در ادامه انتشار پاسخهای سید مصطفی تاجزاده به پرسشهای خوانندگان صفحه فیس بوک وی، پاسخ وی به یکی دیگر از سوالات کاربران در خصوص اهداف فراتر از انتخابات رسوای سال ۸۸ در اختیار سایت تحول سبز قرار گرفته است. تاج زاده در پاسخ به این پرسش که "هدف اقتدارگرایان از برگزاری چنین انتخاباتی و دادن این همه هزینه برای حمایت از احمدینژاد چه بود؟" هدف اصلی کودتای انتخاباتی را تکصدا کردن جامعه می داند و به درستی پیش بینی می کند که "در این دوره هیچ حزب و نشریة تأثیرگذار منتقدی را تحمل نخواهند کرد و بدون رودربایستی به سمت یک نظام تمامیتخواه و بسته خواهند تاخت. مطبوعات، احزاب، تجمعات و نهادهای مدنی و سازمانهای مردمنهاد (ان.جی.اوها) را در حد توان منحل خواهند کرد"
متن کامل این پرسش و پاسخ به شرح زیر می باشد:
پرسش: به نظر شما هدف اقتدارگرایان از برگزاری چنین انتخاباتی و دادن این همه هزینه برای حمایت از احمدینژاد چه بود؟ آیا محدود به همین انتخابات بود یا اهدافی فراتر مد نظر بوده است؟ و در حالت دوم چه اهداف فراتری؟
پاسخ مصطفی تاجزاده: در انتخابات سال ۸۴ هدف اصلی حزب پادگانی، یکدست و تکصدایی کردن «حکومت» بود، اما در انتخابات سال ۸۸ به دنبال تکصدایی کردن «جامعه» بودند. لذا در این دوره به حذف همة نیروهای منتقد یا مستقل از حکومت کفایت نخواهند کرد و خواهند کوشید منتقدان خود را از عرصة سیاسی و اجتماعی و نهادهای مدنی هم حذف کنند. در این دوره هیچ حزب و نشریة تأثیرگذار منتقدی را تحمل نخواهند کرد و بدون رودربایستی به سمت یک نظام تمامیتخواه و بسته خواهند تاخت. مطبوعات، احزاب، تجمعات و نهادهای مدنی و سازمانهای مردمنهاد (ان.جی.اوها) را در حد توان منحل خواهند کرد، دانشگاهها را به قدر وسع خود تصفیه و انتخابات را غیرآزاد برگزار خواهند کرد. هدفشان این است، اما این که تا چه حدی بتوانند این هدف را پیش ببرند به عوامل دیگری هم بستگی دارد. اینگونه که شروع کردهاند نشان میدهد حتی «اصولگرایان مستقل» را هم تحمل نخواهند کرد، چون آنان را نیز در نهایت مزاحم ارزیابی میکنند. شاید به همین علت باشد که آقای مرتضی نبوی میگوید اکثریت اصولگراها نسبت به دیدگاهها و مواضع مقام رهبری انتقاد دارند.
به بیان دیگر هدف فقط حذف اصلاحطلبان نیست، بلکه حتی اصولگرایانی را که شخصیت مستقلی دارند هم حذف خواهند کرد. در این دوره شعارشان این است: «هر کس با ما نیست علیه ما است». همان شعار خوارج و استالین: یا با ما یا بر ما. فقطه مجیزگویان میمانند و بر صدر مینشینند و البته از قدر خود در نظر مردم میکاهند. در همین ۱۱ ماه هم به خوبی میتوان روند به حاشیه رفتن آن دسته از چهرههای اصولگرا و علما و مراجعی را که مجیزگو نیستند و از خود استقلال نشان میدهند مشاهده کرد. هدف فراانتخاباتی انتخابات ۸۸ این بود که همه چیز «مطلقه» شود که البته نشدنی است چراکه اولاً اقتدارگرایان ریزش و سبزها رویش دارند، ثانیاً اختلافات درونی آنها به ویژه با محافظهکاران هر روز بیشتر میشود و ثالثاً اکنون معلوم خواهد شد که در ادارة کشور بیکفایتند و بنابراین به طرف سرکوب بیشتر پیش خواهند رفت. حق با سید سبز ماست که امسال را سال «صبر و استقامت» نامید زیرا به نظر میرسد امسال سال سختی برای ایرانیان خواهد بود.
جالب آنکه ادعای حزب پادگانی «پنجاه میلیونی» است ولی رفتارش «پنج میلیونی» است. ادعای اکثریت دارند و رفتار اقلیت. رفتار یک اقلیت مضطرب و نگران که از سایه خودش هم میترسد. خشونتها و بازداشتها و ظلمهایی که شاهدیم همه ناشی از ترس است نه اعتماد به نفس. متأسفانه کارشان به جایی رسیده است که در سیزده به در هم لشکرکشی و از سفر خاتمی به هیروشیما هم جلوگیری میکنند که مبادا جهان از جنبش سبز و رهبرانش تجلیل کند. اگر آنچه در یکسال گذشته اتفاق افتاد را یک رصد و مرور کلی کنیم به روشنی میبینیم که حزب پادگانی متأسفانه بسیار روزمره، هراسآمیز، مضطرب و مشوش تصمیم میگیرد. همین مسأله تردید را در بدنة اصولگرایان به شدت افزایش داده است. رشد آگاهیهای عمومی در یکسال گذشته نیز در جهت تقویت جنبش سبز و تضعیف گفتمان «خس و خاشاکی» و «حذفی» عمل کردهاست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر