ایلنا: منيرالدين بيروتي معتقد است، صحبت كردن درمورد جامعهاي كه هيچ چيزش به صورت صحيح رشد نكرده؛ كار دشواريست. او ميگويد: نويسندگي در ايران به يك كسب و كار تعريف شده نميماند. در شرايط كنوني هم اين رويكرد به ادبيات داستاني و ذائقهي مخاطبان ضربه زده است.
بيروتي در گفتگو با خبرنگار ايلنا، درمورد معوق ماندن انتشار آثارش گفت: همچنان در انتظار صدور مجوز براي مجموعه داستان «خشاب خالي» هستم كه از سال گذشته در ادارهي كتاب مانده و هيچ توضيحي دال بر انتشار يا عدم انتشار آن به ما ندادهاند. اخيرا، چند باري وضعيت «خشاب خالي» را از ناشرم پرس و جو كردم كه گفتند همچنان ادارهي كتاب جواب روشني به آنها نداده است.
وي ضمن بيان اين مطلب كه گويا جامعه ديگر به ادبيات و نويسنده نيازي ندارد، افزود: ارشاد هيچ مسووليتي در قبال وضعيت نويسندگان ندارد. انگار ميخواهد برخي از نويسندگان چون من را از ادامهي فعاليت دلسرد كند و احتمالا آنها را مجاب كند كه به دنبال شغلهاي ديگري مثل دلالي و سيگار فروشي روي بياوريم. بعيد هم نيست كه با پيگيري و استمرار اين وضعيت، عطاي نويسندگي را به لقايش ببخشيم.
اين نويسنده ادامه داد: البته اين رويكرد ارشاد تنها در قبال بخش خاصي از نويسندگان مصداق پيدا ميكند. آثار من و امثال من در شرايطي روي ميز ادارهي كتاب خاك ميخورد كه آثار بسياري از نويسندگان، به راحتي و در اسرع وقت مجوز گرفته و ازسوي ناشرانشان منتشر و به بازار ميآيند.
بيروتي در پاسخ به اين سوال كه آيا از عدم وجود مطالبات مردمي نسبت به چاپ كتابهاي با كيفيت گله داريد يا خير، گفت: به طور كلي احساس ميكنم ديگر جامعهي ما و مردمانش به ادبيات نيازي ندارند. آنها بيخيال ادبيات و مطالعه شدهاند آنچنانكه در گرايشهاي ديگر علوم انساني نيز اين بيتفاوتيهاي به وضوح ديده ميِود. گويا مردم آنقدر كارها و دغدغههاي مهمتر دارند كه فكر كردن به ادبيات برايشان بيمعنا شده است.
وي ضمن بيان اين مطلب كه نوشتن و خواندن درحال فراموشيست، افزود: هيچ رشدي در جامعهي كتابخوان مملكت ايجاد نشده است. سيسال است كه تيراژ كتاب در ايران، از رقم 2000 نسخه تجاوز نميكند. اين نشان ميدهد هيچ دغدغه و ضرورتي نسبت به مطالعه در طول اين سالها بوجود نيامده. تنها آب باريكهاي باقيست كه هميشه بوده كه قطع يقين نميتوان از آن انتظار داشت كه نمود و انعكاس چشمگيري بر جامعه داشته باشد و مردم را به سوي ادبيات ترغيب كند.
اين نويسنده با اشاره به كتابخوانهاي ديروز و كتبخوانهاي امروز گفت: در طول دهههاي اخير، هيچگاه استقبال خاصي را ازسوي مردم نسبت به ادبيات داستاني شاهد نبودهايم. هميشه عدهاي خاص بودهاند كه مطالبهي كتاب داشتهاند كه تعدادشان محدود است. اينها خود يا نويسندهاند و يا علاقهمند به موضوعات فرهنگي و ادبي! بررسي و مقايسهي اين آمار در دورههاي مختلف نشانميدهد كه ما هيچ رشدي در جامعهي خود نداشتهايم.
وي درمورد برخي از نويسندهها كه همواره مخاطبان خاص خود را داشتهاند، اظهار داشت: يك سري از نويسندگان - كه تعدادشان هم محدود است- همچون محمود دولتآبادي در طول 20-30 سال اخير مخاطبان خود را پيدا كردهاند و همچنان اين مخاطبان آثارش را دنبال ميكنند. اما اين به معناي اين نيست كه رشد كتابخواني در ايران مثبت و موثر بوده است.
بيروتي در پاسخ به اين سوال كه آيا مولفان در اين جريان بيتقصير بودهاند يا خير، گفت: قطعا خير! خيلي از رويكردهاي مولفان در طول اين سالها باعث شده است كه مردم از كنار ميز ادبيات داستاني دورتر و دورتر شوند. متاسفانه در طول اينسالها نويسندگي هم به يك حرفه و يك كسب و كار؛ مثل مشاغل ديگر تبديل شده است و مردم احساس ميكنند كه نويسندگان نيز تنها با رويكرد كسب معيشت كار ميكنند. اين درحالي است كه پيشاز اين مردم احساس ميكردند نويسنده يك نوع حكمت دارد و رويكردش رويكردي ماورايي است. اما اين رويكردها ديگر از بين رفته و متاسفانه بسياري از نويسندگان در سالهاي اخير به اين مساله دامن زدهاند.
وي درمورد رويكرد شخصي خود در كار نوشتن توضيح داد: من هيچ وقت نويسندهي حرفهاي نبودهام و احساس ميكنم هميشه درحال تمرين كردن براي حرفهاي شدن بودهام. اما واقعيت اين است كه حرفهاي شدن در زمانهي ما حكم تبديل شدن به يك شمشير دو لبه را دارد كه اگرچه ميتواند مطالبات يك نويسنده را برآورده كند اما مضرات بسياري نيز به همراه خواهد داشت.
بيروتي ادامه داد: تا وقتي كه به نويسندهاي حرفهاي بدل نشدهايم، همچنان بر مواضع خود پافشاري ميكنيم و نسبت به مخاطبان هرچند محدود خود راضي هستيم. اما به محض اينكه يك نويسنده در زمانهي ما حرفهاي ميشود؛ از آنجايي كه نوشتن برايش حكم شغلي را پيدا ميكند كه مجبور است از آن راه معيشت خود را بگذراند، ممكن است از تاكيد بر اعتقادات خود كوتاه بيايد و به كارهايي روي آورد كه اعتقادي به آنها ندارد. از طرف ديگر مخاطبان نيز رفته رفته اعتقاد خود را نسبت به ادبيات و آثار نويسندگان حرفهاي شده ازدست ميدهند.
وي درباره شرايط متفاوتي كه در برخي از كشورهاي ديگر وجود دارد، گفت: بحران حرفهاي شدن، يك بحران جهاني نيست و نويسندگاني كه در ديگر نقاط جهان به صورت حرفهاي كار ميكنند، دچار مخاطبزدگي و ضعف كيفي نميشوند. من راجع به جامعهي خودمان صحبت ميكنم كه در آن هيچ چيز سر جاي خودش و به درستي رشد نكرده است و نويسندگي مدرن هم مانند مقولههاي ديگر، با وارد شدن به ايران به يك غده تبديل شده و اين غده رشدي ناهمگون و غيرطبيعي داشته است.
اين نويسنده درمورد رمان «مثله» خود توضيح داد: نگارش اين كتاب به يكسال و نيم پيش برميگردد و هنوز مشغول بازنويسي آن هستم. هرچند كه بعيد ميدانم در شرايط حاضر، بعداز اتمام كار آن را به ناشري بسپارم. پيش خودم نگهاش ميدارم زيرا حداقل ديگر دلواپس وضعيت آن نخواهم بود.
بيروتي در گفتگو با خبرنگار ايلنا، درمورد معوق ماندن انتشار آثارش گفت: همچنان در انتظار صدور مجوز براي مجموعه داستان «خشاب خالي» هستم كه از سال گذشته در ادارهي كتاب مانده و هيچ توضيحي دال بر انتشار يا عدم انتشار آن به ما ندادهاند. اخيرا، چند باري وضعيت «خشاب خالي» را از ناشرم پرس و جو كردم كه گفتند همچنان ادارهي كتاب جواب روشني به آنها نداده است.
وي ضمن بيان اين مطلب كه گويا جامعه ديگر به ادبيات و نويسنده نيازي ندارد، افزود: ارشاد هيچ مسووليتي در قبال وضعيت نويسندگان ندارد. انگار ميخواهد برخي از نويسندگان چون من را از ادامهي فعاليت دلسرد كند و احتمالا آنها را مجاب كند كه به دنبال شغلهاي ديگري مثل دلالي و سيگار فروشي روي بياوريم. بعيد هم نيست كه با پيگيري و استمرار اين وضعيت، عطاي نويسندگي را به لقايش ببخشيم.
اين نويسنده ادامه داد: البته اين رويكرد ارشاد تنها در قبال بخش خاصي از نويسندگان مصداق پيدا ميكند. آثار من و امثال من در شرايطي روي ميز ادارهي كتاب خاك ميخورد كه آثار بسياري از نويسندگان، به راحتي و در اسرع وقت مجوز گرفته و ازسوي ناشرانشان منتشر و به بازار ميآيند.
بيروتي در پاسخ به اين سوال كه آيا از عدم وجود مطالبات مردمي نسبت به چاپ كتابهاي با كيفيت گله داريد يا خير، گفت: به طور كلي احساس ميكنم ديگر جامعهي ما و مردمانش به ادبيات نيازي ندارند. آنها بيخيال ادبيات و مطالعه شدهاند آنچنانكه در گرايشهاي ديگر علوم انساني نيز اين بيتفاوتيهاي به وضوح ديده ميِود. گويا مردم آنقدر كارها و دغدغههاي مهمتر دارند كه فكر كردن به ادبيات برايشان بيمعنا شده است.
وي ضمن بيان اين مطلب كه نوشتن و خواندن درحال فراموشيست، افزود: هيچ رشدي در جامعهي كتابخوان مملكت ايجاد نشده است. سيسال است كه تيراژ كتاب در ايران، از رقم 2000 نسخه تجاوز نميكند. اين نشان ميدهد هيچ دغدغه و ضرورتي نسبت به مطالعه در طول اين سالها بوجود نيامده. تنها آب باريكهاي باقيست كه هميشه بوده كه قطع يقين نميتوان از آن انتظار داشت كه نمود و انعكاس چشمگيري بر جامعه داشته باشد و مردم را به سوي ادبيات ترغيب كند.
اين نويسنده با اشاره به كتابخوانهاي ديروز و كتبخوانهاي امروز گفت: در طول دهههاي اخير، هيچگاه استقبال خاصي را ازسوي مردم نسبت به ادبيات داستاني شاهد نبودهايم. هميشه عدهاي خاص بودهاند كه مطالبهي كتاب داشتهاند كه تعدادشان محدود است. اينها خود يا نويسندهاند و يا علاقهمند به موضوعات فرهنگي و ادبي! بررسي و مقايسهي اين آمار در دورههاي مختلف نشانميدهد كه ما هيچ رشدي در جامعهي خود نداشتهايم.
وي درمورد برخي از نويسندهها كه همواره مخاطبان خاص خود را داشتهاند، اظهار داشت: يك سري از نويسندگان - كه تعدادشان هم محدود است- همچون محمود دولتآبادي در طول 20-30 سال اخير مخاطبان خود را پيدا كردهاند و همچنان اين مخاطبان آثارش را دنبال ميكنند. اما اين به معناي اين نيست كه رشد كتابخواني در ايران مثبت و موثر بوده است.
بيروتي در پاسخ به اين سوال كه آيا مولفان در اين جريان بيتقصير بودهاند يا خير، گفت: قطعا خير! خيلي از رويكردهاي مولفان در طول اين سالها باعث شده است كه مردم از كنار ميز ادبيات داستاني دورتر و دورتر شوند. متاسفانه در طول اينسالها نويسندگي هم به يك حرفه و يك كسب و كار؛ مثل مشاغل ديگر تبديل شده است و مردم احساس ميكنند كه نويسندگان نيز تنها با رويكرد كسب معيشت كار ميكنند. اين درحالي است كه پيشاز اين مردم احساس ميكردند نويسنده يك نوع حكمت دارد و رويكردش رويكردي ماورايي است. اما اين رويكردها ديگر از بين رفته و متاسفانه بسياري از نويسندگان در سالهاي اخير به اين مساله دامن زدهاند.
وي درمورد رويكرد شخصي خود در كار نوشتن توضيح داد: من هيچ وقت نويسندهي حرفهاي نبودهام و احساس ميكنم هميشه درحال تمرين كردن براي حرفهاي شدن بودهام. اما واقعيت اين است كه حرفهاي شدن در زمانهي ما حكم تبديل شدن به يك شمشير دو لبه را دارد كه اگرچه ميتواند مطالبات يك نويسنده را برآورده كند اما مضرات بسياري نيز به همراه خواهد داشت.
بيروتي ادامه داد: تا وقتي كه به نويسندهاي حرفهاي بدل نشدهايم، همچنان بر مواضع خود پافشاري ميكنيم و نسبت به مخاطبان هرچند محدود خود راضي هستيم. اما به محض اينكه يك نويسنده در زمانهي ما حرفهاي ميشود؛ از آنجايي كه نوشتن برايش حكم شغلي را پيدا ميكند كه مجبور است از آن راه معيشت خود را بگذراند، ممكن است از تاكيد بر اعتقادات خود كوتاه بيايد و به كارهايي روي آورد كه اعتقادي به آنها ندارد. از طرف ديگر مخاطبان نيز رفته رفته اعتقاد خود را نسبت به ادبيات و آثار نويسندگان حرفهاي شده ازدست ميدهند.
وي درباره شرايط متفاوتي كه در برخي از كشورهاي ديگر وجود دارد، گفت: بحران حرفهاي شدن، يك بحران جهاني نيست و نويسندگاني كه در ديگر نقاط جهان به صورت حرفهاي كار ميكنند، دچار مخاطبزدگي و ضعف كيفي نميشوند. من راجع به جامعهي خودمان صحبت ميكنم كه در آن هيچ چيز سر جاي خودش و به درستي رشد نكرده است و نويسندگي مدرن هم مانند مقولههاي ديگر، با وارد شدن به ايران به يك غده تبديل شده و اين غده رشدي ناهمگون و غيرطبيعي داشته است.
اين نويسنده درمورد رمان «مثله» خود توضيح داد: نگارش اين كتاب به يكسال و نيم پيش برميگردد و هنوز مشغول بازنويسي آن هستم. هرچند كه بعيد ميدانم در شرايط حاضر، بعداز اتمام كار آن را به ناشري بسپارم. پيش خودم نگهاش ميدارم زيرا حداقل ديگر دلواپس وضعيت آن نخواهم بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر