خرداد ۲۶، ۱۳۸۹

یادداشتی کوتاه برای مصطفی تاج زاده

من معمولاٌ نوشته های زیادی می خوانم و به آنها می اندیشم ولی کمتر نوشته ای است که آنقدر مجذوبم کند که وقت خواندنش اشک در چشمانم حلقه زند و مرا شدیداً درگیر خود سازد اما هنگام خواندن متن مصطفی تاج زاده با عنوان «پدر، مادر، ما باز هم متهميم!» گریه ام گرفت . گریه ام گرفت برای درد درونی و روح تراش انقلابیون سابق واقعی و اصلاح طلبان صادق کنونی ، برای آنهایی که به خوبی درک کردند چه خونهایی به پای نهال انقلاب ۵۷ ریخته شد و چه جوانهای هوشمند وآتیه داری که با وجود هزاران آرزو و خواستن های جوانیشان جان بر کف گذاشته و برای آزادی ایران زمین تقدیمش کردند و اگر می دانستند که آن می شود که قرار نیست شاید هرگز ایثارگرانه و اسماعیل وار به قربانگاه نمی رفتند ... بهر حال ...

مصطفی تاج زاده انسان بزرگواری - به معنی دقیق کلمه - است ، بزرگی آن نیست که چند صباحی در این دوران گذار دنیوی ، مصنوعاً ویا از روی ترس بر سر دستت نشانند و مجیزت گویند و یا بزرگی آن نیست که ترس از کم شدن اعتبار اجتماعیت و یا از دست دادن امنیت فردیت نگویی آنچه را که باید بگویی ... بزرگی آنست که هرازچندگاهی به گذشته ی دور یا نزدیکت بنگری و خطاهای درونی و برونیت را پیش دیدگان آوری و حق الله و حق الناس را با توبه و یا با جبران در حق مردمان از گردن بزدایی ... بزرگی آنست که بپذیری انسان محترم است ولی مقدس نیست ، بپذیری انسان هر چه در عرصه های گوناگون انسانی و اجتماعی فعالتر باشد می تواند کارهای مثبت و بزرگی انجام دهد اما به همان نسبت می تواند اشتباهات بزرگ و گاه حتی جبران ناپذیری انجام دهد... بپذیری که اخلاقی و انسانی کار کنی و بنابه قاعده ی مشهور " انسان لازم الخطاست " به طور قطع در جاهایی خطایی انجام میدهی ولی به محض آنکه دانستی اشتباه کرده ای بدون توجه به هر نوع بازتاب اجتماعی علناً فریاد اشتباه کاری خود سر دهی و در جبرانش بکوشی و اگر اینها را پذیرفتی و درونی کردی و به کار بستی آنگاه نظام هستی آماده است که بزرگیت را فریاد کند و آنگاه است که اگر همه مردمان هم دست به دست هم دهند که کوچکت سازند نتوانند چرا که بنا بر روایات دینی عرش دو بار از خنده میلرزد : یکبار انگه که حق کاری خواهد و مردمان نخواهند و دیگر بار آنکه حق نخواهد و مردمان اصرار ورزند ...

چه بسیارند روشنفکران و روشن اندیشان ما که زمانی بنابر شرایط انقلابی اواخر دهه ی پنجاه و اوایل دهه ی شصت کارهایی کرده اند که نمی بایست و گفته هایی گفته اند که نمی شایست و به جای آنکه خیلی ساده و خودمانی بیایند و بگویند بنا به طبیعت انسانی اشتباه کردیم و مردمان بگذارید و بگذرید ، همچنان بر طبل من منشان میکوبند و حاشیه سازی ها را افزون تر و افزون تر می کنند در حالیکه با یک نگاه ساده به ساختار روانشناسی اجتماعی مردمان ایران زمین به راحتی متوجه می شویم که هر گاه بزرگانش و حتی کوچکانش ذره ای مهربان بوده اند آنها هزاران بار افزون تر مهر خویش نشان داده اند و گذ شته اند و آغوششان را گشوده اند ، یک " اشتباه کردیم " ساده گفتن چه بسا بسیار دلها را تازه کند و کدورت های گاه سنگین را بزداید .

تاج زاده به صف بزرگواران دیروز و امروز این سرزمین پیوسته است ، به صف کسانی چون دکتر محمد مصدق ، مهندس مهدی بازرگان ، دکتر یدالله سحابی ، علامه احمد مفتی زاده و... که تا آنجا که امکان داشت انسانی و اخلاقی عمل نمودند و و به محض آنکه دانستند جایی دچار کوچکترین لغزش فردی و اجتماعی گشته اند عذر تقصیر به پیشگاه پروردگار و مردمان سرزمینشان بردند و نام خویش تا آندم که خدا خواهد جاودانی نمودند ...

مصطفی ، برادر بزرگتر و همدردم ، نوشته ات را خواندم و به بودنت در سرزمینم بالیدم ...

یا حق ...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...