انتشار سخنان سید محمد خاتمی بهانه ای شده است تا مطالبی در مورد استراتژی های محتمل اصلاحطلبان در آینده و نحوه برخورد آنان با انتخابات مجلس نهم منتشر شود. در این میان بخشی از نظراتم را در مقاله ی قبلی - اصلاحات ، آری! - آورده ام ، اما در این مطلب سعی خواهم کرد که به راه کاری برای پیشبرد اصلاحات در فضای کنونی بپردازم.
تجربه ی جنگ سرد نشان داد که اولین پیروزی اردوگاه سرمایه داری جهانی از کاهش پیروزی های پیاپی اردوگاه سوسیالیسم آغاز شد، در این میان زمانی که روند شکست - شکست در آن اردوگاه باعث ریزش نیروها و همچنین پایین آمدن روحیه ی نیروهای اجتماعی اردوگاه سوسیالیسم گشت ، فرصتی فراهم شد تا حداقل اطرافیان سردمدار آن اردوگاه - اتحاد جماهیر شوروی - را با راه کار مذاکره از آن سوی میز بلند کنند ، نتیجه این مذاکره نشاندن جمهوری خلق چین - به عنوان بزرگترین شریک شوروی سابق - در طرف میز سرمایه داری جهانی نبود ، اما بزرگترین ضربه را به آن طرف وارد نمود، این شکست های پیاپی به فروپاشی نهایی اتحاد جماهیر شوروی انجامید. فروریختن دیوار برلین و سرنگونی نظام های کمونیستی شرق اروپا نشان داد که خواست مردم با وجود سالیان سال تبلیغ چیز دیگری بوده و هیچ سنخیتی با آنچه در تمام این سالها از رسانه های تبلیغاتی به خورد آنان داده شده است، ندارد.
اما چرا این تجربه را اینجا آورده ام؟ اقتدارگرایان بعد از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و چهار بر این باور بودند که می توانند با ایجاد فضای رسانه ای و تبلیغات مسموم ریشه های اصلاحات را بخشکانند ، اما سومین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا زنگ خطری برای آنان بود تا نشان دهد که باز شدن کوچکترین روزنه ای می تواند هزینه های گزافی را به آنان تحمیل کند. در این انتخابات اصلاحطلبان با به کار بستن این استراتژی و استفاده از حداقل امکانات موجود تلاش کردند تا حداکثر استفاده را ببرند. البته این دستاورد حداکثری همانگونه که اشاره شد الزاما به معنای پیروزی تام و تمام در انتخابات و راه یابی تمام لیست انتخاباتی نبود، بلکه حضور اصلاحطلبان و بر هم زدن بازی طرف مقابل باعث شد تا لیست ' رایحه ی خوش خدمت ' در اوج قدرت احمدی نژاد و طرفدارانش با شکست مواجه شود که خود پیروزی بزرگی محسوب می شد.
این روند تا انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم نیز ادامه پیدا کرد تا جایی که مشارکت بالای مردم در آن انتخابات باعث شد تا اقتدارگرایان تنها راه کسب پیروزی را درکودتای انتخاباتی ببینند و برای شکست رقیب تن به پرداخت هزینه گزاف یک کودتا بدهند. این هزینه با ادامه ی حضور مردم در خیابان و ایستادگی رهبران جنبش افزون شد و هرچند این رویارویی هزینه بسیار زیادی برای مردم در پی داشت ولی باعث شد تا اقتدارگرایان در وضعیتی قرار گیرند که عملا هر حرکتی از سوی آنان محکوم به شکست باشد. یک نمونه بارز این وضعیت سردرگمی حاکمیت در برخورد با مهندس موسوی و شیخ مهدی کروبی است که نه می توانند آنان را دادگاهی کنند و نه جرات آن را دارند که آزادشان بگذارند.
در حال حاضر و با ادامه روند موجود فضای انتخابات مجلس شورا می تواند فرصتی را فراهم آورد که دوباره این فشار را در مرحله و فازی دیگر به حاکمیت اقتدارگرا تحمیل کرد
اساسا بر این باورم کمتر نیروی حاکمی را می توان پیدا کرد که خود به خود خواهان اصلاح ساختار موجود شود و چنین اصلاحی تنها از تحمیل خواست عمومی حاصل می شود.هرچند این تحمیل خواست ها الزما از طریق شرکت و حضور در حاکمیت حاصل از برگزاری انتخابات بدست نمی آید ، اما نیروهای اصلاحطلب واقعی هیچگاه عنصر انتخابات را نفی نکرده و در هر مرحله ای بسته به شرایط موجود پیرامون حضور و یا عدم حضور خود در عرصه ی انتخابات با ارائه تحلیل مشخص به ارائه طریق می پردازند ، نه آنکه از ابتدا و با استناد به یک سری پیش فرض ، مارش پایان را به صدا در آورند.
نیروهای اصلاحطلب به خوبی با ارائه یک سری مطالبات حضور خود را مشروط می کنند و برای رسیدن به آن نیز تلاش می نمایند. در این مسیر تحریم انتخابات تنها یکی از راه کارهای فشار خواهد بود، اما عدم حضور در پای صندوق های رای نیز بخشی از پروسه ی تحریم است. باید به این موضوع توجه داشته باشیم که تحریم انتخابات ریاست جمهوری دوره ی هشتم با یک راهکار اشتباه همراه بود که بر فرض درست بودن اصل تحریم در آن دوره ، نیروهای فعالی که پروژه ی تحریم را در دستور کار داشتند صرفا به این بسنده نمودند که با صدور اطلاعیه عدم حضور خود - قهر انتخاباتی - را تبلیغ نمایند در صورتیکه پروژه ی تحریم پروسه ای پیچیده تر از حضور یا عدم حضور است ، چرا که می بایست نیروهایی که تمایل به شرکت در انتخابات دارند را به طور وسیعی متوجه اثرات و امتیازاتی نمود که عدم حضور آنان به دست خواهد آورد. از همین روی بنا به آنچه فرض برگزاری انتخابات آزاد را توسط حاکمیت اقتدار گرا محال نموده است ، نیروهای اصلاح طلب می توانند با پافشاری بر خواسته های مطرح شده ، تحریم را به عاملی برای فشار بر حاکمیت در جهت اجرای خواسته های خود تبدیل نمایند تا دوباره فضای اصلاح باز شده و بتوان از اهرم های اصلاحی استفاده نمود.قطعا هزینه ی عدم پذیرش این گفتمان به خوبی برای اقتدار گرایان روشن است و می بایست خود را برای قبول آن آماده سازند.
در حال حاضر یکی از مهمترین نقشهایی که نیروهای اصلاحطلب می توانند برای خود قائل باشند همانا تکرار و تاکید بر مطالبات خود و همچنین پیگیری آن خواسته ها است. این پیگیری مسلما جدا از تمام پیام های پنهان و آشکاری است که از سوی حاکمیت اقتدار گرا ارائه می شود و به معنی فشار اجتماعی بر حاکمیت و گسترده تر کردن آن است. پیگیری مطالبات مطرح شده نیز از همان جنسی است که مهندس موسوی پس از طرح پنج پیشنهاد خود برای برون رفت از بحران آن زمان - که امروز با حصر ایشان پیچیده تر شده است - مطرح کرده است : به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد. ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود بلکه حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد و قطعا مشاهده عزم جدی نیروهای کنشگر در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر