آبان ۰۶، ۱۳۹۰

قطعنامه ۵۸۹ دیگری در راه است

و شاید اینبار برای همیشه! پیداست که همه- چه این وری، چه آن وری- از افزودن به این فایل حجیم ورق پاره ها خسته شدیم. یکبار باید به این دهن کجی ها تیر خلاص زد. در این ده نمای دنیا و در این عصر- به اصطلاح- جهانی شدن، نه تنها منفعت و مصلحت که امنیت و قدرت - چهار بنیان سیاست، کیان همه را به هم دوخته است. پس چرا دیگری- آن هم آن دیگری که دیگر، آن دیگر نیست- به خود اجازه ندهد که گزار لاکپشتی ما را ناخنک بزند. براستی آیااین نوع دخالت ها و مزاحمت ها، همان حدیث کهنه " توطئه" است؟ باری، چنینرویکردها و دو دو تا چهارتای منطقی سیاست دنیا، اجتناب ناپذیر، واقعی وای بسا عاقلانه و در راستای تحکیم چهار پایه سیاست ورزی است. چه باک، هرکه می خواهد بگوید سیاست بد است؛ بی پدر و مادر است. برای سیاسی ملالینیست. اینجاست که اگر کسی به خیال خام خود خواسته باشد پا در کفش لوطیعصبانی بگذارد و حرمت حریمش را بشکند، کارد به استخوان رسیده و دیگر اینتو بمیری از آن تو بمیری ها نیست. خدا خودش به خیر کند.

شرایط امروز ایران از برخی جهات، جهاتی که می تواند نقطه عطف در سیرتحولات کشور باشد؛ به دو سال پایانی جنگ هشت ساله بسیار شبیه است.

- مردم نگران و خسته اند؛ خیلی بیشتر از گذشته. به ویژه قشر متوسط در هرصنف و طبقه، قشری که تحولات ساختاری کشور به دست آنها شکل می گیرد؛بیشترین فشارها و بی مهری ها را تحمل می کنند. اگر با مردم و در میانآنها باشیم به خوبی می بینیم کور سویی از امید مانده که آن هم راز زندگیو تنها نیاز ماندن است. نه تنها ما مردم که شاید بیشتر از ما، لجنه هایتصمیم سازی و حلقه های دست اندرکار، خود گرفتار بی انگیزگی، چند دستگی،واگرایی پیدا و پنهان در برابر ساختار و سرانجام ناگزیر از بی اعتمادی بههم و به روند فرارو هستند. هر بیننده غیر متعصبی می تواند فضای سراسیمگیاقتصادی و جو ملتهب و تاریک اجتماعی و فرهنگی امروز ایران را به خوبی لمسکند. موضوع تنها ضرورت توسعه سیاسی و بهبود آزادی های اجتماعی نیست کهفرهیختگان ملت سال هاست بر آن تأکید داشته اند. پر روشن است، اگر ایناصلاحات به ثمر می رسید شرایط امروز کشور از همه نظر باثبات تر و آیندهتحولات روشن تر بود. هر آینه، درد ملت اینجاست که بخش بزرگی از انرژیانسانی- فکر، روحیه، انگیزه و اراده- و ظرفیت های مادی و فنی ما بیبرنامه و در پوشش اهداف خیالی و واهی هدر می رود. وانگهی، این خود دلیل وبهانه ای است برای سوداگران و فرصت طلبان دست در قدرت که تا زمان دارند ومی توانند جیب خود را پر سازند و ساز و برگ رفتن فراهم آورند. واقعیت آناست که بخش بزرگی از ملت می خواهد به هر شکلی که شده تحول اساسی صورتگیرد. اما دریغ از نیمچه بخاری از موافق و مخالف چه درون قدرت و چه بیرونشده از قدرت. تو گویی اهل سیاست ما یا گیجند و یا به فکر خویشند. خطر جدیو در بیخ گوش هر ایرانی است. اگر کاری از مردان سیاسی ما بر نیاید و شکلیاز تشکل منطقی، فراگیر، عملگرا و البته تنها، وامدار مردم، تحقق نگیرد؛اربابان قدرت جهانی، امنیت منافع خود را در گروی جنبش- بیش از حد متکثر وچه بسا متشتت- مخالفان رها نخواهند ساخت. در بهترین حالت ائتلافیبلاتکلیف و چند بند را به ما تحمیل خواهند کرد؛ پیش از آنکه نیروها وجریان های سیاسی حداقل ها و خط قرمزهای یکدیگر را تعدیل و تعریف کنند.این یعنی ادامه سیکل بی هویتی سیاسی و بی هدفی و بی برنامگی ماندگار.

- نه تنها مردم ایران که خیلی ها در دوردست ها، فرامرزها و در همسایگیما، مات و مبهوت، سبک و سیاق تحولات ایران را می نگرند و واخورده از آنچهآنها آن را ماجراجویی های افسار گسیخته قدرت مستقر کنونی کشور می نامند؛خسته و بیزارند. ناگفته پیداست، روز به روز کفه ترازو به سود دشمنان قسمخورده حاکمیت ایران سنگین تر می شود. شاید بتوان با قاطعیت گفت کهمانند سال پایانی جنگ فرسایشی هشت ساله، معارضان جهانی سیاست ایران هر چهبیشتر همگرا و همدست و همداستان شده اند تا منویات فروریخته در ورق پارههاشان را در عالم واقع به کرسی نشانند. یک بهانه و شاید هم دغدغه ایواقعی رفته رفته در این مجموعه جدی تر، عینی تر، آنی تر و تحریک کننده ترمی گردد؛ و آن خطر ایران برای صلح جهانی و نافرمانی و تجاوز بخش هایی ازقدرت کشور به آرمان های حقوق انسانی است که خود مصداق بارز تهدید صلحبشری می باشد.

- به بن بست رسیدن همه راهکارها و ترفندهای دیپلماتیک و هرگونه ابتکارتعامل و تحمل در دو سوی دشمنی و نمودار شدن رفتارهای عصبی و مقابله جوییهای هیجانی، در کنار قدرت گرفتن موضع نیروهای خشونت گرا و افراطی در هردو کمپ دشمن، خبر از آن می دهد که توجیهات و تعارفات دیگر محلی از اعرابندارد.

- بی ثباتی فزاینده در سطح منطقه، آن روز بی ثباتی در جریان انرژی وامروز بی ثباتی در فرایند سیاسی، به سهم خود ضرورت تحول کلیدی درساختار سیاسی و در نتیجه دگردیسی رفتاری ایران را هویدا می سازد؛ کشوریکه نمی توان بدون ثبات و آرامش آن منطقه را مدیریت کرد.

با توجه به ارزیابی گذرا و تطبیقی بالا پیرامون شرایط ایران در دو برههبحرانی به ویژه در روابط با آمریکا و غرب؛ اکنون باید دید پیام و پیامداتهام کاخ سفید به قدرت مستقر ایران برای ماجراجویی در خاک آمریکا آنهماز نوع تروریستی چه می تواند باشد. اینکه این ادعا نادرست است و یا تا چهحد درست و مستند، در این تحلیل نمی گنجد و بررسی آن، کار دستگاه هایاطلاعاتی و ریاستی دو طرف دعوا است. در اینجا، این تحول را می توان ازدو زاویه ایرانی و آمریکایی نگاه کرد.

- از پنجره ایران: هر عقل کوچکی می تواند بفهمد که ایران با قدرت هایاتمی به ویژه با چهار کشور کلیدی در صحنه سیاست و قدرت جهانی یعنیآمریکا؛ بریتانیا، روسیه و چین از راه نظامی در نخواهد افتاد؛ آن همدرورای مرزهایش. به پاکستان هسته ای که برای کشوری چون هند شاخ و شانه میکشد نگاه کنیم که چگونه عصبانی و ناراضی اما بناچار توجیه آمریکایی ها رابرای بمباران مرزهایش بر می تابد. آیا ایران تافته جدا بافته ای است؟بلی، اگر در خاک ایران و مرزهای کشور،هستی ایرانی، یکپارچگی ملی، تمامیتارضی و منافع حیاتی مورد دستبرد، اذیت و آزار و تاخت و تاز قرار گیرد؛ میتوان انتظار داشت که بسیج مردمی از هر توانی برای نجات کشور، سعادت، آبروو هویت ملت و سرانجام پاسداری از امنیت و منافع ماندگار ملی بهره خواهدبرد. این بدان معنا است که نمی توان باور کرد و دلیلی موجه یافت که چراکانون قدرت در ایران باید کاری بکند که می تواند به کشاکش نظامی بابرترین قدرت دنیا بیانجامد. دست کم برای نویسنده و بسیاری در ایران که با محدودیت های رسانه ای که ویژه کشور ما است؛ اخبار را با واسطه چند دست فرا می گیرند و از این رو تحلیلشان گاه بر پایه چنین داده های تزریقیو تحمیلی است؛ قابل درک نیست یکچنین توطئه خطرناکی به گونه ای رسمی و درسطح کلان تصمیم گیری کشور طرح شده باشد و یا رده اول و دوم دستگاه امنیتیکشور مسئول پیاده کردن و مدیریت آن بوده باشند. با این همه، در کشوری کهتشتت آرا، تعصب موهوم، خودسری و خودبینی در حلقه های منتسب به قدرت رسوخکرده؛ می توان بدگمان شد که شاید از سوی لایه های میانین حکومتی، گزکی بهخارجی داده شده باشد. به هر روی، تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها.باید دید که آیا کسانی از آن سوی آبها تطمیع یا تشجیع شده و بازی خوردهاند و یا چنین تمایلات افراطی و احمقانه در برخی نیروهای مؤثر وجود دارد؟اما اینکه بگویند تهران می خواسته با این ماجراجویی روابط آمریکا وعربستان را متشنج سازد، سخنی ساده انگارانه است. مگر دستگاه های اطلاعاتیمتعدد، با تجربه و برخوردار از فن آوری برتر در آمریکا و پادشاهی سعودیهمه مرده باشند که نتوانند ته و توی چنین توطئه ای را بیابند. گذشته ازاین، براستی چه تضمینی می توانست وجود داشته باشد که در صورت توفیق چنانتوطئه ای روابط ریاض- واشینگتن تنش آلود گردد. چه بسا عزم آنها جزم ترهم می شد.

- از پنجره آمریکا و همپیمانان: یادآوری برخی گفته ها، مواضع سیاسی وحوادث منطقه ای می تواند ما را به فهم دلیل و زمانبندی طرح این اتهام ازسوی واشینگتن و ریاض کمک کند.

1- هشدارهای پی در پی و بی پرده رئیس جمهور فرانسه به ایران برایبازنگری در سیاست اتمی خود برای پرهیز از برخورد نظامی با اسرائیل و حتمیخواندن این خطر

2-آشکار گشتن تحویل بمب های قدرتمند که قابلیت تخریب صخره های سنگی وآشیانه های اتمی ایران در دل کوه را داراست از سوی آمریکا به اسرائیل

3- هشدار ژنرال بلند پایه آمریکایی برای احتمال بروز ناهماهنگی و درگیریبین نیروهای دریایی ایران و آمریکا در خلیج فارس

4- سردتر شدن روابط تهران و ریاض و گسترش حس ناامنی و بی اعتمادی بین دوکشور به ویژه در پی تحولات بحرین و یمن به سطحی مانند آن روزها کهآمریکا، ایران را برای بمب گذاری ظهران تهدید به حمله نظامی کرد

5- سیر پرشتاب تحولات در جهان عرب، از لبنان و فلسطین تا بحرین و یمن وادامه روند- به اصطلاح- بهار عربی در سوریه بر خلاف خواست دولت مستقرتهران و نیز سرخوردگی آن از تحولات بحرین و مواضع فعال محمود عباس درفلسطین

6- بهبود نقش ترکیه در تحولات منطقه و مطرح شدن آن به عنوان یار و یاورملت های عرب و آرمان های فلسطینیان و نیز به عنوان یک کشور اسلامی قابلاتکا و اعتماد به جای ایران

7- واگرایی در مواضع و رویکردهای ایران و ترکیه در تحولات عربی و اسلامیبه ویژه میدان داری و حمایت ترکیه از جریانات برانداز دولت بشار اسد

8- سهل انگاری، خود بینی و خود فریبی رجال سیاسی حکومت در ایران و نادیدهانگاشتن خطرات مقدری که در حاشیه تحولات سرزمین های عربی در کمین نظامروحانی ایران نشسته تا آن را در دام خود اندازد

9- فرصت سوزی قدرت حاکم در تهران در دلسوزی برای اسدی که برایش دم و اشکمو یال و کوپال نمانده و در نتیجه بدنام سازی ملت ما در سوریه آینده

10- بازی آمریکا با چین و روسیه به این امید که در پی وتوی قطعنامه ضدسوری این دو دولت، اینبار آنها همکاری بیشتری با آمریکا در فشار آوردن برایران و احتمالا" پذیرش قطعنامه ضد ایرانی از خود نشان دهند

11- پاسخ مثبت آمریکا به خواهش پیگیرانه سعودی ها در برخورد جدی با ایرانو سرانجام،

12- نگرانی فزاینده جهانی به دنبال گزارش گزارشگر اختصاصی شورای حقوق بشرسازمان ملل متحد برای ایران که گویای ادامه نقض آشکار حقوق انسانی درکشور است و فراگیرتر شدن موج اعترضی از سوی چهره ها و مسئولین بینالمللی، همه و همه نشان از دیپلماسی ناکارآمد و ضعیف دولت حاکم بر کشور وضربه پذیری بالای آن در سایه انزوای ملی و بین المللی دارد.

علاوه بر این، خدشه در باور به اقتدار هرمی در حلقه های سیاستگذاری و بینسیاستمداران صاحب نام و نفوذ و به سطح آمدن تعارضات ریشه ای و کلیشه ایدر مجموعه قوا و درنتیجه فقدان حمایت وافی و کافی از دستگاه اجرایی وهمچنین رقابت حذفی و تخریبی بین مقام های حکومتی به اشکال مختلف و تلاشآشکار و نهان برای عقیم سازی ابتکارات یکدیگر، بستر مناسبی فراهم آوردهتا آمریکا پیشدستی کند و شاید پیش از هر توهم توطئه چینی به دست بازیگرانافراطی در ایران، حاکمیت ایران را به کنج رینگ بکشاند. در این شرایط،طرحو اجرای ابتکار عملی کارا و عاقلانه بسیار سخت خواهد شد تا جایی که جزکوبیدن بینی خونی به مشت سنگین دشمن جانی راه دیگری نماند. این همانخوابی است که در هالیوود به تصویر کشیده می شود تا با آمادگی و درک ذهنیبهتر جامعه مدنی و سیاسی غرب، رهبران آمریکایی با امید و قابلیت بیشتریبتوانند این سناریو را در جهان واقعی تعبیر سازند. آنچه می توان فهمید آناست که آمریکا اسنادی پیرامون این توطئه در دست دارد و امیدوار است باظرافت حقوقی که در پیشبرد پرونده به کار می گیرد؛ جامعه بین الملل را ازیکسو و روسیه و چین را از سوی دیگر مجاب کند که دست کم چنین طرحی برایاجرا از دالان حلقه های بانفوذ نظامی و امنیتی ایران گذشته و این یکواقعیت بسیار خطرناک و تهدید کننده است که می تواند در هر کجا به اجرادرآید. امان دادن برای پردازش و ظهور چنین بمب اتمی قهار که همانا روانبیمار کسانی است که اگر نه امروز، می توانند در فردای نزدیک، دستی درتوان نامتعارف نظامی ایران داشته باشند؛ در حقیقت بازیابی گونه پیشرفته،مخوف و به روز شده طالبانیسم است. اگر آمریکا بتواند این دعوی را مستندسازد بزرگترین و تهدیدآمیزترین گام را برای باز کردن فصل هفتم منشور مللبر ضد ایران پیموده است. تلاش برای تحریم بانک مرکزی ما و شاید در آیندهفراهم ساختن اجماع ضد ایرانی در سازمان کنفرانس اسلامی و به دنبال آنرفتن به سوی تحریم فراگیر نفتی در شورای امنیت و سرانجام ارزیابی وسرمایه گذاری برای هدایت تحولات سیاسی ایران در دو سال پیش رو، همه بهگونه ای با این پروژه همخوانی دارد. برای همین است که این حادثه مهم اززبان بالاترین مقام آمریکایی برجسته شده است تا جایی برای فروکاستن ازاهمیت و ضرورت پیگیری آن توسط بالاترین مجمع بین المللی نماند. اگر ایناتهام در دستور کار دولت آمریکا چیزی بیش از یک تاکتیک و شانتاژ تبلیغاتیمن درآوردی نبوده، بسیار بعید می نمود که طرح این دعوی از سوی چهره هایکلیدی و بلکه بالاترین مقام کشور مطرح شود. برای فضا سازی روانی و جنگمحدود تبلیغاتی کافی بود کسانی چون جان بولتن یا یک ژنرال چهار ستاره ویا حتا رئیس سیا چنین گمانه زنی را پیش بکشند و نیازی نبود که به عنواننمونه کسی در مقام وزیر دفاع یا وزیر خارجه طرح شبهه کند. در پایان،رفتار حاکمیت و ابتکار عمل فعالین سیاسی باقیمانده در درون کشور واپوزوسیون ایرانی مقیم خارج، بین دو تا سه سال پیش رو، برای غرب روشنخواهد ساخت که آیا دگرگونی بنیادین در کشورمان از درون و یا از سویاپوزوسیون ممکن و شدنی است و یا باید با دامن زدن به درگیری های پراکندهدر آبها و مرزهای ما، آن چاره آخر را به کار گرفت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...