اسفند که می آید دلم به رعشه اسفندهای خون به روی برف می لرزد.
تو را که رو به خانه پدری ایستاده ای و چراغ های خاموش را می شماری، می شناسم.
دهانمان را می بندند مبادا نشان از دربندهایمان بگیریم.چشم هایمان را چشم بند تاریک جور ارزانی می کنند و پاهایمان را چون وزنه های سنگین خیانت در خانه می بندند. قلم را چه؟قلم را بگویند جوهر نریزد تا سنگ سنگ کاخ علی نام یزیدوارشان فرو نریزد؟!
من و تو و تمام فرزندان این کهن دیار، دردآشنای اسفندهای دربندیم، مأنوس دعاهای نیمه شبیم که امید داریم از پسِ آجرها و سنگ های شرمسار انفرادی ها، به دل رشیدانمان برسد.
چگونه می توان از درد نگفت، از درد مقدس انسانیت نگفت، وقتی که قطره های نفت چشمانمان را کور می کند و بوی مصنوعی عدالت، به شمشیرهای عدلمان زهر می پاشد.
چگونه در خانه بنشینیم و در گرمای خواب آور کرسی شاهنامه بخوانیم؟ شاه و رستم و تخت و گرز همگی در کوچه اند. باید برخاست و کاوه وار ضحاک مار به دوش را به زیر کشید. باید مسیح وار زخمه ها را به جان خرید و علی وار فریاد حق و عدل سر داد.
من رنگ درد غریب تو را می شناسم. تو رنگ دردهای مرا می شناسی. دردآشنایان این دیاریم و دست هایمان بوی خوب اهورایی می دهد.
تو اگر برخیزی، من اگر برخیزم، همه بر می خیزند.....
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر