اسفند ۰۹، ۱۳۸۹

برای عبدالله رمضانزاده: ترکمان چای و تاریخ و شما

ramezanzadeh-1x1.jpgبرای عبدالله رمضان زاده



در این دو سالی که از سخنرانیتان گذشت ، با آه سنگین صبح را شب میکردیم و شب را - به زور- صبح. به زور واحدهای دانشگاه را گذراندیم. زندگی حکم یک زنجیر و وزنه ی سنگین پیدا کرده بود. حسرتِ یک فریادِ بلند" خدا بزرگ است" گلویمان را کویر کرد و نشد که در خیابانهای سرد اینجا فریاد بزنیم. نشد.

فردای آن روز انتخابات که سخنرانی شما را گوش کردم ، ایستادم ، و دیگر اتاق کوچک کتابخانه ی دانشگاه وسعت دریا داشت. "ما ایران را دست بیگانه نمیدیم. گاز کشور رو ننگین تر از قرارداد ترکمان چای میفروشن. ما می ایستیم". دو سال گذشت تا برایتان بنویسم: ما ایستادیم. و هنوز هم خواهیم ایستاد. من از گلوله میترسم. از باتوم هم. اما از ایستادن نمیترسم. حرفهای یک شبِ شما، برای من بس ، تا روایت شوید و تا ما بایستیم.

حالا طعم ترکمان چای و تاریخ و استبداد، در دهانم تلخ میشوند، ‌و من به این فکر میکنم که آنکس که شما را و امثال شما را به زندان میبرد، در پستوی خانه اش از یادها خواهد رفت و من، از شما ، قصه ها خواهم ساخت. بازجویتان را درود میفرستم اگر این نامه را بخواند، تا بداند، شما در زندان باشید و نباشید، یادتان ماندنی است. به بازجوی محترم - که او نیز پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است- میگویم بیهوده تقلا نکند، ما گاز را پس نخواهیم گرفت ، اما کوزه ی تاریخ را، ما شکل خواهیم داد، و همیشه اینگونه بوده است.



یک ایرانی دور از وطن



چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است

به گزارش ایرنا، محمود احمدی‌نژاد، روز چهارشنبه در پایان جلسه هیات دولت، در باره تحولات اخیر منطقه، گفت: "به سران این كشورها اكیدا توصیه می‌كنم كه اجازه دهند مردم كشورهایشان حرف خود را بزنند و تابع نظر ملت‌ها باشند".
وی افزود: "چگونه ممكن است حاكم یك كشور، مردم خود را به رگبار مسلسل، توپ و تانك ببندد و آنها را بكشد و بعد اعلام كند كه هركس حرفی بزند، او را خواهد كشت؟"...
احمدی‌نژاد با اظهار تعجب از رفتار بد حكومت لیبی در قبال مردمش، گفت: "همه باید به خواست مردم خود تن دهند و در غیر این صورت نتیجه‌شان از قبل مشخص است".
وی تأکید کرد که "مقاومت در برابر خواسته ملت‌ها نتیجه‌ای نخواهد داشت" و سپس به مسئولان کشورها توصیه کرد که "با مردم همراهی و گفت‌وگو كنند و حرف‌های آنان را بشنوند".
احمدی‌نژاد گفت: "چرا باید اینقدر بد عمل كنند كه مردم خواستار انجام اصلاحات شوند و علیه حكومت قیام كنند؟" وی در پایان افزود: "ما منتظر تحول اصلی و موج بزرگی هستیم كه ریشه همه فریبكاری‌ها را از جهان برچیند"...
این گفته رئیس دولت مستقرمصداق واقعی آن ضرب المثل مشهورچراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است، می باشد چراکه در حالی که درزیر سایه دولتی که ایشان مسئولیت آنرا بعهده گرفته است ارگان ها و نهادهای مختلف و متعددی، کوچکترین انتقاد و اعتراض و تجمعی را با شدیدترین و خشن ترین وجه مورد سرکوب قرار می دهند و معترضین و منتقدین و مردم تظاهرکننده نیز، توسط مقامات ارشد حکومت و ازجمله خود ایشان- همانند دیکتاتورهای مصر و لیبی - "مزدور خارجی"، "خس و خاشاک" و مواردی کاملا توهین آمیز و هتاکانه خوانده می شوند.
از روز 22 خرداد سال گذشته که انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و در حالیکه هنوز رای گیری در صندوق ها بپایان نرسیده بود حمله نیروی های لباس شخصی به ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در قیطریه شروع شد و با انجام کودتای انتخاباتی نتیجه ای اعلام شد که با اعتراض میلیونی مردم در راهپیمایی 25 خرداد مواجه شد ، حاکمیت با توسل به همه شیوه های ممکن در پی سرکوب معترضان برآمد . از بازداشت هزاران نفر فعال سیاسی و روزنامه نگار تا کشتار معترضان در خیابان و شکنجه گاه کهریزک و تجاوز به اسیران سبز و برقراری فضای امنیتی و پلیسی شبیه به حکومت نظامی و در یک کلام تعطیل قانون اساسی و برقراری وضعیت فوق العاده در کشور بگونه ای که حتی از مراسم تشییع و ترحیم افرادی که به نحوی به جریان سبز اعتراضی تعلق داشته باشد جلوگیری کرده و خانواده اش را تحت انواع و اقسام فشارها قرار می دهند ، و به رغم همه این سرکوبها و فشارها نه تنها جریان اعتراضی خاموش نگشته بلکه قدرتمند تر از گذشته روز 25 بهمن و 1 اسفند به خیابانها آمدند و باز این بار هم مورد حمله نیروهای انتظامی و شبه نظامی و لباس شخصی فرار گرفتند و سه نفر جان باختند و حاکمیت در واکنشی عصبی به حصر و زندان خانگی دو رهبر جنبش سبز موسوی و کروبی به همراه همسرانشان دست زد.
آیا این طنزی تلخ برای ما ایرانیان نیست که رئیس دولت مستقر در یک چنین شرایطی و در حالیکه در چند قدمی دفترش زندانی خانگی برای نحست وزیر دوران امام خمینی و اداره کننده کشور در سخت ترین دوران جنگ ساخته اند و در جایی دورتر کروبی مورد اعتماد و نماینده امام در بنیاد شهید و امیرالحاج و رئیس دو دوره مجلس شورای اسلامی را در خانه اش به بند کشیده اند ، چنین سخنانی را خطاب به سران دیگر کشورها بزبان آورد؟ براستی شنیدن این سخنان برای ایرانیانی که به ویژه در دوسال گذشته با گوشت و پوست خود رفتار اقتدارگرایانه و سرکوبگرانه دولتمردان با مردم معترض را دیده اند چه احساسی دست می دهد؟ آیا اینگونه سخن گفتن ذیل نام حکومتی دینی و عنوان اسلامی مصداق بارز این حدیث شریف پیامبر نیست که رطب خورده منع رطب چون کند؟ آیا مردم دیگر کشورها که در همه دوسال گذشته و به رغم همه سخت گیری ها و اعمال سانسور و فشار فیلم ها و تصاویر برخورد و سرکوب مردم معترض توسط نیروهای دولتی را در خیابانهای تهران و شهرستانها و کشته شدن افراد را دیده اند و خبر بازداشت و زندان هزاران نفر را شنیده اند چه واکنشی نسبت به این سخنان خواهند داشت ؟ این کلامی نغز از خواجه عبدالله انصاری است که برخی خار را در چشم دیگران می بینند اما درخت را در چشم خود نمی بینند ، و این داستان غم انگیز امروز کشورماست که دولتمردانش بجای درپیش گرقتن رفق و مدارا و قانونمداری با مردم خودشان و اجازه انتقاد واعتراض و راهپیمایی و شنیدن صدای آنها فقط به دیگران سفارش اینها را به دیگران می کنند و درحالیکه به استبداد ورزان دیگر انذار و هشدار می دهند و سقوط آنان را قریب الوقوع می شمارند خود هیچگونه حقی برای مخالفانشان برسمیت نمی شناسند و استبداد می ورزند و گویا مرگ را فقط برای همسایه حق می دانند ! جنبش سبز مردم ایران خواسته حز همین ها که رئیس دولت مستقر به سران دیگر کشورها سفارش انجام انها را به سران دیگر کشورها کرده است درحق ملت ایران ندارد و در یک کلام دراین باره باید تکرار کرد چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .


درخواستی از سر درد و عشق به کشور

عالمان، متفکران، دلسوزان و علاقمندان به سرنوشت کشور
بیش از یک سال است که کشور عزیز ما ایران با بحرانی سخت روبروست. طی این مدت بهترین فرزندان این ملت به گناه ناکرده و به جرم انتقاد و مخالفت با خودکامگی و تلاش برای تحقق آینده ای بهتر برای ایران، در دادگاه های فرمایشی به حبس های طولانی محکوم شده اند، خانواده های بسیاری داغدار عزیزان گشته و تعداد بیشتری محروم از حق دیداری ساده با پدر، مادر، برادر و یاخواهر محبوس خویش به غم نشسته اند و روزی نیست که عده ای به این خیل عظیم اضافه نشوند. در سویی دیگر موج خشم و عصبانیت و نارضایتی هر روز بیش از روز پیش سطوح و لایه های بیشتری از جامعه را فرا می گیرد. توقیف روزنامه ها و فیلتر سایت ها و اعمال شدید ترین و بی سابقه ترین سانسور علیه رسانه ها، محروم ساختن منتقدان حتی از برگزاری مراسم دعای کمیل و ختم بستگان خویش در کنار تبیغات سهمگین گوبلزی و انبوه اتهام و دروغ شبانه روزی علیه مخالفان و منتقدان نه تنها کمکی به حل مشکل نکرده، بلکه آن چنان که حضور میلیونی روز 25 بهمن نشان داد، بر دامنه اعتراضات و خشم و عصبانیت ها افزوده است.

بداخلاقی، دروغ ، تزویر، فحاشی ، توهین و تهمت و هتک حیثیت انسان ها و درنوردیدن همه حریم های شخصی منتقدان و مخالفان به نام دفاع از دین و ولایت، به بهای گسترش روز افزون دین گریزی و بی اعتقادی جوانان، سکه رایج عرصه سیاست و قدرت رسمی در این کشور شده است. خودکامگی و نقض حقوق اساسی ملت به امری بدیهی و مسلم مبدل شده آن چنان که توصیه و پیشنهاد دلسوزانی همچون خاتمی مبنی بر ایجاد فضایی غیر امنیتی و پلیسی و پایان دادن به سانسور و توقیف مطبوعات به عنوان شروط ضروری برای برگزاری انتخاباتی سالم گناهی نابخشودنی تلقی و با فحاشی و هتاکی و عربده کشی پاسخ داده می شود.

امروز دلسوزان و علاقمندان و چهره های خدوم و امتحان پس داده در فشار و انزوا و یا در حصر و زندان به سر می برند، عالمان خوار و مطرود و مداحان بر صدر و محبوب گشته اند، عده ای هتاک در لباس دین و قدرت حشمت می فروشند و مرجعیت و روحانیت را مطیع و مقهور می خواهند ، مجلسی که قرار بود در رأس نظام باشد بی ارج و مضحکه قدرت شده است و مردم معترض در کوچه و خیابان اوباش نامیده می شوند و اوباش متجاوز و هتاک، امت در صحنه لقب می گیرند.

آتشی که قدرت طلبی عده ای تازه به دوران رسیده در انتخابات ریاست جمهوری دهم به جان این ملت انداخت و در آغاز با تدبیری ساده قابل مهار بود، امروز شعله های بلندش کشور را احاطه کرده است. اعتراضی که در شعار ساده رأی من کو خلاصه می شد، براثر عناد و لجاجت و ذهنیت متوهم گروهی جاه طلب امروز درحال تبدیل شدن به مطالباتی است که معلوم نیست تمام ظرفیت های واقعاً موجود نظام هم قادر به پاسخگویی آن باشد.

این درد را باید به کجا برد کشوری که سال ها پیش از رواج پدیده هایی مثل فیس بوک و تویتر و...، با آفریدن حماسه ای ملی از طریق سازوکارهای مسالمت آمیز و قانونی، پرچمدار تحقق حقوق شهروندی و جامعه مدنی و حرکت اصلاحی خودجوش و درونزا شد، در اثر عملکرد فرقه ای استبداد طلب و قدرت پرست، امروز باید به جایی برسد که در برابر ملت های منطقه احساس حقارت و سرشکستگی کند.

بزرگان و مردان عرصه علم و عمل
آن چه عرض شد تصویر زشت و هولناک و در عین حال واقعی امروز کشور ماست . برای کسانی همچون من و یارانم که عمر خود را در راه پیروزی انقلاب و تحقق آرمان های آن صرف کرده و در مبارازات قبل از انقلاب و جبهه های جنگ تا تقدیم جان ناقابل پیش رفته ایم، مشاهده این صحنه دردناک، جانکاه تر از سختی محرومیت و حبسی است که امروز در میان سالی و پیری به ستم بدان گرفتار شده ایم. تردید ندارم هر علاقمند به آیین و ملک و ملت، نیز با مشاهده واقعیات تلخ امروز احساسی جز این نداشته و نخواهد داشت.

اگر چنین است که یقیناً چنین است، سکوت چرا؟ و سپردن سرنوشت کشور به اراده مشتی تازه به دوران رسیده و قدرت طلب که جز در فضایی لبریز از کینه و خشونت امکان حیات و بقا ندارند، چرا؟ اگر شما در این شرایط حساس گرفتار مصلحت سنجی های کاذب شده و به جای اقدامات و ابتکارات حکیمانه ، جمعی و شجاعانه برای نجات کشور سکوت پیشه کنید و به صحنه نیایید ، بدون شک فریاد های اعتراض و نارضایتی در کوچه و خیابان بلندتر، سرکوب و خشونت شدیدتر و خشم و کینه فراگیرتر خواهد شد. و این روند نامبارک معلوم نیست به چه فرجام شومی بینجامد. نه عشق و علاقه شما به کشور و ملت کمتر از عطش خودکامگان به قدرت است و نه سهم و نقش شما در این انقلاب از سهم و نقش آنان کمتر.

عزیزان، سروران بزرگوار
این درست است که در سال های اخیر هرگاه عزیزی از شما دلسوزانه و مشفقانه برای برون رفت کشور از بحران و حاکمیت اعتدال و عقلانیت، طرحی مطرح کرده است، آماج هتاکی ها و پرده دری های این جماعت قدرت پرست خشونت طلب قرار گرفته و ناگزیر از سکوت شده است. اما این تجربه تلخ نباید شما را از ایفای مسؤلیت تاریخی و سرنوشت سازی که امروز دست تقدیر بر دوشتان نهاده است، بازدارد. این هتاکی ها و تهدیدها و عربده کشی ها را هزینه کوچکی بدانید که باید در کنار دردها و مصائب ملت و در راه نجات کشور متحمل شوید، بی شک پایداری، و حضور فعال و مصمم شما برای نهادن حدی بر روند روز افزون خودکامانه کنونی، پایان بخش عصبانیت ها و اعتراضات فزاینده و موجب نجات کشور از دایره بسته و معیوب کینه و لجاجت و منیت های کور خواهد شد.

فیض الله عرب سرخی
زندان اوین

تاجزاده: حزب پادگانی از سایه خودش هم می ترسد

tajzadeh-q&a-3x2.jpgدر ادامه انتشار پاسخهای سید مصطفی تاجزاده به پرسشهای خوانندگان صفحه فیس بوک وی، پاسخ وی به یکی دیگر از سوالات کاربران در خصوص اهداف فراتر از انتخابات رسوای سال ۸۸ در اختیار سایت تحول سبز قرار گرفته است. تاج زاده در پاسخ به این پرسش که "هدف اقتدارگرایان از برگزاری چنین انتخاباتی و دادن این همه هزینه برای حمایت از احمدی‌نژاد چه بود؟" هدف اصلی کودتای انتخاباتی را تکصدا کردن جامعه می داند و به درستی پیش بینی می کند که "در این دوره هیچ حزب و نشریة تأثیرگذار منتقدی را تحمل نخواهند کرد و بدون رودربایستی به سمت یک نظام تمامیت‌خواه و بسته خواهند تاخت. مطبوعات،‌ احزاب، تجمعات و نهادهای مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد (ان.‌جی.‌او‌ها) را در حد توان منحل خواهند کرد"



متن کامل این پرسش و پاسخ به شرح زیر می باشد:



پرسش: به نظر شما هدف اقتدارگرایان از برگزاری چنین انتخاباتی و دادن این همه هزینه برای حمایت از احمدی‌نژاد چه بود؟ آیا محدود به همین انتخابات بود یا اهدافی فراتر مد نظر بوده است؟ و در حالت دوم چه اهداف فراتری؟



پاسخ مصطفی تاج‌زاده: در انتخابات سال ۸۴ هدف اصلی حزب پادگانی، یک‌دست و تک‌صدایی کردن «حکومت» بود، اما در انتخابات سال ۸۸ به دنبال تک‌صدایی کردن «جامعه» بودند. لذا در این دوره به حذف همة نیروهای منتقد یا مستقل از حکومت کفایت نخواهند کرد و خواهند کوشید منتقدان خود را از عرصة سیاسی و اجتماعی و نهادهای مدنی هم حذف کنند. در این دوره هیچ حزب و نشریة تأثیرگذار منتقدی را تحمل نخواهند کرد و بدون رودربایستی به سمت یک نظام تمامیت‌خواه و بسته خواهند تاخت. مطبوعات،‌ احزاب، تجمعات و نهادهای مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد (ان.‌جی.‌او‌ها) را در حد توان منحل خواهند کرد، دانشگاه‌ها را به قدر وسع خود تصفیه و انتخابات را غیرآزاد برگزار خواهند کرد. هدفشان این است، اما این که تا چه حدی بتوانند این هدف را پیش ببرند به عوامل دیگری هم بستگی دارد. این‌گونه که شروع کرده‌اند نشان می‌دهد حتی «اصولگرایان مستقل» را هم تحمل نخواهند کرد، چون آنان را نیز در نهایت مزاحم ارزیابی می‌کنند. شاید به همین علت باشد که آقای مرتضی نبوی می‌گوید اکثریت اصولگراها نسبت به دیدگاه‌ها و مواضع مقام رهبری انتقاد دارند.



به بیان دیگر هدف فقط حذف اصلاح‌طلبان نیست، بلکه حتی اصولگرایانی را که شخصیت مستقلی دارند هم حذف خواهند کرد. در این دوره شعارشان این است: «هر کس با ما نیست علیه ما است». همان شعار خوارج و استالین: یا با ما یا بر ما. فقطه مجیزگویان می‌مانند و بر صدر می‌نشینند و البته از قدر خود در نظر مردم می‌کاهند. در همین ۱۱ ماه هم به خوبی می‌توان روند به حاشیه رفتن آن دسته از چهره‌های اصولگرا و علما و مراجعی را که مجیزگو نیستند و از خود استقلال نشان می‌دهند مشاهده کرد. هدف فراانتخاباتی انتخابات ۸۸ این بود که همه چیز «مطلقه» شود که البته نشدنی است چراکه اولاً اقتدارگرایان ریزش و سبزها رویش دارند، ثانیاً اختلافات درونی آن‌ها به ویژه با محافظه‌کاران هر روز بیشتر می‌شود و ثالثاً اکنون معلوم خواهد شد که در ادارة کشور بی‌کفایتند و بنابراین به طرف سرکوب بیشتر پیش خواهند رفت. حق با سید سبز ماست که امسال را سال «صبر و استقامت» نامید زیرا به نظر می‌رسد امسال سال سختی برای ایرانیان خواهد بود.



جالب آن‌که ادعای حزب پادگانی «پنجاه میلیونی» است ولی رفتارش «پنج میلیونی» است. ادعای اکثریت دارند و رفتار اقلیت. رفتار یک اقلیت مضطرب و نگران که از سایه خودش هم می‌ترسد. خشونت‌ها و بازداشت‌ها و ظلم‌هایی که شاهدیم همه ناشی از ترس است نه اعتماد به نفس. متأسفانه کارشان به جایی رسیده است که در سیزده به در هم لشکرکشی و از سفر خاتمی به هیروشیما هم جلوگیری می‌کنند که مبادا جهان از جنبش سبز و رهبرانش تجلیل کند. اگر آن‌چه در یکسال گذشته اتفاق افتاد را یک رصد و مرور کلی کنیم به روشنی می‌بینیم که حزب پادگانی متأسفانه بسیار روزمره، هراس‌آمیز، مضطرب و مشوش تصمیم می‌گیرد. همین مسأله تردید را در بدنة اصولگرایان به شدت افزایش داده است. رشد آگاهی‌های عمومی در یک‌سال گذشته نیز در جهت تقویت جنبش سبز و تضعیف گفتمان «خس و خاشاکی» و «حذفی» عمل کرده‌است.



وبلاگ همسر مصطفی تاجزاده برای بار چهارم فیلتر شد

کودتاگران که به شدت از افشاگری ها و اطلاع رسانی های همسر مصطفی تاجزاده،شاکی از کودتاگران انتخاباتی که بیش از شش ماه است در شبه انفرادی نگه داری می شود، نگرانند برای چهارمین بار وبلاگ فخرالسادات محتشمی پور همسر وی را فیلتر کردند.
محتشمی پور که از چندین سال پیش وبلاگ نویسی را با موضوعات اجتماعی و سیاسی آغاز کرده هر بار با مسدود شدن وبلاگش با عنوان روزنه، روزنه جدیدی را برای بیان افکار و اندیشه هایش گشوده است. او طی مدت بازداشت غیرقانونی همسرش اقدام به نوشتن نامه ها، عریضه ها و یادداشت های روزانه نموده که در آن به بیان واقعیت ها و مظالم و مصائبی که بر همسر دربندش و خانواده او می گذرد، پرداخته است. اخیرا پس از هفتاد و شش عریضه به دادستان روزنه تبدیل به محلی برای نگارش روزانه های همسر این زندانی سیاسی شده است.
کودتاگران که با اعمال فشار بر تاجزاده برآنند که مانع رسیدن صدای او به مردم بشوند با مسدود کردن روزنه قصد آنرا دارند تا هرگونه اطلاعرسانی از سوی همسر وی را نیز متوقف نمایند. محتشمی پور اما گویا بنا ندارد وبلاگ نویسی را علیرغم همه محدودیت ها و موانع کنار بگذارد و کماکان به اطلاع رسانی و انتشار نامه ها و مطالبش در فضای مجازی ادامه می دهد .
اینبار هم وبلاگ جدید وی در پرشین بلاگ و نیز درسایت شخصی ایشان با آدرس www.mohtashami.info قابل دسترس است.

پیام تبریک رئیس اسبق زندان اوین به مناسبت زاد روز مهندس میر حسین موسوی

mortazavi-zanjani.jpgامروز: حسین مرتضوی زنجانی با ارسال پیامی سالروز تولد میرحسین موسوی را تبریک گفت. متن کامل پیام مرتضوی زنجانی در پی می آید.



به نام خالق خوبی ها

سیّد وظلوم تولدت در اسارت مبارک باد.

به گفته ی دوست در بندم، کوه با اولین سنگ ساخته می شود و انسان با اولین درد.

کم نگاهان فتنه ها انگیختند/ بنده حق را به دار آویختن/ آشکارا بر تو نهان وجود بازگو آخر گناه تو چه بود؟

سید مطمئن باش دریای ساکت ملت در انتظار لحظه ی تاریخی و سرنوشت ساز خود قرار گرفته و لحظه رهایی انسان های در بند نزدیک است و جوانان آزادیت را با رهایی خود از بند ستمهای بی شمار با سکوت هایشان در دل های آگاه و آشنای خود فریاد می زنند و تا شکسته شدن دیوار اسارت از پای نخواهند نشست.

آنهائی که تو را در بند کشیدند خود را ذلیل آینده و تاریخ کردند و قسم به بزرگی، استقامت و صبرت، که تو خود گفتی قطره ای از اقیانوس بیکران مردم هستی و این اقیانوس بیکران این روزها نا آرام است و می خوروشد و مظلومانه تولدت را در اسارت تبریک می گوید.

سید حسین مرتضوی زنجانی



فرزند مهدی کروبی: پدر و مادرمان را به مکانی نامعلوم برده اند

یکی از فرزندان مهدی کروبی از انتقال قطعی مهدی کروبی و همسرش توسط نیروهای امنیتی به مکانی نامعلوم خبر داد.

فرزند کروبی با اعلام این خبر به سحام نیوز گفت: «دقایقی قبل توانستیم با یکی از همسایگان که شاهد انتقال پدر و مادرمان به خارج از منزل بوده است صحبت کنیم. وی به ما اطلاع داد که نیمه شب پنج شنبه شاهد حضور هشت ماشین ون نیروهای امنیتی در مقابل ساختمان و ورودی پارکینگ منزل آقای کروبی بوده که پس از دقایقی همگی به همراه یک ماشین که از داخل پارکینگ درآمده محل را ترک کرده اند. به گزارش این شاهد عینی پس از آن، ساختمان به طور کامل تخلیه و چراغ های منزل ایشان خاموش شده است.»

گفتنی است این اتفاق که در روز پنج شنبه رخ داده است، درست هم زمان با همان روزی بوده است که جوی به شدت امنیتی در تهران حاکم بود و از صبح آن روز نیز اعلام شده بود که وزیر اطلاعات در گفتگویی تلویزیونی اطلاعات جدید و مهمی را با مخاطبان در میان خواهد گذاشت.

سه شنبه آذربایجان هم سبز می شود / مسیر های راهپیمایی ۱۰ اسفند در تبریز

سبزهای آذربایجان حمایت خود را از راهپیمایی ۱۰ اسفند ماه اعلام کردند.

مسیر اعلام شده از سوی فعالین سبز آذربایجان بدین شرح است:

سه شنبه ـ ساعت پنج بعد از ظهر ـ تبریز ـ خیابان آبرسان

آیت‌الله بیات زنجانی: چرا به جای برخورد با هتاکان، یاران صدیق امام و انقلاب را مورد بدترین بی‌مهری‌ها قرار داده‌اند؟

org-z1291640232545dea383eda2da376b741d9f9eee46e45869440.jpg

آیت‌الله بیات زنجانی، از مراجع تقلید، با اشاره به تصاویر منتشر شده از توهین‌های صورت گرفته در کنار مرقد حضرت عبدالعظیم(ع) به دختر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، این توهین‌ها را مصداق حد قذف دانست و همچنین با اشاره به برخوردهای صورت گرفته با مدیران دوران دفاع مقدس و مبارزان با رژیم شاه، پرسید که چرا به جای برخورد با عوامل چنین هتک حرمت هایی، یاران صدیق امام و انقلاب را مورد بدترین بی‌مهری‌ها قرار داده‌اند؟

به گزارش کلمه، این مرجع تقلید، سخنان امروز - یکشنبه ۸ اسفند ۸۹ - در پایان درس خارج فقه خود را با آیه‌ی استرجاع (إنّا لله و إنا إلیه راجعون) آغاز کرد و سپس با اشاره به هتک حرمت‌ها و اهانت‌های به شدت آزار دهنده و تأسف‌بار پیشین و اخیر در مورد هموطنان، گفت: آیا هدف ما از آن زجرهائی که در دوران سابق کشیدیم، برپائی چنین شرایطی بود؟

ایشان همچنین با اشاره به برخوردهای صورت گرفته با نرگس محمدی و نامه‌ی اعتراضی وی، گفت: با خود می‌اندیشم که اتفاقاتی از این دست همانند این‌که مدتی قبل گروهی - به اسم اجرای حکم اسلام و بدون کسب اجازه - به حریم منزل یک انسان مسلمان وارد شدند و حرمت یک زن را، آن هم در محیط امن خانه اش هتک کردند را چگونه هضم کنم؟!

متن اظهارات آیت‌الله بیات که در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر ایشان منتشر شده، بدین شرح است:


إنّا لله و إنا إلیه راجعون

"وَ لَقَدْ بَلَغَنى اَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ کانَ یَدْخُلُ عَلَى الْمَرْاَةِ الْمُسْلِمَةِوَ الاُْخْرَى الْمُعاهَدَةِ فَیَنْتَزِعُ حِجْلَها وَ قُلْبَها وَ قَلائِدَها وَ رِعاثَها، ما تَمْتَنِعُ مِنْهُ اِلاّ بِاِلاْسْتِرْجاعِ وَ الاِْسْتِرْحامِ، ثُمَّ انْصَرَفُوا وافِرینَ، ما نالَ رَجُلاً مِنْهُمْ کَلْمٌ، وَلااُریقَ لَهُمْ دَمٌ. فَلَوْ اَنَّ امْرَءاً مُسْلِماً ماتَ مِنْ بَعْدِ هذا اَسَفاً ما کانَ بِهِ مَلُوماً، بَلْ کانَ بِهِ عِنْدى جَدیراً"...

امام علی بن ابیطالب(ع) در خطبۀ جهاد نهج البلاغة - خطبۀ ۲۷ - به خاطر اهانتی که به یک زن اهل کتاب شده است، می‌فرماید: اگر کسی این خبر را بشنود و از غصه بمیرد، نه تنها جای ملامت ندارد بلکه در نزد من حق با اوست.

پیش از این هم بنده، به‌ واسطه اخبار متعدد، نامه‌ها و تظلم خواهی‌های حضوری افراد محترم و شهروندان مکرم، به کرات در جریان هتک حرمت‌ها و اهانت‌های به شدت آزار دهنده و تأسف‌باری که در مورد عزیزان هموطن‌مان صورت گرفته بود، قرار گرفتم که در مواردی مطابق با تکلیف شرعی امر به معروف و نهی از منکر بدانها اشاره کرده و تذکراتی نیز داده‌ام، اگرچه با کمال تأسف ترتیب اثری بدانها داده نشده است.

با این وجود در کمال تعجب و ناباوری و با وجود تمامی تذکرات داده شده از سوی بزرگان و دلسوزان، روز گذشته شاهد تصاویری بودم که حقیقتاً مصداق استرجاع و توسل به آیۀ شریفۀ "انّا لله و انا الیه راجعون" بود چرا که یقیناً پس از دیدن این تصاویر، تنها مأمنی که احساس کردم در این شرایط به جز او هیچ پناهگاهی وجود نداشته و ندارد، ذات مقدس حضرت حق است.

با خود می‌اندیشم که اتفاقاتی از این دست همانند این‌که مدتی قبل گروهی - به اسم اجرای حکم اسلام و بدون کسب اجازه - به حریم منزل یک انسان مسلمان وارد شدند و حرمت یک زن را، آن هم در محیط امن خانه اش هتک کردند را چگونه هضم کنم؟!

آیا هدف ما از آن زجرهائی که در دوران سابق کشیدیم، برپائی چنین شرایطی بود؟ چه بلائی بر سر اخلاق و انصاف در یک کشور اسلامی آمده که در مرئی و منظر عمومی و آن هم در لحظات ملکوتی اذان و با وجود شنیده شدن صدای اذان، با یک زن محجبۀ مسلمان این‌گونه عمل می‌شود؟ آیا این موضوع مصداق کلام مبارک مولی الموحدین نیست و آیا ما مسلمانان نباید از دیدن و شنیدن چنین خبری بمیریم؟

متعجبم از اینکه وضعیت به شکلی درآمده که عده‌ای در این کشور به راه می‌افتند و هتک حرمت‌هائی می‌کنند که براساس فقه شیعه مصداق "حد قذف" است و احدی به آنها متعرض نمی شود! "فأین تذهبون؟!"

آیا این سؤال از سوی مؤمنین و متدینین جامعه جا ندارد که با وجود گذشت بیش از یک سال، اگر با مسببین فاجعۀ کهریزک برخورد قانونی و مناسب می‌شد، امروز دیگر شاهد ورود به حریم خانواده‌ها و بدتر از آن چنین پرده‌دری هائی در مناظر عمومی نبودیم؟

آیا این دغدغه هموطنان‌مان به جا نیست که اگر با هتک حرمت کنندگان به شب‌های قدر و احیاء در مقابل منزل یکی از یاران امام و انقلاب برخورد می‌شد، دیگر نمی‌دیدیم که در کنار مرقد شریف و متبرک حضرت عبدالعظیم(ع) چنین کارهائی صورت بگیرد؟

آیا طرح این پرسش به جا نیست که چگونه و بر چه اساس در این شرایط، به جای برخورد با چنین افرادی، به سراغ یاران صدیق امام و انقلاب رفته و به صرف اعتراض، آنانی را که در روزهای مبارزه با رژیم ستمشاهی در صف اول مبارزات بوده‌اند و روزهای سخت دوران دفاع مقدس را با مدیریت اجرائی خود به بهترین نحو ممکن پشت سر گذاشته‌اند، مورد بدترین بی‌مهری‌ها قرار داده‌اند؟!

خداوند را شاهد می‌گیرم که هر بار چنین اتفاقاتی در جامعه رخ داد، از باب عمل به تکلیف تذکراتی داده‌ام و پس از آن سیل تهمت‌ها و هتاکی‌ها است که روا داشته‌اند ولی با این وجود از عمل به تذکر و نهی از منکری که خداوند ما را بدان مکلف داشته، دریغ نکرده و نخواهم کرد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکات

اگر با مسببین فاجعه‌ی کهریزک برخورد می‌شد، امروز شاهد هتک حرمت‌ها نبودیم

بار دیگر دوشنبه و سه شنبه ؛ نهم و دهم اسفند ماه (ساعت ده شب) ، خداوند بزرگ را فریاد می زنیم

بیش از دوهفته از بی خبری مان از همراهان صادق جنبش سبز؛ میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسران شجاع شان می گذرد؛ بی آنکه تاکنون حاکمیت ذره ای از مسئولیت شرعی و قانونی خود را در این زمینه پذیرفته باشد و یا کمترین پاسخی به پرسش های برحق خانواده های این عزیزان و همه فعالان جنبش سبز که نگران سرنوشت رهبران خود هستند، داده باشد.
ما که خواسته و هدف سبزمان جز انتخابات سالم و نیز فضای امن و آزاد نقد و نظر نبود روز به روز با چهره مستبدتری از جریان حاکم روبرو شدیم.سرکوب شدیم، به بندکشیده شدیم، شهید دادیم ... اما همچنان ایستاده ایم.
ما بار دیگر دوشنبه و سه شنبه ؛ نهم و دهم اسفند ماه (ساعت ده شب) ، خداوند بزرگ را فریاد می زنیم که جز او فریاد رسی نیست. بار دیگر با فریادهای «الله اکبر» بر فراز بام ها، روح اتحاد و با هم بودن مان در دل شهر زنده می کنیم.ما این بار با الله اکبر های خود به حاکمیت در باره رهبران اعتراضی جنیش سبز اخطار می دهیم که وای به حال تان اگر حصر میرحسین مومن و شیخ شجاع و همسران شان بیش از این طول بکشد و بیشتر وای به حال تان اگر سلامت رهبران عزیز ما به مخاطره بیفتد

شايد که اين نداي حق به گوش عزیزان در حصرمان نيز برسد و بدانند كه ما هرگز آنها را فراموش نمی کنیم

امروز - تحول سبز - خط سبز - رای ما کجاست - ندای آزادی - ندای سبز آزادی - نوروز

فراخوان الله اکبر رسانه های سبز

دومين شكست تيم ملي فوتسال ايران برابر برزيل

00028846.jpg
ديدار دوم دوستانه فوتسال ايران و برزيل امروز از ساعت 17 در سالن پيروزي اصفهان آغاز شد و با برتري 3 بر 2 برزيل پايان يافت.
سيلوا( 2گل) و گومز براي برزيل گلزني کردند و اصغر حسن زاده و افشين کاظمي گل‌هاي ايران را به ثمر رساندند.
برزيل براي دومين بار متوالي توانست ايران را شکست دهد. در ديدار اول نيز برزيل با نتيجه 4 بر 3 به برتري رسيده بود.ايران در اواخر مسابقه يک گل توسط شمسايي زد که از سوي داور پذيرفته نشد.


تيم ملي فوتسال ايران در دومين ديدار تدارکاتي نيز برابر قهرمان جهان شکست خورد.

ايرماتوف ديدار سپاهان و الهلال را قضاوت مي‌كند

00027410.jpg
کنفدراسيون فوتبال آسيا اسامي داوران، ناظران بازي و داوري ديدارهاي گروه اول ليگ قهرمانان را به شرح زير اعلام کرد.




* الجزيره امارات - الغرافه قطر
ناظر بازي: نور عمروف (تاجيکستان)
ناظر داوري: علي الطريفي (عربستان)
داور: نواف شکرالله (بحرين)
کمک‌ها: خالد العلان (بحرين)، ياسر طليفات (بحرين)
داور چهارم: جميل محمد (بحرين)
* الهلال عربستان - سپاهان ايران
ناظر بازي: طلال السويلميين (اردن)
ناظر داوري: حسين غضنفري (کويت)
داور: روشن ايرماتوف (ازبکستان)
کمک‌ها: عبدالحميد رسولوف (ازبکستان)، بهادير کوچکاروف (قرقيزستان)
داور چهارم: ويکتور سيرازيتيدينوف (ازبکستان)

بهترين داور آسيا در سال 2010 ديدار تيم‌هاي سپاهان و الهلال عربستان را در ليگ قهرمانان آسيا قضاوت مي‌کند.

آیت‌الله صانعی: حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی، نشان از درماندگی و ضعف سیاسی عاملان و آمران آن دارد

sanei_titr1.jpg
آیت‌الله یوسف صانعی، مرجع تقلید مقیم قم، در بیانیه‌ای به شدت به حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی انتقاد کرد و با اشاره به اینکه قدرت‌های استبدادی لااقل قیافه‌ی قانون‌مداری می‌گیرند، دادگاههای سیاسی رژیم شاه را یادآور شد که در آن به متهمان اجازه‌ی دفاع از اعمال و افکار خود داده می‌شد، و تصریح کرد: "برخی از افراد، اعتراض معترضین سیاسی را در جامعه فاقد هرگونه پایگاه و جایگاهی دانسته و آنرا دروغ و حیله پنداشته ولی با داشتن تمامی قدرتهای تبلیغی و رسانه ای از برگزاری یک دادگاه صالح علنی عاجز هستند تا در آن معترضان و منتقدان سیاسی نیز بتوانند از نظرات خود دفاع کنند و در نهایت جامعه خود قضاوت کند که حق با کیست."

به گزارش کلمه، این مرجع تقلید، حمله به معترضان سیاسی و حبس آنها را غیر اسلامی و غیر انسانی خواند، از موسوی و کروبی با تمجید و احترام یاد کرد، حصر آنها را رفتاری خواند که "با هیچ یک از موازین شرعی، قضایی، حقوقی و اجرایی هماهنگی نداشته و ندارد" و برای رهایی ایشان از حصر و حبس و توفیق خدمت آنها در جهت احقاق حقوق ملت دعا کرد.

متن بیانیه آیت‌الله صانعی که در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر ایشان منتشر شده، بدین شرح است:

بسمه تعالی

« وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَار »

در چند هفته اخیر شاهد اتفاقاتی هستیم که هر چند در گذشته نیز سابقه داشته است اما روند بعضی از این اقدامات از نوادریست که با هیچ یک از موازین شرعی، قضایی، حقوقی و اجرایی هماهنگی نداشته و ندارد؛ در صورتی که قدرتهای استبدادی نیز از برگزاری دادگاه و استناد به قوانین کشور و اجازه دفاع به متهم (هرچند به صورت محدود) در جهت گرفتن قیافه قانونمداری و حاکمیت قانون استفاده می نمودند.

هنوز فراموش نکرده ایم که دادگاههای سیاسی در رژیم گذشته، فارغ از احکام ظالمانه و فرمایشی بودن آنها مانند دادگاههای نظامی دکتر مصدق و فدائیان اسلام و دهها محاکمه سیاسی دیگر، چگونه برگزار می شد و متهمان چگونه از اعمال و افکار خود دفاع می کردند که خود حکایت از این توجه در سیستم حقوقی و قضایی دارد.

با این حال پس از سی سال از انقلاب اسلامی که شعار آن حاکمیت آزادی و جمهوریت بر مبنای موازین اسلام و نفی استبداد بود، شاهد حملات مکرر غیر اسلامی و انسانی به معترضان سیاسی و حبس آنها هستیم و ناباورانه می بینیم که شخصیت های خدومی همچون زبدة السادات و الاخیار، ذوی العز و الاحترام؛ جناب آقای مهندس میر حسین موسوی و همسر مکرمه و فاضله ایشان و یار دیرین و معتمد امام، حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ مهدی کروبی و همسر مکرمه ایشان بدون برگزاری هر گونه دادگاه و محکمه ای (هرچند صوری) و بدون اجازه دفاع به آنها در حصر خانگی با محرومیت از حقوق اولیه انسانی، قرار می گیرند. اعمال و رفتاری که نشان از درماندگی و ضعف سیاسی عاملان و آمران آن از اقناع افکار عمومی دارد.

جای بسی تاسف و تعجب است که برخی از افراد، اعتراض معترضین سیاسی را در جامعه فاقد هرگونه پایگاه و جایگاهی دانسته و آنرا دروغ و حیله پنداشته ولی با داشتن تمامی قدرتهای تبلیغی و رسانه ای از برگزاری یک دادگاه صالح علنی عاجز هستند تا در آن معترضان و منتقدان سیاسی نیز بتوانند از نظرات خود دفاع کنند و در نهایت جامعه خود قضاوت کند که حق با کیست.

امید آنکه هرچه زود تر خداوند متعال با رهایی آن بزرگان و دیگران از حصر و حبس، توفیق خدمت در جهت احقاق حقوق ملت را عنایت فرماید.

با داشتن تمام قدرتهای تبلیغی و رسانه‌ای از برگزاری یک دادگاه علنی عاجزند

اسفند ۰۸، ۱۳۸۹

بادامچیان: مهدوی کنی به احترام هاشمی رفسنجانی کاندیدا نمی‌شود

اسدالله بادامچیان پیش‌بینی کرد هاشمی رفسنجانی بار دیگر به عنوان رئیس مجلس خبرگان انتخاب خواهد شد.

به گزارش خبر آنلاین، اسدالله بادامچیان، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی درباره پیش‌بینی‌اش از انتخابات مجلس خبرگان، گفت: به نظرم ریاست خبرگان بار دیگر با آقای هاشمی خواهد بود چرا که آیت‌الله مهدوی کنی به احترام آقای هاشمی در انتخابات حاضر نخواهند شد.

این در حالی است که تلاش گسترده ای از سوی اصولگرایان افراطی برای برکنار کردن هاشمی رفسنجانی صورت گرفته است. روز گذشته از احتمال کاندیداتوری مصباح یزدی، یزدی و احمد جنتی خبر داده شده بود.


ضرب وشتم شدید برادرزاده ‌هاشمی رفسنجانی برسر مزار مادرش

تنها سه روز پس از فحاشی ناموسی به دختر آیت الله هاشمی و حمله باشوکر به نوه های وی، برادرزاده رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که بر سر مزار مادر خود در حرم حضرت عبدالعظیم حضور یافته بود، به شدت ضرب و شتم شده و راهی بیمارستان گردید.

به گزارش خبرنگار آینده، پس از درگذشت همسر قاسم هاشمی برادر آیت الله هاشمی رفسنجانی، در مراسمی که روز سه شنبه در محل دفن وی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی برگزار شد، دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی مورد فحاشی ناموسی و بسیار رکیک دو تن از لباس شخصی ها قرار گرفت و دوتن از نواده های او که برای جلوگیری از تعرض لباس شخصی ها به دختر هاشمی دخالت کردند، با شوکر مورد حمله قرار گرفتند.

سه روز پس از این اقدام، عصر پنجشنبه ناصر هاشمی، برادرزاده آیت الله هاشمی رفسنجانی که بر سر مزار مادر خود حاضر شده بود، هنگام تحویل ویلچر یکی از بستگان در حرم با فحاشی لباس شخصی ها مواجه شده و وقتی پاسخ آن ها را می دهد، به شدت مورد حمله و ضرب و جرح قرار گرفته و از ناحیه سر، سینه و دست ها مصدوم و راهی بیمارستان می گردد.

گفته می شود علیرضا توکلی بینا، فرزند مشاور سابق دکتر احمدی نژاد و شوهر خواهر ناصر هاشمی که در صحنه حضور داشته، برای نجات وی از دست لباس شخصی ها وارد عمل شده که وی نیز به همراه ضیایی از دیگر اقوام، مورد مهرورزی لباس شخصی ها قرار می گیرند

اگر هاشمی بعد از ۳۲ سال، ۳۲ اشتباه دارد آدمهایی داریم که در ظرف ۵ سال ۳۲ اشتباه دارند

سید رضا اکرمی از وارد کردن اتهامات به هاشمی و اجازه ندادن به او برای دفاع از خود در صدا و سیما در جریان مناظرهها انتقاد کرد.
به گزارش خبر آنلاین به نقل از هفته نامه پنجره، این عضو جامعه روحانیت مبارز، با اشاره به زمزمههای حذف هاشمی از سوی برخی افراد اظهار داشت: هاشمی رفسنجانی یک شخصیت علمی، فرهنگی، سیاسی و عقیدتی دارد و این به هیچ وجه نادیده گرفتنی نیست.
به گفته وی، اینکه وی در خبرگان یا مجمع تشخیص باشد یا نباشد روی او اثری ندارد. یعنی این چیزها بر وی نمیافزاید که وقتی آن را از او بگیرند، چیزی را را گرفته باشند. در حال حاضر ما دائم یک طرفه حرف میزنیم. معلوم است که هرکس تنها به قاضی برود خوشحال هم بر میگردد.
وی در ادامه اظهار داشت: معلوم است وقتی در مناظره آمدیم اسم بردیم از آقای هاشمی و آقای ناطق و به ایشان توهین کردیم و پنج دقیقه هم اجازه ندادیم که پاسخ آنها پخش شود، روی مردم اثر می گذارد.
اکرمی همچنان تاکید کرد: البته من آقای هاشمی را مبرا از اشتباه نمیدانم اما حرف من این است که اگر آقای هاشمی بعد از ۳۲ سال، ۳۲ اشتباه دارد آدمهایی را داریم که در ظرف ۵ سال ۳۲ اشتباه دارند


عضو جامعه روحانیت مبارز:

سکوت فرماندهان سپاه شکست: سرکوب مردم با اتصال به ولایت فقیه

مهشید برومند - روزآنلاین

فرماندهان ارشد سپاه پاسداران که از فردای برگزاری راهپیمایی اعتراض آمیز مردم در 25 بهمن و به ویژه گسترش اعتراضات در 1 اسفند به شهرهای بزرگ ایران سکوت کرده بودند، از دو روز پیش دور تازه ای از حمله به جنبش سبز را آغاز کرده و این بار به صراحت از "سرکوب اعتراضات با اتصال به ولایت" سخن گفته اند.

فرماندهان ارشد این نیرو نه تنها پیش از انتخابات 22 خرداد 88، بلکه در روز رای گیری نیز با انتشار اطلاعیه ای میرحسین موسوی و مهدی کروبی را تهدید کرده بودند.آن ها همچنین از عصر 22 خرداد 88 و طی 20 ماه پس از آن در عمل مسئولیت سرکوب تجمعات اعتراض آمیز، کنترل تهران و مراکز استان های بزرگ را بر عهده داشتند و بارها از"پایان فتنه" سخن گفتند.

اظهارات و اقدامات فرماندهان سپاه چنان بود که مستند شکایت هفت چهره اصلاح طلب، محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبداله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی و بهـزاد نبـوی علیه آن ها شد؛شکایت علیه"کودتای انتخاباتی"، "ورود غیرقانونی گروه نظامی- اطلاعاتی به صحنه رقابت های انتخاباتی" و "مداخلات غیرقانونی این گروه نظامی و اطلاعاتی در جهت پیروز کردن آقای احمدی نژاد در انتخابات دور دهم و جلوگیری از پیروزی نامزدهای دیگر...به مدد استفاده از اسلحه، سایر ابزار های پلیسی و اطلاعاتی و زندان."

اما وقتی روز 25 بهمن ماه با فراخوان میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای راهپیمایی در حمایت از مردم مصر و تونس باردیگر جنبش سبز به قدرت نمایی در خیابان های تهران و شهرهای شیراز، رشت، اصفهان، کرمان، کرمانشاه، بابل و مشهد و برخی از دیگر شهرها پرداخت، با وجود آنکه نیروهای سپاه و بسیج سرکوب و بازداشت معترضان را بر عهده داشتند اما فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، چون خود آیت الله خامنه ای، در سکوت فرورفتند.

نظامیان دوباره شروع کردند

روز شنبه اما رسانه های وابسته به جناح حاکم باردیگر اظهارات شماری از فرماندهان ارشد سپاه را علیه جنبش سبز و رهبران آن منتشر کردند.

در نخستین مورد روزنامه کیهان از قول حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه اعتراف کردکه این نیرو "با اتصال به ولايت فقيه فتنه هاي داخلي را سركوب کرده است."

به نوشته این روزنامه حسین سلامی در شهر بابل، شهری که طی دو هفته اخیر شاهد اعتراضات مداوم مردم و فعالان جنبش سبز به ویژه دانشجویان معترض بوده، در جمع نیروهای سپاه و بسیج گفته است: "استكبار به كمك فتنه گران داخلي درصدد شد تا به ملت ها بقبولاند و ذهنشان را منحرف به سمتي كند تا بگويد انقلاب در درون خود دچار مشكل است كه فتنه 25 بهمن را به راه انداخت."

یحیی رحیم صفوی، فرمانده سابق سپاه و مشاور نظامی آیت الله خامنه ای نیز روز شنبه پس از سکوتی دو هفته ای، آن گونه که خبرگزاری فارس، نزدیک به جناح حاکم، خبر داده طی اظهاراتی شرایط فعلی کشور را زمان آزمون وفاداری به آیت الله خامنه ای توصیف کرده و گفته است: "امروز روز امتحان ما است كه تا چه حد به امام، و مقام رهبری وفادار هستيم."

یحیی رحیم صفوی پیشتر در 2 مرداد 89 از "پایان قطعی اعتراضات خیابانی" خبر داده و مدعی شده بود که: "فتنه ریشه کن شده و دیگر فتنه‌گران در کف خیابان نمی‌توانند کاری کنند. شاید در لایه‌هایی از نخبگان هنوز حضور داشته باشند و البته ممکن است فتنه گران نیمه جانی داشته باشند و نفس ملت ایران نیمه جان آنها را هم می گیرد".

یداله جوانی، رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران نیز روز شنبه بعد از سکوت دو هفته ای ادعا کرد که: "مجموعه حوادثي كه پس از انتخابات دهم رياست جمهوري در كشور رخ داد، نشان داد كه نظام جمهوري اسلامي با يك جريان ضدانقلاب جديد كه از درون خانواده انقلاب بود، مواجه شده است."

وی در عین حال با تائید ریزش نیروهای جناح حاکم آن را سابقه دار توصیف کرده و گفته: "در سال‌هاي بعد از انقلاب و با گذشت 3 دهه از انقلاب اسلامي، نظام با ريزش‌هايي مواجه شد و كساني كه هرچند در گذشته به ظاهر سابقه انقلابي هم داشتند و وانمود به همراهي با انقلاب مي‌كردند و مسئوليت‌هاي بزرگي هم عهده‌دار بودند، به مرور زمان از مسير انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي منحرف شده و فتنه 88 را كليد زدند."

رئیس اداره سیاسی سپاه که پیشتر خود نیز چون آیت الله خامنه ای از اعتراضات پس از انتخابات به عنوان"فتنه" نام می برد این بار مدعی شد که: "جريان فتنه امروز ديگر كاملا يك جريان ضدانقلابي است."

در حالی که روز 26 بهمن به فاصله یک روز پس از راهپیمایی میلیونی سبزها در تهران و دیگر شهرهای ایران، حسین شریعتمداری نماینده آیت الله خامنه ای در کیهان ادعا کرده بود که شمار معترضان تنها "300 تا 400" نفر است، رئیس اداره سیاسی سپاه روز 7 اسفند به خبرگزاری فارس گفت: "در 25 بهمن همه ديدند زماني كه موسوي و كروبي در طرحي ديكته شده از سوي استكبار اقدام به فراخوان كردند، چگونه جريان‌هاي ضدانقلاب با تمام توان فيزيكي و رسانه‌اي خود به صحنه آمده تلاش كردند با كشاندن عده‌اي ناآگاه به خيابان‌ها، انقلاب اسلامي را بعد از حضور دشمن‎شكن 22 بهمن دچار تزلزل ‌كنند."

وی همچنین به صراحت میرحسین موسوی و مهدی کروبی را به انجام "حرکت ضد‌انقلابی" متهم کرد و خواست همه "افراد، گروه‌ها، جريان‌ها" و "همه مسئولان، نخبگان و خواص" در مقابل میرحسین موسوی و مهدی کروبی و نیز جنبش سبط موضع گیری و مخالفت خود با ان را اعلام کنند چرا که "وفاداري به انقلاب اسلامي، قانون اساسي، ولايت فقيه امروز در گرو اعلام برائت از فتنه‌گران ضدانقلاب است و اگر اقدام به اين كار نكنند، صلاحيت‌هاي خود را از دست داده‌اند."

شکاف در فرماندهان

تمرکز مجدد و اظهارات تازه سه فرمانده ارشد سپاه پاسداران علیه جنبش سبز، رهبران این جنبش و نیز مردم معترض، اخبار منتشر شده درباره بروز شکاف های داخلی در سپاه پاسداران بر سر چگونگی مواجهه این نیرو با اعتراضات رو به گسترش در ایران را بیش از پیش تقویت کرده است.

این شکاف ها چنان آشکار شده که خبرگزاری های نزدیک به جناح حاکم روز 26 بهمن ماه خبر دادند احمد وحيدی وزیر دفاع که خود از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران است "از سكوت برخي پيشكسوتان جهاد و شهادت در برابر اقدامات فتنه‌گران انتقاد كرده است."

علی شمخانی یکی از فرمانده پیشین سپاه در سال های جنگ و وزیر دفاع در دولت محمد خاتمی که اکنون "رئيس مركز تحقيقات راهبردي دفاعي" است همزمان با انتقاد از "حذف به خاطر انتقاد" و با اشاره به مخالفت برخی از فرماندهان سابق با شرایط فعلی کشور گفته: "مگر مي‌شود كسي كه در دوران بي‌كسي مدافع انقلاب بود، امروز از آن دست بكشد؟ اگر مشكلي براي هريك از پيشكسوتان جبهه و جنگ رخ بدهد در حقيقت اين ماييم كه مسئوليم."

او همچنین با اشاره به "جوسازي عليه پيشكسوتان جهاد و شهادت" گفته: "حتما ما سياسي هستيم ولي اين سياسي به معني جناحي بودن و له كردن ارزش‌ها براي حفظ قدرت نيست بلكه اين بالندگي انقلاب است كه براي ما اهميت دارد

مروری بر روزنامه های یکشنبه هشتم اسفند

rozname haye tehran.JPG

جمهوری اسلامی.این روزنامه سر مقاله خود را به بحران در بحرین اخنصاص داده و نوشته است: سرکوب وحشیانه و خشنی که این روزها بر مردم بحرین اعمال می شود نشانه عظیم فشار بر مردم مظلوم آن کشور است و این در حالی است که حاکمان بحرین ادعا کرده اند که خواستار مذاکره و تفاهم با مردم هستند.
این روزنامه به اصرار و فشار هر چه بیشتر آل مسعود برای سرکوب قیام مردم بحرین اشاره کرده است.
کیهان.سر مقاله خود را این گونه آغاز کرده است که آیا اتفاقات رخ داده در خاورمیانه نوعی انقلاب است یا نه؟
وی در جواب خود این گونه پاسخ می دهد که گرچه تحولات رخ داده در منطقه با قانون اساسی فاصله دارد ولی با نگاهی به ماجرا می توان وقوع تحول سیاسی را در این رژیم ها دید.
وی هم چنان اظهار داشت که اگر رژیم فعلی مصر برود و رژیم پارلمانی_مجلسی محور بر روی کار آید تحول سیاسی در این کشور به معنای واقعی رخ داده است.
در نتیجه گیری کیهان این مطلب به چشم می خورد که چشم انداز مصر قطعا یک تحول سیاسی است و مصری ها باید مراقب توطئه ها هم باشند.
ابتکار.جاماسب مجمدی بختیاری در این روزنامه به فوران اعتراضات مردمی اشاره کرده و شروع این اعتراضات را از کشورهای مصر و تونس می داند.
وی هم چنان وضعیت لیبی را به دلایل وجود ذخایر نفتی و در عین حال فقر اقتصادی مردم متفاوت می داند.در آخر نویسنده به این موضوع اشاره می کند که دیکتاتوران تاریخ در آخرین روزهای حیات خود چهره واقعی خود را به مردم نشان می دهند.
سیاست روز.به موضوع انتخابات ریاست مجلس خبرگان اشاره دارد و معتقد است که عدم موضع گیری آقای رفسنجانی در مقابل فتنه سال گذشته باعث می شود که نتواند در مجلس خبرگان رای اکثریت را به خود اختصاص دهد.
گزیده خبر.
آرمان.بودجه 19 میلیاردی برای شورای ایرانیان در سال 90
آرمان.ازدواج دختران ایرانی با مردان چینی در قشم
آرمان.کتاب هاشمی رفسنجانی درباره انتخابات 88
جمهوری اسلامی.امام موسی صدر زنده است
در خصوص این موضوع سفیر ایران در سوریه از مردم لیبی تقاضا کرده است که اطلاعات خود را درباره امام موسی صدر در اختیار کشور ایران قرار دهند.
حجت الاسلام سید احمد موسوی اظهار دارد که امام موسی صدر توسط رزیم قذاقی ربوده و زندانی شده است.
تهران امروز.صلح آمیز بودن برنامه هسته یی ایران از نظر آژانس بین المللی انرزی اتمی
روزگار.خروج غیر تحصیلی آقازاده ها و بی خبری وزیر علوم
رسالت.هاشمی رفسنجانی.حول محور ولایت فقیه بحران ها را پشت سر گذاشته ایم.
سایست روز.استعفای همه همراهان هنگ سرهنگ
کیهان.کشف زندان مخوف قذاقی در بنغازی
جمهوری اسلامی.قذاقی.لیبی را به آتش خواهم کشید.


اعضای خبرگان از شمول طرح رسیدگی به دارایی مسئولان خارج شدند

نمایندگان مجلس برای تامین نظر شورای نگهبان دامنه دایره مقامات و مسئولانی كه موظفند صورت دارایی های خود، همسر و فرزندان تحت تكلفشان را بعد و قبل از خدمت به رئیس قوه قضائیه اعلام كنند را كاهش دادند و بر این اساس اعضای مجلس خبرگان نیز دیگر نیازی به اعلام دارایی های خود ندارند.

به گزارش مهر، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز یكشنبه در بررسی طرح رسیدگی به دارایی ها مقامات و مسئولان و كارگزاران نظام كه پس از تصویب مورد ایراد شورای نگهبان قرار گرفته بود ماده 4 این طرح را تصویب كردند.

بر این اساس نمایندگان مجلس با 126 رای موافق، 28 رای مخالف و 22 رای ممتنع از مجموع 222 نماینده حاضر دایره تعداد مقامات و مسئولانی كه موظفند صورت دارایی های خود، همسر و فرزندان تحت تكلفشان قبل و بعد از خدمت به رئیس قوه قضائیه اعلام كنند از 27 مورد به 17 مورد كاهش دادند.

این اصلاحات مجلس به دلیل ایرادات شورای نگهبان و تامین نظر شورای نگهبان در این رابطه بود و بر این اساس مقرر شد مقامات و مسئولانی كه نام آنها در زیر ذكر شده است موظفند در اجرای ماده 2 این قانون، صورت دارایی های خود، همسر و فرزندان تحت تكفل خود را قبل و بعد از خدمت به رئیس قوه قضائیه اعلام كنند.

اسامی این مسئولان به این شرح است:

1- اعضای حقوقدان شورای نگهبان
2- نمایندگان مجلس شورای اسلامی
3- معاونان رئیس قوه قضائیه و روسای سازمان ها و دستگاه های وابسته به این قوه و معاونان آنان
4- دادستان كل كشور، رئیس دیوان عالی كشور، رئیس دیوان عدالت اداری و تمامی دارندگان پایه قضایی
5- روسای دفاتر سران قوه
6- معاونان وزرا
7- دبیر شورای عالی امنیت ملی
8- رئیس و دادستان دیوان محاسبات كشور
9- رئیس، معاونان و دبیر كل بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران
10- روسا و معاونان سازمان ها و موسسات دولتی، نهادها و موسسات عمومی غیر دولتی
11- فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح با جایگاه سرتیپ تمام و بالاتر
12- مدیر عامل و اعضای هیئت مدیره بیمه ها، بانك ها و موسسات مالی و اعتبار دولتی و موسسات و شركت های وابسته به آنها
13- استانداران و معاونان آنان و فرمانداران و شهرداران مراكز شهرستانها و معاونان آنان
14- سفرا و كارداران سفارتخانه های جمهوری اسلامی
15- روسای سازمان ها و مدیران كل دستگاه های موضوع این قانون
16- اعضای مجامع عمومی، هیئت مدیره، هیئت امنا و مدیر عامل شركت ها و موسسات دولتی یا وابسته به دولت
17- اعضای هیئت مدیره و مدیرعامل مناطق آزاد تجاری و معاونان آنان.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای تامین نظر شورای نگهبان 10 مورد از بندهای ماده 4 را كه مربوط به بخش دیگر از مسئولان كشور از جمله اعضای مجلس خبرگان، اعضای شورای موقت رهبری، سرپرستان وزارتخانه ها، روسای نهادها و حوزه های نمایندگی ولی فقیه و روسای عقیدتی سیاسی در دانشگاه ها و نیروهای نظامی و انتظامی، مشاورین روسای سران قوه و مشاوران و معاونان آنها، مشاوران وزرا بود را حذف كردند.

بر این اساس 10 مورد حذف شده كه شامل مسئولان فوق می شود نیازی نیست كه صورت دارایی های خود، همسر و فرزندان تحت تكفل خود را قبل و بعد از خدمت به رئیس قوه قضائیه تحویل دهند.
به گزارش خبرآنلاین ایرادات شورای نگهبان به مصوبه مجلس در سه بخش بود: یکی اینکه در اصل 142 قانون اساسی تنها به بررسی دارایی​های‏ رهبر، رییس‏ جمهور، معاونان‏ رییس‏ جمهور، وزیران‏ و همسر و فرزندان‏ آنان‏ قبل‏ و بعد از خدمت‏، اشاره شده و مجلس نمی​تواند افراد دیگری را به آن بیافزاید. دوم اینکه مجلس نمی​تواند برای دستگاه​های تحت نظارت رهبری، قوانین الزام آور تصویب کند و در نهایت هم اینکه چون حدود اختیارات سازمان بازرسی کل کشور را قوه قضاییه باید تعیین کند، مجلس نمی​تواند بررسی اموال مسئولان را به این سازمان بسپر

مهدی خزعلی: دیکتاتورها هم آموخته‌اند که ظواهر قانونی را حفظ کنند

دکتر مهدی خزعلی در واکنش به رنجنامه دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد گفت: دیکتاتورها هم آموخته اند که ظواهر قانونی را حفظ کنند. فقط ظاهر قانون و محکمه را حفظ می کنند، یک قاضی قلم به مزد را می‌گمارند تا اوامر ملوکانه را تحریر و امضاء نماید

به گزارش کلمه از وبسایت دکتر مهدی خزعلی، وی در واکنش به رنجنامه دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در وبسایت خود نوشت:

نامه دختران موسوی را برایم ارسال کردند. نمی دانم با کدام قانون و کدام محکمه ورود آنها را به خانه پدری ممنوع کرده‌اند، ای کاش جناح حاکم می آموخت که بازی را در چارچوب قانون و قواعد آن اداره کند، دیکتاتورها هم آموخته‌اند که ظواهر قانونی را حفظ کنند، دوران سلاطین و تزار و سزار و امپراطور سرآمده است، دیگر بالای منبر و از فراز تخت سلطنت حکم بر دار کردن و گردن زدن صادر نمی کنند، امروز ظاهر قانون و محکمه را حفظ می کنند، یک قاضی قلم به مزد را می گمارند تا اوامر ملوکانه را تحریر و امضاء نماید، این که کار دشواری نیست

رایزنی آیت الله بیات با مراجع عظام درباره مسائل روز کشور

7-esfand--2.jpg

پایگاه اطلاع رسانی بیت آیت الله بیات زنجانی، از دیدار این مرجع تقلید اصلاح طلب با برخی مراجع و رایزنی وی با آیات عظام شبیری زنجانی و موسوی اردبیلی خبر داد.

به گزارش ندای سبز آزادی، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی بیت آیت الله بیات زنجانی، عصر امروز شنبه هفتم اسفندماه، حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی به صورت جداگانه با دو تن از مراجع معظم تقلید، حضرات آیات عظام شبیری زنجانی و موسوی اردبیلی دامت برکاتهما دیدار نموده و در این دیدارها به تبادل نظر درباره مسایل کشور پرداختند.

گفتنی است که هر یک از این دیدارهای محرمانه، بیش از یک ساعت به طول انجامید

امروز انجام شد

سلام ای زندانیان بی‌دلیل!

محمد نوری زاد، مستند ساز و جهادگر دوران دفاع مقدس، امروز پس از یک مرخصی کوتاه، به زندان بازگشت. او شب گذشته و چند ساعت پیش از آنکه به زندان بازگردد، یادداشت کوتاه زیر را قلمی کرده که ساعتی پیش در وب‌سایت شخصی‌اش منتشر شد:

ساعت حدود یک بعداز ظهر امروز ۷/۱۲/۸۹ بود که تلفن زنگ زد. آقای نبوی بود. نماینده ی دادستان تهران. که خبرداد : فلانی، باید برگردی داخل (زندان اوین). گفتم : برمی گردم . اما نه به بند "دو الف" . مستقیم می روم بند۳۵۰ . گفت : اشکال ندارد. شما بروید ۳۵۰ .

آقای نبوی چیزکی پراند، اما هم خود او و هم خود من می دانیم که مرا به بند۳۵۰ نخواهند برد . چرا که در آنجا یکصدوپنجاه زندانی مشتاق چشم به راه من هستند . درست همان جیزی که زندانبانان من شش ماه است از آن پرهیز می کنند. بند دوالف ، یک بند غیرقانونی است . زیز نظر سپاه . که یک روز در اساسنامه اش گنجانده شده بود که : نباید درکارهای سیاسی و اقتصادی دخالت کند.امروز اما دخالت نکردن سپاه در کار های سیاسی و اقتصادی و اطلاعاتی، مثل یک توهین کفرآمیز است . که یعنی : در این ملک ، کجا را می توانی پیدا کنی که زیر نگین سپاه نباشد ؟ از عسلویه تا سهام مخابرات تا بانک تا اسکله های قاچاق تا صادق محصولی تا وزرای سپاهی تا رییس مجلس سپاهی تا شهردار سپاهی تا صداوسیمای سپاهی تا شخص شخیص سردار محمد کوثری در هیبت نماینده ی مجلس سپاهی . و تا هرکجا که شما برآن انگشت بگذارید. و تا: کور شود هرآنکه نتواند دید!

بی دلیل نیست که نکبت از سروکولمان بالا می رود . دوستان سپاهی ما که باید یک روز قامت به زیر بار حیثیت انقلاب می سپردند، اکنون ، قامت به زیر پولهای بی زبان و جاذبه های پولی و سیاسی واطلاعاتی برده اند . آنان را چه به : اول کشور پرمصرف مواد مخدر؟ آنان را چه به دریوزگی اقتصادی و فرهنگی و آهنگ دلخراش غارتی که به آستین بزرگان راه برده است ؟ سپاه را چه به فلان معاون اول دزد و فلان وزیر دزد ؟ سپاه ، یک زمانی قرار بود برهمه ی این نابسامانی ها بشورد . حالا مگر می تواند بر نکبتی بربشورد؟ که خود ، با همین نکبت ها به همزیستی مسالمت آمیز تن سپرده است.

پس مرا به بند ۳۵۰ نخواهند برد . من نیز به بند دوالف نخواهم رفت . می ماند دوگزینه . یکی : رجایی شهر یا یک زندان بی نشان در هرکجا . و یکی : زور . بله . بلکه به زور مرا به جایی ببرند . من هم کسی نیستم که تن به زور بسپرم . می ماند: ضرب و زور. که بله، این یکی را می توانند . گوارای وجود من و ضاربین . زخمش برای من و کیفش برای آنان .

حالا شما ای به نفس تنگی افتادگان ایران اسلامی ، اکسیژن اگر می خواهید، اکسیژن ناب اگر می خواهید، از همان دورادور زندان اوین، به نیت آسمان ۳۵۰، به زندانیان سیاسی این بند پرآوازه سلام کنید. سرفرازی سرزمین و مردمان خویش را اگر دوست می دارید، از تهران ، از شهرهای خود، از فلان روستای دورتان ، یانه، از هرکجای این کره ی خاکی، روبه تهران، رو به زندان اوین، و رو به زندان رجایی شهر، و رو به زندان هرکجا که یک زندانی سیاسی در او به دیوار بخت خود بال می کوبد، بایستید و دست به سینه ی خود بگذارید و نجوا کنید: سلام ای زندانیان بی دلیل، سلام ای شهد نوشان وادی بلا، سلام ای کبوتران مانده در قفس، سلام ای جوانان و پیران و قربانیان خاموش این روزگار اسلامی ما، ما ، زندانیان این سوی دیوار زندان شما ، سخت محتاج بارش برکات آسمان بالندگی هستیم. راه تنفسمان بند آمده است . کمی از اکسیژن آسمان ۳۵۰ تان را به این سوی دیوار زندان تان حواله کنید.

شاید من امشب به ۳۵۰ بروم . و شاید خسته و زخمی در گوشه ای دیگر در خود مچاله شوم . اما به شما قول می دهم اگر که به بند ۳۵۰ پای نهادم ، تا هرکجا که مقدورم باشد ، برای شما اکسیژن بفرستم . ما باید نفس بکشیم . این طور نیست؟ باید نفس بکشیم. باید.

محمد نوری زاد به زندان بازگشت

محمد نوری زاد، مستند ساز و جهاد گر دوران دفاع مقدس در پی انتشار نامه تشکر اخیر وی به مردم و دوستانش بابت توجه به خانواده اش در دوران حبس و گلایه از ناجوانمردی های صورت گرفته از سوی اقتدارگرایان، بار دیگر به زندان بازگردانده شد.

به گزارش خبرنگارکلمه، نوری زاد که در پی نقض مکرر حقوق قانونی خود و سایر بازداشت شدگان و نحوه ی برخورد مقامات امنیتی و قضایی به اعتصاب غذاهای طولانی مبادرت ورزیده بود، دچار بیماری های شدید و متعاقبا عمل جراحی قرار گرفت و از چند روز پیش از بیمارستان برای مرخصی درمانی به منزل اعزام شد. اما در پی انتشار نامه تشکر اخیر وی به مردم و دوستانش بابت توجه به خانواده اش در دوران حبس و گلایه از ناجوانمردی های صورت گرفته از سوی اقتدارگرایان، بار دیگر به زندان فراخوانده شد.

در بخشی از این نامه این گونه نوشته است: "من، محمد نوری زاد، از همه ی آنانی که در این چند وقت گذشته، به یادم بوده اند و با نگرانی، از وضع و حالم خبر می جسته اند و در غیاب من به خانواده ام سرمی زده اند و غم خواری می کرده اند، سپاسگزارم."

وی زندان را نعمت چند جانبه ای دانسته که به او آموخته "همه ی اعتبارات دنیاوی و هیاهوهای این زمانی، چه سست و بی بنیان است و ادامه داده "من در زندان آموخته ام که همه ی اعتبارات دنیاوی و هیاهوهای این زمانی، چه سست و بی بنیان است. آموخته ام که چه زود می شود از آسمان بلند برخورداری، به زمین گرم نداری وبی کسی وفراموشی کوفته شد. بی آن که رعشه ای کوچک در مناسبات هستی که نه، در مناسبات معمول وجاری پیشین آدمی در افتد. باهمه ی رگ وپی ام، باورکرده و دانسته ام که فریبایی دنیا و دارایی ها نابجای آن، ماندگاری چندانی ندارد. و آنانی که با دغلکاری، گنج های غارت خود را در پس دروازه های پشت درپشت آن نهاده اند و برآن قفل های وانشدنی گمارده اند، چه خفتگان غافل و بیهوده کاری هستند".

این کارگردان و مستندساز در بخش دیگری از این نامه نوشته "از همه ی آنانی نیز که در نبود من، هرچه به دهان خودشان و قلمشان و دوربین شان آمد، از من و خانواده ام گفتند و نوشتند و منتشر کردند، امتنان دارم. آنانی که هم خودشان و هم روزنامه ها و سایت ها و برنامه های تلویزیونی شان، درباره ی من و خانواده ام ناسزا پراکندند، به این اصل اولیه انسانی، و نه مسلمانی، که : یک جانبه بر کسی تاختن نشانه ی آشکار ظلم است، پشت کرده اند. من در زندان، آیا می توانستم پاسخ فلان یاوه گو را، و فلان روزنامه و سایت و برنامه ی تلویزیونی ای را که ابتدایی تری قاموس ادب انسانی را زیر پا نهاده و در غیاب من، به من و خانواده ام آواری از زشتی فرو می ریزد، پاسخ بگویم؟

این روزنامه‌نگار فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۵۹ با پیوستن به گروه فیلم‌سازی جهاد سازندگی و برنامه روایت فتح مرتضی آوینی آغاز کرده بود. وی در یکسال گذشته با نگارش نامه های دلسوزانه به رهبری در دوران پس از انتخابات، مورد غضب اقتدارگرایان حاکم قرار گرفته و به سه سال و نیم حبس و تحمل ۵۰ ضربه شلاق محکوم شده بود.

اخراج خبرنگارایرنا از سوی مشاور رسانه ای احمدی نژاد

سیامک قادری از خبرنگاران ایرنا که به دلیل رویکرد انتقادی به انتخابات ریاست جمهوری با حکم دادگاه انقلاب به 4 سال زندان محکوم شده است از سوی اکبر جوانفکر مشاور رسانه ای احمدی نژاد از ایرنا اخراج شد.

این اقدام درپی صدور رای شماره 101 هییت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری به ریاست غلامحسین اسلامی فرد صورت گرفت. بر اساس رای صادره که به امضای سپهر خلجی و احمد فراهانی نیز رسیده است این روزنامه نگار متهم به تحریک و اغتشاش ، اعتصاب، ایراد تهمت به دولت احمدی نژاد ،اعتراض علیه دولت کودتا و نوشتن سلسله مقالاتی در باب خشونت علیه معترضان به انتخابات ریاست جمهوری شده است و به همین دلیل مستحق اخراج از ایرنا تشخیص داده شده است . این اقدام هییت رسیدگی به تخلفات اداری که برای رسیدگی به تخلف های اداری کارکنان است در حالی صورت می گیرد که قادری پیش تر از سوی شعبه ی 28 دادگاه انقلاب به 4 سال حبس به اتهام همین موارد محکوم شده بود.

این روزنامه نگار در پاسخ خود به رای ابلاغ شده هییت رسیدگی به تخلفات اداری آورده است:"معلوم نیست بر اساس چه سیستم حقوقی یک متهم با اتهامات مشابه در دو داداگاه و دوبار به مجازات می رسد."وی تاکید کرده است که:" شرکت در تظاهرات قانونی شهروندان با هدف انعکاس خشونت های دولت علیه معترضان و به عنوان یک وظیفه ملی دینی و حرفه ای صورت گرفته است."

این روزنامه نگارابراز امیدواری کرده است تا هییت مذکور از جاده تعصب و جهل خارج شده و به مسیر انصاف و درک قانون حقوق انسان ها و مدارا باز گردد چرا که بر اساس دفاعیه او ابر های مسموم و فضای آلوده کنونی بالاخره از آسمان ایران عزیز به کناری خواهد رفت و آن زمان بار دیگر عدالت در مورد رفتار های همه ی کسانی که به وظایف خود عمل کردند و یا در انجام رسالت خود کوتاهی کردند قضاوت خواهد کرد.

اعلام نگرانی از وضعیت احمد حکیمی پور

دکتر احمد حکیمی‌پور؛ رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات روز شنبه مصادف با 7 اسفند با منزل خود تماس گرفت.
وی که در شب 24 بهمن(یک روز قبل از راه‌پیمایی)در ساعت 21 شب و به طور غیرقانونی بازداشت شده، در تماس با منزلش دچار گرفتگی صدا و تکلم بریده بریده بود.
همسر وی گفت: حکیمی‌پور برای بیان یک جمله کوتاه چند بار دچار ایست زبانی می‌شد و وقتی علت این اختلال زبانی و لکنت را پرسیدم به سختی گفت دچار سرماخوردگی شدید هستم.
خانم خدیجه کریمی ضمن ابراز نگرانی خود از وضعیت جسمانی و روحی همسرش گفت: وی قبلاً نیز در اثر عوارض شیمیایی ناشی از جانبازی دچار این وضعیت با درصد خفیفی می‌شد و بلافاصله به بیمارستان انتقال می‌یافت و مورد معالجه قرار می‌گرفت تا به حالت عادی برگردد.
همسر حکیمی‌پور افزود: ایشان همواره از وضعیت نامساعد جسمی و روحی که ترکش‌های آن را از سال‌های دفاع مقدس به یادگار دارد و آن را یادگار ماندگار می‌داند، رنج می‌برد و نیازی به آزار مضاعف وی در این سال‌ها نمی‌باشد. خانم کریمی تصریح کرد: ما همواره از قبیله‌ی داغدیده‌ و رنج کشیده‌ایم و بر این خصیصه‌ی خود می‌بالیم اما عده‌ای نیز همیشه از گروه ندویده‌ها و به مقصد رسیده‌ها و سواران سمند قدرت هستند و هزینه‌ای نیز در این 32 متحمل نشده‌اند.
وی در پایان گفت: تکیه کلام همیشگی دکتر این است: «کوه با نخستین سنگ ساخته می‌شود و انسان با نخستین درد» و ای کوه درد، نستوه باشی و سربلند!
گفتنی است دکتر احمد حکیمی‌پور علاوه بر ریاست دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات، دبیر کل حزب اراده‌ی ملت ایران(حاما) و موسس و بنیانگذار باشگاه فرهنگی- ورزشی «آذربایجان» می‌باشد که به همراه کامپیوتر شخصی، مدارک و تعدادی از کتاب‌هایش به زندان اوین منتقل شده است و روزهای آشفته و بلاتکلیفی‌اش را مانند دیگر همسلکانش سپری می‌کند.

فاعتبروا....

masomi-tehrani-1X1.jpgسه قرن پس از تأسيس امپراتوری رم مسيحی توسط "كنستانتين اول"(337-272م)؛ و گسترش دين مسيحيت در كشورهای اروپايی، "حكومت پاپی" كه از آن به "حكومت كليسا" ياد می‌شود آغاز شد. حكومتی بر پايه‌ي نظام دين سالار مسيحی كه با درآميختن رهبری روحانی با رياست دنيوی، قصد هدايت و سعادت‌مندی جهان مسيحيت را داشت.





"كاتوليك" از واژه‌ای يونانی به معنای "همگانی" مشتق می‌شود و به راستی تقريبا تمام مردم متولد اروپا، اعضای كليسای كاتوليك بودند. در دهكده‌های قرون وسطايی، ساختمان كليسا مهم‌ترين بنا بود. اهالی از صدای ناقوس كليسا زياد فاصله نمی‌گرفتند، و تقريبا تمام فعاليت‌ها از درون كليسا اداره می‌شد. مردم در كليسا غسل تعميد داده می‌شدند، مسايل حقوقی، وصيت نامه‌ها، انتقال مالكيت زمين و اموال، و ارايه‌ی فرصتهای آموزشی از طريق كليسا به انجام می‌رسيد. مردم در سرتاسر زندگی خود شعائر دينی را دريافت می‌كردند و سپس در زمين وقفی كليسا دفن می‌شدند. كلسيای رمی در لوای يك سلسله پاپ‌های مقتدر كه در دوره‌ی پاپ "اينوكنتيوس سوم" به اوج رسيد، و به استقرار نوعی "امپراتوری پاپی" كه بر زندگی سياسی و معنوی اروپای غربی تسلط داشت نزديك شد.





به مرور كليسای كاتوليك -با مركزيت رم- به مهم‌ترين نهاد سياسی و دينی در اروپا بدل گشت و با قدرت مطلقه‌ای كه يافته بود در امور دينی و سياسی اروپا نقش بسيار مهمی ايفا می‌كرد. پاپ نه‌تنها بر قلمرو پاپی فرمان می‌راند، بلكه با بی‌پروايی در امور سياسی اروپا نيز مداخله می‌كرد. پادشاهان را عزل و نصب می‌نمود و در مناقشات پياپی ميان پادشاهان فرانسه و انگلستان از اقتدار خود -به حسب شرايط- در جهت تسلط بر يك طرف استفاده می‌كرد؛ و فرمانروايان لهستان، مجارستان، پرتغال، آراگون و دانمارك خود را "واسال‌های"(=خدمتگزاران) پاپ می‌دانستند، و در واقع پادشاهان اروپای غربی بازوی اجرايی كليسای رم محسوب می‌شدند.





اما در اواخر قرن دوازدهم ميلادی، قدرت كليسا در اوج اقتدار مطلقه‌اش مورد تهديد قرار گرفت. ثروت‌اندوزی و دنيا‌طلبی بسياری از مقامات كليسا، نبود تقوا و قابليت‌های آموزشی نزد برخی از كشيشان محلی، و عملكرد خلاف گفتار مقامات كليسا -كه از عوارض طبيعی قدرت مطلقه‌ بود- باعث شد تا در بخش‌هايی از اروپا، مردم شروع به فاصله گرفتن از آموزه‌های سنتی دينی نمايند و با توجه به فسادی كه دامن‌گير كليسا شده بود خواستار اصلاح ساختار آن شوند. همچنان كه افراد بيشتری به چالش با اقتدار سياسی و دينی كليسای رم ادامه می‌دادند، رم نيز به عوض توجه و گوش‌فرا دادن به انتقادات و رفع اشكالات موجود در ساختار و عملكرد كليسا، به مقابله برخاست و دستگاه "تفتيش عقايد" را برپا ساخت تا با دگرانديشان و منتقدان به مقابله دست بزند. در ابتداء هدف از تفتيش عقايد -به عنوان دستگاهی به ظاهر قانونی كه تمام اقتدار و مشروعيتش را از رم می‌گرفت- دفاع از آموزه‌های سنتی ايمانی و اخلاقی مذهب كاتوليك بود. در اصل دستگاه تفتيش عقايد می‌بايست وظيفه‌ی خود را از طريق اقناع فكری انجام می‌داد تا گوسفندان! دور شده از خداوند را به دامان كليسا بازگرداند؛ اما در عمل رهبران دستگاه تفتيش عقايد، با هوچيگری به ارعاب و تهديد مردم روی آوردند و براي ترساندن دگرانديشان؛ منتقدان و هوادارانشان -كه از نظر كليسا بدعت‌گذار معرفی می‌شدند- به شكنجه‌های وحشيانه و مجازاتهای شديد، حتی اعدام از طريق سوزاندن متوسل شدند؛ زيرا نمی‌توانستند از راه گفتگوی منطقی، عملكرد مقامات كليسا را كه با آموزه‌های مسيحيت در تضاد بود توجيه كنند.





"تفتيش عقايد" موجوديتی يك سويه نداشت و صرفا نوعی بازجويی، دادگاه يا اتاق شكنجه نبود؛ هر چند غالباً تمام اين عناصر را در خود داشت. تفتيش عقايد به بيان دقيق‌تر عبارت بود از هيئت‌های داوری بسيار مجهز كه كليسای كاتوليك می‌كوشيد از طريق آنها به يكپارچگی انديشه و عمل دينی ميان مردم دست يابد تا اقتدار دينی و سياسی‌اش را حفظ كند. پادشاهان اروپا نيز از آن دستگاه براي خلاص كردن خود از شر مخالفانی كه نمی‌توانستند آنها را از راه جنگ يا ديپلماسی خنثی كنند استفاده می‌كردند؛ اما دستگاه تفتيش عقايد در سرتاسر تاريخش آلت دست كليسای كاتوليك بود.





دستگاه تفتيش عقايد شامل روحانيون و كارگزارانی می‌شد كه نظام بازجويی‌ها، دادگاه‌ها و زندان‌ها را كه به "اداره‌ی مقدس" مشهور شد اداره می‌كردند. اداره‌ی مقدس تا قرن پانزدهم به يك تشكيلات ثروتمند، آزمند، بد نام و به لحاظ سياسی قدرتمند تبديل گشت كه به اِعمال كنترل انديشه و مميزی نوشته‌ها و كتب می‌پرداخت[1] و برای مجازات دگرانديشان و منتقدانی كه ممكن بود باعث تضعيف قدرت دينی يا سياسی كليسا گردند از هيچ اقدام وحشيانه‌ای فرو گزار نمی‌كرد. اما علی‌رغم خواسته‌ی مقامات كليسا و عوامل "اداره‌ي مقدس" مبنی بر حفظ اقتدار مطلقه‌ی پاپی و يك دست نگاه داشتن افكار و انديشه‌های مردمان؛ دستگاه "تقتيش عقايد" با تمام رياكاری‌ها و ظاهرفريبی‌ها، و قساوتها و بی‌رحمي‌هايی كه بكار گرفت، نتوانست "حكومت مطلقه‌ی پاپی" را از اضمحلال حفظ كند. به مقداری كه دستگاه تفتيش عقايد در تعقيب و مجازات دگرانديشان و خانواده‌های آنان به خشونت بيشتری روی می‌آورد، فاصله و نفرت مردم نسبت به كليسای كاتوليك بيشتر می‌گرديد و اصلاح‌گری پرتستان به مثابه جنبش دينی فراگير سرتاسر اروپا را در می‌نورديد. دولت‌های اروپايی يكی پس از ديگری خود را از زير يوغ اقتدار سياسی و دينی كليسای رم خارج می‌كردند و براي دستورات و فتاوای پاپ ارزشی قايل نمی‌شدند. در نهايت با بروز انقلاب فرانسه در اواخر قرن هفدهم ميلادی، و تسری آن به كشورهای اروپای غربی، طومار حاكميت مطلقه‌ی كليسای رمی بهم پيچيد؛ مراكز دينی و تفتيش عقايد مورد هجوم و حمله‌ قرار گرفت و ويران شد، و بسياری از روحانيون و مقامات كليسا و اداره‌ی مقدس بقتل رسيدند، مقام پاپ احترام، اعتبار و نفوذ خود را از دست داد، و حكومت مطلقه‌ی پاپی به پايان رسيد.





عصر "تفتيش عقايد" يكی از سياه‌ترين دوران تاريخ كليسای كاتوليك است؛ و تاريخ‌نگاران بسياری بر اساس مدارك بدست آمده از آن دستگاه‌ها، به تفصيل روش‌های بازجويی، شكنجه و اعتراف‌گيری از متهمان، و بطور كلی وقايع دهشتناكی كه در درون "اداره‌ی مقدس" اِعمال می‌‌گرديد را بيان كرده و به تصوير كشيده‌اند.





روش‌های خشونت‌آميز كليسای كاتوليك در دوران اقتدار دينی و سياسی‌اش اگر چه امر تازه‌ای نبود و پيش از آن نيز چنان جناياتی در دوران رم باستان به وقوع پيوسته بود، اما آنچه كه باعث ماندگاری جنايات كليسای رمی در اذهان عمومی تا به امروز شده‌ است؛ بكار گيری خشونت و بی‌رحمي‌ها در زير لوای نام خداوند و عيسی مسيح(ص) كه مبلغ و مبشر رحمت، دوستی، صلح و گذشت بود می‌باشد.





كليسای رمی پس از زوال و انحطاط اقتدار و احترامش -در اوايل قرن بيستم- تا حدودی[2] پی به خطا كاری‌های اسلافش برد، اما بسيار دير. دگرانديشان و منتقداني را كه به جرم بدعت‌گذاری در آتش خودشيفتگی‌ها، خودحق‌بينی‌ها و جاودان‌پنداری‌های اقتدار مطلقه‌ی خويش سوزانده بود مقام قديسی بخشيد، و دانشمندانی همچون "گاليله" را پس از قرن‌ها مورد بخشايش!! قرار داد، تا بلكه آن احترام و اعتماد از دست رفته در اذهان عمومی را دوباره باز يابد. اما دريغ، مگر می‌شود لكه‌ی ننگی كه كليسای رمی در اوج سرمستی قدرت مطلقه‌ی خود، بر تارك خويش نقش كرده است را بدين سادگی‌ها پاك كرد؟؟.





آنچه گذشت تنها نمونه‌ای مختصر از تاريخ بشری است. تاريخ گذشتگان عبرتی است برای آيندگان كه بايد از آنها درس گرفت. آنچه كه مطالعه‌ی تاريخ كليسای رمی و دستگاه‌های تفتيش عقايد بدست می‌دهد اين است كه: انسان‌ها به فرض داشتن توانايی اِعمال قدرت بر ديگران، در عملكرد خود كمتر خويشتنداری نشان می‌دهند، بخصوص كه قدرت با هر نوع ايدئولوژی يا عقايد دينی آميخته گردد. كليسای كاتوليك و دستگاه‌های تفتيش عقايد مايل بودند انسانهايی را كه انديشه‌ و اعتقادشان آنگونه نبوده كه می‌پسنديدند، به چوبه‌ی مرگ ببندند و بسوزانند. تاريخدان "برنارد هميلتون" تاريخ قرون وسطی و تفتيش عقايد را يك منبع اميد مي‌خواند كه نشان می‌دهد: "ايمان و عقيده‌ی اجباری ناممكن است. دستگاه تفتيش عقايد در مقطع زمانی محدودی توانست همانندی و تعبد ظاهری را تحميل كند، اما هرگز موفق نشد يك جهان مسيحی يكپارچه يا يك عقيده‌ی واحد -كه هدفش بود- بوجود آورد. تاريخ ِ آن شكست، بخش با ارزشی از تجربه‌ی اروپای غربی را تشكيل می‌دهد"[3].





آيا ما تاريخ گذشتگان را مطالعه می‌كنيم و از آن عبرت می‌گيريم؟ يا آنكه دچار نوع ديگری از خودشيفتگی و خودحق‌بينی و جاودان‌پنداری می‌باشيم؟. قرآن كريم به انسانهای اهل انديشه توصيه كرده است تا در اطراف زمين -در تاريخ گذشته‌ی بشر- سير علمی و جستجو كنند و ببينند سرانجام زندگی دينی و اجتماعی اقوام پيشين چگونه بوده است، تا با عبرت‌آموزی از خطاها و تجارب گذشتگان، چراغ دانشی برای آينده‌ی خود و اجتماعشان كسب نمايند. "آيا در زمين سير نكرده‏اند تا بنگرند كه عاقبت كسانى كه پيش از آنها مى‏زيسته‌اند چگونه بوده است؟ مردمى كه نيرويشان بيشتر و آثارشان در روى زمين فراوان‏تر بود. پس آن چيزها كه به دست مى آوردند سودشان نبخشيد"[4].





تكرار خطاهای گذشتگان كه آزموده شده‌اند كار عاقلان نيست؛ اما بشر جاهل هميشه سعی كرده است با توجيهات مختلف تجربيات گذشتگان را مجددا بيازمايد بلكه نتيجه‌ای متفاوت بدست آورد؛ و متاسفانه زمانی به اشتباه خود پی می‌برد كه به عبرتی براي ديگران تبديل گشته است. جهان طبيعت بر اساس تكامل، تحول و تغيير بنا نهاده شده و تجربيات تاريخی نشان داده كه چنانچه هر انديشه، آيين يا نظامی بخواهد از بروز آن جلوگيری كند و يا سير تحولش را كُند نمايد، محكوم به شكست و انحطاط خواهد گرديد. عقل سليم حكم می‌كند كه از خطاها و اشتباهات گذشتگان عبرت بگيريم، و چون آنان سرمست از زر و زور خويش دچار خودشيفتگی‌ها، خودحق‌بينی‌ها و جاودان‌پنداری‌ها و استبداد رأی‌ها نشويم؛ در غير اين صورت ديری نخواهد پاييد كه خود عبرت آيندگان خواهيم شد. العاقل يكفي بالاشاره.





پی‌نوشت





بن‌مايه: Deborah Bachrach, The Inquisition, Lucent Books, 1995





1- جان ميلتون(1674-1608م) شاعر و نويسنده‌ی بزرگ انگليسی در اثر مشهورش به نام "آرئوپاگيتيكا"(دادگاه عالی) در محكوم كردن تلاش دستگاه تفتيش عقايد برای كنترل بيان و انديشه چنين می‌نويسد: "پاپ‌های رم كه علاقه‌مند بودند فرمانروايی دينی و سياسی را در دست خود متمركز نگاه دارند، دامنه‌ی فرمانروايی خود را بر چشم‌های مردم بسط دادند، چنانكه پيش‌تر بر قوه‌ی تميز آنها بسط داده بودند. آنچه را كه گمان می‌كردند نبايد خوانده شود ممنوع ساختند و سوزاندند... تا اين كه شورای شهر ترانت و تفتيش عقايد اسپانيا با هم دست بكار شدند و اين كاتالوگ‌ها و فهرست‌های سانسور را بوجود آوردند كه اندرون بسياري از مولفان خوب قديمی را با چنان بی‌حرمتی‌ای زير و رو می‌كنند، كه بدتر از هر گونه بی‌حرمتی‌ای است كه می‌توان نسبت به گور آنها انجام داد. آنها در محدوده‌ی مطالب دگرانديشان نيز باقی نمی‌مانند، بلكه هر موضوعی را كه خوشايند ذائقه‌شان نيست يا محكوم به منع انتشار می‌كنند يا يك‌راست در برزخ يك فهرست جديد كتب ضاله می‌گنجانند. براي پُر كردن كامل پيمانه‌ی اين دست‌اندازی و تجاوز، آخرين اختراعشان اين بود كه مقرر كنند هيچ كتاب، جزوه يا روزنامه‌ای نبايد چاپ شود مگر از طرف دو يا سه راهب شكمباره تصويب و اجازه‌ی آن داده شود. انگار پطرس قديس، كليد مطبوعات را هم از بهشت براي آنها فرستاده است".



2- می‌گويم تا "حدودی" پی به خطاهايش برد، زيرا تاريخ كليسای كاتوليك نشان می‌دهد كه پس از برچيده شدن دستگاه تفتيش عقايد توسط انقلابيون فرانسوی، بارها كليسای كاتوليك سعی كرد آن دستگاه را مجددا راه‌اندازي نمايد.



3- برنارد هميلتون، تفتيش عقايد قرون وسطي

أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ آثاراً فِي الْأَرْضِ فَما أَغْنى‏ عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ (غافر-82)

منبع: پایگاه اطلاع رسانی نویسنده



فراخوان پروژه زنجیره انسانی برای در ۵ مارچ

امروز: جمعی از فعالان حقوق بشر برای اعتراض به اعدامهای گسترده توسط حکومت جمهوری اسلامی، قصد به برگزاری پروژه زنجیره های انسانی نموده اند. خواسته های گروههای برگزار کننده این پروزه عبارت است از: ۱) لغو تمام اشکال اعدام در ایران، ۲) آزادی بدون قید و شرط تمام زندانیان سیاسی و زندانیان عقیدتی و ۳) لغو تمام احکام صادر شده اعدام. متن کامل فراخوان این گروهها که نسخه ای از آن برای اطلاع رسانی در اختیار امروز قرار گرفته در پی مب آید.

پروژه زنجیره انسانی - برای تجمع بر روی پلها در ۵ مارچ (برای آزادی نا مشروط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی و در مخالفت با اعدام های گسترده و رد مجازات اعدام در ایران)


دوستان به یاری شما نیاز داریم. (فقط ۶ روز زمان باقیست)


اخیرا چندین گزارش با بازتابهای وسیع از اعدامها در ایران نوشته شده ولی شاید مطلبی که کمتر به آن اشاره شده وسعت این اعدامهاست. دولت ایران آماری از این اعدامها ارائه نمیدهد و گروههای بین المللی حقوق بشر صرفا میتوانند از روی پرونده های ثبت شده تخمین بزنند.


رشد تصاعدی مفقودین، شکنجه و اعدامها بسیار نگران کننده است. فقط در ماه دسامبر 32 اعدام تایید شده و هزاران زندانی دیگر بدون اجازه ملاقات با عزیزانشان و یا وکلایشان منتظر سرنوشت مرگبار خودشان میباشند. مسئولیت این ناعدالتی ها صرفا با قوه قضاییه است ولی آنها به هیچکس جوابگو نیستند


پروژه زنجیره انسانی به منظور جلب توجه به این خشونتهای نابخشودنی در شهرهای متعدد زنجیره های انسانی را برنامه ریزی خواهد کرد.

ما مدافعان ایرانی و غیر ایرانی حقوق بشر هستیم که در سراسر دنیا برای رسیدن به اهدافی مشترک دست به دست هم داده ایم.


هدف پروژه زنجیره انسانی ایجاد زنجیره ای از انسانهاست که روز 5 مارس برای مخالفت با این اعمال در سراسر دنیا شکل خواهد گرفت.

این پروژه به دنبال واکنش سریع نسبت به تداوم موج اعدامها در ایران است. انسانهای آزادیخواه و مدافعین حقوق بشر با پیوند با یکدیگر درخواستهای ذیل را دارند


1. لغو تمام اشکال اعدام در ایران

2. آزادی بدون قید و شرط تمام زندانیان سیاسی و زندانیان عقیدتی

3. لغو تمام احکام صادر شده اعدام


ما هیچ نوع اهداف پنهانی یا سیاسی را دنبال نمیکنیم و فقط از مردم دعوت میکنیم تا دست یکدیگر را برای مقابله با این خشونتها بگیرند. زنجیره های انسانی در تمام کره زمین ایجاد خواهند شد و پوسترهایی با نامهای قربانیان این اعدامها و آنها که حکم اعدام برایشان صادر شده برای جاوادانه کردن نام آنها در دست خواهیم گرفت

ما از شما میخواهیم تا با ما بایستید و صدایی باشید برای آنها که صدایشان را از دست داده اند

دوستان فقط ۶ روز تا انجام این اکسیون جهانی فرصت باقیست، در حال هزار شهرهای بریستول، هامبورگ، مونیخ، مالمو و گلاسگو به این پروژه پیوسته اند. شما نیز میتواند در حمایت از این عمل بشردوستانه یک زنجیر انسانی بر روی پلی در شهر خود بسازید. پل سمبل اتحاد است و ما نیازمند اتحاد در برابر نقض بارز حقوق انسانی شهروندان ایرانی هستیم.


لطفا برای حمایت از این پروژه هر چه سریع تر با ما تماس بگیرید:

www.humanchainproject.org

www.facebook.com/HumanChainProject


اطلاعات و پرسش های عمومی:

info@humanchainproject.org

شهرهای شرکت کننده :

City@humanchainproject.org

حمایت و یاری مالی:

Donations@humanchainproject.org

روابط عمومی و رسانه ها:

PR@humanchainproject.org


Confirmed Cities as of today:


Munich:

Amnesty Munich 1210

Petra Lommerzheim: (Munich) 0049 176-50728972

Email: petra131265@yahoo.de

Ludwigsbrücke Bridge



Malmo:

Supported by ISF Malmo http://www.isfmalmo.se/

Anette Meyers: (Malmo)+46704182946

Email: anette.meyer68@gmail.com

Davidhallsbron Bridge



Hamburg:

22khordad Hamburg

http://22khordad-hamburg.com/

Email: mail@22khordad-hamburg.com

Jungfernstieg Bridge



Bristol:

AIS Bristol

http://www.aisbristol.org.uk/

ais_bristol@yahoo.co.uk

New Cut Suspension Bridge





Glasgow:

Free Iran Glasgow

freeiranglasgow@gmail.com

1700-1800

Foot Bridge (Over River Clyde near BBC complex in Glasgow)


فراخوان دانشجویان سبزدانشگاه تگزاس اِی اَند اِم برای سه شنبه های حمایت

امروز: دانشجویان سبز دانشگاه تکزای اس اند ام با صدور فراخوانی از طرح سه شنبه های سبز حمایت کرده اند. متن کامل این فراخوان به نقل از پایگاه این گروه در پی می آید.


حضور پر شور و حماسی مردم سبز ایران در روزهای 25 بهمن و یک اسفند، بار دیگر به استبداد دینی ثابت کرد که جنبش آزادی خواهی مردم ایران، هم چنان زنده و استوار، به حرکت خود ادامه داده و تا به ثمر نشاندن همه آرمانهایش، با وجود همه دروغ ها، تهمت ها و تهدید ها، خواهد ایستاد.

پایه های حکومت استبداد و دیکتاتوری دینی، امروز سست تر و ضعیف تر از هر روز دیگر است. محصور کردن رهبران جنبش و تحت فشار قرار دادن آنها و خانواده هایشان، به وضوح، شاهدی است بر ترس و واهمه اقتدارگرایانی که همه اقتدارشان را وامدار سرکوب و ارعاب هستند. آنها، آنقدر در توهم قدرت غرق شده اند که نفهمیدند بالاتر بردن دیوار آهنی میان رهبران و مردم، نه تنها فاصله بین آنها را کم نخواهد کرد؛ بلکه نتیجه قطعی آن بالا رفتن کف خواسته ها و تقویت اراده تغییر به موازات همان دیوار آهنی خواهد بود.

تجربه تاریخی ملت ما و همه ملت های آزادی خواه ثابت کرده است که توسل به سیاست های نخ نمایی چون محصور کردن رهبران واقعی مردم، دستگیری های گسترده و شکنجه و تهدید و ارعاب، ایجاد توهم وجود دشمنان فرضی داخلی و خارجی و منسوب کردن حرکت آگاهانه مردمی به عوامل بیگانه و معاند، هیچ کمکی به بقای دیکتاتوری نخواهد کرد. افسوس که ترس از دست رفتن قدرت در حال زوال، آنچنان کورشان کرده که چاره ای ندارند جز اینکه با صدایی لرزان و نامطمئن و با استفاده از تریبون های بی اعتباری چون صدا و سیما، هم چنان بر طبل توخالی اقتدارشان بکوبند و همانگونه که همراه در حصر جنبش گفت: "فراعنه معمولا زمانی صدای ملت را می شنوند که بسیار دیر شده است."

وظیفه تک تک ماست که در مقابل این همه جنایت و دروغ و خیانت علیه مردم و کشورمان، سکوت نکنیم. بدین وسیله از همه روشنفکران، متفکران، دانشگاهیان، نخبگان و روحانیون، می خواهیم که در راستای ادای وظیفه ملی و دینی، با شکستن سکوت خود و محکوم کردن اقدامات اخیر حاکمیت در حصر خانگی همراهان جنبش سبز، با ملت ایران همصدا شوند. ما دانشجویان سبز دانشگاه تگزاس اِی اَند اِم نیز در جهت حمایت از خواسته های به حق و مشروع مردم داخل کشور و بطور ویژه دوستان دانشجوی داخل و در اعتراض به سرکوب گسترده تجمعات مسالمت آمیز قبلی مردم ایران و نیز حصر غیر قانونی همراهان جنبش سبز، همگام با همه هموطنان سراسر جهان، در سه شنبه های آخر سال، تجمعات اعتراضی خود را برگزار کرده و از تمام ظرفیت موجود در خارج از کشور، جهت اطلاع رسانی و حمایت از حرکت داخل کشور استفاده خواهیم کرد.

دوستان و همراهان شما،
دانشجویان سبز دانشگاه تگزاس اِی اَند اِم
شهر دانشگاهی College Station
Green Aggies - Texas A&M University

حمایت همراهان جنبش سبز ایران ـ برلین از فراخوان شورای هماهنگی راه سبز امید

امروز: همراهان جنبش سبز ایران-برلین با صدور فراخوانی حمایت خود را از فراخوان اخیر شورای هماهنگی راه سبز امید اعلام کرده اند. متن کامل این فراخوان در پی می آید.

همراهان جنبش سبز ایران ـ برلین از همه هم میهنان گرامی در برلین دعوت می کند در پاسخ به فراخوان شورای هماهنگی راه سبز امید ودر همراهی با مردم کشورمان و برای اعتراض به بازداشت خانگی آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی در گردهم آیی روز سه شنبه یکم مارس برابربا دهم اسفند، ساعت 18 در کنار کلیسای شکسته شرکت نمایید.

Ort: Kaiser-Wilhelm-Gedächtniskirche
Datum & Zeit: 01/03/2011, 18 Uhr


ده روز بی‌خبری از دستگیرشدگان در شهر مشهد و نگرانی درباره‌ی وضعیت آن‌ها

در پی بازداشت تعدادی از دانشجویان در شهر مشهد در تاریخ 25 بهمن 1389 و پس از تماس تلفنی آنها در تاریخ 27 بهمن 1389 ، هیچ‌ گونه خبری از وضعیت آنها در زندان اداره اطلاعات شهر مشهد در در 10 روز گذشته در دست نیست که سبب افزایش نگرانی‌ ها درباره‌ وضعیت آن‌ ها شده است .
بازداشت غیرقانونی همه‌ دستگیرشدگان در تاریخ 25 بهمن 1389 - بدون ارائه‌ی حکم مشخص و تنها با ارائه‌ یک حکم بازداشت کلی - و همچنین تداوم غیرقانونی بازداشت آن ‌ها ، به دستور حیدری
- بازپرس شعبه 903 دادگاه انقلاب مشهد - بوده و مسئولیت هرگونه اتفاقی ، تنها بر عهده‌ وی می ‌باشد .
اطلاعات رسیده از 3 نفر از دانش‌جوهای دستگیرشده ، بیان ‌گر این است که علی رزاقی در محل کار خود و حسین احمدنژاد و فرزانه نجارنژاد ، در خانه ‌‌شان دستگیر شده اند .
لازم به ذکر است که توسط بازجویان اداره‌ اطلاعات مشهد ، به‌ این افراد دیکته شده است که در تماس تلفنی با خانواده ‌شان ، بگویند که وضعیت ‌شان خوب بوده و نیازی به پیگیری وضعیت آن ‌ها نیست .
گفتنی است بازپرس حیدری ، پس از 22 خرداد 1388 ، بسیار فعال شده و بسیاری از پرونده ‌های سیاسی در مشهد ، به وی سپرده می ‌شود . از این جمله می ‌توان به صدور دستور بازداشت محمدرضا جلایی پور ، صدرا میردامادی - پسر دایی آیت الله علی خامنه ای - ، هاشم خواستار - آموزگار زندانی - ، دانشجویان دانشگاه آزاد واحد مشهد در 9 دی 1388 و نیز مردم حاضر در تجمع های پس از 22 خرداد 1388 اشاره کرد.

بازگشت ششمین شاکی از کودتاگران انتخاباتی به زندان

ramezanzade.jpg
عبدالله رمضانزاده ششمین شاکی از کودتاگران انتخاباتی امروز بعدازظهر به زندان بازگشت.

بنا به گزارش تحول سبز، رمضانزاده سخنگوی دولت اصلاحات که از موفق ترین استانداران استان کردستان بوده است، پس از آزادی از زندان اوین تا روز بازگشت مجددش در نوعی بلاتکلیفی به سر می برده و از مدت ها پیش وقتی دوستانش پس از امضای شکایت نامه از سردار مشفق و همکاران کودتاگرش یکی یکی به زندان احضار شدندد، خود را برای بازگشت آماده کرده بود.

شاهدان عینی حاضر در مقابل اوین از درگیری مأموران امنیتی هنگام ورود دکتر رمضانزاده به زندان با برادران او بوده اند که در حل گرفتن عکس یادگاری مورد حمله و بازداشت چندساعته قرار گرفته اند.این رفتار تهاجمی یاداور نحوه بازداشت وحشیانه استاندار محبوب پیشین در روزهای اول کودتاست.

آیت‌الله دستغیب: هرچه سریعتر به حصر غیر قانونی و غیر شرعی آقایان موسوی و کروبی پایان دهید

aytollah_dastgheib.jpg
آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب، مرجع تقلید مقیم شیراز و عضو مجلس خبرگان رهبری، در نامه ای به اعضای مجلس خبرگان رهبری، از وضعیت حاکم به شدت انتقاد کرد و فهرستی از تخلفات صورت گرفته از موازین قرآن، سنت و قانون اساسی را که به گفته‌ی وی، به نظر عده ای از مراجع بزرگوار نیز رسیده، اعلام کرد.

به گزارش حدیث سرو، ایشان در این نامه، خواستار لغو نظارت استصوابی، برچیده شدن سانسور، محاکمه عوامل سرکوب مردم و شکنجه زندانیان، آزادی زندانیان سیاسی و رسیدگی به اعتراضات آقایان موسوی و کروبی شده است. وی همچنین تاکید کرده که حصر غیر قانونی و غیر شرعی این دو هرچه سریعتر برداشته شود.

متن کامل نامه شجاعانه آیت الله دستغیب به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم آیات و حجج اسلام اعضاء مجلس خبرگان

عرض می شود قیام مردم ایران به رهبری مرحوم امام خمینی ره، یک قیام اسلامی بود. هرچند فشارهای حکومت پهلوی پدر و پسر تاثیر داشت: از ظلم و ستم بر مردم بی سلاح، و خفقان شدید و انباشته شدن ثروت به دست حکّام وقت، و تاراج معادن به خصوص نفت به کشورهای حامی حکومت، و خفه کردن هر نوع صدای انتقاد، و رواج مدح و ثنا از شاه و درباریان و وابستگان حتی به وسیله بعضی از معمّمین، و گسترش فحشا و منکرات و...

امّا هنر امام خمینی این بود که به توفیق خداوند همه را جمع کرد در یک کلمه، و آن دین اسلام و کلمه توحید بود، و گفت مردم اسلام را می خواهند و حاکمیّت بر خلاف میل مردم حرکت می کند، و با نَفس رحمانی خویش و ارجاع آنها به فطرتشان توجه داد که همه این بدبختی ها به خاطر دوری از قرآن و سنّت است، و بیان نمود که اسلام خطّ بطلان می کشد بر ظلم و اسارت و شخص پرستی و بردگی و آنچه فطرت انسان نمی پسندد. لذا همه آنچه تبیین نمود خلاصه شد در «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی».

مردم صدق را در کلام و عمل او یافتند که هرچه می گوید عمل می کند، و خدا را حاضر و ناظر اعمال خویش می بیند، و فهمیدند که اگر کشته می شوند و یا زندان می روند و شکنجه می بینند برای خداست و برای برپایی قرآن و سنّت است. همانطور که وعده خداوند بود قیام مردم به ثمر رسید و لذّت آزادی در سایه اسلام را حس کردند و خداوند بندهای اسارت از حاکمیّت شیطان را از آنها برداشت، و با چه ذوق وشوقی به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند، و از تشکیل شورای قانون اساسی توسط فقها و خبرگان در مسائل مختلف استقبال کردند و به حاصل آنکه قانون اساسی بود رای مثبت دادند، و می گفتند و می سرودند «در بهار آزادی جای شهدا خالی»، و چه جانانه از حریم اسلام دفاع کردند؛ هشت سال دفاع مقدّس، برادری و برابری، و آزادی و امید به آینده ای سرشار از نعمت های خدادادی، و از جمله بندگی خداوند و لذت عشق و معرفت به او...

مجلس شورای اسلامی با رای آزاد مردم تشکیل شد، رئیس جمهور با رای آزاد مردم انتخاب شد، خبرگان با رای آزاد مردم شکل گرفت، رهبر جمهوری اسلامی هم اعلام کرد که من هم تابع قانون هستم و از مردم مستثنا نیستم، و همه ما عمل به قانون اساسی می کنیم، و به همه هشدار داد که مواظب باشید از قرآن و سنّت و قانون اساسی منحرف نشوید، افراد متحجّر و کج اندیش در حکومت رخنه نکنند، نیروهای نظامی در غیر امور مربوطه به خود، دخالت نکنند، و رهبر آینده در اجرای قوانین به خصوص عمل به قرآن وسنّت کمال مواظبت را داشته باشد، حوزه های علمیه مستقل باشند، حوزه و دانشگاه در عمل به قرآن و سنّت وحدت داشته باشند، آزادی مردم از جهت رای دادن محصور نشود، جان و مال و ناموس مردم به تاراج نرود... و خلاصه همه قِسم وصیّت و سفارش کرد.

اما به تدریج نظارت استصوابی پیش آمد و اصل بر عدم برائت، جای اصل برائت را گرفت، و شاهرگ مجلس شورای اسلامی خبرگان و قوه مجریه را به دست آورد، و حاکمیت اکثریّت تبدیل شد به حاکمیّت اقلّیّت، و خبرگان که باید منتخب مردم باشند، در واقع منتخب شورای نگهبان گردیدند، و محور کار آنها که باید مواظبت دقیق بر رهبری در انجام وظایف قانونی اش، و مواظبت بر زیر مجموعه که از حدود قانونی اش منحرف نشود، تبدیل شد به تبعیّت بی چون و چرا از رهبری، و مخالفت با وضع موجود تبدیل شد به مخالفت با ولایت فقیه و نظام و در نهایت به اخراج و یا رای نیاوردن در دوره های بعد، اگر در حیات باشد! و این معنا بعینه برای حقیر پیش آمد که در چند سخنرانی تهدید به اخراج و جنگ سرد گردیدم. و قهرا بقیه اعضا نباید جرات انتقادی داشته باشند که چه بسا مبتلا به مثل حقیر شوند و حتی در شهر خویش هر کس به او وابسته باشد به وسیله نیروهای امنیتی دستور به اخراجش صادر گردد و یا برائت بجوید و یا اگر حوزه ای داشته باشد به شدت مراقبت شود و حتی المقدور در انزوای کامل به سر برد. بالاخره اینجانب وظیفه دارم که انتقاد کنم:

نظارت استصوابی لغو شود و آنچه باید باشد نظارت بر حفظ رای مردم در انتخابات است. به اعتراضات دو کاندیدای ریاست جمهوری آقایان موسوی و کروبی در نزد هیئتی که طرفین دعوی قبول داشته باشند گوش داده شود و بررسی شود و هرچه سریعتر حصر غیرقانونی و غیر شرعی این دو بزرگوار برداشته شود.

آنهایی که در راهپیمایی آرام به مردم هجوم آوردند و زدند و دستگیر کردند محاکمه شوند بر حسب شرع اسلام. آنهایی که بدون محاکمه زندان هستند آزاد شوند و اگر متهم به جرمی هستند آشکارا محاکمه شوند بر حسب شرع اسلام و قانون اساسی. روزنامه ها و مراکز خبری آزاد شوند، و سانسور برچیده گردد. بازجویانی که زندانیان را شکنجه کردند و مسببّین حمله به کوی دانشگاه محاکمه شوند بر حسب شرع اسلام و قانون اساسی. نیروهای نظامی از سپاه و بسیج و انتظامی و اطلاعات در مسائل سیاسی، فرهنگی، دینی، حوزوی و دانشگاهی دخالت نکنند، و به تمام بندهای قانون اساسی عمل شود.

قوه قضائیه مستقل عمل کند، و با تعامل با مراجع، اصول و فروع قضاوت انجام گیرد. برخوردهای فراقانونی و غیر شرعی با متهمین سیاسی نشود. این وضع بد اخلاقی و بعضا خلاف شرعها که در صداوسیما اجرا می شود، و خلاف گوییها و دروغها و تهمتها برچیده شود. صداوسیما متعلق به همه مردم- چه موافق و چه مخالف- می باشد، انحصار آن به هیئت حاکمه رجوع به گذشته است. مردم از کارهای که حاکمیت می کند در داخل و خارج با خبر باشند، دخل و خرجها را نه تنها مجلس بلکه همه مردم بفهمند. «یا قَومِ لَکُمُ الیَومَ ظاهرینَ فِی الارضِ فَمَن یَنصُرُنا مِن باسِ اللّه ان جاءنا»: امروز حکومت در دست شما است و همه نوع امکانات دارید و می توانید با مردم بدون سلاح مهربان باشید و آنها را ولی نعمت خود بدانید، و یا بر سرآنها بکوبید تا ساکت شوند، ومی توانید مظلوم را ظالم و ظالم را مظلوم جلوه دهید، اما از «باس» خداوند باید ترسید. اینجانب و امثال حقیر نظری جز خیر خواهی و سعادت شما حاکمیت و غیر شما نداریم. «ما عِندَکُم یَنفَد وَ ما عِندَ اللّه باق»

هنگامی که این سطور را می نوشتم با برخورد غیر منطقی حاکمیت با افرادی که هر کدام هشت سال و بیشتر با رای مردم خدمت می کردند مواجه شدم، و فکر می کردم آخر مردم دنیا چگونه قضاوت می کنند که کشور، مدت ۳۲ سال از انقلاب و در دست افرادی بود که به قول شعارهای شما دست نشانده آمریکا و اسرائیل بودند، چقدر زشت وزننده است! اینها دستور اسلام نیست، سیره ائمه اطهار نیست، تبلیغ اسلام و قرآن نیست...

هر فرد و یا گروه غیر مسئول حق حکم راندن و یا نسبت دادن کسی به ارتداد و منافق و فاسق ندارد، متهم باید در دادگاه علنی زیر نظر مجتهد جامع الشرایط با شنیدن دلایل جرم و اختیار دفاع از خود محاکمه شود، در غیر این صورت هر نوع بازداشت و حصر وغیره صورت شرعی و قانونی ندارد و جایز نیست. شعارهایی که علیه اشخاص داده می شود و بعضا از صداو سیما پخش می شود توسط هر فرد یا گروهی باشد جایز نیست. شبنامه ها، تراکت ها و اعلامیه هایی که علیه اشخاص منتشر می شود حتی اگر در محکمه عدل جرمش ثابت شود جایز نیست و صورت شرعی و قانونی ندارد. میزان حکم شرعی، قرآن و سنت و فتاوای مجتهدین جامع الشرایط مراجع تقلید می باشد.

اینک خلاصه تخلفاتی که از شرع و قانون صورت گرفته به نظر شریف عده ای از مراجع بزرگوار رسیده، از این قرار است:

۱- مطابق حدیث معتبر منقول از امام صادق ع، هر کس شهادتین می گوید جان و مال و آبرویش محفوظ است. (عن الصادق ع: الاسلام شهادة ان لا اله الا الله و التصدیق برسول الله به حقنت الدماء) کافی ۲۵:۲- کتاب ایمان و الکفر.

۲- هر مسلمانی که متهم به جرمی گردید قبل از اثبات جرم در نزد مجتهد جامع الشرایط آبروی او محفوظ و حق بازداشت وی نیست.

۳- اثبات جرم باید با اقرار از روی اختیار و یا شاهد عادل و معتبر حاصل گردد، و اعتراف گیری در زندانها با ارعاب و تهدید و تطمیع بالخصوص آن هم با شکنجه ابدا جایز نیست و ظلم صریح است و فاقد وجه شرعی و حقوقی بوده و اعتبار ندارد.

۴- هر کسی نمی تواند برای متهمین حکم صادر کند مگر مجتهد جامع الشرایط باشد. برای قضاوت یا در شان نبی است ویا درشان و صلاحیت وصیّ نبی است و در غیر این صورت مصداق شقی است. (قال امیرالمومنین ع: لشریح: یا شریح، قد جلست مجلسا ما جلسه الا نبی او وصیّ نبیّ او شقی. من لا یحضر۵:۳ حدیث ۳۲۲۲)

۵- دروغها و تهمت ها که بعضا از صداوسیما پخش می شود هیچ قسم صورت شرعی ندارد.

۶- به بهانه حفظ نظام (که در حقیقت از نظر آنها حفظ هیئت حاکم است) حرامهای خداوند و گناهان کبیره حلال نمی شود.

۷- حاکم شرع و مجتهد جامع الشرایط از اصل تا فرع برای حکم دادن باید تحت هر نوع امر ونهیی نباشد حتی بزرگترین مقام مسئول کشور.

۸- ارتداد و محاربه در فقه چارچوب معین و تعریف خاص دارد و حکم ثبوت ارتداد و محارب بودن اشخاصی که احقاق حق می کنند و فریادرسی می نمایند جز از طرف مجتهد جامع الشرایط با ذکر دلیل جایز نیست.

۹- ضرب و شتم افرادی که برای احقاق حق، راهپیمایی آرام دارند جایز نیست، مرتکبان به آنها مجرمند و تحت پیگرد قانونی قرار می گیرند و هیئت حاکمه مسئول حفظ جان و مال و آبروی آنهاست.

۱۰- با توجه به اینکه امنیت حق طبیعی و اولیه همه افراد و شهروندان می باشد و هیچ کس حق سلب و یا ایجاد محدودیت در این حق ندارد، ورود هر فردی تحت هر عنوان و سمتی به حریم افراد، و استراق سمع و تفتیش وسایل خانوادگی آنها جایز نیست.

۱۱- حوزه های علمیه باید مستقل باشند، مراجع بدون واهمه بتوانند احکام شرع و یا تخلف از آنها را بگویند.

۱۲- دخالت نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی در امور مذهبی حوزه ها و مساجد و دانشگاه ها و امر و نهی آنها برای ائمه جماعات صورت شرعی ندارد.

۱۳- هیئت حاکمه عهد کرده که به قانون اساسی پایبند باشد و قسم یاد کرده. نقض عهد جایز نیست و موجب سلب عدالت است.

۱۴- خبرگان رهبر را برابر قانون اساسی که اختیار انتخاب و تعیین بر عهده آنان قرار داده و حتی برای آنان حق عزل دیده است، وقتی که فردی را برای رهبری تعیین می کنند مکلف هستند که ناظر بر اعمال وی باشند و هر نوع خلاف شرعی از زیر مجموعه انجام گیرد لازم است تذکر دهند و با رعایت مراتب امر بمعروف و نهی از منکر به وظایف قانونی خود عمل کنند، در غیر این صورت در نزد خداوند مسئول خواهند بود.

۱۵- حیف و میل بیت المال بدون حکم شرعی و مجوز قانونی جایز نیست و در دخل و خرج آن لازم است مردم بدانند زیرا متعلق به همه مردم است.

۱۶- وظیفه شورای نگهبان پاسداری از احکام اسلام و صیانت رای مردم و حفظ آبروی مسلمانان است؛ تخلف از آن جایز نیست.

سید علی محمد دستغیب
۵/ ۱۲ /۸۹

انتقاد شدید مرجع تقلید مقیم شیراز از تخلفات شرعی و قانونی جناح حاکم

گرامی مقدم: حبس کروبی و موسوی یعنی حبس اندیشه‌های امام

gerami moghadam.jpg
اسماعیل گرامی مقدم، مشاور مهدی کروبی و سخنگوی حزب اعتماد ملی گفت:" آقایان کروبی و موسوی مظلوم هستند به دلیل اینکه آنها فاقد حداقل حقوق شهروندی هستند و حتی در منزل خود حق زندگی ندارند." این عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی همچنین در خصوص بازداشت علی کروبی به خبرنگار ما گفت:"بازداشت او بیشتر جنبه ی گروگانگیری دارد تا فشار را بر دیگر فرزندان آقای کروبی افزایش دهند."

گرامی مقدم درمصاحبه با سحام نیوز در خصوص اتفاقات اخیر ضمن غیر قانونی بودن این اقدام نهاد های امنیتی و اطلاعات و همچنین با ذکر جایگاه ویژه آقایان کروبی و موسوی نزد امام ، خاطر نشان شد: "حبس یا زندان خانگی آقایان کروبی و موسوی به منزله ی حبس و زندان اندیشه های حضرت امام خمینی (ره ) قلمداد خواهد شد." وی همچنین در بخشی دیگر یادآور شد "من فکر می کنم جریان افراطی حاکم تصمیم گیرنده ی این قبیل اقدامات است و توجهی هم به دیگر نگرش های جریان اصول گرایی ندارد و اساسا این جریان بیشتر از آنکه به دنبال منافع کشور و یا جمهوری اسلامی باشد به دنبال تثبیت منافع باند و گروه خود هستند. من فکر نمی کنم مسئولین بالای نظام این درک را نداشته باشند که برخورد با آقایان کروبی و موسوی نه تنها به نفع نظام نیست بلکه خسران آن حتی برای منافع شخصی مسئولین بالای نظام هم محسوس خواهد بود ."

مشاور مهدی کروبی در بخشی دیگر از سخنان خود با انتقاد از عملکرد حکومت در موضع گیری مقابل مخالفان افزود: "جمهوری اسلامی که مدعی حکومتی مردمی است و از سران مستبد کشورهایی که جنبش های مردمی در آن به وقوع پیوسته است مکررا می خواهد که با مردمشان برخورد نکنند چرا حداقل برای حفظ سیمای خود دست به اقدامات غیر قانونی و خشن نظیر سرکوب مردم و حبس خانگی رهبران آنان اقدام می کنند و به دلیل همین دوگانگی و تناقض در سیاست ها در محافل جهانی ناگزیر به پرداخت هزینه های فراوان می گردد."

سخنگوی حزب اعتماد ملی در پاسخ به این پرسش که چرا اصلاح طلبان و مراجع در برابر این اقدامات سکوت کرده اند گفت:"بایستی پاسخگوی آن در نزد افکار عمومی و تاریخ باشند. این جریان افراطی و تند بعد از اصلاح طلبان در آینده ی نزدیک سراغ اصول گرایان نیز خواهد رفت." ایشان در خصوص راهپیمایی ۲۵بهمن گفتند:"واقعه ی ۲۵ بهمن نشان داد که برخورد نظامی نه تنها به اعتراضات پایان نداده بلکه دامنه ی این جنبش به لایه های دیگر نیز گسترش یافته است ."

متن کامل این مصاحبه در ذیل آمده است:

موضوع حصر خانگی آقای کروبی و خانم فاطمه کروبی را چگونه تحلیل می کنید؟

موضوع حصر خانگی آقای کروبی و همسرش را از دو منظر شکلی و محتوایی می توان مورد ارزیابی قرار داد:

نخست، اینکه از نظر شکلی این عمل خارج از قاعده ی قانونی شکل گرفته و در حقیقت مسیر دستگاه قضایی را طی نکرده است ،تبعید و یا حبس خانگی و احکامی از این دست بایستی مبنای قانونی داشته باشد یعنی مراحل تفهیم اتهام، تشکیل دادگاه، استفاده متهم از وکیل و نهایتا صدور حکم قضایی را بایستی در بر داشته باشد ، تا کنون هرگز چنین اتفاقی نیفتاده است و حتی یک برگ به عنوان دستور قضایی جهت حبس خانگی صادر نگردیده است. از این رو ادعای دستگاه قضایی و دستگاه امنیتی که همواره در تلاش بودند اعمال خود را پوشش قانونی بدهند در این مسئله حتی حاضر نبوده اند به این عمل خلاف قانون خود شکل قانونی دهند.

دوم از نظر محتوایی ، مسئله کاملا روشن است که صدور احکام قضایی متاسفانه از تریبون نماز جمعه ی تهران ابلاغ می گردد و دستگاه قضایی و دستگاه امنیتی در صدور اینگونه احکام صرفا مجری دستورالعملهای تریبون نماز جمعه است. بدین معنی که بعد از وقایع انتخابات سال ۸۸، سید احمد خاتمی از دستگاه های زیرربط می خواهد با معترضین بی رحمانه برخورد کنید، آنوقت دیدیم که کهریزک اتفاق افتاد و یا در روز عاشورا آنگونه وحشیانه دست به کشتار مردم زدند، سپس آقای احمد جنتی از تریبون نماز جمعه خواستار افزایش اعدام ها شد، دیدیم که اعدام ها افزایش پیدا کرد، خواستار لغو مرخصی زندانیان شد دستگاه قضایی مرخصی زندانیان را لغو کرد و اخیرا هم بعد از اعتراضات مردم در ۲۵ بهمن ماه او خواستار قطع تلفن و اینترنت و حبس خانگی آقایان کروبی و موسوی شد، ملاحظه شد که بدون کم و کیف، همین صدور حکم از سوی خطیب نماز جمعه مورد عنایت دستگاه های امنیت و قضایی قرار گرفته است. بنابراین اینکه آقای کروبی می گوید: کسانی که در حاکمیت قرار دارند از پیش جمهوریت و اسلامیت نظام را براندازی کرده اند قابل تامل است، چون یکی از لوازم برقراری جمهوریت در یک نظام التزام به قوانین و اجرای صدور هر حکمی از سوی دستگاه های قضای بایستی بر میزان ترازوی عدالت که مجری آن دستگاه قضایی است استوار باشد. و خبری از اسلامیت نیست چرا که هرگز شرع مقدس به هیچ حاکمی اجازه نداده و نمیدهد که به مظلوم ظلم روا شود ، چرا می گویم آقایان کروبی و موسوی مظلوم هستند به دلیل اینکه آنها فاقد حداقل حقوق شهروندی هستند و حتی در منزل خود حق زندگی ندارند. بشریت دو دوره ی حکومت اسلامی را به خوبی تجربه کرده است، تجربه ی اول به دوره ی حاکمیت پیامبر اسلام (ص ) و تجربه ی دوم به پنج ساله ی حکومت امیر المؤمنین علی (ع) اختصاص داشته است. جمهوری اسلامی که مدعی پیروی از الگوهای اسلامی است کجا سراغ داریم که در حکومت پیامبر اکرم (ص ) و یا حضرت علی (ع) مخالفین که صرفا خواستار اصلاح بوده اند به آنها تجاوز، شکنجه، زندان و سران آنها مورد حمله و تهاجم قرار گیرند.

آیا دستگیری و اتهامات وارده به فرزند ایشان بیشتر جنبه گروگان گیری داشته و یا هدف دیگری از این اقدامات مدنظر است؟

همه میدانند که آقای کروبی چهار فرزند دارند که محمد حسین و محمد تقی هر دو عنصر سیاسی هستند و دوشادوش پدر از یاری او دریغ نکردند. اما دو فرزند دیگر آقای کروبی از جمله علی کروبی که اکنون در بازداشت است اساسا وارد فعالیت سیاسی نشده است و شاید با قاطعیت بتوانم بگویم خودش هم علاقه ای به ورود به مانند برادران بزرگشان در جریانات سیاسی نداشته است ، لذا به نظر می رسد بازداشت او بیشتر جنبه ی گروگانگیری دارد تا فشار را بر دیگر فرزندان آقای کروبی افزایش دهند.

موضع حزب اعتماد ملی در این باره چیست؟

مسلم است که آقای کروبی دبیرکل حزب است و حزب هم مخالف زندان خانگی آقای کروبی است و ضمن محکومیت این عمل غیر قانونی از مقامات ارشد نظام خواستار لغو زندان خانگی آقایان کروبی و موسوی و همسرانشان هستیم. حزب اعتماد ملی ضمن ابراز نگرانی از سلامت جان آقای کروبی تمامی ارکان نظام را بویژه دستگاه های قضایی و امنیتی را دعوت به رعایت قانون و توجه به خواست مردم و رهبران آنها می نماید.

آیا به نظر شما تمام ارکان نظام در این تصمیم غیر قانونی یعنی حبس خانگی آقایان کروبی و موسوی یک دل و یک صدا هستند؟

من فکر می کنم جریان افراطی حاکم تصمیم گیرنده ی این قبیل اقدامات است و توجهی هم به دیگر نگرشهای جریان اصول گرایی ندارد و اساسا این جریان بیشتر از آنکه به دنبال منافع کشور و یا جمهوری اسلامی باشد به دنبال تثبیت منافع باند و گروه خود هستند. من فکر نمی کنم مسئولین بالای نظام این درک را نداشته باشند که برخورد با آقایان کروبی و موسوی نه تنها به نفع نظام نیست بلکه خسران آن حتی برای منافع شخصی مسئولین بالای نظام هم محسوس خواهد بود . به هر حال آثار و نتایج یک چنین برخوردی با رهبران جنبش نکات زیر را در بر خواهد داشت :

الف : اینکه گفته می شود انقلاب فرزندان خود را می خورد ، بعد از یک دوره ی نسبتا" طولانی ثبات این نظریه را جمهوری اسلامی ثابت کند نشانه های از هم گسیختگی و نا پایداری در ارکان نظام است و حتما "هزینه های بالایی را پرداخت خواهد کرد.

ب : نزدیکی آقایان کروبی و موسوی به بنیان گذار جمهوری اسلامی آنقدر به هم تنیده است که هرگز نمی توان جدای آنها را از امام و انقلاب را حتی برای خود هواداران حاکمیت نیز توجیه کرد، به هرحال می دانیم آقای کروبی از سال ۴۰ دوشادوش رهبر فقید انقلاب مبارزه کرده، بعد از انقلاب در بین مسئولین جمهوری اسلامی فردی است که بیشترین احکام را از آیت الله خمینی دریافت کرده که این نشانه ی درجه ی بالایی از اعتماد او به مهدی کروبی بوده است. و بعد از وفات حضرت امام (ره ) نیز دو دوره رئیس مجلس شورای اسلامی بوده و نظام نمی تواند فراموش کند رشادت ها، ایثار ها و مدیریت منسجم او را به عنوان رئیس مجلس که در آن زمان مانع جدی ای بود برای ساختار شکنی ، همچنین نظام چگونه می خواهد افکار عمومی را توجیه کند که نخست وزیر امام در زندان خانگی به سر ببرد، مگر به همین سادگی با برچسب فتنه گر می شود ذهن و دل بسیجیان و سپاهیان دوران هشت سال دفاع مقدس را از چهره ی خدوم، مهربان و مصمم میر حسین موسوی مکدر نمود؟ وانگهی بسیجیان و سپاهیان راستین انقلاب علاقه مند به تاریخ اسلام و بویژه آشنای به جریانات دست اندر کار حذف ولایت امیر المومنین (ع )هستند و خوب می دانند که اولین بار واژه ی فتنه گر را دشمنان آن امام همام ، به یاران علی‌ ابن ابیطالب به مانند اباذر غفاری، عمار و مالک اشتر اطلاق می کردند.

پ : جمهوری اسلامی که مدعی حکومتی مردمی است و از سران مستبد کشورهایی که جنبش های مردمی در آن به وقوع پیوسته است مکررا می خواهد که با مردمشان برخورد نکنند چرا حداقل برای حفظ سیمای خود دست به اقدامات غیر قانونی و خشن نظیر سرکوب مردم و حبس خانگی رهبران آنان اقدام می کنند و به دلیل همین دوگانگی و تناقض در سیاست ها در محافل جهانی ناگزیر به پرداخت هزینه های فراوان می گردد.

ت : و سخن آخر در این باب همین بس، که حبس یا زندان خانگی آقایان کروبی و موسوی به منزله ی حبس و زندان اندیشه های حضرت امام خمینی (ره ) قلمداد خواهد شد.

سوال پنجم: بارها شاهد آن بودیم که عده ای موتور سوار و لباس شخصی به منزل آقای کروبی هجوم برده و ضمن فحاشی اقدام به وحشیانه ترین حرکات کردند، پشت سر اینها چه گروه ها و یا اشخاص درون حاکمیت قرار دارند؟

مجددا " باید یادآوری کنم که این سخن آقای کروبی که می گوید اسلامیت براندازی شده ، دور از حقیقت نیست، چرا که طی بیست ماه گذشته شاهد آن بوده ایم که عده ای به نام حمایت از ولایت نه حرمت شبهای قدر ، ایام سوگواری محرم، عاشورا و تاسوعا، ایام ولادت رسول خدا را نه اینکه نگه نداشتند بلکه حرمت این ایام را نیز شکستند. این عده با فریاد های بلند اقدام به رکیک ترین نوع فحاشی در درون خانه ی آقای کروبی کردند. سوال این است که این حامیان حکومت در پایگاه های بسیج و سپاه این فحش های رکیک را آموزش می بینند؟ و با این جنبه ی زشت اخلاقی می خواهند از ولایت فقیه دفاع کنند ،ما که خاطرمان هست فرماندهان سپاه و بسیج در دوران جنگ اگر بسیجی غیبت برادر دینی اش را می کرد او را پند و اندرز می دادند آموزه های دینی را به بچه های مردم فرا می دادند، آیا نوع آموزش بسیجیان تغییر پیدا کرده است که حتی حرمت لباس روحانی آقای کروبی را رعایت نکردند و ناسزا ترین و نا شایسته ترین فحش های رکیک را که امروزه شاهد منسوخ شدن آنها در همه ی سطوح طبقات اجتماع ایران هستیم نثار آقای کروبی و همسرش کردند. یکی از درسهایی که از حکومت پنج ساله ی علی ابن ابیطالب ما شیعیان فرا گرفته ایم این است که، هدف وسیله را توجیه نمی کند و تاریخ بشریت شاهد آن بود که او برای گرفتن حق ولایت که از جانب خدا بر او روا داشته شده بود وقتی که از سوی یارانش ترغیب به برخورد نظامی شد هرگز نپذیرفت و یارانش را نیز از اقدام نظامی بازداشت، چگونه می شود پذیرفت که عده ای به نام دین و اسلام و تشیع از هر وسیله و ابزاری می خواهد قانونی باشد و یا غیر قانونی برای سرکوب معترضین استفاده می کنند، آن هم معترضینی مانند آقای کروبی و موسوی که بارها اعلام کرده اند که خواستار اصلاحات در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی هستند. بنابراین برمیگردم به پاسخ اولم که عده ای افراطی که هیچ دغدغه ای برای حفظ و شأن جمهوری اسلامی ندارند و گویی قسم یاد کرده اند تا تیشه به ریشه ی نظام و انقلاب بزنند ، امروز یکه تاز تصمیمات غیر عقلانی و افراطی نه تنها علیه معترضین حتی علیه برخی دیگر از ارکان نظام اقدام میکنند.

دلیل سکوت اصلاح طلبان و مراجع چیست؟

هر کسی از نگاه خود به عرصه ی سیاسی ایران، برای این سوال پاسخ های روشنی با توجه به جو سنگین امنیتی و نظامی دارد، حتما خود اصلاح طلبان و مراجع عظام نیز دلایلی برای سکوت خود دارند که خود بایستی پاسخگوی آن در نزد افکار عمومی و تاریخ باشند. اما من ناگزیرم تنها به یک نکته در این مسئله اشاره کنم و آن هم این است که مطالعه ی تاریخی نشان داده است که هر جریان و یا جمعیتی که در برابر اقتدار گرایان و زور گویان سکوت را پیشه کرده است سرانجام دامن آنها را نیز گرفته است، این جریان افراطی و تند بعد از اصلاح طلبان در آینده ی نزدیک سراغ اصول گرایان نیز خواهد رفت و از انتخابات مجلس نهم شاهد حذف اصول گرایان مستقل و حتی نزدیک به رهبری نیز خواهیم بود.

حکومت مدعی آن است که در روز ۲۵ بهمن و یکم اسفند صد الی صد و پنجاه نفر به خیابانها آمده اند و هیچ خبر دیگری نبوده و وزیر اطلاعات نیز بر این نکته تاکید کردند نظر شما در این باره چیست؟

می گویند آفتاب آمد دلیل آفتاب، خب اگر آقایون کروبی و موسوی فقط صد تا دویست نفر هوادار دارند چه واهمه ای از این دو نفر و هواداران آنها وجود دارد که مجلس شاهد عصبانیت و خشم نمایندگان می شود و فریاد مرگ سر می دهد، آقای احمد خاتمی در قم فریاد محاکمه ی کروبی و موسوی را سر می دهد، صدا و سیما همه ی شخصیت های نظام را حتی آنهایی که سالهاست از سیاست فاصله گرفته اند را برای محکومیت این تظاهرات به صحنه می آورد و نهایتا " حاکمیت بطور غیر قانونی رهبران جنبش را در خانه حبس می کنند. همه ی اینها نشانه از وجود طرفداران بی شمار جنبش سبز در میان آحاد ملت دارد.

من فکر می کنم اینک موقع آن فرا رسیده باشد ، تا مسئولین راس نظام از نسخه های برخوردهای نظامی و خشن فاصله بگیرند چرا که جریان های معتقد به برخورد نظامی از اولین روز های اعتراضات همواره متعهد شده بودند که برخورد نظامی تنها راه سرکوب معترضین است و بعد از نهم دیماه تمامی تبلیغات آنها متمرکز بر این نکته بود که جنبش پایان یافته، جنازه ای بیش نیست و این رهبران ، سر لشکران بدون لشکر هستند اما واقعه ی ۲۵ بهمن نشان داد که برخورد نظامی نه تنها به اعتراضات پایان نداده بلکه دامنه ی این جنبش به لایه های دیگر نیز گسترش یافته است .

ادامه ی این اعتراضات و برخورد های خشن توسط حاکمیت چه چشم اندازی را پیش روی جمهوری اسلامی قرار میدهد؟

فکر می کنم اساسا" بعد از انتخابات که نظام مواجه با اعتراضات مردمی شد و آنها خواستار ابطال انتخابات بودند، دو گزینه را پیش روی خود داشت: اول برخورد نظامی و امنیتی. دوم برخورد سیاسی. که متاسفانه نسخه ی برخورد نظامی امنیتی از سوی حکومت مبنای مواجهه با این جنبش قرار گرفت و همه ی ارکان حکومت امروز شاهد شکست این شیوه ی برخورد با مردم معترض و رهبران آنها هستند. باید حکومت بعد از این ، راه شکست خورده را تجربه نکند. چقدر یک نظام و یا حکومتی می تواند از قوه ی قهریه بهره بگیرد تا به سقوط کشانیده نشود. به عنوان مثال آخر خشونت می خواهد بیش از خشونت بکار برده شده توسط حکومت حاکم بر لیبی باشد؟! دیدیم که هواپیماهای جنگی هم نتوانست آن ملت را خاموش کند. اینها درسهایی است که بایستی همه ی حاکمان ، مورد توجه و عنایت قرار دهند و چشم و گوش خود را بر حوادث دنیا باز کنند.

اما گزینه ی دوم که برخورد سیاسی بود حکومت می توانست با یک مدیریت هوشمندانه انتخابات را مجددا برگزار کند و هزینه ای که پرداخت می کرد ارزش مادی آن آنقدر ناچیز بود که بخش کوچکی از بودجه ی وزارت کشور را در بر می گرفت و هرگز شاهد پرداخت این همه هزینه های سنگین سیاسی و مادی نبودیم. البته با اعلام سخنگوی شورای نگهبان چند روز پس از انتخابات مبنی بر ابطال ۳٫۵ میلیون رای که یک قلم تخلف آشکار بود، می رفت که برخورد سیاسی و مدیریتی شکل بگیرد اما متاسفانه همان جریان تند و اقتدار گرا مانع آن شدند و همین برخورد غیر سیاسی با معترضین بیشترین آسیب را در عرصه ی اجتماعی و سیاسی تحمیل بر نظام جمهوری اسلامی کرد. و وحدت بین رهبران و مسئولین سی ساله ی جمهوری اسلامی را از بین برد، خاطرمان نرفته است که هرگاه مراسمی به دعوت رهبری در بیت تشکیل می شد همه ی عناصر سیاسی و جریانات مختلف از جمله رهبران اصلاح طلب از کروبی، موسوی، خاتمی گرفته تا اعضای مجمع روحانیون مبارز در کنار دیگر گروه های اصولگرا حضور می یافتند و همه و همه نمایانگر جلوه هایی از وحدت علیرغم کسرت دیدگاه ها ،حول قانون اساسی و رهبر بود، اما متاسفانه اجرای نسخه های نظامی فضای سیاسی ایران را پیچیده، غبار آلود و نظامی امنیتی کرده است. بنابراین در صورت ادامه ی خشونت و برخورد امنیتی سطح مطالبات مردم نیز همچنان که طی شش ماه گذشته شاهد آن بودیم رو به افزایش خواهد یافت

گفت‌وگوی تفصیلی سحام نیوز با مشاور کروبی و سخنگوی حزب اعتماد ملی

انسداد عروق قلب منصور اسانلو، فعال سندیکایی محبوس در زندان گوهردشت

وضعیت جسمانی منصور اسانلو، زندانی سیاسی و رییس سندیکای اتوبوسرانی تهران و حومه، وخیم گزارش شده است.

به گزارش وب سایت جرس، این فعال سندیکایی که نزدیک به پنج سال است در زندان به سر می‌برد اکنون با مشکلات حاد قلبی مواجه شده و به گفته پزشکان باید هرچه سریعتر در خارج از زندان تحت درمان قرار گیرد. به گفته پزشکان زندان، سه رگ قلب اسانلو مسدود شده و وضعیت جسمانی نامناسبی دارد.

گفتنی است هفته گذشته این فعال کارگری به بیمارستانی در کرج با پابند و دستبند منتقل شد، اما بدون هیچ‌گونه درمان یا معالجه ای به زندان برگردانده شد.

منصور اسانلو پیش از این نیز دچار حملات قلبی شده و مجبور به انجام جراحی قلب بوده است، اما با این وجود مسئولین قضایی از دادن مرخصی به وی خودداری می کنند و هیچ دلیل قانع کننده‌ای برای عدم ارائه مرخصی نگفته‌اند.

این فعال سندیکاییِ زندانی، اکنون در زندان رجایی‌شهر کرج زندانی است و به دلیل عدم امکان استفاده از تلفن، خانواده وی اطلاعی از وی ندارند و این باعث افزایش نگرانی‌ها نسبت به وضعیت وی شده است.

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...