اهمیت اعتراض به اعدام های اخیر برایِ من حداقل از دو زاویه دارای اهمیت است:
۱- اعتراضِ به خشونتِ نهفته در این شیوه ی مجازات همزمان اعتراض به ساختارِ جامعه ای است که در آن چنین شیوه های مجازاتِ خشنی نیاز های احساسیِ جمعیِ مجازات کنندگان و تماشاچیان آن را ارضاء می کند. اعدام در ایران همانند سایر اشکال خشونت پدیده ای اجتماعی است. بدون اجتماعی بودن این پدیده، انجام این نوعِ از مجازات در سطح سیاسی با مشکلاتِ بیشتری روبرو خواهد بود. به عنوانِ مثال بدون اجتماعی بودن این پدیده، مصاحبه گرانِ صدا و سیما به پخش سراسری مصاحبه با «اراذل و اوباشِ» در حالی که آفتابه به گردنشان انداخته اند و کتک شان زده اند نمی کردند. تصاویری که صدا و سیما از« طرح جمع آوری ارازل و اوباش» به خانه های مردم فرستاد، نشان از اجتماعی بودن ِ چنین خشونت سازمان یافته ای دارد.# پتانسیلِ اعمال، تحمل و مشاهده ی خشونتی که در جامعه وجود دارد فقط توسطِ هیات حاکمه ای خشن با تصاویر جدید هر از چندی باز تولید می شود. چنین تصاویری در هیچ جامعه ی دموکراتیکی از شبکه ی سراسری سیما ی آن جامعه امکانِ ارسال ندارند.
جنبش سبز فرصتی است برایِ خانه تکانی و بازنگریِ چنین الگوهایِ رفتاری و احساسی ای ای که از نسل های پیشین به ما به ارث رسیده اند. نه گفتن به اعدام های سیاسی اخیر آن هم بدونِ محاکمه ی عادلانه و فرایند هایِ قانونی، همزمان نه گفتنِ به الگوهای احساسی و رفتاری ای است که بخاطر کهولت شان همچون بدیهیات به نظر می رسند. نه گفتن به پدیده اعدام به هر گونه و در هر سطح و فرم اش زیر سوال بردنِ این بدیهیات اجتماعی است که دیگر مطابقتی با زندگیِ امروزی مان ندارند. اعدام فقط یک حلقه ی کوچکی در میان زنجیره ی طولانیِ این بدیهیات درهمتنیدهِ اجتماعی است. حلقه حلقه ی زنجیره ی این بدیهیات باید به پرسش و چالش کشیده شوند. هر کس به تناسب تخصص و علاقه اش میتواند تلنگری هر چند کوچک به این بدیهیاتِ رفتاریِ به ارث رسیده بزند. جنبش سبز فرصت این تمرینِ «دموکراسیِ منشی»# را به صورت اجتماعی بوجود آورده است. بدون این نوع از دموکراسی، رسیدنِ به یک «دموکراسیِ نهادی» غیر ممکن است. در این میان مفهوم «حقوق بشر» می تواند به عنوان مبنای بحث قرار داده شود.
۲- از نظر تحکیم همبستگی اجتماعی و ملی، جنبش سبز ظرفیتِ همامیزی (انتگریشن) اقلیت های قومی، مذهبی، جنسی، سِنی و طبقه ای را در خود دارد. در زمینه ی اقلیت های قومی، اعتراض به اعدام هموطنانِ کرد، عرب، بلوچ و... به این اقلیت ها این احساس را می دهد که دردِ آنها دردِ مشترک ماست. بدون همذات پنداریِ مشترک در یک واحد سرزمینی، اصطلاح «هموطن»اصطلاحی است بی معنا. وظیفه ی اکثریت قومی در این میان در نشان دادن همدردی و همبستگیِ اجتماعی اش با اقلیت هایِ قومی تاثیر بسیار زیادی در همامیزی آنها در یک واحد اجتماعی در سطح ملی دارد. این گونه است که آنها خود را جزئی از جنبش حق خواهی در این سطح خواهند دید. و اینگونه است که این امکان بوجود می آید که راه های رادیکال ترِ مبارزه که بعضا از روی نا امیدی و ناچاری انتخاب شده اند جای خود را به مبارزاتِ مسالمت آمیز تری بدهند. برای این اقلیتها باید اطمینانِ احساسیِ عمیقی حاصل شود که در صورت مبارزه در چارچوب مطالباتِ جنبش سبز آنها نیز به خواسته های انسانی خود خواهند رسید. در این میان همبستگی و ائتلاف مشترک همه ی شهروندانِ حق خواه در یک واحد سرزمینی، امکان رسیدن آنها به هدف مشترک شان را بسیار آسان تر می کند. به جرات می توان گفت که چنین فرصتی برای همامیزیِ نه تنها اقلیت های قومی بلکه سایر اقلیت ها در یک سطح ملی برای نخستین بار در تاریخ جامعه ی ایرانی بوجود آمده است. امیدوارم از این فرصتِ تاریخی به نحو احسن استفاده شود و اختلافهای جزئی باعث فرصت سوزیِ دیگری در تاریخ معاصر ایران نشوند.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر