امروز: ادامه سفرهای استانی آنهم به شیوه احمدی نژادی چون هیچ فایدهای برای اداره کشور ندارد در شان دولت تدبیر و امید نیست
دولت روحانی در آستانه ششمین ماه کاری اولین سفر استانی را، که ظاهراً به رسمی نهادینه شده در جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است، به خوزستان انجام داد. فارغ از مشابهت و کم و کیف این سفر با سفرهای استانی احمدی نژاد و دولتهای پیش از آن بنظر می رسد که جای دارد با توجه به تجربیات گذشته این سوالات مهم، که در سال پایانی دولت احمدی نژاد بسیار بدان پرداخته شد، به ویژه از منظر حکومت داری و اداره کشور، به عنوان یک امر پژوهشی مطرح و بررسی شود : انجام این سفرهای استانی به چه میزان به پیشبرد برنامه توسعه کشور و حتی محرومیت زدایی از استانهای محروم و اداره بهینه امور کشور و استانها کمک کرده و می کند؟ آیا به لحاظ هزینه - فایده می صرفد؟ و دستاوردهای موفقی برجای نهاده است؟ و...و در یک سئوال خلاصه و مشخص « سفر استانی؛ با چه هدفی؟ » از سوی دولت روحانی انجام می گیرد؟
دولت احمدی نژاد پس از روی کار آمدن در مرداد ١۳٨٤ با نگاهی منتقدانه و حتی نفی ای نسبت به عملکرد و تجربه دولتهای پس از انقلاب ، تجربههای جدیدی را در امر حکومت داری در پیش گرفت و شعارها و سیاستهای تازهای را در عرصه داخلی و خارجی مطرح و به اجرا درآورد که اگر بخواهیم آنها در قالبی محترمانه بریزیم هسته سخت آن " مردمگرایی " بجای " مردمسالاری " بود. او که با شعار " بردن درآمد نفت به سفرههای مردم " بر سرکار آمده بود یکی از اجزای ناگزیر این مشی و مرام " سفرهای استانی " و به تعبیری او " تئوری جدید در مدیریت کشور " بود که آقای احمدی نژاد و دولتش در انجام آن انرژی فراوان بکار بردند و با انجام چهار دور این سفرها به استانها آنرا به عنوان یک رکورد ثبت کردند و اینکه این دولت به همه استانها و شهرهای کشور چهار بار سفر کرده است! و البته اینرا می شود به عنوان یک رکورد برای رکوردهای گینس بنام دولت احمدی نژاد ثبت کرد!
یادآور می شود در دولتهای پس از انقلاب انجام " سفرهای استانی " مرسوم بوده اما قطعاً آنچه دولت احمدی نژاد در پیش گرفت و انجام داد، به لحاظ شکل و محتوا و تعداد، متفاوت از گذشته بود و برند (ثبت امتیاز) اینگونه " سفرهای استانی " قطعا تعلق به دولت وی دارد. واقعیت اینکه هیچگاه یک گزارش آماری و حتی توصیفی از تاثیرگذاری و نتایج این " سفرهای استانی " در توسعه و پیشرفت استانها از سوی دولت احمدی نژاد منتشر نشد تا بشود یک ارزیابی اقتصادی و هزینه - فائده از این سفرها بدست آورد. فقط در خبرها آماری از مصوبات دولت و دریافت نامهها دراین سفرها داده می شد که در مجموع از سوی مسئولان مربوطه خبر از حدود ۳٠٠٠٠ مصوبه و دریافت٤٠ میلیون نامه از سوی مردم توسط دولت دراین سفرها داده شد که این اعداد به اندازه کافی با اهل نظر حرف می زنند، و نتیجهاش اینکه تعداد بیش از ١٠٠٠٠ پروژهای که دراین سفرها در استانها مصوب و کلنگ خورد، و قرار بود در سال پایانی دولت احمدی نژاد به ثمر برسد، برای دولت روحانی به میراث مانده و نیاز به منابع مالی حداقل ۶٠٠٠٠ میلیارد تومانی برای به ثمر رسیدن دارد، ارقام حیرت انگیزی است که در هیچ کشور دیگری نظیرش را نمی توان پیدا کرد. هر چند از این آمارها می توان به عنوان شاهدی برای پیوند محکم مردم و دولت استفاده تبلیغاتی و صدا و سیمایی کرد اما در نهایت باید معلوم شود این ارقام و سفرها چه تاثیری در پیشبرد جریان توسعه ملی و افزایش تولید ناخالص داخلی و رفاه همگانی و بهبود دیگر شاخصهای کلان اقتصادی داشته است؟ جالب اینکه بحث تحقیق و تفحص از سفرهای استانی دولت نهم در مجلس هشتم مطرح شد اما بدلیل ملاحظات حاکم بجایی نرسید اما گزارش مرکز پژوهشهای مجلس دراین باره، که توسط همسویان با دولت تهیه وارائه شد، بخوبی شکست این شیوه حکومتداری را نشان داد که علاقمندان می توانند بدان رجوع کنند.
گزارش ارقام شاخصهای کلان اقتصادی کشور منتشره توسط بانک مرکزی در هشت سال دولت احمدی نژاد نشان می دهد که به رغم برخورداری ٤ برابری این دولت از درآمد نفت و بودجه نسبت به دولت خاتمی، نه تنها عملکردش در سایه سفرهای استانی هیچگونه تفاوت معنادار و مثبتی را در این باره نسبت به گذشته به نمایش نمی گذارد بلکه به رغم هزینه درآمد افسانهای نفت در ایندوره ( درآمدی بیش از درآمد همه دولتهای پس از انقلاب ) شاخصهای نرخ تولید و سرمایه گذاری دچار افت و نزول و نرخ تورم و بیکاری روبه صعود نسبت به گذشته بوده است، و در زمینه شاخصهای مرتبط با عدالت اجتماعی نیز بهبودی حاصل نشده است، و به عبارتی روشن می توان دریافت که جا پایی از تاثیرگذاری " سفرهای استانی " در پیشبرد جریان توسعه ملی و پایدار و محرومیت زدایی از استانهای محروم و اداره بهتر امور استانها مشاهده نمی شود.
طرح سوال « سفر استانی؛ با چه هدفی؟ » و پاسخگویی کارشناسی به آن از سوی دولت روحانی، بواسطه اینکه خود را " دولت تدبیر و امید " می داند، ضرورت تام دارد چرا که قرار است این دولت با تدبیر و برنامه عمل کند و برای انجام هر سیاست و اقدامی هدف یا اهداف مشخصی را اعلام کند تا بشود حرکت دولت را با آن پایش و ارزیابی کرد، درغیر اینصورت می شود تکرار تجربه شکست خورده دولتهای قبلی که در دولت احمدی نژاد به شورترین وجه انجام شد. تجربه حکومت داری دیگر کشورها، به ویژه کشورهایی مشابه ما که راه توسعه را پیموده اند، حتما باید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد، و اینکه چرا در آن کشورها بدون انجام " سفرهای استانی " به شیوه مرسوم درایران توسط دولتهایشان اداره امور بهتر انجام می شود و جریان توسعه به خوبی به پیش می رود؟ دقیقا باید تبیین و روشن شود که آیا دولت قرار است برای بررسی و حل مسائل و معضلات استانها و شهرها لزوما به آنها سفر کند یا از طریق ساختار دقیق و منضبط اداری و سازمانی به جمع آوری اطلاعات و آمار و دادهها برای دریافت مسائل و رسیدگی به آنها اقدام کند؟ دولت روحانی باید بجای سفرهای استانی در پی تدوین و اجرای برنامهای برای تمرکز زدایی و دادن اختیارات بیشتر به استانها برآید. مقدمات اینکار در دو قانون برنامه سوم و چهارم توسعه از طریق تخصیص بودجه استانی فراهم شده بود و دولت روحانی باید درادامه این برنامهها با شتاب و اعتماد به نفس بیشتری به گسترش دامنه اختیارات استانها بپردازد. از اینرو ادامه سفرهای استانی آنهم به شیوه احمدی نژادی چون هیچ فایدهای برای اداره کشور ندارد درشان " دولت تدبیر و امید " نیست. بگذریم که این سفرها اسباب زحمت و تحقیقر مردمی می شود که برای دادن نامه و درخواست اندکی کمک و کار و...در خیابانها بدنبال ماشین رئیس جمهور دوان می شوند و تصاویری را به نمایش می گذارند که درشان مردم ایران و کرامت انسانی آنان نیست.
هرچند آن مرد که به " سفرهای استانی " می رفت، رفته است ، و هرچند برخی حامیان سابق آن مرد در اواخر دولتش به منتقدان و مخالفان سرسخت او و همین " سفرهای استانی " تبدیل شده بودند، و از اینرو دولت روحانی باید سخت حواسش به این موضوع باشد، اما فراتر از این موضوع، باید تجربه " سفرهای استانی " مورد مطالعه و ارزیابی دقیق قرار گیرد و بطورکلی " ارزیابی سفرهای استانی " رهبری و دولتهای قبلی به عنوان یک امر پژوهشی مورد مطالعه و تحقیق قرار گیرد تا معلوم شود که به چه میزان تمسک به این شیوه در امر حکومت داری می تواند آثار مثبت و منفی برای کشور در پی داشته باشد؟ و به واقع در انبان تجربههای حکومتی جمهوری اسلامی ایران کارایی آن محاسبه و محک زده شود ؟ و خلاصه اینکه « سفر استانی؛ با چه هدفی؟ » انجام می شود؟
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر