خرداد ۱۰، ۱۳۹۰

محمد نوری زاد: ای کاش بساط این ظلم خانمان برانداز را برچینند

محمد نوری زاد، جهادگر و مستند ساز یادداشت جدیدی از جوار مرقد امام رضا نگاشته است. او از زندانی های جوانی گفته که ماههاست حتی فرصت دیدار کوتاهی با خانواده به آنان داده نشده است و از راز و نیازی که به درگاه امام رضا برده است برای کسانی که اسیر نفرتها شده اند. متن گویا و خواندنی محمدنوری زاد که در وبسایت شخصی اش منتشر شده است به شرح زیراست:

یک روز در زندان، کف دست به دیوار سلول تنهایی خود خواباندم و سربه سمت سقف سلول بالا بردم و ملتمسانه از امام رضا(ع) خواستم تا بین ما و خدا وساطت کند و دربیرون رفت از مخمصه ای که کشورمان بدان دچار شده، مارا یاری فرماید. این نیز از او خواستم تا در اولین فرصت ممکن مرا به پای بوس خود توفیق دهد.

دیروز پنجشنبه پنجم خرداد تقاضای دوم من اجابت شد و من در شباهنگام به آستان حضرتش راه یافتم . چشمان من تاب بارش آنهمه اشک شوق را نداشت. گریستم. سخت.

شاید درمیان آن همه زائر حسرت بدل، این تنها من بودم که نه پولی از امام خود خواستم نه از بیمار و بیماری خود نالیدم و شفا طلب کردم نه برای رفع مشکلات ارزی و ارضی و سماوی ام دست به دامانش شدم نه برای سرنگونی رقیب خدانشناس خود مصرانه چنگ به ضریح طلایی او بردم نه درپیشگاه او خدا را به دوردست های فراموشی و بی اعتنایی راندم، بلکه از او " تشکر" کردم .

بخاطر شایستگی هایش . بخاطربزرگی اش در علم وحلم و سیاست و تربیت فرزند و فضائل دیگری که در او فراوان هست و ما کمتر از آنها سراغ می گیریم و از میان آنهمه ستیغ کمالات ، گاه تنها به سروقت ضامن آهویی او می رویم . یا : جام زهری که به جفا سرکشید و سراسیمه از دستگاه مامون بیرون زد و درخانه به خدمتکار خود فرمود: در را ببند و کسی را راه مده که من رفتنی ام . و داستان آمدن نوجوان او جواد به بالینش . از کجا؟ از مدینه. چگونه؟ خب معلوم است دیگر. با : طی الارض. هواپیما که نبوده آن زمان .

درآن شب مبارک، من نیز مثل دیگرانی که به شوق ضامن آهو راه درازی را تا مشهد مقدس آمده بودند و در هیبت جمعیتی درهم فشرده هم درزیارت حضرت تکاپو می کردند و هم رد پای این درهم فشردگی شان را تا بازارهای دور و نزدیک حرم مطهر نیز می شد تماشا کرد، حتی در عکاسخانه ها با آن پرده های گنبد و بارگاهی ، و نقاشی بزرگ آن امام که پیش پای آهوی بدام افتاده زانو زده و از صیاد می خواهد که ضمانت او را بپذیرد تا آهو- که مادربود- برود و بره هایش را شیر بدهد و بازآید . و صیادی که با تیرو کمان و تیردان پراز تیر از سرناچاری اما با تردید می پذیرد و وقتی آهوی مادر می رود و باز می آید، اشک ریزان به دست و پای امام غریب می افتد و آهوی مادر را بخاطر گل روی امام آزاد می کند .

گریه های من در آن شب شوق انگیز از همین خصلت ضمانت گری حضرت گرما می گرفت . بخود گفتم: چه می شد اگر رهبرگرامی ما نیز که در ارادت ایشان به حضرت رضا هرچه بگوییم کم گفته ایم ، این مردم غم زده را و مادران گیسو پریشان و پدران چشم به راه را و همسران جدا مانده را و شیون فرزندان بی پدر را بقدر آن حیوان زبان بسته ارزش قائل می شدند و خود به ضمانت شان همت می کردند و بساط این همه ظلم خانمان برانداز را بر می چیدند.

اگر رهبرگرامی ما نیز که در ارادت ایشان به حضرت رضا هرچه بگوییم کم گفته ایم ، این مردم غم زده را و مادران گیسو پریشان و پدران چشم به راه را و همسران جدا مانده را و شیون فرزندان بی پدر را بقدر آن حیوان زبان بسته ارزش قائل می شدند و خود به ضمانت شان همت می کردند و بساط این همه ظلم خانمان برانداز را بر می چیدند .

والله من در زندان به یک جوان بی گناه تازه دامادمشهدی برخوردم که اکنون یک سال ونیم در زندان اوین است و در این مدت یک روز هم به مرخصی نرفته و یک ساعت هم با همسر جوانش نبوده است. نفرت ما از رقیب نباید ما را به ورطه ی لجبازی های کودکانه در اندازد . آخر چرا نباید یک مرد زندانی یک پدرو یک فرزند زندانی هر از چندی به مرخصی بروند و با بستگان خود دیداری تازه کنند و دو روز بعد باز به همان جهنم نفرت ما باز گردند؟

ما از رهبر محترممان می خواهیم از میان آن همه کمالات حضرت رضا، به همین خوی ضمانت گری ایشان تاسی بجویند و خود ضمانت این همه انسان - ونه حیوان- دربند را بپذیرند و در فرمانی باشکوه که قطعا رضایت خدا و حضرت رضا در آن است، به رهایی آنان که بی دلیل به بند نفرت ما گرفتار آمده اند، دستورفرمایند . که اگر به این کار خداپسندانه دست برند، ما دست به سینه می نهیم و رو به رهبرمان سپاس می گوییم و می گوییم : سلام ای ضامن انسان !

محمد نوری زاد - ششم خردادسال نود

بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت فرا رسیدن ماه خرداد، ماه سرنوشت ساز ایرانیان

شورای هماهنگی راه سبز امید با صدور بیانیه ای خرداد را ماه سرنوشت ساز نامیده و اعلام کرده است که ۲۵ خرداد که اوج شکوفایی مدنیت و عقلانیت در ایرانیان بود، این بار علیه دروغ و فساد و تحجر و فریب به میدان آمدند و صحنه‌هایی آفریدند که در تاریخ انقلاب اسلامی بی‌سابقه بود و سرمشقی شد برای همه جنبشهای دموکراسی‌خواه منطقه.

در بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید، ضمن مروری کوتاه بر روزهای سرنوشت ساز خرداد از پانزدهم خرداد گرفته تا سوم و دوم خرداد، آمده است:«آری خرداد، ماه سرنوشت‌ساز ایرانیان است و اینک ما با جنبش سبز متولد خرداد روبرو هستیم که در جان و دل ایرانیان خانه کرده است و سبب شده تا هر آنکس که خود را ایرانی می‌داند و در سر‌ سودای آبادانی میهن و در دل عشق به وطن دارد، در دل این جنبش همگانی جایگاهی برای خود بیابد تا علیرغم همه تفاوت دیدگاهها و سلیقه‌ها، خود را در کنار همه هموطنان خود و نه در برابر آنها بیابد و حتی به آنها که در حق او و شهروندان دیگر ظلم روا داشته‌اند نه به دیده انتقام و کینه، بلکه از روی دلسوزی و اصلاح بنگرد.»

این شورا همچنین وعده داده است که طی روزهای آینده، برنامه های بزرگداشت روزهای سبز سال ۸۸ را به اطلاع غیورزنان و غیورمردان این مرز و بوم خواهد رساند.

متن بیانیه شورای راه سبز امید به مناسبت خردادماه، به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملئکه ان لا تخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون

خرداد ماه سرنوشت‌ساز ایران و ایرانیان بار دیگر از راه رسیده و موجی از امید را با خود برای همه جویندگان حق و آزادی به ارمغان ‌آورده است.

پانزدهم خرداد که سرآغاز شکل‌گیری جنبش آزادیخواهی مسلمانان ایرانی در برابر یکی از خشن‌ترین دیکتاتوریهای قرن بیستم بود که سرانجام به بار می‌نشست و سلطان مغرور و مستبد را که به هیچ ندای اصلاح‌طلبی گوش فرا نداد به سرنوشت دردناکی دچار کرد.

سوم خرداد نیز در امتداد انقلاب اسلامی، عبرت‌آموز یکی دیگر از دیکتاتوری‌های قرن شد و صدام حسین را که گمان می‌برد بی هیچ زحمتی خاک ایران را اشغال و مردم کم‌سلاح اما با ایمان ایران را به تسلیم وا می دارد، به سرنوشتی بدتر از شاه دچار کرد.

دوم خرداد، طلیعه اصلاح در انقلابی بود که به قیمت جان هزاران انسان توانسته بود بر استبداد داخلی و سلطه‌طلبی خارجی پیروز شود اما اینک خود در مسیری انحرافی به تدریج از آرمانهای اصیل انقلاب که مبتنی بر اسلام رحمانی، اخلاق محمدی، آزادی و مردم‌سالاری بود فاصله می‌گرفت.

و سرانجام ۲۵ خرداد که اوج شکوفایی مدنیت و عقلانیت در ایرانیان بود که این بار علیه دروغ و فساد و تحجر و فریب به میدان آمدند و صحنه‌هایی آفریدند که در تاریخ انقلاب اسلامی بی‌سابقه بود و سرمشقی شد برای همه جنبشهای دموکراسی‌خواه منطقه.

آری خرداد، ماه سرنوشت‌ساز ایرانیان است و اینک ما با جنبش سبز متولد خرداد روبرو هستیم که در جان و دل ایرانیان خانه کرده است و سبب شده تا هر آنکس که خود را ایرانی می‌داند و در سر‌ سودای آبادانی میهن و در دل عشق به وطن دارد، در دل این جنبش همگانی جایگاهی برای خود بیابد تا علیرغم همة تفاوت دیدگاهها و سلیقه‌ها، خود را در کنار همه هموطنان خود و نه در برابر آنها بیابد و حتی به آنها که در حق او و شهروندان دیگر ظلم روا داشته‌اند نه به دیدة انتقام و کینه، بلکه از روی دلسوزی و اصلاح بنگرد.

اینک جنبش سبز نه یک حرکت برآمده‌ از انتخابات به سرقت رفته ملت، بلکه یک خیزش بزرگ به سوی آرمانهای والائی است که یک قرن ملت ما برای آن مبارزه کرده. اینک جنبش نه یک حرکت سیاسی صرف، بلکه متن زندگی مردم ما را تشکیل داده و با زندگی روزمره ایرانیان عجین شده است. جنبش سبز یعنی دروغ ممنوع، جنبش سبز یعنی ما همه با هم هستیم، جنبش سبز یعنی خردورزی و عقلانیت، جنبش سبز یعنی مبارزه با تحجر و رمّالی و جن‌گیری، جنبش سبز یعنی دفاع از حق دیگران، یعنی حاکمیت قانون، یعنی برابری همه در برابر قانون، یعنی قانون فراتر از همه و در یک کلمه، جنبش سبز یعنی زندگی، یعنی دوست داشتن ایران و ایرانی و یعنی امید به روزهای روشن آینده.

بسیار جای تأسف دارد که عده‌ای که گویا قدرت چشم آنها را بسته، توان دیدن اینهمه زیبائی و نورانیت را ندارند و به جای قدردانی از چنین ملتی، فرزندان ملت را در خیابانها سرکوب می‌کند و بسیاری از فرهیختگان را به جرم اندیشیدن و تفکر و به گناه گفتن و نوشتن به زندان می ‌اندازد و جمع کثیری از دانشمندان و اندیشمندان را به جرم مطیع نبودن از دانشگاه‌ها و مراکز علمی اخراج می‌کند و در کنار این‌ها، میلیاردها دلار سرمایه ملی را به فنا می‌دهد و در برابر هیچ‌کس پاسخگو نیستند.

نتیجه چنین رفتاری جز ورشکستگی اقتصادی، جز انزوای جهانی، جز رسوخ فساد در بالاترین لایه‌های حکومت و سرانجام جز فروپاشی ارکان قدرت ملی، چه خواهد بود؟

جنبش سبز از این آینده هولناک نگران است و مایل است تا به هر نحو ممکن حاکمیت را متوجه عواقب خطرناک تداوم چنین شیوه‌های کشورداری کند و در این راه همه ابزارها و راه های قانونی و مسالمت‌آمیز را تجربه خواهد کرد.

اگر جنبش سبز از حضور مردم در راهپیمائی‌ها حمایت می‌کند به خاطر آن است که قانون چنین حقی را برای شهروندان به رسمیت شناخته است و در عین حال از همی راههای گفتگو و تعامل با همه افراد حتی درون حاکمیت بر مبنای حقوق اساسی و آزادی های قانونی و شهروندی استقبال می‌کند.

جنبش سبز خواهان آن است که همه کسانی که مسئولیت دارند، بسته به میزان قدرتی که قانون در اختیار آنها گذاشته، به همه مراجع پیش‌بینی شده در قانون، و مهمتر از آن به افکار عمومی، پاسخگو باشند.

جنبش سبز هیچکس را فراتر از قانون نمی‌داند و بر این اعتقاد است که باید باب انتقاد از همه مسئولان باز باشد.

جنبش سبز حاکمیت نظامیان و نیروهای امنیتی و بسته شدن فضای پرنشاط سیاسی، تعطیلی نهادهای مدنی و رسانه‌های مستقل و حاکم شدن فضای پلیسی را در مغایرت کامل با آرمانهای انقلاب می‌داند و وظیفه خود می‌داند به هر نحو ممکن با آگاهی‌بخشی، مردم را به نفی این روندهای دیکتاتوری دعوت کند.

جنبش سبز اداره کشور به دست انسانهای ناآگاه و غیرمتخصص را که تنها هنر آنها بله قربان‌گویی واطاعت محض و تملق است خیانت به آرمانهای انقلاب می‌داند و وظیفه خود می‌داند تا همه صاحب‌نظران را به نقد چنین حاکمیتی فراخواند.

جنبش سبز تشنج‌آفرینی در سطح بین‌المللی را که منجر به انزوای بی سابقه ایران شده و از این راه ملت ایران را متحمل هزینه‌های بسیار سنگین کرده است برخلاف منافع ملی می‌داند و از همه امکانات خود برای توقف این سیاستهای خانمان‌سوز و ایران بر بادده استفاده خواهد کرد و از همه ملتها و دولتهای جهان درخواست می‌کند که بهای نادانی و ناتوانی بخشی از حاکمیت ایران را به هزینه تمام ملت ایران تبدیل نکنند و بیش از این ملت ما را به رنج و گرفتاری مقید نکنند.

جنبش سبز ضمن حمایت از همه ملتهای منطقه که برای آزادی و دموکراسی قیام کرده‌اند بخصوص از مردم لیبی، سوریه، بحرین و یمن که این روزها در زیر فشار طاقت‌فرسای دیکتاتوری حاکم بر این کشور، شرایط بسیار سختی را تجربه می‌کنند، برخورد دو گانه حاکمیت اقتدارگرا را با جنبش های منطقه و سکوت تأیید آمیز در قبال سرکوب ملت آگاه سوریه را مایه ننگ انقلاب و نظام و کشور می داند.

برنامه همیشگی جنبش سبز تلاش برای نیل به دموکراسی و عدالت و پیشرفت در کنار حاکمیت اخلاق و معنویت است و می‌داند که پیمودن این راه سخت نیازمند همت والا و تلاش خستگی‌ناپذیر و صدالبته، پرداختن هزینه‌هائی چه بسا سنگین است. هزینه‌هائی که بخشی از آن را فرزندان غیور این مرزوبوم که در زندانها به‌سر می‌برند پرداخته‌اند و در رأس همه باید از دو یار همیشگی ملت، رهبران سرافراز جنبش سبز، جناب مهندس موسوی و جناب حجت‌الاسلام والمسلمین کروبی یاد کرد که اینک در حبس خانگی غیرقانونی، از بدیهی‌ترین حقوق خود محروم هستند.

جنبش سبز وظیفه خود می‌داند در اولین گام تمام همت خود را مصروف آزادی همه زندانیان سیاسی و بخصوص رفع حصر ظالمانه رهبران جنبش سبز کند و در این راه به حمایت قاطبه ملت ایران مستظهر است و امید آن دارد که مردم و بخصوص جوانان عزیز، با حمایت از برنامه‌های اعلام شده پویایی و نشاط جنبش سبز را به نمایش بگذارند و ثابت کنند که حتی در غیاب رهبران جنبش سبز، این حرکت بی‌ هیچ وقفه‌ای مسیر خود را ادامه خواهد داد. اگر روزی هر شهروند یک ستاد و روزی دیگر هر شهروند یک رسانه بوده، امروز روزی است که بگوئیم هر شهروند یک رهبر است. ما در انتظار روزهای بهتر هستیم.

اما خرداد در خود خاطره‌ای تلخ نیز دارد.

چهاردهم خرداد رحلت معمار بزرگ انقلاب اسلامی است که با رفتن خود علاوه بر آن‌که میلیونها انسان را داغدار کرد، موجب تأسف عمیق کسانی شد که انتظار داشتند پس از فراغت از بحرانهای جنگ و ناآرامی های انقلاب و خلاصی از موج توطئه‌های داخلی و خارجی، افقهای جدیدی از مردمسالاری را در جمهوری اسلامی بگشاید و آنچه را که در طول حیات پربار خود بروز داده بود بتواند برای همیشه باب تحجر و استبداد را درون جمهوری اسلامی ببندد و آنچنان که خود وعده کرده بود، همه را به قانون بازگرداند.

اما دریغا که تقدیر الهی چنین نبود و این آرزو بر دلها ماند که به صورت واقعی و بازگشت‌ناپذیر، آزادی، دیانت، عدالت و پیشرفت را در کنار هم تجربه کنند هر چند نسلی که در انقلاب پرورده شدند مصمم بوده و هستند که نگذارند این راه روشن و پاک به بن‌بست کشیده شود.

جنبش سبز اما، راه امید دوباره ای گشوده است و با صبر و استقامت یکایک شهروندان آگاه و مصمم، که در استقامت ستودنی رهبران در بند آن تبلور یافته، با گام هایی استوار پیش خواهد رفت و با استعانت از الطاف بیکران الهی، نخواهد گذاشت که ایران ویران شود. طی روزهای آینده، برنامه های بزرگداشت روزهای سبز سال ۸۸ را به اطلاع شما غیورزنان و غیورمردان این مرز و بوم خواهیم رساند.


شورای هماهنگی راه سبز امید


خرداد ۰۸، ۱۳۹۰

نامه نسرین ستوده به همسرش در آستانه ابطال پروانه وکالت: من بی‌پروانه‌ی وکالت یا با پروانه، به این احکام معترضم

نسرین ستوده امروز با توجه به درخواست مراجع قضایی مبنی بر تعلیق پروانه وکالت اش، از زندان اوین به محل دادگاه انتظامی کانون وکلا اعزام شد اما بنا به گزارش های رسیده به سایت مدرسه فمینیستی، امروز دادگاه وی تجدید و به وقت دیگری موکول شد. نسرین ستوده در آستانه برگزاری این دادگاه دل نوشته ای برای همسر خود ، رضا خندان به نگارش درآورده است که در زیر متن کامل آن را می خوانید:

رضای عزیزم !

می‌گویند زندان است و دلتنگی‌هایش، می‌خواهم برایت بگویم زندان است و غافلگیری‌هایش. نمی‌توانی تصور کنی نسل جدید چه فضای جدیدی را در زندان ایجاد کرده است؟ همان فضای غافلگیر کننده‌ای که در بیرون است، در رگ‌های زندان جریان دارد و این، حیات جدیدی را به جامعه و زندان می‌بخشد! این زندگی گاه شاد است و سرحال، گاه آرام و سر به زیر گاه نظاره‌گر و تحلیل‌گر، اما در همه حال متحمل و اهل مدارا، و تحمل همان است که آنها را به هدف می‌رساند. زیرا تو خودت بهتر می‌دانی که آنچه می‌تواند سنگ را شکاف دهد و سختی‌ها را از جلوی راه بردارد انعطاف و تحمل آب است.

عزیزم !

هرکس در زندان به آزادی‌اش فکر می‌کند. من هم آزادی‌ام برایم مهم است. اما مهم‌تر از آن عدالتی است که نادیده گرفته می‌شود. معلوم است که رویایم مثل هر زندانی یک مسافرت رفتن با خانواده است یا قدم زدن آزادانه در زیر باران بهاری، نگاهی به درخت کوچه یا با بچه‌ها یک عصر را در پارک گذراندن. راستی یادت هست چگونه وقتی عصرها به خانه می‌آمدی هر سه با شادمانی به استقبالت می‌آمدیم؟ ما خانواده خوشبختی بودیم ولی برخلاف تهدید بازجویم که در اولین جلسه‌ی بازجویی گفت تو و شوهرت را از حیّز انتفاع ساقط می‌کنم، هنوز هم خوشبختیم، زیرا نمی‌دانم چرا آقای بازجو نمی‌دانست خوشبختی در دل آدمی وجود دارد. همه‌ی اینها را دوست دارم. معلوم است که همه‌ی اینها برایم مهم است. اما مهم‌تر از آن صدها سال حبسی است که برای موکلانم و دیگر آزادیخواهان به جرم ناکرده صادر شده است تعدادی از آنها و فقط بعضی از آنها موکلم بوده‌اند و چه پروانه‌ی وکالت داشته باشم یا نداشته باشم به احکام ناعادلانه‌ی آنها معترضم.

می‌خواهند دادگاهی برپا کنند تا پروانه‌ی وکالتم را ابطال کنند. البته پروانه‌ی وکالتی دارم که سعی کرده بودم ضمیمه‌ی شرافتم باشد. اگر روزی پروانه‌ی وکالت را حکومتی از من بگیرد، شرافتم را که با هیچ حکمی نمی‌تواند بگیرد. همان مرا بس.

تا زمانی که این احکام غیر عادلانه به حیات خود ادامه می‌دهد و تا زمانی که دادگاه انقلاب به صدور احکام اعجاب انگیز خویش ادامه می‌دهد، عزیزم، من بی‌پروانه‌ی وکالت یا با پروانه، به این احکام معترضم.اعتراض به احکام ناعادلانه نیاز به پروانه‌ی وکالت ندارد. به آنها بگو پروانه‌ام را از من بگیرید، عدالت را نه؟

اوین

بند زنان زندانی سیاسی

خرداد۹۰

تقاضای رسانه های سبز از زندانیان سیاسی رجایی شهر برای شکستن اعتصاب غذایشان

دسته ای از سایتهای جنبش سبز با انتشار بیانیه مشنرک از زندانیان سیاسی رجایی شهر تقاضا کردند که به اعتصاب غذای خود پایان دهند. متن کامل این پیام به شرح زیر است:

به نام خدا

برادران عزیزمان آقایان منصور اسانلو، رسول بداقی، عیسی سحر خیز، حشمت طبرزدی، مهدی محمودیان، کیوان صمیمی، رضا رفیعی، جعفر اقدمی، علی عجمی، مجید توکلی، بهروز جاوید تهرانی، رضا شریفی بوکانی و خالد حردانی و همراهان سبزشان در زندان گوهردشت سلام.

همراهان و یاران شما در جنبش سبز مردم ایران از ابتدای خردادماه نظاره‌گر اعتصاب غذای شجاعانه و نامحدود شما برای دستیابی به حقوق اولیه و انسانی بوده‌اند و همگان در برابر این ایستادگی ستودنی و مقاومت شما عزیزان در برابر دیکتاتوری سرتعظیم فرود آورده و ما بعنوان رسانه‌های حامی جنبش سبز مردم ایران گواهی می‌دهیم که صدای مظلومیت و آزادی‌خواهی شما یاران راست قامت به گوش همگان رسیده است و بر همین اساس برای حفظ سلامتی و جلوگیری از آسیب دیدگی بیشتر همه از شما عزیزان تقاضا می‌کنیم به اعتصاب غذای نامحدود خود پایان دهید.

سربلند باشید و سرافزار

رسانه‌های جنبش سبز مردم ایران

کلمه - سحام نیوز - رسا - نوروز - جرس - ندای سبز آزادی - تغییر - میزان خبر - تحول سبز - امروز - ندای آزادی - رای ما کجاست - کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد - ادوار نیوز - روزنامه نگاران زندانی

تکذیب بازداشت دیپلمات ایرانی در مصر

در پی ادعای برخی رسانه های غربی و عربی مبنی بر بازداشت یکی از کارمندان دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی ایران در قاهره، یک منبع آگاه در وزارت امور خارجه تاکید کرد: که این فرد ایرانی مشغول فعالیت های دیپلماتیک است.

به گزارش شبکه العالم، در پی ادعاهای رسانه های غربی و عربی مبنی بربازداشت یک از دیپلماتهای ایران در قاهره، خبرنگار شبکه خبری العالم در قاهره بعد از ظهر امروز تاکید کرد: که قاسم حسینی هم اکنون در دفتر حافظ منافع ایران در قاهره است.

گفتنی است، خبرگزاری رویترز و شبکه تلویزیونی العربیه که رویکرد خصمانه ای علیه جمهوری اسلامی ایران دارند، امروز بدون استناد به هیچ منبع رسمی مدعی شدند یکی از اعضای هیئت دیپلماتیک ایران در قاهره به اتهام جمع آوری اطلاعات بازداشت شده است.

زنان زندانی را آزاد کنید

به مناسبت میلاد مسعود حضرت فاطمه زهرا(س) و روز زن و هفته مادرعده ای از بانوان با سید محمد خاتمی دیدار و گفت‌وگو کردند.


به گزارش آفتاب، در این دیدار رییس‌جمهور سابق کشورمان با عرض تبریک
میلاد مبارک حضرت صدیقه طاهره(س) اظهار امیدواری کرد که همگی موفق به شناخت
بینش و منش و راه این بزرگوار و بزرگوارانی مثل او و عمل بر اساس اندیشه و
روش آن بزرگواران باشیم.


وی درباره جایگاه زن در جامعه و لزوم اهتمام به مسائل زنان گفت: درباره
زن مطالبی گفته شده و می‌شود که در جای خود درخور توجه و به جهاتی درست
است. ولی لازم است اساسی‌تر به این مسأله پرداخته شود.


رئیس بنیاد باران افزود: در اسلام قطعاً توجه ویژه‌ای به زن شده است و
از اهتمام و محبت پیامبر اکرم(ص) نسبت به زن و امور زنان بسیار شنیده‌ایم
ولی نباید چنین امری را صرفاً عاطفی دانست بلکه حکایت‌گر معنای بسیار عمیقی
است.


رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد: در همه ادیان الهی بخصوص اسلام فضیلت
انسانی در تقرب آدمی به خدا و جلب رضایت اوست که در واقع به معنی تخلق به
اخلاق الهی و باصطلاح خداگونه شدن است. هر چه انسان در این جهت بالا بیاید و
پیش برود؛ با فضیلت‌تر خواهد بود.


زنان زندانی را آزاد کنید


وی سپس به بررسی معیارها و ملاک‌هایی که در اسلام برای این فضیلت برتر
اشاره شده پرداخت و گفت: پیامبر اکرم(ص) مکرر فرمود: خداوند به خشنودی
فاطمه خشنود و به ناخشنودی او ناخشنود می‌شود. در اینجا می‌بینیم که سخن از
رضایت فاطمه از خدا و خشم او از خشم خدا نیست که قطعا حضرت زهرا چنین بوده
است؛ بلکه امر بالاتر مطرح می‌شود اینکه خدا به خشم و خشنودی حضرت زهرا
خشمگین و خشنود می‌شود؛ یعنی فاطمه(س) در اسلام معیار است و معیار و ملاک
برای انسانیت می‌شود به هر حال این روز را به شما زنان عزیز و همه
انسان‌های فضیلت خواه شادباش می‌گویم.


وی سپس اظهار داشت: از حضور در جمع شما خوشوقتم؛ به خصوص که این جمع از
زنان فرهیخته و موثر و فداکار تشکیل شده است کسانی هستند که عزیزان خود را
در جریان‌های اخیر از دست داده‌اند و نیز زمانی که شهیدانی در جنگ داشتند؛
یعنی خانواده شهیدانی در همه دوران و سی و چند ساله و همچنین خانواده مکرم
زندانیان و بیاناتی که ایراد شد نیز همگی ارجمند و مفید بود؛ بخصوص آنچه
سرکار خانم اعرابی؛ مادر شهید سهراب اعرابی و نیز سرکار خانم محمدی گفتند
که نشانه روح بلند زنان ما و نیز جهتی است که ما اصلاح‌طلبان برگزیده‌ایم و
ایران اسلامی را امن، آزاد، آباد و سربلند و دارای جایگاهی والا در عرصه
جهانی می‌خواهیم. این دیدگاه دیدگاه ماست.


خاتمی با یادآوری زنانی که اینک در زندان یا حصر به سر می‌برند گفت که جای این زنان در میان ما و در عرصه اجتماع بسیار خالی است.


وی با بیان اینکه «فکر می‌کنم دشواری زندان برای زنان بیشتر است هم برای
خود‌شان و هم برای خانواده آنها»، ادامه داد: من اظهار امیدواری کردم؛
برای تغییر این فضای ناگوار کنونی که زیانش به همه و بیش از همه به نظام و
ایران می‌رسد و برای باز شدن فضا زندانیان آزاد شوند و در گام اول شاهد
آزادی زنان زندانی باشیم که نشد ولی برای کار خیر هیچ‌گاه دیر نیست.


رئیس‌جمهور سابق کشورمان تاکید کرد: معتقدم این فضا که موجب افزایش
بدبینی و خشونت از هر طرف می‌شود و تغییر آن می‌تواند همه را به خدمت؛
اعتلاء ایران و بهبود زندگی و حرکت به سوی آرمان‌های انقلاب در کنار هم
تشویق کند.


وی همچنین تصریح کرد: این نیروها و انرژی‌هایی که بخصوص در این دو سال
برای دفع و حذف یکدیگر؛ صرف شده است اگر صرف تکامل وضع روحی خودمان و بهبود
وضع زندگی و رسیدگی و خدمت به انقلاب و کشور و حرکت در جهت آرمان‌های
والای ملت می‌شد؛ مطمئنا امروز وضعی به مراتب بهتر از آنچه هست داشتیم و
شاهد میدان‌داری تندروها و کسانی‌که جز به حذف و تخریب نمی‌اندیشند نبودیم.


خاتمی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به مطالب فراوانی که درباره زن و
جایگاه زن مطرح شده گفت: این صحبت‌ها در جای خود، خودش در خور ملاحظه و از
جهاتی درست است، چه در مورد وضع زن در گذشته و نیز خدمت اسلام به زن و چه
درباره وضعیت زنان در جهان کنونی؛ ولی به نظر من باید کمی عمیق‌تر به این
موضوع بنگریم.


وی ادامه داد: اگر بخواهیم راجع به زنان؛ مردان و جامعه و یا حقوق
انسان‌ها صحبت کنیم باید قبلا مشخص کنیم که چگونه به هستی، انسان و زن و
مرد نگاه می‌کنیم چرا که تمام نظامات و نهادهای اقتصادی، حقوقی، قضایی و
اجتماعی و سیاسی متاثر از نحوه نگاهی است که جامعه و انسان به مقولات مختلف
هستی و زندگی دارد.


وی با بیان اینکه «با کمال تاسف نگاه به زندگی و اجتماع در تاریخ تا
همین امروز نگاه مردانه بوده است»، اظهار داشت: شما اگر به ادبیات ملت‌های
مختلف و اصطلاحات فلسفی؛ سیاسی و اجتماعی نگاه کنید این امر را خوب درک
می‌کنید. در جامعه و ادبیات و فرهنگ ما؛ مردانگی یعنی فضیلت و نیکی.
مردانگی یعنی شخصیت خوب و والا و فضیلت که مایه برتری و عظمت شخصیت انسان
است با مردانگی- جوانمردی مرادف می‌شود.


رئیس موسسه بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ و تمدن‌ها افزود: "آرته" یونانی
که در فرهنگ فلسفی ما به فضیلت ترجمه شده است در زبان‌های اروپائی به
"ویرتوس" و "ویرچیو" ترجمه شده است و "ویر" خصوصیت مردی است چنانکه در
ادبیات فارسی "هنر" را که می‌توان به جای فضیلت به کار برد در اصل "هونر"
است که باز هم مایه آن مردی است. می‌بینیم که در این میان زن جایگاهی
ندارد.


خاتمی ادامه داد: با کمال تاسف امروز هم وقتی از حقوق به‌حق پایمال شده
زنان در طول تاریخ صحبت می‌شود گویا ملاک و معیار باز مرد است و زن وقتی
جایگاه خود را می‌یابد که همسان مرد شود در حالیکه مرد؛ مرد است و زن؛ زن
است و هر دو انسان. تا این نگاه عوض نشود ما نمی‌توانیم منتظر تحولات در
عرصه‌های اقتصادی؛ معیشتی؛ حقوقی؛ قضایی و مدنی باشیم و اگر از چاه هم
بدر‌آییم به چاله می‌افتیم!


اگر خواستار تحولیم ابتدا دیدگاه ها را متحول کنیم


وی تاکید کرد: اگر خواستار تحولیم باید ابتدا دیدگاه را متحول کنیم و با نگاه دیگری تاریخ و انسان و از جمله زن را بنگریم.


رئیس‌جمهور سابق کشورمان با طرح این سئوال که «آیا اسلام به تاریخ و
جامعه و انسان نگاه مردانه دارد؟»، افزود: ما یک حقیقت دین داریم که نزد
خداست و بر قلب پیامبر نازل کرده است و یک دین تاریخی داریم که در تاریخ
تحقق پیدا کرده است.


تفکیک عادت ها و تعصب ها به نام دین با حقیقت دین مهم است


وی تصریح کرد: تفکیک عادت‌ها و سنت‌ها و تعصب‌ها به نام دین و نهادینه شدن آنها با آنچه حقیقت دین است مسأله مهم و البته حساس و ظریفی است. باید ببینیم در دین تحقق یافته چه دیدی حاکم بوده است؟ و آیا در حقیقت دین هم همین دید وجود دارد؟


مایه دین؛ امر قدسی و حقانی است


خاتمی با بیان اینکه «مایه دین؛ امر قدسی و حقانی است باید هوشیار باشیم
که امر تاریخی و زمانی و مکانی بجای امر مطلق و حقانی ننشیند»، اظهار
داشت: از جمله در مورد زن و جامعه باید ببینیم نگاه دین؛ خداو پیامبر به
جامعه و انسان و زن و مرد نگاه مردانه بوده است یا فراجنسیتی؟ من وقتی در
حد دانش و توان اندک خود به قرآن و اسلام می‌نگرم؛ وقتی در قرآن و روایات
خطاب متوجه گوهر انسانی است آنجا دیگر مونث و مذکر رنگ می‌بازد و وجود
ندارد.


رئیس‌جمهور سابق کشورمان افزود: اگر چنین برداشتی درست باشد باید بگوئیم
که این دیدگاه هم در سلسله علل احکام است همانگونه که استاد شهید مطهری
درباره عدالت می‌گفت و من افزودم که اخلاق هم در سلسله علل احکام است. یعنی
حکم خدا حکمی است که با عدالت و اخلاق سازگار باشد.


وی همچنین گفت: در اینجا نیز اگر حکمی با انسانیت که امری فراجنسیتی است
ناسازگار بود باید گفت نمی‌تواند حکم خدا باشد و در انسانیت زن و مرد
کاملا یکسانند به هر حال اگر دیدگاه عوض شود خیلی از شرایط زندگی و حتی
نهادهای اجتماعی اعم از اقتصادی؛ حقوقی، سیاسی و... هم تغییر خواهد کرد. این
موضوع البته نیاز به بحث‌های دقیق‌تر و گسترده‌تر دارد که مجال آن، اینجا
نیست.


خاتمی در بخش پایانی خود به شرایط کشور و منطقه اشاره کرد و گفت: با
توجه به این شرایط اولویت مسئولیت و رسالت زنان و مردان ما در عرصه اجتماع
با حقوق مدنی و شهروندی است.


وی تاکید کرد: فکر می‌کنم در جوامعی مثل ما حقوق مدنی و شهروندی قبل از
موضوعات جنسیتی باید مورد توجه باشد یعنی برای برخورداری از ابتدائی‌ترین
حقوق مدنی و شهروندی از جمله از سوی زنان، در این زمینه شاهد هوشیاری و
احساس مسئولیت خوبی هستیم.


مردم چه می خواهند؟


رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «در تحولات اخیر خاورمیانه زنان هم حضور در خور تحسین دارند»، اظهار داشت: مردم
اعم از زن و مرد چه می‌خواهند؟ اینکه دیکتاتوری نباشد، انتخابات آزاد
باشد، احزاب، گروه‌ها و تشکل‌ها آزادانه و با امنیت فعال باشند، مسئولان
انتقادپذیر باشند و قدرتی که در اصل متعلق به مردم است جابه‌جائی آن با
مسالمت صورت گیرد.


وی تاکید کرد: البته این بدان معنی نیست که زنان از حقوق و مصالح صنفی و
خاص خود صرف‌نظر کنند ولی اگر حقوق اساسی و مدنی به معنی عام تامین شد
امکان دستیابی به دیگر حقوق و مصلحت‌ها هم بیشتر خواهد شد.


به گفته سید محمد خاتمی، در جوامعی مثل ما که از یک تاریخ استبداد‌زده
رنج می‌برد و انسان در آن چه توسط مستبدان و چه استعمارگران و سلطه‌گران
تحقیر شده است. اگر این انسان حق و حرمت و امنیتش به رسمیت شناخته شود و حق
حاکمیت خود بر سرنوشت را تامین کند می‌تواند سر فرصت خیلی از مسائل دیگر
را نیز حل کند.


جلو انحصارطلبی و بخصوص حاکمیت گروه‌های تند رو را بگیرید


سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد: تکرار می‌کنم در مورد خودمان اگر همه
بخش‌های جامعه و گروه‌ها و بخصوص حاکمان با داور قرار دادن قانون اساسی جلو
انحصارطلبی و بخصوص حاکمیت گروه‌های تند از هر طرف که باشد را بگیرند در
وضعیت مناسبی قرار خواهیم گرفت. همه باید با هم این مهم را به انجام
برسانیم و این کار میسر است و در درجه اول نفعش به نظام خواهد رسید.


در آغاز این دیدار تعدادی از زنان حاضر به طرح مسائلی پرداختند. از جمله
خانم زهرا شجاعی، رییس مرکز امور مشارکت زنان نهاد ریاست‌جمهوری در دولت
اصلاحات گفت: خوشحالیم که بار دیگر فرصتی ایجاد شد تا در شرایط حساس؛
بحرانی و نگران کننده که حاکم بر جامعه و منطقه ما و جهان اسلام هست تجدید
عهدی با افکار و اندیشه‌های آقای خاتمی داشته باشیم و هم اعلام کنیم
حقیقتاً مواضع روشن و حکیمانه آقای خاتمی که در طی سال‌های گذشته و به خصوص
اخیراً اعلام شده حاکی از نگرش عمیق و الهی و در عین حال دلسوزانه ایشان
نسبت به آرمان‌های حضرت امام؛ انقلاب و حفظ کیان نظام و انقلاب اسلامی است.


وی افزود: ماه خرداد همواره برای ما ماهی مملو از حوادث و اتفاقات
گوناگون تلخ و شیرینی بوده که این ماه را به نوعی به ماه سرنوشت‌ساز و به
تعبیری ماه قدر جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.


شجاعی تصریح کرد: به حق توسل به حضرت زهرا(س) و الگو گرفتن از رسالت و
شجاعت و همه‌جانبه‌نگری و جامعیت شخصیت ایشان می‌تواند نه برای ما زنان
بلکه برای همه انسان‌هایی که تشنه حقیقت هستند الگو و اسوه باشد.


مشاور رئیس دولت اصلاحات خاطر نشان کرد: وجود حضرت زهرا اسوه انسانیت
است که با عمر کوتاه خود و حوادث متعددی که با آنها مواجه بودند برای ما
خلایی را باقی نمی گذارد که در حوادث گوناگون چه برخوردی باید داشت و چه
موضع گیری باید کرد.


پروین اعرابی: از خون سهراب می گذرم اگر زندانیان سیاسی آزاد شوند


پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی نیز در این دیدار گفت: به عنوان یک
مادری که فرزندش را از دست داده طی دو سال گذشته رنج بسیاری برده‌ام ولی
باز دعا می‌کنم این اتفاق برای هیچ مادری نیافتد و این اتفاقات دیگر تکرار
نشود.


وی تاکید کرد: شخصاً همان خواسته خود را که در نزد شما و دوستان
اعلام کرده‌ام باز هم حاضرم تکرار کنم: از خون فرزندم می‌گذرم به شرط آنکه
تمامی زندانیان سیاسی و آقایان موسوی و کروبی و همسران‌شان آزاد
گردند.(تشویق حضار)


مادر سهراب اعرابی خاطر نشان کرد: همگی باید برای رسیدن به خواسته‌های
به حق مردم و آینده روشن کشورمان تلاش کنیم تا عدالت و برابری رواج یابد و
خشونت و کینه‌توزی و انتقام‌جویی جای خود را به عشق و صلح و مهرورزی دهد و
همه ایرانیان با هر عقیده واندیشه در کنار یکدیگر با صفا و صمیمیت زندگی
کنند. با امید بهترین روزها برای همه مردم ایران و دنیا.


خانم محمدی نیز در سخنانی اظهار داشت: در این جمع خانواده‌های زندانیان
سیاسی نیز هستند و من نیز جزء کوچکی از آنها هستم. واقعاً خانواده زندانی
سیاسی بودن زجر بزرگی است؛ رنج‌های بزرگی می‌برند یک روی سکه رنج هست ولی
روی دیگر سکه برای آنها افتخار است.


وی افزود: صحبت اخیر شما یک زبان مدنی بود؛ یک زبان بسیار بسیار مناسب
حال جامعه ما بود. شاید افراط‌گران از هر دو سو مخالفان این صحبت‌ها باشد؛
جامعه ما تشنه این زبان مدنی هست. درست است به ما رنج تحمیل می‌شود
ناملایمات زیادی را از جانب بخشی از حکومت تحمل می‌کنیم ولی هنر ما
خانواده‌ها این است از مشی مسالمت‌آمیز فاصله نگرفته‌ایم.


محمدی ادامه داد: ما همچنان اصرار داریم زبان؛ گفتار و کردار ما باید
مدنی باشد؛ زبانی که از خشونت پرهیز می‌کند. امیدواریم این زبان ادامه پیدا
کند زیرا این امر علاوه بر اینکه به رشد جامعه ما کمک می‌کند از طرفی وحشت
را از جامعه پاک می‌کند.


وی همچنین اظهار داشت: ما به دنبال انتقام و کینه‌توزی از هیچ‌کس
نیستیم؛ ما اهل گذشت و ایثار هستیم. هر چه بر ما سخت بگیرند ما گذشت و
ایثارمان را باید بیشتر کنیم این به معنای گذشت از حق مردم نیست؛ خیر. باید
بر باورها و ایمان‌های خودمان محکم بایستیم اما با گذشت و ایثار. هر چه
زبان ما مسالمت‌آمیزتر باشد راه را بر تندروها می‌بندیم. کسانیکه می‌خواهند
خشونت را در جامعه بیشتر کنند. از گفتارهای شما خیلی استقبال می‌کنیم؛
گفتارهای‌تان روشنگرایانه است و خواهش ما این است این را ادامه بدهید.


محمدی خاطرنشان کرد: خدا را شکر می‌کنم از اینکه سال ۷۶ مسأله‌ای به نام
اصلاحات با وجود گران‌قدر شما در ایران مطرح شد و راه مسالمت و فعالیت
مدنی را به روی ما باز کرد و امیدوارم بعد از این بیش از پیش این راه را طی
کنیم.
















سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از زنان به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)

دستگیری ۵۹۵ نفر از اراذل در تهران

فرمانده پلیس پایتخت از آغاز طرح امنیت محله محور پلیس تهران از امروز به صورت رسمی خبر داد و گفت: این طرح در 375 محله تهران در قالب برخورد با مقوله‌های سرقت، اراذل و اوباش، معتادان ولگرد، خرده فروشان مواد مخدر و ... اجرا می شود و تا پایان امسال ادامه دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، سردار حسین ساجدنیا در نشست خبری که ظهر یکشنبه برگزار شد با اعلام اینکه طرح امنیت محله محور از چند روز گذشته به صورت آزمایشی اجرا شده، از آغاز رسمی این طرح از امروز خبر داد.

به گفته وی، پلیس با رصد نقاط آلوده شهر طرح امنیت محله محور را در 9 موضوع اجرا می کند.

ساجدی نیا افزود: این طرح در 375 محله تهران و در قالب برخورد با مقوله های سرقت، اراذل و اوباش، معتادان ولگرد، خرده فروشان مواد مخدر و سایر مواردی که به عهده پلیس است و خواسته به حق مردم نیز هست اجرا می شود و تا پایان امسال ادامه دارد.

رئیس پلیس پایتخت در مورد برخورد با پدیده رمالی اظهار داشت: این مقوله در حوزه پلیس آگاهی و پلیس امنیت دنبال می شود. در سال گذشته و همچنین چند ماه ابتدایی امسال تعدادی را در این زمینه دستگیر کرده ایم.

وی افزود: دستگیری در این خصوص به دو صورت است. یا با شکایت شاکی خصوصی و یا با گزارش هایی که از طریق مردم به ما می رسد و ما پس از بررسی برخورد می کنیم.

سردار ساجدنیا همچنین در خصوص برخورد با دارندگان گیرنده های ماهواره بیان داشت: این طرح از چند سال قبل جزو ماموریت های ناجا بوده و شاید به خاطر بعضی اولویتهای مهمتر کمرنگ شده باشد ولی هیچگاه محو نشده است.

وی گفت: در حال حاضر حکمی که مرجع قضائی به ما می دهد برای جمع آوری دیش های ماهواره است ما در این زمینه تابع حکم قضائی هستیم.

رئیس پلیس تهران برخورد با مواد فروشان در منطقه فرحزاد را یکی دیگر از محورهای طرح امنیت محله محور در پایتخت دانست و گفت: در این زمینه وضعیت بهتری نسبت به قبل داریم ولی همچنان برخوردها را ادامه خواهیم داد. همچنین هشت نقطه دیگر در تهران که آلودگی دارد شناسایی شده و در این طرح با همه آنها برخورد می شود.

ساجدنیا تصریح کرد: از آغاز آزمایشی این طرح، تا کنون 595 نفر از اراذل و اوباش سطح یک و بالغ بر 300 مواد فروش دستگیر و 600 کیلوگرم مواد مخدر کشف شده است. همچنین هزار و 600 کارتن خواب نیز جمع آوری شده اند.

وی افزود: همچنین ما در این طرح با کمپهای غیرمجاز که از روش های غیرعلمی برای ترک اعتیاد استفاده می کنند برخورد می‌کنیم که تا کنون بالغ بر 60 مرکز جمع‌آوری شده‌اند.

رئیس پلیس پایتخت در مورد امنیت تفرجگاه‌ها بیان داشت: در این زمینه پلیس کوهستان با تجهیزات جدید راه اندازی شده که فعالیت‌های خود را در 6 محور کوهستانی تهران آغاز کرده و در برخی موارد کار امدادی هم انجام می‌دهند. همچنین در بعضی پارک‌های بزرگ نیروهای پلیس مستقر شده‌اند و مابقی نیز تحت کنترل پلیس هستند.

به گفته ساجدی نیا، مزاحمت‌های نوامیس در سالهای گذشته به صورت محسوسی کاهش داشته است ولی ما همچنان قاطعانه در این زمینه با مجرمین برخورد می‌کنیم.

وی در رابطه با اقدامات انجام شده پلیس برای برگزاری مراسم رحلت امام خمینی(ره) در سال جاری اعلام کرد: از یک ماه پیش قرارگاه روح‌الله راه‌اندازی شده و فعالیت‌های ما در دو بخش راهنمایی و رانندگی و امنیتی و انتظامی انجام شده و پلیس تهران بزرگ نیز در این ایام به صورت صد درصد آماده باش است.

همسر اسانلو: دادستان اصلا جوابی به ما نمی دهد

همسر اسانلو می گوید که دادستان تهران هیچ توجهی به نامه هایشان در باره
منصور اسانلو نشان نمی دهد .اسانلو با اتمام محکومیت پنج ساله اش باید
مرداد ماه امسال از زندان آزاد می شد اما دوران بازداشت اش را جزو محکومیت
وی حساب نکرده اند و براین اساس محکومیت پنج ساله وی نه در مرداد ماه که دی
ماه امسال به پایان می رسد اما این همه داستان نیست.پیشاپیش مسوولان
امنیتی برای وی پرونده جدیدی ساخته و او را دوباره به یکسال زندان محکوم
کرده اند.خانواده اسانلو بعد از اتمام محکومیت پنج ساله همچنان باید وی را
پشت میله های زندان ببینند.

منصور اسانلو،رییس سندیکای کارگران شرکت واحد در تیر ماه سال ۸۶ توسط
ماموران امنیتی در تهران بازداشت و به اتهام هایی مانند اقدام علیه امنیت
ملی به پنج سال زندان محکوم شد.وی هم اکنون در زندان رجایی شهر به سر می
برد.


خبرنگار کلمه با همسر منصور اسانلو مصاحبه ای کرده است که می خوانید:


خانم اسانلو، به نظر می رسد دوره حبس پنج ساله همسرتان باید
تمام شده باشد و یا به زودی تمام شود. آیا به آزادی ایشان در روزهای پیش رو
امیدوارید؟


این اخبار را از کجا اعلام می کنند!


با توجه به اتمام پنج سل حبس عرض کردم.


بله، خواهش می کنم. ایشان با احتساب ایام بازداشت بایستی مرداد ۹۰ آزاد
بشوند. منتهی طبق پرینت سازمان زندانها، ایام بازداشت درنظر گرفته نشده و
بنابراین به نظر می رسد که ایشان ۱۷ دی محکومیت ۵ ساله شان تمام شود و ۱۸
دی محکومیت یک ساله و جدید ش شروع می شود. ما اعتراض کردیم و برای دادستان و
اجرای احکام نامه نوشتیم اما هنوز به ما جوابی داده نشده است.




در مورد محکومیت یک ساله آقای اسانلو بیشتر توضیح می دهید؟


مسئولین زندان برای ایشان در شعبه یک دادگاه کرج پرونده ای تشکیل دادند
که در دادگاه بدوی به یک سال محکوم شدند و در دادگاه تجدید نظر نیز تایید
شد.




اقای اسانلو مدتی برای درمان به بیمارستان منتقل شد؟آیا موفق به درمان شدند؟


بله در ادامه پیگیریهای پزشکان زندان و خانواده، اجازه داده شد که ایشان
بدون پابند و دستنبد و به هزینه خانواده در بیمارستان مورد مداوا قرار
بگیرد. ما هم ایشان را در یک بیمارستان خصوصی بستری و مورد درمان قرار
دادیم. البته درمان شان کامل نشده است. برای اینکه باتوجه به شرایط قلبی
بایستی درمان مستمر داشته باشند. پزشکان زندان و پزشکی که او را آنژیوگرافی
کرده بود گفته بودند باید در اسرع وقت مورد عمل جراحی قرار بگیرند. منتهی
من مدارک را از زندان گرفتم و به چند پزشک مراجعه کردم. روزهای آخر یک تیم
پزشکی در یک بیمارستان خصوصی در تهران نظر متفاوتی داشتند که در صورت عمل
ریسک بالایی دارد و بنابراین اول باید دارو تراپی و فیزیوتراپی قلبی انجام
شود و اگر نتیجه نداشت بعدا مورد عمل جراحی قرار بگیرند.


شرایط آقای اسانلو در بیمارستان چگونه بود؟ ایا اجازه ملاقات با خانواده و بستگان را داشتند؟و شما در کنارشان بودید؟


بله. ما به عنوان خانواده در کنار ایشان بودیم البته با محدودیت هایی.
آقای اسانلو به لحاظ روحی عالی بودند اما از نظر جسمی ایشان مسلما به آرامش
نیاز دارند و اینکه به دور از استرس و تحت مراقبت های پزشکی باشند.




چرا با وجود نیاز آقای اسانلو به درمان ، دادستان تهران به ایشان مرخصی نمی
دهد؟ اخرین پیگیری حقوقی شما چه بوده و چه نتیجه ای داشته است؟


ما همچنان پیگیر هستیم و نامه نوشته ایم. اما آقای دادستان تهران اصلا به ما جوابی نمی دهند. هیچ جوابی!


اقای اسانلو در دوره پیش از اعتصاب کنندگان رجایی شهر بودند.ایا
همچنان تصمیم دارند به اعتصاب گروهی هم بندانش بپیوندند یا با توجه به
شرایط حاد جسمانی شان منصرف شده اند؟


ایشان که تازه به زندان برگشته اند و بعد از آن هم ما ارتباطی با ایشان
نداشته ایم و ملاقات هم هفته آینده است. ما از این نظر خبر نداریم.


کلام آخر؟


با توجه به این شرایط موجود که اجبارا کسی باید در زندان باشد، خواستار
این هستیم که حداقل حقوق اولیه زندانی اعم از ملاقات، تلفن و ... رعایت بشود
تا خانواده از وضعیت سلامتی زندانی باخبر باشند. من این درخواست را به خاطر
خانواده های همیشه نگران دارم نه فقط برای خودم.



باهنر: رهبری علاقه مند است که عمر دولت دهم به صورت طبیعی به پایان برسد

به گفته محمدرضا باهنر، محمود احمدی نژاد از رهبر ایران خواسته تصریح کند که آیا مخالفت وی با نظر دولت در مورد ادغام وزارتخانه ها "حکم حکومتی" است یا نه

محمدرضا باهنر نایب رئیس اول مجلس هشتم از مخالفت مجدد محمود احمدی نژاد با نظر آیت الله خامنه ای در جلسه اخیر سران قوه مجریه و مقننه در دفتر رهبر ایران خبر داده است.

به نوشته سایت خبرآنلاین، آقای باهنر گفته که وقتی در این جلسه، آقای خامنه ای به رئیس جمهوری تذکر داده که "تفسیر شورای نگهبان حرف آخر و لازم الاجراست و باید تبعیت شود"، با پاسخ آقای احمدی نژاد مواجه شده که پرسیده: "آیا این، حکم حکومتی است؟"

به گفته نایب رئیس مجلس هشتم، رهبر جمهوری اسلامی در پاسخ تاکید کرده است که "این جلسه، جلسه حکومتی است زیرا یکی از وظایف رهبری تنظیم روابط قواست؛ ولی این نظر، نظر قانون است نه حکم حکومتی."

اصطلاح "حکم حکومتی"، در جمهوری اسلامی ایران برای اشاره به دستوراتی از رهبر به کار می رود که در خارج از چهارچوب سازوکارهای معمول قانونی صادر می شود.

جلسه مورد اشاره محمدرضا باهنر، حدود دو هفته پیش و به علت مخالفت محمود احمدی نژاد با نظر شورای نگهبان در مورد ادغام چند وزارتخانه دولت برگزار شده بود.

در پی برگزاری این جلسه، علی لاریجانی رئیس مجلس ایران اعلام کرد که "مشکل ادغام وزارتخانه ها" در جلسه ای با حضور رئیس جمهوری و رهبر ایران "حل شده" و دولت باید وزرای جدید را برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس معرفی کند.

این جلسه پس از آن برگزار می شد که در واکنش به اعلام قوه مجریه مبنی بر ادغام وزارتخانه های "راه و ترابری" با "مسکن و شهرسازی"، "نیرو" با "نفت"، "صنایع و معادن" با "بازرگانی" و "رفاه و تامین اجتماعی" با "کار و امور اجتماعی"، رئیس مجلس گفته بود که دولت حق ندارد بدون تصویب نمایندگان به اجرای این تصمیم بپردازد.

اما به دنبال پافشاری محمود احمدی نژاد بر موضع دولت، شورای نگهبان از نظر مجلس حمایت کرد و اظهار داشت که هم ادغام وزارتخانه ها باید به تصویب مجلس برسد و هم وزرای جدید باید از مجلس رأی اعتماد بگیرند.

با این حال، محمد رضا باهنر در سخنان اخیر خود در نشست ماهانه تشکل محافظه کار "جامعه اسلامی مهندسین"، که دبیرکلی آن را به عهده دارد، روایت کرده که آقای احمدی نژاد به تفسیر شورای نگهبان "ایراد" گرفته و خواستار بحث در مورد آن بوده که در پاسخ به وی، آیت الله خامنه ای گفته است که اگر هم بحثی در این زمینه انجام بشود "تاثیری در نتیجه ندارد و نظر شورای نگهبان لازم الاتباع است".
انتظار برای "پایان طبیعی عمر دولت"

آقای باهنر در بخش دیگری از سخنان خود، که ۷ خرداد (۲۸ مه) در خبرآنلاین منتشر شده، با اشاره به بحران اخیر بر سر اختلاف نظر رئیس جمهوری و رهبر ایران در مورد وزارت اطلاعات، گفته است که آیت الله خامنه ای ترجیح می دهد محمود احمدی نژاد قبل از پایان دوره مسئولیت قانونی خود برکنار نشود.

وی تاکید کرده است: "برداشت ما این است که آقا [آیت الله خامنه ای] باز هم علاقه مند هستند که این دولت تا پایان دوره قانونی کارش را با آرامش ادامه بدهد و به صورت طبیعی عمر دولت دهم به پایان برسد."

نایب رئیس مجلس ادامه داده: "البته قبلش برداشت ما این بود که آقا حاضر است خیلی هزینه ها داده شود و دولت دهم کارش را پایان دهد، ولی دیدیم که آقا حاضرند اتفاق غیرمعمول نیفتد و دولت فعلی به کارش ادامه دهد."

محمدرضا باهنر همچنین ضمن انتقاد از عملکرد رئیس جمهوری در عزل و نصب وزیران، خواستار فاصله گرفتن دولت از "جریان انحرافی" شده است.

"جریان انحرافی" عنوانی است که محافظه کاران منتقد دولت، برای اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر آقای احمدی نژاد و همفکران او مورد استفاده قرار می دهند.

در اردیبهشت ماه گذشته، به دنبال مقاومت محمود احمدی نژاد در مقابل نظر آیت الله خامنه ای مبنی بر لزوم ادامه کار حیدر مصلحی وزیر اطلاعات، بسیاری از محافظه کاران این رویکرد را مورد انتقاد شدید قرار داده و آقای مشایی را عامل اصلی مخالفت رئیس دولت با آقای مصلحی دانستند.

تقاضای سید محمد خاتمی از زندانیان سیاسی رجایی شهر برای پایان دادن به اعتصاب غذایشان

سید محمد خاتمی در تماسی با مادر مهدی محمودیان، از وی تقاضا کرد از اعتصاب کنندگان در زندان رجایی خواسته شود که اعتصاب غذای خود را بشکنند.

به گزارش خبرنگار کلمه، رییس جمهور سابق کشورمان در این تماس تلفنی گفت: شنیده ام آقای محمودیان و عده ای دیگر در زندان رجایی شهر کرج اعتصاب غذا کرده اند. وی تاکید کرد: مهمترین اصل، امروز، سلامتی این عزیزان است، من از شما تقاضا می کنم که از آنان بخواهید هر چه سریع تر اعتصاب غذای خود را بشکنند.

وی ضمن ابراز امیدواری برای آزادی هر چه زود تر زندانیان خاطر نشان کرد: همچنین امیدوارم مسوولان زیربط با رسیدگی و اجابت خواسته های به حق این عزیزان چنان عمل کنند که دیگر زمینه ی چنین اقدام هایی منتفی شود.

لازم به ذکر است که جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر (گوهردشت)، بعد از اعتصاب غذاهای متناوب هفته های گذشته، طبق قراری که از قبل مشخص کرده بودند، از روز یکشنبه اول خرداد، در اعتراض به وضعیت نامناسب زندان ها و بد رفتاری ماموران زندان، اعتصاب خود را تا رسیدن به اهداف خود آغاز کردند.

این زندانیان تصریح کرده بودند "در صورتی که حاکمیت حاضر نشوند دست از خودکامگی برداشته و تمامی مفاد حق قانونی ملت را بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر اجرا کند این حرکت اعتراضی از روز یک شنبه اول خرداد ماه به صورت اعتصاب غذای نامحدود تا رسیدن به خواسته‌هایمان ادامه خواهیم داد."

با گذشت یک هفته از اعتصاب غذا، گزارش ها از وضعیت نامساعد جسمانی تعدادی از آنان خبر می دهند و خاطرنشان می کنند که نگرانی ها نسبت به وضعیت آنان بالا گرفته است.

اعتصاب غذای زندانیان گوهردشت، ابتدا توسط یازده تن از زندانیان سیاسی آغاز و با پیوستن گروهی دیگر از زندانیان سیاسی ادامه یافت، که از جمله می توان به منصور اسانلو، رسول بداقی، عیسی سحر خیز، حشمت طبرزدی، مهدی محمودیان، کیوان صمیمی، رضا رفیعی، جعفر اقدمی، علی عجمی، مجید توکلی، بهروز جاوید تهرانی، رضا شریفی بوکانی و خالد حردانی اشاره کرد.

آنها همچنین مسایلی چون فشار روزافزون بر خانواده های زندانیان سیاسی و قطع ارتباطات زندان با جهان خارج را نیز، از دلایل اعتصاب خود عنوان کرده و هدف آن را همبستگی مردم با این اعتصاب ها دانسته اند.

این گزارش ها خاطر نشان می کند در همین زمینه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی، حزب مشارکت ایران اسلامی، سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی(ادوار تحکیم)، جمعی از جوانان اصلاح طلب و تعدادی از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین تهران نیز در بیانیه ها و نامه های خود خواهان پایان یافتن اعتصاب غذای زندانیان شده اند.

بازداشت یک دیپلمات ایرانی در قاهره

العربیه مدعی شد منابع امنیتی مصر شب گذشته اعلام کردند قاسم الحسینی به دلیل انتقال اطلاعات در قاهره بازداشت شده است.

شبکه وابسته به عربستان سعودی به جزئیات بیشتری درباره خبر ادعایی خود اشاره نکرده است.

این در حالی است که وزارت امور خارجه مصر نیز اعلام کرد که اطلاعات فوری و دقیق درباره این موضوع ندارد.

خاطرنشان می شود در پی سقوط رژیم دیکتاتوری "حسنی مبارک"، "نبیل العربی" وزیر امور خارجه مصر ماه آوریل پس از دیدار با یک مقام ایرانی از آمادگی قاهره برای از سرگیری روابط دیپلماتیک با تهران خبر داده بود.

روابط دیپلماتیک مصر و ایران پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 57 و امضای توافقنامه صلح میان قاهره و تل آویو قطع شده بود و هر دو کشور دارای دفتر حافظ منافع بودند.

رحیمی: برخی با اتهامات بدون سند اقدام به سنگ‌اندازی در کار دولت می‌کنند

محمدرضا رحیمی گفت: برخی تلاش می‌کنند تا با اتهامات بدون سند اقدام به سنگ‌اندازی در کار دولت کرده و مانع پیشرفت کشور شوند.

محمدرضا رحیمی، معاون اول رییس‌جمهوری، ظهر امروز (شنبه) در مراسم بهره‌برداری از ۳ هزار و ۷۰۰ واحد مسکن مهر در استان سمنان با تاکید بر اینکه امسال یکی از موفق‌ترین سال‌های دولت جمهوری اسلامی خواهد بود، اظهار داشت: دولت به دنبال آن است تا پس از برنامه‌ریزی‌هایی که طی سال‌های گذشته صورت گرفته است به نتایج و اهداف بزرگ خود در سال جاری دست پیدا کند.

معاون اول احمدی‌نژاد تحقق اهداف تعیین شده و دستیابی به پیشرفت‌های بزرگ را نیازمند آرامش و فراهم بودن شرایط مناسب برای دولت دانست و گفت: اتهامات پی‌درپی و سنگ اندازی‌های برخی افراد موجب کندی تلاش‌های دولت می‌شود و اجازه نمی‌دهد دولت با آسایش‌خاطر برای توسعه کشور فعالیت کند.

رحیمی در ادامه یکی از برنامه‌های مهم دولت را تلاش برای تحقق منویات مقام معظم رهبری به ویژه جامه عمل پوشاندن به شعار جهاد اقتصادی در سال ۹۰ عنوان کرد و افزود: دولت آقای دکتر احمدی‌نژاد همواره در تلاش برای ایجاد تحول در بخش اقتصادی کشور بوده است اما رهنمود مقام معظم رهبری بدین معناست که تلاش به هر میزانی که بوده باید به آن افزوده شود.

معاون اول رییس‌جمهوری افزود: دکتر احمدی‌نژاد در راستای تحقق جهاد اقتصادی دستور داده‌اند تا پایان دولت دهم کلیه افرادی که برای دریافت مسکن مهر ثبت نام کرده‌اند صاحب مسکن شوند.

رحیمی ایجاد 2.5 میلیون شغل در سال جاری و رسیدن میزان صادرات غیرنفتی به مرز ۴۵ میلیارد دلار را از دیگر برنامه‌های دولت در سال ۹۰ خواند و گفت: البته دولت برنامه‌های متعددی در دستور کار دارد که اصلاح نظام بانکی و جلوگیری از رانت خواری‌ها از دیگر برنامه‌های دولت است.

رحیمی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه آب یکی از اساسی‌ترین نیازهای استان سمنان است، خاطر نشان کرد: استان سمنان از مناطق خشک کشور به حساب می‌آید و یکی از مهم‌ترین برنامه‌های دولت انتقال آب از دیگر نقاط کشور به این استان می‌باشد تا از این طریق آب شرب و آب کشاورزی این استان تامین شود.

وی ادامه داد: دولت هدفی جز خدمتگزاری به مردم ندارد و تلاش می‌کند پیروی از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب را در عمل به اثبات برساند و امیدواریم همه مسئولین با حفظ آرامش دولت را در انجام وظایف خود یاری کنند.

رحیمی در ادامه سخنان خود گفت: یکی از ضرورت‌های حکومت اسلامی وجود ولایت و ولی فقیه است چرا که اگر ولایت در حکومت حاضر نباشد مانند برخی از کشورهای دیگر که در قانون و در نام، اسلامی هستند اما ولی فقیه و ولایت ندارند امور امت اسلامی به شکل مناسب انجام نخواهد شد.

معاون اول رییس‌جمهوری افزود: حکومت اسلامی نیازمند ستونی است تا بتواند جامعه را استوار نگه دارد و این ستون‌‌ همان ولی فقیه است.

با حضور معاون اول رییس‌جمهوری از تمبر یادبود افتتاح ۳ هزار و ۷۰۰ واحد مسکن مهر در استان سمنان رونمایی شد و به برخی از دست‌اندرکاران ساخت مسکن در این استان لوح تقدیر اهداء شد.

حذف دختران در برخی رشته‌های دانشگاهی!

طرح تفکیک جنسیتی از زمان دولت نهم و دهم مطرح است و وزیر علوم از اجرای آن هم خبر داده بود.

به دنبال حذف پذیرش دختران در برخی رشته‌های تحصیلی دانشگاه‌ها موضوع اجرای طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها جدی شد.

آخرین نوشت: هنوز چند روزی از امضای طومار تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها در گردهمایی دانشجویان در مصلی دانشگاه تهران نگذشته که پیگیری‌های خبرنگار ما نشان می‌دهد سازمان سنجش با همکاری وزارت علوم اقدام به حذف پذیرش دختران در برخی از رشته‌ها از واحد‌های پذیرش دانشگاه‌های کشور از جمله دانشگاه علم و صنعت کرده است. در همین راستا دانشگاه علم و صنعت دختران را به جز در ۲ رشته از سایر رشته‌های روزانه‌ی کارشناسی ارشد حذف کرده است. این مساله در برخی رشته‌های شبانه هم دیده می‌شود.

طرح تفکیک جنسیتی از زمان دولت نهم و دهم مطرح است و وزیر علوم از اجرای آن هم خبر داده بود. چندی پیش یکی از مراجع هم خواستار اجرای این طرح شده بود. آیت‌الله سبحانی در مراسم اولین سالگرد آیت‌الله قاضی خرم‌آبادی(ره)، مؤسس دانشگاه قم که در محل تالار مفید این دانشگاه برگزار شد، اظهار کرد: افرادی فکر می‌کنند موضوعاتی مانند تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها محال است، اما مرحوم قاضی خرم‌آبادی(ره) این محال را ممکن و مشکل تفکیک جنسیتی در دانشگاه را حل کرد.

گفتنی است دانشجویان حاضر در تجمع ۲۰ هزار نفری سه‌شنبه سوم خرداد ماه در دانشگاه تهران که برای حمایت از مردم بحرین برگزار شده بود با امضای طوماری خواستار اجرای تفکیک جنسیتی در دانشگاهها شدند. ومار درخواست اجرای طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها متذکر شده است: "ما دانشجویان دانشگاه‌های کشور ضمن ابراز تأسف از فضای غیراسلامی دانشگاه‌ها که نه تنها محیط نامناسب فرهنگی را به همراه داشته که از جنبه علمی هم هجمه‌های جبران‌ناپذیری به پیکره دانشگاه وارد نموده است، بدینوسیله حمایت قاطع خود از اجرای طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها را اعلام می‌داریم."

به پیشنهاد شماری از فعالان سبز سیزدهم خرداد روز مبارزه با دروغگویی نامگذاری شد

dorugh.jpg
امـــروز: سیزدهم خرداد یک هزار و سیصد و هشتاد هشت، روزی است که در حافظه تاریخی تاریخی مردم ایران ثبت شده است. در آن روز میرحسین موسوی نامزد سبز انتخابات ریاست جمهوری در مقابل رئیس دولت کودتا به مناظره نشست و احمدی نژاد برای آن که بتواند به گمان خود از آن رودر رویی پیروز بیرون بیاید، هر آن چه دروغ می توانست، در مقابل میر سبز و چشم های حیرت زده میلیون ها ایرانی گفت.
پس از آن بود که مردم سبز ایران به خیابان آمدند و با نمادهای سبز خود فریاد زدند که "از دروغگویی و فریبکاری و ریا" بیزارند. پس از آن بود که تابلوهای دروغ ممنوع در دست گرفتد و اعلام کردند که نمی خواهند زیر سلطه دولت دروغ باشند. کودتا چی اما نخواست این خواسته بر کرسی بشیند و با تمام سپاهیان خود به میدان آمد تا ملت راستی طلب ایران را سرکوب کرده و دروغ را که امروز گریبان رهبران کودتا را نیز گرفته است، بر کرسی ریاست مملکت نشاند.
به گزارش امروز، جمعی از فعالان اصلاح طلب به منظور گرامی داشت روزهای سبز ایران بر آن شدند تا 13 خرداد را به نام "روز مبارزه با دروغگویی" نامگذاری کنند. از همین رو صفحه ای در شبکه اجتماعی فیس بوک با نام "دروغ ممنوع" راه اندازی کرده اند که با استقبال بسیاری از کاربران سبز روبرو شد. هدف از راه اندازی این صفحه نهادینه شدن مبارزه با دروغ در جامعه و پرهیز از این رذیلت اخلاقی به ویژه در میان دولتمردان اعلام شده است. راه اندازان این صفحه امیدوارند که شفافیت در همه سطوح جامعه به ویژه در راس حاکمیت حاکم شود و روزی فرا برسد که هیچ فردی به ویژه اگر مسئول باشد، با هیچ بهانه ای دروغ نگوید.


در سالروز مناظره تاریخی میرحسین موسوی و احمدی نژاد

طلا باز هم گران شد

هر بشکه نفت خام برنت با یک سنت افزایش به قیمت یکصد و پانزده دلار و پانزده سنت در هر بشکه در بازارهای جهانی خرید و فروش می‌شود. قیمت طلا نیز در بازارهای جهانی امروز برخلاف روز گذشته افزایش داشته است

قیمت نفت خام و طلا در بازارهای جهانی امروز در مقایسه با روز گذشته نوسان داشته است. به گزارش شبکه تلویزیونی الجزیره انگلیسی، قیمت نفت خام سبک وست تگزاس اینترمیدیت در بازار نیویورک با افزایش چهل و دو سنتی در هر بشکه همراه بوده و به یکصد دلار و پنجاه و هشت سنت در هر بشکه رسیده است.

این در حالی است که هر بشکه نفت خام برنت با یک سنت افزایش به قیمت یکصد و پانزده دلار و پانزده سنت در هر بشکه در بازارهای جهانی خرید و فروش می‌شود. قیمت طلا نیز در بازارهای جهانی امروز برخلاف روز گذشته افزایش داشته است.

هر اونس طلا با چهل و هشت سنت افزایش در مقایسه با روز گذشته به قیمت یک هزار و پانصد و سی و شش دلار و هشتاد و پنج سنت در هر اونس خرید و فروش می شود. این درحالی است که هر اونس نقره با بیست و سه ممیز شصت و هشت صدم درصد افزایش در قیمت معادل بیست و هشت سنت به ارزش سی و دو دلار و هشتاد و هفت سنت در هر اونس خرید و فروش می‌شود.

بازگشت مصطفی تاج زاده از بیمارستان به زندان

به گزارش منابع خبری جنبش سبز، پس از انتقال مصطفی تاجزاده به بیمارستان جهت انجام مراحل «ام ار آی» و «سی تی اسکن»، با وجود توصیه پزشکان ضروری بودن جهت معالجه وی، ماموران امنیتی مجددا این فعال زندانی را به زندان انتقال داده اند.


تارنمای تحول سبز روز گذشته گزارش داده بود که تاجزاده در بخش رادیولوژی بیمارستان نیز، پس از معاینه پزشک متخصص مغز و اعصاب اقدام به انجام ام آر آی و سی تی اسکن شد که تشخیص پزشک، مبنی بر آرتروز شدید بود که بر روی نخاع فشار وارد می آورد.


بر اساس آن گزارش، دستورات پزشک مبنی بر استفاده شبانه روزی از گردن بند طبی، استفاده از تشک و بالش طبی، رفتن به استخر و استفاده کافی از نور آفتاب و نیز انجام حداقل ده جلسه فیزیو تراپی نشانگر آن است که تاجزاده باید بتواند از مرخصی برای معالجات خود استفاده کند که در این زمینه هنوز اقدامی نشده است.


گزارش تحول سبز افزوده با وجود که تاجزاده از دندان درد شدیدی نیز در رنج بود، ماموران وی را سریعا به زندان منتقل کردند.

وزیر مسکن: آنقدر خانه ساخته‌ایم که روی دستمان مانده

علی نیکزاد درباره این‌که سال گذشته وعده عدم افزایش اجاره‌بها را می‌دادید اما امسال رییس اتحادیه کشوری مشاوران املاک خبر از افزایش نرخ اجاره ‌داده است، تصریح کرد: قیمت بالا نمی‌رود، عده‌ای از 5 فروردین‌ماه بر طبل بالا‌رفتن قیمت اجاره و خرید و فروش ملک می‌کوبند.

وی با اشاره به این‌که من هم مستاجر هستم و در خانه‌های سازمانی زندگی می‌کنم، گفت: البته در اردبیل خانه دارم، اما اگر کسی مستاجر نباشد از احوال مستاجران خبر ندارد.

وزیر مسکن و شهرسازی اضافه کرد: هیچ خانواده‌ای قبل از پایان امتحان فرزندش در فروردین‌ماه و اردیبهشت‌ماه اقدام به جابه‌جایی نمی‌کند.

نیکزاد افزود: برخی آتش به پا می‌کنند و می‌خواهند بازار مسکن را بهم بریزند اما یقین بدانند که موفق نخواهند شد، زیرا ما آنقدر خانه ساخته‌ایم که روی دستمان مانده است.

نیکزاد با اشاره به این‌که 500 هزار واحد با انبوه‌سازان به‌صورت سه‌جانبه می‌سازیم، تصریح کرد: در برخی استان‌ها خانه‌هایی در مقیاس دو و سه هزار واحد ساخته‌ایم.

وی با اشاره به افتتاح بیش از سه هزار واحد مسکونی با حضور معاون اول رییس‌جمهوری در استان سمنان، تصریح کرد: جو ایجاد شده بار روانی تبلیغاتی است که توسط کسانی که از بخش مسکن سود‌های 300 درصدی می‌بردند، انجام می‌شود.

وزیر مسکن و شهرسازی با بیان این‌که مساله مسکن را مساله‌ای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و اجتماعی می‌دانیم، اظهار کرد: وقتی مسکن ساخته می‌شود به روح جلا می‌دهد و کسانی که مسکن دارند احساس شخصیت می‌کنند و در نتیجه بنیاد خانواده نیز تحکیم می‌شود و نسل پاک پرورش می‌یابد.

وی با اشاره به این‌که مسکن موتور محرکه اقتصاد است، اضافه کرد: عدالت اجتماعی موردنظر مقام معظم رهبری و هم‌چنین حضرت امام (ره)، در تامین مسکن بوده است که نشانه بارز آن تامین مسکن مردم با شیوه‌ای است که رییس‌جمهوری در پیش گرفته است.

نیکزاد ادامه داد: طرح مسکن مهر برگشت به گفتمان حضرت امام(ره) در حساب 100 است که زمین به صورت رایگان در اختیار قرار بگیرد همچنین پرداخت تسهیلات قرض‌الحسنه بنا به احکام نورانی اسلام صورت می‌گیرد.

وزیر مسکن و شهرسازی با بیان این‌که حدود 15 هزار میلیارد تومان تسهیلات پرداخت کرده‌ایم، تصریح کرد: اعضای دولت و هم‌چنین استاندار‌ها واردشدند تا آب، برق، گاز و تلفن را برای اجرای پروژه‌های طرح مسکن مهر فراهم کنند و بنا به فرمایش مقام معظم رهبری دولت اقدام به ساخت مسجد برای این پروژه‌ها می‌کند.

وی با اشاره به این‌که تسهیلات زیربنایی را در حد امکان تامین می‌کنیم اظهار کرد: این‌ها مظهر عدالت اجتماعی است.

فرمانده سپاه: برخی اطرافیان رئیس‌جمهور با پول درپی یارگیری انتخاباتی هستند

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه وجود برخی دیدگاه‌ها در بین برخی افراد اطراف رئیس‌جمهور نگرانی‌هایی را برای دلسوزان انقلاب ایجاد کرده است، گفت: این جریان برای اثرگذاری در انتخابات آینده از طریق پول و رانت به‌دنبال یارگیری است.

به گزارش مهر، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری در نشست مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاه‌های کشور که در مجتمع فرهنگی و دانشجویی 13 آبان(لانه جاسوسی سابق آمریکا) برگزار شد، تاکید کرد: بسیج همواره جزو نیروهای پیشرو انقلاب اسلامی بوده و دانشجویان بسیجی به دلیل جوان بودن، نقشی مهم و اثرگذار در پیشبرد اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران برعهده دارند.

وی با بیان اینکه بسیجی بودن وظایف و تکالیف خاصی را بر دوش افراد قرار می‌دهد، افزود: تشخیص درست مسیر، احساس تکلیف و شجاعت عمل به آن، در شرایط سخت و موقعیت‌های خاص انقلاب از جمله مسائلی است که معمولاً با آن مواجهیم که علاوه بر خودسازی به هنر مدیریت و دقت افراد انقلابی نیازمند است.

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه اگر به طور مداوم خود را در حال جهاد در راه خدا بدانیم، خداوند متعال در شرایط مختلف مسیر درست را به ما نشان می‌دهد، خاطرنشان کرد: حفظ روحیه جهادی و انقلابی باعث می‌شود وظیفه خود را به خوبی درک کرده و در شرایط مختلف، به نحو احسن به آن عمل کنیم.

وی با اشاره به اینکه امید داشتن به آینده در کنار نقد مشکلات و ارزیابی نقاط مثبت، همواره باید مورد توجه دانشجویان بسیجی قرار گیرد، گفت: یک بسیجی واقعی در کنار نقد مشکلات و چالش‌ها، با امید به آینده برای برطرف شدن آنها برنامه‌ریزی کرده و طرح ارائه می‌دهد.

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در خصوص نقش دانشجویان در انقلاب اسلامی ایران خاطرنشان کرد: انقلاب ما به دلیل اینکه در مسیر حق حرکت می کند، به طور حتم با دشمنی‌های فراوانی در داخل و خارج کشور مواجه خواهد شد.

جعفری با بیان اینکه تشخیص راه حق و دفاع به موقع از آن، از جمله وظایف همیشگی رهپویان انقلاب اسلامی است، گفت: دفاع به موقع از حق، سخت‌ترین کار است و هر کس توانایی تشخیص حق و دفاع از آن را در شرایط مختلف داشته باشد، سخت‌ترین کار و بالاترین جهاد را انجام داده است و این‌گونه افراد قطعاً از ایمان بالایی برخوردار هستند.

وی جنگ تحمیلی هشت ساله، فتنه سال 88 و برخی مشکلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی موجود را به عنوان نمونه‌ای از دشمنی‌ها در برابر انقلاب اسلامی نام برد و تصریح کرد: علاوه بر دشمنی‌هایی که همواره در حق انقلاب اسلامی صورت می‌گیرد، با آفت‌های مهمی در مسیر انقلاب برای مدیران و مسئولان که باید هموارکننده راه انقلاب باشند، مواجه هستیم.

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افزود: برخی از همین آفت‌ها باعث شد افرادی که زمانی در مسیر انقلاب قرار داشتند، از آن خارج شده و حتی در صف مقابل انقلاب قرار بگیرند.

جعفری دنیاگرایی به جای آخرت‌گرایی و ترجیح دنیا در برابر دین را از جمله این آفت‌ها برشمرد و تصریح کرد: خودمحوری به جای خدامحوری و ولایت‌محوری و مسلط شدن غرور بر اشخاص از جمله آفت‌هایی است که در اثر جهاد نکردن مدام با نفس اماره، گریبان‌گیر افراد جامعه و به ویژه مسئولان موثر در نظام می‌شود.

وی با بیان اینکه افراد و مسئولان هر چه دارای جایگاه موثرتر و تعیین‌کننده‌تری باشند، بیشتر در معرض آفت‌های نفسانی قرار می‌گیرند، گفت: اگر به طور مداوم، در حال جهاد و مبارزه با نفس نباشیم، غرور بر ما مسلط می‌شود و بنا به قول قرآن‌کریم، شیطان بر ما مسلط شده و از مسیر حق خارج می‌شویم.

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه وجود برخی دیدگاه‌های اعتقادی، فرهنگی و سیاسی در بین برخی افراد اطراف رئیس‌جمهور نگرانی‌هایی را برای دلسوزان انقلاب ایجاد کرده است، به مدیریت دقیق رهبر انقلاب در مهار بحران اخیر اشاره کرد و گفت: تلاش و مدیریت خوب رهبر انقلاب مانع از این شد که این مسئله به اصلی‌ترین مسئله کشور تبدیل شود؛ هر چند که این مسئله در ذهن بسیاری از دوست‌داران ولایت می‌ماند و پاک نخواهد شد.

سردار جعفری با بیان اینکه جریان انحرافی حاضر در بخش خصوصی و دولت، از طریق پول و مطامع دنیایی درصدد یارگیری است، گفت: این جریان برای دستیابی به اهداف خود و اثرگذاری در انتخابات آینده از طریق پول و رانت به‌دنبال یارگیری است.

وی در پایان تأکید کرد: اتفاقات مهم در تاریخ اسلام نظیر حادثه عاشورا و غیبت امام زمان (عج) برای این رخ داد که مردم و امت اسلامی به‌صورت واقعی قدر نعمت ولایت را ندانستند و تجربه آن وقایع، امروز سبب درس‌آموزی و عبرت انقلاب اسلامی است و همه ما نه تنها در قول، بلکه در عمل، براساس سیاست‌ها و تدابیر ولی‌فقیه عمل کنیم و مسئولان نیز در اختلافات خود، نظرات مقام معظم رهبری را فصل‌الخطاب می‌دانند؛ در این صورت است که جامعه دینی و انقلابی ما، به‌ویژه مدیران‌ ارشد آن، امتحان خود را نزد خدای متعال به‌خوبی پس می‌دهند و زمینه‌های ظهور بیشتر و بهتر فراهم می‌شود.

بیانیه زندانیان سیاسی زن به مناسبت روز زن


زندانیان سیاسی زن محبوس در زندان اوین هم‌زمان با فرارسیدن روز زن با انتشار بیانیه‌ای ضمن تبریک این روز به همه زنان ایران، با تشریح وضعیت خود، توجه مقام‌های قضایی را به رفتارهای غیرقانونی صورت گرفته با خود، جلب کرده‌اند.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

در امتداد عصیان

در امتداد صلح

زن، همچو پل

با دستان پر توانت بنشان نهال نازک فردای تازه را

تا ریشه گسترد و بارور شود، میوه دنیای روشنی

آکنده از برابری

آکنده از عدالت و آزادی

پر از کرامت انسانی

اکنون دو سال از زمان برگزاری انتخابات پر مناقشه ریاست جمهوری در سال ۸۸ می‌گذرد، دو سالی که کشور صحنه درگیری‌ها و زد و خوردهای بسیاری بود. شمار زیادی از افراد در خیابان‌های شهرمان کشته شدند و سبیاری از زنان و مردان به ناحق، روانه بازداشتگاه‌ها شدند. دو سال گذشته است و ما هم‌چنان دور از خانه، در آرزوی فردای آزاد، روزهایمان را در چهاردیوار زندان شب می‌کنیم و تنها امید به فردای روشن است که نمی‌گذارد زیر بار نامردمی‌ها و جفایی که در حق ما روا داشته‌اند کمر خم کنیم.

ما شماری از زنان زندانی اعتراض های پس از انتخابات هستیم که همگی با اتهامات واهی و تکراری، به سال‌ها حبس و دوری از خانه محکوم شده‌ایم. امروز در آستانه روزی که در این سرزمین به نام ما" زنان" نام‌گذاری کرده‌اند، لازم دیدیم این نامه را خطاب به شما بنویسیم تا هم از جفایی که بر ما شده است نگاشته باشیم و هم پیام پر مهرمان را همراه این نامه به مادرانمان که دو سال پشت درب‌های زندان صبوری کرده‌اند، برسانیم و این روز به آنها تبریک بگوییم. ما شرمگین دل‌تنگی‌هایشان هستیم، اما چه کنیم که تاوان آزادی‌خواهی در این سرزمین از دیرباز تاکنون، چنین بوده است و ما تنها برای آزادی زیسته‌ایم.

همه ما در دوران بازداشت روزهای سختی را تجربه کرده‌ایم. با این وجود در ماه‌های گذشته کمتر از هر مسأله‌ای به آنچه بر زنان سیاسی در طول دوران بازداشت رفته است توجه شده، از همین رو لازم می‌دانیم جهت تنویر افکار عمومی تنها به ذکر گوشه‌ای از اعمال غیرقانونی روا داشته شده بر خود بپردازیم.

۱٫متاسفانه، از آنجا که همه چیز در این کشور بر مبنای مرزبندی زنانگی و مردانگی است، آن‌چه در اتاق‌های بازجویی بر شماری از بازداشت‌شدگان زن گذشت، اعمال فشار بر ‌آنان به جهت جنسیتشان بود. این مساله می‌بایست موجب وهن نظام اسلامی باشد که بازجویان مرد، در اتاق‌های بازجویی و در خلوت با زنان زندانی، با پیش کشیدن مسائل جنسی، به تهمت و افترا علیه آنان دست بزنند و با اجبار‌ آنان را مجبور به اعترافات دروغین علیه خود و دیگران، با ذکر جزئیات، کنند. ما البته برای این ادعا به جز خداوند و آن دیوارهای ساکت اتاق‌های بازجویی، شاهدی نداریم. اما همین‌قدر بگوییم که‌ ده‌ها برگه بازجویی که از بازداشت‌شدگان زن در این مدت اخذ گردیده، می‌تواند شاهدی باشد بر این مدعا.

بطور کلی یکی از روش‌های بازجویان در خصوص برخی از بازداشت‌شدگان زن، این بوده است که آنها را مورد خشونت کلامی جنسی قرار دهند به این صورت که با مطرح کردن مسائل جنسی، مقاومت آنان را درهم بشکنند. از این جهت باید به صراحت بگوییم، که روح و روان ما در آن اتاق‌های بازجویی، بارها و بارها مورد تجاوز قرار گرفت. شرح جزئیات آنچه گذشت، شاید تنها در یک محفل خصوصی با حضور مقامات قضایی امکان‌پذیر باشد.

۲٫ ضرب و شتم و شکنجه: مطابق قانون اعمال هرگونه شکنجه علیه متهم جهت اخذ اعتراف ممنوع است. با این وجود در بازداشتگاه‌های وزارت اطلاعات و سپاه، اعمال شکنجه از جمله روش‌های معمول برای اخذ اعتراف بوده است. سیلی زدن، تو سری، پرتاب اشیا و یا صندلی به سوی متهم، ضرب و شتم با مشت و . .. از جمله روش‌هایی است که در مورد زنان زندانی پس از انتخابات اجرا شده است و چه مایه تأسف است که هیچ‌کس تاکنون از این موارد سخنی به میان نیاورده است.

۳٫ اکثریت بازداشت‌شدگان، تا ماه‌ها پس از بازداشت در سلول انفرادی نگه‌داری شدند. سلول انفرادی مصداق بارز شکنجه روحی است و طبق قانون ممنوع است.

۴٫ بازداشت‌شدگان به مدت طولانی از حق تماس تلفنی و ملاقات با خانواده‌هایشان محروم بوده‌اند. بطوری‌که که بسیاری از خانواده‌ها، تا مدتها از محل نگه‌داری عزیزانشان بی‌اطلاع بودند. مطابق قانون حقوق شهروندی پس از بازداشت متهم، مأموران موظفند بلافاصله خانواده‌اش را در جریان محل بازداشت وی قرار دهند.

۵٫ بازداشت‌شدگان به جز در جلسه دادگاه امکان ملاقات با وکلای خود را بدست نیاورده‌اند. این در حالی است که مطابق قانون از لحظه بازداشت، وکیل حق دارد که موکلش را همراهی کند. در جلسه دادگاه نیز، اکثریت متهمان، فرصت کافی برای دفاع از خود را نداشته و قضات دادگاه بدون توجه به دفاعیات وکلا و متهمان به صدور حکم پرداخته‌اند. واضح است که قضات دادگاه انقلاب، نه بر اساس اصل عدالت و بی‌طرفی که با جهت‌گیری سیاسی، به صدور احکام علیه متهمان پرداختند . در حالی که در پرونده بازداشت‌شدگان هیچ مصداقی در راستای محکومیت‌های سنگین صادره، وجود نداشته است.

۶٫ بازداشت‌شدگان زن، پس از سپری کردن دوران بازجویی به بند عمومی زندان انتقال یافتند و در این بند به همراه مجرمان با جرایم عادی نگه‌داری شدند.پس از آن در مهرماه ۸۸، زنان سیاسی زندانی به بند متادون منتقل شدند. زندگی زنان در این بند، تا ماه‌ها بدون هرگونه امکانات رفاهی بوده است. نداشتن هواخوری مستمر، عدم اجازه برای استفاده از سالن ورزش و کلاس‌های فرهنگی که برای سایر زندانیان عادی آزاد است، از جمله مصائبی بوده است که زنان در ماه‌های گذشته تحمل کرده‌اند.

۷٫ زندانیان سیاسی زن از مهرماه ۸۸ و پس از انتقال به بند قرنطینه از حق تماس تلفنی با خانواده‌هایشان محروم بوده اند. این در حالی است که بسیاری از زنان زندانی، دارای فرزندان خردسال هستند و تنها از طریق تلفن امکان ارتباط با فرزندان خود را داشته‌اند. هم‌چنین قطع ملاقات‌های حضوری، که بر اساس آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، می‌بایست هرماه به زندانی داده شود از جمله حقوق دیگری است که از زندانیان سیاسی زن دریغ شده است.

۸٫ صدور احکام تبعید برای شماری از زنان و انتقال‌ آنان به زندان رجایی‌شهر از جمله روش‌های غیرقانونی دیگری است که دستگاه قضایی برای اعمال فشار بیشتر بر زندانیان انجام داده است. زنان سیاسی زندانی در زندان رجایی‌شهر، هر روز با بیم از دست دادن جانشان مواجه بودند و نتیجه اعتراض آنان منجر به انتقالشان به زندان قرچک ورامین شد که شرایط بسیار اسفبارتری داشته است.

۹٫ هم‌اکنون ۳۲ زن سیاسی زندانی در سالن کوچک قرنطینه (متادون زندان) اوین زندگی می‌کنند. به گفته مسئولان سازمان زندان‌ها این اسکان به صورت موقتی است و تمامی زنان زندانی در آینده نزدیک به زندان ورامین انتقال می‌یابند. با وجود اخبار انتشار یافته در خصوص وضعیت زندان ورامین، هم‌اکنون این نگرانی برای ما و خانواده‌هایمان وجود دارد که در صورت انتقال به این زندان، سرنوشت زنان چه خواهد شد.

ذکر موارد بالا تنها گوشه‌ای از ناعدالتی‌های روا داشته شده در حق زنان است. اینکه زنان چرا می‌بایست در شرایط زندان و اسارت نیز، ظلم مضاعفی را تحمل کنند، سؤالی است که مسئولان قضایی قطعا برای آن پاسخی دارند.

با این وجود و علی‌رغم رنجی که در دو سال گذشته بر ما و خانواده‌هایمان وارد شده است، ما هم‌چنان امیدواریم، هر چه زودتر بصیرت بر دستگاه قضایی حاکم شود و علاوه بر آزادی زندانیان سیاسی شاهد محاکمه عامران و عاملان سرکوب و آزار مردم در جریان اعتراضات پس از انتخابات باشیم.

زندانیان سیاسی زن محبوس در بند قرنطینه زندان اوین


محمدرضا خاتمی: مجلس قوی آرزوی دست نیافتنی شده است

محمدرضا خاتمی، نایب رئیس مجلس ششم شورای اسلامی (مجلس اصلاحات)، در
سالگرد تاسیس مجلس شورای اسلامی، در ذکر خصوصیات مجلس اصلاحات گفت "یکی از
ویژِگی های مجلس ششم شجاعت بود نمایندگان لکنت زبان نداشتند خیلی روی این
مجلس فشار آمد حتی از سوی دوستان خود. اما نماینگان دنبال این نبودند که
بار خود را ببندند البته ممکن است که افراد فرصت طلبی هم بوده باشند. اما
اکثریت نمایندگان مجلس قدرت طلب نبودند کسی که قدرت طلب است با قدرت باید
بسازد نه اینکه با آن چالش کند و درگیر باشد."

به گزارش سایت جماران، محمدرضا خاتمی به مناسبت هفتم خرداد و سالگرد
افتتاح اولین مجلس بعد از انقلاب، به ذکر ویژگی های مجلس مردمی در اندیشه
رهبر فقید جمهوری اسلامی پرداخته و با برشمردن ویژگی های مجلس ششم، این
مجلس را بهترین مجلس تاریخ ایران می خواند.


متن این مصاحبه به شرح زیر است:


جایگاه مجلس در اندیشه امام چیست؟ امام به عنوان بنیانگذار نظام و ولی فقیه زمان، چه اندیشه ای در خصوص مجلس دارد؟


به نظر من امام علاقه خاصی به مرحوم مدرس داشت و از این لحاظ مجلس و
پارلمان در ذهن امام خیلی برجسته بود امام نظام پارلمانتاریستی را به نظام
ریاستی ترجیح می داد از این لحاظ امام تلاش داشت که انتخابات مجلس به نحو
آزاد برگزار بشود نمایندگان واقعی بالا بیایند و مدام قدرتشان زیاد شود.


البته امام عتاب و خطاب داشت و نصیحت می کرد اما من ندیدم در کار مجلس
دخالت کند مهمترین موردی که الان برخی از آقایون آن را مستمسک برخی کارها
قرار می دهند سر نخست وزیری آقای موسوی بود. امام به مجلس نامه ای می نویسد
دلایل خود را می آورد که من به این دلایل صلاح می دانم که آقای موسوی نخست
وزیر باقی بماند اما آخر نامه می نویسد صلاح با مجلس و رییس جمهور است
هرچی شما تصمیم بگیرید. امام شوخی نمی کرد و تعارف هم نداشت که اینجا چیزی
بنویسد و در پشت سر کار دیگری بکند.


ما نمی بینیم که مجلس قانونی تصویب کند و امام با آن مخالفت کند. این
نشان اهتمام امام به قانون بود. سر ریاست جمهوری، دولت موقت و چیزهای دیگر
اگر قرار بود امام خود تصمیم بگیرد تصمیمات دیگری می گرفت اما واگذار کرد
به اهل خرد و اهل حل و عقد و مردم و از این تصمیمات هم حمایت می کرد. در
ذهن امام کاملا برجسته بود که حدود را باید رعایت کند و اگر رعایت بکند
دیگران رعایت خواهند کرد.


اما به هرحال در آن وضعیت که ما بعد از انقلاب داشتیم حتما اتفاقات
ناگواری روی داده است که باید ریشه یابی کرد ولی این جفای بزرگی است که همه
این جفاها را منتسب به یک فرد بکنیم در حالی که ما ایرادات زیادی در کل
سیستم داشتیم که ممکن بود یک مسائلی هم پیش بیاید.


پس از جنگ برخی از نمایندگان مجلس سوم به امام نامه می نویسند و خواستار
بازگشت به قانون می شوند این نامه را برخی امضا نمی کنند چون فکر می کنند
که امام به امضاکنندگان نامه عتاب می کنند اما دقیقا برعکس آن اتفاق می
افتد. این ذهنیت گویا در میان نمایندگان مجلس با آنچه که شما گفتید و پاسخ
امام هم نشانگر آن است، سازگاری ندارد.


اوج قانون گرایی و قانون پذیری امام در زمان اوج اقتدار امام بود. سال
آخر که امام جنگ را برده بود، منافقین سرکوب شده بودند، در داخل انسجام
خیلی خوبی بود و در حقیقت ایران از همه مشکلاتی که داشت سربرآورده بود امام
آنجا می گویند همه باید به قانون برگردیم. اگر کسی دیکتاتور باشد تازه در
این شرایط می گویند که قانون همان است که من می گویم. در حالی که امام در
پاسخ نامه نمایندگان می گوید شما درست می گویید. اینکه چند نفر نماینده در
نامه به امام در مورد قانون چیزی میخواهند و در واقع از او انتقاد می کنند
امام با آن روی باز می پذیرد بهترین نشانه قانون گرایی است.


امام این ویژگی بزرگ را داشت که به نظرم چه در تفکرش و چه در عملش و چه
در ساختار فکری و شخصیتی اش، قانون و مجلس و مردم سالاری جایگاه خاص خود را
داشت و امام به خود اجازه نمی داد که این حریم ها را بشکند.


مجلس خوب و مجلس مردمی در نظام جمهوری اسلامی چه مجلسی است این مجلس چه ویژگی باید داشته باشد؟


اولا جایگاه قانونی مجلس جایگاه رفیعی است، ثانیا در فرهنگ انقلاب
اسلامی ریشه دارد و از اندیشه امام برگرفته شده است از "میزان رای ملت است"
تا "مجلس عصاره فضائل ملت است" تا "مجلس در راس امور است" که حالا باید
بگوییم بود و الان دیگر نیست.


مجلس نوساناتی داشته است مجالس خیلی خوب داشتیم مجالس فداکار داشتیم.
این صفات را البته نمی توان به همه نمایندگان یک مجلس تعمیم داد. اما از یک
نکته در تشکیل مجلس غافل مانده ایم. اگر امام می گوید مردم ولی نعمت ما
هستند این مجلس باید خود را نماینده واقعی مردم بداند و در برابر هیچ قدرتی
جز مردم سر تعظیم فرود نیاورد. مجلس یعنی یک لولایی که مردم را با حکومت
پیوند می دهد این مجلس است که دموکراسی مستقیم را نمایندگی می کند. ما باید
این تمهید را فراهم بکنیم که واقعا نمایندگانی که انتخاب می شوند عصاره
فضایل ملت و نمانده مردم باشند وارد مجلس بشوند.این تمهید که نشده هیچ،
بلکه برعکس آن نیز اتفاق افتاده است با نظارت استصوابی و کارهای اشتباه
دیگر.


نماینده مجلس باید خود را پاسخگوی به ملت بداند. خداترسی و تقوا و ایمان
جای خود دارد اما نماینده باید خود را پاسخگوی ملت و زبان ملت بداند. ما
نماینده ای را می خواهیم که در عین حال که دانا است شجاع هم باشد. لکنت
زبان نداشته باشد. امام از مجلس خوشش می آید برای اینکه مدرس را می شناخت،
مدرسی که شجاع بود. امام می گوید مجلسی ها باید شجاع باشند اینکه در برابر
انحرافات و کجی ها و کاستی ها عرض اندام بکنند.


چون به این نکات توجه نکردیم مجلس ما عملا علی رغم اینکه باز هم نسبت به
بخش های دیگر حکومت در مجموعه مردمی ترین بخش های حکومت است اما نقاط آسیب
پذیر خیلی زیادی دارد و گاهی اوقات حتی دیدیم که متاسفانه در برابر قدرت
قاهره درون حکومت مرعوب و گاهی اوقات تسلیم شده است. این نکته مهمی است که
باید در نظر گرفت.


تمهید مجلس لوازم خاص خود را می خوهد نظام پارلمانتاریستی اگر حزب
نداشته باشد، شکل نمی گیرد اگر جامعه مدنی قوی نباشد نظام پارلمانتاریستی
شکل نمی گیرد، دولت ساز می شود نه مردم ساز. به نظر من انگار یک تعمدی وجود
دارد که عده ای می خواهند مجلس را آنگونه باب طبع خودشان هست تشکیل بدهند،
بنابراین قانون را به شکل خاص تفسیر می کنند انتخابات را آنگونه برگزار می
کنند و اگر چند تا نماینده واقعی هم به مجلس برود با فشارهای و تظمیع ها
اجازه نمی دهند کاری را انجام دهند.


این درحالی است که اگر ما به مردم اعتماد کنیم اگر احیانا در مواردی
افراد نادرستی هم وارد مجلس شود اکثریت قاطع مجلس آنچنان هیمنه و شکوه و
جلال و عظمت دارند که آن چندتا نتوانند کار خود را از پیش ببرند.


به نظرم الان یکی از مهمترین وجهه همت همه کسانی که می خواهند در حقیقت
قانون اساسی به درستی اجرا شود، این باشد که ما یک مجلس قوی داشته باشیم
اما با این شیوه اجرای قانون، این مساله یک آرزوی دست نیافتنی است.



آقای دکتر! در این سی سال هشت تا مجلس تشکیل شده است این مجالس
چه تفاوت هایی با هم داشتند. احساس می‌شود پس از تشکیل مجلس اول، یک سیر
نزولی در روند قدرت مجلس ایجاد شده است.


مجالس دور اول متشکل از افراد انقلابی بود و از شور انقلابی برخاسته
بود. روند انتخابات را ما می توانیم دو قسمت کنیم یک قسمت تا مجلس سوم که
به نظر من یک انتخابات تقریبا آزاد و منصفانه و عادلانه ای داشتیم. از
انتخابات چهارم کم و بیش دستکاری در انتخابات شروع شد البته نوسان هم داشت
ما انتخابات مجلس ششم هم داشتیم مجلس پنجم هم بهتر از هفتم و چهارم بود اما
هفتم و هشتم کاملا بسته بود.


این مجالس عمدتا چه ایرادات کلی داشته اند؟


ایراد نخست این است که در برابر مجلس یک قدرت قاهره مالی و روانی وجود
دارد بنام دولت که همیشه هم بوده است. دولت بیشترین کارشناس ها را دارد
بیشترین پول را دارد بیشترین تجربه را هم دارد و بنابراین خیلی می تواند
روی نظرات کارشناسی مجلس اثرگذار باشد یک بودجه وقتی می آید داخل مجلس،
مجلس فقط چند درصد می‌تواند بر این بودجه تاثیر بگذارد چون نه وقت دارد و
نه توان تحقیقاتی آن را دارد.


ایراد دوم این است که ما در جمهوری اسلامی مجلس را کارخانه وضع قانون
کرده ایم آن وقت می بینیم که ۶ قانون متناقض داریم که هیچ کدام از آنها
باطل نشده است اینها هر جایی یک بلبشویی به وجود آورده و هر کسی یک قانون
را وضع کرده است.


ایراد سوم اینکه، مجلس آنچنان که باید و شاید به کار نظارتی نپرداخته
است. نظارت یعنی جلوگیری از استبداد، قانون گریزی و قانون ستیزی. دولت
نباید بتواند از قانون بگریزد، قوه قضاییه که امنیت و جان و مال مردم را
باید تامین کند، نباید از قانون دربرود.


شما نایب رییس مجلس ششم بودید و بالاترین رای یک نماینده را در
تاریخ مجالس هشت گانه آوردید. بسیاری مجلس ششم را متفاوت تر از این مجالس
دیگر غیر از مجلس اول که قصه ای جداگانه دارد ، می دانند و برای این مجلس
امتیاز ویژه ای قائلند. شما چه نظری دارید؟


مجلس ششم در حقیقت درست جامعه آن زمان را و خواسته ها و مطالبات مردم را
نمایندگی می کرد. دراین مجلس عموما اصلاح طلبان حضور داشتند اما در عین
حال محافظه کاران هم بودند و قوی ترین آنها هم بودند. مجلسی بود که واقعا
می خواست نقش مجلس را ایفا بکند یعنی قوه نظارتی خود را اعمال بکند و از
حقوق مردم دفاع بکند نه اینکه فقط قانون وضع کند. به همین دلیل هم هست که
ما در طول تاریخ مجالس، چالش بیشتری را بین مجلس ششم و بخش های قانون گریز
حاکمیت داشتم. این اصطلاح از یکی از بزرگان کشور بود که می گفت ما هر روز
که رادیو را باز می کردیم و مجلس را گوش می کردیم تنمان می لرزید چون مجلس
مدام تذکر قانونی می داد.


یکی از ویژِگی های مجلس ششم شجاعت بود نمایندگان لکنت زبان نداشتند خیلی
روی این مجلس فشار آمد حتی از سوی دوستان خود. اما نماینگان دنبال این
نبودند که بار خود را ببندند البته ممکن است که افراد فرصت طلبی هم بوده
باشند اما اکثریت نمایندگان مجلس قدرت طلب نبودند کسی که قدرت طلب است با
قدرت باید بسازد نه اینکه با آن چالش کند و درگیر باشد.


بجز فضای سیاسی در عرصه های اقتصادی و فرهنگی مجلس چگونه ظاهر شد؟


مجلس ششم بنیان جدیدی در سیاست ورزی و مسائل اجتماعی و فرهنگی در داخل
کشور گذاشت اما می خواهم ادعا بکنم که در مسائل اقتصادی و معیشتی کارهای
بزرگی انجام داد که شاید کم نظیر باشد در طول تاریخ مجلس در بعد از انقلاب ،
مجلس ششم توانست راجع به بنیان های اقتصادی کار بکند و تصمیم گیری های جدی
انجام بدهد که نظیر آن کم دیده شد مثل قانون کار، عوارض، مالیات، خصوصی
کردن، تک نرخی شدن ارز و کارهای بنیادین و اساسی دیگر.


تصمیم گیری در مورد هدفمند کردن یارانه ها و اصلاح الگوی مصرف که به عمر
مجلس ششم نرسید. مجلس ششم این حسن را داشت که با یک دولت همفکر همراه بود
اگر نبود شاید این توفیقات را نداشت اما بخش عمده ای از کارهای مجلس ششم در
کارهای احتماعی و معیشتی صرف شد. نتیجه آن هم دیده شد بیکاری بیست درصدی
در دوران اصلاحات به دوازده درصد رسید تورم از ٣۵ درصد به ۱٢ درصد رسید.
سرمایه گذاری ها خیلی زیاد شد همکاری مجلس با دولت در گسترش میدان های
نفتی، گسترش صادرات، سرمایه گذاری های خارجی و ... کم نظیر بود که نتایج آن
را هنوز هم شاهدیم. اگر امروز دولت نهم و دهم می بالد که صادرات غیر نفتی
چند برابر شده یکی نیست بپرسد که این صادرات غیر نفتی چیست؟ اینها عمدتا
محصولات پتروشیمی است که اکثرا توسط دولت اصلاحات بنیاد گذاشته شده است.
















هاشمی رفسنجانی: غارت بیت المال برای خرید چند رای دیگر جواب نمی دهد


آیت الله هاشمی رفسنجانی که در مراسم بزرگداشت حماسه‌سازان جامعه پزشکی در دوران جنگ تحمیلی سخن می گفت، با اشاره به فداکاری های مردم در دوران جنگ ان ها را ناشی از اعتماد مردم به نظام دانست.

به گزارش ایسنا، وی شرایط جامعه را بر وضعیت اعتماد مردم موثر دانست و بر ضرورت حضور مردم درصحنه بیش از گذشته تاکید کرد.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این که فریبکاری ها موقتی است، گفت: «آمار دروغ دادن، ادعای دروغ کردن، پول بیخودی مصرف کردن که مردم می‌فهمند یک بازی است و بیت‌المال را به غارت بردن برای خرید چند رای و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی‌دهد. حتی اگر مردم نیاز داشته باشند این پول را می‌گیرند، ولی لعنت‌شان هم می‌کنند.»

هاشمی با اشاره به این که اعتماد بخشی از مردم در جامعه خدشه دار شده است اظهار کرد: «اگر بخواهیم امروز یک حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام بدهیم آن است که نظام و به طور کلی همه باید تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته و به تردید افتاده‌اند اعتماد آن‌ها را برگردانیم و صفای بین دولت و مردم، نظام و مردم و حکومت و مردم را ایجاد کنیم. این کار آسان‌تری است چون مردم آگاه آسان‌تر برمی‌گردند و لجبازی نمی‌کنند بشرط آن‌که واقعیت را ببینند.»

وی اظهار امیدواری کرد که مسئولان بتوانند سرمایه و اعتماد مردمی را حفظ و تقویت کنند. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از اظهاراتش باشاراه به تحولات منطقه گفت: «می‌توان منطقه را دید که مردم هوشیار، آگاه، مجاهد و مبارز شده‌اند. مردم یمن ماه‌هاست در خیابان هستند و شهید می‌دهند. در لیبی نیز مردم می‌جنگند و کشته می‌دهند. در سوریه نیز مردم مقاومت می‌کنند. در بحرین که یک مظلمه‌ای است و هیچ پناهی نیز در این دنیا ندارند. در مقابل مردم در مصر موفق شدند و در جاهای دیگر حرکت آغاز شده و این‌گونه حرکات ادامه دارد، چون مردم آگاه شده‌اند و حاضر نیستند که استبداد و وابستگی به استعمار را بپذیرند.»

هاشمی با بیان این که مردم با علم وارد شده و تحصیل‌کرده‌ها نیز مردم را روشن‌تر می‌کنند، افزود در این بین کانال‌های فراوان رادیو و تلویزیونی و سرعت انتشار اخبار اینترنتی و وب‌ها همه در اختیار مردم است. اگر حادثه‌ای در هر گوشه از دنیا اتفاق افتد همه مردم در همه جای دنیا می‌توانند آن را ببینند و تحلیل کنند. این‌چنین مردم آگاه دیگر زیر بار استبداد و استکبار نمی‌روند و فقط می‌توان با خدمت درست و با صداقت اعتمادشان را به دست آورد.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنان خود با تاکید بر این‌که جنگ تحمیل شده به ایران اهداف بسیار شومی داشت، اظهار کرد: «دشمنان ما پیش از به راه انداختن جنگ تلاش کردند از راه‌های بسیاری همچون کودتا، شورش مسلحانه و تحریم‌های مختلف انقلاب را از بین ببرند که به دلیل آنکه نتوانستند از این راه‌ها بجایی برسند شرق، غرب، ارتجاع عرب و دولت بعثی عراق با متحد شدن تصمیم گرفتند، علیه ایران جنگ کنند.»

وی شرایط داخلی آن روز ایران را بحرانی و دارای اختلاف توصیف کرد و افزود: «در آن دوران اختلافات بسیار جدی بنی‌صدر و تاخت و تازهای منافقان وجود داشت و می‌خواستند چند منطقه همچون خوزستان، بلوچستان و ترکمن صحرا و بخش‌هایی از آذربایجان را تجزیه نمایند. این اختلاف بسیار در داخل کشور و شرایط ارتش آن زمان ایران که در حال تصفیه بود و سران و فرماندهان ارتش دستگیر شده یا فرار کرده بودند و از سوی دیگر سپاه تازه در حال شکل‌گیری بود، در مجموع شرایطی را به وجود می‌آورد که بعثی‌ها تصور می‌کردند می‌توانند حمله موفقی را داشته باشند.»

این عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان این‌که نکته اساسی و مهم آن دوران اعتماد مردم به انقلاب بود، گفت: «بعد از عزل بنی‌صدر وحدتی در جامعه بوجود آمد، بطوری که مردم با اعتماد و عشق به نظام و با دست خالی و امکانات کم در صحنه حضور داشتند. حضور مردم در صحنه ضعف ارتش و کمبود سپاه را حل کرد و مردم بسیج عمومی را تشکیل دادند و نیروهای مردمی در جبهه‌ها حاضر شدند. در واقع نقطه قوت ما در جنگ داوطلبان دفاع بود.»

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به آمار ارایه شده در مورد شهدا، تصریح کرد: «شنیده می‌شود که از تعداد شهدا ارقام نجومی بیان می‌شود که این موضوع صحت ندارد. مجموع شهدا از ابتدای قیام در سال ۴۰ به بعد تا دوران جنگ و بعد از آن و بمباران و همه حواشی آن به ۲۰۰ هزار نفر شهید نمی‌رسد که بیشتر آنها در بمباران و قبل از انقلاب شهید شدند. بنابراین صحبت از میلیون‌ها شهید در این دوران درست نیست.»

هاشمی رفسنجانی همچنین تاکید کرد که تلفات ما در دوران جنگ بسیار کمتر از تلفات رانندگی در جاده‌هاست. به گونه‌ای که سالانه ۲۵ هزار نفر به صورت مستقیم در تصادفات می‌میرند که این میزان دو برابر تلفات جنگ است. جنگ هشت ساله‌ای که مردم با دست خالی در برابر ابرقدرت‌ها و ابرثروت‌ها جنگیدند و چنین نتیجه مهمی را بدست آوردند.

فرمان آزادی شما توسط رهبری، قطعا برمقبولیت ایشان خواهد افزود

محمد نوری زاد نویسنده و کارگردان که در جریان حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ و در پی نامه هایی به رهبری بازداشت شد و ماه ها در انفرادی ها و قرنطینه زندان اوین نگهداری شده در نامه ای خطاب به مهندس موسوی می گوید: سیدعزیز، مگر چه می گفتی و یا چه می خواستی که از چهار طرف، بر تو و بر اطرافیان تو سنگ باریدند؟ و حضور تو را در کانون قدرت برنتافتند؟ تو می گفتی:با رمالی و کف بینی و هاله ی نور و اوهامی چون مدیریت برجهان نمی شود کشور را اداره کرد.

این روزنامه نگار که به تازگی از زندان آزاد شده است در ادامه می گوید: زمان، مرگ پدر شریف تو را به تعویق انداخت. او می توانست سه سال پیش از دنیا برود. او زنده ماند تا تو را درحصار کسانی ببیند که خود، آنان را درسالهای تلخ و تاریک پهلوی پناه داده بود .

متن کامل این نامه به نقل از وب سایت رسمی دکتر محمد نوریزاد به شرح زیر است:

به نام خالق صبح

سید سلام ،

چه خوب که می شود بدون هیچ دخل و تصرف در اوزان آسمانی آدمیان ، تو را با همین مختصر خطاب کرد :

" سید ، سلام" !

به ما بگو حال و احوال هم بندی ات چگونه است ؟ امید که به همین زودی ، بند از دست و پای تو و هم بندی ات بگسلد ، و ما شما را مثل سابق ، در کنار مردم دربندخود ببینیم. و باز به امید روزی که بند از دست و پای مردم ما نیز بگسلد، و راه برای رشد مردمی که سالها از رشد ، باز داشته شده اند ، هموار گردد.

تو، سید عزیز، باید، آری باید، طعم بند را می چشیدی. و با رگ و پی ات ، با درد و داغ مردم دربند، می آمیختی .

از این پس ، هم تو ، و هم همسرت ، هرکجا اگر سخن از آزادی بگویید، و یا هرکجا از حقوق فردی و جمعی مردم سخن به میان آورید ، حتما به سمت و سویی اشاره می کنید که همانجا کانون آسیب ها و کاستی های مکرر ماست . جایی که مردم ما ، دراین سالهای پس از انقلاب ، مرتب بدان انگشت می نهاده اند و برآن تاکید می ورزیده اند و نگاه ما و شما و جهانیان را بدان سو می خوانده اند و ما و شما ، درک درستی از آن نداشته ایم . و یا بنا به مصالحی که تمامی نداشت ، از تماشای فاجعه ها رو می گردانیده ایم .

تو اما ، سیدعزیز، مگر چه می گفتی و یا چه می خواستی که از چهار طرف، بر تو و بر اطرافیان تو سنگ باریدند؟ و حضور تو را در کانون قدرت برنتافتند؟

تو می گفتی:

با رمالی و کف بینی و هاله ی نور و اوهامی چون مدیریت برجهان نمی شود کشور را اداره کرد. روزی که در "بند دو الف " زندان اوین ، سرکرده ی رمالان دولت را به بند مجاور من منتقل کردند، من از غربت سیادت تو به گریه افتادم . تو ، افق هایی را نشان ما می دادی که از چشم ما پنهان بود .

تو می گفتی :

یک بار و برای همیشه باید از رویه ی جاری و متداول پرونده سازی ، و ورود به حوزه های خصوصی مردم دست شست . من خود شخصا در زندان اوین ، دریافتم که خندیدن به حریم خصوصی مردم ، و ورود هماره و بی دلیل و غیرقانونی به این حریم ، زنگ تفریحی است که جماعتی از ما بدان معتاد شده ایم و در آن هوا حتی تنفس می کنیم .

تو می گفتی :

دست دزدان را باید از کیسه ی مردم بیرون کشید .

تو می گفتی :

نمی شود دست یک دزد بی نشان را به ساطور قانون سپرد و دست دزدان صاحب نامی چون رییس جمهور و معاون اول او را واگشود. درزندان بودم که نامه ی آقای توکلی به رییس قوه ی قضاییه مبنی بر دزدی های کلان معاون اول رییس جمهور را در یکی از روزنامه های رسمی کشور خواندم . مگر خود من چیزی غیر از این به رییس قوه ی قضاییه نوشته بودم که من اکنون در زندان باشم و آقای توکلی درمجلس؟ این دوگانه نگری به قانون در امتداد همان یک بام و دو هوایی است که خود ما ردش را در آژانس انرژی هسته ای نشان مردم دنیا می دهیم و ناله سرمی دهیم . که : ای مردم جهان ، می بینید آمریکای جهانخوار به انرژی هسته ای ما و انرژی هسته ای اسراییل چگونه با دو رویکرد مغایر می نگرد ؟

تو می گفتی :

ورود سپاهیان ونظامیان ، طبق قانون به عرصه های سیاسی و اقتصادی ممنوع است . درست همان عرصه ای که امروزه در تعلق محوری دوستان ما بوده و هست . عقل جمعی ، درست تشخیص می داده است که اسلحه بدستان اگر به هر عرصه ای ورود کنند ، بدیهی ست که دیگران از آن عرصه ها گریز خواهند کرد . که در این ورود مسلحانه و گریز هراسناکانه ، نه سلامتی برای رفتار سیاسی ما باقی خواهد ماند و نه سلامتی در حوزه های اقتصادی ، و نه هیچ سلامتی در هیچ حوزه ای . در دوسال گذشته ، درست پیش چشم مردمان دنیا ، همین خود ما نشان همه دادیم که چگونه می شود پوست از تن قانون درید و همان پوست دریده شده را برتن هر کودن دلخواه کرد .

تو می گفتی :

وقتی با اشاره به تاریخ ، و حکومت امام علی ، رقیبان خود را بی هیچ تخفیفی در صف خوارج نهروان جا می دهیم و با همین تطبیق هردمبیل، دنیا را برسر رقیب خود آوار می کنیم ، ابتدا باید علی بودن خود را ثابت کنیم . وگرنه هرکسی می تواند بدین ریسمان آویخته از تاریخ دست ببرد و با اشاره به خوارج نهروان ، سرضرب ، جایگاه علی را برای خود بلوکه کند .

تو می گفتی :

همه در برابر قانون یکسان اند . و روی کلمه ی "همه" ، تاکید می کردی . که یعنی بدون استثنا ! ویعنی : قانون ، به رهبر و رییس جمهور و همه ی رییس ها از یک طرف ، ویک روستایی از طرف دیگر ، به یک چشم می نگرد . درست همان نگرش امام علی . و درست همان نگرشی که در قانون اساسی ما هست و ما از اساس بیرونش کشیده ایم و به قهقرایی دور و نا پیدا پرتابش کرده ایم تا کسی سراغش را نگیرد . ما با غرور بر منبرها از امام علی و آن یهودی گمشده در تاریخ یاد می کنیم که به قاضی القضات خود امام علی مراجعه می کنند و امام علی - شکست خورده - از آن محکمه خارج می شود . و در این زمان ، آنچنان هیبتی از عدالت افراخته ایم که : حتی تجسم طرح شکایت یک روستایی بی نشان و آسیب دیده ، از رهبرمان یا از رییس جمهور، یا از هر رییس صاحب نام ، خنده دار یا : کفرآمیز تلقی می شود .

تو می گفتی :

باید غبار غلیظ نشسته بر چهره ی قانون را زدود و قانون را از زیر پای مجریان قانون بدر کشید و سرجای بایسته اش نشاند .

تو می گفتی :

چهره ی مخوفی که ما و بزرگان و حکومتیان از دین پرداخته ایم ، هیچ ربطی به ذات دین ندارد . که دین ، هرچه دارد ، جز زیبایی نیست و زشتی های نشسته به چهره ی آن ، فضولاتی است که خود ما به آن افزوده ایم .

تو می گفتی :

درپیشگاه قانون ، اقلیت سنی و مسیحی و زردشتی و یهودی و حتی کافران کمونیست، همان حقوقی را دارند که اکثریت شیعه . این وعده ها را ما ، در روزهای آغازین این نظام ، به مردم خود دادیم و رای آری آنان را ربودیم و بلافاصله بعد از کسب رای ، بنای ناسازگاری با مردم خود را پی نهادیم.

تو می گفتی :

باید به روی ایرانیان آواره و قهر کرده و عبوس و عصبانی آغوش گشود و نازشان را کشید و بخاطر سالها بد اخلاقی ، از آنان دلجویی کرد و به میهن بازشان آورد . تو می گفتی : نخبگان فراوانی که به هر دلیل به ما پشت کرده اند و راهی هر کجا غیر از وطن خود شده اند ، حراج ظالمانه ی استعداد ها و سرمایه های این سرزمین بحران زده اند .

تو می گفتی :

ادبیات هتاکانه و بی شرمانه و وقیحانه و دهشتناک رسانه های ملی و حکومتی را باید روفت ، و به جای آن : ادب انسانی را برکشید .

تو می گفتی :

اگر ریسمان دزدانی چون معاون اول رییس جمهور را بگیریم و بکشیم، بزرگان و صاحب منصبانی به صحنه آورده می شوند که هم اکنون برمسندهای بظاهر زوال ناپذیر خویش آرمیده اند و سردر اموال مردم فرو برده اند . و می گفتی : به محض افشای دزدی های آنان ، بزرگان مخفی شده ، مفتضحانه از اریکه های دروغین شان به زیر می غلتند .

تو می گفتی :

عنوان و درشتی عنوان آدمها، نباید برای آنان مصونیت ایجاد کند . و می گفتی : آدمها هرچه از پله های یک مسندبالاتر می روند ، پاسخگویی و شفافیت عملکردشان باید بیشتر باشد .

خلاصه سید عزیز،

تو ازهمین ها می گفتی که طرف مقابل ، تو را برنتافت . چرا که طرف مقابل ، اتفاقا بنا برهمین ویژه خواری ها و ویژه سالاری ها داشته و دارد .از همان ابتدا هم معلوم بود که مواضع مته گون تو، و حضور نامحرم تو در خلوت غارتگری آنان، تحمل شدنی نیست.

تو می گفتی :

اگر یک شهروند بی نشان ، تقاضای حسابرسی از خلوتگاه مالی شهرداری و ادارات و وزارتخانه ها و ریاست جمهوری و آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان را داشت ، نباید آن شهروند بی نشان را ، و زن و بچه و خویشاوندان او را " پودر" کرد.

تو می گفتی :

طبق آیه های قرآن ، کشتن یک نفر بی گناه ، بمثابه کشتن همه ی مردم روی زمین است . و می گفتی : ما با قتلهای زنجیره ای ، و قتلهای بی سرو صدای دیگر، هزاران بار ، بشریت را به اسم اسلام ازپا درآورده ایم . و می گفتی : یک چنین خوی و خصلتی اگر از هر کشور و تمدنی برآید ، از ما که به شوق شهد دین خدا کام گشوده ایم ، پذیرفتنی که نیست، بخشودنی نیز نیست .

سید عزیز ، می گفتی : ما با قتلهای زنجیره ای ، و قتلهای بی سرو صدای دیگر، هزاران بار ، بشریت را به اسم اسلام ازپا درآورده ایم . و می گفتی : یک چنین خوی و خصلتی اگر از هر کشور و تمدنی برآید ، از ما که به شوق شهد دین خدا کام گشوده ایم ، پذیرفتنی که نیست، بخشودنی نیز نیست .

سیدعزیز ، گذران شب ها و روزهای حصاری را که در آن گرفتاری شماره کن و انگشت بر روزی بگذار که سرفراز ، از میان بندهای گسسته ، پای بیرون می گذاری .

سنگینی دیو سیرتی رسانه های وقیح حکومتی را برشانه های خودشان وابگذار، که آنان در ابراز فهمی که لابد از دین خدا برداشته اند ، عکس سربرهنه ی همسر تو را برصفحه ی اصلی پرده ی نقالی خود گذاردند . ما اما ، از آبشار آسمان فهم، آموخته ایم که سربرهنگی را بر: برهنگی فهم ، و بر: بی فهمی و جهلی که چهره ی کریه خود را بزک کرده ، شرف و برتری بدهیم . ما ، با خزیدن به سایه ی سلامت و درستی ایمان همسرتو ، خود را در پناه پاکی ها و شایستگی ها می بینیم . درست همان سلامتی که بسیاری از مدعیان امروزین دین از او بی نصیب و بی بهره اند .

سید عزیز،

زمان ، مرگ پدر شریف تو را به تعویق انداخت . او می توانست سه سال پیش از دنیا برود . او زنده ماند تا تو را درحصار کسانی ببیند که خود ، آنان را درسالهای تلخ و تاریک پهلوی پناه داده بود .

سرت سلامت سید،

به خودت ، به همسرت، و به مردمی که چشم به راه تو اند ، نیک بنگر! جماعتی ، به زعم خود، آبروی تو را زیر پا نهادند و برآن پای کوفتند. آنان ، نابینا تر از آنند که برکشیده شدن تو را و آبروی تو را ببینند و باور کنند .

سید عزیز،

چشم به راه توایم . همپای روزگار. که او نیز با بازی های پنهان و آشکارخود ، چشم به راه توست.

تا ده سال دیگر ، بیست سال دیگر ، بسیاری از کسانی که با فهم تو گلاویز شدند ، همچون خود تو به دیار باقی خواهند شتافت . و دنیارا ، با همه ی اطوارش ، برای آیندگان باقی خواهند گذارد . آیندگانی که بنا ندارند سربه انبان فریب فرو برند و از آن سیر بخورند . آیندگانی که برباورهای درست خانه خواهند ساخت. و بسیاری از فضولات فکری و اعتقادی امروز ما را دور خواهند ریخت . و به ناب فهم و عقل و عشق ، دست خواهند برد .

بدا به حال من ، که از همین امروز، در رکاب فهم و عقل و عشق نباشم.

من، همینجا، از موضع یک کوچک تر ناپیدا، از رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران، تقاضا می کنم به یمن خاطره های خوب و صادقانه ای که از تو و پدرشریف تو دارند، تو را، همسرت را، و جناب کروبی را، از حصار بدرآورند.

فرمان آزادی شما توسط ایشان ، قطعا برمقبولیت ایشان خواهد افزود و فضا را برای گشایش هرچه بیشتر خواهد گشود. ما با هر تعدادی که داریم، سیزده ملیون، کمتر یا بیشتر، مصرانه این تقاضا را به آستان رهبرمان تقدیم می داریم و ابراز بزرگواری ایشان را انتظار داریم. چرا که اصرار برتداوم حبس و حصار شمایان، هرگز به نفع نظامی که ضرورت بقایش را شعار می دهیم نیست. انتظار ما از رهبر عزیزمان مدیریت بر بحرانی است که چون سیل به سمت ما هجوم می آورد. بحرانی که اگر صبوری اش سرآید، نه اسلحه خواهد شناخت و نه چیزی به اسم اسلام. و قطعا همه ی ما را خواهد روفت و به دره ای بی انتها در خواهد انداخت. بحرانی که زنگ هشدارش در کشورهای منطقه به صدا در آمده است و ما متعمدانه اما نابخردانه، با رویگردانی از عبرت پذیری، خود را از مسیر آن بدر می بریم .

سید عزیز ،

پنجشنبه ی هفته ی گذشته ، با هزار مکافات ، و البته با همراهی و همکاری و تصویربرداری لحظه به لحظه ی حراست بیمارستان مدرس ، به دیدن مردی رفتم که سالها ، در آن رژیم و در این رژیم ، زندانی بوده است . مردی که اکنون ، نفس های پایانی عمر پرفراز وفرود خود را فرو می برد و برمی آورد .

مردی که غریبانه ، چشم بردنیای پرفریب، و فریب کاری امثال من، بسته است تا همان چشم را چند روز دیگر ، به محشری از آسمان خدا بگشاید. عزت الله سحابی ، اکنون، با نفس های پایانی عمرخود، میزان فهم ما را ، میزان شعور ما را، ومیزان درستی دین و انسانیت و آزادگی ما را به احتجاج آورده است .

این روزها ، چه خوب که اخبار بیماری و درگذشت یک فوتبالیست در رسانه های ما تاب خورده و همه ی حساسیت ها و حیثیت رسانه ای و مملکتی ما را متاثرساخته است. و چه بد ، که عزت الله سحابی ، بی سرو صدا، رخت از این دنیا بر می بندد، تا دنیا را ، با همه ی وسعتش ، برای ما باقی گذارد. او اگر بجای سیاست در آن دوران تاریک ، می رفت و به کار دیگری روی می برد ، با استعدادی که داشت ، امروز رسانه ها ، اخبار ضربان قلب ثانیه به ثانیه ی او را رصد می کردند . ما اما با اطلاق جاسوسی و وطن فروشی ، او را و دیگرانی چون او را فرو کوفتیم تا خود بر فراز آییم . بربالین او ، به چهره ی رنجور و فرسوده و بیمار و چشمان بی فروغ او که نگریستم، این چند جمله را از او دریافتم :

ای همه ی دنیا خواهان،

دنیا به کامتان!

من راه خویش برگزیده ام ،

و در کشاکش این راه،

بندها را ،

با مرگ خود، بریده و رفتم .

دنیا برای شما.

سیراز آن بخورید.

سخت که سیر شدید،

حالا کمی بیاندیشید.

کار سختی ست ، نه؟

به این بیاندیشید که :

مرگ شما نیز در راه است .

سید عزیز ،

زمان با شتاب ، به نفع تو و سلامت تو و سلامت راه تو سپری می شود . تو قطعا ، سرفراز فردایی هستی که : جهان هستی ، برای تو تدارک دیده است . من از این در شگفتم که : تو ، و همسرت ، در بند باشی ، و آنانی که شیر نفت بی زبان ملت ما را به جیب مبارکشان متصل کرده اند و قربته الی الله مشغول بالا کشیدن سرمایه های بی بازگشت این مردم اند ، آزادانه برسر مسندهای این کشور حسرت زده جولان بدهند و در خلوت خود به ریش ما بخندند . عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده ی خود مان نیز اقدام کردیم . باورم براین است که سید عزیز ، بسیاری از بزرگان صاحب نام و انقلابی ما و نمایندگان ما و دستگاه قضایی ما ، در نسبت با تو و همسرت و آقایان خاتمی و کروبی و حرکت معترضانه ی مردم ، و خون هایی که به ناحق در این دوسال ریخته شد ، به آنچنان آزمونی از آزمونهای الهی در افتادند که جز روسیاهی برای آنان نمانده است . در فردایی که همین نزدیکی هاست ، ما و تاریخ و جهانیان ، تماشاگر این روسیاهی دسته جمعی خواهیم بود . و البته تماشاگر رو سپیدی شمایان . صبور باش دوست ما . صبور .

من از این در شگفتم که : تو ، و همسرت ، در بند باشی ، و آنانی که شیر نفت بی زبان ملت ما را به جیب مبارکشان متصل کرده اند و قربته الی الله مشغول بالا کشیدن سرمایه های بی بازگشت این مردم اند ، آزادانه برسر مسندهای این کشور حسرت زده جولان بدهند و در خلوت خود به ریش ما بخندند . عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده ی خود مان نیز اقدام کردیم .

سید ، سرت سلامت و آسیب از تو دور . ما و همه ی مردم ، چشم به بیت رهبرمان می دوزیم تا به یک اشاره ی حضرت ایشان ، راه آزادی بر شمایان گشوده شود . گرچه چشم ما ، پیشتر به آسمان خداوند است . تا مگر ما را از بارش برکاتش متنعم سازد . که سرزمین فلک زده ی ما ، امروز، بیش از هر زمان دیگر، به این برکات محتاج است . آیا رهبر گرامی ما صدای ما را می شنوند؟ این ما ییم و فریاد تقاضامندی ما . ما مگر چند نفریم ؟ حداقل سیزده ملیون نفر. و جمعیتی به کثرت تاریخ . و آرزوهایی که برای برآورده شدن پای می کوبند . آیا ما همین امروزها خبر خوبی از بیت ایشان خواهیم شنید؟

آیا رهبر گرامی ما صدای ما را می شنوند؟ این ما ییم و فریاد تقاضامندی ما . ما مگر چند نفریم ؟ حداقل سیزده ملیون نفر. و جمعیتی به کثرت تاریخ . و آرزوهایی که برای برآورده شدن پای می کوبند . آیا ما همین امروزها خبر خوبی از بیت ایشان خواهیم شنید؟

خدایا خامنه ای ما را محافظت کن . ما به مهربانی او بیش تر نیازمندیم.

با احترام و ادب : محمد نوری زاد ۵/۳/۹۰


نامه محمد نوری زاد به میرحسین موسوی

خرداد ۰۶، ۱۳۹۰

مهدی کروبی به هیچ وسیله ارتباطی دسترسی ندارد

اما
حسین کروبی، فرزند ارشد آن‌ها این اخبار را کذب می‌داند و حتی اعلام
می‌کند که پدرش هفته‌ی گذشته "برای اولین بار" توسط ماموران امنیتی به
هواخوری مجتمع محل سکونت‌شان برده شده است.


 


حسین
کروبی همچنین از فشارهایی که پس از آغاز این حصر بر وی و خانواده‌اش آمده
می‌گوید و خبر می‌دهد که "نزدیک به سه ماه است  ماموارن امنیتی پرونده‌های
تحصيلی فرزندانم را از مدرسه ضبط کرده و با خود برده اند."


 


خبرنگار جرس درباره آخرین وضعیت مهدی و فاطمه کروبی، با پسر ارشد آن‌ها به گفت‌وگو نشسته است که در پی می‌آید:


 


در حال حاضر نزديک به صد روز از حصر آقاي کروبي و همسرشان مي‌گذرد؛ ممکن است درباره آخرين وضعيت پدر و مادرتان توضيح دهيد؟


 


قبلا
همان‌طور که مادرم در مصاحبه با سايت سحام نيوز گفته بودند شرايط  پيش از
عيد نوروز بسيار سخت بود. ولي بعد از عيد نوروز شرايط کمي بهتر شده.  به
اين معنا که از 15 فروردين نيروهاي امنيتي تلويزيوني را در اختيار قرار
دادند. البته برنامه هاي تلويزيون که ديدن ندارد، تنها آقاي کروبي سريال
مختارنامه را جدي پيگيري مي کردند و يا اينکه از برخي برنامه هاي خبري صدا و
سيما استفاده می‌کنند. چند روزي هم هست که مادرم توانسته اند چند کتاب
شعري که حاج آقا به ايشان سفارش داده بودند مانند ديوان اشعار حافظ و
مولانا و پروين اعتصامي را با هماهنگي ماموران امنيتي برايشان تهيه کنند و
اکنون آقاي کروبي به غير از قرآن و مفاتيح، صاحب اين کتاب ها شدند و اوقات
خود را با اين ها سپري مي کنند. جالب هست که بدانيد هفته گذشته نيز براي
اولين بار، ماموران پدر را براي هواخوري به حياط مجتمع برده بودند.


نيمي
از واحدهای مجتمع مسکوني که پدر و مادرم در آن‌جا ساکن هستند متعلق به
افراد ديگر است و طي اين مدت حقوق آنان به دليل اين رفتار نيروهاي امنيتي
ضايع شده بود، به همين دليل پدرم درخواست کردند که مادرم خانه اي را تهيه
کنند که از اين منزل به منزل ديگري نقل مکان کنند تا بيش از اين حقوق
مالکان ديگر ضايع نشود.  مادرم ابتدا ساختماني را در حوالي ميدان هفت تير
فراهم کردند،  ولي مورد موافقت وزارت اطلاعات قرار نگرفت. آن هم به دليل
موقعيتش که در هفت‌تير هست. اکنون مادرم مجددا دنبال مکان ديگري هستند؛ اما
مشکل اساسي اين هست که مالکان حاضر به اجاره و رهن دادن منزل‌شان
نمي‌شوند. اين عدم موافقت مالکان از جهت آقاي کروبي و همسرش نيست بلکه به
خاطر 20 مامور امنيتي است که شبانه روز در منزل باید حضور داشته باشند.
مالکان نمي دانند و مطمئن نیستند که چه بلايي بر سر ملک ممکن است بيايد و
جرات رهن و اجاره دادن ملک خود را ندارند. بنده اميدوارم مادرم تا چند روز
آينده بتوانند اين محل جديد را تهيه و انتخاب کنند. در مورد تلفن نيز بايد
بگويم آقای کروبی به هيچ عنوان دسترسي به هيچ‌گونه وسيله ارتباطي ندارند.
نه روزنامه و نه کتاب و نه چيز ديگري. البته مشکلي براي خريد مواد آذوقه
نيست. در مورد ملاقات ها هم هرکدام از فرزندان به غير از من توانسته‌اند يک
مرتبه ديدار داشته باشند.


 



به
نظر مي آيد رسانه‌هاي جريان حکومتي همچنان علاقه زيادي به انتشار اخبار
دروغ  و مشکوک در مورد رهبران جنبش سبز و همسرانشان دارند، به صورت مشخص و
در آخرين مورد سايت نداي انقلاب اقدام به انتشار اخبار عجيبي از وضعيت
ايشان در حصر کرد. چه دليلي براي چنين فضا سازي هايي مي بينيد؟


 


متاسفانه
از رسانه‌هايي که از پول بيت‌المال دارند ارتزاق می‌کنند هيچ جاي تعجبي
نيست. وقتي که در سوريه صدها نفر کشته شده اند و کلمه‌ای اين رسانه ها نمي
گويند و يا با کمال وقاحت شهيد دزدي مي کنند و شهداي جنبش سبز را به عنوان
شهداي بسيج مصادره کرده و براي آنها کارت بسيج جعلی صادر می‌کنند و حتي به
خانواده‌ها مراجعه مي کنند و قصد دارند با دادن وعده استفاده از مزاياي
بنياد شهيد، پول نقد و غيره آنها را تطمیع و  خانواده ها را از تکذيب اصل
ماجرا و موضوع بازدارند؛ ديگر از  اين رسانه ها و اخبارشان چه انتظاري بايد
داشت و اخبار اينها هيچ گونه اعتبار و ارزشي ندارد.


 


در
اين مدت، براي خودتان و برادرتان نيز محدوديتي پيش آمده است؟ يادم مي آيد
روزهايي  شما گفته بوديد حتي امنيت به مدرسه فرستادن فرزندتان را هم
نداريد؛ آيا فشارها و مزاحمت‌ها همچنان ادامه دارد؟


 


بعد
از اينکه در همان ايام به منزل من ريختند و حدود ۱۳ روز در خانه ام مستقر
بودند و حتي فزرندانم در اين ايام دسترسي به کتاب‌هاي مدرسه شان نيز
نداشتند؛ دوستان اطلاعاتی زحمت کشيدند و از منزل شخصي من خارج شدند و به
دنبال آن با مراجعه به محل تحصيل فرزندانم ،حدود سه ماه است که پرونده هاي
تحصيلي فرزندانم را از مدرسه ضبط کرده و با خود برده اند. بنده هم پيغام
دادم و مجددا از همين طريق پيغام مي‌دهم که اگر پرونده هاي فرزندانم را
برنگردانيد به رهبري نامه مي نويسم و برخي موارد را با ايشان مطرح مي کنم.
چون اين‌طور کارهاي زشت و کودکانه فقط توسط سازمان امنيت استالين صورت مي
گرفت و اين براي حاکميت زشت است که بعد از رفتن سراغ خانواده مهدي کروبي
حالا به سراغ نوه هاي وي نيز بروند. کار حکومت به کجا رسيده که از دو فرزند
مدرسه اي من جهت  فشار بر من دارند استفاده مي کنند؟  کاري که ساواک حتي
يک مورد با چريک‌های مسلح هم انجام نداد. اين اقدامات نهادهاي امنیتی نشان
از قدرت آنها نيست، بلکه نشان از ضعف آن‌ها است.


 


در حال حاضر پدر و مادرتان کجا هستند؟


  


همانطور
که طي اين مدت گفته شد حاج آقا در منزل هستند و هرگز نتوانستند از منزل
حتي براي دقايقي خارج شوند ولي مادرم براي درمان و براي تعويض منزل از خانه
خارج شده اند.


 


 آخرين بار که يکي از اعضاي منزل يا دوستان آنها را ملاقات کرده‌اند کی و تحت چه شرايطي بوده است؟


  


آخرين
ديدار با آقاي کروبي توسط خانواده من صورت گرفت اما متاسفانه به دليل
اينکه ماموران خواسته بودند همسرم را بازرسي بدني کنند و ايشان اعتراض کرده
بودند، از ملاقات همسرم با پدر جلوگيري به عمل آورده بودند. همسرم به
بازرسان گفته بود "وقتي ديدار در حضور چهار ماموران امنيتي خانم و آقا صورت
مي‌گيرد ديگر چه جاي بازرسي بدني و اين‌که من چه چيزي را مي‌توانم به
ايشان در حضور اين تعداد نيرو امنيتي منتقل بکنم؟ از طرف ديگر اين‌جا منزل
آقاي کروبي هست و شما منزل ايشان را تصرف کرده ايد و حق نداريد مرا بازرسي
بدني کنيد." لذا تنها فرزندانم با ايشان ديدار داشتند. در همان ديدار پدرم
به فرزندانم گفته بودند: "من اگر آزاد بشوم همان بيانيه‌ها و همان مصاحبه
ها را انجام خواهم داد و بر مواضع قبلي خودم محکم ايستاده ام".


 


 گفته شد که مدت‌ها چراغ منزل‌شان خاموش بود و هيچ تحرکي در منزل مشاهده نمی‌شد. آيا مشخص شد که در آن روزها ايشان در کجا و تحت چه شرايطي بوده‌اند؟


 


همان‌طور
که در همان زمان گفته شده بود ايشان را از منزل خارج نکرده بودند و نيروها
پنجره ها را بسته و روي آنها را پوشانده بودندکه هيچ نوري از منزل خارج
نشود. لذا هيچ گونه علامتيکه مبني بر حضور اين عزيزان در منزل باشد وجود
نداشت و ما تصور مي کرديم هيچ کسي در منزل نيست. حتي ماموران چراغ هاي
پارکينگ و راهرو ها را نيز خاموش کرده بودند. پدر و مادرم آن روزها در
شرايط خيلي سختي بوده اند و به موقع گفته خواهد شد که چه رفتارها و
برخوردهاي  زشتي را اين افراد با اين دو بزرگوار انجام داده اند.


 


با تشکر از وقتی که در اختیار جرس قرار دادید و با امید آزادی رهبران جنبش.

مصاحبه فرزند مهدی کروبی در ارتباط با وضعیت والدینش


مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...