دادستان تهران، عباس جعفری دولت آبادی
در هفته ای که گذشت در مصاحبه ای همه خبرهای انتشار یافته را در باره
زندانیان حوادث پس از انتخابات تکذیب کرد. او همه خبرهایی را که در باره
مسائل و مشکلات زندانیان منتشر شده ، ساخته و پرداخته چند سایت دانست .
سایت هایی که دادستان تهران سایت های معاند نظام نامید.
به گزارش کلمه دادستان تهران توضیح نداد اگر همه خبرهای هفته های اخیر
در باره زندانیان ،کذب محض است ،چرا ۱۵۰ نفر از زندانیان سیاسی حوادث پس
از انتخابات در بند ۳۵۰ اوین سه هفته است که از حق تماس تلفنی محروم شده
اند؟اگر به قول دادستان همه چیز دروغ است ،چراخانواده های زندانیان سیاسی
بند ۳۵۰ و بویژه هفده زندانی اعتصاب کننده بارها و بارها در برابر زندان
اوین و دیگر مراجع تحصن کرده اند و بارها خطاب به مسوولان و مراجع نامه
نوشته و درخواست رسیدگی فوری به وضع بحرانی عزیزانشان را کرده اند؟
اگر همه مباحث طرح شده ،دروغ است چرا خانواده های هفده زندانی اعتصاب
کننده سه هفته است که زندانیان خود را ندیده اند و زندانیان شان حتی یک
تلفن یک دقیقه ای هم نزده اند؟
در سه هفته ای که گذشت هیچ کدام از زندانیان بند ۳۵۰ نتواستند حتی برای
یک دقیقه با خانواده های خود صحیت کنند.برخی از این زندانی ها بویژه
زندانی های شهرستانی تنها راه امکان تماس شان با خانواده ها فقط و فقط
همین تلفن دودقیقه ای است .آیا همه خانواده های زندانیان سیاسی در باره
قطع تماس های تلفنی عزیزان شان دروغ می گویند؟چه دلیلی برای این دروغ گفتن
متصور است ؟چرا خانواده های زندانیان سیاسی تا سه هفته قبل ، از قطع تلفن
ها سخن نمی گفتند و فقط از کوتاه بودن زمان اختصاص یافته برای تلفن شکایت
داشتند ؟
دادستان تهران هیچ از خودش پرسیده که چرا ناگهان هفده خانواده از
انتقال عزیزانشان به سلول های انفرادی و اعتصاب غذای آنها خبر می دهند؟
چرا قبلا که فرزندانشان را به صورت هفتگی ملاقات می کردند و یا با آنها
تماس تلفنی داشتند ، چنین ادعاهایی را مطرح نمی کردند ؟خانواده های هفده
زندانی در سه هفته اخیر بارها گفته اند اگر اعتصاب غذای عزیزانمان دروغ
است اجازه ملاقات و یا لااقل تماس تلفنی به آنها بدهید؟
تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی که توانسته اند در هفته های اخیر
با معاونان دادستان و یا برخی از دست اندرکاران زندان دیدار کنند، به نقل
از این مسوولان گفته اند که این هفده زندانی در اعتصاب غذا هستند .این
مسوولان در این دیدارها اعتصاب غذای آنها را غیرقانونی و جرم اعلام کرده
بودند .خانواده ها نیز در مقابل پیشنهاد داده بودند که مسوولان اجازه
ملاقات با فرزندانشان را بدهند تا خود از آنها در خواست شکستن اعتصابشان
را بدهند.مسوولان گفت و گو کننده همچنین گفته بودند که خودشان در حال
مذاکرده با زندانی ها برای اتمام اعتصاب غذایشان هستند.
آقای دادستان بالاخره شما راست می گویید؟ یا معاونان شما؟ یا خانواده های زندانیان ؟
اگر واقعا همه خبرها در باره این زندانیان دروغ است و آنها همچون گذشته
از حق تلفن و ملاقات برخوردارند و هرگز هم اعتصاب غذا نکرده اند ،می
توانید از برنامه بیست و سی تلویزیون کمک بگیرید . از صحنه ملاقات زندانی
های اعتصاب کننده با خانواده هایشان فیلم و عکس تهیه و پخش کنید!
مرخصی برای زندانی ،حق یا امتیاز
دادستان تهران در بخش دیگری از صحبت هایش گفته است که مرخصی یک امتیاز است که در برابر ابراز ندامت به زندانیان اعطا می شود؟
گفته می شود دادستان تهران دانش آموخته رشته حقوق است و فعلا داشجوی
دوره دکترای این رشته .اگر چنین باشد بعید است که نداند طبق ماده ۲۲۷ آیین
نامه زندان ها مرخصی یک حق برای زندانی است و نه یک امتیاز که هرگاه
دادستان بخواهد آن را از زندانی سلب کند.
حق ملاقات حضوری،دادستان راست می گوید یا خانواده ها؟
خانواده های زندانیان در ماههای اخیر بارها گفته اند که حق ملاقات
حضوری با زندانیان از آنها گرفته شده است و البته هربار دادستان تهران یا
روابط عمومی اش نیز خبر لغو همه ملاقات های حضوری زندانیان سیاسی با
خانواده هایشان را تکذیب کرده است و گفته اند همه چیز کماکان عادی است.
چه کسی درست می گوید خانواده چند صد زندانی سیاسی و یا دادستان و روابط عمومی اش ؟پاسخ به این سوال کاردشواری نیست .
طبق آیین نامه سازمان زندان ها همه زندانی ها حق دارند یکبار در ماه (و
یا حداکثر هر شش هفته ) نیم ساعت به صورت حضوری با اعضای خانواده خود
ملاقات حضوری داشته باشند.قانون هیچ کدام از اعضای خانواده را از این حق
محروم نکرده است و این حق را منوط به اجازه کتبی دادستان نیز ندانسته است .
آدرس اینجاست :سبزه میدان تهران ،ساختمان دادستانی
هرکس می خواهد بداند چه کسی راست می گوید، یکی از همین روزها بین ساعت
نه صبح تا دو بعدازظهر سری به ساختمان دادستانی تهران در سبزه میدان تهران
بزند . در این آدرس هر روزه دهها خانواده زندنیان سیاسی را می بیند که از
راه دور و نزدیک و حتی از شهرهای دیگر و با سختی زیاد به دفتر دادستان
مراجعه کرده اند تا ساعت ها منتظر بایستند و درخواست کتبی ملاقات حضوری با
عزیزان دربندشان را به دفتر ایشان بدهند .این پایان کار نیست .آنها
مجبورند بارها و بارها برای پیگیری نامه خود به دادستانی مراجعه کنند تا
بالاخره مجوز دادستان را دریافت کنند . تازه این درصورتی است که خانواده
زندانی خیلی خوش شانس باشد ،چون ممکن است بعد از چهار -پنج بار مراجعه به
دادستانی و بعد از دو یا سه ماه به او بگویند که اصلا درخواست شما مفقود
شده است .
جرم زندانی شما چیست ؟سیاسی یا قاچاقچی؟
دیگر اقدام خلاف قانون دادستان این است که برای هر بار به یک نفر از
اعضای خانواده یک زندانی سیاسی مجوز ملاقات حضوری می دهد :به عنوان مثال
اگر مادر به ملاقات فرزندش می رود این حق از پدر سلب می شود .حق ملاقات
حضوری به طور کلی از خواهر و برادر زندانی سیاسی نیز سلب شده است
پیش بینی اش خیلی سخت نیست که فردای انتشار این مطلب دادستان مصاحبه ای
کند و بگوید که همه این حرفها دروغ است و ملاقات های حضوری همچون گذشته
برقرار است .مراجعه به سالن ملاقات زندان اوین در یکی از روزهای هفته که
اختصاص به ملاقات زندانیان سیاسی دارد، وقت زیادی از شما نمی گیرد .خودتان
سری بزنید و ببینید که گاه پدر و مادر یک زندانی سیاسی چقدر التماس می
کنند که خواهش می کنیم به هر دوی ما اجازه ملاقات بافرزندمان را بدهید و
هر بار از ماموران زندان می شنوند که به دستور دادستان فقط یک نفر از شما
حق ملاقات دارد:یا پدر یا مادر !
در میان همین بحث ها می شنوید که خانواده های زندانیان عادی که با
شنیدن این بحث ها نگران شده اند از ماموران زندان می پرسند :«ما چطور؟ما
ده نفر هستیم که می خواهیم با زندانی مان ملاقات کنیم".و هربار مامور
زندان از آنها می پرسد زندانی شما جرمش چیست ؟ وقتی می گویند :قاچاقچی
مواد مخدر و یا قاتل است، مامور زندان لبخندی می زند و می گوید :"نه .شما
مشکلی ندارید ، این بیچاره ها زندانی سیاسی دارند.»
و آن وقت اول لبخند رضایت خانواده قاچاقچی مواد مخدر را می بینید و بعد
هم احتمالا می شنوید که به خانواده زندانی سیاسی می گویند :«خدا را شکر
که پسر ما قاچاقچی است و نه سیاسی .»
به گفته همسر یک زندانی سیاسی که چندی پیش ملاقاتی با دادستان تهران
داشته است در برابر اصرارهایش برای دریافت مجوز ملاقات حضوری فرزندش با
پدرش این پاسخ را از دادستان شنیده است : «زندانی شما سیاسی است و با
زندانی های عادی فرق دارد و نباید به فرزندتان بگویید که پدرش زندانی است
.بنابراین به صلاحش هم نیست که به ملاقات پدرش برود .این به مصلحت
فرزندتان است.»
همسر این زندانی به دادستان پاسخ داده است :«من با افتخار به فرزندم می
گویم که پدرش به خاطر عقیده و اندیشه اش زندانی شده است و اگر همسرم یک
زندانی موادمخدر یا قتل بود از فرزندم پنهان می کردم نه اکنون که یک
زندانی سیاسی است.»
ماجرای محمد مصطفایی و تکذیب های دادستان
دادستان تهران در بخش دیگری از مصاحبه اش به ماجرای محمد مصطفایی ،وکیل
سکینه آشتیانی که به تازگی از ایران خارج شده است ،اشاره کرده و گفته است
تعقیب قرار داشت و متواری شدن وی به دامان کشورهای خارجی نیز به همین دلیل
بوده است و مسلماً کانون وکلا نیز از چنین معدود افرادی تبری میجوید.»
محمد حسین آقاسی، حقوقدان و یکی از وکلای سرشناس دادگستری درپاسخ به
این ادعای دادستان گفته است که مصطفایی به دادسرای اوین احضار شده بود،
دادسرایی که مخصوص رسیدگی به پرونده های امنیتی و سیاسی است و نه رسیدگی
به پرونده های مالی . اگر مصطفایی واقعا به خاطر یک پرونده مالی تحت تعقیب
بوده چرا به دادگاههایی که وظیفه رسیدگی به چنین پرونده هایی را دارد
،احضار نشد؟
این روزها بسیاری از خانواده های زندانیان سیاسی با شنیدن تکذیب های پی
در پی دادستان تهران می گویند: «اگر دادستان را ببینیم به او خواهیم گفت
احتمال بدهید که همیشه در قدرت نباشید. »
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر