تیر ۱۵، ۱۳۸۹
بیانیه شماره ۱۸؛ یک بازخوانی تحلیلی - انتقادی/بخش دوم؛ آب را گل نکنیم
داریوش محمدی در بخش اول باز خوانی انتقادی و تحلیلی منشور سبز به تشریح و توضیح ماهیت، اهداف و راهکارهای پیشنهادی جنبش پرداخت . قسمت دوم تحلیل چنانکه وعده داده شده بود پیش روی شماست. کلمه از ادامه گفت و گو و تحلیل متن جنبش از سوی صاحبنظران استقبال می کند.
بخش دوم : آب را گل نکنیم
جدول شماره ( ۵ ) : مولفه های اصلیِ «هویت سبز »
ردیف عنوان مولفه رویکرد نظری جنبش سبز رویکرد عملی جنبش سبز
۱ استمرار حضور دین رحمانی با پذیرش تکثر درون جنبش تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران ایجاد پیوند میان میراث ایرانی- اسلامی و شوق به توسعه و پیشرفت در جامعه
پرهیز از اکراه مردم به تقید به مرام، مسلک و رویه خاص
مبارزه با استفاده ابزاری از دین
حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت
۲ همزیستی و همگرایی ارزش های دینی و ملی برای بقای تمدن ایرانی- اسلامی حفظ و تقویت ارزش های والای فرهنگ ایرانی و سرمایه های غنی انباشته شده در رسوم و مناسبتهای ملی تقدسزدایی از تعصبات نابجا
آگاهیبخشی درباره ویژگی های هویت آفرین آیین های ملی و مذهبی
۳ خودباوری و اتحاد بر سر اصولبرای کسب آزادی و استقلال تکیه بر خرد جمعی و نفی هرگونه خودمداری و خودخواهی اتکا به عقلانیتی که حاصل جمعخردهای مختلف ومبتنی بر نظام عقلانیت توحیدی است .
دستیابی به اجماع آگاهانه بر خصیصه های هویت آفرین و کنار گذاشتن عناصر تشتت زا
۴ حق حاکمیت مردم برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی تلاش برای صیانت از رای مردم
اعمال هر گونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی مغایر با قانون اساسی، حق تعیین سرنوشت وحقوق بنیادین مردم است مبارزه تا حذف نظارت استصوابی
توجه به منافع ملی و حفظ استقلال مبارزه با هرگونه اقدام علیه منافع ملی و نقض استقلال ایران
تحلیل سطح ۱ :
۱٫ ستون اول در جدول شماره (۵) نشان می دهد : هرفردی که به میراث ایرانی - دینی ایران وفادار نباشد ، به بقای تمدن ایرانی - اسلامی نیاندیشد ، به مرز خود باوری و اتحاد بر سر اصول نرسیده باشد و حق حاکمیت مردم را به رسمیت نشناسد ، از هویتِ سبز برخوردار نیست .
۲. ستون دوم در جدول شماره (۵) بیان گر آن است : هر رویکردی که به وجه اخلاقی و رحمانی دین نظر نداشته باشد و با اتکا بر این وجه ، به رابطه ی میان دین و نظام نیاندیشد و در حفظ و تقویت مناسبت های ملی نکوشد و به جای اتکا به خرد جمعی ، بر خود مداری و خودخواهی اصرار بورزد و تسلیم ِ برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی نگردد و به مغایرت قانون اساسی یا صلاحیت خودسرانه و گزینشی اعتقاد نداشته باشد و به منافع ملی و حفظ استقلال ایران بی توجه باشد ، رویکردی است که فاقد جایگاه در جنبش سبز است .
۳. ستون سوم در جدول شماره (۵) ، رویکرد های عملی برای بروز هویت سبز را نشان می دهد . بر این اساس : هر رفتار فردی ، سیاست سازمانی و یا رویکردی که به جای توسعه به بنیادگرایی منجر شود یا مردم را به آئین و مرامی خاص مقید سازد یا درصدد استفاده ی ابزاری از دین باشد و یا به وابستگی نهادهای دینی و روحانی به حکومت بیانجامد ، فاقد هویت سبز است . هم چنین ، هر کس که برای صیانت از آراء مردم تلاش نورزد ، با نظارت استصوابی مبارزه نکند و یا اقدامی در خلاف منافع ملی و حفظ استلال کشور انجام دهد ، سبزنخواهد بود . ستون سوم تاکید دارد که برای تامین و تثبیت هویت سبز ، باید بر گونه ای از عقلانیت تکیه کرد ، که حاصل جمع خردهای مختلف است و مبتنی بر « نظام عقلانیت توحیدی است » ، لذا اصرار بر خرد فردی و عقلانیتِ غیر ، نمی تواند در چارچوب هویت سبز قرار گیرد .
۴. تعبیر « نظام عقلانیت توحیدی » در ستون و ردیف سوم جدول شماره (۵) ، اگر چه در ابتدا مبهم می نماید ، اما به یاری واژگان همان بند می تواند تا حدی وضوح یابد . به این ترتیب که : نفی خود مداری و خود خواهی به خود باوری می انجامد و تنها با کنار گذاشتن عناصر تشتت زا و اجماع آگاهانه بر عناصر هویت ساز ، می توان به اتحاد بر سر اصول رسید و البته «این دو »، با تکیه بر خرد جمعی حاصل می شوند . با این وصف ، نظام عقلانیت توحیدی نظامی است عقلانی ، که فاقد عناصر خود مدار و خودخواه و تشت زاست .
۵٫ ردیف ۲ در جدول شماره (۵) ، حامل دغدغه های ملی و ارزش های سنتی و مذهبی است و البته رویکرد نظری و عملی جنبش با تقدس زدایی و آگاهی بخشی ، درصدد است تا این عناصر را از جایگاه خرافه پرور و هویت ستیزِ پایین کشد و به جایگاهی فرهنگی و هویت ساز ارتقا دهد .
۶٫ در یک بندِ کامل از بیانیه ، ذیل هویت سبز ، آمده است :
جنبش سبز جنبشی ایرانی- اسلامی است که در جستجوی دستیابی به ایرانی آباد، آزاد و پیشرفته است. بر این اساس، هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید. جنبش "ایران را متعلق به همه ایرانیان می داند".
در این بند ، تعبیر « ایرانی آباد و آزاد و پیشرفته » اگر چه می تواند مولفه ای قلمداد شود که جنبش سبز به آن پای بند است ، اما از جملات و عبارات بعدی آن رویکردی نظری و عملی استخراج نمی شود و یا نگارنده در تشخیص آن ناتوان مانده و نتوانست آن را بر سیاق جدول شماره ( ۵ ) درج کند .
تحلیل سطح دو :
۱٫ از لحاظ نظری ، دین اخلاقی در مقابل دین فقهی قرار می گیرد . به این اعتبار که دین فقهی منبعی برای وضع رفتار فرد و تنظیم روابط در جامعه است ، اما دین اخلاقی به فرد و حالات روحی و اعتقادات شخصی او بر می گردد . در این حال ، تنافر و تناقضی که ممکن است میان نهادهای دموکراتیک با نهاد دین اتفاق بیافتد ، اگر به پیوند نیانجامد ، به ستیز منجر نمی شود . ردیف ۱ در جدول شماره (۵) ، بیانگر آن است که جنبش سبز به لحاظ نظری ، با تاکید بر وجه اخلاقی دین ، امکان برقراری دموکراسی را در نظام جمهوری اسلامی ممکن می داند ، اما راهکار اصلی و عملی جنبش برای « حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت » اگر چه بسیار روشن است ، اما سازو کار آن مشخص نیست . رجوع به قانون اساسی و حدود اختیارا ت فقها در نظام جمهوری اسلامی ، نشان می دهد که استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت ، اگرچه مطلوب است ، اما عملاً ممکن نیست .
۲٫ « نظام عقلانیت توحیدی » لازم است نسبت خود را با گونه های دیگر عقلانیت مشخص کند و هم چنین لازم است « سازو کار » تاسیس و تشخیص این نظام تشریح شود . « توحیدی» بودن یک نظام اگر در مقابل «شرک آلود » بودن آن قرار گیرد ، در زبان دینی ، تعبیری تاویل بردار و تفسیر طلب محسوب می شود . البته ممکن است در این ترکیب تنها از پشتوانه ی فرهنگی و تعابیر دینی برای تاکید بر ساختار و یا گونه ای خالص ! از عقلانیت استفاده شده باشد که در این صورت بیشتر مشکل آفرین خواهد بود .به عبارتی دیگر : حتی اگر تاسیس چنین نظامی ممکن باشد و یا شکل گیری آن در یک جامعه ی دینی با زیست مسلمانی ، « طبیعی » باشد ، تشخیص ِتوحیدی بودن یک ساختار ، البته خود محتاج عقلانیت است و معرکه ی آرا . در حقیقت این دور ، هیچگاه به پایان نخواهد رسید و چه بسا مشکلات و معایبِ آن بر مزایا و نعماتش غلبه کنند .
۳٫ تعبیرِ « خرد جمعی توحیدی » ، اگر چه ممکن است بیانی دیگر از « نظام عقلانیت توحیدی » باشد اما ظاهراً از ابهام و غربت بیشتری برخوردار است و برای آن که از این ابهام خارج شود لازم است به سوالاتی از این دست پاسخ دهد : آیا این « خرد » ، نوعی از «خرد جمعی» است یا نوعی از « خرد توحیدی » ؟ اگر نوعی از خرد توحیدی است ، آن گاه خرد توحیدی به چه معناست و اگر نوعی از خرد جمعی است ، معیار تشخیص آن چیست ؟ چه نوعی از خردِ جمعی ، توحیدی نیست ؟ مرجع تشخیص این گونه خرد جمعی ، چه فرد یا نهادی است ؟ آین عبارت چه نسبتی با « خرد جمعی غیر توحیدی » یا « خرد فردی توحیدی » و یا « بی خردی جمعی توحیدی ! » دارد ؟
۴. جمله ی « هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید » . ابتدا باید نسبت و جایگاه خود را با سایر مولفه های هویت سبز مشخص کند ! و توضیح دهد که چرا یک فرد غیر ایرانی نمی تواند در زمره فعالان جنبش سبز باشد ؟ هم چنین باید پاسخ دهد که چه کسی را می توان یافت که ادعای تلاش برای فردای بهتر میهن را نداشته باشد ؟ و مهم تر از همه باید پاسخ دهد که چه «مولفه ی جدیدی » را به هویت سبز افزوده است ؟ قرارگرفتن عبارت « جنبش ایران را متعلق به همه ی ایرانیان می داند » در پایان این بند ، اندکی عجیب می نماید و در مجموع به نظر می رسد این بند از انسجام موجود در سایر بندهای بیانیه برخوردار نیست .
۵٫ تعابیر آشنای « ایران برای همه ی ایرانیان » ، « ایرانی آباد و آزاد و پیشرفته » و « فردای بهتر » اگرچه تعابیر کلی و رسا به نظر می رسند و می توانند همبستگی و مشارکت و مجاهدت عامه را تقویت کند ، اما هیچ مولفه ی جدیدی را به هویت سبز اضافه نمی کند و چه بسا این تعابیر ، گمان حضور خواسته ها و شعایر نهادی و حزبی را در منشور دامن زند ، بخصوص که مصادیق احتمالی آنها در قالب سایر مولفه ها قابل کشف است .
پیشنهادات و ملاحظات
۱. لازم است در منشور سبز ، نسبت دینِ اخلاقی با اخلاق دینی مشخص شود . ( آیا اخلاق دینی همان دین فقهی است یا غیر از آن است ؟ )
۲٫ اگر نارضایتی های اقتصادی و امنیتی را در ظهور و بروز جنبش سبز موثر بدانیم ، جایگاه هنجارهای اقتصادی و امنیتی ، در میان هنجارهای مورد نظر جنبش سبز خالی است . ( مثلا : جنبش سبز تا تامین حریم خصوصی و یا استقلال ِقوه ی قضاییه ، از آزادی های فردی و حقوق فردی دفاع می کند و یا تا ملی شدن بهره برداری از منابع گازی و نفتی ! در خصوص نحوه ی بهره برداری و مصرف در آمدهای ناشی از آن ، روشنگری می کند )
۳. هویت سبز ، برای آن که موثر واقع شود و شفاف تر باشد ، نه تنها باید سبز ها را مشخص کند ، بلکه باید آنها را به « اقرار » وادارد . تعلق به هویت سبز ، لازم است به عنوان یک سند افتخارِ کنشگران و فعالان آن محسوب شود نه یک ژست و یا فرصت برای بهره برداری سیاسی و یا جلب افکار عمومی . هر چه این هویت آشکار تر باشد ، امکان بسیج منابع را بیشتر و تشتت آراءو اختلاف میان سبزها را کمتر می کند . هم چنین زمینه را برای سوء استفاده ی هویت های ِمخالف ، از بین می برد . ( نمونه هایی از رفتارهای اپوزیسیون تند رو ، اصلاح طلبان و اقتدارگریان بر این مهم گواه اند)
۴٫ پیشنهاد می شود بندی که حاوی تعبیر « خرد جمعی توحیدی » است ، شفاف ، اصلاح و یا حذف! شود .
۵٫ از آنجا که جنبش سبز یک جنبش فراگیر است و با همراهی و همدلی و کنشگری عدالت طلبان و آزادی خواهانِ جهان مواجهه شده است ، بهتر است به ارزش های جهانی ، بخصوص ارزش های نوین جهانی در هویت خویش تاکید ورزد . این ارزش ها می تواند مولفه ای عام تر و جهانی برای « تشخیص سبز ها» فراهم سازد و آنها را از هویت های ناسازگار و دشمن ساز ،در عرصه ی بین المللی جدا کند و جایگاه آنان را نیز تقویت کند . ( یک سبز در عرصه ی جهانی ، چگونه شناخته می شود ؟ آیا جنبش سبز به تعاملات بین المللی نظر ندارد ؟ )
۶٫ گمان می کنم ، نگرش سیاسی در هویت سبز ، بر نگرش اجتماعی و فرهنگی آن بیش از حد ، غلبه کرده است . این نگرش می تواند جنبش اجتماعی سبز را به جنبش نخبگان سبز و یا جنبشِ سیاسی اصلاحات ، تقلیل دهد ( آنچه که اندکی ملموس است ) و به تبع دامنه ی فعالیت و کنشگری در جنبش را به فعالیت های سیاسی و ژست های روشنفکری تقلیل دهد .
پایان بخش دوم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر