مهر ۲۲، ۱۳۹۰

تاکید بر قانون وقانون اساسی

کلمه - فرشاد مصطفوی: جنبش سبز بی‌ اغراق بزرگترین اتفاق عرصهٔ اجتماعی ایران در دو دهه اخیر جمهوری اسلامی است که موجب تغییر نقش و جایگاه بسیاری از ارکان، ساختارها و شخصیت‌هایی‌ شد که تا پیش از این در کنار هم معرف جمهوری اسلامی ایران بودند؛ یک چالش عمیق که افراد درگیر را به واکنش‌هایی‌ عریان در قبل یکدیگر فراخواند و باعث ایجاد فضایی شد که در آن افراد ناچار بودند که مرز خود را با بسیاری از مفاهیم و عقاید و باورها آشکارا مشخص کنند، باور‌هایی‌ همانند دموکراسی، حق و نقش مردم در اداره امور، مجلس، دولت، انقلاب و حتا امام و جنگ. نتیجه چنین صف آرایی این شد که بسیاری از شخصیت‌هایی‌ که تا پیش از این ستون‌های حاکمیت از روزهای نخست بودند ملقب به القابی همانند بی‌ بصیرت و فتنه گر شدند و به زور اسلحه و چماق و تیرهای تهمت به حاشیه انزوا و حصر و حبس رانده شوند. از آن طرف دیگر بسیاری از شخصیت‌ها و نهاد‌ها و مراجع قدرتی‌ که تا پیش از این امکان عرض اندام آشکار را نداشتند با استفاده از خلا ایجاد شده، یا خطر روزافزون ناشی‌ از به عرصهٔ عمل آمدن بسیاری از فعالین، آشکارا به میانه میدان آیند و مستقیماً دست به استفاده از ابزار هایشان، فارغ از میزان مشروعیت عرفی و قانونی‌ آن بزنند. طبیعی است که چنین جنبشی که چنان شکاف و تغییر انقلاب گونه‌ای را ایجاد کرده موضوع نگارش صد‌ها نوشته قرار گیرد و مؤلفهٔ‌های مختلف آن و مشخصات متفاوت آن به عرصهٔ بحث و احیانا جدل کشیده شود. به هر حال آنچه که توسط هیچ مفسر منصفی قابل کتمان نیست ریشه جنبش است و نقشی‌ که فرایند انتخابات و گروه‌های درگیر در آن در پیدایش و بالش آن ایفا کردند. در ادامه داستان‌ها متفاوت می شود و گروهی معتقد شدند که جنبش از سران و گروه‌های شکل دهنده‌اش عبور کرده و خواست‌هایی‌ غیر از آنچه که میثاق مشترک‌شان بود و دنبال می‌کند و گروهی دیگر اینها را لازم و ملزوم هم می‌دانند.



قوی‌ترین و قابل استناد‌ترین مستند گروه اول برخی شعارهای غیر رسمی در حین اعتراضات بود و مستند گروه دوم قابلیت بسیج عظیمی‌ بود که تا روزهای آخر حضور خیابانی جنبش انحصارا در اختیار افراد و گروه‌های ذکر شده بود و ماند، بطوری که آخرین تجمع بزرگ که بعد از ماه‌ها سکوت و تلاش کاملا ناموفّق دیگر گروه‌ها برای کشانیدن مردم به خیابان‌ها انجام شد، تنها در پی‌ چند خط خواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی حادث شد. ولی‌ داستان به همینجا خاتمه نیافت، برای گروهی از افراد درگیر جنبش که نقش این دو شخصیت، بخصوص میرحسین موسوی را غیر قابل انکار می دیدند اقدام به باز تعریفی‌ جدید از خاستگاه و عقاید این دو کردند، بطوری که مدعی تغییر آنها از خاستگاه اصلاح طلبی و گفتمانی مبتنی‌ بر آموزه های انقلاب ۵۷، به گفتمانی که براندازی هدف آن بود شدند. هدف این نوشته صرفا بررسی مقدار صحت و سقم چنین ادعایی است که چقدر می‌توان به چنین تغییری در عقاید رهبران جنبش و شخص میرحسین به عنوان شاخص‌ترین آن شد. در اینجا ابزار چنین بررسی ای بیانیه‌های هجده گانه میرحسین موسوی است که به تفصیل بیانگر عقاید و باور‌ها و عناصری است که به باور ایشان هویت جنبش ذیل آن تعریف میشود.



جدول زیر بیانگر دایره آماری بعضی‌ لغات کلیدی در بیانیه‌های هجده گانه میرحسین است، لغاتی که به نظرِ نگارنده نقشی‌ غیر قابل انکار در شکل دهی‌ روح حاکم بر عقاید نگارنده این بیانیه‌ها دارد، کلماتی‌ همانند انتخابات، رای، قانون و قانون اساسی‌. در کنار استفاده از این کلمات، عباراتی که صریحاً بر مفاهیمی تاکید کرده که امروز محل اختلاف اساسی‌ است نیز مورد توجه است ، بطور مثال چقدر میرحسین برای جنبش نقشی‌ ذیل حاکمیت قانون و قانون اساسی جمهوری اسلامی تعریف می کرد، چقدر به عبور از ساختار و قانون اساسی‌ معتقد بود و چنین باوری چقدر در طی‌ آن ۱۸ ماه دچار دگرگونی شد. در ادامه مفصل تر به سه چهار بیانیه ۹، ۱۱، ۱۷ و ۱۸ خواهیم پرداخت، بیانیه‌هایی‌ که برخلاف بسیاری دیگر از بیانیه‌ها حاصل واکنش به یک کنش حاکمیت نبودند و بیشتر اساس‌شان هویت دهی‌ به جنبش و نقش دهی‌ به افراد ذیل آن بود.

قانون.png

شاید پر رنگ ترین لغتی که روح کلی‌ حاکم بر بیانیه ها را شکل داده است تاکید بر قانون و مشتقات آن از قبیل قانون مداری و قانون گریزی است. مجموعاً در ۱۸ بیانیه ۱۰۸ بار کلمه قانون به همراه مشتقات‌اش ذکر شده که ۴۳ بار آن اختصاصاً اختصاص به عبارت "قانون اساسی‌" دارد. همانطور که در جدول مشخص است بیانیه‌های ۱۸ با ۲۵ بار استفاده از عبارت "قانون"، بیانیه ۹ با ۲۲ بار و بیانیه ۱۱ با ۲۰ مورد بیشترین مورد استفاده از این عبارت را دارند که اختصاصاً به ترتیب ۷ مورد، ۲۰ مورد و ۱۲ مورد آن مربوط به عبارت "قانون اساسی‌" بوده است. به عبارتی پر کاربرد‌ترین کلمه هویت ساز این بیانیه‌ها عبارت "قانون" است که تمامی‌ این مورد استفاده، سمت آن بر تاکید بر لزوم رعایت قانون از طرف حاکمیت و تقبیح شکسته شدن و بی‌ احترامی به آن است. حتا یک مورد در بیانیه ۱۷ ضمن تاکید بر غیر قابل پذیرش بودن برخی‌ نادر افراطی گری‌های افراد در روز تظاهرات عاشورا، آن را نتیجه ی "به زیر انداختن افراد بی‌گناه از روی پل‌ها و بلندی ها، تیراندازی‌ها و آدم زیر کردن‌ها و ترورها" ی طرف مقابل میداند.



از طرف دیگر آنچه که در بیانیه‌های هجده گانه میرحسین به کرات و به صراحت مورد تاکید موکد ایشان قرار گرفته نقشی‌ است که قانون اساسی‌ و اصرار بر اجرای بی‌ تنازل به عنوان هدف مردم و جنبش سبز دارد. به عنوان مثال در بیانیه یازدهم در ادامه این جمله که مردم در جنبش سبز به دنبال حقوق از دست رفته خود هستند و در جواب این سوال که کدام حقوق مدنظر است، تاکید می‌کند که



" استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست".



یا در بیانیه سیزدهم تاکید می‌کندکه :



ما (جنبش سبز) " خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم". این تاکید به صراحت در بیانیه‌های شانزده و هفده نیز انجام می‌گیرد. میرحسین حتا دایره صراحت را از اینجا نیز بیشتر باز می‌کند و تاکید می‌کند که "مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید". در جای دیگر در جواب یک سوال خود پرسیده می‌گوید "شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند".



البته آنچه که به نظر می‌رسد این است که دفاع میرحسین، یا آن قسمت از سیاست ورزان جنبش سبز از قانون و در راس آن قانون اساسی‌ علاوه بر تاکیدی که بر ظرفیت‌های مفید استفاده نشده‌ای که در چنین قانون‌هایی‌ می‌بینند از این باور نیز نشأت می‌گیرد که عمل به قانون، هر قانونی‌ از بی‌ قانونی‌ بهتر است، و طبق همین باور است که میرحسین در بیانیه ۹ تاکید می‌کند که :



"حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است".



از طرف دیگر علت اصلی‌ آن دست اقدامات حاکمیت در مقابل مردم رو به کرات به روحیه قانون گریزی آنها نسبت میدهد، روحیه‌ای که باعث شده که مسئولین چنین بی‌ پروا بر همه ارزش‌ها پای نهند.

قانون 2.png

تصویر بالا نشانگر تغییراتی است که در سیر انتشار بیانیه‌های مختلف در استفاده از کلمات کلیدی نام برده در پاراگراف‌های قبلی‌ روی داده است. اگر از بیانیه‌های ابتدایی که کاملا موضوعی و گاهاً حتا در یک پاراگراف در واکنش به حوادث روز و کاملا موردی نگاشته شده اند بگذریم، میرحسین موسوی اولین بار در بیانیه ۹ و در ادامه در بیانیه ۱۱، ۱۷و در آخر ۱۸ عمیق تر به هویت شناسی‌ جنبشی می‌پردازد، میر حسینی که خواه ناخواه از طرف عده کثیری از افراد درگیر در جنبش به عنوان رهبر آن شناخته شده بود. همانطور که در جدول مقایسه‌ای و این تصویر مشخص است در این بیانیه‌ها با یک جهش کاملا محسوس در میزان مورد استفاده از عبارت قانون و قانون اساسی‌ مواجهیم. یک علت آن این است که ابتدا این بیانیه‌ها در مقام مقایسه بیانیه‌های طولانی‌ تری هستند، ولی‌ از طرف دیگر موضوع آن که همان تبیین اهداف و هویت جنبش است اهمیت استفاده از این کلمات را آشکار می‌سازد. بیانیه ۹ بیانیه ای است که میرحسین در دو بخش، حاکمیت و مردم را خطاب قرار میدهد و کاملا عمیق با آنها به بحث می‌نشیند.





بیانیه ۱۱ حاوی راهکار‌هایی‌ است که میرحسین جنبش را درگیر یک مبارزه بلند مدت تر میبیند و بنابراین در مقابل همه محدودیت‌های تحمیلی از طرف حاکمیت راه را در تشکیل هسته‌های اجتماعی هول محور "شعاری مشترک" می بیند، هسته‌هایی‌ که پیوند‌هایی‌ خویشاوندی و دوستی‌ آنها را به هم پیوند میدهد و به "اجماع"، ارزشی بیشتر از "اکثریت" میدهند، گرو‌ههایی که "در هر کجای دنیا" می توانند باشند. در بیان ارزش این بیانیه همین بس که اولین بار "راه سبز امید" در این بیانیه معرفی‌ می شود. بیانیه ۱۷ بیانیه‌ای است مفصل خطاب به حاکمیت که در آن به صراحت شروطی را برای حاکمیت برای برون رفت از بحران ذکر می کنند، شروطی که در ماه‌های بعد مدون شده از زبان سید محمد خاتمی خارج می شود و مورد تاکید قرار می‌گیرد. بیانیه ۱۸ نیز بطور کلی‌ اولین منشور جنبش سبز نام می‌گیرد، منشوری که به گفته میرحسین با مشورت گروه زیادی از بدنه فکر ساز جنبش نگاشته شده است.



ادامه دارد



بررسی بیانیه های مهندس میرحسین موسوی


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...