اردیبهشت ۱۰، ۱۳۹۰
بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به مناسبت روز کارگر
بسم الله الرحمن الرحیم
یازدهم اردیبهشت، روز کارگر را گرامی می داریم. کارگران شریف و زحمتکش ما در حالی این روز را ارج می نهند که به رغم ادعای کذب رئیس دولت کودتا مبنی بر ایجاد یک میلیون و ششصد هزار شغل در سال گذشته، تعطیلی بسیاری از شرکتهای پیمان کاری و توقف و یا کاهش تولید بسیاری از واحدهای تولیدی بیکاری گسترده ای را برای کشور به ارمغان آورده است.
این واقعیت در شرایطی رخ می دهد که از سال 1384(سال تکیه زدن آقای احمدی نژاد بر کرسی ریاست جمهوری) کشور از درآمد بی سابقه و افسانه ای نفت و پتروشیمی برخوردار بوده است و در صورت وجود حکومتی دموکراتیک و مدیریتی با کفایت، علاوه بر تأمین نیازهای جاری از محل این درآمدها، امکان دهها میلیارد دلار سرمایه گذاری تولیدی و زیربنایی ، رشد جهش وار تولید ملی و در نتیجه ایجاد میلیون ها فرصت شغلی مولد جدید وجود داشت. فقط در آمد نفت طی پنج سال و نیم اخیر حدود 450 میلیارد دلار(حدود نصف درآمد نفت از تاریخ اکتشاف نفت تا کنون) بوده است. با اختصاص حداکثر 150 میلیارد دلار از محل این درآمد به هزینه های جاری، می بایست حداقل 300 میلیادر دلار باقیمانده صرف سرمایه گذاری می شد و در صورت اتخاذ یک دیپلماسی عاقلانه و معطوف به منافع ملی به جای مواضع ماجراجویانه و تنش آفرین، امکان جلب و جذب سه تا چهار برابر این مبلغ سرمایه خارجی نیز وجود داشت. با این حجم سرمایه گذاری نه تنها وضعیت تولید و اشتغال در کشور متحول می شد، بلکه جهشی تاریخی در رشد و توسعه ملی فراهم می گردید و اقتصاد کشور در شرایط نوینی قرار می گرفت و در نتیجه امروز کارگران ما نه تنها شاهد بیکاری های گسترده و کاهش شدید قدرت خرید نبودند، بلکه از اشتغال مولد، قدرت خرید قابل قبول و زندگی عزتمندی برخوردار می شدند.
چنان که بخواهیم خطاهای حاکمیت کنونی و ظلم هایی که درحق ملت ایران کرده است احصاء کنیم، در کنار خیانت به رأی ملت با تقلب در انتخابات، پایمال کردن حقوق و آزادی های شهروندی و تلاش برای استقرار حکومت مطلقه فردی باید به حیف و میل و نابود کردن ثروت عظیم و افسانه ای حاصل از درآمد نفت طی این مدت و ایجاد تورم و بیکاری و کاهش شدید نرخ رشد تولید ملی و ...که خیانتی آشکار به ملت و نسل های آینده است، اشاره کرد. متأسفانه در سال ها ی اخیر از ثروت خداداد و بی سابقه ای که می بایست صرف ساختن اقتصاد کشور و تأمین رفاه مردم می شد، برای حفظ قدرت در داخل، باج دادن به کشورهای دیگر برای جلب رأی ایشان در محافل بین المللی و جبران آثار منفی سیاست های ماجراجویانه استفاده شد و اقتصاد کشور ناباورانه در معرض سقوط قرار گرفت. وضعیت اسف بار سیستم بانکی ، بدهی های سرسام آور به پیمان کاران بخش های آب ، برق، نفت، گاز، پتروشیمی و ... ، تعطیل و یا کندی پیشرفت طرح های تولیدی و زیر بنایی، عدم آغاز طرح های جدید مولد و زیربنایی بزرگ و رشد منفی تولید ناخالص داخلی، همگی از نشانه های سیاست های ورشکسته اقتصادی حاکمیت کنونی است که به رغم پنهان کاری ها و دروغ پردازی ها، آثار خود را نمایان ساخته است.
مقایسه شاخص های کلان اقتصادی در دوره احمدی نژاد با دوره های ریاست جمهوری آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی که درآمد ارزی در آن ها بسیار کمتر از دوره اخیر بود، عدم کفایت و ورشکستگی سیاست های حاکمان کنونی را به نمایش می گذارد.
با مروری بر آن چه درسال های گذشته رخ داده است می توان به ریشه سیاست های غلطی که بحران کنونی اشتغال و وضعیت نابسامان کارگران را به ارمغان آورده است، پی برد.
در پاییز سال 1383 رهبری در سفر به استان کرمان طی سخنانی اعلام کردند: «دیگر طرح های بزرگ کافی است. مردم میخواهند درآمد نفت را سر سفره های خود ببینند...»(نقل به مضمون) در پی این سخنان شعار «آوردن نفت بر سر سفره های مردم» به شعار اصلی انتخاباتی محمود احمدی نژاد تبدیل شد و به بهانه تحقق این شعار و در واقع به منظور جلب نظر و رأی مردم، توزیع پول های بی حساب در سفرهای استانی، پرداخت وام های «خود اشتغالی زودبازده» بی حساب، ایجاد تعهدات عظیم مالی برای دولت، پرداخت یارانه های نقدی از محل خزانه دولت به جای تأمین و پرداخت آن از محل حذف یارانه ها(مبلغ تأمین شده از محل حذف یارانه ها در بودجه 37 هزار میلیارد تومان و یارانه پرداختی بیش از 60 هزار میلیارد تومان است) و ... و در واقع حیف و میل و به هدر دادن ثروت ملی به جای سرمایه گذاری آن و افزایش تولید و رونق و رفاه اقتصادی، سرلوحه برنامه های اقتصادی احمدی نژاد قرار گرفت و تلاش شد با «اقتصاد صدقه ای» روز به روز مردم را بیشتر به حکومت وابسته کنند.
حاکمیت کنونی به منظور فراهم آوردن زمینه های حکومت مطلقه فردی، از یک سو با سپردن شریان های اقتصادی و طرح های کلان عمرانی و بنگاه های بزرگ اقتصادی به سپاه پاسداران به نابودی بخش خصوصی و بورژوازی غیر و ابسته به حکومت همت گماشت و از سوی دیگر همزمان با سرکوب نهادها و شوراهای مستقل کارگری و دستگیری کارگران معترض، با سوء استفاده از منابع ارزی کشور و به قیمت نابودی تولیدات داخلی و بیکاری کارگران، اقدام به واردات بی رویه کالاهای خارجی کرد تا در کوتاه مدت رضایت مردم را جلب کند و به این ترتیب عملاً «اقتصاد» حکومتی را که به مراتب خطرناک تر و غیر قابل کنترل تر از اقتصاد دولتی است، بر کشور حاکم کرد. اقتصادی که کنترل آن حتی از عهده یک مجلس واقعی مردمی نیز خارج است.
این روند در کنار سیاست خارجی به اصطلاح «تهاجمی» و «ماجراجویانه» که ثمره آن تحریم های گسترده و بی سابقه بین المللی علیه کشورمان بود، به کاهش شدید سرمایه گذاری و در نتیجه توقف روند توسعه در کشور انجامید و که علاوه بر خسارت های غیر قابل جبران به منابع ملی ، نظیر مخازن مشترک نفت و گاز، رکود تورمی، عدم اشتغال مولد جدید و افزایش بیکاری را برای کشور به ارمغان آورد. وضعیتی که در صورت روی کار آمدن یک حاکمیت مردمسالار و مدیر و کاردان، برای تغییر آن به سال ها تلاش در سطح ملی نیاز خواهیم داشت.
حاکمیت کنونی که سودای تک پایه کردن قدرت را در سر می پروراند، به هیچ روی حاضر به تجدید نظر در سیاست های ویرانگر اقتصادی خود و توقف روند حکومتی کردن اقتصاد و به رسمیت شناختن بخش خصوصی قدرتمند و نهادهای مستقل کارگری نیست و در سرکوب هر اعتراضی به این روند زیانبار که جز فقر و ذلت برای ملت نتیجه ای نخواهد داشت، تردید به خود راه نمی دهد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران چنین وضعیتی را شایسته ملت بزرگ ایران و کارگران زحمتکش این مرزوبوم نمی داند و با توجه به بی اعتنایی حاکمان اصول گرای کنونی به هشدار های مکرر دلسوزان و متخصصان طی سال های اخیر، اصرار بر ادامه این روند را که حاصلی جز فقر و تیره بختی بیشتر برای ملت به همراه ندارد، خیانتی آشکار به کشور، نظام و انقلابی ارزیابی می کند که قرار بود برای کشور سربلندی و آبادانی و برای ملت آزادی و رفاه به ارمغان آورد. سازمان ضمن گرامی داشت روز کارگر خواستار آزادی هر چه سریع تر نمایندگان جنبش کارگری و صدها کارگر در بندی است که تنها جرمشان اعتراض به بیکاری و ماه ها گرسنگی و عدم دریافت حقوق است و همگان را به دفاع و حمایت از خواسته های به حق کارگران فرامی خواند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ( شاخه خارج کشور)
10/2/1390
بیانیه اتحاد جمهوریخواهان به مناسبت روز کارگر
اول ماه مه روز جهانی کارگر خجسته باد
بگذار بمناسبت فرارسیدن اا اردیبهشت - اول ماه مه - یکصدا خواستار آزادی اسانلو، مددی و همه فعالان سیاسی، کارگری و دانشجویی و پایان حصر رهبران نمادین جنبش سبز باشیم!
بگذار دست در دست هم برای استقرار آزادیهای سیاسی، انتخابات آزاد و پایان دیکتاتوری در میهنمان مبارزه کنیم !
روز جهانی کارگر را کارگران و مردم سراسر جهان به یاد مبارزات طولانی و به پاس دستاوردهای جنبش کارگری جشن می گیرند. اگردر غالب کشورهای جهان اول ماه مه روز تعطیل رسمی است و بزرگداشت این روز به یک سنت ملی تبدیل شده است، از آن روست که دستاوردهای جنبش گارگری و مبارزات طبقه کارگر برای عدالت و آزادی به سود کل جامعه و پیشرفت عمومی بوده است. مبارزات مردم این کشورها علیه استبداد و فاشیسم، علیه تبعیض و نابرابری، همواره متحد نیرومندی در جنبش کارگری داشته است.
در ایران استبداد سیاسی و عقب ماندگی نهاد های سنتی جامعه موانع عمده رشد مبارزات کارگران است. دولت نه فقط به عنوان قدرت انحصاری سیاسی بلکه به عنوان کار فرمای کل همواره شدید ترین برخورد را با کوشش کارگران برای تشکل یابی و حقوق سندیکایی داشته است. این برخورد های سرکوب گرانه با کارگران در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی شدید تراز گذشته صورت گرفته است. برغم همه این فشارها اما کارگران، برای حقوق صنفی و سندیکایی خود مبارزات بسیار کرده اند و خطر باز داشت، از دست دادن کار و حتی زندان رفتن ها را به جان خرید ه اند.
با آغاز دوران اصلاحات فصل تازه ای در مبارزات کارگری گشوده شد. این دوران یاد آور تلاش تازه ای برای تشکیل سندیکاهای کارگری در مقیاس ملی است. تحت تاثیر باز شدن نسبی فضای سیاسی در دوره اصلاحات کارگران نیز دست بکار سازماندهی تشکل های خود شدند . برجسته ترین این فعالیت ها تازه سندیکایی در مبارزات کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی و کارگران نیشکر هفت تپه و کارگران بخشهای فلزات بود. بخصوص کارگران شرکت واحد موفق شدند با سازماندهی گرد همایی های بزرگی خواست سندیکا های مستقل را در سطح ملی مطرح کنند. اما این دوران هم چندان نپایید و زیر فشار نیروهای سرکوب گر و عدم حمایت دولت اصلاحات از خواست کارگران، جنبش کارگری عقب نشست و بسیاری از فعالین آن مانند ابراهیم مددی و منصور اسانلو به زندان افتادند.
با این همه همین تجربه کوتاه بار دیگر نشان داد که چه رابطه و نیاز متقابلی میان جنبش دموکراسی خواهی و جنبش کارگری بر قرار است. بی تردید اگر آن فضای باز نسبی تداوم می یافت و مبارزات عمومی عرصه های بیشتر ی را از آن خود می کرد، جنبش کار گری کار باز سازی خود و ایجاد سندیکاهای مستقل را بسیار جلو تر می برد و متقابلا جنبش سندکایی به سنگری برای دفاع از آزادیهای سیاسی تبدیل می شد.
جنبش کارگری اکنون با وضعیت تازهای روبروست. امروز اگر چه فضای سخت سرکوب حاکم است اما در سطح جامعه مقاومت وسیعی در قالب جنبش سبز علیه سلطه سیاسی موجود شکل گرفته است. آینده دموکراسی و همچنین آینده جنبش کارگری به سرنوشت این جنبش وابسته است. کارگران که بیش از هر گروه اجتماعی دیگر برای سازمانیابی خود به ازادی نیاز دارند باید با همه توان از جنبش سبز، جنبش دموکراسی خواهی عمومی مردم حمایت کنند و دموکراسی را امر خود بدانند، ما جمهوریخواهان ایران نیز هر جا که هستیم با همه توش و توان خود از مبارزه و خواست های به حق کارگران, برای پرداخت بموقع دستمزدها، بهبود شرایط کار، قانونمند کردن پیمان های موقت، شرکت نمایندگان واقعی کارگان برای تعیین حداقل دستمزدها و بویژه رعایت حق ایجاد تشکل های مستقل کارگری حمایت میکنیم .
بگذار بمناسبت فرارسیدن اا اردیبهشت - اول ماه مه - یکصدا خواستار آزادی اسانلو، مددی و همه فعالان سیاسی، کارگری و دانشجویی و پایان حصر رهبران نمادین جنبش سبز باشیم!
بگذار دست در دست هم برای استقرار آزادیهای سیاسی، انتخابات آزاد و پایان دیکتاتوری در میهنمان مبارزه کنیم !
امضا کنندگان بیانیه بازسازی - پایه گذاران و اعضای اتحاد جمهوریخوهان
کمال ارس- اردوان ارشاد- جمشید اسدی- بیژن افتخاری - مهدی امینی- مهران براتی- محمد برزنجه - شهلا بهاردوست - حسن راهی- رضا چرندابی- بیژن حکمت- منصور سحرخیز- رضا سیاوشی - عباس شیرازی- رامین صفی زاده- حسین علوی- فیروزه فولادی- پروین قاسمی- امیر حسین گنج بخش- پرویز مختاری- مهرداد مشایخی- مرتضی ملک محمدی- مهران میرفخرایی.
پنج روز بیخبری مطلق از علیرضا رجایی
به نوشته پایگاه اطلاع رسانی نیروهای ملی مذهبی، از ساعت ۸ صبح روز دوشنبه که علیرضا رجایی هنگام خارج شدن از منزل توسط ماموران وزارت ا طلاعات دستگیر شده است، تاکنون او هیچ تماسی با خانواده نداشته و از محل نگهداری و وضعیت وی اطلاعی در دست نیست.
این پایگاه در گزارشی از چگونگی دستگیری آقای رجایی نوشته است: رجایی در هنگام دستگیری توسط ۷ یا ۸ مامور به داخل خانه برده شده و چندین ساعت خانه مورد تفتیش قرار میگیرد، سپس از نجا به محل کارش - انتشارات گام نو - برده شده و محل کار نیز ساعت ها تفتیش میشود. در هنگام تفتیش محل کار از همسایه ها سئوال می شده که چه کسانی به اینجا رفت و آمد میکرده اند و آیا (مهندس) سحابی هم به اینجا می آمده یا نه. در این تفتیش، کلیه دفترچه تلفن ها، کامپیوتر، دفترهای مالی و ... توسط مامورین وزارت اطلاعات ضبط شده است.
این گزارش حاکی است، روز سه شنبه نیز مامورین به منزل پدری ایشان مراجعه کرده و ۵ -۶ ساعت آنجا را مورد تفتیش قرار داده و حتی کمدها و درهایی که کلید نداشته و مدتها قفل بوده را توسط کلیدساز خودشان باز کرده و با دقت شدیدی مورد بازرسی قرار می دهند.
علیرضا رجایی که اکنون برای دومین بار پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری سال ۸۸ بازداشت شده، از فعالان سیاسی، عضو شورای فعالان نیروهای ملی- مذهبی ایران، روزنامهنگار و مدیر انتشارات گام نو است. او دبیر سرویس سیاسی روزنامههای جامعه، توس و نشاط بوده و در انتخابات مجلس ششم ۱۳۷۸ کاندیدای ائتلاف نیروهای ملی-مذهبی در تهران بود، که بر اساس نتایج انتخابات در ردهٔ بیستوهشتم قرار گرفت و به مجلس راه یافت، اما پس از دست بردن در آرا توسط شورای نگهبان، وی از فهرست نامزدهای منتخب خارج شد و جای خود را به غلامعلی حداد عادل داد.
مادر مهدی محمودیان: علما برای آزادی زندانیان سیاسی قدمی بردارند
به گزارش جرس، در حالیکه طی روزهای اخیر خانوادۀ روزنامه نگارِ زندانی، مهدی محمودیان، امکان ملاقات با این زندانی سیاسی را نیافته بودند، نهایتا پس از چهار ماه تلاش، موفق شدند اجازه ملاقات حضوری دریافت کنند.
پس از ملاقاتی که روز پنجشنبه خانوادۀ محمودیان با این زندانیِ سیاسی داشتند، مادرش در مورد وضعیت روحی وی گفت: وضعیت روحی او بسیار عالی بود اما همچنان از ناراحتی ریه رنج می برد و اگر مطلع باشید هفته گذشته در ساعت هواخوری هنگام بازی دچار شکستگی دنده می شود و متاسفانه دنده سمت ریه آسیب دیده اش شکسته و ناراحتیش را بیشتر کرده است.
وی در خصوص اقدامات پزشکی صورت گرفته افزود: فعلا عکسبرداری کرده اند و دکتر شکستگی دنده را تایید کرده و مسکن داده اند.مقداری هم داروی ویتامین و تقویت و کلسیم که با تجویز پزشک خودمان برایش تهیه کردیم. فقط امیدواریم مرخصی بدهند تا خودمان درمانش کنیم گرچه دیگر از اینها بعید میدانم مرخصی بدهند.
مادر محمودیان در مورد اعتصاب غذای وی ادامه داد: اعتصابشان دائمی نیست فعلا هر هفته یک روز به آن اضافه می شود.این هفته دو روز اعتصاب کردند و هفته بعد سه روز همینطور تا خرداد و اگر همچنان به خواسته ها و اعتصاب آنها بی توجه باشند احتمالا تا رسیدن به خواسته هایشان اعتصاب غذای دائمی می کنند.
وی افزود: بعد از چهار ماه یک ملاقات حضوری داشتیم خصوصا اینکه نوه ام زینب نیز حدودا بعد از شش ماه توانسته بود به دیدن پدرش بیاید خیلی فرصت صحبت درباره همه نشد.اما مهدی گفت به دوستان بگویید درباره اخبار زندانیها حساس باشند و هر چیزی را باور نکنند. چون ممکن است از یک کانالی اخبار نادرست پخش شود و بعد تکذیب شود آنوقت اگر این اتفاق چند مرتبه تکرار شود دیگر باور اخبار درست هم سخت می شود.مثلا گفت اخبار درگیری من یا مجید توکلی یا آقای سحرخیز با زندانبانها و انفرادی رفتن توکلی و خبرهایی از این دست که در این هفته پخش شد، هیچکدام درست نبوده است و وضعیت زندانیها همانطور مثل سابق می باشد و بدتر نشده است. بخاطر همین خیلی به اخبار سایتهای گمنام و ناآشنا اعتماد نکنید و سعی کنید بیشتر اخبار را از خود خانواده ها بخصوص پس از روزهای ملاقات جویا شوید.
این مادر زجردیده در خاتمه اظهار امیدواری کرد که به فرزندنش مرخصی درمانی دهند و افزود: از همه علما و کسانی که می توانند برای آزادی زندانیها مخصوصا جوانها قدمی بردارند و کاری بکنند خواهش می کنم هر چه زودتر این کار را انجام دهند و هزاران خانواده را از نگرانی در بیاورند."
گفتنی است مهدی محمودیان، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، در تاریخ ٢۶ شهریور ٨٨، در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. اولین دادگاه محمودیان در تاریخ ۱٣ اسفند همان سال برگزار شد.
این مسئول ستاد اطلاع رسانیِ جبهه مشارکت، که نقش عمده ای در افشای حقایق پیش آمده در فاجعه کهریزک داشت، در اردیبهشت ٨٩ به زندان رجائی شهر منتقل و سپس به اتهام "تبانی علیه نظام"، به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد که در تاریخ ٣۰ شهریور ٨٩ این حکم در دادگاه تجدید نظر تأیید شد.
از سال گذشته وضعیت جسمی مهدی محمودیان وخیم گزارش شده و به عفونت ریوی هم مبتلا شده بود که با بی اعتنایی و بی توجهی مسئولان زندان به بیماری وی رو به رو شد و از آن تاریخ تا به امروز محمودیان از عفونت ریوی رنج می برد .
نیاز فوری منصور اسانلو به عمل جراحی قلب
به گزارش رادیو فردا، این فعال کارگری از زمان بازداشت در تیر ماه سال ۸۶، یک روز نیز امکان استفاده از مرخصی را نداشته است.
فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل از دولت جمهوری اسلامی ایران خواست تا هر چه زودتر او را برای انجام معالجات پزشکی آزاد کند.
مک اوراتا، مسئول بخش زمینی فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل، با انتقاد از در زندان بودن آقای اسانلو و چند تن دیگر از فعالان کارگری به رادیو فردا می گوید:«بر اساس گزارش هایی که از ایران دریافت کرده ایم، به خوبی می دانیم که منصور اسانلو شرایط جسمانی خوبی ندارد و بیماری قلبی اش بدتر و بدتر شده است. دولت ایران باید سریعا باید او را آزاد کند تا بتواند از معالجات پزشکی اش برخوردار شود و جراحی مورد نیاز قلب را انجام دهد.»
در همین حال، فاطمه گلگزی، مادر منصور اسانلو، با اشاره به اینکه سه رگ قلب فرزندش گرفته شده است، می افزاید:«از قبل از عید تاکنون تلاش می کنیم که او را برای انجام معالجات پزشکی از زندان بیرون بیاوریم.»
خانم گلگزی در گفت و گو با رادیو فردا اشاره می کند که قرار است دوره زندان فرزندش در تابستان سال جاری تمام شود و می افزاید: «اما دست ما به هیچ جا نرسیده و مسئولان تاکنون پاسخی به درخواست ها و نامه های ما نداده اند.»
آقای اسانلو حدود ۱۰ سال پیش نیز دچار ناراحتی قلبی شده بود که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت و اکنون، دکترها توصیه کرده اند که به دلیل حساسیت عمل جراحی قلب آقای اسانلو، این اقدام باید در خارج از زندان انجام شود.
این نخستین بار نیست که منصور اسانلو با ناراحتی در ناحیه قلب مواجه می شود.
او در بهمن ماه سال گذشته نیز به بیمارستانی در کرج منتقل شد و بلافاصله پس از انجام آنژیو گرافی به زندان رجایی شهر کرج بازگردانده شد.
این در حالی بود که بر دستان و پاهای رئیس زندانی هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد، دستبند و پابند زده شده بود.
منصور اسانلو در شرایطی دوره زندان خود را می گذراند که سال گذشته قول آزادی وی را در نشست سازمان بین المللی کار، آی ال او، مطرح شده بود.
وضعیت منصور اسانلو و نیز دیگر فعالان کارگر زندانی، مانند ابراهیم مددی و رضا شهابی، بارها مورد اعتراض سازمان های حقوق بشری و اتحایده های بین المللی کارگری قرار گرفته است و آنان خواستار آزادی این فعالان کارگری شده اند.
احمد خاتمی: حمایت مردم از مسئولین مشروط به اطاعت آنها از رهبری است
به گزارش فارس، آيتالله سيداحمد خاتمي خطيب نمازجمعه تهران امروز در خطبه دوم نماز عبادي، سياسي جمعه در ابتدا ضمن توصيه خود و نمازگزاران به تقواي الهي، با يادآوري سالروز شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري گفت: او در سياست، صاحبنظر و در فنون مختلف، ذخيرهاي ارزشمند براي انقلاب اسلامي ايران بود.
خاتمي مرزباني دين و اصول انقلاب را بارزترين ويژگي شهيد مطهري دانست و يادآور شد: زماني در اين كشور تفكر ماديگرايي، ماترياليستي و يا التقاطي رواج داشت، سخنان و كتابهاي اين شهيد بزرگوار راهگشاي جوانان انقلاب بود؛ لذا امروز نيز كتابهاي شهيد مطهري ميتواند اسلام ناب محمدي(ص) را به ما بياموزد.
وي همچنين با اشاره به هفته كارگر گفت: كارگران ستون فقرات جهاد اقتصادي هستند؛ خدمات فراوان قبل و بعد از انقلاب و دفاع مقدس توسط كارگران فراموش ناشدني است و امروز نظام اسلامي به دو قشر كارگران و معلمان عنايت ويژهاي دارد؛ بنابراين اميدواريم مشكلات معيشتي اين دو قشر نيز بيش از پيش توسط مسئولان خدمتگزار مرتفع شود.
خطيب موقت نماز جمعه تهران با بيان اينكه در عرصه اوضاع داخلي كشور ميخواهد به 6 مطلب كاملا بديهي اشاره كند، گفت: اين شش مطلب بسيار روشن است؛ اما بايد آنها را يادآوري ميكنم تا مورد غفلت و فراموشي قرار نگيرد.
خاتمي مطلب اول را "ولايت فقيه " عنوان كرد و گفت: ستون فقرات و عزت و عظمت اين كشور بر پايه ولايت فقيه است؛ لذا اصل اين انقلاب با هدايت و تدبير ولي فقيه زمان حضرت امام خميني(ره) به سامان رسيد و بعد از پيروزي انقلاب و در دوران دفاع مقدس نيز اين ولايت فقيه بود كه با مديريت امام عظيمالشان توانست بحران را به فرصت براي كشور تبديل كند.
وي با برشمردن برخي دستاوردهاي انقلاب اسلامي از جمله پيشرفتهاي نوين علمي، هستهاي، هوا و فضا، اقتدار سياسي و فرهنگي به طرح هدفمندكردن يارانهها اشاره كرد و گفت: اگر حمايتهاي رهبر معظم انقلاب حضرتآيتالله خامنهاي از اين طرح بزرگ نبود، قطعا اين طرح ارزشمند به بار نمينشست.
خطيب موقت نماز جمعه تهران، تأكيد كرد: قطعاً همه موفقيتها در كشور مديون و مرهون ولايت فقيه است؛ البته كسي منكر همكاري و زحمات مسئولان خدمتگزار كشور نيست اما حرف ما اين است كه تمام انقلاب مديون ولايت فقيه است.
خاتمي گفت: مطلب دوم اينكه طبق فقه اسلام و قانون اساسي، مشروعيت كل نظام به ولايت فقيه است؛ بنابراين سه قوه كشور زماني مشروعيت دارند كه امضاء مقام عظماي ولايت به پاي آن باشد در غير اين صورت هيچ قوهاي اعتبار و مشروعيت نخواهد داشت.
وي تأكيد كرد: بدون هيچ ترديدي اطاعت از ولي فقيه بر همه مسئولان هم تكليف شرعي و هم تكليف قانوني است.
خطيب موقت نماز جمعه تهران در ادامه متذكر شد: سومين مطلب اينكه حمايتهاي مردم در كشور از هر مسئولي و هر شخصيتي بيحساب و كتاب نيست. لذا شاخص حمايت مردم مسئله ولايت است و مردم نگاه ميكنند و ميبينند كه كدام مسئول به گفتمان ولايت نزديكتر است و لذا او را انتخاب و از او حمايت ميكنند.
خاتمي افزود: گفتمان عدالت و مبارزه با فساد گفتمان رهبر معظم انقلاب است؛ بنابر اين مردم زماني كه ميبينند مسئولي در كشور به اين گفتمان نزديك است به او اقبال نشان ميدهند.
وي خاطر نشان كرد: حمايت مردم از مسئولان مطلق نيست بلكه مشروط است و اين حمايت تا زماني برقرار است كه اطاعت از رهبري را در عمل آن مسئولان ببينند.
عضو هيئت رئيسه مجلس خبرگان ادامه داد: نكته چهار اينكه، دشمنان انقلاب شگردي را در دوره اصلاحات براي القاي حاكميت دوگانه در كشور در دستور كار داشتند و با بوقهاي تبليغاتي خود به آن ميدميدند اما امروز همان مطرودها و سيلي خردهها از ملت، مجدداً در رسانههاي بيگانه به صحنه آمدهاند و طوري القاء ميكنند كه گويا در نظام، حاكميت دو گانه است اما آنها بايد بدانند كه هم ديروز و هم امروز و هم به فضل الهي فردا، حاكميت جمهوري اسلامي ايران يگانه است و آن حاكميت ولايت فقيه است.
خاتمي خطاب به مسئولان كشور گفت: انتظار ما از مسئولان محترم اين است كه طوري عمل كنند كه ترفندهاي دشمنان را ناكام بگذارند.
وي در ادامه داد بيان داشت: مطلب پنجم اينكه آرامش، امنيت بستر هر پيشرفت است و پيش مقدمه پيشرفتهاي سياسي و فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و نظامي آرامش و امنيت است و امروز به فضل الهي خداوند را شاكريم كه در منطقه نظام جمهوري اسلامي ايران امنترين كشور است و اين يك واقعيت است.
خطيب موقت نماز جمعه تهران با بيان اينكه دشمنان ملت ميخواهند در كشور القا اختلاف كنند و محيط آن را ملتهب جلوه دهند، خطاب به برخي مسئولان گفت: دوستانه ميگويم كه در زمين دشمن بازي نكنيد و جدول دشمن را شما پر نكنيد چرا كه دشمنان از مشكلات ما خوشحال ميشوند لذا شما بايد با رفتارتان به دهان دشمن بزنيد.
خاتمي در بخش ششم مطالب خود گفت: ما دوست و دشمن خود را با رفتار دشمن ميشناسيم لذا اگر دشمن از جرياني حمايت كرد ميفهميم يك عيبي در اين جريان پيدا شده است و دشمني كه به خون ملت تشنه است امروز از آن حمايت ميكند.
وي با اشاره به فتنه 88 گفت: يكي از دلايل مخالفت ما با فتنهگران همين نكته بود چرا كه ميبينيم منكران خدا و پيغمبر، منافقين، سلطنتطلبها و رقاصهها پشت سر فتنه قرار گرفتهاند و مردم در مقابل آنها ايستادهاند؛ بنابراين هر كس و هر جرياني كه دشمن از آن حمايت كند مردم او را جريان انحرافي ميدانند و به ضرر او خواهد بود.
* شوراي همكاري خليج فارس به شواري همكاري با جلادها تبديل شده است
خاتمي با اشاره به حوادث اخير منطقه و كشتار بيرحمانه مردم، ميداندار اين حوادث خونبار را آمريكاي جنايتكار دانست و اظهار داشت: در ليبي آمريكاييها و اروپاييها جنگ را فرسايشي كردهاند تا هيچيك از طرفين پيروز نشده و در نهايت وابسته به آنها باشند.
وي ادامه داد: در يمن نيز به صراحت آمريكا ميدانداري ميكند و شوراي همكاري خليجفارس كه شوراي همكاري با جلادها و ديكتاتورها شده به عنوان بازوي آمريكا عمل ميكند تا ديكتاتور يمن را نگه دارند.
خطيب نماز جمعه تهران كشتار مردم بحرين و اتفاقات اين كشور را غم جانكاهي دانست و يادآور شد: بحرين به زندان بزرگي تبديل شده كه آمريكا به كمك آل خليفه و اشغالگران سعودي در آنجا جنايت ميكنند و جان، مال و ناموس مردم در امان نيست.
خاتمي خطاب به سازمان ملل، اتحاديه عرب و سازمان كنفرانس اسلامي تأكيد كرد: مگر سازمان ملل متعلق به ملتها نيست پس چرا سكوت مرگبار گرفته و مگر اين مردم كه قتلعام ميشوند عرب و مسلمان نيستند پس چرا اتحاديه عرب و سازمان كنفرانس اسلامي مرگ بيغيرتي گرفتهاند.
وي در همين زمينه با بيان اينكه چرا علماي اسلام فرياد نميزنند، خطاب به مسلمانان گفت: خسته نشويد و مقاومت كنيد چرا كه تجربه تاريخي كه قرآن بيان ميكند اين است كه شما پيروز هستيد. وعدههاي خداوند حق است بنابراين خالصانه در برابر اين ديكتاتورها بايستيد.
امام جمعه موقت تهران در ادامه سخنان خود خطاب به آل خليفه و آل سعود نيز خاطرنشان كرد: شما با همه جناياتي كه انجام ميدهيد يك گام به نابودي نزديك ميشويد مردم در آينده آلخليفه را به نام جنايتكاران جنگي و آل سعود را به عنوان خائنان كه در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه نيز در كنار اسرائيل بودند، محاكمه خواهند كرد.
خاتمي در پايان نيز خطاب به ملتهاي مظلوم منطقه يادآور شد: ايران اسلامي و مسلمانان اين كشور در كنار مظلوميتتان هستند.
فاطمه کروبی: از حقوق اولیه یک زندانی هم محروم هستیم
در این مصاحبه فاطمه کروبی ابتدا به تجمع 6 شب متوالی عده ای از اراذل و اوباش حکومتی بعد از راهپیمایی 25 بهمن ماه که در سایه حمایت های نیروهای امنیتی و نظامی به فحاشی، سلب آسایش از همسایگان در نیمه های شب، سرقت اموال نظیر دوربین های مدار بسته، تخریب منزل و نهایتا انداختن نارنجک های صوتی به منزل پرداختند. ایشان با اظهار تاسف از توسل به اوباش به جای قبول بار مسئوولیت، تحلیل برخی از مقامات امنیتی که این جماعت اوباش را مردم خودجوش می نامند را به سخره گرفتند و تصریح کردند: « توسل به اراذل و اوباش کاری ساده برای حکومت های دیکتاتوری است و امروز می بینیم که در کشور های دیگر منطقه نیز اعمال می شود اما فراموش نکنیم که لکه ننگ آن برای حاکمیت باقی خواهد ماند».
همسر مهدی کروبی همچنین در ادامه تاکید کردند: «آنان که در این ظلم ها نقش دارند و یا با سکوت خود زمینه میدان گیری این جماعت را فراهم می کنند بدانند این امر گزینشی نخواهد بود و دیر یا زود دامن آن را خواهد گرفت».
در ادامه این مصاحبه از خانم کروبی درباره شرایط حبس و بازداشت پرسیدیم. در پاسخ ایشان اظهار نمودند: « تا پیش از عید شرایط بسیار سخت و و برخوردها خشن بود و اساسا من و همسرم از حقوق اولیه یک زندانی انفرادی هم برخوردار نبودیم. اما در سال جدید رویکرد دیگری حاکم شد و اوضاع حبس من و همسرم کمی بهتر گردید».
فاطمه کروبی تصریح کرد:«واژه حصر که در بیرون رایج است درست نیست زیرا ماموران امنیتی نه تنها تمام مجتمع مسکونی را تصرف کرده اند بلکه حتی آپارتمان مسکونی ما را نیز در اختیار دارند» .
ایشان تاکید کردند: « من حقوق رایج یک زندانی نظیر حق هواخوری روزانه و یا دسترسی به تلفن؛ حتی برای یکبار هم در 71 روز گذشته نداشته ام. در این باب سخن بسیار است که ان شاالله در آینده به آن خواهم پرداخت ».
در ارتباط با وضعیت آقای کروبی ایشان تصریح کردند: «روحیه آقای کروبی بحمد لله بسیار خوب است و همانطور که بارها خود گفته اند به مسیر خود در جهت اصلاح انحراف بوجود آمده در انقلاب و دفاع از حقوق مردم ایمان دارند و در این راه آماده پرداخت هر هزینه ای هستند».
خانم کروبی در پایان از محبت بی دریغ و حمایت های مردم شریف ایران در داخل و خارج از کشور نسبت به وی و آقایان کروبی، موسوی و خانم رهنورد تشکر و سپاسگذاری کرد. ایشان همچنین از همسایگان که بواسطه حضور اراذل و اوباش مجبور به شنیدن عربده کشی و الفاظ کثیف و زشت در نیمه های شب شدند، عذر خواهی و اظهار امیدواری کرد که در آینده نزدیک به جای مزدور پروری به محرومین و دردمندان رسیدگی شود.
نفت ایران ۱۱۸ دلار شد
این درحالی است که براساس آمار امور بین الملل شرکت ملی نفت ایران از ابتدای ماه میلادی جاری تا کنون(اواسط فروردین ماه تا کنون)هر بشکه نفت خام سنگین ابران بیش از 115 دلار بفروش رسیده است.
براساس این گزارش هر بشکه نفت خام سبک ایران 118دلار و 40 سنت خریدو فروش شده که این رقم در خصوص نفت خام سنگین ایران با حدود 3دلار کاهش به 115 دلار و 35 سنت رسیده است.
از سویی دیگر، بهای سبد نفتی اوپک با یک دلار و 55 سنت افزایش، به هر بشکه 120 دلار و 90 سنت رسیده است.
به گزارش پایگاه اینترنتی دبیرخانه سازمان کشورهای صادرکننده نفت(اوپک)، بهای سبد نفتی اوپک چهارشنبه (7 اردیبهشت) هر بشکه 119 دلار و 35 سنت بوده که این رقم در روز پنجشنبه هفته جاری به بیش از 120 دلار رسیده است.
براساس این گزارش،سبد نفت خام اوپک در بردارنده 12 نوع نفت خام اعضای این سازمان شامل مخلوط الجزایر، گریسول آنگولا، اورینته اکوادور، سنگین ایران، سبک بصره، صادراتی کویت، اس سیدر لیبی، سبک «بونی» نیجریه، مارین قطر، سبک عربی عربستان سعودی، موربان امارات و مری ونزوئلاست.
همچنین بهای هر بشکه نفت خام در پایان معاملات روز گذشته (پنج شبنه 8 اردیبهشت) بازار نیویورک با 10 سنت افزایش، به 112 دلار و 86 سنت رسید.
مصباحیزدی: مخالفت با ولی فقیه در حد «شرک بالله» است
آیتالله مصباحیزدی گفت: هر چند مردم نسبت به امامان معصوم(ع) بیوفا بودند و برخی از آنها با ائمه دشمنی و ستیز کردند، و بعضی دیگر هم از امام خود حمایت نکردند، اما اراده الهی بر این تعلق گرفته که معصوم دوازدهم ـعجلالله تعالی فرجهالشریفـ زمانی ظاهر شود که عالم ظرفیت استفاده از وی را داشته باشد.
مصباحیزدی با اشاره به وظیفه مکلفین در زمانی که امکان دسترسی به معصوم نیست، گفت: حتی در زمان حضور معصوم که برخی از مردم یه امام(ع) دسترسی نداشتند، ائمه(ع) افرادی را به عنوان نائب و جانشین خود قرار میدادند و این همان امری است که در فرهنگ ما "ولایت فقیه " نام دارد.
وی با بیان اینکه اراده خداوند همواره بر این تعلق گرفته که دو دستگاه در برابر هم وجود داشته باشد: دستگاه پیامبران و دستگاه شیاطین انس و جن؛ افزود: خداوند حداکثر اختیار را به انسان داده است و حتی قرآن که کتاب هدایت است، بر اثر استفاده نادرست و تفسیر به رأی میتواند برای عدهای وسیله گمراهی باشد. از همینرو شیاطین انسی مانند مرتاضها از قدرتی برخوردارند که میتوانند به کمک آن دیگران را بفریبند؛ اما مردم باید با انتخاب صحیح سعی کنند از دام شیاطین رها شوند و با استفاده از اسباب هدایت راه درست را پیدا کنند.
این استاد حوزه با اشاره به داستان گوساله سامری و نقش آن در گمراهی بنیاسرائیل گفت: طبق روایات هر اتفاقی که برای بنیاسرائیل افتاده، برای امت اسلام هم رخ میدهد. پس باید بدانیم که همواره سامریهایی هستند که میتوانند ما را بفریبند.
آیتالله مصباح ادامه داد: تاریخ نشان داده بسیاری از مسلمانانی که اهل نماز، تلاوت قرآن و انفاق بودند، و حتی در رکاب رسول خدا و امیرالمؤمنین ـصلواتالله علیهماـ شمشیر زده بودند، فرزند وی را به فجیعترین وضع به قتل رساندند. ما باید از این وقایع درس عبرت بگیریم و بدانیم این تحولات برای هر کسی ممکن است اتفاق بیافتد و این دامها سر راه همه ما وجود دارد و خطر سقوط در آنها تا لب گور ما را تهدید میکند.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه نمیتوان دین را از غیر متخصص در امور دینی یاد گرفت، گفت: دین را باید به کمک علما از قرآن و کلمات معصومین آموخت؛ نه از مرتاض و جنگیر؛ و با استناد به اینکه برخی افراد کارهایی میکنند که دیگران از انجام آن عاجزند، نمیتوان برای شناخت دین به آنها مراجعه کرد.
او با بیان اینکه اگر فهمیدیم مسألهای حق است باید تا آخر بر آن پافشاری کنیم، خاطرنشان کرد: اگر پس از بررسی ادله ولایت فقیه به حقانیت آن پی بردیم، باید پای آن بایستیم و بدانیم که مخالفت با ولیفقیه مخالفت با ائمه و بر اساس روایات در حد شرک بالله است.
اردیبهشت ۰۹، ۱۳۹۰
راهی که از زندان مدرسه به زندان اوین منتهی شد
در بخشی از این بیانیه آمده است:"«روز معلم» بهانه ای شد تا در کنار تبریک به همکاران ارجمند خود در سراسر کشور، با یاد شادباش های دانش آموزان در سال های پیش شاد و امیدوار باشیم. برای دومین سال است که ما روز معلم را در زندان سپری می کنیم، در حالی که دغدغه های مان هم چنان پابرجاست و در کشاکش دوگانه «عشق و رنج معلمی» به امید روزهایی هستیم که آموزگاران با شور و شوق درس زندگی بدهند، مدرسه های ما در نظامی مشارکت محور، دارای جذابیت و بامحتوا صحنه پویایی و خلاقیت شوند تا در راستای ایفای نقش جامعه پذیری بتوانند سرمایه های انسانی را بارور سازند، با تربیت مدنی از کودکان و نوجوانان «شهروندی مسوول» بسازند و نسل فردا را امیدوار کنند.".
متن کامل این بیانیه به گزارش خبرنگار ادوارنیوزبه شرح زیر میباشد:
بیانیه معلمان سبز زندانی از اوین؛
راهی که از زندان مدرسه به زندان اوین منتهی شد.
قدم نهادن در مسیر آگاهی موهبتی است که به جبر زمانه در تقدیرمان جا گرفته است. در روزگار کودکی که گام های نخستین در این مسیر نهاده می شود کسی به استقبال مان می آید که تصویر منحصر به فردش یکی از ماندگارترین و به یادماندنی ترین خاطرات ماست.
«معلم» پس از پدر و مادر و حتی برتر از آنان، یکی از معماران بنای شخصیت انسان هاست. نقاشی های عاشقانه او بر لوح ذهن هان مان، نقش می بندند و او تبدیل به اسطوره دوران کودکی و جوانی ما می شود. و این گونه بود که ما به تاسی از او پا در جای پایش نهادیم و هم چو او عاشقی را پیشه کردیم. گمان ما این بوده و هست که رسالت نظام آموزش، تربیت نسل جدید و سرمایه انسانی جامعه است. رویای ما ساختن نسلی هست که روحیه نقادی، پرسشگری، ایثار، مشارکت جویی، مهربانی، نودوستی، رواداری و حق مداری در جودش نهادینه شود. ما کوشیدیم به فرزندان این دیار «زندگی کردن» براساس آموزه های مدنیت و بنیان های حقوق شهروندی را بی آموزیم، با وجود آن که ساختار آموزش کشور چونان زنجیری بر پای ما سنگینی می کرد اما عزم ما و بلندای ارزش و اعتبار جایگاه بلندمرتبه معلم بود.
ما آموزش دادیم و آموزش دیدیم، پا به پای معلمی، دانشجویی را از یاد نبردیم و در مسیر مدرسه و دانشگاه کوشیدیم تا آن جا که می توانیم در اصلاح رویه های ناصواب سیستم آموزشی موثر باشیم و با خود شاگردان مان پیمان بستیم تا برای رهیدن از استبداد جهل و نادانی از هیچ کوششی دریغ نورزیم. ما در این راه پر فراز و نشیب از رسالت های بزرگ اما مغفول مانده از سوی نظام آموزش نیز غفلت نورزیدم و فراتر از کتاب های درسی و بخشنامه های اداری در جست و جوی خروج از بن بست هایی بودیم که نفس ها را بریده و انگیزه ها بی فروغ کرده است. در این سالیان برای ما تردیدی نبود که نظام آموزشی متمرکز، دستوری و بخشنامه محور ره به جایی نمی برد، بدین روی وظیفه خود دانستیم تا زبان به انتقاد بگشاییم و به بیان ناکارآمدی ها و نارسایی ها بپردازیم. ما معلمی را تنها حضور در کلاس و تدریس کتاب های درسی نمی دانستیم و خود را در برابر انحراف ها و ناکارآمدی های نظام آموزشی از رسالت های حرفه ای اش، مسوول می دانستیم. این باور راهی متفاوت را پیش روی مان قرار داد؛ راهی که از زندان مدرسه به زندان اوین منتهی شد. ما که چاره کار را در «اعتراض» می دیدیم و مشی مان «انتقاد» بود، به گرداب تهدید گرفتار آمدیم و به اتهامی ناروا دربند شدیم و این البته سرانجام کوشش در ساختارهای غیرمدنی و غیردموکراتیک است.
«روز معلم» بهانه ای شد تا در کنار تبریک به همکاران ارجمند خود در سراسر کشور، با یاد شادباش های دانش آموزان در سال های پیش شاد و امیدوار باشیم. برای دومین سال است که ما روز معلم را در زندان سپری می کنیم، در حالی که دغدغه های مان هم چنان پابرجاست و در کشاکش دوگانه «عشق و رنج معلمی» به امید روزهایی هستیم که آموزگاران با شور و شوق درس زندگی بدهند، مدرسه های ما در نظامی مشارکت محور، دارای جذابیت و بامحتوا صحنه پویایی و خلاقیت شوند تا در راستای ایفای نقش جامعه پذیری بتوانند سرمایه های انسانی را بارور سازند، با تربیت مدنی از کودکان و نوجوانان «شهروندی مسوول» بسازند و نسل فردا را امیدوار کنند.
در این روزها هنوز هم از پشت میله های زندان به روزهای شیرینی می اندیشیم که آن روز در مدرسه ایران همه مشق آزادی نمایند و با استقرار دموکراسی، عدالت را به ارمغان آورند. ما نمی خواهیم به مراکز آموزش، مدرسه ها و دانشگاه هایی برگردیم که به سبب متفاوت اندیشیدن از تدریس و تحصیل بازبمانیم. خواست ما؛ روزگاری است که معلمان و آموزگاران که به دلیل فعالیت های صنفی، اجتماعی و سیاسی بازداشت و محاکمه نگردند و حق داشتن تشکل، برگزاری تجمع، انتقاد و اعتراض آن ها به رسمیت شناخته شود.
امیدوارانه به ادامه مسیری می اندیشیم که به گاه انجام رسالت خود برای ساختن دانش آموزانی مسوول و منتقد، تحقیر نشویم و به یک سیستم آموزشی درست می اندیشیم که حاکمان، آموزگاران را بازیچه دست خود نخواهند. خواست ما قدم نهادن در کلاس درسی است که آزادگی و آزاداندیشی درس نخست آن باشد و کتابی را تدریس می کنیم که امید به آینده را در نسل فردا پدید آورد.
چگونه می توانیم؛ درس «شجاعت» را به دانش آموزان مان بدهیم، وقتی می بینند که پاداش نقاید، زندان است، چگونه آن ها را به «مسوولیت پذیری» تشویق کنیم، وقتی سرانجام مسوولیت پذیری در این کشور را با چشمان خود می بینند، مگر می توانیم از «عدالت» سخن بگوییم، وقتی خود گرفتار حکم های ظالمانه زندان هستیم.
ما نمی توانیم، به دانش آموزان خود بگوییم، شهروند خوب باید «ساکت»، «منفعل»، «بله قربان گو»، «ریاکار» و «ترسو» باشد چرا که بر این باوریم؛ رفتار مستبدانه و غیردموکراتیک خود نتیجه ترویج کژی هایی از این دست است.
به امید ایرانی سبز و آزاد
عبدالله مومنی و محمد داوری
اردیبهشت ماه 90
بند 350
بیانیه معلمان سبز زندانی از اوین؛
بیانیه مشترک ۱۲ تشکل دانشجویی برون مرزی به مناسبت روزهای کارگر و معلم
روز کارگر، روز معلم و اولین سالگرد اعدام نامشروع و ناجوانمردانه معلم وارسته، فرزاد کمانگر، در حالی فرامیرسد که نه تنها حکومت جمهوری اسلامی تغییری در رویه ظالمانه خود نداده است، بلکه آتش قدرتطلبی تمامیتخواهان در رقابت با یکدیگر بیشازپیش شعلهور گشته است. دریغ که در این میان، همچنان خواستهمشروع مردم ایران برای زندگی برخوردار از کرامت انسانی نادیده گرفته میشود.
همچون دیگر اقشار مردم ایرانی، کارگران و معلمان نیز با معضلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند. دیگربار تورم افسارگسیخته بر کشور سایه افکنده و قدرت خرید مایحتاج اولیه را از زحمتکشان جامعه سلب کرده است. بیکاری گسترده، به خصوص در میان جوانان و تحصیلکردگان، نه تنها فرصت استفاده از سرمایههای باارزش انسانی را هدر میدهد، بلکه مشکلات اجتماعی نظیر اعتیاد را میگستراند. در شرایطی که بیش از پانزده درصد از نیروی کار از یافتن کار ناتوان است، طبیعتا بهبود دستمزدها بسیار دشوار خواهد بود. متاسفانه بسیاری از کارگران در شرایطی برای کسب حداقل درآمد لازم برای امرار معاش تلاش میکنند که واحدهای اقتصادیشان ورشکسته و در آستانه تعطیلی اند. عدم دسترسی به فنآوریهای روز، کاهش قیمت نسبی ارزهای خارجی به دلیل سوءمدیریت درآمدهای نفتی، عدم ثبات قوانین و نبود شرایط لازم برای سرمایهگذاریهای بلندمدت، رقابت محصولات داخلی با کالاهای خارجی را ناممکن ساختهاست. در این میان روش مرسوم دولت برای حمایت از صنایع داخلی، اعمال ممنوعیت و یا اخذ تعرفههای سنگین از واردات بودهاست که خانوارها را به مصرفکالاهای گران و بی کیفیت مجبور می کند و به رفاه عمومی لطمه میزند.
با وجود کوتاهیهای غیرقابل بخشش دولت نباید از این مساله غافل شد که سیاستهای بی فایده و پرهزینه رهبری و نهادهای وابسته به وی پیش از هر چیز باعث هدر رفتن منابع انسانی و مادی ایران و لطمات شدید به رفاه عمومی شده است. بهبود وضعیت معیشتی میسر نخواهد گشت مگر با بهبود شرایط کسب وکار و رشد اقتصادی پایدار. انزوای بینالمللی اقتصادی و افزایش انحصارات اقتصادی، مخصوصا رشد روزافزون قدرت اقتصادی نهادهای امنیتی همچون سپاه پاسداران، جایی برای رقابت و شکوفایی اقتصادی باقی نمیگذارد. ادامه روشهای معیوب گذشته برای رونق اقتصادی، تحت عناوین مردمفریبی همچون "جهاداقتصادی"، راه به جایی نخواهد برد. وامهای زودبازده، پرداختهای مستقیم و نظایر آنها، راه حلهای کوتاهمدتیاند که به جای حل مشکلات معیشتی اقشار محروم، به معضلاتی نظیر تورم و بهرهوری پایین واحدهای تولیدی دامن میزنند. تازمانی که سیاستهای کلان اقتصادی به گونه ای تنظیم شوند که رویارویی با "دشمنان" داخلی و خارجی را مهمتر از بهبود وضعیت معیشتی مردم بشمارند، امیدی به گشایش نمی رود و مقصدی جز فلاکت اقتصادی پیش رو نخواهد بود.
پس از معضل کار و مشکلات اقتصادی، به جاست که مختصری هم درباره حقوق صنفی کارگران و معلمان سخن بگوییم. حق تاسیس اتحادیه و سندیکا یکی از حقوق اولیه همه اصناف از جمله کارگران و معلمان است. در کشورهای در حال توسعه و مدرن، نهادهای صنفی برای احقاق حقوق طبقه ای که نمایندگی می کنند در محدوده قانون، با دولت مذاکره یا در مواردی، مانند آنچه اخیرا در ویسکانسین آمریکا شاهد بودیم، علیه آن مبارزه می کنند. در نظامهای استبدادی، همچون جمهوری اسلامی، نهادهای صنفی در کنار دیگر نهادهای جامعه مدنی سرکوب شده اند. دیدگاه امنیتی، نظامی به مقوله اتحادیه ها، به معنای ارگانهایی که توانایی بسیج و سازماندهی اعتراضات صنفی را دارند، در سایه تئوریهای مالیخولیایی توطئه علیه نظام، ابزاری برای عمله استبداد مهیا کرده است که با آن حرکتهای کارگران و معلمان در چند دهه حیات جمهوری اسلامی سرکوب شده است و فعالین این حرکتها در زندان های جور به اتهامات بی اساسی چون دسیسه و تبلیغ علیه نظام گرفتار آمده اند. امروز جنایتهای حکومت در مورد منصور اسانلو و هاشم خواستار، به عنوان دو مشت از خروار سرکوبهای حاکمیت، بر همگان آشکار شده است. کینه و ترس رژیم از فعالین صنفی تا آنجاست که عروس اسانلو را در متروی طرشت می ربایند و وی را مورد ضرب و شتم قرار می دهند تاجایی که بچه وی سقط می شود و هاشم خواستار، معلمی شریف را با پابند به تخت بیمارستان زنجیر می کنند تا به زعم شان فعالین صنفی متنبه شوند و استبداد چند روزی بیشتر ادامه حیات دهد.
در انتها ضمن تبریک روزهای کارگر و معلم به این دو قشر شریف پرتلاش، بر حق مسلم تمامی اقشار برای برخورداری از حقوق اولیه صنفیشان تاکید می کنیم. همچنین اعلام میداریم که رونق اقتصادی و بهبود معیشت مردم ایران بدون گشایش وضعیت سیاسی و برچیده شدن بساط استبداد ممکن نخواهد بود. از این رو به جاست تا هم فعالان سیاسی با توجه بیشتر به تبعات اقتصادی سیاستهای حکومت ایران به پشتیبانی از مطالبات اقتصادی اقشار مختلف، از جمله کارگران و معلمان، بپردازند و هم فعالان صنفی برای رفع دلایل اصلی مشکلات معیشتی اقشار کشور تلاش نمایند. آینده بهتر برای ایرانیان ممکن نخواهد شد، مگر با رهایی ازاستبداد و دیکتاتوری .
پرسا - پویش راه سبز دانش آموختگان و دانشجویان ایرانی
آستین برای ایران - شاخه دانشجویی
راه سبز اتاوا
سبز هیوستون
دانشجویان سبز دانشگاه تگزاس اِی اَند اِم
سیگما - گروه دانشجویان برای حرکت سبز ایران- دانشگاه ویکتوریا
انجمن دانشجویی دموکراتیک، دانشگاه جورج واشنگتن
راه سبزمجارستان
جمعی از دانشجویان سبز تورنتو، کانادا
کمیته همبستگی با خواستهای دموک
نسل آزادیخواه ایران - اتریش
همبستگی با جنبش دموکراتیک ایران - ادمونتون (سیدمی )
بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درهشدار به تکمیل پروژه حکومت مطلقه فردی
بسم الله الرحمن الرحیم
ماجرای برکناری وزیر اطلاعات توسط احمدی نژاد و دستور رهبری مبنی بر ابقای وی بازتاب گسترده ای در محافل سیاسی داخل و خارج کشور داشته است. اگر چه تغییر پی در پی وزیران و مدیران اجرایی کشور در دولت نهم و پس از آن به یک امر معمول تبدیل شده، اما ماجرای وزیر اطلاعات با موارد مشابه گذشته تفاوتی اساسی دارد. زیرا موارد گذشته از بی کفایتی و کم ظرفیتی مدیریت اجرایی کشور و چالش های موجود در سطوح میانی قدرت حکایت می کرد و این ماجرا مولود تضادها و چالش های آخرین مراحل روند استحاله نظام جمهوری اسلامی به سوی حکومت مطلقه فردی است .
در میان وزارت خانه هایی که طی شش سال گذشته دستخوش تغییرات گسترده شده اند وزارت اطلاعات جایگاه ویژه ای دارد. برکناری محسنی اژه ای از وزارت اطلاعات و سرپرستی آن توسط رئیس دولت نهم به روشنی حکایت از آن داشت که احمدی نژاد به این وزارت به چشمی دیگر می نگرد. براساس اطلاعات موثق آقای احمدی نژاد در مدت سرپرستی خود در وزارت اطلاعات پس از محسنی اژه ای با حضور مستمر در این وزارت خانه علاوه بر تصفیه گسترده معاونان و مدیران این وزارت، به طور ویژه وقت خود را به مطالعه پرونده های رقبای اصول گرای خود و جمع آوری مدارک و اسناد علیه ایشان اختصاص داده بود . باند احمدی نژاد با حذف محسنی اژه ای و انتخاب مصلحی به ریاست این وزارت راه تسلط کامل بر دستگاه امنیتی رسمی کشور و بهره برداری از آن برای تفوق اطلاعاتی امنیتی بر باندهای رقیب خود در حاکمیت را هموار می دید، اما آن چه از نگاه قدرت طلب و خود شیفته احمدی نژاد پنهان مانده بود، این بود که در ساختی از قدرت که رئیس دولت قرار است نقش ریاست دفتر را ایفا کند، استقلال وی در تصمیم گیری راجع به دستگاه امنیتی رسمی کشور و تسلط وی بر این دستگاه هرگز از سوی رهبری پذیرفته نخواهد شد و از این نظر هیچ فرقی نمی کند محسنی اژه ای در رأس این وزارت باشد یا مصلحی. در ادامه ماجرا، عدم تأمین انتظارات باند احمدی نژاد از سوی مصلحی، به تدریج ادامه همکاری با وی را غیر ممکن می ساخت.
اما نظر به اهمیت دستگاه امنیتی کشور و با توجه به روند شتابناک تحولات سال های اخیر در تبدیل جمهوریت به حکومت مطلقه فردی، برخلاف پیش بینی احمدی نژاد تکرار تجربه برکناری وزیر امور خارجه در مورد وزیر اطلاعات، ممکن نبود. ماجرای پرتنش بازگشت مصلحی به وزارت اطلاعات پس از برکناری وی و واکنش بخش های مختلف حاکمیت کنونی در حمایت از اقدام رهبری، البته بیانگر تفرقه و اختلاف در حاکمیتی است که با شعار ضرورت حاکمیت منسجم و یکپارچه برای خدمت به مردم و با حذف اصلاح طلبان از حاکمیت به میدان آمد و اکنون به یکی از نامنسجم ترین و بحران خیزترین حاکمیت های سیاسی ایران تبدیل شده است، اما به گمان ما این اختلاف و تفرقه کاملاً جنبه فرعی دارد و خود معلول و مرحله ای از اجرای پروژه تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت مطلقه فردی است که از سال ها قبل آغاز شد و خاتمی با اعلام این که «می خواهند رئیس جمهور تدارکاتچی باشد» از آن یاد کرد و نمایندگان مجلس ششم در تحصن خود با عنوان «هدم اساس جمهوریت نظام» نسبت بدان هشدار دادند. مطابق این طرح ، تفکیک و استقلال قوای سه گانه و انتخابات آزاد و سالم که لازمه جمهوریت نظام است منتفی و قانون اساسی بلاموضوع شده و رؤسای قوا به عنوان رؤسای دفاتر مقام فراقانونی رهبری انجام وظیفه می کنند. برای اجرای این طرح کلیه نیروهای بالقوه یا بالفعل موجود در ساختارهای حقیقی و حقوقی قدرت که می توانستند مانع شکل گیری حکومت مطلقه فردی باشند، می بایست از میان برداشته و یا تضعیف شوند. اصلاح طلبان مدافع جمهوریت نظام باید از حاکمیت حذف شوند، مرجعیت و روحانیت مستقل باید منزوی و ساکت شود، حوزه های علمیه تحت تسلط و کنترل حاکمیت در آیند، هاشمی رفسنجانی باید از ساختار قدرت حذف و یا در حاشیه قرار گیرد،شخصیت ها و چهره های باسابقه و خدوم کشور و انقلاب که با این روند موافقتی ندارند و یا حاضر به تأیید آن نیستند، به گناه بی بصیرتی باید منزوی شوند، احزاب و تشکل های سیاسی و مدنی مستقل باید منحل و یا به شدت سرکوب شوند، مطبوعات مستقل باید از بین بروند، دانشگاه ها باید کاملاً تحت کنترل در آمده و بافت دانشگاه اعم از ترکیب اساتید و دانشجویان باید به نفع اراده قدرت مطلقه تغییر کند و .... برای انجام این مأموریت مهم به فرد یا مجموعه ای نیاز بود که ضمن فقدان پایگاه و پشتوانه اجتماعی که بعدها بتواند خود مشکل آفرین شود، از جسارت و بلندپروازی لازم نیز برخوردار باشد و آقای احمدی نژاد گزینه ای مناسب برای طی این دوره گذار بود.
طی شش سال گذشته احمدی نژاد به لطف حمایت مطلق و غیر مشروط رهبری و نهادهای نظامی و انتظامی و امنیتی و بهره مندی از تمامی امکانات مالی، سیاسی و اجرایی این مأموریت را به نحو احسن به انجام رسانید. او در این مسیر از هیچ فرصتی برای حذف کانون ها و موانع بالقوه و بالفعل فراروی حکومت مطلقه فردی و فراهم آوردن زمینه مداخلات فراقانونی رهبری و تبدیل نقض قانون اساسی از استثناء به یک قاعده و امری عادی و پذیرفته شده فروگذار نکرد، تا آن جا که در ماجرای برکناری مصلحی از وزارت اطلاعات و ابقای وی به دستور رهبری آن چه که کمترین توجهات را به خود جلب کرد، نقض آشکار قانون اساسی و استقلال قوای مجریه و مقننه بود. این روند وقتی با ماجراهایی نظیر فیلم «ظهور نزدیک است» و داستان های مضحکی مانند داستان تولد رهبری و کرنش های مهوعی نظیر افتادن آقای مصباح به پای ایشان و کفش بوسی و تعریف و تمجید هایی نظیر بالاتر بودن شأن ایشان از سید خراسانی و ... همراه می شود، بدون این که کمترین واکنشی از انکار و تقبیح و تکذیب را در پی داشته باشد، از مراحل پایانی طرح استبداد مطلقه فردی به نام دین خبر می دهد.
بدیهی است با اعلام استعفای مصلحی و پذیرش آن از سوی احمدی نژاد، مصلحی دیگر قانوناً وزیر نیست و در صورت اصرار بر ادامه ریاست وی در وزارت اطلاعات، به موجب قانون اساسی باید جهت اخذ رأی اعتماد به مجلس معرفی شود.
ابقای مصلحی به وزارت اطلاعات پس از برکناری وی به وسیله رهبری نقض آشکار اصول 87، 103، 104، 105 و 106 قانون اساسی در موردصلاحیت های قانونی مجلس و اختیارات رئیس دولت است. به نظرسبزها دولتی که خود محصول نقض قانون اساسی و تقلب و دست برد به رأی ملت است و نیز عامل نقض مکرر قانون اساسی است، طبیعتاً نه توان دفاع از اختیارات قانونی خود را دارد و نه عزم و اراده ای برای عمل به سوگند خود در پاسداری از قانون اساسی. همچنین از مجلسی که اکثریت قاطع آن را راهیافتگان انتخاباتی نمایشی تشکیل می دهد، به هیچ وجه نباید تعجب کرد اگر برای حمایت از اقدامی که نقض آشکار صلاحیت ها و اختیارت مسلم قانونی خویش است، نامه ای با امضای دویست و ده راهیافته صادر کند. این واقعیت به همان اندازه که تعجب برانگیز نیست، تأسف بار است زیرا تعطیل کامل جمهوریت و استقرار حکومت مطلقه فردی را هشدار می دهد.
نکته مهم و اساسی فوق در کوران بحث ها و تحلیل ها در باره واقعی بودن و یا نبودن این اختلاف و عمق و دامنه آن به فراموشی سپرده شده است. این ماجرا چه واقعی و چه غیر واقعی باشد و در ادامه چه به تضعیف احمدی نژاد و احتمالاً حذف تدریجی و یا دفعی وی از قدرت بینجامد چه نینجامد، واقعیت تلخ موجود در عرصه سیاست و قدرت ایران کنونی را تغییر نمی دهد و نمی تواند تأمین کننده مطالبات جنبش مردمی سبز ایران باشد، زیرا در هر دو طرف این ماجرا آن چه که مطرح نیست رعایت قانون اساسی و احترام به میثاق ملی و مطالبات به حق ملت است. این روند چنان که از حکم ابقای مصلحی و نادیده گرفتن صلاحیت ها و اختیارات مجلس و دولت پیداست، به سوی بلا موضوع شدن قانون اساسی و تکمیل پروزه تک پایه شدن قدرت و محو کامل جمهوریت نظام پیش می رود، حال آن که حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و اجرای بی تنازل قانون اساسی در رأس مطالبات جنبش سبز قرار دارد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران از همه دلسوزان و ملتزمان به جمهوریت واسلامیت نظام مصرانه می خواهد در برابر نقض آشکار قانون اساسی، جمهوریت نظام و نادیده گرفتن صلاحیت های مجلسی که به تعبیر بنیانگزار جمهوری اسلامی می بایست در رأس امور باشد، ساکت ننشینند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ( شاخه خارج کشور)
۹ اردیبهشت ۱۳۹۰
ایرانیان نشان داده اند که به پیروزی نهایی خرد ایمان دارند
در این بیانیه با تاکید بر اینکه دشمنی با فضای نقادانه ای که علوم انسانی در جامعه فراهم می کند، راه اندازی اینترنت ملی و قطع ارتباطات اینترنتی با جهان پیرامون و همة اقدامات مداخله گرانة دیگری که با نام مهندسی فرهنگی صورت می گیرد، نشان از ترس اقتدارگرایان از آگاهی دارد آمده است: خودکامگان، نه به نیازها و مشکلات معلمان توجه می کنند، و نه آنها را در انجام رسالت خویش آزاد می گذارند. ایرانیان اما، نشان داده اند که از فرمانروایانشان در درک زمانة خود پیشروترند و به پیروزی نهایی خرد بر نابخری، ایمان دارند.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سالگرد ترور استاد شهید مطهری به دست خشونت طلبانی که بجای استفاده از منطق گفتگوی نقادانه، مخالفان فکری خود را با گلوله از میدان به در می کردند، به روز بزرگداشت مقام شامخ معلم نام گذاری شده است؛ بزرگداشت همة افرادی که دست اندرکار تعلیم و تربیت و فرهنگ سازی هستند. نام مطهری و دیگر معلمان بزرگ این انقلاب همچون بازرگان، شریعتی، بهشتی، طالقانی، باهنر، رجایی و بسیاری دیگر، یادآور نسلی است که آزادی، آگاهی و انتخابگری را برترین موهبت های الهی به انسان می دانستند، نسلی که گفتگوی میان عالمان دینی نواندیش و روشنفکران دینمدار را سرمایة فهمی از دین فطری قرار داده بود تا دین را از دام های التقاط و تحجر نجات بخشد و ایمان دینی نه دستاویز حاکمیت مستبدان و خودکامگان داخلی و نه زمینه ساز استعمارگران و سلطه جویان خارجی شود. دین فطرت پسندی که بهروزی انسانیت را رقم زند و راه را نشان دهد، بدون آن که بخواهد انسان ها را به اجبار به سعادت برساند.
از همین روست که معلمان کار انبیاء را می کنند و از همین روست که معلمان، استادان و عالمان دینی، قشر فرهنگ ساز جامعه هستند. آگاهی هایی که این فرهنگ سازان به مخاطبان خود ارزانی می دارند و آنان نیز به مثابه سفیران آگاهی به میان خانواده هایشان می برند، ستون های کاخ های ستمی که بر زر و زور و تزویر استوار شده اند را سست کرده و چشم اندازی نویدبخش برای آینده ای بهتر ترسیم می کنند. و از همین روست که خودکامگان، نه به نیازها و مشکلات معلمان توجه می کنند، و نه آنها را در انجام رسالت خویش آزاد می گذارند. تلاش اقتدارگرایان برای سیطرة هر چه بیشتر بر نظام آموزشی، برخورد با معلمان و استادانی که حاضر نیستند آزادگی خویش را به دستگاه سانسور بفروشند و در نتیجه از مدرسه و دانشگاه اخراج می شوند، مخالفت و دشمنی با فضای نقادانه ای که علوم انسانی در جامعه فراهم می کند، راه اندازی اینترنت ملی و قطع ارتباطات اینترنتی با جهان پیرامون، تبدیل مراکز آموزشی به پادگان و حاکمیت مدیریت پادگانی بر مدارس و دانشگاه ها، و همة اقدامات مداخله گرانة دیگری که با نام مهندسی فرهنگی صورت می گیرد، نشان از ترس اقتدارگرایان از آگاهی است، چرا که آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است.
سبزاندیشان این مرز و بوم می دانند که سعادت واقعی مردم به انتخاب آزادانه و آگاهانة آنها وابسته است و معلمان و استادان، پیشقراولان آگاهی بخشی هستند. جامعه ای که در آن آزادی بیان وجود نداشته باشد، جامعه ای که افراد نتوانند از حقوق خود از طریق شوراها و تشکل های صنفی دفاع کنند، جامعه ای که در آن اندیشیدن به شیوه ای متفاوت از حاکمان جرم باشد، جامعه ای که دستگاه های امنیتی برخلاف نص صریح قانون اساسی به تفتیش عقاید دست می زنند، نه روی بهزیستی در حیات دنیوی را خواهد دید و نه به سعادت اخروی دست خواهد یافت. استاد شهید مطهری آرزو داشت که در نظام اسلامی آنقدر آزادی بیان وجود داشته باشد که در دانشکدة الهیات، کرسی درس مارکسیسم توسط یک استاد مارکسیست دائر شود تا بتوان با منطق گفتگو به نقد آن بر دین انتقاد کرد. کجاست آن شهید بزرگوار که ببیند این روزها استادان مسلمان را به جرم داشتن دغدغة اصلاح امور بی بصیرت می خوانند و به نام اسلامی کردن دانشگاه ها از تدریس محروم می کنند، و کجاست تا ببیند معلمانی چون هاشم خواستار، رسول بداقی، محمد داوری، عبدالله مومنی و... به جرم حق گویی و حق جویی به بند و زندان و شکنجه کشیده شده اند.
همراهان جنبش سبز مصرانه خواهان آزادی هرچه سریع تر نمایندگان تشکل های معلمان که ماه هاست در سخت ترین شرایط در حبس هستند می باشند. دولت موظف است در مقابل خواسته های صنفی معلمان پاسخگو باشد نه سرکوبگر و به جای دادن وعده های توخالی در هنگامة تبلیغات انتخاباتی، به شعور فرهنگ سازان فرهیختة این سرزمین احترام بگذارد. علم و فرهنگ در هر جامعه ای ماهیت جمعی دارد و انحصارگری اندیشه، جز به زوال و انحطاط آن نمی انجامد؛ فرایندی که سرانجامی جز فروپاشی هویت فرهنگی و ملی ما در پی ندارد.
امروزه ناکارآمدی نظام های تصمیم گیری فردمحور و کارایی نظام های مبتنی بر عقل جمعی چنان آشکار شده که تلاش های حقیرانه برای تقدس بخشیدن به افراد و خلق معجزات و کرامات برای صاحبان قدرت، در نزد شهروندان جز تمسخر عقلانیت انسان ها معنا نمی دهد. این همان نکته ای است که اهمیت آن را دولتمردان نتوانسته اند درک کنند. ایرانیان اما، نشان داده اند که از فرمانروایانشان در درک زمانة خود پیشروترند و به پیروزی نهایی خرد بر نابخردی، ایمان دارند.
بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت روز معلم;
یادمان سبز - روزنگار سال 1390
سلطان و شبان (بخش دوم) /
بخش دوم : نه سلطان و نه شبان
اتفاقات قبل و بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری و وقایعی که بخصوص پس از آن اتفاق افتاد و منجر به ظهور جنبش سبز شد در حقیقت نوعی همگرائی خودجوش و مردم محور ِ اعتراضات اصلاح طلبانه و تغییرخواهانه سالهای پیش بوده که در قالب یک حرکت خودخوانده , فراگیر و آزادیخواه توانست نمایندگی همه آحاد معترض جامعه را بدست گیرد . پس از آن رفتار حکومت در برخورد با جنبش و همچنین کنشهای داخلی جنبش تدریجاً به آن سمت و سوئی داد و ریشه هایش را در متن جامعه و اخصاً قشر جوان و روشنفکر عمیقتر نمود تا جائی که سر از بیت و منزل بسیاری از حکومتیان برآورد ( 3 , 2 , 1) .
جنبش سبز که ابتداً درنظر عوامل کودتای انتخاباتی جدی گرفته نشد و یا در تحلیلهایشان آنرا حرکتی جرقه ائی و قابل کنترل تفسیر مینمودند با ایستادگی و اراده مردم و درایت رهبران جنبش به بزرگترین حرکت اعتراضی مردمی پس از انقلاب و یک تهدید جدیدی برای مظام استبدادسالار حاکم و مستبدّین تمامیتخواه تبدیل گردید . حکومت از تمام شیوه های سرکوب که ممکن بود برای مهار جنبش استفاده نمود , از جمله ضرب و شتم و شلیک به سمت مردم , خونریزی و شکنجه و زندانهای طویل المدت و اعترافات تلویزیونی و غیره , اما آنچه نصیبش گردید رویش روزافزون در مزرعه سبز اعتراضات مدنی و ریزش بی نظیر در صفوف حامیان دولت بود .
البته با پرهیز از خوش باوری باید اذعان داشت که روشهای تهاجمی حکومت موفق شد تا شکل اعتراضات را از بروز و ظهور علنی و خیابانی ممتد به اعتراضات علنی متناوب و پراکنده تبدیل نماید هرچندکه اصل اعتراض و گسترش آگاهی عمومی و رشد روزافزون معترضانِ به شیوه حکومت که تدریجاً شامل اعتراضات اقتصادی نیز میشود بدنه کمّیتی جنبش را فربه تر نمود . این الزاماً نشانه رشد کیفی نیز نیست , چرا که اهداف اقتصادی هرچند بخشی از شعارهای انتخاباتی اصلاح طلبانه در انتخابات سال هشتاد و هشت بود که مورد توجه مردم قرار گرفت اما هرگز سرلوحه شعارهای اعتراضات پس از انتخابات نبوده است. ورود معترضین اقتصادی روند دگر اندیشی روشنفکرانه جنبش را به سمت یک حرکت عام اعتراضی که ممکن است تدریجاً در شعارها و انتخاب روشهای اعتراضی تغییر ذائقه دهد , سوق خواهد داد . این روند ممکن است از تعهد نبش نسبت به تغییرات سیاسی و اجتماعی بکاهد و در عین حال رهبری متفاوتی را بطلبد . در این بین قشر روشنفکر و ایده پردازان سیاسی جنبش باید با درایت و تحلیل صحیح از تغییرات پیچیده موجود , وضعیتهای جدید و گهگاه خلق الساعه و ظرفیتهای ممکن سیاسی -اجتماعی موجود در راستای حفظ ارزشهایِ سبزِ جنبش اعتراضی ایران که سرلوحه آن اصلاح نظام حاکم و باز تعریف ساختار قدرت و بهینه کردن سیستمهای سیاسی و دستگاه انتخاباتی آن میباشد , نهایت کوشش را بعمل آورند و از تندی ها و کندی ها ی احتمالی که هر حرکت اعتراضی را ممکن است تهدید کند ممانعت بعمل آورند .
از این نکته هم نباید غافل بود که هرچند بدنه اصلی اعتراضات را مردمی از همه اقشار جامعه ایران تشکیل میدهند و از تمام سطوح اقتصادی , اجتماعی و سیاسی جامعه در این جنبش حضور دارند اما بخشی از اپوزیسیون که در اینجا اصطلاحاً آنان را غیر استاندارد مینامیم هم در متن جنبش فعال شده اند که بدنبال اهداف اختصاصی خود هستند . اپوزیسیون غیر استاندارد را میتوان بخشی از معترضین نظام تعریف کرد که ایدئولژی , نوع مطالبات , شکل اعتراضات و چه بسا خاستگاه وجودی آنان با اکثریت جامعه ایران که موارد اعتراضی شان استاندارد اعتراضات همان جامعه هست , بسیار متفاوت بوده و هرگز نخواهند توانست تمام آحاد جامعه را نمایندگی کنند . متأسفانه قسمتی از این اپوزیسیون غیر استاندارد از اساس ضد انقلاب میباشند و قبلاً از طرف مردم طرد شده و نوع باورها و اعتقادایشتن آنها را از جامعه ایران ایزوله نموده بود . اپوزیسیون غیر استاندارد بدلیل مشخصاتی که برای آن برشمرده شد هرگز نتوانسته بود با مردم و حتی در کنار مردم قرار گیرد و لذا همراهی با شعارهای جنبش سبز هرچند که بدان اعتقاد نداشته باشند , تنها راه نزدیک شدن آنها به بزرگترین حرکت اعتراضی مردم ایران بود. مثال ساده آن فعال شدن سلطنت طلبان و ارگانهای وابسته به آنان که مرده ترین اپوزیسیون بعد از انقلاب بودند میباشد که اینروزها در فضاهای مجازی فعال شده اند . شاید بدلیل قلّت کمیتی و کیفیتی که اینگونه گروهها از آن رنج میبرند هیچگاه نتوانند در اصل حرکت و روند جنبش مؤثر باشند اما میتوانند نقش تخریبی بزرگی را در صورت یافتن فرصت بازی کنند . از جمله این نقشهای مخرب هجمه ایست که این اپوزیسیون نسبت به سران جنبش دارد . اینها با توجه به اینکه بر اثر تجربه فهمیده اند که راهی برای بزرگ شدن کمی و کیفی در جامعه ایرانی ندارند تنها راه احیای خویش را رسوخ در رهبری جنبش میدانند تا از حداقل امکانات برای خود حداکثر بهره را ببرند . حتی برخی از عوامل کلیدی و برنامه ریز جناح تمامیتخواه حاکم بر ظرفیت تخریبی این گروهها برای مخدوش کردن سران جنبش سرمایه گذاری نموده اند که نمونه آن حمله به مهندس موسوی با محوریت اعدامهای سال شصت و هفت بود (4) .
اثری که برآیند کنش جنبش سبز و پادکنش حکومت تا بحال داشته منجر به حصر سران جنبش شده که زعم خودشان آخرین ضربه کشنده بر پیکره جنبش بوده اما واقعیت آن است که اعتراضات نه تنها ختم نشده بلکه روندی روزافزون یافته و هر روز به شکل جدیدی در صنف یا قشری خاصّی بروز مینماید و یا به شکا اعتصابات بروز می یابد . حتی گروههای مختلف موجود در حاکمیت هم نسبت بهم معترض شده اند و خطر در اینجاست که این نیروی اعتراضی فزاینده بدون هدایت یک رهبری معقول , متعهد , اخلاقمدار و میهندوست که با جامعه ایرانی و باورها و مشکلات و آرمانهایش آشنا باشد در مسیری غیر از آنچه برایش شروع شد ممکن است قرار بگیرد . بزودی با بالا گرفتن جنگ قدرت بین جناحهای حاکم در حالیکه به واقعه انتخابات مجلس نزدیک میشویم فرصتی استثنائی در پیش روی جنبش سبز قرار خواهد داد تا در صورت هدایت صحیح شروع دوباره ائی برای بروز و حضور مردم در عرصه سیاسی باشد آنچنان که بشود از شدت خطراتی که مملکت و ملت را در اثر لاقیدی حاکمین تهدید میکند با حضور سازنده و مؤثر مردم کاست .
بنابر این تمرکز بر آزاد شدن سران و متفکران جنبش سبز که ظرفیت هدایت مردم را از این آشفته بازار پر نیرنگ که صحنه درگیری ظالمین و جائرین با هم شده , را ضمن حفظ شعارهائی که رکن اعتراضات مردم بوده را دارند , یک اصل متضمن پیروزی است . هیچ بعید نیست که اشتهای سیری ناپذیر قدرت پرستان تمامیتخواه نه تنها به پیروزی یکی از آنان نیانجامد بلکه کشور را به ورطه آشوب و بلوا و یا دخالت خارجی بکشاند . تنها راه نجات از این ورطه ها حضور پرشور و پر شعور مردم خواهد بود که خواه ناخواه واقع خواهد شد اما آیا کسانی خواهند بود که این حضور را رهبری کنند . به نظر میرسد غیبت سران و متفکران جنبش پس از زندانی شدن کثیری از آنان و حصر موسوی و کروبی به یک عادت برای مردم و همچنین گروههای سیاسی تبدیل شده و همانطور که آرزوی طراحان این حبس و حصر بوده توانسته اند آنرا در متن جامعه به روزمرگی بکشانند . اگر چنین باشد و در روزهای حساس آتی کشور شور حضور باشد اما شعور رهبری نباشد , خدای نکرده دچار کسانی خواهیم شد که باید در مقابلش به جان جائرین گذشته دعا کنیم .
بیائید واقع بین باشیم و از شعار پرهیز کنیم و درک کنیم که جناح اصلی و سنتی قدرت در کشور توانائی آن را دارد که با دلارهای نفتی وضعی کجدار و مریز را که در آن اگر پیشرفتی نباشد اجازه نقد و انتقاد هم نخواهد بود را تا مدتی برقرار نگهدارد و از قدرت افسار گسیخته شبه نظامیان فدائی برای ضمانت بقایش استفاده کند هر چند که این روند در بلند مدت پاسخگو نخواهد بود . جناح دیگر قدرت که نشان داده بر موج دروغ و ریا و دسیسه سوار است توانسته با همین حربه ها برای خود در فاسدترین بخشهای سیاسی , نظامی و اعتقادی جایگاهی بیابد و ریشه ائی بدواند. اینها هم میتوانند در صورت حذف رقیب که البته برایشان کار سختی است با اتکا به دلارهای نفتی از یکطرف و شعارهای نوین ملی و میهنی کاذب و انجام رفرمهای سطحی اقتصادی و حرکتهای پوپولیستی عوام پسندانه از طرف دیگر تغییرات محسوسی برای مدت کوتاه در جامعه ایجاد نمایند حتی میتوانند در حدی محدود و از باب اطمینان بخشی مقداری آزادیهای مشروط مدنی نیز ایجاد کنند , البته تا جائی که خودشان نقد نشوند و از این طریق تدریجاً پایه یک استبداد آرمانی را در سایه رفرم اقتصادی بریزند که کم عمر است اما ماندگارتر از حضور سنتی ها خواهد بود . اینها خود شاید بزای دراز مدت ماندنی نباشند اما میتوانند زمینه را برای بر سرکار آمدن کسانی مهیا سازند که هیچ اثری از انقلاب اسلامی و ارزشهایش باقی نخواهند گذارد .
بنابراین تمام ابزارهای جنبش سبز باید معطوف به آزادی سران و متفکرانش شود همانگونه که اخیرا و مُجدانه برخی از بزرگان اصلاحات بر آن تاکید دارند ( 6 , 5) . جنبش اصلاح طلبی ایران باید بتواند در رخدادهای سیاسی کشور نقش موثری بازی کند تا هم فعال بماند و هم در متن وقایع سیاسی رشد و تکامل یابد , این جنبش نمیتواند همیشه بشکل یک حرکت عامّه با اهداف عمومی و بدون قالب مشخص سیاسی باقی بماند و ضمن حفظ پایگاه مردمی خویش باید از داخل آن سازمانهای سیاسی مقتدر که با وجود اختلاف در جهان بینی , استراتژی و یا تاکتیک همگی در خدمت اعتلای کشور و تأمین منافع ملی باشند زائیده شود و این ممکن نیست مگر با رشد کمی و کیفی جنبش در بستر وقایع و حوادث جاری کشور . امروز طرح شرایط برای حضور در انتخابات آتی (7 , 8 , 9) نه تنها نشانه عدول از آرمانهای جنبش اعتراضی نیست بلکه بیانگر حیات ملموس جنبش است که خواسته هایش را به زبان می آورد و قصد دارد از کمترین امکانات موجود بیشترین بهره را ببرد .
برخی از راهکارهای ممکن برای تحت فشار گذاشتن حکومت برای رفع حصر سران جنبش و آزادی متفکرین در بند را میتوان به شکل زیر خلاصه کرد :
1.
در داخل کشور: الف) چهره های شناخته شده و مورد وثوق مردم اعلام مستمر و جدی بر رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی داشته و تذکر دائم به جامعه و گروههای سیاسی بدهند تا در این خصوص دچار عادت زدگی نشوند و یا بدنبال جانشینی های موقت برای سران جنبش نباشند که نهایتاً موجب تشت خواهد بود. ب) اشاره ملموس مراجع عظام که همیشه ملجأ متدینین بوده اند و همچنین چهره های برجسته حوزه و روحانیون مورد علاقه مردم به رفع حصر سران و آزادی زندانیان سیاسی. ج) بهره وری از فضاهای مجازی در اختیار جنبش برای تازه نگهداشتن مطالبه آزادی سران جنبش و زندانیان سیاسی در بند با تمرکز بر موضوع و ارائه راهکارهای متناسب میتواند از جمله اهرمهای موثر باشد . د) باید حرکتهائی که سعی در ایجاد انحراف در شناسائی رهبری حرکت و مطالبات اساسی آنرا دارند به جامعه سبز ایران شناساند و روشهایشان را بر ملا ساخت .
2.
در خارج از کشور : الف) سازماندهی حرکتهایی متداوم و مستمر با هدف فشار بر دول خارجی در اعمال فشار برای آزادی زندانیان سیاسی بطور عام و رفع حصر سران جنبش بطور اخصّ . این واضح است که دول خارجی و بالاخص ّ غربی همیشه بدنبال منافع خود هستند و برایشان فرقی نمیکند که سبز حاکم باشد یا هر رنگ دیگری , بلکه مهم این است که از منافعشان باز نمانند کما اینکه بهره های سیاسی و اقتصادی فراوانی از تشتتی که در منطقه خاورمیانه ایجاد شده برده اند و از حالا برای همه جنبشهای اعتراضی منطقه کیسه دوخته اند بطوریکه گهگاهی از خیر نوکران سرسپرده شان در منطقه میگذرند تا به اهداف طویلالمدت تری برسند. بنابر این حضور ایرانیان خارج از کشور بهر صورت ممکن باید این پیام را منتقل کند که مردم ایران خواهان آزادی سران جنبش و زندانیان سیاسی هستند و دول دیگر و بخصوص دولتهای غربی که بیشترین ایرانیان را در خود جای داده اند باید بفهمند در هرگونه مراوده اقتصادی و یا مذاکره سیاسی با دولت ایران میبایست خواست مردم ایران لحاظ گردد . ب) پرهیز از اتصال با چهره های مشکوک و یا افرادی که صراحتاً به اپپوزیسیون غیر استاندارد تعلق دارند .
بهرحال به لیست بالا راهکارهای بسیار دیگری را میتوان از طریق همفکری با متفکرین سبز اندیش و گروهها و افراد سیاسی فعال داخل و خارج از کشور اضافه نمود. آنچه مهم است این است که در مسیر آزادی سران جنبش و متفکرین و نظریه پردازان جنبش سبز گام برداشت که این هم به نفع جنبش و هم نهایتا به نفع کشور خواهد بود تا از ورطه های آتی به سلامت گذر کند.
مردم هشیار باشند که سلطان و شبانش به پایان داستانشان نزدیک میشوند و هیاهو و ترشروئی هایشان امروز از هیچ کس پنهان نیست هرچند که مذبوحانه سعی در کتمانش کنند (10) . ظاهراً میانجگریهای ریش سپیدانه هم دیگر مؤثر نیست و سلطان را دیگر طاقت چموشیها و نادانیهای شبان به سر آمده و شبان نیز چون خاستگاهش از فرومایگان بوده دیگر حرمت سلطان نگه نمیدارد و گله خویش را به هر جای قلمرو ی سلطان که بخواهد هِی میکند . چنین است که باری دیگر داستان سلطان و شبان میرود که به سر آید .
خدایا به خون همه شهیدانی که ایران زمین از بدو تاریخش در پای آنچه تو نیکش میداشتی تقدیم کرده است , عاقبت ایران باستانی ما , باورهای دینی ما و آرزوهای آرمانی ما را ختم به خیر کن که تو بهترین نجات دهندگانی.
(سراج)
بهانه گیری سیاسی ازفرهنگستان
به
تازگی گروه واژه گزيني فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژه ترکیبی مردم
سالاری را بجای دموکراسی پذیرفتهاند وازاین ببعد وقتی قصد گفتن از حکومت
مردم بر مردم را داریم باید از مردم سالاری استفاده کنیم. گرچه اصطلاح
مردمسالاری بیشتر در تقابل با جناح اقتدار گرا و نفی کنندگان جمهوریّت نظام
مورد استفاده قانونگرایان واقع میشد ولی با این جایگزینی رسمی که شأن نزول
آن در این زمان مشخّص نشده ، مشکل فرهنگی به لحاظ اجزای ترکیب فوق تا
حدودی پیچیده تر شده است. در واژه دموکراسی اثری از افاده یا القای قدرت
نیست ولی اکنون در گفتمان سیاسی با ورود سالار که اصالتاً معرّف زورمندی و
نظامی گری است، و صدور فرمان رسمی برای استفاده از آن، حقّ وعدالت در
فضای تعامل اجتماعی غریب تر میماند و بجای گفتمان و مفاهمه، رفتارها بیش
از پیش به تفرعن و لحن آمرانه میکشد . نه اینکه حالا چنین نیست بلکه با
بستر سازی رسمیِ برای زورمداران و بها دادن به معنای فوق، فرزندان این
مرز وبوم باید از همان ابتدا بپذیرند که در جمع بزرگان، قانون جنگل حاکم
است، وانقیاد به سروری و سالاری یک پیش فرض اجتماعی است. آنان قبل از ورود
به این ورطه باید دانسته باشند که اینجا نه تنها تفاهم وهمدلی محلّی از
اعراب ندارد بلکه مجالی برای تأویل و توجیه فرمان هم نیست .
چون
قوانین طلائی دموکراسی یا حالا بگوئیم مردم سالاری تا هنوزنوشته نشدهاند
با برداشت و تعاریفی که حکومتها تا کنون هر کدام برای خود از آن داشتهاند
باید دموکراسی و مردمسالاری آن بوده باشد که خود شان مصداق آن شوند و
منافعشان را تأمین کند والاّ وای به حال دموکراسی ودموکرات منشی .
در زبان خوانین، سالارها و اراذل و اوباش حکومتی واگویه ای بود که وقتی
فرمان حکومت صادر شد چه غلط وچه درست باید اجرا شود و اگر لازم شد بعداً
خسارت پرداخت شود. در نتیجه دست اوباشان حکومتی در انواع تعدیات و بروز
رذائل اخلاقی حتّی در مورد خودیها کاملاً باز میماند ولی چه باک چون نتیجۀ
کارهایشان این بود که آتوریته حاکم از بین نرود و خانیِ حکومت بجای بمانَد
. دموکراسی سالارها از این فراتر رفته اند، اینان برای نسق گیری هم که
شده بابت، جنایات و فسادهائی که مرتکب میشوند از افراد، گروهها و یا
کشورهائی که مورد اجحاف واقع شدهاند خسارت هم میگیرند تا دیگران آویزه گوش
خود نمایند که دموکراسی سالاری رُفتُ و ریز دارد.
قرنهاست
که دموکراسی ملعبه دست و ابزار کار حکومتها بوده و عنصر قدرت از همان
روزهای اوّل آنرا نه تنها از محتوای اصلی خود که ضدیّت با استبداد میباشد
تهی نموده بلکه با کار بر روی جزئیّات وشیوههای اجرائی ، از آن چنان
لِویاتانی ساخته، که تمام دیکتاتوریهای فردی یا گروهی عاشق ودلباخته آن
شدهاند واز ترفند انتخابات که سر منشأ رذائل سیاسی شده کیفورمیشوند. چون
آنان به وسیله این دوالپای جدید و بکمک قوانین تولیدی آن، ملّت خود وتا
آنجا که بتوانند دیگران را مرعوب و استثمار میکنند. کدام حکومت را سراغ
دارید که قانوناً ! از شهروندان خود بهره کشی نکند، زور ورزی ننماید ، در
بند دموکراسی و قانونگرایی بماند و در تعامل با سایرین به قراردادها پای
بند باشد و یا اینکه در بازی سیاست، خود اسیر قدرتهای برتر از خود نشود.
مقاله« دموکراسی در ایران فردا» شرحی است بر توضیح و کاربرد واژه مردُمرایی،
یا همان حکومت مردم برمردم از طریق رایزنی برا ی حل مشکلات اجتماعی، به
کمک روشن بینی جمعی و بقول حافظ روشن رایی . از واژه فوق به جای دموکراسی
استفاده شده بود، منتهی چون برداشت مرُمرایی از دموکراسی، تفاوتهای عمدهای
در عمل با شیوههای اجرایی شناخته شده دارد، برای اطلاع گروه واژه گزینی
فرهنگستان نکات برجسته دیدگاه مردمرایی را در زیر نقل مینماید .
در جامعه مثالی ایران فردا مردمرایی بعنوان محورگفتگو، رشد متوازن و همه جانبۀ مادیّت و معنویّت جامعه را پی گیری و تأمین میکند:
در مردمرایی هیچکس صاحب، سالار ویا سرور دیگری نیست و در نتیجۀ وجود جوهرۀ آزادی پایههای استقلال ملّی بسیارمستحکم است.
در همۀ نقاط کشورشایسته ترین افراد به طور طبیعیعهده دارامورحکومتی میشوند،
هر
فرد رأی خود را تنها در موضوعاتی که صلاحیّت آنها را دارد، برآنها اشراف
دارد، به او مربوط است، و مهمترازهمه با قبول مسئولیّت تمام (اِعمال) میکند
،هیچکس اراده و حقّوق خود را از طریق رأی دادن به هدر نمیدهد و آنها را در صندوق انتخابات دفن نمیکند که بعداً بخواهد عزا بگیرد.
چون مسئولین با شایستگی های خود مقام خویش را احراز میکنند و هیچکس آنانرا
برای امورحکومتی انتخاب یا منصوب نکرده، بنا بر این برکشیدۀ شخص یا
سازمان و حزبی نیستند که وامدارآنان باشند و مجبور باشند برایشان خوش رقصی
کنند،تشکیل دولت از تبعات عملکرد فرهنگ مردُمرایی و اجرای قرارداد اجتماعی بوده ، و فرع بر آن میباشند ،
طبقه
حاکمهای وجود ندارد که به اموال ، انفس و کرامت انسانها تعدّی نماید،
ومردم از طریق دولتی سیال و متکامل حاکمیت خود را اعمال میکنند.شاخصۀ اصلی آنجاست که در نظام مردُمرایی منبع تصمیم واجرای تمامی کارها فقط انسانهائی میباشند که صاحب آن امور هستند،
دراین سیستم سلامت نفس، اخلاق و تخصص حرف اول را میزنند،
مردم از بین راه حلهای ارائه شده بهترین گزینه ها را انتخاب میکنند،
درانجام هیچ کاری اکراه نیست،
مردم برای انجام کارها تنها به دیدن و شنیدنِ اکتفا نمیکنند بلکه وقتی از (فائده) نهائی کاری مطمئن شدند، مسئولانه بدان دست میزنند،
مردمرایی
را میتوان حتّی در غیاب یک برنامه جامع در هر واحد کاری اجرا کرد و از
ثمرات آن در پیشبرد کارها بهره گرفت ، بیشترین بهرۀ این کاربدلیل استفاده
از عقل و اخلاق جمعی نصیب مدیرآن واحد خواهد شد.
این
واکاوی برای آن آورده شد تا بیان کند که مردمرایی همان حکومت مردم بر مردم
است و درضمن فاقد پیرایههای گمراه کننده دموکراسی است.
برای
اطلاع بیشتر از ساختار مردُمرایی و راههای اجرائی کردن آن به مقاله فوق و
سایر مطالبی که در همین زمینه در سایت امروز ارجاع داده شده است مراجعه
فرمایید.
بر گرفته از وبلاگ مردمرایی
اردیبهشت ۰۷، ۱۳۹۰
طلبههاى ما را هر کجا که نماز مىخواندند، اخراج کردند
به گزارش وبسایت حدیث سرو، اخیرا حدود ده نفر از طلاب و شاگردان این مرجع تقلید که در جریان حمله عوامل لباس شخصی به مسجد قبا در روز قدس، به دفاع از خود پرداخته اند، به احکامی از قبیل پرداخت جزای نقدی تا سقف یک میلیون تومان و حبس به مدت هفت ماه و نفی بلد به مدت دو سال و خلع لباس روحانیت محکوم شده اند.
این مرجع تقلید اما به چنین رفتارهایی واکنش نشان داد و گفت: کینه چه چیزى را بر سر این طلّاب مظلوم خالى مىکنید؟ ما هیچ، این بندگان خدا چه گناهى کردهاند که از یک طرف شهریهشان را قطع کردهاید، از یک طرف باید سربازى بروند، از یک طرف از نماز اخراجشان کردید، حالا لباس هم از تنشان درمىآورید تا کت و شلوار بپوشند؟ یعنى این لباس اینقدر خراب شده که اهل تقوا آن را نپوشند و کسان دیگر بپوشند؟!
آیت الله دستغیب همچنین با تاکید دوباره بر ۱۶ موردی که پیش از این به عنوان موارد تخلف و انحراف حاکمیت از اسلام و قرآن و قانون اساسی جمهوری اسلامی مطرح کرده بود، اعلام کرد که پنج مرجع تقلید دیگر نیز این اشکالات را پذیرفته و موارد دیگری از انحرافات و تخلفات حاکمیت را هم به آنها افزوده اند.
خلاصه ای از این سخنرانی را به نقل از سایت حدیث سرو در ادامه بخوانید:
اگر کسى بخواهد اهل تقوا باشد باید همه احکام اسلام را رعایت کند چرا که احکام اسلامى همه با هم مانند زره و زنجیر، مرتبطند. البته این بدان معنا نیست که اگر کسى کوچکترین نقصى در اتیان اوامر شرع داشت جهنّمى مىشود و هیچ راه نجاتى ندارد، غفران پروردگار سخنى علىحده است و یقیناً رحمت او شامل همه بندگانش مىگردد. اما اگر کسى طالب عشق پروردگار و معرفت کامل او است و دوست مىدارد از عمرش کمال استفاده را ببرد، لامحاله باید همه واجبات را انجام دهد و از تمامى محرّمات پرهیز کند. پس از آن نسبت به معاشرتهایش دقّت نظر داشته باشد. بعضى معاشرتها حرام و بعضى دیگر مطابق خواست وى، لازم است چرا که نداشتن همراه و رفیق مناسب براى طىکردن بعضى طرق معرفت، دشوار است.
در بعد اجتماعى نیز همین است؛ یعنى اگر قرار باشد جامعهاى، جامعه توحیدى شود و هدف خلقت را دنبال کند و همه آنچه در انسان نهاده شده، در همگان به فعلیت برسد، به ناچار باید همه احکام اسلام در آن پیاده شود. نه آنکه برخى را مطابق بعضى مصالح، تعطیل کنند و در برخى دیگر شدّت عمل به خرج دهند. همچنین باید همه افراد، از صدر تا ذیل، ملتزم به رعایت احکام اسلام شوند همانطور که پیامبر اکرم و امیرالمؤمنینعلیهما السلام در مدت زمامدارى خود، اینگونه بودند. ایشان دقیقاً همان روشى را که مطابق نظر پروردگار بود اعمال مىفرمودند. البته جامعه زمان پیامبرصلى الله علیه وآله، جامعهاى بود که رو به خداى تعالى حرکت مىکرد اما در دوران حکومت علىعلیه السلام وضع جامعه تغییر یافته، روشهاى ناصحیح خلفاى قبل و مخصوصاً عثمان جامعه را از مسیر الهى خویش منحرف ساخته بود و به همین دلیل مولا علىعلیه السلام آنگونه که باید د، در ادامه راه پیامبر و هدایت جامعه به سمت صلاح فلاح کامل و نیز سپردن آن به امام مجتبىعلیه السلام موفق نشد.
کسى که در رأس یک جامعه قرار مىگیرد باید خود، طالب خداى تعالى باشد و حرکت به سوى او را آغاز کرده باشد بىتردید خلفاى سه گانه در تمامى مسائل مجبور به مشورت با مولا علىعلیه السلام و اطاعت از ایشان بودند. خلیفه اول بارها بر منبر گفت: «أقیلونی أقیلونی و لَسْتُ بِخَیرِکُم و عَلیٌ فیکُم: مرا رها کنید که من بهترین شما نیستم در حالى که على میان شماست».
ار عمر هفتاد مرتبه در تاریخ ثبت شده که گفت: «لو لا عَلیٌ لَهَلَکَ عُمَر: اگر علىعلیه السلام نبود عمر هلاک مىشد». با این حال هیچکدام آنها، نه نفع امیرالمؤمنین کنار رفتند و نه ایشان را جانشین خود ساختند. به همین جهت در پنج سال خلافت مولا علىعلیه السلام، آنچه مورد نظر حضرت بود و باید مىشد، نشد. اگر چه اکثریت مستضعف جامعه، از عدالت علىعلیه السلام شادمان بودند.
در این زمان هم همین است. اگر قرار است جامعه، جامعهاى توحیدى باشد باید به همه احکام مانند هم عمل شود، نه آنکه صرفاً با بعضى منکرات مثل بىحجابى، گهگاه و به صورت غیرکارشناسى برخورد شود، بدون آنکه زمینههاى ترویج فساد که بعضى از آن به عملکرد نامطلوب صدا و سیما باز مىگردد، مورد توجه قرار گیرد. البته برخورد با بىحجابى و بىبند و بارى یک ضرورت است اما نه با قهر و اجبار بلکه با قول منطقى و روشهاى فرهنگى.
در پیادهسازى احکام اسلام، قضاوت مخصوصاً باید بسیار مواظب باشند و آنچه را که حکم خداى تعالى است، بىهیچ تبعیضى اجرا کنند. خداى تعالى در سوره مائده آیات ۴۴، ۴۵ و ۴۷ کمسانى را که به «ما أنْزَلَ اللَّه» عمل نمىکنند، کافر، ظالم و فاسق مىخواند. ممکن نیست در جامعهاى که مىخواهد به عنوان جامعه توحیدى قلمداد شود، احکام غیر خدا جارى گردد یا به رأى عدهاى خاص و منفعتطلب بچرخد و با زور و شکنجه نمىتوان مردم را طالب خداى تعالى کرد. با نیروهاى امنیتى و نظامى نمىشود قلب مردم را متوجّه خداى تعالى نمود.
آقایى که براى طلبههاى این حوزه، حکم بریدى که حق ندارید پیش سید على محمّد دستغیب بروید، دو سال باید تبعید شوید، سه سال از درس محرومید، مدتى خلع لباس شوید. این روشها صحیح نیست. هر کدام از این طلبهها، کم و زیاد هزار نفر دوست و قوم و خویش دارند که این حکم به گوششان مىرسد. شما با این کار همه این افراد را نسبت به جمهورى اسلامى بدبین مىکنید و بعد هم تقصیر بنده مىاندازید. سخن بنده این است که اگر مىخواهید جمهورى اسلامى برقرار باشد و نظام، یک نظام توحیدى و اسلامى باشد، این راهى که شما پیش گرفتید صحیح نیست. حرف بشنوید، نصیحت قبول کنید. این احکامى که شما صادر مىکنید احکام اسلامى نیست. بىجهت افراد را زندان نکنید. اگر مىخواهید زندانى شوند، اول بیاورید اتهامشان را معلوم کنید، محاکمهشان کنید.
شانزده مورد خلاف و انحراف از اسلام را که بنده گفته بودم به پنج مرجع تقلید نشان دادیم، همه تأیید کردند و گفتند: جز این در نظر ما نیست. و تازه بعضى، چیزهاى دیگرى هم به آن اضافه کردند. گیرم که چیزى بلد نباشیم آیا آنها هم چیزى بلد نیستند؟ آیا آنها هم خارجى هستند؟
طلبههاى ما را هر کجا که نماز مىخواندند، اخراج کردند یا گفتند: آنجا (حوزه علمیه ابوصالح «عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف») نروید کسانى که پشت سر این طلاب نمار مىخواندند، خلاف شرعى از آنها ندیده بودند و به آنها علاقه داشتند، شما همه آنها و خانوادههاى آنها را بدبین کردید. این کارهایى که مىکنید ضدّ انقلاب و ضدّ جمهورى اسلامى است. ما چه حرف بدى زدیم ما مىگوییم همه رو به خدا بروید. از بالا تا پایین، همه خدایى شوید، عاشق خدا شوید. براى عاشق خدا شدن باید پایه محکم داشت و آن پایه، عمل به احکام اسلام و قرآن و سنّت است غیر از این چه گفتهایم که اینگونه کینه به دل گرفتهاید. کینه چه چیزى را بر سر این طلّاب مظلوم خالى مىکنید؟ ما هیچ، این بندگان خدا چه گناهى کردهاند که از یک طرف شهریهشان را قطع کردهاید، از یک طرف باید سربازى بروند، از یک طرف از نماز اخراجشان کردید، حالا لباس هم از تنشان درمىآورید تا کت و شلوار بپوشند؟ یعنى این لباس اینقدر خراب شده که اهل تقوا آن را نپوشند و کسان دیگر بپوشند؟
هر کدام از این طلبهها که رفتند قم و امتحان دادند به آنها گفتند: شما کجا بودید که به این خوبى درس خواندید؟ وقتى اسم بنده را مىآوردند، مىگفتند: فایدهاى ندارد، مردودید.
آیا این کار درست است که شما مىکنید؟ کمى به خود بیائید. در مجالسى که دور همه مىنشینید کمى وضع خود را اصلاح کنید. این براى خودتان بد است. از اینها مىگذرد. اینها هر کجا که باشند دست از دینشان بر نمىدارند، کارى به بنده ندارد اینها راهى دارند که راه خداست و آن را رها نمىکنند. حرف شما که تأثیر بر رویشان نمىگذارد. خداى تعالى رهایشان نمىکند اما شما منتظر باشید «إنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ» نیاید روزى که همین بلاها سر خودتان بیاید؟ «وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ»!
آیت الله دستغیب رفتارهای مغرضانه با طلاب را محکوم کرد;
دومین جلسه هیأت دولت با حضور مصلحی و در غیاب احمدینژاد برگزار شد
در این جلسه وزرا و معاونین رئیسجمهوری ضمن تصویب برخی از طرحها و لوایح در خصوص موضوعات مختلف به بحث و تبادل نظر پرداختند.
لازم به یادآوری است که حیدر مصلحی وزیر اطلاعات نیز در این جلسه حضور داشته است.
احمدینژاد هفته آینده در تلویزیون
سید علی محمد بزرگواری، عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس، در گفتوگو با خبرنگار «نسیم»، گفت: سید محمد رضا میرتاجالدینی این خبر را امروز در جمع نمایندگان اعلام کرد.
میرتاجالدینی معاون پارلمانی رئیسجمهوری: احمدینژاد هفته آینده به طور رسمی با مردم گفتوگو میکند و اظهارات وی بار دیگر منجر به خوشحالی دوستداران انقلاب و مایوس شدن منافقین و دشمنان نظام خواهد شد.
احتمال دیدار آیتالله خوشوقت، آقاتهرانی و خزعلی با احمدینژاد
یک نماینده شاخص اصولگرا، در مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با برنا، از دیدار بعد از ظهر امروز مرتضی آقاتهرانی و محمود احمدینژاد خبرداد و گفت: بنا بر این است که امروز مرتضی آقاتهرانی به دیدار احمدینژاد برود.
وی ادامه داد: همچنین به احتمال زیاد ظرف چند روز آینده آیتالله خوشوقت و آیتالله خزعلی با رییسجمهور دیدار خواهند کرد.
این نماینده مجلس همچنین از نشست برخی استانداران با یکدیگر خبرداد و افزود: روز گذشته برخی استانداران کشور طی برگزاری جلسهای نقطهنظرات خود را پیرامون حمایت از رهبر فرزانه انقلاب و رییسجمهور اعلام کردند.
وی گفت: احمدینژاد از 6 سال گذشته که رییسجمهور شده تا به امروز به صورت بیوقفه و شبانهروزی کار کرده و یک لحظه هم آرام و قرار نداشته است.رییسجمهور در طول مدت کار خود دائما و بدون وقفه برای کشور خود و نظام زحمت کشیده است. لذا مردم و برخی مسئولان نباید به شایعات توجه کنند.
همچنین یک سایت خبری حامی دولت تاکید کرد که احمدینژاد بیمار است و به توصیه پزشکان مشغول استراحت است.
به گزارش پایگاه خبری سفیر، سایت نهالنیوز با دروغ خواندن «قهر کردن احمدینژاد» و استعفای قریبالوقوع او نوشت: «پیگیریهای ما نشان داد این خبر از اساس دروغ است و دکتر احمدینژاد بلافاصله بر اجرای دستور رهبری در ابقای مصلحی تاکید کردند و از ایشان برای حضور در هیأت دولت دعوت به عمل آوردند، از طرف دیگری رئیسجمهور بر اساس فشار کاری، در چند روز اخیر دچار مریضی آنفلونزای شدید شده و به سختی میتوانست در محل کار حاضر شوند و به توصیه پزشکان مشغول استراحت بودند که موجب شد این جریان مشکوک از این موضوع سوءاستفاده کرده و دست به چنین اخبار مضحکی بزند.»
دیدار 10 وزیر با احمدینژاد
پانا نیز نوشت: شب گذشته10 وزیر دولت با دکتر محمود احمدینژاد دیدار کردند.
شنیدهها حاکی از آن است که شب گذشته ده تن از وزرای دولت با دکتر "محمود احمدینژاد" دیدار و در مورد مسائل روز با رئیسجمهور صحبت کردند.
اطلاعاتی بیشتری در مورد محتوای این جلسه به دست نیامده است.
سوال از احمدینژاد با 52 امضا در مجلس کلید خورد /استیضاح منتفی است
نماینده خمینیشهر در مجلس شورای اسلامی نیز از جمعآوری 52 امضا برای طرح سوال از محمود احمدینژاد خبر داد.
به گزارش آفتاب، محمد جواد ابطحی در حاشیه جلسه علنی امروز مجلس در گفتوگو با خبرآنلاین در پاسخ به این سوال که شایع شده با توجه به اتفاقات رخ داده بعد از موضوع تغییر وزیر اطلاعات احتمال استیضاح احمدینژاد وجود دارد، گفت: استیضاح منتفی است اما آقای مطهری قصد سوال از رئیسجمهور را دارد و تاکنون 52 امضا هم جمعآوری کرده است.
دیدار احمدینژاد با مقام معظم رهبری
همچنین حجتالاسلام سید علی محمد بزرگواری، عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در گفتوگو با برنا از دیدار مقام معظم رهبری با محمود احمدینژاد خبرداد و گفت که در این دیدار احمدینژاد دغدغههای خود را برای مقام معظم رهبری مطرح کرده است.
این نماینده مجلس همچنین از دیدار قریبالوقوع برخی بزرگان کشور و تعدادی از علما با احمدینژاد خبر داد.
سایت آییننیوز نیز نوشت: به گزارش «هفت صبح»، یک منبع مطلع در دفتر رییسجمهور به هفت صبح خبر داد که رییسجمهور روز گذشته برای تجدید بیعت به دیدار رهبر انقلاب رفت.
این منبع نزدیک به اصولگرایان پیش رو افزود، اقتدارگرایان داخلی از یک سو و اپوزیسیون رادیکال بیرونی از سوی دیگر در تلاشند با رادیکالیزه کردن تنشهای ساختاری، مسیر اصلاحات را به بنبست بکشانند که با اقدامات ریییسجمهور این تلاش به سرانجام نخواهد رسید.
سوال از احمدینژاد با ۵۲ امضا در مجلس کلید خورد
به گزارش آفتاب، محمد جواد ابطحی در حاشیه جلسه علنی امروز مجلس در گفتوگو با خبرآنلاین در پاسخ به این سوال که شایع شده با توجه به اتفاقات رخ داده بعد از موضوع تغییر وزیر اطلاعات احتمال استیضاح احمدینژاد وجود دارد، گفت: استیضاح منتفی است اما آقای مطهری قصد سوال از رئیسجمهور را دارد و تاکنون 52 امضا هم جمعآوری کرده است.
دانشجويان سيگاري، واقعيت يا بزرگنمايي؟
اعداد اين پرسش مانند اغلب آمارهاي ديگر كشورمان تا به حال جوابي رسمي نيافته است اما بررسيهاي انجام شده نشان ميدهد كه مصرف سيگار در دوران تحصيل در مراكز دانشگاهي در ميان دانشجويان پسر سال اول 8/ 21 درصد است كه در سال آخر به 4/ 28 درصد افزايش مييابد. همچنين بر طبق آمار كلينيك ترك دخانيات تهران، مصرف سيگار در ميان دختران دانشجوي سال اول 7/ 2 درصد است كه تا سال آخر دانشگاه به 8/ 7 درصد افزايش پيدا ميكند.
سيگارمعياري براي كم نياوردن دربين همسالان؟
بيشترين علت گرايش جوانان به سيگار وساير مواد دخاني چيست؟ به گفته منيرهها دي كارشناس ارشد مشاوره، بيشتر كساني كه براي مشاوره همزمان ترك سيگار به دفتر او مراجعه ميكنند، افراد بين سنين 20تا 30سا لهاي هستند كه اغلب دلايل مشابهي را براي آغاز سيگار كشيدنشان بيا ن ميكنند.ها دي درادامه بيان كرد: «اين مراجعا ن مواردي مثل رفع دلشوره و اضطراب، تقويت ذهن، رفع خستگي، رفع عصبانيت را به سيگار نسبت ميدادند. در اين ميان شايعترين باور «رفع عصبانيت» بوده است.»
اين كارشناس مشا وره در ادامه اظهارات خود افزود: «البته مواردي هم وجودداشت كه دليل آغاز مصرف سيگاررا كم نيا وردن دربين همسالان بيان داشتهاند.»
همچنين يكي از كساني كه براي مشاوره در دفتر حضورداشت در اين با ره گفت: «اولش در دوره پيش دانشگاهي، براي اينكه به دوستا نم ثابت كنم كه بزرگ شدم ومستقل از پدرومادرم ميتوانم تصميم بگيرم، به صورت تفريحي سيگارمي كشيدم. بعد از ورودبه دانشگاه كه البته در شهر خودمان نبود؛به طوردائم وهرروز به سيگارروآوردم.»
محمد جواد انگيزه تركش را اينگونه بيان ميكند: «از حدود يكماه قبل به خاطر دردها يي كه در اطراف قفسه سينهام شروع شده بود به دكترمراجعه كردم. دكترهم خيلي سا ده به من گفت اگه ميخوام زنده بمونم بايد سيگاررو كناربذارم. حالا هم دوهفته است كه براي ترك اقدام كردم.»
آمارها نگران كننده
مشاور رئيس كميسيون اجتماعي مجلس هم از افزايش آمار گرايش دانشجويان و دانش آموزان به سيگار نگران است. او ميگويد: «متاسفانه گسترش گرايش دانشجويان به سيگار و قليان باعث شده زمينه مناسبي براي جوانان براي مصرف مواد مخدر ايجاد شود.»
دكتر مجيد ابهري ميافزايد:«جاي نگراني است كه عدهاي سودجو دانشجوياني كه خارج از محل زندگي والدينشان تحصيل ميكنند را با بدآموزيهايي مانند غلبه برغصه دوري و غم دانشجويان را تشويق به مصرف سيگار و قليان ميكنند.»
وي ادامه داد:«متاسفانه سيگار بين جوانهاي ما مد شده و بايد يك فكري به حال اين ماجرا كرد.»
به اعتقاد اين رفتارشناس 70 درصد دانشجوياني كه به سمت مصرف سيگار كشيده شدهاند مهارت «نه گفتن» نداشتهاند براي همين تاكيد ميكند كه اساتيد دانشگاهي تدريس مهارتهاي زندگي را جدي بگيرند تا دانشجويان با اصول اوليه مهارتهاي زندگي آشنا شوند.
عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي همچنين از گسترش مصرف سيگار در پايههاي تحصيلي پايين در كشور نگران است و ميگويد:«طبق تحقيقاتي كه انجام داده ايم مشخص شده كه 70 درصد دانش آموزان پسر دبيرستاني در سنين 16-17 سال حداقل يك بار سيگار كشيده اند.»
او ميگويد:«نكته مهم اين تحقيق اين است كه 40 درصد دانش آموزان نه تنها يك بار سيگار تجربه كردهاند بلكه به صورت تفنني و روزي 3-4 نخ سيگار ميكشند.»
مشاور رئيس كميسيون اجتماعي مجلس ميگويد: «90 درصد دانش آموزان سيگار را در راه خانه تا مدرسه تجربه ميكنند و اين جاي نگراني دارد به خاطر همين بايد قوانيني در كشور وضع بشود كه با فروشندگان سيگار براي سنين پايين برخورد شود كه اگر اين اتفاق بيفتد آن وقت كنترل آمار نگران كننده مصرف سيگار در بين دانشجويان كار راحت تري خواهد بود.»
دانشجويان سالم ترند؟
اما حميديعقوبي رئيس مركزمشاوره وزارت علوم با بيان اينكه مصرف مواددخاني در دانشگاهها بسيار كمتر از سا ير مكانهاست، گفت: «بر طبق آخرين آمار اعلام شده از سوي ستاد مبارزه با مواد مخدر، يك ميليون و 200 هزار نفر در كشور معتاد هستند و 800 هزار نفر نيز به صورت تفنني مواد مصرف ميكنند كه اين آمار سه درصد كل جمعيت كشور را در بر ميگيرد. در دانشگاهها نيز با مصرف تفنني مواد و عمدتا دخانيات مواجه هستيم كه در اين راستا بايد عوامل هيجان طلبي و روان شناختي را در دانشگاهها كنترل كنيم.»
يعقوبي با بيان اينكه دانشجويان سالمتر از ساير جوانان جامعه زندگي ميكنند كه اين موضوع به دليل جايگاه و موقعيت اجتماعي آنهاست، گفت:«اخيرا با اداره كل پژوهش ستاد مبارزه با مواد مخدر قراردادي منعقد كرده ايم تا پژوهشي در زمينه ميزان مصرف دخانيات و مواد مخدر در دانشگاهها انجام گيرد.»
اوهمچنين از بودجه 500 ميليون توماني براي آموزش مهارتهاي زندگي به دانشجويان و همچنين كارمندان در بحث پيشگيري از مصرف دخانيا ت و مواد مخدر يا د كرد و افزود: «از جمله اين مهارتها ميتوان به قدرت نه گفتن توسط دانشجويان اشاره كرد.»
از سوي ديگر دكتر سيد مهدي طيبي تفرشي دبير شوراي مركزي انضباطي دانشجويان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي؛ در گفتوگويي با خبرگزاري مهر اظهار داشت: «در شيوه نامه جديد اجرايي انضباطي دانشجويان استعمال دخانيات در دانشگاه و اماكن مرتبط يعني هر فضايي كه به دانشجو و دانشگاه مرتبط باشد تخلف اخلاقي محسوب ميشود.»
طيبي اضافه كرد: «در صورت ارتكاب دانشجويان به اين تخلف در مرحله اول بندهاي 2 تا 5 شيوه نامه اجرايي كه از اخطار شفاهي تا درج در پرونده است اعمال ميشود و در صورت تكرار تا بند 12 كه در نهايت به دو ترم محروميت (تعليق) ميانجامد قابل تشديد است.»
اويادآور شد: «البته تاكنون حكمي در اين زمينه نداشته ايم كه دانشجويان به طور عمدي بخواهند فضا را آلوده كنند و تاكنون با اخطار شفاهي موضوع حل شده است.»
او گفت: «اين شيوه براي تمامي دانشجويان دختر و پسر اجرا ميشود و تفاوتي نيز ميان دانشگاههاي وابسته به وزارت بهداشت يا علوم وجود ندارد.»
چه راهكاري بايد انديشيد؟
اما كارشناسان معتقدند علاوه بر زمينههاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در بروز گرايش مصرف دخانيات در جوانان و بخصوص دانشجويان، مشكلات روان شناختي نيز در گراييدن آنها به استفاده از مواد دخاني موثر است.
مجيد جمشيديان استاد دانشگاه، با بيان اينكه در همه اموري كه مربوط به اختيار انسان ميشود چه در ايجاد و چه در ترك آن چهار عامل مهم «علم و آگاهي»، «علاقه و تنفر»، «مهارت و امكان» نقش اساسي را ايفا ميكند، گفت: «در گرايش دانشجويان و عموم جوانان به مصرف مواد دخاني نيز شاهد هستيم اين چهار عامل مهم رواني تأثيري بسزا دارد.»
همچنين او گفت: «از سويي برخي آگاهيهاي غلط چون اين باور كه مصرف سيگار باعث آرامش روحي و رواني دانشجو شده يا ذهن او را باز ميكند، در گراييدن دانشجو به سمت سيگار تأثير دارد.»
جمشيديان به علاقه و تنفر در استفاده از مواد دخاني اشاره كرد و گفت: «مشكلات فردي دانشجويان چه در جامعه و زندگي شخصي و چه در محيط دانشجويي به نحوي است كه علاقه افراد به سلامت شخصي آنها بسيار كم شده و اين امر موجب ميشود خيلي اوقات با داشتن آگاهي از مضرات سيگار، به مصرف آن بپردازند.»
به گفته اين استاد دانشگاه، از طرفي علاقه داشتن به سلامتي فردي و تنفر از بيماريها روحي - رواني در دانشجو، كمك ميكند تا او از مصرف مواد دخاني اجتناب ورزد. وي ادامه داد: «شرايط محيطي زندگي دانشجو نيز به گونهاي است كه بسياري از تصميمات را بدون هوشياري كامل ميگيرد و بعد كه متوجه تصميم خود ميگردد، تازه پي به اشتباه خود ميبرد.»
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...