در روزهای سرد زمستان قرار است که انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شود. می توانست این انتخابات پرشور باشد، می توانست همچون گذشته خیابان های شهر پر شود از پسترهای تبلیغاتی، جوانان پرشور، مردم فهیم و همه کسانیکه می خواهند در سرنوشت خود شریک باشند. چون گذشته، چون مجلس ششم که مردم نمایندگان واقعی خود را به مجلس فرستادند و به واقع مجلس شد عصاره فضائل ملت، مجلسی برامده از آرای مردم، نمایندگان واقعی مردم، نه مجلسی انتصابی که نمایندگانش منصوب شده هستند و فقط باید به دستورات از بالا رسیده رای دهند و حتی جرات سوال از رییس دولت را ندارند، مجلسی فرمایشی و بله قربان گو. بالاخره این زمستان تمام می شود و روزهای سبز ما هم خواهد رسید اما تا آن زمان و تا وقتی که نمایندگان شجاع مجلس ششم در بند هستند چطور می توان در انتخابات شرکت کرد، تا وقتی سیاستمداران مستقل و مردمی و باشرف در بند هستند چطور می توان در انتخابات شرکت کرد، نمی توان در انتخابات شرکت کرد وقتی:
داود سلیمانی سیاستمدار اصلاحطلب و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی است
سلیمانی نماینده مردم تهران در مجلس ششم شورای اسلامی (عضو کمیسیون فرهنگی مجلس) و معاون دانشجویی دانشگاه تهران در دوره اصلاحات بود.
عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها و استاد دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ و در زمان حملهٔ لباسشخصیها به کوی دانشگاه تهران نقش مؤثری در افشای جنایتهای لباسشخصیها و عوامل سرکوبگر نیروی انتظامی در حمله به کوی دانشگاه داشت. سلیمانی برای شرکت درانتخابات مجلس هفتم توسط شورای نگهبان رد چون دیگر نمایندگان اصلاح طلب مجلس رد صلاحیت شدند.
سلیمانی در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران قائم مقام ستاد انتخاباتی استان تهران میرحسین موسوی بود. ۴ روز پس از انتخابات در صبح روز ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ بازداشت شد. در ۳ اسفند ۱۳۸۸ در دادگاه غیرعلنی به اتهامهای «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی، تبانی و اجتماع و تبلیغ علیه نظام» محاکمه و در ۶ فروردین ۱۳۸۹ به اشد مجازات یعنی ۶ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از فعالیتهای حزبی و مطبوعاتی محکوم گردید. او در نامهای که در خرداد ۱۳۸۹ به رهبر ا نوشته مدعی شده که «در بازجوییها تحت شرایط شدید روحی و روانی، ضرب، شتم، فحاشی، اهانت و ... قرار گرفته .. و توسط یک گروه از بازجویان تحت شرایط غیر معمول و در فشار برای نوشتن اقاریر کذب قرار گرفتهام که نام برخی از آنها را میدانم و به دلیل اینکه عملاً در آنجا جز خدا شاهدی نداشتهام هیچگونه ادعایی ندارم.» او بعد انتشار این نامه، همراه با عیسی سحرخیز و رسول بداغی، از زندان فردیس به زندان رجاییشهر منتقل گردید.
ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای اتوبوسرانی تهران و حومه که بیش ۳ سال است در زندان بسر می برد
این فعال کارگری که جرمش دفاع از حقوق کارگران در کادر سندیکا است، در طی این مدت از داشتن مرخصی محروم بوده، این در حالی است که در قوانین آمده که زندانی حق آمدن به مرخصی را دارد.
مددی به دلیل فعالیت صنفی به سه سال و نیم زندان محکوم گردیده و اینک در بند ۳۵۰ زندان اوین در حال گذراندن دوران محکومیت خویش است.
حجت منتظری، این فعال سابق دانشجویی اسفند ماه سال ۸۸ در خانه اش در کرج از سوی ماموران امنیتی بازداشت شد
دادگاه انقلاب او را به شش ماه حبس تعزیری و چهار سال حبس تعلیقی به جرم اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبانی و شرکت در تجمعات محکوم کرد. منتظری هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین در حال گزراندن دوران محکومیت خویش است.
مجتبی (امید) احمدی از اعضای انجمن اشویی ایران است
او در اردیبهشت ماه ۸۹ در منزلش توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده و تاکنون بدون هیچ مرخصی و یا ملاقات حضوری در زندان به سر میبرد. مجتبی (امید) احمدی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
احمدی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین در حال گزراندن دوران محکومیت خویش می باشد.
روز چهارم؛ نسرین ستوده، قاسم شعله سعدی، علی جمالی و یعقوب ملکی
روزسوم؛ علیرضا بهشتی شیرازی، حسن اسدی زیدآبادی، احمد رضا احمد پور و محمد توسلی
روز دوم؛ بهاره هدایت، جواد امام، مصطفی نیلی و محمدجواد مظفر
روز اول؛ افشین اسانلو، حمیدرضا ایزدبار، علی پور سلیمان و محمدحسین خوربک
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر