«... تلاشها، مجاهدتها، ازخودگذشتگیها و پیگیری و صبوری مردم آزادیخواه و دموکراسیطلب لیبی نیز به به فرجامی که پیشبینی میشد منتهی گردید. طرابلس، پایتخت لیبی، آخرین سنگر دیکتاتوری معمر قذافی نیز در برابر اراده و عزم مخالفان تاب نیاورد و به ارادهی مردم تسلیم شد....
«شورای هماهنگی راه سبز امید، ضمن تقدیم شادباش بهتمام آزادیخواهان جهان، بهخصوص مبارزان آزادهی لیبی و نیز حامیان و همراهان جنبش سبز در ایران، تغییر نظام سیاسی در لیبی را در آستانهی روز قدس بهفال نیک میگیرد....
«شورای هماهنگی راه سبز امید از سبزهای آزادیخواه ایران میخواهد به هر طریق و روش ممکن ... به استقبال و ستایش سقوط دیکتاتوری قذافی و تغییر رژیم اقتدارگرای حاکم بر لیبی روند....»
ــ از بیانیهٔ شورای هماهنگی راه سبز امید، ۳ شهریور ۱۳۹۰
* * *
«... به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرتها با شعار آزادیبخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عینحال که وقتی ابوغریبها را به راه میانداختند طمع خویش را در چهرههای وحشتزده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور میگفتند شما همانهایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاحهای رعبانگیزتر ما بیشتر بترسید...»
ــ از بیانیهٔ شماره ۱۵ مهندس میرحسین موسوی، ۴ آبان ۱۳۸۸
«ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا حالا نه کارت تبریکی برای رؤسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین الملل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است...»
ــ از بیانیهٔ شماره ۱۷ مهندس میرحسین موسوی، ۱۱ دی ۱۳۸۸
«دستیابی به اهدافی چون آزادی و عدالت تنها بر پایه توجه به منافع ملی و حفظ استقلال میسر است. جنبش سبز با آگاهی از این امر، نسبت به هر اقدامی که برخلاف منافع ملی و ناقض اصل استقلال باشد مبارزه می کند و این مسئله را در زمره موازین محوری خویش می داند.»
ــ از بیانیهٔ شماره ۱۸ مهندس میرحسین موسوی، ۲۵ خرداد ۱۳۸۹
* * *
ما خود را بخشی از جنبش سبز مردم ایران میدانیم و برای پیروزی آن صادقانه مبارزه میکنیم. ما نیز با هر شکل از دیکتاتوری، استبداد، و سرکوب مردم آزادیخواه و حقطلب، در هرکجا که باشد، مخالفیم و علیه آن میرزمیم. ما نیز معتقدیم که بساط همهٔ نظامهای ضدمردمی باید در سطح جهان برچیده شود و ارادهٔ مردم در همهجا حاکم گردد. اما، در عین حال، نمیتوانیم با این پایکوبیهای زودرس، سادهنگرانه، و در بهترین حالت، خواستاندیشانه، که بر هیچچیز جز نادیده گرفتن پیچیدگی روندها و واقعیات جهان امروز استوار نیست، همراه شویم.
ما نمیتوانیم با این «استقبال و ستایش» از «تاب نیاوردن» و سقوط دیکتاتوری قذافی در برابر «اراده و عزم مخالفان»ی که در این سند از آنها بهمثابه «مردم آزادیخواه و دموکراسیطلب لیبی» نام برده شده است، موافق باشیم. یک چنین موضعگیری، آنهم از سوی «شورای هماهنگی راه سبز امید»، که امروز سکان بخش عظیمی از جنبش آزادیخواهانهٔ مردم ایران را در دست دارد، نه فقط چشم بر بخش بزرگی از واقعیات موجود جهانی میبندد، بلکه با محدود کردن بحث به اصل ضدیت با «دیکتاتوری» و بها ندادن به اصل «استقلال» و «حق حاکمیت ملی» خلقها، و پیوند ناگسستنی این دو اصل با یکدیگر، از موازین محوری مندرج در «منشور جنبش سبز»، یعنی «تأکید مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندی با نیروهای وابسته به قدرتهای بیگانهٔ سلطهجو...» (بند پ ـ ۴، ویراست دوم «منشور جنبش سبز»)، بسیار بهدور است.
ما نمیتوانیم هر دشمنِ دشمنمان را دوست انگاریم، و از دوستان خود در جنبش سبز نیز صادقانه میخواهیم که چنین نیاندیشند، چرا که این کار همان مردمی را که همگی میکوشیم از بند رها سازیم بهگمراهی میکشاند و بهدام دشمنان تاریخیشان میاندازد.
از دوستان خود در جنبش سبز میپرسیم:
آیا خود حاضرید بهکمک بمبارانهای نابودکنندهٔ «ناتو» و بهبهای مرگ و آوارگی هزاران ایرانی بیگناه، تخریب و نابودی زیربنای اقتصادی و صنعتی کشور، و در نهایت سلطهٔ مجدد قدرتهای خارجی بر ایران، بر دیکتاتوری حاکم بر میهنمان پیروز شوید؟ و در چنین صورتی، آن را پیروزی «مردم آزادیخواه ایران» خواهید نامید؟ اگر چنین نیست، و میدانیم که چنین نیست، آنگاه چرا چنین سرنوشتی را برای خلقهای دیگر مورد تأیید قرار میدهید؟
آیا فرقی میان «مردم آزادیخواه لیبی» و مزدوران مسلحشدهٔ دولتهای غربی، که تنها و تنها بهکمک بمبارانهای «ناتو» بر رژیم دیکتاتوری قذافی پیروز شدند، نمیبینید؟ اگر اینها از حمایت مردم لیبی برخوردار بودند، چرا باید بمبهای «ناتو» راه ورود به طرابلس را برای آنها هموار میکرد؟ چرا آنها نتوانستند، مانند مردم مصر، دیکتاتور حاکم را با تکیه بر نیروی مردم، از درون خود طرابلس پایتخت آن کشور، بهزیر بکشند؟
آیا نمیبینید که هر یک از این گامهای دخالتجویانهٔ غرب و «ناتو»، زمینه را برای حملهٔ بعدی به کشورهای دیگر، مانند سوریه و میهن خود ما، هموارتر خواهد کرد؟ آیا رابطهٔ این حملههای نظامی را با برنامههای سلطهجویانهٔ قدرتهای بزرگ برای کنترل منابع هرچه محدودترشوندهٔ طبیعی، بهویژه نفت و آب، در سطح جهان نمیبینید؟ آیا از برنامههای این قدرتها برای گشودن دروازههای اقتصادی کشورها، تحمیل اقتصاد خصوصی نئولیبرالی و چپاول همهٔ ثروتهای ملی آنها، آگاهی ندارید؟
آیا واقعاً فکر میکنید که قدرتهای امپریالیستی و «ناتو» در دفاع از «حقوق دموکراتیک» مردم لیبی به حملهٔ نظامی دست زدند؟ آیا یک نمونه از مردم آزادشده بهکمک «ناتو» را میشناسید؟ چرا همین «مدافعان حقوق بشر» که امروز لیبی را بمباران میکنند، به کمک جنبش مردم آزادیخواه بحرین نیامدند و برعکس، خیزش برحق آنان را با کمک نیروهای مسلح عربستان سعودی، نزدیکترین متحدشان در منطقه که خود یکی از بزرگترین پایمالکنندگان «حقوق بشر» است، سرکوب کردند و همچنان به این سرکوب ادامه میدهند؟ آیا سرنوشت اسفبار مردم افغانستان و عراق را، که مهندس موسوی بهدرستی در مورد آن به همهٔ ما هشدار داده است، نمیبینیم؟ آنجا نیز حملهٔ نظامی زیر پوشش «برقراری دموکراسی»، «دفاع از حقوق بشر»، و حتی «رهایی زنان» صورت گرفت.
آری، مردم لیبی در دفاع از حقوق دموکراتیک خود بهپا خاستند. اما آنچه در عمل بهدنبال آمد نه ادامهٔ مبارزات آنها تا پیروزی نهایی بلکه دزدیده شدن حرکت انقلابی آنها از سوی «ناتو» و تبدیل درگیریها به یک حرکت نظامی در خدمت هدفهای قدرتهای امپریالیستی بود. تردیدی نیست که مردم لیبی بهمبارزات خود برای دستیابی به حقوق دموکراتیک خویش ادامه خواهند داد، اما اینبار نه با یک دیکتاتور داخلی، بلکه با یک مشت مزدور مسلح برگماشته از سوی قدرتهای خارجی روبرو خواهند بود.
و در این میان، آنچه مردم آزادیخواه لیبی، و نه فقط آنان بلکه جنبش سبز مردم ما نیز، بیش از هرچیز بدان نیاز دارند، همبستگی بینالمللی همهٔ نیروهای مترقی جهان با مبارزات آنان است.
نخست برای گرفتن کمونیست ها آمدند،
من هیچ نگفتم زیرا من کمونیست نبودم.
بعد برای گرفتن کارگران و اعضای سندیکا آمدند،
من هیچ نگفتم زیرا من عضو سندیکا نبودم.
سپس برای گرفتن یهودیان آمدند،
من باز هیچ نگفتم زیرا من یهودی نبودم.
سرانجام برای گرفتن من آمدند
،
و دیگر کسی نمانده بود تا حرفی بزند.
ــ کشیش «مارتین نیمولر»، دربارهٔ برخورد روشنفکران آلمان پس از قدرتگیری نازیها و سرکوب مردم.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
درتعجب مانده ام که این " کارزار همبستگی با جنبش سبز مردم ایران " کیست و در این بیانیه چه میخواهد بگوید؟ راستش خیلی به بانیه ای از جانب حکومت اسلامی ایران شبیه است یا شاید به بیانیه ای از جانب سرهنگ قذافی. منظور اینان از مزدوران خارجی در میان گشایندگان دروازه تریپولی که توسط رسانه های جهان آزاد بر صفحات تلویزیون دیده ایم - که با استقبال ساکنین شهر مواجه شده اند - چه کسانی است؟ صادر کنندگان بیانیه نشنیده اند که در ابتدای خیزش مردمی در لیبی جنگنده های سرهنگ قذافی شروع به بمباران شهرها کردند و همین روزهای اخیر گفته است اگر تمام لیبی به آتش کشیده شود دست از مقاومت بر نمیدارم. در سراسر بیانیه وحشت از سقوط حکومت سوریه و احتمالا پس از آن حکومت اسلامی میبارد.
پاسخ دادنحذفsoxan az del e ma migui
پاسخ دادنحذفدوست گرامی با سلام! سئوال اساسی که باید به ان پاسخ داده شود اینستکه ایا ما مخالفان سلطنت اقای خامنه ای حاضریم که از حمله ناتو به کشورمان برای براندازی سلطنت اقای خامنه ای پشتیبانی به عمل اوریم؟ ایا نخوانده اید که شورشیان لیبیایی مسلح شده توسط ناتو در ابتدای شروع به عملیات خود بافرانسه قراردادی به امضائ رسانده اند که طبق ان 36 درصد ذخایر نفتی لیبی برای همیشه به انها واگذار شده است؟ و در اذای این حاتم بخشی فرانسه به انها کمک نظامی برای سرنگونی قذافی ارسال نماید؟ قذافی دیکتاتور حرفی در ان نیست اما تعیین تکلیف با دیکتاتور های وطنی وظبفه ملت همان کشور است نه نیروهای بیگانه. دموکراسی غربی را در 28 مرداد 32 در عراق و افغانستان تجربه کرده ایم. ازموده را ازمودن خطاست!
پاسخ دادنحذفمهم نیست که "کارزار همبستگی با جنبش سبز مردم ایران" چه کسانی هستند، مهم جواب دادن به یک سوال اساسی است که هیچ نیروی سیاسی نمی تواند از آن فرار کند. آیا ما با دخالت نیروی خارجی همچون ناتو در امور داخلی کشورمان موافق هستیم یا مخالف آن هستیم؟ به نظر می رسد به دلایل نامعلوم نیروهای سیاسی از جواب دادن به این مهم طفره می روند. ما با یک واقعیت مواجه هستیم و یک نیروی سیاسی باید با این پدیده برخورد سیاسی داشته باشد. تا این موضع گیری به صورت شفاف از طرف هر نیروی سیاسی مشخص نشود، باید این وضعیت از طرف این نیروهای سیاسی را فرصت طلبانه قلمداد کرد. جنبش سبز باید در رابطه با این موضوع سیاست مشخصی داشته باشد. بعد از این موضع گیری می توان نسبت به جریانات لیبی و احتمالا سوریه و ایران نیز اظهار نظر کرد. میهن ما ایران و منطقه دوران حساس و سرنوشت سازی را از سر می گذراند.
پاسخ دادنحذفسئوال سختی که دوستان مطرح کرده اند به صورت کلی چنین است :
پاسخ دادنحذفآیا شهروند ان کشوری – گرفتار ظلم و جور حکومتی جائر که با کمک مزدوران تا دندان مسلح خود بر قرار ایستاده وهیچگونه مفری برای شهرمندان باقی نگذاشته - با دخالت نیروی خارجی در امور داخلی کشورشان موافقند؟
جواب به این سوال را با سوال سخت تری میتوان داد و برای اجتناب از ایجاد حساسیت فعلا ایران و مسائلش را از بحث کنار گذارد.
به لیبی میرویم:
اگر سرهنگ قذافی از ابتدای برپا خاستن مردم لیبی با دستی باز آنان را از راه هوا بمباران و از راه زمین بوسیله نیروهای زرهی مزدور خود به خاک و خون میکشید چاره کار چه بود؟ آیا در این روزگار و در قرن بیست و یکم نقشی برای سازمان ملل و نیروهای وابسته به آن در این امر قائل هستیم؟
به سوریه میرویم:
اگر حکومت بشار اسد از ابتدای برپا خاستن مردم سوریه با دستی بازبه مانند پدرش سی هزار از آنان را بوسیله نیروهای زرهی مزدور خود تنها در یک شهر به خاک و خون میکشید چاره کار چه بود؟ آیا اکنون که حتی زیرچشم شماتت بار جهانی هزاران نفر از ملت سوریه را به خاک و خون کشیده است چاره کار چیست؟ آیا در این روزگار و در قرن بیست و یکم نقشی برای سازمان ملل و نیروهای وابسته به آن در این امر قائل هستیم؟
پرداختن به مطالب کلیشه ای نظیر قرارداد با مثلا فرانسه برای واگذاری سی و شش در صد ذخائر نفتی لیبی دیگر زائد است مختصرا میتوان گفت که قذافی نیز مثلا با بی پی انگلیس نظیر همین قرارداد را داشت . مضافا به اینکه کشور های دیکتاتور زده نفت خیز کاری جز فروش نفت خام به مشتریان خود ندارند از اروپا بگیرید تا روسیه و چین و ماچین.
یادآوری میکنم که جواب خود در این باره که مقصود از مزدوران خارجی در میان شورندگان به قذافی کیانند را هنوز دریافت نکرده ام.
یک دوست این بیانیه تحلیل ابراهامیان رادنبال میکندکه درک خاصی ازامپرالیسم دهه قبل ازهشتادراترویج میکندکه بیشتربه کارتوتالیترهامیاید.دراین نوشته جایگاه مردم دربرابرحکومتهای بشدت متصلب وسرکوبگرمشخص نشده است.درضمن این حکام دیکتاتورهستندکه دربرابرخواسته های بحق مردمشان رفتارهای وحشیانه نشان میدهندوپای نیروهای خارجی رابه کشورخودبازمیکنند.انچه باعث تعجب است بازخواست ازجنبش سبزباشیوه های مختلف میباشد
پاسخ دادنحذفدوست گرامی با سلام! اتفاقا پاسخ به این سئوال و اعلام موضع صریح در این مورد ضروری است جرا؟ برای این که جایگاه واقعی نیروهای شرکت کننده در جنبش مشخص شود. سلطنت طلبان که هنوز در ارزوی رسیدن مجدد به قدرت در ایران هستند از طرفداران پروپا قرص دخالت نظامی خارجی در ایران هستند انگونه که در 28 مرداد 32 کردند. اگر قذافی برخلاف اصول قانونی قرارداد نفتی با انگلیس بسته نمی توان توجیه کننده عملکرد کسانی باشد که هنوز ساختارهای قاتونی در کشور شکل نگرفته مجلسی که منتخب رای ازاد مردم باشد تشکیل نشده خودسرانه از جیب مردم حاتم بخشی کند. عمده شخصیت های عضو ”شورای انتقالی ملی“ عناصری ناشناخته در رابطه با مبارزات مردم لیبی برای دموکراسی و آزادی در این کشورند. نقش پررنگ نیرو های اسلامی افراط گرا، وابستگان به رژِیم سلطنتی حاکم در سال های قبل از ۱۹۶۹، و پادوهای آمریکایی، انگلیسی، و فرانسوی سازمان های امنیت کشورهای امپریالیستی، عامل مهمی در نگرانی نیروهای ترقی خواه در جهان در رابطه با سیر تحولات آینده در لیبی است. به عنوان نمونه باید به ”عبدالحکیم بلهادی“، فرمانده کل نیروهای ارتش شورشی در طرابلس، اشاره کرد که رهبر نیروهای ”گروه جهاد اسلامی لیبی“، و از سران اسلام گرایان افراطی منسوب به القاعده است. ”ایمان الظواهری“، مغز متفکر و سازمان ده ”القاعده“ در سال ۲۰۰۷ ، در پیامی از بلهادی که از دهه ۱۹۹۰ میلادی در طرح های تروریستی اسلام گرایان بنیادگرا در شمال آفریقا دست داشته است، به عنوان ”فرمانده مجاهدین“ نام می برد.
پاسخ دادنحذفدر خاتمه من فکر می کنم باید با دیدی جدید به نقش سازمان ملل و شورای امنیت نگاه شود. در نهایت سیاست استراتژیک امپریالیسم برای تسلط بلامتازع بر نفت و کاز و اب را نباید از نطر دور داشت.
باسلام به دوستان وقتی حکومتی مقابل حداقل خواسته بحق وقانونی مردمش میاستدوبا شدت حداکثری برخوردمیکندوتحقیرملت خودراادامه میدهند ومنابع مالی(متلق به ملت)رادرسرکوب مردم بکارمیگیرند وباشدت هرچه تمامترنهادهای مدنی ومردمی راتخریب میکنندوهمه چیزراامنیتی کرده وسرکوب میکنند.تکلیف چیست؟وظیفه نهادهای بین المللی چه است؟نقش سازمان ملل چیست؟ آدم واقع بین ومصلح وطرفدارحقوق بشرهیچوقت مداخله خارجی به این شکل راتجویزنمیکندوازان دفاع نمیکند.درمقابل کسیکه میخواهدبرای نگهداشتن خودش جوی خون راه بیندازدچه بایدکرد؟ اگراین دیکتاتورهاازمعادلات جهانی نترسندچه کارهاکه انجام نمیدهند.کسی که مردم خودراموش خطاب یاخس وخاشاک بنامددارای چه جایگاه فکری است؟طبیعتاهمه بدنبال منافع خودهستند وگریزی ازان نیست .ولی مطمئن باشیدجنبش سبزبحدی ازبلوغ رسیده است ورهبرانش دارای آنچنان شعوری هستندکه منافع ملی رافدای قدرت طلبی شخصی وباندی نکنند.لطفتابرای مردم سوریه وجاهای دیگرکه درخیابانها کشته میشوندوحکومتهایشان به هیچ نهادی اعتنانمیکنندبا تامل بیشترنگاه کنیم.کشورمان که ........است.
پاسخ دادنحذف