امروز: اردشیر امیرارجمند، سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید با انتشار نامه ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، وی را از موارد جدید نقض حقوق شهروندان ایرانی، به ويژه فعالین مدنی - سیاسی آگاه ساخته است. متن کامل نامه امیرارجمند به نقل از پایگاه اطلاع رسانی کلمه در پی می آید.
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضع حقوق بشر ایران
با سلام و احترام
نقض حقوق اساسی شهروندان ایران، بهویژه معترضان سیاسی همچنان ادامه دارد. در جدیدترین موارد، در پی انتشار نامهای سرگشاده توسط 143 فعال سیاسی و کنشگر مدنی خطاب به آقای سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران، در روزهای گذشته جمعی از امضاکنندگان این نامه توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی احضار شده، مورد بازجویی خشن و تهدید قرار گرفتهاند. از احضارشدگان خواسته شده که امضای خود را پس بگیرند، محتوای این نامه را تکذیب کنند، و از فعالیت سیاسی پرهیز نمایند. درحالی که امضاکنندگان این نامه، تنها خواستار برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه شده، و وضع سیاسی کنونی را فاقد شرایط لازم برای چنین انتخاباتی ارزیابی کرده بودند.
یکی از امضاکنندگان، مهندس محمد توسلی، 73 ساله، مسئول دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران، و نخستین شهردار تهران پس از پیروزی انقلاب اسلامی 1357 است. آقای توسلی در 12 آبان 1390 به شکل غیرقانونی، و برای چندمین بار در سالهای اخیر بازداشت و به سلول انفرادی زندان اوین منتقل شده است. دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل 81 ساله نهضت آزادی نیز پس از احضار و تهدید، برخلاف تصریحات قانون اساسی، در دادگاه انقلاب به صورت غیرعلنی و بدون حضور هیات منصفه، محاکمه شده است. برخی دیگر از همفکران ایشان نیز احضار و تهدید شده اند؛ از جمله دکتر غفار فرزدی، استاد دانشگاه تبریز که مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفته است.
همچنین، جمعی از اعضای شورای فعالان ملی-مذهبی، جبهه مشارکت ایران اسلامی، و دیگر تشکلها و فعالان سیاسی اصلاح طلب و معترض به طرق مختلف در رابطه با نامه به آقای خاتمی و مطالبهی انتخابات آزاد، سالم و عادلانه در ایران مورد تهدید و فشار غیرقانونی نهادهای قضایی و امنیتی قرار گرفتهاند.
در موردی مشابه، جمعی از اعضای جبهه ملی ایران در پی انتشار بیانیه انتقادی در مورد وضع اقتصادی ایران، احضار و مورد تهدید قرار گرفته و از فعالیت سیاسی تشکیلاتی منع شدهاند. دکتر علی رشیدی، استاد دانشگاه در همین رابطه بازداشت شده است.
همزمان در روزهای گذشته، آریا آرامنژاد، آهنگساز و خوانندهی حامی جنبش سبز مردم ایران، با هجوم نیروهای امنیتی بار دیگر در منزل مسکونیاش بازداشت شده است.
نقض حقوق بشر در ایران تنها متوجه فعالان سیاسی، کنشگران صنفی، روزنامهنگاران، نویسندگان و هنرمندان (بهویژه اهالی سینما) نبوده بلکه شامل شهروندان معمولی نیز شده است. چنانکه متاسفانه در رویدادی دیگر، نهادهای حکومتی از برگزاری آیین عید قربان توسط اهل سنت در پایتخت و برخی شهرهای بزرگ کشور (مانند اصفهان) جلوگیری کرده و بر نقض حقوق قانونی و شرعی آنان اصرار ورزیدهاند.
رفتار غیرقانونی با شهروندان عادی، برخورد خشونتآمیز با معترضان و منتقدان وضع موجود در ایران و تهدید و منع آنان از فعالیت سیاسی، سرکوب فزایندهای را متوجه جامعه مدنی کرده، و حقوق اساسی کنشگران سیاسی و مدنی، اقلیتهای مذهبی و حتی شهروندان عادی را برخلاف موازین جهانی حقوق بشر، اصول قانون اساسی و دیگر قوانین جمهوری اسلامی نادیده گرفته و نقض نموده است.
این شورا از جنابعالی انتظار دارد به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضع حقوق بشر در ایران، نسبت به پیگیری جدی جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی، توجهات لازم را مبذول فرمایید.
با سپاس
اردشیر امیرارجمند
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید
9 نوامبر 2011
نامه سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید به احمد شهید
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
بزرگترین بدبختی جنبش سبز اصلاحطلبان بوده و حالا هم هستند، اینان همگیشان چنان در تمامی جنایات سهیم بوده و هنوز هم ریشه در آن دارند که باعث ترمز جنبش و تبدیل آن به انقلاب شدند و بخاطر اینکه خودشان هم قربانی هم اعمال خودشان بودند و هم رغیب سیاسیشان مردم هم با نوعی ترحم به آنها نگاه کردند و سخن آنها را گوش دادند، اما اینک مردم باید از هر ریش و یقه سه سانتی و اسلام سیاسی ست در گذرند، در غیر این صورت پیوسته همین گرفتاری را خواهند داشت. این دین و حتا مظاهرش مثل این انگشترهای عقیق و فیروزه ای و تسبیح حکایت از جزمی بودن و سیاست استخاره ای می کند، مردم باید گول جرسی ها و کلمه ای ها را نخورند، کلمه و جرس فقط در فکر خودی و غیر خودی کردن مردمند، آنها گاهی برای خالی نماندن عریضه مطلبی را از خط قرمزشان همان خودیهای اصلاحطبند رد می کنند، اما ملت ایران باید بداند که باید حسابش را از حساب اینها جدا کند. کجایند این لاییکهای پراکند، کجایند مردمی که دلشان فقط در گرو ایران است و نه مکتب و دین و ایمن مردم. مکتب و دین و ایمانی که نباید از محدوده خانه و محل عبادت حتا صدایش بیرون آید. حرفهای آقای ارجمند با همه ی فریبندگی نوعی غل خوردن و سر خوردن بر روی پوست است. اصل ماجرا این است که سیاست و دین با هم غاطی شده و چنین مخلوط مسموم کشنده ای را ایجاد کرده است. همین
پاسخ دادنحذفای ایرانیان
پاسخ دادنحذفامروز ایران در مقطع بسیار حساسی واقع شده و از همین روی رویکرد تازه ای را نسبت به بررسی وضعیّت خود طلب می کند و همه ی ما مسئولیّت بسیار سنگینی در قبال مهار آنچه امروز برای ایران به هر علت پیش آمده داریم.
ایران در طول تاریخ و تمدن چندین هزار ساله خود بلایای زیادی را بخود خریده و دیده است. این که می گویم خریده معنا دارد؛ معنای آن این است که خیلی از فاجعه هایی که برای ایران پیش آمد کاملاً قابل پیشگیری بود و اگر حاکمان روز ایران جویی درایت و تدبیر داشتند می شد آنها را مدیریت و از بوجود آمدن شان جلوگیری کرد.
مهمترین و بارزترین نمونه و شاهد بی تدبیری ، [و بواقع بی شعوری] خسرو پرویز، شاه ساسانی، است در مورد از بین بردن عرب ها حیره یا دودمان لخمیان است.
حمله مغولان به ایران، نتیجه و برآیند دیگری از بی درایتی ها و نفهمی و یکدندگی های حاکمیت آن روزگار است که محمد خوارزمشاه مسبب و موجب آن بود و تاریخ ایران تا هست از نام او با لعن و نفرین یاد خواهد کرد.
البته بوده اند بسیاری از فجایع و حوادث شوم که برای ایران و ایرانیان به سبب ضعف اطلاعات و در نتیجه آن بر اثر اشتباه محاسبه در وضعیّت حریف پیش آمدند؛ نظیر پیروزی غیر قابل باور اسکندر گجسته بر ایران و نیز فتح حیرت انگیز ایران توسط عرب در سال های اولیه نضج گرفتن مسلمانان عرب. بگونه ای که به جرئت می توان گفت که اگر داریوش سوم و یزدگرد سوم از سوی موبدان و نزدیکان و مشاوران نادان و متعصب و کج اندیش احاطه نشده بودند و اگر می داشتند اطلاعات لازم را در باره محیط آن روز های یونان و حجاز، سیاست دیگری در برابر آن دو نیروی مهاجم، پا بتی، خونخوارو گرسنه که هدفی جز چپاول ثروتهای بیکران ایران را نداشتند، در پیش می گرفتند، می توانستند ایران را از آن دو ورطه هولناک نجات دهند. البته هیچ کس نباید در این حقیقت شک کند که به هر روی اسلام به ایران می آمد، کما اینکه بدون جنگ و خونریزی به مالزی و اندونزی رفت، و دین غالب هم می شد کما اینکه امروز هست، زیرا دین زردشت در اساس فاقد یک جهان بینی درست و واقعی بود و به این موضوع در شاهنامه بصراحت اشاره شده است و برهان روشن ما در مورد این ادعا وضعیّت این دین در جهان امروز است که با این که بسیاری از زردشتیان در همان زمان حمله عرب به ایران، از کشور خارج و در شبه قاره پراکنده شدند برغم این که در شبه قاره از امنیّت کامل برخوردار بودند و همه نوع زمینه و فضا برای رشد آنها فراهم بود امروز در میان یک میلیارد و پانصد میلیون جمعیّت شبه قاره (هند و پاکستان و بنگلادش) تنها یک جمع حدااکثر60 هزار نفری را تشکیل می دهند.
عزیزان وضعیت امروز ایران بدین گونه است که امریکا که دشمن واقعی ملتها، آزادی و دموکراسی است، در لباس دروغین حامی ملت ها، آزادی فردی و دموکراسی، خواستار ایجاد دگرگونیی در ایران است که هیچکس از عاقبت شوم آن بدرستی مطلع نیست. حجم خسارات احتمالی غیر قابل تخمین است و حد و حصر ظلمی را که برایرانیان در این رهگذر واقع خواهد شد کسی نمی تواند حدس بزند.
عزیزان ایران با لیبی غیر قابل مقایسه از جهات بسیاری است و ایران اگر خدای نخواسته به مهلکه ی جنگ کشیده شود عاقبتی بسیار شوم در انتظارش است.
پس در این مقطع زمانی بسیار حساس که عرب ها دست در دست عموزادگان یهودی خود و حلقه بگوشی مظاهر استعمار در جهان، امریکا و دنباله ی کریه آن، انگلیس، خواهان مداخله در ایران هستند، هر کسی که شوق و شور و آرزوی بر پای ماندن ایران را دارد باید حساب ایران را از حساب حاکمیّت آن که با ندانم کاری ها وضعیّت را بدین جای خطرناک رسانده است جدا نماید و یک صدا در برابر امریکا و انگلیس بپا خیزد و فریاد بکشد که در بیست و هشتم مرداد 1332 ، آنطور که خودتان بدفعات تکرار کرده اید اشتباهی بزعم خودتان، و غلط و جنایت و خیانت بزرگی از نظر ما، مرتکب شدید و امروز که شصت سال از آن زمان می گذرد ایرانیان، در هر فرصتی به آن اشاره و آن را بصورت زشت شما می کوبند. پس وای به حال شما اگر بار دیگر مرتکب غلط دیگری شوید.
وضعیّت داخلی ایران از لحاظ رعایت حقوق بشر و چه و چه... هیچ ارتباطی به شما ندارد و شما از طرف هیچ کسی این نیابت و وکالت را ندارید که در مورد آن صحبت کنید و یا چاره اندیشی نمایید و مطمئن باشید که ایرانیان خود مشکلاتشان را حل خواهند کرد.