چراغ آزادی-عطا جمالی: اتین دو لابوتی در سال ۱۵۵۰ میگفت اگر صبحگاهی پس از آنکە از خواب برمیخیزیم، همە یکصدا بەجای "آری!"، یک "نە!" بە جبار بگوییم و بەجای "تعظیم". بە وی "پشت کنیم" در قرەالعینی جبار بە زیر میآید و مبارزە علیە ستمکار فائق میشود، بدون آنکە قطرەای خون ریختە شود.
چنانچە تاریخ از همان زمان لابو اتی نیز آغاز شدە باشد، پس از بیش از پانصد سال هنوز "نە!"ای یکصدا برنخاستە و جبار و دیکتاتور هم همچنان پابرجایند.
واژە "نە!" همچون تمام معانی دیگر، معنایی سوبژکتیو است و در قالب کردار ریختن و اوبژکت کردنش مستلزم پروسەایست کە بر دهلیز زمان میگذرد. "زمان"ی کە در گسترەای اجتماعی امتداد می یابد و در جریان است.
اگر "نە!" را همچون واژەای در دایرە زبان در نظر بگیریم و تفسیر کنیم، خود سمبولی تراش دادە برای بیان احساس مخالفت در برابر معنا، عمل یا فرمانی است کە از اساس با خواست و حظ و آرمانهای ما در تضاد است، بە همین خاطر است کە هم در برابر پرسشی ناهمساز و هم در برابر ذهنیتی ناهمساز و همچنین در برابر فرمانی ناهمساز بە زبان میآید،
یکی دیگر از ابعاد واژەی "نە!" روانشناختی است، بدین معنا کە برآمدنش مشروط بە وضعیت روانی و فورم شخصیت فرد است. فردی کە تا اندازەای اعتماد بە نفس و ارادە موضع گیری دارد و همچنین ثبات روانی در وی موجود باشد. اگرچە این معانی خود در درون فرد بەصورت آبستراکت و خودجوش نیستند و محصول محیط اجتماعی میباشند، لیکن در هر صورت همچون خصلتی فردی در درون فرد شکل میگیرند،
"نە!" فلسفی، مستقیما در ارتباط با حقیقت بە میان میآید، بدین مفهوم کە از "زبان"ی بیان شدە است کە خود برساختە از "ذهن"ی دارای "حقیقت" مخصوص بە خود است. حقیقتی کە از آنالیز و تحلیل واقعیتها و اندیشیدن در حقایق دیگر برآمدە است، با این وصف "نە!" فلسفی، موضعی است در برابر یک حقیقت و پافشاری بر وجود حقیقتی دیگر. پس واژە "نە!" خود میتواند اثباتی باشد بر بسیاری حقایق و انکار یگانگی،
از نظر جامعەشناسی محض. "نە!" بیانگر انحراف است، انحراف از هنجارها و ساختارهای رایج، ساختارهایی کە با "آری!"ای از قبل پدید آمدەاند و شکل گرفتەاند و ریشە در زیرساختارها و فورمهای خرد اجتماع دواندەاند. آنچە کلیت خواندە میشود . کلیتی متفق بر ساختار و هنجارها و سنتها. پس "نە!" استعداد این را دارد کە در گسترە جامعە شکاف ایجاد کند و بعدها مولد فرهنگی دیگرگونە! و ناهمساز و مخالف باشد و تهدیدی باشد علیه حجم کلی.
"نە!" در تاریخ اصلیترین "محرک" است. تغییر جهت تاریخ و بوجود آمدن مسیری دیگر گونە! برای جریانش خود از "نە!" منتج میشود. همین واژە است کە "مبارزە" و "جنگ" را بە جریان تاریخ وارد میکند، جبار را ساقط میکند و مجبور را پیروز. خونریزی بەبار میآورد. بە "مرز" معنا میبخشد و جغرافیا را برجستە میکند. غرب و شرق و ناسیونالیسم را مفاهیمی تاریخی میکند.
پس آن "نە!"ای کە لابوتی خاستارش است مستلزم این است کە ابتدا در اندیشەای حامل حقیقت سر برآورد و در درون فرد بخشی از شخصیت شود و آن فرد در جامعە واهمەای از در هم شکستن هنجارها نداشتە باشد و شجاعت رویارویی را داشتە باشد و سپس در قالب زبان ریختە و آنگاه بیان کند تا نقبی دیگر در مسیر تاریخ بزند. عدم هرکدام از ابعاد مذکور بە معنای عقیم بودن آن "نە!" میباشد.
آنچە منطور نظر ماست "نە!"ای است کە همە این ابعاد در بر بگیرد، زیرا بسیار رخ دادە کە تاریخ تکانی خوردە و مسیرش عوص شدە است، حال آنکە پیروزی ای در کار نبودە. بە شرطی کە پیروزی، خود را همچون مفهومی متافیزیکی عنوان نکند.
برای اینکە خود را از این چارچوب ایدئولوژیک رها سازم کە جامعە را بە چنین اتوپیایی مینگرد و انتظار چنان "نە!"ای همگانی را از آن دارد، میگویم آنچە توجە من را جلب میکند درختها هستند وگرنە! خود جنگل آزارم میدهد، یا بە قول سوروکین، واژە "مردم" نگرانم میکند.
یکصدایی خود معنایی اتوپیایی است و از ایدئولوژیی نشات میگیرد کە خواستار جامعەای عاری از تفاوت و دارای حقیقتی "یگانە!" است. ایدیولوژیی کە جامعە را همچون مفهومی متافیزیکی در نظر میگیرد،
"مردم" بە عنوان یک سوبژکت سیاسی در شرق کوردستان، آن بار معنایی کە برای مبارزەای فراگیر و مقاومت نیاز دارد، در خود ندارد، اگرچە آن مفهوم از طرف همە سازمانها و احزاب سیاسی همچون موجودیتی ملموس و بدیهی در نظر گرفتە میشود و سعی بر آن دارند کە این چارچوب ذهنی را بە خود بقبولانند و بر اساس همان معنای ذهنیش جامعە را تحریک کنند و متقاعدشان کنند کە "مردم" هستند و بر همان اساس هم موضع بگیرند، اما خود اینکە تا کنون پیشرفتی آنچنانی در این زمینە! عارض نشدە، خود دلیلی بر اثبات این است کە یا نگاه از اساس اشتباه است یا اینکە خواستەهای مبارزان سیاسی راه بە کجراهە بردەاند. و یا اینکە "نە!"ای جمعی از کلیت "مردم" برنخاستە.
با توجە بە سرعت تغیرات منطقە و شاخصهای موثر در اتفاق افتادن تحولات، اگرچە انتظار این هست کە در آیندەای نە! چندان دور آرزوی سیاسی احزاب سیاسی و همچنین خلق کورد نیز برآوردە شود اما ملزومن بە معنای پیروزی نیست، زیرا پیروزی خود معنایی تک بعدی و موقت نیست کە با گذشت از مرحلەای بدست آید، علاوە بر این، در این مقطع تاریخی ای کە در آن زندگی میکنیم، "رهایی" بە عنوان درخشانترین شعار سیاسی مبارزان، نمیتواند کوچکترین علاج و چارەای باشد، زیرا بە معنای پایان یافتن "نە!" نیست، چونکە مرحلە بعد از رهایی خود آبستن واژەی "آری" است و "نە!"ای دیگر را نیز در خود حمل میکند. منظور آن "نە!"ایست کە هر فردی در درون خود دارد نە! "مردم".
اگر سعی بر آن داشتە باشیم کە واقعبین باشیم و گسترەی سیاست را بر اساس خودش و نە! ناکجاآبادها ببینیم، مطمئن میشویم کە تحولات سیاسی در شرق کوردستان تنها در نتیجە مبارزات خودی نمیباشد، چون فاکتورهای بین المللی همیشە با شدت و حدت خاصی موثر واقع میشوند و ما خود مصرف کنندە آن تاثیرات میشویم. در اینجاست کە مسیر تاریخ قابلیت تغییر را دارد بدون اینکە "نە!"ای در "ما"ی فرد چه برسد بە "مردم" سر برآورد. و بر همین اساس نیز آیندە شرق کوردستان، با این افق کە حاکمیت بالادست کنونی از میان برداشتە شود و دارای چارچوبی مستقل یا نیمە مستقل از نظر حکمرانی شود، جامعە همان جامعە میماند ، و این تنها حاکمیت است کە تغییر میکند، جامعەای کە راه بە مسیری دیگر از تاریخ پا مینهد، جامعەای کە بدون آنکە "نە!"ای با خود حمل کند حاکمیت بالادستش بە زیر میآید و سر افراز "آری" سر میدهد. در حالیکە آن سرود بار دیگر بە رنگی دیگر دیوارهای ساختمان جامعە را رنگ میکند و سعی بە تثبیت یک روانشناسی اجتماعی دیگر میدهد و "نە!"ها را عقیم میکند.
علیرغم همەی آنچە گفتە شد، اسرار بر یکصدا و یکرنگ کردن جامعە در قالب مفهوم "مردم" و حتا برجستە کردن آن مفهوم همچون یک "ارزش" و "مقدس"، تلاشی فاشیستی است در جهت از ریشە برکندن صداهای مخالف،
شاید بە همین دلیل باشد کە لازم است شعار همە احزاب سیاسی از تلاش "رهایی طلبانە!" بە مبارزە "آزادیخواهانە!" ارتقا یابد، زیرا در حالت اول با رهایی از حاکمیت بالا دست، مسئولیتشان پایان میپذیرد و بە فاز حقانیت قدم مینهند. اما با سر دادن شعار "آزادیخواهی" مسئولیت ادامە میابد و در برابر فریادهای مخالف و "نە!"های افراد مسئول میشوند.
پس "نە!"، "حقیقت" و "آزادی" را میتوان همچون سە مفهوم در هم تنیدە در نظر گرفت کە خالق و همچنین نتیجە یکدیگرند،
در نظر نیاوردن هر کردام از آن سە میتواند موانع بزرگی بر سر راه زندگی اجتماعی و سیاسی آیندە شرق کوردسان ایجاد کند، هموار نکردن زمینە!ها برای بەبار آمدن و سر دادن "نە!" بە قیمت رهایی بخشیدن بە "حقیقت" یگانە!، یعنی مردم، خود بە معنای سقط کردن آزادی است، زیرا همە چیز در کلیت حجم ملت و ملیتگرایی محدود میشود.
اقرار نکردن بە بسیاری حقیقتها و اعتقاد بە حقئیقت یگانە!. دایرە آزادی را محدودتر میکند و در اوج خوشبینی یک آزادی "مثبت" بەبار میآورد، در حالیکە "نە!" سیاسی خاستار آزادی "منفی" است.
اضمحلال "آزادی" و "آزادیخواهی" در مفهوم "رهایی" بدین معناست کە نە! حقیقتی جدا از حقیقت رها شدن وجود دارد و خواهد داشت و نە! هیچ فضایی برای مشروعیت "نە!" خلق میشود. پس در این حالت یک دیکتاتوری تک صدایی و تک حقیقتی از مرحلە وظیفە و مسئولیت گذار میکند و خود را در خانە! "حق" و "مشروعیت" میابد، کە در نتیجە آن جریان تاریخ از مسیر سطح بە عمق ادامە میابد.
بە همین خاطر ما در این باوریم کە سر برآوردن و رشد و نمو کردن "نە!" چند رنگی حقیقت و در نتیجە آزادی را بەبار میآورد، بە همان گونە! کە این آزادی است کە در درون خود "نە!" را همچون حقیقتی میپروراند.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر