امروز: نعمت احمدی:
با زندانی کردن بابک زنجانی مخالفم؛ درست فهمیدید با نگهداری بابک زنجانی در زندان مخالفم. بازداشت این فرد سودی ندارد که هیچ، همه اش ضرر است. بپذیریم بابک زنجانی نه کارآفرین است و حتی نه رانت خوار، بابک زنجانی واسطه ای است که عوامل مختلفی دست به دست هم داد و انتخاب شد تا اعمالی را انجام دهد، مدعی بود که بسیجی اقتصادی است اما نه معنای بسیج را می فهمید و نه اقتصاد را، او همان جوان سربازی بودکه هفده میلیون دلار را صبح از بانک مرکزی تحویل می گرفت و به افرادی که گفته بودند تحویل می داد و هفده میلیون تومان دستمزد می گرفت. او اینقدر این کار بی زحمت را انجام داد تا به خم و چم موضوع اشراف پیدا کرد که چگونه با واسطه گری پولدار شود اما راه دیگری را هم کم کم شروع کرد وآن از اصل پول برداشت کردن، چون ظاهرا حساب و کتابی درکار نبود.
پول پول می آورد، آن بخش از پولی را که من غیر حق برداشت نموده باتوجه به موقعیت جدیدی که پیدا کرده بود و پول هایی هم که بدست آورده بود این بار سراغ رانت رفت. حالا دیگر می دانست که چه باید بکند. شرایط وضعی را پیش آورد که لقمه های آماده را دودستی به نامش کردند. وقتی تحریم ها که به گفته ی رئیس جمهور سابق ورق پاره ای بیش نبودند و مهم تر اینکه باید - آب را جایی می ریختیم که می سوخت- این آب ریخته شد به جوی بابک زنجانی و همه چیز را سوزاند، اعتماد را، اشتغال را، تولید را، و مهم تر از همه باور را...
جوانی که روزگاری به یک تومان از هر دلار قانع بود شامه اش تیز شده بود و بوهای ناصواب را به خوبی حس می کرد و این بار همه ی دلارها را به نفع خود تصاحب کرد، کسی که به گفته ی خودش هنوز به اروپا نرفته است ، وجب به وجب خاورمیانه را رصد کرد؛ از ترکیه تا تاجیکستان و فراتر تا مالزی و با پول هایی که باید به صاحب آن می رساند شد بانکدار.
تحریم ها بهانه ی خوبی بود... اگر کسی توانست یک دلار از خارج به بانک مرکزی ایران ارسال کند، من دو میلیارد دلار می فرستم؛ این گفته ی بابک زنجانی شاهد مدعایی است که اصل و فرع پول ها را فعلا تصاحب کرده است.
به این کار ندارم که آیا قصد آن داشت وجوه در اختیار را به ایران برگرداند، شاید وقتی که وارد معاملات طلا شد درصدد بود بخشی از پول های در اختیار را در معامله ی طلا به ایران برگرداند تا از آشفته بازار بوجود آمده سود ببرد.
پرونده ی بابک زنجانی هرچه هست مسئولین بهتر می دانند اما پرسش این است با کدام برنامه ریزی ایشان بازداشت شد؟ مگر او انتخاب دولت سابق نبود که از تحریم ها بگذریم و توسط ایشان راه گریزی پیدا کنیم. درآن ایام بابک زنجانی روش برون رفت از تحریم ها بود، درست یا غلط او انتخاب شد اما از آشفته بازاری که در دولت دهم بود سود جست و به بهانه ی عدم امکان ارسال پول به ایران در دیگر کشورها بانک زد، هتل خرید، سرمایه گذاری کرد. آری این چنین بود برادر که بابک زنجانی یک شبه شد بزرگ سرمایه دار. بپذیریم واقعیت چیز دیگری بود، ایشان امینی بود که باید امانت داری می کرد اما خیانت در امانت نمود و اموال امانی را به نام خود کرد . اموالی که هم اکنون به اسم بابک زنجانی است یا داخل کشور است یا خارج از کشور، یا این اموال منقول است یا غیرمنقول. حال باید دید با بازداشت او تکلیف اموال چه می شود. فرض کنیم امکان شناسایی و نگهداری اموال به نام وی در داخل کشور ممکن باشد که باور دارم بسیاری از اموال نزد این و آن است و حیف ومیل خواهد شد. اموالی که فاقد سند رسمی یا دلیل و مدرک است و تنها شخص بابک زنجانی قادر است این اموال را شناسایی و معرفی کند. بخش دیگر اموالش در خارج کشور است زمانی که بابک زنجانی را با این سروصدا بازداشت کردیم آیا دسترسی به اموال متصرفی او در خارج از کشور امکان پذیر است؟
آیا همه ی اموالی که تحت هر شرایط از ید مردم خارج کرده و در بیرون از مرزها هستند قانونا به نام ایشان است یا به نام افراد دیگری. وقتی رضا ضراب از وی به نام رئیس خود یاد می کند آیا بهتر نبود نحوه ی برخورد با پدیده ی بابک زنجانی بهتر از این برخورد می کردیم؟ به باور من بدترین سناریو این بود که بابک زنجانی بازداشت شود. خیلی ها از بازداشت او راضی و سود می برند. باید به موضوع بابک زنجانی به نوعی دیگر برخورد می کردیم، بهترین شیوه تحت نظر قرار دادن وی وآزاد بودنش زیرنظر قضات پرونده به نحوی که امکان دسترسی کارشناسان اقتصادی و قضایی به وی و پرونده اش داشته باشند. باید ترتیبی داده می شد بدون اینکه موضوع تحت نظر بودن وی رسانه ای شود همه ی اموال به نام وی در خارج از وجوه نقد تا سهام و اموال غیرمنقول وی در خارج از کشور شناسایی و با مدیریت اعمال شده به مالکیت شرکت هایی درآید یا درهمان شرکت ها با تنظیم صورتجلسه ای به سادگی بتوان نسبت به انتقال قانونی اموال همه ی اموال را تحت کنترل درآورد. طلبکاران بابک زنجانی تنها وزارت نفت نمی باشد. وی ظاهرا طرف حساب نهادها و سازمان های مختلفی بوده که وی حکم واسطه را داشته است اما واسطه ای که توانسته پو ل های امانی را بنام خود تصاحب کند. تجربه ی گذشته از پرونده های سابق مثل پرونده ی شهرام جزایری تا مه آفرید امیرخسروی که قوه ی قضاییه با بازداشت آنها سرپرستی اموال را به عهده گرفت تجربه ای شکست خورده است. زیرا این گونه افراد که بادکنکی پولدار می شوند مدیریت خاص و ویژه ای دارند تا بتوانند حباب اموال بنام خود را مدیریت کنند. در پرونده ی بابک زنجانی می طلبد مدیریتی خاص اعمال شود تا بتوان اموال امانی تصاحب شده را اعاده به وضع سابق نمود، خصوصا وقتی که اموال در خارج از کشور است.
هنوز هم دیر نشده، بودن بابک زنجانی در انفرادی اوین دردی از اموال به تاراج رفته ی مردم به وسیله ی او دوا نمی کند. او را تحت نظر در رأس مدیریت امپراطوری یغماگرش قراردهید تا امکان استرداد همه ی اموال میسر گردد والا هستند دیگرانی که هم اکنون هلهله ی شادی آنان از بازداشت بابک زنجانی به گوش می رسد.
منبع: شرق
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر