مهر ۲۵، ۱۳۹۰

یونسی:انتخابات را نبايد امنيتي كرد

جرس: علي يونسي برخورد‌هاي سال‌هاي اخير با فعالان اصلاح‌طلب را اقدامي ضدامنيتي مي‌داند و با اشاره به انتخابات پيش رو مي‌گويد: انتخابات را نبايد امنيتي كرد. اگر مردم شركت نكنند امنيت كشور آسيب مي‌بيند.

وزیر اطلاعات دولت خاتمی در گفت و گو با روزنامه اعتماد، مناقشه اخير بين ايران و امريكا را سناريويي طراحي شده از سوي اسراييل مي‌داند و تاكيد دارد سياست خارجي كشور بايد به گونه‌يي ايفاي نقش كند كه زمينه‌يي براي پذيرش اين تبليغات فراهم نشود.


وی با انتقاد از برخوردهای صورت گرفته می گوید: كسي كه خلاف يا اشتباهي كرده است يا سندي را افشا كرده است بايد با او برخورد كرد و ملاك ما قانون بايد باشد نه اينكه قانون اگر به سود جريان متبوع ما بود عمل كنيم و اگر نبود به قانون عمل نكنيم. قوه قضاييه ما اگر آزاد و مستقل عمل كند و همه از قانون بترسند هيچ مشكلي پيش نمي‌آيد؛ برخي سياسيون خلاف مي‌كنند و دروغ مي‌گويند.


یونسی در خصوص سیاست ایران در قبال سوریه می گوید: موضع ما در سوريه در مقايسه با بحرين نبايد تفاوت داشته باشد، ما همانطور كه در بحرين معتقد هستيم كه بايد اكثريت حكومت كنند در سوريه هم بايد به چنين استراتژي‌اي اعتقاد داشته باشيم. ما نبايد معيار‌هاي چندگانه داشته باشيم، اين درست كه بشار اسد و پدرش به ايران خدمت كردند و ما بايد به آنها كمك كنيم و آنها را از مشكلات به وجود آمده نجات بدهيم


متن کامل این مصاحبه به شرح زیر است:


براي سوال اول بهتر است به مناقشه اخير ميان ايران و امريكا كه اتهاماتي متوجه سپاه قدس ايران شده است بپردازيم، تحليل شما از ماجراهاي اخير چيست؟

به نظر من اين يك سناريوي بسيار ناشيانه و احمقانه‌يي است كه به ضرر عربستان، ايران و حتي امريكا از سوي اسراييل طراحي شده است. اگر اين سناريو درست طراحي مي‌شد و مورد قبول افكار عمومي قرار مي‌گرفت بيشترين منفعت را اسراييل مي‌برد ولي به دليل واهي بودن سناريو حتي در امريكا و عربستان هم مورد قبول واقع نشد. به نظر من اظهارات عجولانه آقاي اوباما بيشتر جنبه انتخاباتي براي جلب آراي لابي صهيونيسم در امريكا داشت. البته مردم امريكا بيشتر اطلاعات و معلومات خود را از رسانه‌ها مي‌گيرند و ممكن است تحت تاثير قرار بگيرند. به همين دليل است كه ما تاكيد داريم سياست خارجي كشور بايد به گونه‌يي ايفاي نقش كند كه زمينه‌يي براي پذيرش اين تبليغات فراهم نشود. راه‌حل اين است كه از سياست دشمن‌تراشي و شعارهاي تند پرهيز كرد كه اين سياست نه تنها تامين‌كننده منافع ملي ما نيست بلكه زمينه پذيرش توطئه دشمنان را فراهم مي‌كند. متاسفانه طي ساليان اخير با اتخاذ سياست‌هاي نادرست در داخل و خارج كشور زمينه تحركات امريكا و اسراييل را عليه خود فراهم كرديم.

در حال حاضر به صورت شفاهي تهديد‌هايي عليه ايران انجام مي شود و ساركوزي اخيرا اظهارنظرهايي كرده است و آقاي آمانو هم در گزارش‌هاي خود نقاط منفي را در برنامه هسته‌يي ايران مطرح كرده است. شما راه مقابله با اين تهديد‌ها را چگونه مي‌بينيد. با توجه به مسووليت‌هايي كه در اين كشور داشتيد نظام بايد چه تدبيري را اتخاذ كند كه بتوانيم خطري را متوجه خودمان نكنيم، منظورم بيشتر از بعد داخلي است.

من هيچ راه‌حلي غير از راهي كه امام بر آن بسيار تاكيد مي‌كردند و بر اساس آن عمل مي‌شده است سراغ ندارم، در درجه اول حفظ وحدت ملي است. وحدت ملي باعث مي‌شود كه قدرت ملي ما افزايش پيدا كند و در مقابل تهديد‌هاي خارج كارساز باشيم. اين مهم‌ترين راهكاري است كه مي‌توان انجام داد، ما بايد در منطقه سياست تنش‌زدايي را جدي بگيريم و دليلي ندارد كه ما با كشور‌هاي منطقه چالش داشته باشيم و تا جايي كه امكان دارد با كشوري كه درصدد تسلط و براندازي ما نيست بايد ارتباط داشته باشيم، اين سياستي است كه امكان‌پذير است و در دولت آقاي خاتمي و هاشمي بر اساس اين عمل شده است، در دولت آقاي احمدي‌نژاد ادبيات نادرستي را دنبال كردند و سياست درگيرانه‌يي داشتند.

اسم اين سياست را سياست خارجي تهاجمي مي‌گذارند.

نه، اين سياست تهاجمي نيست بلكه سياست دشمن‌تراشي است، اين سياست تهاجمي براي كسي بايد باشد كه به ما قصد تهاجم دارد. كسي كه به ما قصد تهاجم ندارد دليلي نيست كه ما به آنها تهاجم داشته باشيم، اينكه ما بگوييم مرگ بر همه غير از خودمان كه كار درستي نيست، ما حداقل با امريكا و اسراييل مشكل جدي داريم و با كشورهاي ديگر كه نبايد مشكل جدي داشته باشيم در صورتي كه در حال حاضر با همه مشكل پيدا كرده ايم، اين نقطه ضعف دولت است. آقاي احمدي‌نژاد در داخل سياست حذف همه را دنبال كردند و در خارج هم از ادبيات نادرستي استفاده كردند. به اعتقاد من سياست تنش‌زدايي بايد جايگزين دشمن‌تراشي شود. در عين حال اگر به هر دليلي خطري امنيت ملي ما را تهديد كند و حاكميت ملي و امنيت مردم توسط كشوري مورد تهديد واقع شود بايد در مقابل آن متحد بود و اختلافات داخلي را كنار گذاشت. الان در داخل يك عده مي‌گويند كه چالشي وجود ندارد كه البته اشتباه مي‌كنند. اگر چنانچه منتقدان به خاطر مصالح جمهوري اسلامي صحبت و انتقاد نمي‌كنند به اين معني نيست كه ما چالشي نداريم، براي برون‌رفت از وضع فعلي بايداجازه بدهيم تا منتقدان وارد مجلس بشوند و در انتخابات شركت كنند و احزابي كه براي آنها محدوديت‌هاي را ايجاد كرده‌اند محدوديت‌ها برچيده شود، افرادي كه زنداني شده‌اند آزاد شوند، مصلحت نيست كه ما تمام منافع مملكت را قرباني برخي سياست‌هاي نادرست دولت و اطرافيان آقاي احمدي‌نژاد كنيم؛ در حال حاضر شخص آقاي احمدي‌نژاد هم متوجه شده است كه بايد هم در داخل و هم در خارج ادبيات و رفتار خود را تغيير بدهد بنده با صراحت اعلام مي‌كنم كه راه نيل به وحدت ملي در درجه اول جذب است، مخالفان جمهوري اسلامي همان افرادي هستند كه قبلا بودند يعني سلطنت‌طلب‌ها يا مجاهدين اما كساني كه در انتخابات شركت كردند نمي‌توانند برانداز باشند.

شما اگر در زمان مسووليت خود بوديد موافق بازداشت اين عده از فعالان سياسي كه طي ساليان اخير دستگير بودند، بوديد؟

ممكن بود دستگير كنيم، اما زماني كه هر كدام از سياسيون حرف خلافي را مي‌زند بايد جوابگوي قانون باشد و دادگاه عادلانه‌يي تشكيل شود و اگر خلاف گفته است بايد با او برخورد كنند و اين مشكلي ندارد اما به آن معنا نيست هر كسي كه محكوم شده است برانداز و ضدانقلاب است، زماني كه فردي در انتخابات شركت مي‌كند و به قانون اساسي اعتقاد دارد و خودش مي‌گويد كه من برانداز نيستم، بعضي افراد چه اصراري دارند بگويند كه وي خارج از نظام است. اخيرا مصاحبه‌يي از يكي از نمايندگان مجلس خواندم كه گفته?اند اصلاح‌طلبان خارج از جمهوري اسلامي هستند، يك عده اصرار دارند هركسي را كه نمي‌پسندند بگويند خارج از جمهوري اسلامي است؛ اين سخن، ضدامنيتي‌ترين جمله است. كساني كه اين حرف‌ها را مي‌زنند و اين كار‌ها را انجام مي‌دهند اصرار دارند كه مدام دايره اطرافيان خود را تنگ كنند. اگر كسي انتقاد، صحبت يا اعتراض دارد كه به معني براندازي نيست. متاسفانه يك فرد نظامي در يك سخنراني تحليلي ارايه داد كه براساس آن بسياري از مسوولان جمهوري اسلامي را متهم به خارج از نظام بودن كرد، اگر قرار است با كسي برخورد بشود بايد با اين فرد برخورد شود نه شخصي كه قبل و بعد از انقلاب تمام وجودش به فكر جمهوري اسلامي و قانون اساسي بوده است.

اگر در زمان فعلي شما مسووليت قبلي خود را داشتيد با اين تعداد از چهره‌هاي سرشناس كه برخورد شد، برخورد مي‌كرديد؟

نه، ما موافق برخورد نيستيم. اصلا اعتقاد من بر اين است كه اين برخورد‌ها ضدامنيتي است و اگر خلاف مي‌كنند بايد با خلاف آنها برخورد كرد، با خلاف برخورد كردن اشكالي ندارد ممكن است يك فرد حزب‌اللهي يك حرف خلافي بزند با او برخورد كنند، يك ملي -?مذهبي يك خلافي مي‌كند با او نيز برخورد كنند اشكالي ندارد، اگر با تخلفات برخورد شود يا اينكه يك دادگاه عادلانه تشكيل شود و با او برخورد كنند موافق هستم، كسي كه خلاف يا اشتباهي كرده است يا سندي را افشا كرده است بايد با او برخورد كرد و ملاك ما قانون بايد باشد نه اينكه قانون اگر به سود جريان متبوع ما بود عمل كنيم و اگر نبود به قانون عمل نكنيم. قوه قضاييه ما اگر آزاد و مستقل عمل كند و همه از قانون بترسند هيچ مشكلي پيش نمي‌آيد؛ برخي سياسيون خلاف مي‌كنند و دروغ مي‌گويند من خودم زماني كه دادستان بودم هم با وزير برخورد كردم و هم با نماينده و حتي رييس قوه قضاييه را نيز احضار كردم كه آن زمان آيت‌الله يزدي رييس قوه قضاييه بود.

به چه علت؟

براي اينكه در يك پرونده با آقاي محمد هاشمي كه متشاكي بود ايشان را هم احضار كردم. آقاي هاشمي در زمان مسووليت‌شان در صدا و سيما برنامه‌يي را در ارتباط با عملكرد قوه قضاييه پخش كرد و آيت‌الله يزدي مبادرت به شكايت عليه ايشان كرد. من در ابتدا آقاي هاشمي را احضار كردم كه نيامدند و سپس از رهبري خواهش كردم -?چون منصوب ايشان بودند- دستور بدهند كه رهبري هم فرمودند و آقاي هاشمي آمدند و به پرونده رسيدگي شد. من آقاي يزدي را به عنوان شاكي احضار كردم، البته پرونده در دادگاه به مصالحه كشيد اما ما روند قضايي را طي كرديم. در كشور ما رسانه‌ها فردي را قبل از برخورد از حيثيت ساقط مي‌كنند و قاضي در مقابل يك جو مسموم نمي‌تواند خلاف آن عمل كند. وقتي در مجلس جمع مي‌شوند و شعار مرگ عليه يك شخصيت سر مي‌دهند، اين كار واقعا شايسته مجلس ما است؟ اصلا كار نماينده مجلس شعار دادن است؛ من مي‌گويم كه اين جوسازي‌ها غلط است و هر كس و در هر مقامي كه باشد بايد با او برخورد شود.

در آستانه انتخابات فضاي سياسي كشور را چگونه مي‌بينيد؟ در چند ماه اخير آقاي خاتمي يك سري دغدغه‌هايي را مطرح كردند كه اگر اين خواسته‌ها محقق بشود بخشي از جريان اصلاح‌طلب وارد عرصه انتخابات مي‌شوند، شما خواسته‌هاي آقاي خاتمي را چگونه تحليل مي‌كنيد؟

البته اين موضوع را بايد از خود آقاي خاتمي سوال كرد اما انتخابات اگر با حضور گسترده مردم صورت نگيرد چالش امنيتي خواهيم داشت، انتخابات را نبايد امنيتي كرد. همانطور كه رهبري اخيرا فرمودند انتخابات بايد به گونه‌يي برگزار شود كه به امنيت كشور لطمه وارد نشود و بايد به گونه‌يي باشد كه اكثريت مردم هم شركت كنند و اگر مردم شركت نكنند امنيت كشور آسيب مي‌بيند، ما بايد تدابيري را در نظر بگيريم كه به مشاركت مردم لطمه نزند و آن زماني است كه همه احزاب و جريان‌ها و تمام افرادي كه قانون اساسي را قبول دارند در انتخابات شركت كنند، نه به اين بهانه كه اين آقا در فتنه بوده يا آن آقا در انحراف بوده است به شكلي ردصلاحيت گسترده انجام شود؛ هركس شخصا مرتكب جرمي شده است آن فرد را دادگاه محكوم كند و بگويد كه نمي‌تواند در انتخابات شركت كند نه اينكه تشخيص را به يك ارگان واگذار كنيم، اگر اينگونه باشد حتما انتخابات كم مشاركتي خواهيم داشت. ما بايد ملاك را براي محروم بودن يا نبودن يك فرد در عرصه انتخابات به دادگاه واگذار كنيم نه اينكه به ارگان‌ها يا حتي به شوراي نگهبان واگذار كنيم كه پرونده خوبي در اين قضيه ندارد.

اخيرا آقاي مطهري پيشنهاد دادند كه دولت تنها برگزاركننده انتخابات نباشد.

اين پيشنهاد بسيار درستي است و قبلا به نوعي اين موضوع را آقاي محسن رضايي نيز مطرح كردند و حتي گفته شد كه در مجمع تشخيص مصلحت مطرح بشود. شخصا معتقدم كه بايد انتخابات اينگونه برگزار شود، ممكن است دولت بگويد كه انتخابات را ما برگزار نمي‌كنيم و مردم برگزار مي‌كنند اما به نظر من اين يك طنز سياسي است زيرا انتخابات را دولت برگزار مي‌كند، در گذشته بين دولت و شوراي نگهبان يك نوع رقابت بود و اين رقابت باعث مي‌شد كه سلامت انتخابات از اطمينان بيشتري برخوردار باشد اما از زمان روي كار آمدن دولت آقاي احمدي‌نژاد دستگاه‌هاي نظارتي و اجرايي يكدست شده‌اند البته در انتخابات بعدي ممكن است يك تضادي بين اصولگراها به وجود بيايد و اين تضاد رقابتي را ايجاد كند كه باعث شود براي سلامت انتخابات اطميناني پيدا كنيم.

نمي‌دانم منظور شما را درست متوجه شدم يا نه، اما به نظر مي‌رسد يكدست شدن اين جريان ضريب سلامت انتخابات را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد؟

بله، در گذشته براي نظارت يك ارگاني بود و اجرا نيز به عهده ارگان ديگري بود و اين دو با هم رقابت كرده و ضريب سلامت را بالا مي‌بردند اما از زمان دولت نهم اين شرايط رقابت از بين رفت.

در زماني كه شما مسووليت داشتيد و انتخاباتي كه برگزار شد، براي كشور چالش امنيتي به وجود نيامد؟

نه، مشكلي به وجود نيامد، حتي در اختلافاتي كه به وجود مي‌آمد وزارت اطلاعات نقش حكم را داشت، يعني شوراي نگهبان رد مي‌كرد و دولت قبول نداشت و ليست وزارت اطلاعات ليست مورد قبول همه بود، در زمان انتخابات رياست‌جمهوري دور نهم نامه‌يي را ما خدمت رهبري نوشتيم كه از ايشان خواستيم وزارت اطلاعات به عنوان حكم قرار بگيرد كه ايشان قبول كردند و ليست وزارت اطلاعات را شوراي نگهبان تاييد كرد .

اما بعد از آن انتخابات آقاي كروبي انتقاداتي به سلامت انتخابات مطرح كردند.

انتخاباتي كه زمان آقاي خاتمي صورت گرفته است را من تاييد مي‌كنم، آقاي كروبي چندين بار اعتراض داشتند كه ما با دليل ثابت كرديم انتخابات سالم برگزار شده است، سالم برگزار شدن به اين معني نيست كه ايراد ندارد، اگر ايراد هم داشته باشد در مجموع انتخابات سالم بوده است. در دوره اول آقاي احمدي‌نژاد برنده انتخابات بود و وزارت كشور هم وظيفه خود را انجام داد و ما هم وظيفه خود را انجام داديم حالا اگر كسي انتخاب شد و ما نمي‌پسنديديم اين دليل نمي‌شود كه انتخابات اشكال داشته است، انتخابات درست انجام شد و آقاي احمدي‌نژاد راي آورد.

شخص شما به عرصه انتخابات وارد نمي‌شويد؟

خير، به هيچ‌وجه.

يعني به پژوهش بيشتر از مناسبات سياسي علاقه‌مند هستيد؟

نه، من مناسبات سياسي را قبول دارم اما علاقه شخصي‌ام حضور در مجلس نيست. تاكنون اگر سمتي داشتم بر اساس تكليف بوده و شخصا داوطلب هيچ سمتي نبودم.

با توجه به تحولاتي كه در منطقه اتفاق افتاده است و همين طور اظهاراتي كه برخي مقامات اروپايي و غربي در قبال ايران مطرح مي‌كنند، تحليل شما از وضع حاكم بر منطقه چيست؟ فكر مي‌كنيد در حال حاضر ايران چه موقعيتي در منطقه سياست خارجي دارد و به چه شكل مي‌تواند عمل كند كه يك ديپلماسي فعال در اين زمينه داشته باشيم تا بتوانيم از موقعيت‌ها به نفع كشور استفاده كنيم؟

حوادث منطقه آنچه مشخصا در مصر، تونس و ليبي اتفاق افتاده است و در كشور‌هاي ديگر در حال وقوع است پيش‌بيني مي‌شود كه حوادث مشابه آنها در كشورهاي ديگر نيز رخ دهد كه اخيرا تحت عنوان بيداري اسلامي به آن توجه مي‌كنند و اين عنوان تعبير زيبايي است كه من اين تعبير را مي‌پسندم.

البته دغدغه انقلابيون تشكيل حكومت ديني نيست.

بله، بيداري اسلامي مانند بيداري مشروطه است؛ بيداري كه در مشروطه بود و بيداري كه مسلمان‌ها در مقابل استعمار خارجي داشتند با پشتوانه ديني صورت مي‌گيرد اما اين باعث نمي‌شود كه در اين راستا حكومت ديني تشكيل دهند ولي الهام‌بخش اين حركت از خاستگاه ديني است، يعني دين به آنها جرات و انگيزه مي‌دهد كه شهيد شوند اما اينكه هدف انقلابيون اين است كه بيايند و يك حكومت ديني تشكيل بدهند بعيد به نظر مي‌رسد اما بدون شك يك حكومت ضددين هم تشكيل نخواهند داد يعني هر جايي كه يك جنبش با ارزش‌هاي ديني تشكيل شود حتما در نهايت حكومتي كه جايگزين مي‌شود حكومت ضددين نخواهد بود و اين بسيار مهم است كه يك حكومت ضددين تشكيل نشود و اين حداقل خواست همه انقلابيون است كه حكومت ضددين نباشد. اما آيا حكومت تماما ديني است يا خير؟ موضوعي است كه نياز به گذشت زمان دارد كه ممكن است در نهايت به اين منجر بشود يا با يك تفسير جديدي از دين يك حكومت ديني تشكيل بدهند. در اين بيداري اسلامي بيش از همه نگراني اصلي اسراييل است و اسراييل بيش از هر كشور ديگري از اين جنبش‌ها احساس خطر مي‌كند و اين احساس خطر واقعي است زيرا اين حركت‌ها به دولتي منجر مي‌شود كه آن دولت مردمي است و هر دولت مردمي طبعا نمي‌تواند با اسراييل رابطه خوبي داشته باشد. بطور مثال ما دولت مردمي تركيه را در نظر مي‌گيريم كه تا مادامي كه سكولار‌ها و نظاميان سكولار در آنجا حكومت مي‌كردند با اسراييل هيچ مشكلي نداشتند اما زماني كه يك دولت مردمي با راي مردم روي كار آمد، دو ويژگي داشت؛ يكي آنكه ضد سكولار است و دوم اينكه ضد اسراييل و ضد استبداد است. نظامي‌ها طرفدار استبداد و هم‌پيمان با اسراييل بودند و مطلقا با غرب هيچ مشكلي نداشتند اما اينها با غرب به صورت مشروط رفتار مي‌كنند و هر جا كه با مصالح ملي آنها موافق باشد قبول مي‌كنند و جايي كه با منافع ملي مطابقت نداشته باشد پيروي نمي‌كنند، اين از ويژگي‌هاي دولت‌هاي مردمي است كه در تركيه و مالزي وجود دارد. در مالزي يك جنبش مذهبي مردمي روي كار آمد و دولت طرفدار دين شكل گرفت، مالزي يك كشور تقريبا توسعه يافته و صنعتي محسوب مي‌شود و در عين حال ملاحظات ديني را دارد و يكي از اين ملاحظات ديني مخالفت با اسراييل است، اين وضع در مصر هم وجود دارد؛ مادامي كه در مصر يك حكومت مستبد طرفدار غرب بود اسراييل احساس امنيت مي‌كرد و هيچ مشكلي نداشت، از زماني كه بر اثر يك جنبش يك دولت مردمي در حال شكل‌گيري است كاملا با اسراييل مشكل پيدا كردند و مردم دايما تظاهرات مي‌كنند و سفير اسراييل را بيرون كردند و قطعا زماني كه اين دولت جديد مستقر شود به دليل مردمي بودن اين نهضت و انقلابي بودن دولت نمي‌تواند با اسراييل هماهنگ باشد، حتي در سوريه. جنبشي كه در اين كشور در جريان است اسراييل را بيش از دولت سوريه نگران كرده است به اين دليل كه اين جنبش دو ويژگي دارد؛ يك آنكه مردمي است و دوم اينكه اسلامي است.

اما درباره تحولاتي كه در سوريه رخ مي‌دهد برخي معتقد هستند كه با پشتيباني غرب است؟

در اين موضوع بنده ترديدي ندارم اما غرب كه پشتيباني مي‌كند. در ابتدا چنين قصدي نداشت مانند همان پشتيباني كه در ليبي كرد اما دولتي كه در ليبي به قدرت مي‌رسد آن دولت مورد علاقه اسراييل نيست؛ غرب به ناچار از مردم سوريه حمايت خواهد كرد اما چنانچه تغييراتي در سوريه اتفاق بيفتد اين تغييرات يا از موضع اصلاح‌طلبي است يا به صورت يك انقلاب است كه تغييراتي به وجود بيايد، مطمئنا دولتي نيست كه همسو با اسراييل باشد، اسراييل نمي‌تواند با دولتي كه مردم تشكيل دادند باشد، مردم منطقه حتي غيرمسلمان‌ها نيز با اسراييل خوب نيستند يعني مسيحي‌ها و يهودي‌هاي سوريه و اقليت‌هاي مختلف سوريه هيچ كس در منطقه با اسراييل خوب نيست بنابراين دولتي كه با آراي مردم تشكيل مي‌شود مثل دولتي خواهد بود كه در تركيه و مصر است، به صورت خلاصه مي‌شود گفت جنبشي كه در منطقه به وجود آمده است؛ مخالف حاكميت ديكتاتوري است، اين ديكتاتور چه به شكل حاكميت حزب بعث باشد يا به شكل نظاميان تركيه باشد يا به صورت قدرت نظامي قذافي باشد يا حزب صهيونيست‏‏، فرقي نمي‌كند و همه يك جنبش ضدديكتاتوري است و پيام اين جنبش‌ها اين است كه حاكميت بايد در اختيار مردم باشد نه اينكه حاكميت در اختيار يك حزب يا فلسفه خاص باشد.

پيش‌بيني شما از تحولات سوريه به چه شكل است، به هر حال ايران يك مناسباتي با سوريه دارد و در حال حاضر بشار اسد وضع مساعدي ندارد هر چند وعده‌هايي داده و اصلاحاتي را هم تا حدودي انجام داده است اما باز مردم در صحنه حضور دارند.

موضع ما در سوريه در مقايسه با بحرين نبايد تفاوت داشته باشد، ما همانطور كه در بحرين معتقد هستيم كه بايد اكثريت حكومت كنند در سوريه هم بايد به چنين استراتژي‌اي اعتقاد داشته باشيم. ما نبايد معيار‌هاي چندگانه داشته باشيم، اين درست كه بشار اسد و پدرش به ايران خدمت كردند و ما بايد به آنها كمك كنيم و آنها را از مشكلات به وجود آمده نجات بدهيم.

با اين شرايط بحث منافع ملي چه مي‌شود؟

منافع ملي ما در دفاع از مردم سوريه است، تا الان كه دولت سوريه با مردم همراه بوده است، ما از آن حمايت مي‌كرديم و در حال حاضر بايد از دولت سوريه بخواهيم كه با مردم همراه باشد، طريقه كمك به اينها اين است كه سوريه را از اين معضل نجات بدهيم. راه نجات اين نيست كه بگوييم با مردم مقابله كنند بلكه بايد با مردم همراهي كنند و سياست خارجي ما بايد يك ميانجي خيلي خوب باشد، ما بايد از نفوذ خودمان در دولت سوريه استفاده كنيم و بين دولت و مردم آشتي برقرار كنيم و اجازه ندهيم اين مشكلات تبديل به خصومت بشود. بايد راه‌حل خروج از بحران را پيدا كنيم و از آقاي بشار اسد بخواهيم كه قدم‌هاي جدي براي اصلاحات بردارد و به وعده‌هاي داده شده عمل كند و كشتار مردم را متوقف كند، بايد از نخبگان و مخالفان براي مشاركت در دولت و مجلس دعوت كند؛ نه اينكه فقط وعده دهد.

شما گفتيد كه بايد راه‌حل ارايه كنيم و گفتيد كه اين كار صورت گرفت، كاري كه تركيه توانست انجام دهد اما ما نتوانستيم كاري انجام دهيم؟

بله، درست است به نظر من منافع تركيه، ايران و منطقه در اين است كه بحران سوريه به گونه‌يي حل شود كه هم منافع دولت سوريه و هم مخالفين آن تامين شود. ما بايد با سوريه براي حل معضل مشورت كنيم، كشور ما با دولت سوريه رابطه خوبي دارد و بايد با كمك سوريه و كشور‌هاي منطقه براي اين بحران راه‌حل پيدا كنيم؛ اينكه مردم كشته نشوند. ما نبايد بگذاريم دولتي كه خدمت كرده و انقلابي و ضد استعمار بوده به راحتي از بين برود و بايد راه‌حلي پيدا كنيم و از نفوذ خودمان در دولت استفاده كنيم و با استفاده از تركيه و هر كشور ديگري در منطقه و حتي خود مصر كمك بگيريم تا سوريه از بحران خارج بشود، كمك به بشار اسد اينچنين است نه اينكه ما او را تشويق كنيم تا به راه غيرقابل بازگشت برود، هنوز هم راه نجات وجود دارد. با توجه به كشتار زيادي كه صورت گرفته است باز امكان نجات سوريه وجود دارد و وضع فعلي به سود هيچ كدام از طرفين نيست.

با توجه به صحبت‌هاي شما مي‌شود نتيجه گرفت كه ما ديپلماسي فعالي نداشتيم؟

بله، نداشتيم و مي‌توانيم با كمك كشور‌هاي منطقه راه‌حلي براي سوريه پيدا كنيم.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...