شهریور ۱۸، ۱۳۸۹

گفت و شنید با مهسا امرآبادی روزنامه‌نگار و همسر مسعود باستانی

- نگاهی به احکام سنگین روزنامه‌نگاران و تعداد زیاد بازداشتی از این صنف، نشان می‌دهد که فشار بر ما [روزنامه‌نگاران] برای حکومت بسیار کم‌هزینه‌تر از بازداشت سیاسیون است.

- استقلال قوه قضاییه به شدت مخدوش شده و حتی برخی از آنان علناً اعلام می کنند که نظر وزارت اطلاعات بر فلان پرونده خوب یا بد است.

- هم وطنان ساکن کشورهای دیگر، باید بدون در نظر گرفتن عقاید سیاسی‌شان به خواسته‌ها و مطالبات مردم ایران و جنبش سبز احترام بگذارند و نقش حمایتی خود را ادامه بدهند.

شهرگان: خانم امرآبادی شما جزو نخستین کسانی بودید که پس از اعلام انتخابات ریاست جمهوری سال پیش دستگیر شدید. چه مدت در زندان بودید و آزادی شما بر اساس چه شرایطی بوده‌است؟

مهسا امرآبادی: من در تاریخ ۲۴ خرداد یعنی درست دو روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بازداشت شدم و مدت دو ماه و نیم در بند امنیتی ۲۰۹ در بازداشت بودم. آزادی من در شرایطی صورت گرفت که همسرم مسعود باستانی هم در زندان و در بازداشت بود و دقیقا فردای روز آزادی من، دادگاه مسعود تشکیل شد. البته در آغاز ماه رمضان پارسال، برخی از زنان بازداشتی آزاد شدند و من هم یکی از آنان بودم اما همسرم هنوز در زندان است و حکم سنگینی هم دارد.

همسر شما مسعود باستانی همراه با دیگر روزنامه نگاران در بند، مدت محکومیت‌اش را طی می کند. دلیل محکومیت‌شان چه بود؟

- همسر من به ۶ سال زندان و پرداخت جریمه نقدی بسیار سنگین ۳۴ میلیون تومانی محکوم شده‌است. دلیل این جریمه همکاری با نشریات خارجی عنوان شده در صورتی که وزارت اطلاعات به ما گفته بود همکاری با نشریه شهرگان به دلیل آنکه مستقل است و از دولت های متخاصم کمک نمی گیرد، مشکلی هم ندارد و می توانیم همکاری با این نشریه را ادامه بدهیم اما بعد از انتخابات و بازداشت به ما گفتند مرتکب جرم شده‌ایم.

آیا تاکنون مسعود باستانی به مرخصی آمد و از نظر سلامتی در چه شرایطی به‌سر می برد؟

- مسعود در این یک سال و اندی حتی یک روز هم به مرخصی نیامده است و این در حالی است که خوشبختانه بسیاری از بازداشت شدگان بعد از انتخابات ایران، توانستند به مرخصی بیایند اما مسعود و چند نفر دیگر از زندانیان، نتوانسته اند حتی چند ساعت برای درمان به مرخصی بیایند.

در حال حاضر مسعود در زندان رجایی شهر از دندان درد شدیدی در رنج است و اخیرا به عفونت دهان و فک هم دچار شده و متاسفانه در زندان رجایی شهر امکانات مناسب برای درمان وی وجود ندارد و حتی رییس این زندان هم معتقد است این مشکل در زندان رجایی شهر نمی تواند حل شود. مسعود از بهمن ماه ۸۸ به زندان رجایی شهر منتقل شد و چندین ماه با افرادی هم بند بود که جرم هایی نظیر قتل و قاچاق مواد مخدر مرتکب شده بودند و این موضوع به شدت ما را نگران کرده بود - هرچند که این افراد هم بنا به شرایط بد جامعه، در زندان هستند - اما به هر حال تفکیک زندانیان بر اساس جرایم از اصولی است که همه آن را قبول دارند.

روحیه مسعود چطور است؟

خوشبختانه روحیه بسیار خوبی دارد و روزها را به مطالعه می گذراند. بسیار مطالعه می کند و معتقد است باید از این بحران برای خود فرصت درست کنیم و همیشه هم من را تشویق می‌کند بدون در نظر گرفتن اینکه او در زندان است، از فرصت‌های زندگی استفاده کنم تا هنگامی که این بحران تمام شد، از خیلی جهات رشد کرده باشیم و این سالهای جوانی را هدر نداده باشیم.

الان مسعود به همراه دوستان دیگر در زندان رجایی شهر هستند، هرچند که از برخی تبعیض‌ها ناراحت هستیم و به آن انتقاد داریم، اما امیدوارانه به انتظار فردا نشسته‌ایم و قطعا فرداهایی روشن در انتظار ما است.

در حال حاضر وضعیت شما چگونه است؟

- من در حال حاضر منتظر برگزاری دادگاهم هستم. بر اساس احضاریه‌ای که چندی پیش به دستم رسیده است، روز ۲۱ مهر ماه دادگاه من در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه تشکیل می شود.

قاضی محمد مقیسه همان کسی نیست که در سال ۱۳۶۷ نقش فعالی در دوران کشتار زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت داشته و تاکنون جرم‌های سنگینی نیز به بهاره هدایت، میلاد اسدی، زهرا جباری و معصومه یاوری داده است؟

- بله ایشان همان قاضی است.

دلیل احضار مجدد شما به دادگاه در تاریخ بیست و یکم مهر چیست؟

من به دلیل پرونده ای که سال گذشته برای آن بازداشت شدم به دادگاه احضار شده‌ام. یعنی مراحل مقدماتی پرونده من مانند بازجویی و بازپرسی تمام شده و در مرحله دادگاه است. اتهامات من اقدام تبلیغی علیه نظام و توهین به رییس جمهور عنوان شده است. از طرف دیگر هم کارهای مسعود را پیگیری می کنم و منتظر پاسخ مسئولین هستم. متاسفانه چندین بار درخواست مرخصی برای مسعود داده‌ایم اما دادستانی هیچ پاسخی نمی دهد.

در ایران چه سازمان‌ها و نهادهای مستقلی برای پیگیری و دادخواهی باقی مانده‌است؟

- در ایران که به سازمان‌ها و نهادهای دولتی و قضایی برای دادخواهی امیدی نیست. سازمان‌ها و نهادهای مردمی و «ان جی او»ها در ایران هم که در شرایط کنونی، یا کار نمی کنند یا بسته شده‌اند و اعضای آنان در زندان هستند. بنابراین تنها می‌توان به نهادهای حقوق بشری سازمان ملل و مستقل امید داشت که تا الان هم زحمات بسیاری کشیده‌اند اما باید به مقوله روزنامه‌نگاران زندانی توجه بیشتری نشان بدهند. روزنامه نگاران در این دوران بسیار مظلوم واقع شدند. نگاهی به احکام سنگین آنان و تعداد زیاد بازداشتی روزنامه نگاران نشان می‌دهد که فشار بر ما برای حکومت بسیار کم هزینه تر از بازداشت سیاسیون است چرا که این روزنامه نگاران همیشه مستقل و همواره منتقد بوده‌اند و نباید فراموش کرد که روزنامه نگار، تنها حرفه خود را انجام می دهد.

قضاتی که در قوه قضائیه گماشته شده‌اند، هدف شان به نوعی انتقام‌جویی از دانشجویان، فعالان سیاسی و حقوق بشری، روزنامه نگاران و . . . بوده‌است.

- به نظر من در این دوره بازداشت افراد، انتقام دولت از منتقدانی است که ۴ سال ابتدای دولت احمدی نژاد از او و عملکرد کابینه او انتقاد کرده‌اند و تنها جرم این افراد هم انتقاد از دولت بوده است. ما هیچ گاه قصد و حتی ادعای براندازی و مخالفت با نظام را نداشته ایم، تنها خواستار اصلاح در کشور بوده‌ایم و این جرم بزرگ همه ایرانیان است. قضات دادگاه انقلاب هم، که در این یک سال نشان دادند، استقلال قوه قضاییه به شدت مخدوش شده و حتی برخی از آنان علناً اعلام می کنند که نظر وزارت اطلاعات بر فلان پرونده خوب یا بد است و مطابق نظر وزارت اطلاعات حکم صادر می کنند.

چه انتظاراتی از هموطنان خارج از کشور خود دارید؟

- هموطنان خارج در کشور تا کنون هم، همبستگی و همراهی زیادی با جنبش سبز و مردم داخل ایران نشان داده‌اند اما نکته‌ای که وجود دارد این است که هم وطنان ساکن کشورهای دیگر، باید بدون در نظر گرفتن عقاید سیاسی‌شان به خواسته‌ها و مطالبات مردم ایران و جنبش سبز احترام بگذارند و نقش حمایتی خود را ادامه بدهند. باید قبول کرد که جنبش سبز خواسته‌هایی به حق دارد و ایرانیان خارج از کشور باید به این خواسته‌ها احترام بگذارند.

ممنون از پذیرش این گفت و شنید.

- ممنون از شما

این گفت و شنید در تاریخ چهارشنبه ۸ سپتامبر ۲۰۱۰ از طریق ایمیل انجام شد.

منبع: شهرگان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...