تیر ۰۹، ۱۳۸۹

برای رنج‌های كبودوند، تاجيك و نرگس محمدي

۱ـ پنداري كه كهكشان را بر دوش اينان نهاده‌اند. رسالت هدايت تمامي آدميان در تمامي زمان‌ها و مكان‌ها را به آنان ارزاني داشته‌اند. آنچه مي‌انديشند، مي‌گويند و مي‌نويسند، مخاطباني جهاني دارد. عناصر، دقايق و ثقل گفتمان آنان، در بستر هر گفتمان ديگري قابليت تكرارپذيري و حك‌شوندگي دارند. پيام رهاييشان، مرز و بوم نمي‌شناسد، شعار حزبي‌شان تمامي زحمتكشان جهان، تمامي مسلمانان جهان و يا تمامي جهانيان را در زير بيرق خود به متحد شدن، فرا مي‌خواند. مانيفست شان دستورالعمل مقدس تمامي احزاب و سازمان‌هاي سياسي ـ اجتماعي است. ارزش‌هايشان زمان و مكان را در مي‌نوردد و سايه سنگين خود را بر جن و انس مي‌گستراند. همه چيز را به قرائت خود تقليل داده، لكن قرائت خود را به گستره‌اي همگاني ترفيع مي‌دهند.

چون كل نگر هستند، تماميت‌نگر نيز هستند، و چون تماميت‌نگر هستند دگرساز، شبيه ساز و طرد كننده‌اند. تنها يك قاعده بازي مي‌شناسند و خود را تنها بازيگر در شهر معرفي مي‌كنند. با برگ‌هاي اندكي كه در دست دارند، مايلند كه پيروز هر بازي باشند و وقتي وارد گود (جامعه جهاني) مي شوند، مرشد زنگ را به صدا در آورده و همه به احترام آنان برخاسته، صلوات ختم كنند و بر صدر مجلس بشنانندشان. روايت آنان فرا روايت است. مقام آنان شان خدايي دارد و ديگران را در اين وادي جز با هويت باختن و همگون و همراه شدن، راهي نيست.

واژه تك در نزد اينان بسيار دلربا و دلنشين مي‌نمايد. تك بودن در همه چيز، نوح و آفتاب گونه بودن، تنها آنها را سزاست، ديگران را اهليت گفتن نيست و صرفاً اهليت شنودن رواست:

اين رسولان ضمير رازگو
مستمع خواهند اسرافيل خودم

مزن تا بشنوي از دم زنان
آنچه نايد در كلام و در ميان

دم مزن تا دم زند بحر تو روح
آشنا بگذارد در كشتي نوح

دم مزن تا بشنوي از آفتاب
آنچه نايد در خطاب و در كتاب

تك و بي همتا بودن، آنان را خدايي مي‌كند و خدايي شدن آنان را اربابان زمين و زمينيان قرار مي‌دهد. ترديدي ندارند كه صداي آنان گوياترين، بلندترين و رساترين صداهاست. از آنجا كه گفتارشان در قالب هيچ صدايي نمي‌گنجد، تلاش مي‌كنند صداهاي ديگر را به قالب خود درآورند. فرق نمي‌كند، چه كلام باريعتالي و پيام آورش باشد، چه نخبگان جامعه و ... .

۲ـ قدرت غير پاسخگو در صدد محو آراء و افكار دگرانديشان از طريق زنداني كردن آنهاست ولي با اين اقدام آن افكار به سرعت بسط و گسترش مي‌يابد و تمامت خواهان ناگزيرند صدها هزار تن از شهروندان را بازداشت كنند و يا اينكه آزادي بيان و طرح عقايد دگرانديشانه را به رسميت شناسند، امروز فرزندان محمد صديق كبودوند، كيوان صميمي، عيسي سحرخيز، نرگس محمدي و ... سر بلند و سرافراز با صداي بلند در همه جا بانگ مي زنند كه پدران و مادرانشان به دليل دفاع از حقوق مردم در زندان هستند. اما آيا فرزندان در بند كنندگان نيز مي توانند با افتخار از اقدام پدرانشان ياد كنند؟

براستي كدام منطق و استدلال خشونت را لطيف و پذيرفتني مي‌كند؟ هيچ توجيهي براي لطيف نشان دادن خشونت نيست. از نظر عقلي نمي‌توان و از نظر اخلاقي نبايد از خشونت، زور، اجبار و تحميل براي گسترش يك ايده و عقيده استفاده كرد.

نظام پيچيده خلقت به رسميت شناختن تنوع و تكثر را ناگزير كرده است.

تاريخ بشريت نشان داده است كه آدميان يك دست شدني نيستند و حضرت باري مجوزي براي يك دست كردن آنها در اختيار فرد، گروه و يا طبقه‌اي قرار نداده است.

فرزندان دوقلوي نرگس محمدي چشم به راه مادرشان‌اند، بي‌تابند و از پدرشان (تقي رحماني) كه خود نيز جواني را در زندان گذراند مدام مي پرسند؛ مامان نرگس كي مي‌آد؟

كجا رفته؟ چرا بردنش؟ و اينها سوالاتي است كه علي و كيانا مي‌پرسند؟ آيا كسي هست به سوال آنان پاسخي دهد؟

فرزندان كبودوند 4 سال است پدر را در پشت ميله‌هاي اوين مي‌بينند، تونيا، پژمان و پويا در اين 4 سال مدام دست به دعا برداشته و آزادي پدر را از خدا طلب مي‌نمايند!

مادر و خواهر عبدالرضا تاجيك بي‌صبرانه منتظرند تا بدانند به كدامين گناه در طول يك سال گذشته عبدالرضا سه بار به بند افتاده؟ آيا گناه او چيزي جز نوشتن و انتقاد دلسوزانه بود؟ هيچ مقامي مجاز نيست به جاي مردم درباره‌ي سرنوشت و آينده‌ي آنها تصميم بگيرد. حكومت مشروع حكومتي است كه با رفع موانع امكان انتخاب راه ها و سبك‌هاي گوناگون زندگي را براي شهروندان مهيا سازد، به دنبال بهانه نيست تا زبان‌ها را بدوزد و اهل فكر را به بند كشد بلكه از آزادي، حقوق، تنوع و تكثر دفاع مي‌كند. يك نظام بايد راههاي نقد را هموار كند و بداند كه تحويل نقد به تبليغ عليه نظام شايد منتقدان را خاموش سازد اما مشكلات را برطرف نخواهد كرد.

ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود
وين راز سر به مُهر به عالم سمر شود

در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب
يا رب مباد آنكه گدا معتبر شود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...