مهر ۱۱، ۱۳۸۹

انتقاد آیت‌الله دستغیب از فیلترینگ و ادعای دروغین آزادی؛اگر زمان امام صادق (ع) مردم آگاه می‌شدند، ظلم بنی‌عباس حاکم نمی‌ماند

امروز:آیت الله سید علی‌محمد دستغیب با اشاره به اینکه سایت اینترنتی دفتر وی برای پاسخگویی به سؤالات شرعی مردم راه‌اندازی شده است، از فیلتر شدن این سایت انتقاد کرد و ضمن اشاره به ادعای مسئولان در خصوص وجود آزادی بیان در ایران، تصریح کرد: ما که نمی‌توانیم همراه آنها بر این مرکب دروغی که درست کرده‌اند سوار شویم. خوب اگر به قول خودتان آزادی است که ما طبق معلوم خود صحبت کرده‌ایم و نزاعی هم با کسی نداریم؛ بلکه به دنبال این هستیم که واقعیات گفته شود و آن چیزی را که در قرآن و سنت آمده است، بیان شود.

این مرجع تقلید منتقد دولت که در جلسه تفسیر قرآن کریم در مسجد قبا سخن می‌گفت، در تفسیر آیات ۴ و ۵ از سوره حجر گفت: «اگر مردم حرف امام صادق (ع) را می‌شنیدند و تفحص می‌کردند تا حق را متوجه شوند، اگر مردمی که متوجه بودند به دیگران هم گزارش می‌دادند و جامعه خود را نسبت به حقایق آگاه می‌ساختند، بنی عباس به اسم دین نمی‌توانستند بر آنها حاکم شوند و مردم گرفتار حکام ظالم بنی عباس نمی‌شدند».

آیت‌الله دستغیب تاکید کرد: دسته‌ای از ملت‌ها و قوم‌هایی که هلاک شدند حکومت‌های ظالمی هستند که هلاک شدن آنها به جهت خواست باطنی مردم برای نجات پیدا کردن از ظلم بوده است. مانند حکومت شاه که همراه اطرافیان و طرفدارانش خود یک قوم و ملت بودند و چون مردم خواستند، مؤمنین خواستند، بساط ظلم آنها را خدای‌تعالی از بین برد. بنابراین همیشه از بین رفتن یک قوم و گروه به جهت عذاب و در خواست انبیا نیست بلکه اگر مردم هم (حال یا مؤمنین و حتی غیر آنها) از خدا بخواهند که از ظلم رها شوند این آیه آنها را هم شامل می‌شود.

آنچه در ادامه می‌آید، خلاصه‌ای از سخنان ایشان در جلسه تفسیر قرآن است که در سایت حدیث سرو منتشر شده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ مَا أَهْلَکْنَا مِن قَرْیَةٍ إِلَّا وَ لهَا کِتَابٌ مَّعْلُومٌ (۴) مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَ مَا یَسْتَاخِرُون (۵)

ترجمه: ما هیچ ملت و ملکی را هلاک نکردیم جز به هنگامی معیّن. هیچ امتی از اجل خویش نه پیش می افتد و نه پس می ماند. و کافران گفتند: ای مردی که قرآن بر تو نازل شده، حقّا تو دیوانه ای. ما فرشتگان را جز به حق نازل نمی کنیم و در آن هنگام دیگر مهلتشان ندهند.

وقتی در تاریخ اقوام گذشته و گزارشی که قرآن از آنها داده است نگاه شود، این هلاک شدن ملت‌ها و اقوام مختلف در طول تاریخ مصادیق گوناگونی دارد که می‌توان آن را به دو دسته کلی تقسیم نمود: یا آن قوم و ملت هلاک شده افرادی بودند که در مقابل انبیا و اولیا الهی ایستادند و دست از پرستش غیر خدا برنداشتند و البته با فرستادگان الهی هم به صورت قهر و غلبه برخورد نمودند. نمونه آنها قوم نوح است که بعد از سالها ارشاد و هدایت حضرت نوح (ع) فقط عده کمی ایمان آوردند و بقیه خواستند که در همان وضع مادی و حیوانی خود بمانند. خوب وقتی انبیا از هدایت شدن آنها ناامید شدند، از خدا عذاب آنها را خواستند که می‌دانید در بعضی موارد حتی زمینی که این قوم در آن زندگی می‌کرد بعد از عذاب هم صلاحیت زندگی مؤمنین را نداشت؛ مانند زمین قوم لوط و قوم شعیب. این یک دسته.

دسته دوم از ملت‌ها و قوم‌هایی که هلاک شدند حکومت‌های ظالمی هستند که هلاک شدن آنها به جهت خواست باطنی مردم برای نجات پیدا کردن از ظلم بوده است. مانند حکومت شاه که همراه اطرافیان و طرفدارانش خود یک قوم و ملت بودند و چون مردم خواستند، مؤمنین خواستند، بساط ظلم آنها را خدای‌تعالی از بین برد. بنابراین همیشه از بین رفتن یک قوم و گروه به جهت عذاب و در خواست انبیا نیست بلکه اگر مردم هم (حال یا مؤمنین و حتی غیر آنها) از خدا بخواهند که از ظلم رها شوند این آیه آنها را هم شامل می‌شود.

در آیه بعد خدای‌تعالی می‌فرماید که برای اقوام، حکومت‌ها، ملت‌ها، و جمعیت‌ها هم مانند یک فرد از انسان، اجل و مدت معینی در علم خدایتعالی معلوم شده است. این طور نیست که مثلاً بنی امیه حالا که به حکومت رسیده‌اند، برای همیشه باشد. بلکه برای حکومت آنها یک مدتی معین بوده است (همان هزار ماه که اهل بیت (ع)‌ از آن خبر داده بودند). به همین ترتیب برای بنی عباس هم مدت و اجلی مشخص شده بود. البته یکی از علت‌هایی که باعث شد حکومت بنی امیه یا بنی عباس این مقدار طول بکشد، مسامحه خود مردم بود. اگر مردم بعد از رسول خدا (ص) دنبال حق بودند، این گونه مبتلا به حکومت ظالم بنی امیه نمی‌شدند.

در مورد حکومت بنی عباس هم باز یکی از دلایل ظلم آنها خود مردم بودند. اگر مردم حرف امام صادق (ع) را می‌شنیدند و تفحص می‌کردند تا حق را متوجه شوند، اگر مردمی که متوجه بودند به دیگران هم گزارش می‌دادند و جامعه خود را نسبت به حقایق آگاه می‌ساختند، بنی عباس به اسم دین نمی‌توانستند بر آنها حاکم شوند و مردم گرفتار حکام ظالم بنی عباس نمی‌شدند. به هر حال این‌گونه شد که این حکام جور که خود را خلیفه و نایب رسول خدا (ص) هم می‌خواندند با استفاده ابزاری از دین مخالفین خود را به شدت سرکوب و مجازات می‌کردند.

نکته ای در پایان عرائض خدمت برادران عزیز عرض می کنم. برای اینکه مردم از سراسر دنیا، سؤالاتی در زمینه‌های مختلف به خصوص شرعی داشتند، دوستان تصمیم گرفتند که سایتی را برای این جهت درست کنند که ضمن پاسخگویی به این سؤالات در دسترس بیشتر مردم نیز باشد. در مجموع سؤالات خوبی مطرح می‌گشت و جواب داده می‌شد که مورد استقبال هم قرار گرفته است. اما قریب به یک ماه است که این سایت را بسته‌اند و به اصطلاح امروز فیلتر کرده‌اند. وقتی دوستان طی نامه نگاری حقیقت امر را جویا شدند در پاسخ گفته شده است: «آقای دستغیب در ارتباط با مجلس خبرگان صحبت کرده و از اشخاصی مانند موسوی و کروبی حمایت کرده است و باید این سایت بسته باشد»!

بنده خدمت شما دوستان عزیز عرض می‌کنم : خوب خود این آقایان در آن طرف دنیا مدعی می‌شوند که ایران کشوری آزاد است و هر کسی می‌تواند حرف خودش را بزند و هیچ اتفاقی نمی‌افتد؟! درست است این افراد بر مرکب دروغ سوار هستند ولی ما که نمی‌توانیم همراه آنها بر این مرکب دروغی که درست کرده‌اند سوار شویم. خوب اگر به قول خودتان آزادی است که ما طبق معلوم خود صحبت کرده‌ایم و نزاعی هم با کسی نداریم؛ بلکه به دنبال این هستیم که واقعیات گفته شود و آن چیزی را که در قرآن و سنت آمده است، بیان شود.

متأسفانه در مقابل (بنا بر نقلی که شده است) سایت‌هایی وجود دارد که وسوسه‌هایی را نسبت به دین و احکام ایجاد می‌کند، که آنها باز می‌باشد و هرکسی می‌تواند به آنها رجوع کند. خلاصه این هم یک وضعی است که با حرف این افرادی که ادعای آزادی دارند در تضاد است. یعنی فیلترینگ را نمی‌شود با ادعای آزادی جمع کرد


۱ نظر:

  1. خداداد خورشیدی۱۳ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۲۸

    جنبش سبز در هر حال پیروز شده است! اما حتا حیات فیزیکی خامنه ای و اصولگرایان و حتا همه ی دشمنان قسم خورده ی جنبش سبز نیز در پیوستن و همراهی آنان است در جنبش سبز زیرا جنبش سبز متکثر است و آنها نیز در این تکثر می گنجند. در غیر این صورت تا رسیدن سبزها و اکثریت گوناگون سبز بر قدرت خامنه ای و اصولگرایان متردد و نوسان دار و شکاک در پیوستن یا نپیوستن به سبز ها قربانی خشونت احمدی نژاد و باند او خواهند شد. متاسفانه خامنه ای و روحانیت در کل در چاهی سقوط کرده اند که خودشان آنرا کنده اند. یک رفراندوم می تواند همه را نجات دهد. آما آیا خامنه ای و به تبع او روحانیت و اصولگرایان از چنین بینشی برخوردارند یا نه. پاسخ هم نه است و هم آری! نه بدان جهت که خامنه ای دچار نوعی حسادت مذمن است نسبت به هم هاشمی و هم خاتمی و هم موسوی. و دیگر اینکه آخوندانی که به لفت و لیس آنچنای از پول نفت افتاده اند آیا به کمتر از رانت های متصاعدی رضایت خواهند داد؟؟؟ در هر حال حیات فیزیکی آقایان در خطر است و به نظر می رسد گزارش این خطر بزودی منفجر خواهد شد!
    سبز ها باید با خرد و درایت کامل عمل کنند. امروز ایران راهی ندارد جز برگذاری یک رفراندوم.
    خداد خورشیدی
    سلام مرا به موسوی برسانید

    پاسخ دادنحذف

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...