فروردین ۲۵، ۱۳۹۰

تنگه احد پاستور

در نخستین ماه سال 90 قرار داریم. اگر از شما درخواست شود که مهم ترین رویدادهای تقویم سیاسی سال جدید را پیش بینی کرده وفهرست کنید، به کدامیک از برنامه ها، اقدامات احتمالی مسولان و یا تحولات سیاسی کشور خواهید پرداخت؟...

با توجه به نوع تعاملات بازیگران سیاسی کشور، مطمئنا محدوده پاسخ ها به این پرسش بسیار وسیع و گزینه های انتخابی برای درج در فهرست پیش بینی ها متفاوت خواهدبود. با این حال به نظر می رسد که اکثر قریب به اتفاق فهرست ها در یک گزینه اشتراک داشته باشند. این گزینه نیز موردی نخواهد بود به جز پایان تدریجی عمر مجلس هشتم و برگزاری انتخابات مجلس نهم در واپسین ماه سال جاری.

امسال برای ساکنان هرم پایتخت قاعدتا سالی نفس گیر و پراضطراب خواهد بود. سالی که پایان آن می تواند به مثابه حکم خداحافظی ویا تمدید سکونت چهار ساله در بهارستان باشد.

در این مجال بد نیست نگاهی به بازیگران این رقابت چالش برانگیر داشته باشیم.اگر صفحات روزنامه ها در سه دهه اخیر را مرور کنیم به سادگی درخواهیم یافت، عمده رقابت های انتخاباتی کشور با حضور دو جریان سیاسی تاثیرگذار به سرانجام رسیده است. این جناح ها روزی با نام چپ وراست شناخته می شدند و در مقطعی دیگر نیز ذیل مفاهیم اصلاح طلبی واصولگرایی تعریف می شدند. بسیاری ناظران تحولات سیاسی ایران بر این باور هستند که این مفاهیم پس از حوادث سال 88 نیاز به بازتعریف دارند و اصولا میدان بازی سیاست در ایران محتاج یک بازآرایی تازه مبتنی بر واقعیت های کنونی فضای سیاسی کشور است.

اصلاح طلبان وانتخابات مجلس نهم

با توجه به شرایط کنونی ساحت سیاست در کشور وبرخی از پیامدهای ناشی از حوادث دوسال اخیر، کاملا قابل پیش بینی خواهد بود، که اصلاح طلبان در انتخابات آتی مجلس نقش تاثیرگذاری ایفا نکنند.

از سویی بخشی از آنان اصولا انگیزه ای برای ورود به این رقابت راندارند. برخی دیگر از جمله سیدمحمدخاتممی رئیس جمهور سابق، شرایطی را برای مشارکت در انتخابات طرح کرده است، که بعید به نظر می رسدکه این شرایط برای جلب نظروی از سوی مسولان امر مورد توجه قرار بگیرد. ازهمه مهمتر، بسیاری از نهادهای نظارتی و اجرایی کشور، اصولا اصلاح طلبان را واجد شرایط برای حضور در انتخابات ارزیابی نمی کنند. برایند این موارد سبب شده است که چشم انداز روشنی درباره نقش آفرینی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم قابل مشاهده نباشد.

اصولگرایان و رقابت داخلی

با توجه به غیبیت احتمالی اصلاح طلبان در انتخابات آتی مجلس،طبیعی به نظر می رسد که اصولگرایان به مهم ترین بازیگران عرصه این رقابت بدل شده و این انتخابات را میدانی مناسب برای وزن کشی نیروهای دورنی خود ارزیابی کنند.

اگر نقشه اردوگاه جریان اصولگرا در دو سال گذشته مورد مداقه قرار دهیم، با کمی اغماض می توانیم چندپاره شدن آن را دست کم به 4 بخش مجزا مشاهده کنیم. بخش عمده این تقسیمات اکثرا حول اقدامات محموداحمدی نژاد وکابینه وی شکل گرفته اند. این مساله را نیز باید مدنظر داشت که بسیاری از ناظران وبازیگران عرصه سیاست درایران متفق القولند که انتخابات مجلس نهم، خاکریزی استراتژیک برای تصاحب پست ریاست جمهوری یازدهم به شمار می رود. همین امر هم سبب شده که از هم اکنون بسیاری از رقابت ها واختلافات درونی این جریان سیاسی جدی تر شده وامکان مصالحه برای رسیدن به یک لیست واحد، عملا از بین برود.

اگر به حوادث سالهای میانی دهه 80 توجه کنیم مطمئنا به یاد خواهیم آورد که از سال 84 به این سو اردوگاه اصولگرایان به دو بخش اصلی حامی ومنتقد محموداحمدی نژاد وکابینه وی بدل شده است. این شکاف برای نخستین بار در انتخابات شورای شهر سوم آشکار شد. در آن انتخابات لیست حامیان دولت موسوم به رایحه خوش خدمت، در پایتخت واکثر شهرهای بزرگ کشور با ناکامی مواجه شده و اصولگرایان منتقددولت واصلاح طلبان اکثریت کرسی های شورای شهر را به دست آوردند.در انتخابات مجلس هشتم نیز دوطیف حامی ومنتقد دولت توانایی دست یابی به لیست مشترک را نیافتند، با این حال مجموع این دوطیف توانستنداکثریت کرسی های مجلس هشتم را به خود اختصاص دهند. نفس تکیه زدن علی لاریجانی بر کرسی ریاست پارلمان نشان از آن داشت لیست حامیان دولت دست بالا را در مجلس نداشته و اصولگرایان منتقد و فراکسیون محدود اصلاح طلبان در بزنگاه های حساس توانایی اقدامات موثر را دارا هستند.

با این همه باید به این نکته کلیدی توجه داشت که در دوسال گذشته تحولات سیاسی در کشور چنان سریع وتا حدود زیادی دگرگون کننده بوده است که بعید به نظر می رسد، بتوان حتی با تکیه بر صورتبندی های سیاسی انتخابات مجلس هشتم ویا حتی انتخابات ریاست جمهوری دهم به تحلیلی همه جانبه وقرین باواقعیت از آرایش های سیاسی در آستانه انتخابات اسفندماه جاری دست یافت.

با این اوصاف باید تصریح کرد که با به روزسانی نقشه های اردوگاه اصولگرایان در ابتدای سال 90 به نظر می رسد که دو بخش اصلی اردوگاه هر کدام با مرزبندی های جدید مواجه شده اند. در نتیجه این مرزبندی ها، 4 منطقه با بیرق های حلقه احمدی نژاد، چپ جدید، اصولگرایان منتقد مدرن واصولگرایان منتقد سنتی در اردوگاه سابق پی ریزی شده اند. چهارگروهی که از هم اکنون در حال برنامه ریزی برای تمدیداقامت ویا اثاث کشی به پاستور در سال 92 هستند.

حلقه احمدی نژاد

با اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد درانتخابات ریاست جمهوری دهم توسط وزارت کشور، احمدی نژاد وحلقه یارانش تلاش زیادی از خود به خرج دادند تا ابتکارعمل انتصابات در پست های کلیدی را در اختیار بگیرند. اگر به خاطر داشته باشید در سال 84 بسیاری از مهره های تعیین کننده کابینه توسط بخش های دیگر جریان اصولگرا به رئیس جمهور معرفی و حتی در برخی موارد احتمالا به وی تحمیل شدند. چهره هایی که اتفاقا در این 6 سال، اکثر قریب به اتفاق آنها به بهانه های مختلف از کابینه حذف شدند. با توجه به این تجربه به نظر می رسید احمدی نژاد، در کابینه جدید قدرت مانور دو تن از اعضای حلقه خود یعنی اسفندیار رحیم مشایی ومحمدرضا رحیمی را افزایش داده باشد. این دو چهره در کنار برخی از دوستان قدیمی رئیس دولت ، ازدوران اردبیل را می توان از مهم ترین اعضای حلقه احمدی نژاد دانست. هر چند که بین برخی از چهره های این گروه رقابت هایی وجود دارد،اما باید اعتراف کرد که محموداحمدی نژاد در بزنگاه ها به خوبی توانایی کنترل ومهار آنها را دارا است.

با ابتکارعمل رئیس دولت دهم، ترکیب اکثر پست های اجرایی کشور توسط این حلقه ودرغیاب سایر شرکای اصولگرای دولت مهندسی شد.

نوع عملکرد حلقه احمدی نژاد برای تداوم حضور در پاستور نیز نشان از تدوین برنامه ای دقیق واستراتژیک می دهد. در این برنامه با توجه به اختلافات روز افزون با سایر اصولگرایان، در کنار غیبت اصلاح طلبان در رقابت های رسمی سیاسی کشور، این جریان به شدت علاقمند است بخشی از بدنه ناراضیان سیاسی واجتماعی کشور را به سمت خود سوق دهد. طرح مباحثی چون «مکتب ایرانی» و استفاده از مفاهیم ایران باستان، تلاش برای عدم حضور آشکار در مسائل مرتبط با حوادث پس از انتخابات و... را می توان از نشانه های قابل توجه اتخاذاین استراتژی توسط حلقه یاران احمدی نژاد دانست. بنابر اخبار موجوداین گروه به شدت عملگرا، از هم اکنون برای تمدید اقامت خود در پاستور، برخی گزینه ها را نیزمدنظر گرفته است. در رسانه ها از مشایی وبرخی از نزدیکان وی بیش از دیگران برای، جانشینی محموداحمدی نژاد نام برده می شود. به ویژه اینکه شنیده ها نیز حاکی از ان است که این چهره ها در حال ساماندهی سپاه رسانه ای بزرگی در سال جاری هستند، نیرویی که نخستین محک کارایی آن رادر انتخابات اسفندماه امسال مشاهده خواهيم كرد.

چپ جدید

در اواسط سال 73 نشریه «عصرما» ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در تحلیل مفصلی به بررسی آرایش وضعیت سیسای کشور پرداخت. این نشریه در کنار اشاره به جناح های چپ، راست و راست مدرن(کارگزاران) به گروهی تازه نیز اشاره کرد، آنان را«چپ جدید» نامگذاری کرد.

بنا بر تحلیل نشریه عصرما، چپ جدید شامل نیروهایی بودند که در دهه نخست ودوم انقلاب از سوی دولتمردان کمتر مورد توجه قرار گرفته بودند و در نتیجه در بخش های حاشیه ای اداره کشور چه در زمان جنگ وچه در زمان سازندگی حضور داشتند. این جناح از نظر اعتقادی معتقد به بازگشت به ریشه ها بود ودر آن مقطع زمانی به صورت دنباله جناح راست سنتی فعالیت می کرد.از دیگر ویژگی های این جریان نگاه بدبینانه به مقولات روشنفکری، اعتقاد بر نقش پررنگ دولت در مقوله اقتصاد برای تامین عدالت بود. آن زمان این طیف به دو گروه عمده جمعیت دفاع از ارزشها و گروه های موسوم به انصار حزب الله تقسیم می شد و نشریات کیهان،صبح، لثارات، ارزش ها و... به عنوان ارگان اصلی این جناح شناخته می شدند.

چپ جدید در عرصه فرهنگ هم بر نظارت های گسترده بر محصولات فرهنگی اصرار می ورزید. فشارهای نشریات و حامیان این جریان در سال 71 سبب شد تا سیدمحمدخاتمی وزیرفرهنگ دولت آیت الله هاشمی از سمت خود استعفا دهد.

بخش هایی از جریان چپ جدید در تشکل هایی چون انصار حزب الله سازماندهی شدند. بخشی دیگر ازنزدیکان این نوع تفکر نیز بعدها تشکل هایی چون جمعیت ایثارگران ورهپويان انقلاب اسلامی را بنیان نهادند.این جریان تلاش داشت اقشار حاشیه ای شهرها و روستاها را به سمت خود جذب کند.

چپ جدید در دوسال اخیر بیش از انکه حامی دولت باشد، از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم دفاع کرده است وبه صورتی در خط مقدم مقابله با انتقادات از انتخابات وحوادث پس از آن بدل شده است. «چپ جدید» با توجه به عملکرد خود در انتخابات وحوادث پس از آن، قاعدتا در حال حاضر نسبت به جایگاه اندک خود در ساختار اجرایی کشور ناراضی است و تلاش دارد به صور مختلف تبدیل به گرانیگاه اصولگرایان حامی دولت شود. به نظر می آید گزینه های مطلوب این جریان برای جانشینی احمدی نژاد، افرادی چون غلامعلی حدادعادل، حسین صفارهرندی و زاکانی باشد.

اصولگرایان منتقد سنتی

از انتخابات مجلس پنجم به این سو به مرور نقش این جریان سیاسی در کشور روبه افول بوده است.شاید بتوان گفت که در 15 سال اخیر مهمترین موفقیت این جریان انتخابات مجلس هشتم و صدر نشینی یکی از چهره های این گروه بر بهارستان باشد. این جریان در ماه های اخیر در طی برخی مصوبات مجلس مجبور شده است که در برابر دولت قرار بگیرد. همین امر هم موجب حملات شدید دولتی ها در کنار برنامه ریزی برای تغییرات گسترده در هیات رئیسه مجلس شود، تغییراتی که بخش عمده آن در صحن علنی مجلس ناکام ماند. گزینه این جریان اصولگرا در انتخابات آتی ریاست جمهوری مطمئنا، از چهره های حلقه احمدی نژاد نخواهد بود، در نتیجه وبرای اینکه این گروه از گردونه بازی های سیاسی به حاشیه منتقل نشود، محکوم به پیروزی در انتخابات مجلس است. جامعه روحانیت وتشکل های همسو مانند انجمن اسلامی مهندسان در این گروه طبقه بندی می شوند.

اصولگرایان منتقد مدرن

از ابتدای دهه 80 گروهی از اصولگرایان با شعار اصولگرایی اصلاح طلبانه به میدان بازی های سیاسی گام نهادند. این جریان در انتخابات ریاست جمهوری نهم به حمایت از باقرقالیباف پرداختند.با شکست قالیباف در انتخابات، وی جایگزین احمدی نژاد در بهشت شد. وی توانست در 6 سال گذشته در پایتخت به موفقیت هایی دست یابد وبه مقبولیت اجتماعی وسیاسی نسبی در میان پایتخت نشینان دست یابد. قالیباف که در بهشت سوادی پاستور را در سر می پروراند. مطمئن است در صورت پیروزی اصولگرایان حامی دولت در انتخابات بهارستان، با بازبینی قوانین شهرداری وی امکان حضور در بهشت را نیز از کف خواهد داد. در نتیجه معقول به نظر می رسد، دست کم تا اسفندماه 90 ائتلافی با طیف دیگر منتقددولت داشته باشد. این نکته ظریف را نیز در خاطر داشته باشیم که این جریان تنها جریان اصولگرایی است که در صورت حذف چهره نخست آن امکان رقابت در انتخابات ریاست جمهوری 92 رسما وعملا از دست خواهد داد.

انتخابات بهارستان تنگه احد پاستور

با توجه به نقش مهم مجلس در وضعیت سیاسی واجرایی کشور بسیاری از اصولگرایان بر این باور هستند که تنگه احد پاستور در صحن بهارستان قرار دارد. همین امر هم سبب شده هر 4 طیف اصولگرا قصد داشته باشند،به صورت کاملا جدی وارد رقابت برای تصاحب آن شوند.

در این میان با توجه به عدم براورد واقعی قدرت هر جریان، بعید به نظر می رسد هیچ کدام از این 4 طیف به تنهایی وارد انتخابات آتی شوند.در نتیجه باید منتظر ائتلاف های آتی بود.

با نگاهی به آرایش سیاسی موجود به نظر می رسدنقطه مطلوب ومشترک دو طیف حامی دولت، عدم حضور علی لاریجانی در راس بهارستان باشد. این امر می تواند مجددا موجب ائتلافی هر چند شکننده بین حامیان دولت شود. از سوی دیگر اصولگرایان مدرن و سنتی نیز به سبب برخی مباحث استراتژیک هر چند در مصداق جانشینی احمدی نژاد با هم اختلاف نظر دارند،اما اهداف کوتاه مدت در مجلس وهم چنین نقص امکانات هریک از این جریان ها سبب می شود برای بقا تا انتخابات یازدهم ریاست جمهوری هم که شده دست همکاری به سوی هم دراز کنند.خوانندگان حتما در جریان هستند که بخش عمده پتانسیل ولجستیک طیف مدرن اصولگرایان منتقد،در پایتخت متمرکز شده در حالیکه اصولگرایان منتقد سنتی در چند دهه اخیر درشهرستان ها شبکه اجتماعی قابل قبولی راتاسیس کرده اند،شبکه ای که در بسیاری از موارد توانسته خدمات شایانی را به این جریان داشته باشد. با این اوصاف دست اندرکاران این دو جریان امیدوارند که با ترکیب امکانات خود از استیلای جریان حامیان دولت بر صحن بهارستان جلوگیری کنند.

درپایان باید این نکته را نیز در نظر داشت که معمولا سیب سیاست در ایران تا رسیدن به زمین شاهد تغییر مسیرهای فراوان وعجیبی است واحتمال دارد که با اتفاقی کوچک در ماه های آتی مبنای بسیاری از مرزبندی های کنونی اصولگرایان تغییر کند.

حال باید منتظر ماند وچرحش سیب سیاست را به نظاره نشست.

منبع: نسيم بيداري

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...