دی ۲۵، ۱۳۹۲

اولین گام ها برای درمان مهاجرت نخبگان

امروز: رضا منصوری، معاون پژوهشی وزیر علوم دولت اصلاحات در یادداشتی که برای روزنامه شرق نوشته است، به موضوع مهاجرت نخبگان از اینر پرداخته و راه های درمان این معضل و راه های اشتباهی مااند ممانعت از خروج از کشور این افراد را مورد بررسی قرار داده است. وی تاکید دارد که بهتر آن است که امکان شکوفایی استعداد‌ها را در داخل کشور فراهم کنیم که متاسفانه تاکنون چندان به فکر آن نبودیم.

کتن این یادداشت را در ادامه می خوانید:

هفته گذشته وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری آماری از تعداد زیاد تحصیلکردگان ایرانی که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می‌روند، اعلام و تاکید کرد، ما در اثر این مهاجرت‌‌ها، هم دچار ضرر مادی و هم ضررهای معنوی بسیار می‌شویم. ابراز چنین سخنانی توسط وزیر گرامی علوم، تحقیقات و فناوری از این لحاظ اهمیت دارد که موضوع مهاجرت نخبگان را در سخنانش بیان کرده و نسبت به پیامدهای ناخواسته اقتصادی و اجتماعی آن هشدار داده است، درحالی‌که تاکنون بسیاری از مسوولان ما منکر وجود چنین معضلی در جامعه بودند. اما اکنون یک مسوول و به‌ویژه مسوول مستقیم علم و آموزش‌وتحقیقات کشور به این وضوح این موضوع را مطرح کرد که به‌همین دلیل باید از وی تشکر کرد و باید امیدوار بود که این بحث، از این پس به شکل حرفه‌ای در رسانه‌های ما مطرح و پیگیری شود تا درنهایت به راهی برای حل این معضل دست ‌یابیم.

آقای وزیر در سخنان خود گفتند برمبنای گزارش سازمان توسعه ملل متحد، ایران با ۱۵۰تا ۱۸۰‌هزارنفر خروجی در سال، رکورددار مهاجرت نیروی متخصص شد. از سوی دیگر در سال۲۰۰۹، صندوق بین‌المللی پول گزارشی داد که ایران از نظر «مهاجرت متخصصان»، رتبه نخست را در بین ۹۱ کشور جهان دارد که همه این ۹۱ کشور نیز کشورهای درحال‌توسعه یا توسعه‌نیافته بودند. براساس آماری که اعلام شده، سالانه ۱۵۰‌هزارنفر برای تحصیل از کشور خارج می‌شوند که در مجموع ما ۱۵۰‌میلیارددلار به کشورهای غربی کمک می‌کنیم. اگر دقت کنیم می‌بینیم این مبلغ، درصد قابل‌توجهی از درآمد ناخالص ملی ما را تشکیل می‌دهد. با بررسی آمارهای مربوط به اعزام دانشجویان ایرانی به خارج -که از زمان عباس‌میرزا آغاز شد- درمی‌یابیم از کل کسانی که برای ادامه تحصیل به خارج رفته‌اند، حدود ۱۰درصد به کشور برگشته‌اند که البته این موضوع چندین و چند دلیل دارد؛ از جمله اینکه انسان‌هایی که مولد فکر و اندیشه هستند، به محیط آرام و بدون دغدغه نیاز دارند ولی ما هیچ‌گاه در کشورمان چنین وضعیتی برای آنان پدید نیاورده‌ایم. متاسفانه ما هنوز نمی‌توانیم ساده‌ترین و ضروری‌ترین نیازهای استادان دانشگاه‌هایمان را برآورده کنیم و حتی برخی از همکاران ما در دانشگاه‌ها از پرداخت هزینه‌های جاری زندگی (مانند کرایه خانه یا مخارج روزمره زندگی) ناتوانند، بنابراین ناچارند به جایی مهاجرت کنند که این امکانات برایشان فراهم است. اما نکته‌ای که باید در همین‌جا بر آن تاکید کنم این است که از مهاجرت این نخبگان ضرر مادی بسیار کلانی متوجه کشور ما می‌شود که همه هم در این زمینه اتفاق‌نظر دارند. اما علاوه بر ضرر و زیان اقتصادی، کشور دچار خسارت‌های معنوی بسیار دیگری نیز می‌شود که متاسفانه ما کمتر به آن توجه می‌کنیم. شاید ضرر بزرگ‌تر از ضرر مستقیم مادی این است که با مهاجرت این نخبگان، ما ذخیره ژن‌های خود را از دست می‌دهیم. چگونه است که ما نسبت به ذخیره ژنی گیاهان و جانوران ایران حساس هستیم و نمی‌خواهیم گیاهان و جانوران‌مان را از دست بدهیم، اما نسبت به خروج نخبگان از کشور بی‌توجه هستیم؟! ن

کته بسیار مهم دیگر آن است که ما امروز در جامعه‌ای بسیار پیچیده و گسترده زندگی می‌کنیم و در نتیجه، اداره آن نیز بسیار دشوار و نیازمند تفکر بسیار گسترده و خلاق است. مدیریت یک سیستم پیچیده مانند جامعه ما نیازمند مغزهای پیشرفته و فکرهای خلاق است، اما ما به‌راحتی چنین افرادی را از دست می‌دهیم و اصلا هم نگران آینده چنین وضعیتی نیستیم. اما برای حل چنین معضلی باید چندین گام را پیمود و اولین و مهم‌ترین گام نیز این است که ما وجود چنین معضلی را در کشور خود بپذیریم و وجود آن را انکار نکنیم. یک‌بار دیگر لازم است تاکید کنیم همین که وزیر محترم علوم وجود چنین مشکلی را تشخیص دادند و برای حل آن در جست‌وجوی راهکار هستند، نشانه آن است که یک گام به حل معضل نزدیک‌تر شده‌ایم. زیرا اکنون که ایشان باب این گفت‌وگو را باز کردند، کارشناسان در عرصه‌های مختلف اجتماعی نظر خود را مطرح می‌کنند. البته من امیدوارم با توجه به تعداد زیاد افراد هوشمندی که در کشور ما هستند، درنهایت بتوانیم راه‌حل این معضل را نیز پیدا کنیم.

به‌نظر من موضوع وقتی بغرنج می‌شود که ما به جای آنکه به فکر درمان دردمان باشیم، آن را کتمان می‌کنیم و اصلا نمی‌خواهیم این مشکل را ببینیم و طبیعی است تا زمانی که مشکل را منکر می‌شویم، نمی‌توانیم آن را درمان کنیم. اما در مورد راه‌حل معضل مهاجرت نخبگان یا فرار مغزها تاکنون راه‌حل‌های زیادی ارایه شده است اما به گمان من بدترین راه‌حل این است که درهای کشور را ببندیم و مانع خروج جوانان از کشور شویم. ما به هیچ وجه نمی‌توانیم و نباید مانع خروج جوانان از کشور شویم. بلکه بهتر آن است که امکان شکوفایی استعداد‌ها را در داخل کشور فراهم کنیم که متاسفانه تاکنون چندان به فکر آن نبودیم. من متاسفم که بگویم اگر ما بنیاد ملی نخبگان را تاسیس کردیم، اما آنچنان که باید و شاید به وظایفش عمل نمی‌کنیم و از آن طرف بسیاری گمان می‌کنند حال چون چنین بنیادی وجود دارد و در فکر نخبگان هست و خود همین موضوع باعث می‌شود که در واقع در فکر نخبگان نباشیم و در عمل، جلو رشد و شکوفایی نخبگان واقعی گرفته شود.

ما در تمام دوران پس از انقلاب، کمترین کار را برای نخبگان و پرورش استعدادهای آنان انجام دادیم. خاطرم هست که در میانه دهه۶۰، شورایی به نام شورای جذب و حفظ نخبگان تشکیل شد که اینجانب هم عضو آن بودم و شاهد هستم که در تمام این مدت در مورد این موضوع بحث می‌شود. اکنون با قاطعیت می‌گویم ما در سال‌های اخیر و به‌ویژه در ۱۰سال گذشته، درباره نخبگان و آینده آنان از همه کمتر کار کردیم و کمترین امتیازها را به آنان اختصاص دادیم و به خودمان زحمت ندادیم که درباره این موضوع فکر کنیم که چگونه می‌توانیم استعدادهای جوانان شایسته‌مان را در داخل کشور، شکوفا کنیم. با نهادی مانند بنیاد ملی نخبگان نمی‌توان به چنین هدفی دست یافت زیرا تجربه سال‌های گذشته‌مان، این موضوع را اثبات می‌کند. برای مثال تا زمانی که یکی از روسای دانشگاه‌های ما می‌گوید حتی «اینشتین» هم برای دانشگاه‌های ما مناسب نیست و اگر او می‌آمد، من استخدامش نمی‌کردم، دیگر چگونه ما می‌توانیم از جذب، حفظ و شکوفایی نخبگان صحبت کنیم!


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...