
غلامحسین
کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، در یادداشتی در روزنامه اعتماد
ملی، خطبههای روز گذشته نماز جمعه تهران را نقطه عطفی در تاریخ ایران
دانسته است. به نوشته دبیرکل کارگزاران، " اکبر هاشمی رفسنجانی بدون
ابایی، صحیحترین واژهای که مناسب این روزهاست (بحران) را به کار گرفت."
صادق زیبا کلام استاد دانشگاه نیز در مطلبی در روزنامه اعتمادملی نوشت که
آقای هاشمی در خطبههای نماز جمعه به " خواست و اراده ارکان قدرت تن نداد"
و حاضر نشد که انتخابات ۲۲ خرداد را تائید کند. اما حسین شریعتمداری، مدیر
مسئول روزنامه کیهان هم در یادداشتی از اینکه رئیس مجلس خبرگان رهبری،
وضعیت کنونی ایران را " بحرانی" توصیف کرده، انتقاد کرد. در این یادداشت،
اظهارات آقای هاشمی " جانبداری آشکار از یک جریان سیاسی خاص" ارزیابی شده
است.
یزدی: آقای هاشمی! شما چه کاره اید؟
27
تیر: آیتالله محمد یزدی، عضو فقهای شورای نگهبان گفت که حکومت اسلامی،
مشروعیت خود را از مردم نمیگیرد و اظهارات آقای هاشمی در تکیهگاه قرار
دادن مردم برای حکومت، غلط فاحش است. هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه گفته
بود در صورتی که مردم، حاکم اسلامی را نپذیرند، وی باید به خواسته آنها
احترام بگذارد. یزدی در واکنش به این اظهارات، گفت که حکومت اسلامی
مشروعیت خود را از " خداوند" میگیرد و مقبولیتش را از مردم. آقای یزدی
همچنین از پیشنهاد آقای هاشمی برای آزادی بازداشتشدگان انتقاد کرد و
افزود: " شما چه کاره هستید که میگویید باید بازداشت شدگان آزاد شوند؟ در
این فتنه، آدمها کشته شدهاند، چه کسی باید جواب آنها را بدهد؟" وی در
بخش دیگری از سخنان خود، اظهارات روز گذشته رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را
اختلاف برانگیز توصیف کرد و اظهار داشت که جریانی، پیش از انتخابات با
حمایت بریتانیا تلاش کرد تا رهبری و نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کند.
دستگیری ۴۰ نفر در نماز جمعه تهران
28
تیر: پلیس ایران از دستگیری ۴۰ نفر در جریان برگزاری نماز جمعه این هفته
تهران به امامت اکبر هاشمی رفسنجانی خبر داد. پلیس، این افراد را "
اخلالگر" معرفی کرد. در اطلاعیهای که امروز یکشنبه از سوی فرماندهی پلیس
ایران منتشر شده، آمده است که برخی دستگیر شدگان آزاد شدهاند، اما آن
دسته از کسانی که " باعث بینظمی و اغتشاش" شدهاند، همچنان در بازداشت به
سر میبرند. پلیس اعلام کرد که پس از اینکه یکی از نامزدهای انتخابات
ریاست جمهوری از شرکت خود در نماز جمعه این هفته تهران خبر داد، " عدهای
درصدد تحریک مردم و پخش شایعات و پیشگوییهایی از بروز برخورد و درگیری در
این مراسم وحدت آفرین برآمدند." برخی رسانهها شمار حاضران در خیابانهای
اطراف دانشگاه تهران را که برای شنیدن سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی گردهم
آمده بودند را بیش از یک میلیون نفر اعلام کردهاند.
مصباح: برخی مسئولان ولایت فقیه را قبول ندارند
28
تیر: آیتالله محمدتقی مصباح یزدی گفت که برخی مسئولان محافظهکار جمهوری
اسلامی، ولایت فقیه را قبول ندارند و آن را " غیر علمی" میدانند. مصباح
یزدی که در چهاردهمین دوره آموزشی طرح ولایت سخن میگفت، افزود که برخی
مسئولان جمهوری اسلامی بارها اعلام کردهاند که ولایت فقیه را قبول ندارند
و تنها " به دلیل درج در قانون اساسی" آن را پذیرفتهاند. مصباح یزدی نامی
از این افراد نبرد، اما گفت آنها در هفتههای اخیر، " آشوب و شورش" راه
انداختند و خواستار ابطال انتخابات بودند. مصباح یزدی با انتقاد از اتخاذ
چنین مواضعی از سوی افراد و جریانهای سیاسی اصلاحطلب در ایران گفت که
برای بسیاری از مسئولان که اصولگرا نیز بودند " ولایت فقیه از نظر علمی
روشن" نیست. عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت که فتنهها حتی برخی افراد
هوشیار و زیرک را هم فریب داده است.
موتلفه: دستگیرشدگان مسلح به مسلسل بودند
28
تیر: محمدنبی حبیبی، دبیرکل حزب موتلفه اسلامی ادعا کرد که دستگیرشدگان
حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران، مسلح به مسلسل بودند. حبیبی
گفته است که این افراد در جریان ناآرامیهای خیابانی، " سلاحهای گرم دیگر
و بیسیمهای پیشرفته" با خود حمل میکردند. هنوز هیچ تصویری از آنچه نبی
حبیبی گفته منتشر نشده و کسی با این مشخصات دستگیر نشد. اظهارات این فعال
سیاسی در واکنش به درخواست روز جمعه اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص
مصلحت نظام برای آزادی دستگیرشدگان حوادث پس از انتخابات، ایراد شد. یکی
از پیشنهادهای آقای هاشمی برای عبور نظام از بحران کنونی، آزادی تمامی
بازداشتشدگان است. آقای حبیبی این پیشنهاد را " دلسوزی بیقید و شرط"
برای کسانی دانست که اغتشاشها را سازماندهی میکردند. این عضو حزب موتلفه
همچنین از سخنان روز جمعه آقای هاشمی اظهار تاسف کرد و گفت که این
اظهارات، " ضربه جدی به شخصیت و حیثیت مردمی و انقلابی ایشان" زد.
آزادی کارمند سفارت بریتانیا در تهران
28
تیر: حسین رسام، کارمند ایرانی سفارت بریتانیا در ایران، پس از سه هفته با
قید وثیقه آزاد شد. عبدالصمد خرمشاهی وکیل آقای رسام، آزادی وی را تائید
کرده است. اتهام حسین رسام که تحلیلگر سفارت بریتانیا درتهران است، "
اقدام علیه امنیت ملی" عنوان شد. این وکیل دادگستری، حال موکل خود را خوب
عنوان کرد و افزود که به نظر نمیرسد مشکلی داشته باشد.
خاتمی: مشروعیت دولت را به همهپرسی بگذارید
28
تیر: محمد خاتمی برای برونرفت جمهوری اسلامی از " بحران"، درخواست کرد که
مشروعیت دولت برآمده از انتخابات، به همهپرسی گذاشته شود. آقای خاتمی که
در جمع برخی خانواده بازداشتشدگان سخن میگفت، اظهارات هاشمی رفسنجانی در
نماز جمعه تهران را حداقلهایی دانست که میتواند فضای عمومی را تلطیف
كرده و اعتماد از دست رفته را برگرداند. خاتمی افزود که همهپرسی درباره
مشروعیت دولت دهم باید از سوی نهادهای بیطرفی همچون مجمع تشخیص مصلحت
نظام انجام شود. به گفته رئیس جمهوری پیشین ایران، " بایستی از مردم پرسید
آیا وضعیت پیش آمده، مطلوب است و از آن راضی هستند؟ اگر اكثریت مردم این
وضع را قبول داشته باشند، ما هم تسلیم هستیم." در این دیدار زهرا مجردی،
همسر محسن میردامادی، فخرالسادات محتشمیپور همسر مصطفی تاجزاده، خانم
حقیقی، همسر علی وفقی، آقای شریفالنسب، همسر سمیه توحیدلو و مادر " مهسا
امرآبادی" حضور داشتند.
حمایت رابرت ردفورد از اعتصاب روشنفکران
29
تیر: رابرت ردفورد، بازیگر و کارگردان مشهور آمریکایی، از اعتصاب غذای سه
روزه روشنفکران ایرانی مقابل سازمان ملل در نیویورک حمایت کرد. رابرت
ردفورد با اعلام حمایت از این برنامه اعتراضی، افزوده که " حوادث یک ماه
گذشته ایران، تکاندهنده بود. بسیاری از مردم در این رویداد کشته و صدها
انسان بیگناه زندانی شدند." وی گفت که " قویاً از حقوق بشر مردم ایران
دفاع میکند."
کروبی: جوان مردم را کشتهاند، میگویند ما نبودیم
29
تیر: مهدی کروبی نامزد معترض به نتیجه انتخابات گفت که در جریان
ناآرامیها اخیر " بر روی مردم گلوله گشودند و حالا میگویند ما مردم را
نکشتیم." گفته های کروبی در پی آن بیان شد که فیروزآبادی مدعی شد که کشتن
مردم توسط نظامیان صورت نگرفته است. آقای فیروزآبادی نوشت که در
ناآرامیهای اخیر، آشوبگران " منافقانه سلاح اهدایی آمریکا و اسرائیل و
انگلیس را به سوی مردم شلیک کردند. غافل از اینکه نیروهای حافظ امنیت،
هیچگاه سلاحی در دست نداشتند و به کار نبردند." مهدی کروبی از دروغهایی
که در این نامه به امام دوازدهم شیعیان گفته شده، انتقاد کرد و افزود: "
آقایان به امام زمان نامه مینویسند و میگویند که دست ما خالی بوده و هم
شهید دادهایم و هم مظلومیم و هم ستم کشیدهایم و این دیگر جای بسی تعجب
است."
وی
اظهار داشت: " آیا اینگونه صحبت کردن با ایشان (امام دوازدهم شیعیان)
درست است؟ آیا باید به آقا هم دروغ گفت؟ خوب میتوانستید در نامه به ایشان
بگویید که این افراد یک عده آشوبگر بودهاند که میخواستند آشوب کنند که
با آنها برخورد کردیم، ولی چرا دروغ گفتید؟" حسین طائب، فرمانده نیروی
مقاومت بسیج، هشتم تیرماه گفت که در ناآرامیهای اخیر ایران، عدهای برای
انجام " خرابکاری" لباس پلیس و بسیج پوشیده بودند.
خامنهای: نخبگان مراقب باشند سقوط نکنند
29
تیر: آیتالله علی خامنهای، به نخبگان جمهوری اسلامی هشدار داد که در
معرض امتحان عظیمی قرار گرفتهاند و در صورتی که در این امتحان موفق
نشوند، " سقوط" خواهند کرد. خامنهای که در جمع گروهی از مسئولان جمهوری
اسلامی سخن میگفت، افزود که هر فردی با هر عنوان و موقعیتی، اگر بخواهد
جامعه را به سمت ناامنی سوق دهد، از نظر عموم ملت ایران، " انسان منفوری"
است. اظهارات خامنه ای پس از آنکه هاشمی رفسنجانی، در خطبههای ۲۶ تیرماه
نماز جمعه تهران، خواستار بازگرداندن " اعتماد از دست رفته" مردم به نظام
جمهوری اسلامی شد، ایراد گشت. آقای خامنهای پس از این موضعگیریها بدون
اشاره به فرد یا گروه خاصی گفت: " همه باید مراقب گفتار و مواضع و حتی
نگفتنهای خود باشند، زیرا نگفتن مسائلی که باید گفت، عمل نکردن به وظیفه
است و گفتن مسائلی که نباید گفت، عمل کردن بر خلاف وظیفه است."
کمتر
از چهل وهشت ساعت پس از آنکه آیت الله خامنه ای در سخنانی به طور غیر
مستقیم به هاشمی هشدار داد که "نخبگان درصورت عدم موفقیت در امتحان عظیم
... سقوط خواهند کرد"، سایت هاشمی رفسنجانی با انتشار مطلبی که در آن از
قول وی تصریح شده که "برای ما ترس معنایی ندارد ".
موسوی: باید هزینه آینده بهتر را بپردازیم
29
تیر: میرحسین موسوی نامزد معترض به نتیجه انتخابات، با انتقاد از وضعیت
فعلی ایران گفت که " ما سختیها را میپذیریم و باید هزینه بپردازیم تا
آینده بهتری داشته باشیم." آقای موسوی که در جمع گروهی از خانوادههای
بازداشتشدگان حوادث اخیر سخن میگفت، افزود که آنچه موجب شد تا امروز
بسیاری زندانی شوند، دفاع از ارزشها و امیدهایی است که همه ملت ما
دارند. وی اظهار امیدواری کرد که کسانی که اقدام به بازداشتها و
دستگیریها کردهاند متوجه " برخوردهای نادرست خود و عواقب این رفتارها
باشند." به گفته آقای موسوی، " این سختیها و دشواریها هزینهای است که
ملت ما برای آیندهای بهتر میپردازد." آقای موسوی همچنین گفت که مردم
ایران میدانند که در میان بازداشتشدگان " کسانی هستند که دهها سال برای
این نظام زحمت کشیدهاند و چه کسی است که باور کند اینها منافع ملی خود را
برای خواستههای بیگانگان بفروشند؟" وی اظهار داشت: " حرف ما این است که
برخلاف قانون و آرمانهای انقلاب عمل شده است و کارهای صورت گرفته، خلاف
متن قانون اساسی و خواست ملت است."
به
گفته میرحسین موسوی، " امروز ملت تازهای متولد شده است و نمیشود با
زندانی کردن افراد، این بیداری را از بین برد. ساختن پرونده و جریانسازی
برای اینکه مسئله غلطی را راه بیندازند، مشکلی را حل نمیکند." وی با
زیرسئوال بردن برنامههای صداوسیما در حوادث اخیر افزود: " امروز وجدان
عمومی ملت ما کاملا نشان میدهد که تا چه اندازه به رسانههای آزاد احتیاج
داریم." موسوی درباره برخی اظهارات مطرح شده درباره هزینههای چند صد
میلیارد تومانی ستاد انتخاباتی خود و نادرست بودن این اظهارات هم اظهار
داشت: " حدود ۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان حداکثر هزینه تبلیغات
انتخابات من بود." به گفته آقای موسوی، " دولتی که در یک فضای بیاعتمادی،
با هر ترفندی روی کار بیاید دولت ضعیفی خواهد بود و چنین دولتی است که
امتیازات را به بیگانگان خواهد داد، چرا که پشتوانه مردمی ندارد."
محمد کامرانی بر اثر جراحات جان باخته است
30
تیر: محمد کامرانی، جوان ۱۸ سالهای که در اعتراضهای ۱۸ تیرماه بازداشت
شده بود، ۲۵ ماه جاری، بر اثر جراحات وارده جان باخت. مشخص نیست جراحاتی
که منجر به مرگ این جوان شده، در درگیریهای خیابانی ایجاد شده است یا در
زندان. یک عضو خانواده محمد کامرانی در گفتگو با بیبیسی فارسی اعلام کرد
که محمد، ۱۸ تیرماه در حوالی میدان ولیعصر تهران بازداشت شده بود. به گفته
این عضو خانواده کامرانی، او در اعتراضها شرکت نداشته و صرفا در حال عبور
از آن منطقه بوده که از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد. محمد کامرانی به
همراه تعداد دیگری از بازداشتشدگان، پس از دستگیری به بازداشتگاهی در
کهریزک منتقل شد. چند روز بعد، مسئولان زندان اوین، فهرستی از
انتقالیافتگان به این بازداشتگاه را منتشر کردند که نام وی نیز در آن
مشاهده میشد.
براساس
این گزارش، مسئولان مرتبط با بازداشتهای اخیر به خانواده این جوان گفته
بودند که فرزندشان ۲۴ تیرماه آزاد خواهد شد، اما زمانی که خانواده برای
تحویل گرفتن او به زندان مراجعه کردند به آنها گفته شد که محمد براثر
جراحات وارده، در بیمارستان لقمان تهران بستری شده است. این عضو خانواده
کامرانی گفت که وقتی خانواده، در بیمارستان با پیکر نیمهجان محمد روبرو
شد، به اصرار، درخواست انتقال وی به بیمارستان مهر را کرد که تحت حفاظت
ماموران، وی را به بیمارستان مذکور منتقل کردند، اما ساعتی بعد محمد
کامرانی از دنیا رفت. پیکر این جوان، شنبه در بهشت زهرای تهران دفن شد. او
بعد از سهراب اعرابی، دومین جوانی است که هویتش به عنوان یکی از
جانباختگان ناآرامیهای اخیر ایران مشخص شده است.
دیدار کارگردانان سینما با خانواده شادی صدر
30
تیر: سه کارگردان سینمای ایران، در دیدار با خانواده شادی صدر، حقوقدان و
فعال حقوق زنان از ادامه بازداشت وی در زندان ابراز نگرانی کردند. رخشان
بنیاعتماد، جعفر پناهی و کامبوزیا پرتوی که روز گذشته به منزل خانم صدر
رفته بودند، با حسین و دریا نیلچیان؛ همسر و دختر شادی صدر و پدر و مادر
او دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار که بیش از یک ساعت به طول انجامید،
این سه کارگردان اظهار امیدواری کردند که خانم صدر هرچه سریعتر از زندان
آزاد شود. حسین نیلچیان، همسر شادی صدر با تائید بازداشت همسرش گفته بود
که از میان همراهان خانم صدر، تنها وی بازداشت شده است. آقای نیلچیان
میگوید که همسرش صبح روز گذشته، در تماسی تلفنی از انتقال خود به بند
عمومی زندان اوین خبر داده است.
حمایت روشنفکران جهان از اعتصاب غذا
30
تیر: تعدادی از روشنفکران مشهور جهان با انتشار بیانیهای از اعتصاب غذای
اکبر گنجی در مقابل مقر سازمان ملل در نیویورک حمایت کردند. در میان این
روشنفکران، برخی از بزرگترین فیلسوفان معاصر مثل مارتا نسبام و جوشوا
کوهن دیده میشوند. در این بیانیه آمده است که " ما از این تلاش مهم
پشتیبانی کرده و از همه آزادیخواهان دعوت میکنیم تا برای نشان دادن
همبستگی با مردم ایران، بدان بپیوندند." روشنفکران امضاکننده این بیانیه
با اشاره به این که سال ۲۰۰۵ اکبر گنجی به عنوان یک زندانی جمهوری اسلامی
ایران بیش از ۸۰ روز را در اعتصاب غذا سپری کرد، افزودهاند که " اعتراض
گنجی، لحظه تعیین کننده مقاومت در برابر سرکوب فزاینده رژیم بود."
برخی
از امضا کنندگان بیانیه روشنفکران جهان عبارت هستند از: جوشوا کوهن (استاد
حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه استنفورد)، مارتا نسبام(استاد حقوق، دانشگاه
شیکاگو)، تامس اسکانلون(استاد فلسفه، دانشگاه هاروارد)، الیزابت
اندرسون(استاد حقوق، دانشگاه میشیگان)، جاشوا اوبر(استاد علوم سیاسی،
دانشگاه استنفورد)، اندی اسکات(مدیر گوگل)، کیک اسکات(مدیر گوگل)، میشل
بری(استاد دانشکده پزشکی، دانشگاه استفورد)، فیروزه دما (نویسنده)، جول
رابرتس( استاد حقوق، دانشگاه ویسکانسون) و عباس میلانی(رئیس گروه
ایرانشناسی دانشگاه استنفورد.) تامی شلبی(استاد فلسفه و مطالعات آفریقا،
دانشگاه هاروارد)، ریچارد فورد(استاد حقوق، دانشگاه استنفورد)، چیت
کیتس(رئیس سابق عفو بینالملل آمریکا، استاد حقوق دانشگاه استنفورد)،
دیوید گروسگی(استاد علوم سیاسی، دانشگاه استنفورد)، جوآن لاندی (رهبر جنبش
صلح و دموکراسی)، ، راژان منون(استاد دانشگاه لی های)، فرانکو مورتی(استاد
ادبیات تطبیقی، دانشگاه استنفورد)، چارلز یونکرمن(معاون رئیس دانشگاه
استنفورد) کوری رابن(استاد علوم سیاسی، دانشگاه نیویورک) و دبورا
ساکس(استاد حقوق و اخلاق، دانشگاه استنفورد) از دیگر امضاکنندگان بیانیه
حمایت از اعتصاب غذای نیویورک هستند.
حمايت شون پن از اعتصاب غذا
30
تیر: شون پن بازيگر سرشناس هاليوود و ريس الريچ روزنامهنگار مستقل
آمريکايی که به همراه شون پن در سال ۲۰۰۵ به ايران سفر کرد، با انتشار
بيانيهای از اعتصاب غذای روشنفکران ايرانی حمايت کرده و خواهان پشتيبانی
مردم آمريکا از " جنبش سياسی مردم ايران" شدند. شون پن و ريس الريچ، با
انتقاد از سياستهای گذشته آمريکا در مورد ايران، از موضعگيری اخير باراک
اوباما رئيس جمهوری آمريکا در قبال رويدادهای اخير ايران، حمايت کرده و
خواستار عدم دخالت آمريکا در امور داخلی ايران شدند. آنها در اين باره
نوشتهاند: " حکومت آمريکا از نظر سياسی يا اخلاقی اين حق را ندارد که به
مردم ايران بگويد چه بايد بکنند. ايرانيان خوب میدانند چه تصميمی بايد
درباره خود بگيرند." پن و الریچ افزودهاند: " به همين دليل، ديپلماسی
شهروندی اين اندازه اهميت دارد. تظاهرکنندگان ايرانی از حمايت مردم
آمريکا استقبال میکنند. جون بائز اخيرا آهنگ "ما پيروز میشيم" را به
زبان فارسی اجرا کرد که در يوتيوب قرار گرفت."
احمدینژاد: رحیم مشایی برکنار نمیشود
30
تیر: محمود احمدینژاد در حالی که انتقادها از وی به علت انتصاب اسفندیار
رحیممشایی به معاون اولی خود افزایش یافته است، اعلام کرد که آقای مشائی
همچنان در این سمت باقی خواهد ماند. احمدینژاد گفت که " رحيم مشایی از
وفاداران به انقلاب اسلامی و فردی ولايی، سادهزيست و خدمتگزار مردم" است
و در سمت معاون اولی به کار خود ادامه خواهد داد. رحیممشایی، پنجشنبه
هفته گذشته از سوی احمدینژاد به عنوان معاون اول در کابینه دهم معرفی شد.
به گفته ثمرههاشمی " اینقدر مخالفتها منطبق بر حجتها و دلائل روشن
نیست که موجب تجدیدنظر در انتصاب شود." در مقابل محمدحسن ابوترابیفرد،
نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، گفت: " حذف رحیممشایی از سمتهای کلیدی و
معاونتهای رئیس جمهور، تصمیم استراتژیک نظام است." وی افزود که نظر
آیتالله علی خامنهای مبنی بر برکناری اسفندیار رحیممشایی به صورت کتبی
به احمدینژاد ابلاغ شده است.
تجمع اعتراضی در سالروز 30 تیر
30
تیر، در سالگرد 30 تیر،هزاران نفر از معترضان به کودتای انتخاباتی 22
خرداد، برای چندمین بار به خیابان هاآمدند و با تجمع و دادن شعار، اعتراض
خود رابه وضعیت موجود به نمایش گذاشتند. تظاهر کنندگان که عمدتا دستبند و
یا سربند های سبز پارچه ای داشتند و عکس هایی از میر حسین موسوی را حمل می
کردند،در این تظاهرات فریاد "مرگ بر دیکتاتور" سردادند. ده ها هزار نفر از
معترضین، دیروز همزمان با قیام تاریخی 30 تیر 1331 که منجر به بازگشت دکتر
مصدق به نخست وزیری شد، از حدود ساعت 5 عصر در اطراف میدان هفت تیر تجمع
کردند؛ این در حالی بود که به روال یک ماه گذشته، خیابان های تهران در
اشغال ماموران امنیتی، نظامی، انتظامی و لباس شخصی بود که به ویژه حد فاصل
خیابان کریم خان، از میدان هفتم تیر تا میدان ولی عصر و در ادامه تا میدان
انقلاب را اشغال کرده بودند.
یک
روز قبل سردار رادان، رئیس نیروی انتظامی شهر تهران اعلام کرده بود:
"شایعاتی مبنی بر برگزاری تجمع در تهران به گوش می رسد. وظیفه پلیس برخورد
با تجمع های غیر قانونی است و با این تجمع نیز برخورد خواهد شد". تجمع سی
تیر مانند دیگر تجمعات سبز، بصورت خودجوش و مردمی بود و میر حسین موسوی و
مهدی کروبی، در مورد برگزاری آن اطلاعیه ای نداده واعلام نکرده بودند که
در تجمع حضور خواهند یافت. با این حال گروه عظیمی از مردم در این تجمع
حاضر شدند و به گفته ناظران، تعداد آنان با تجمع بهارستان قابل مقایسه
بود. مردم از حدود ساعت 5 در دسته های دو یا سه نفره و گاهی هم به تنهایی
برای پیوستن به این تجمع خودجوش، که خبر برگزاری آن در فضای مجازی داده
شده بود، راهی میدان هفت تیر شدند.از ساعت پنج و نیم به بعد بود که
ماموران به رفت و آمد ها حساس شدند و در مقام مقابله باآن و متفرق کردن
مردم برآمدند.
حمایت خانواده زندانیان از مواضع هاشمی
30
خرداد: خانوادههای جمعی از زندانیان حوادث اخیر، با انتشار بیانیهای از
سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبههای ۲۶ تیر نماز جمعه تهران، حمایت
کردند و خواستار آزادی تمام بازداشتشدگان شدند. آنها در بیانیه خود، از
اظهارات آقای هاشمی که خواستار آزادی زندانیان حوادث اخیر شده است
استقبال کرده و اعلام داشتهاند که این اجرای پیشنهادهای رئیس مجمع تشخیص
مصلحت نظام میتواند " شروع مسیری باشد که باعث بازگشت تدریجی آرامش و
امنیت به جامعه ملتهب و بحران زده ایران امروز شود." همچنین، امروز نامه
دو فرزند بهزاد نبوی خطاب به میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی را
منتشر کرده است که در آن از آقای موسوی خواسته شده که برای " احقاق حقوق
ملت و احیای خط راستین امام و انقلاب دست از مبارزه" برندارند. آنها در
نامه خود آوردند: " ما فرزندان آقای بهزاد نبوی مفتخریم که پدرمان توسط
دولت کودتا و به جرم دفاع از رأی مردم، بیش از یک ماه است در زندان
انفرادی بسر میبرد." در این نامه همچنین آمده که " آنچه تلخ و غیر قابل
تحمل است، نهادینه شدن استبداد در کشور، پایمال شدن خون شهدای انقلاب،
دفاع مقدس و جنبش سبز و بلاموضوع شدن رای مردم است."
مسعود هاشمزاده؛ قربانی حادثه ۳۰ خرداد
31
تیر: مسعود هاشمزاده ۲۷ ساله، در راهپیمایی مسالمتآمیز شنبه ۳۰ خرداد در
خیابان آزادی تقاطع شادمان به ضرب گلوله کشته شد. هاشمزاده یکی دیگر از
جوانانی است که کشته شدن او در جریان ناآرامیهای پس از انتخابات در ایران
تائید شد. ماموران امنیتی به خانواده هاشمزاده، اجازه برگزاری هیچگونه
مراسمی را ندادند و از آنها تعهد گرفته شد که " اعلامیه ترحیم" فرزند خود
را هم چاپ نکنند. فاطمه محسنی، مادر مسعود هاشمزاده گفته است که خانواده
آنها از سوی ماموران به شدت تحت فشار قرار گرفتهاند تا سخنی درباره علت
مرگ فرزند خود نگویند. خانم محسنی گفت زمانی که مسعود در تهران، کشته شد،
همه خانواده در شمال به سر میبردند و خبر جانباختن هاشم را پسر دیگرش به
نام میلاد به آنها داد. خانم محسنی توضیح داد که وقتی پیکر مسعود در
غسالخانه روستای " ولیآباد" غسل داده میشد، " مامورین ریختند و گفتند
باید جسد را به پزشک قانونی ببریم و میلاد و راننده را هم دستگیر کردند و
به رشت بردند. در حالی که پزشک درمانگاه گواهی را فوت صادر کرده بود." در
گواهی فوت این جوان از طرف پزشکی قانونی نوشته شده است: " اصابت گلوله به
قلب و سوراخ کردن ریه، پارگی ریه و خونریزی داخلی و خارجی شدید." به گفته
مادر مسعود، خانواده وی پس از ساعتها، پیکر فرزند خود را از پزشک قانونی
تحویل گرفتند و دفن کردند. خانم محسنی گفت که " ماموران امنیتی هم مرتب ما
را تهدید میکردند که حداکثر سر مزار باید پنج نفر باشند و با صدای بلند،
حتی گریه" نکنیم.
فتنه از دوم خرداد آغاز شده است
31
تیر: سرتیپ احمدرضا پوردستان، فرمانده نیروی زمینی ارتش گفت "فتنههای
دشمنان علیه جمهوری اسلامی از دوم خرداد سال ۱۳۷۶ آغاز شده است." به گفته
این فرمانده ارشد ارتش ایران، در صورتی که هوشیاری و تدابیر آیتالله علی
خامنهای نبود شرایط بدی بر مملکت حاکم میشد. این برای نخستینبار طی
سالهای اخیر است که یک فرمانده ارشد ارتش در خصوص مسائل داخلی ایران
اظهارنظر میکند. سرتیپ پوردستان که در مراسم تودیع و معارفه فرمانده
منطقه و ارشد آجا سخن میگفت، افزود که ایجاد فضای فتنه در ایران سالها
برنامهریزی شده بود و در این فضا " متدینین هم به خطا رفته و اشتباه"
میکنند. این فرمانده ارتش، به حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد در ایران
اشاره کرد و گفت که " حرکتهای فتنهآمیز که در تهران روی داد، نشان داد
که انرژی عظیمی پشت آن قرار داشت." وی گفت: " بسیاری از کارشناسهای عمده
اسرائیلی و آمریکایی به این نتیجه رسیدند که باید برای مقابله با جمهوری
اسلامی از همان شعارهایی که حضرت امام خمینی با آنها مردم را به صحنه
کشانید استفاده کنند و با این تصمیم، فتنه جدیدی وارد کشور ایران شد."
موسوی: حتی هاشمی را تحمل نمیکنند
31
تیر: میرحسین موسوی، با انتقاد از فضای " شبه کودتایی" ایران گفت که امروز
حتی هاشمی رفسنجانی " تحمل" نمیشود و این مسئله باعث حرکت جامعه به سمت
"نظامیتر و امنیتیتر" شدن میشود. موسوی که در جمع گروهی از اساتید
دانشگاه و مدیران رسانهها سخن میگفت، بر ادامه اعتراضها به نتیجه
انتخابات در " چارچوب قانون" تاکید کرد و از مردم خواست که با حرکت در این
مسیر، " خسارتهای این فضای شبه کودتایی" را به حداقل برسانند. نخست
وزیر پیشین ایران گفت که اگر حرکتهای اعتراضی از چارچوب قانون خارج شود،
جامعه با " آنارشی لجامگسیختهای" روبه رو خواهد شد. موسوی در عین حال
ادامه اعتراضها به نتیجه انتخابات را " ضرورتی ملی" دانست که به گفته وی
باید " مسئله همچنان زنده بماند." وی اظهار داشت که منشوری فراتر از جبهه
و گروه سیاسی را تدوین خواهد کرد تا تمام ظرفیتهای مغفول قانون اساسی به
اجرا گذاشته شود. به گفته آقای موسوی، " ما در منشور خود این دغدغه را
داریم که هم پیوستگی مردم حفظ شود، هم منافع ملی لحاظ شود و هم به مطالبات
مردم پاسخ داده شود."
آغاز اعتصاب غذا مقابل سازمان ملل
1
مرداد، اعتصاب غذای سه روزه گروهی از روشنفکران، هنرمندان، فعالان سیاسی و
حقوق بشر در حمایت از معترضان به نتیجه انتخابات ایران، مقابل دفتر سازمان
ملل در نیویورک آغاز شد. ۲۶ تن از روشنفکران ایرانی پیشتر اعلام کرده
بودند که قصد دارند از روز ۳۱ تیر تا دوم مرداد ماه، به مدت سه روز در
برابر مقر سازمان ملل در نیویورک دست به اعتصاب غذا بزنند. " اعلام
پشتیبانی از جنبش سبز مردم ایران، محکوم کردن تقلب گسترده درانتخابات،
سرکوب بیرحمانه اعتراضات مردمی، و بازداشت غیرقانونی صدها شهروند و فعال
سیاسی و اجتماعی" از مهمترین اهداف اعتصابکنندگان اعلام شده است.
چهرههای سرشناسی چون عبدالعلی بازرگان، محمد برقعی، حسین بشیریه، نیره
توحیدی، فاطمه حقیقت جو، حمید دباشی، مصطفی رخصفت، احمد صدری، محمود
صدری، کاظم علمداری، عبدی کلانتری، رضا فانی یزدی، منصور فرهنگ، احمد
کریمی حکاک، مهرانگیز کار، اکبر گنجی، مجید محمدی، مهرداد مشایخی و آرش
نراقی از روشنفکران ایرانی بودند که در این اعتصاب غذا شرکت کردند.
همبستگی ۴۲ نهاد عرب با معترضان ایرانی
۴۲
سازمان مدافع حقوق بشر در کشورهای عربی طی بیانیهای همبستگی خود را با
معترضان ایرانی اعلام کردند. این بیانیه از سوی سازمانهای حقوق بشری
کشورهای فلسطین، لبنان، عراق، سوریه، تونس، بحرین، یمن، مصر، مراکش و اردن
امضا شد. در این بیانیه آمده است: " ما، سازمان ها و مدافعان حقوق بشر
امضاکننده از منطقه عربی، انزجار شدید خود را از همه اشکال سبعانه سرکوبی
که مقامات ایرانی علیه جمعیت وسیعی از مردم ایران در تظاهرات و اعتراضات
مسالمتآمیز به روند انتخابات و نتیجه اعلام شده آن، بکار بردهاند، اعلام
میکنیم." مدافعان حقوق بشر کشورهای عربی، از مقامات ایران درخواست
کردهاست که امکان فعالیت آزادانه برای روزنامهنگاران و مدافعان حقوق بشر
را فراهم کرده و " مداخلات دستوری دولت، و کنترل مکالمات تلفنی و مکاتبات
اینترنتی" را متوقف کند. این بیانیه به مناسبت " روز جهانی همبستگی با
مردم ایران" صادر شده است.
بازداشت پدر یکی از کشتهشدگان اخیر
1
مرداد، پدر " مسعود هاشمزاده"، یکی از کشتهشدگان اعتراضات اخیر ایران
بازداشت شد. روز پنجشنبه، چند فرد لباس شخصی و یک مامور نیروی انتظامی،
پس از جمعآوری عکسهای مسعود هاشمزاده و پارچه سیاهی که به در منزل
خانواده وی آویخته شده بود، پدر وی را بازداشت کردند. دو پسر آقای
هاشمزاده نیز همراه با ماموران رفتند و گفته میشود که این سه نفر به
اداره آگاهی منطقه ۲ گیشا منتقل شدند. مسعود هاشمزاده سیام خرداد در
خیابان شادمان بالاتر از خیابان آزادی به ضرب گلولهٔ مستقیم از روبرو که
به قلبش اصابت کرد، کشته شد. میلاد هاشمزاده، که پیکر برادرش را با ماشین
شخصی برای خاکسپاری به روستای ولیآباد خشکبیجار گیلان منتقل کرده بود،
برای مدت کوتاهی در بازداشت بود.
وصل سیستم پیامک پس از ۴۰ روز
1
مرداد: سامانه ارسال پیامک، بامداد امروز پنجشنبه، پس از ۴۰ روز قطعی و
اختلال، مجدداً در ایران به راه افتاد. داوود زارعیان، مدیرکل روابط عمومی
شرکت مخابرات ایران به ایسنا گفت که امکان ارسال پیامک از سه شبکه همراه
اول، ایرانسل و تالیا از امروز مجدداً برقرار شدهاست. قطع سیستم پیامک از
روز انتخابات برای اختلال در نظارت بر انتخابات و سهولت در اجرای کودتای
انتخاباتی انجام شده بود. از عصر روز دهم تیرماه، سیستم ارسال پیامهای
کوتاه به مدت پنج روز وصل شد و پس از آن بدون اطلاع قبلی تا روز اول مرداد
قطع بود.
اتهام به خانواده فرماندهان پیشین سپاه
1
مرداد: مجتبی ذوالنور، جانشین نماینده آیتالله خامنهای در سپاه
پاسداران، خانواده جانباختگان جنگ هشت ساله را متهم به " سوءاستفاده" از
نام فرماندهان سپاه در جنگ ایران و عراق کرد. وی با تشبیه خانوادههای
جانباختگان جنگ به طلحه و زیبر، گفت: " مگر اکنون این جماعت شبیه طلحه،
زبیر و عایشه نیستند و همین کارها را نمیکنند و قصد راهاندازی جمل را
ندارند، آن هم به کمک بیگانگانی که ۳۰ سال است، منتظر روزی هستند که
انقلاب را از درون نابود کنند." مجتبی ذالنور به طور مستقیم به
خانوادههای مهدی و حمید باکری که از حامیان میرحسین موسوی هستند، اشاره
کرد و گفت: " اگر همسر شهید مهدی باکری به طرفداری از کاندیدایی فریاد
بلند میکند، چرا میگوید، همسر شهید مهدی باکری و چرا نمیگوید، همسر دوم
علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات هستم و یا همسر شهید حمید باکری که
همین ادعا را دارد، نمیگوید، اکنون زن یک معلم گیلانی هستم. چرا از اسم
شهدا برای مقاصد خود سوءاستفاده ميكنيد."
برادر زهرا رهنورد، از ماه پیش در بازداشت
1
مرداد، زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی از بازداشت برادر خود خبر داد.
شاپور کاظمی، برادر خانم رهنورد بیش از یک ماه است که در بازداشت بهسر
میبرد ولی خانواده وی خبر بازداشت او را تا امروز به رسانهها اطلاع
ندادهبودند. زهرا رهنورد، همسر کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست
جمهوری، علت این بازداشت را " اعمال فشار بر میرحسین موسوی و خود او"
دانست و گفت: " پروندهسازان بدانند با تداوم چنین مشیای غضب الهی
دامنگیرشان خواهد شد و ملت نیز ایشان را مطرود کرده و اعمال فشار بر مهندس
موسوی و من کارگر نخواهد بود. من اعلام میکنم که اگر از مهندس کاظمی به
زور، اقرا برگیرند یا صدها برگ بر ضد مهندس کاظمی چاپ کنند و ارائه دهند
نه من و نه ملت، اینها را باور نخواهند کرد."
نوام چامسکی در اعتصاب غذای نیویورک
2
مرداد: اعتصاب غذای صدها تن از معترضان به سرکوبهای ایران در برابر دفتر
سازمان ملل در نیویورک وارد دومین روز خود شد. در این اعتصاب غذا، گروهی
از روشنفکران، هنرمندان، فعالان سیاسی و حقوق بشر در حمایت از معترضان به
نتیجه انتخابات ایران، گرد هم آمدند. حضور نوآم چامسکی، زبانشناس ،
فیلسوف و نظریهپرداز آمریکایی در این حرکت اعتراضی و سخنرانی او در روز
دوم از نکات چشمگیر این حرکت اعتراضی بود. اکبر گنجی، روزنامهنگار و
فعال سياسی ایرانی در سخنرانی خود در این روز، با محکوم کردن خشونتهای
دولتی ایران، بر مخالفتش با حمله نظامی به کشور ایران یا تحریم آن تأکید
کرد. در این مراسم شهرنوش پارسیپور " خودجوش بودن جنبش اعتراضی در ایران"
را وجه مشخصه این جنبش دانست و از معترضان خواست تا از شعارهایی که در
آنها واژه مرگ بهکار میروند بپرهیزند.
در
دومین روز اعتصاب غذای نیویورک مهدی سحرخيز، فرزند عیسی سحرخیر، از
حاضران خواست علیه شرکت " نوکيا" که در دستگیری مخالفان به حکومت ایران
کمک کرده است، در دادگاهها اقامه دعوی کنند. در این تحصن، ایزابلا
روسلینی، بازیگر، نویسنده و فیلمساز مشهور ایتالیاییتبار هالیوود در
میان جمع خود بود. خانم روسلینی صحبتهایی در حمایت از جنبش اعتراضی ایران
خطاب به جمع بیان کرد.
حمایت گری کاسپارف از معترضان ایرانی
2
مرداد، گری کاسپاروف، استاد برجسته شطرنج دنیا حمایت خود را از معترضان
ایرانی اعلام کرد. کاسپارف که از سال ۱۹۸۵ تا سال ۲۰۰۰ میلادی قهرمان
شطرنج جهان بود و اکنون از سیاستمداران روسیه است حمایت خود از معترضان
ایرانی را در مقالهای در روزنامه وال استریت جورنال بیان کرد. کاسپارف در
این مقاله نوشت: " با وجودی که زمان کمی از انقلاب سبز ایران میگذرد ولی
این انقلاب تا اینجا هم یک رویداد بسیار بسیار مهم است. شهروندان ایرانی
جان خود را به خطر میاندازند تا از رأی خود دفاع کنند و دروغ بودن این
مدعا را که دموکراسی نمیتواند بدون دخالت خارجی در خاک سخت جوانه بزند به
اثبات رساندند." وی در ادامه افزود: " محمود احمدینژاد روشهای سرکوب را
از روسیه و چین آموخته و نخستین سفر او نیز در میانه اوضاع متلاطم به
کرملین بود."
کشتهشدن فرزند مشاور رضایی در اوین
2
مرداد، محسن روحالامینی، فرزند عبدالحسین روحالامینی یکی از اعضای ارشد
ستاد انتخاباتی محسن رضایی، در زندان اوین کشته شد. مسئولان زندان اوین طی
تماس تلفنی با خانواده روحالامینی به آنها گفتند که برای تحویل پیکر
فرزندشان مراجعه کنند. محسن روحالامینی در تجمع اعتراضی ۱۸ تیر ماه
دستگیر شده بود و به خانواده وی اعلام شده بود که فرزندشان به زودی آزاد
میشود. دکتر عبدالحسین روحالامینی، ریاست انستیتو پاستور، یکی از
پژوهشگاههای مهم علوم زیستی ایران را بر عهده دارد و در انتخابات ریاست
جمهوری یکی از مشاوران اصلی محسن رضایی، از کاندیداهای اصولگرای
ریاستجمهوری بود.
آیتالله صانعی: اقرار زیر فشار ارزشی ندارد
2
مرداد: آیتالله صانعی، از مراجع تقلید قم فتوا دادهاست " افرادی که با
اعمال فشار از متهمین اقرار میگیرند معصیتکارند." آیتالله بیات زنجانی،
از مراجع تقلید قم نیز اعلام کردهاست " اگر کسی با تهدید و تطمیع سخنی
بگوید کوچکترین اعتباری از نظر شرع و قانون ندارد." وی با بیان اینکه اگر
قوه قضائیه ما قوی و مستقل بود باید جلوی اینگونه مسائل را میگرفت، گفت:
" اگر دستگاه قضایی در اخذ اینگونه اعترافات نقش داشته باشد از عدالت
ساقط است و قاضی و دادستان این پروندهها نمیتوانند این مشاغل را در
اختیار داشته باشند." وی فزود: " اگر صدا وسیما اینگونه اعترافات ساختگی
را پخش کند عاملان و مسببان آن دچار گناه کبیره هستند."
هفت دلیل در اثبات تقلب در انتخابات
28 تیر، حسین باستانی نویسنده روزآنلاین دلایل روشن و مشخص و علمی خود را
برای اثبات وجود تقلب در انتخابات 22 خرداد 88 منتشر کرد. دلایلی که توسط
وی به تفصیل گفته شده اجمالا چنین است. یک: " درصدهای مشارکت غیرطبیعی، در
192 بخش کشور، بیش از صددرصد تا 211 درصد مردم در انتخابات شرکت کردند."
دو: " آرای غیرطبیعی احمدی نژاد در بسیاری از صندوق ها، در 2233 صندوق
آرای احمدی نژاد بیش از 95 درصد، در 307 صندوق بیش از 99 درصد و در 103
صندوق 100 درصد است." سه: " صندوق های حاوی آرای کل مضرب صد، در 29 درصد
صندوق های کوهدشت لرستان، 23 درصد صندوق های سلسله لرستان، 19 درصد صندوق
های فلاورجان اصفهان، 14 درصد صندوق های عنبرآباد کرمان، و تعداد بسیار
زیادی از صندوق های کل کشور، تعداد کل آرا مضرب 100( مثلا 900 یا 1000 یا
1100 رای) است. این احتمال از نظر ریاضی بعید است."
چهار:
" اعلام آرای متفاوت برای استانها و شهرستانهای مختلف، در 24 استان از 30
استان کشور مجموع آرای استان در سایت وزارت کشور در تاریخ 25 خرداد و 2
تیر با هم متفاوت است و از یک تا 29 هزار رای اختلاف وجود دارد. به نظر می
رسد آرای اعلام شده برای شهرستان ها از مجموع آرای صندوق های همان
شهرستانها حاصل نشده و بر مبنای محاسبات دیگری به دست آمده است." پنج: "
ثابت ماندن نسبت آرای نامزدها از هنگام اعلام اولیه نتایج انتخابات. این
میزان در آرای میرحسین موسوی و احمدی نژاد یک خط راست( و نه یک منحنی) را
تشکیل می داد و واریانسی نزدیک به یک داشت. این احتمال از نظر ریاضی کاملا
بعید است. یعنی همه مردم همه کشور به یک نسبت به احمدی نژاد و موسوی رای
دادند." شش: " وجود نداشتن آرای باطله تا زمان شمارش 21 میلیون
رای، تا دهمین نوبت اعلام نتایج آخرین شمارش آرا، حتی یک رای باطله هم در
نتایج اعلام نشد. پس از چند ساعت توقف آمار جدیدی اعلام شد که در آن آرای
باطله وجود داشت. از سوی دیگر آرای محسن رضایی از زمان دهمین
مرحله اعلام آرا تا مرحله بعد که 2 میلیون رای جدید شمرده شد، نه تنها
اضافه نشد بلکه 45135 رای از آرای او کاسته شد. شش: " افشای تعداد زیاد آرای تانخورده در هنگام "بازشماری" آرا، در جریان بازشماری تصادفی 10 درصد صندوق های رای توسط شورای نگهبان، خبرگزاری ایرنا تصاویری از "بازشماری" آرا را منتشر کرد که تعداد بسیار زیادی برگه رای نو و تانخورده در آن دیده می شد
که مسوولان شورای نگهبان در حال شمردن آنها بودند. این در حالی بود که
وارد کردن برگه ها به شکاف صندوق رای، بدون تا کردن آنها تقریبا غیر ممکن
است."
جلسه دانشگاه لندن در مورد پیآمد انتخابات ایران
27
تیر، انجمن سخن لندن، روز شنبه برگزارکننده یک جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ
بود. در این جلسه که در یکی از سالنهای اجتماعات دانشگاه مطالعات آسیایی و
آفریقایی لندن برگزار شد، عبدالکریم سروش،مسعود بهنود، عطاء الله مهاجرانی
و فرخ نگهدار ضمن سخنانی،به تحلیل اوضاع ایران وشرح اتفاقاتی که در
انتخابات اخیر حادث شده پرداختند و پیشینه تاریخی انتخابات را بررسی
کردند. سروش در این جلسه درباره تقلب انتخاباتی گفت " این معصیت خجسته است
چون چشم مردم را به حقوق خودشان باز کرد." فرخ نگهدار گفت: " از نگاه من
جنبش سبز ایران پیش از هر چیز جنبشی است صلح آمیز." مسعود بهنود، به
اولین روز رای گیری در ایران اشاره کرد و در پاسخ کسانی که ایراد می گیرند
که چرا روشنفکران دعوت به شرکت در انتخابات کردند، گفت اگر رای نداده
بودید الان اینجا نبودید" همچنین عطاء الله مهاجرانی گفت " راهی که ما در
پیش داریم یک دوی صد متر نیست بلکه ما یک دوی استقامت امدادی است." فرخ
نگهدار و مهاجرانی در پاسخ به سووال حاضران در جلسه تاکید کردند که رهبری
جنبش در داخل ایران است و رهبر آن میرحسین موسوی است.
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...