پایگاه اطلاعرسانی دفتر رهبری مشروح بیانات آیتالله خامنه ای در نخستین اجلاس بیداری اسلامی را به شرح ذیل منتشر كرد:
بسمالله الرحمن الرحیم
السلام علیكم و رحمة الله و بركاته
الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا محمد وآله الطیبین و صحبه المنتجبین قال الله العزیز الحكیم: بسماللهالرحمنالرحیم یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلیماً حَكیماً(١) وَ اتَّبِعْ ما یُوحى إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (٢) وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكیلاً (٣) [احزاب]
به حضار گرامی و میهمانان عزیز خوشامد میگویم. آنچه ما را در اینجا گرد آورده بیداری اسلامی است یعنی حالت برانگیختگی و آگاهیئی در امّت اسلامی كه اكنون به تحولی بزرگ در میان ملتهای این منطقه انجامیده و قیامها و انقلابهائی را پدید آورده كه هرگز در محاسبهی شیاطین مسلّط منطقهئی و بینالمللی نمیگنجید؛ خیزشهای عظیمی كه حصارهای استبداد و استكبار را ویران و قوای نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است.
شك نیست كه تحولات بزرگ اجتماعی، همواره متكی به پشتوانههای تاریخی و تمدنی و محصول تراكم معرفتها و تجربهها است. در صدوپنجاه سال اخیر حضور شخصیتهای فكری و جهادی بزرگ و جریان ساز اسلامی در مصر و عراق و ایران و هند و كشورهای دیگری از آسیا و افریقا، پیشزمینههای وضع كنونی دنیای اسلامند.
همچنانكه تحولات دهههای پنجاه و شصت میلادی در تعدادی از این كشورها كه به رژیمهای غالباً متمایل به تفكرات و ایدئولوژیهای مادی منتهی شد و به اقتضای طبیعت خود پس از چندی در دام قدرتهای استكباری و استعماری غرب گرفتار آمد، تجربههای درسآموزیاند كه سهم وافری در شكل دادن به اندیشه عمومی و عمیق كنونی دنیای اسلام دارند.
ماجرای انقلاب كبیر اسلامی در ایران كه در آن به تعبیر امام خمینی عظیم، خون بر شمشیر پیروز شد و تشكیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیشروندهی جمهوری اسلامی و تأثیر آن در بیداری اسلامی امروز، نیز خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقیقی است كه یقیناً فصل مشبعی در تحلیل و تاریخنگاری وضعیت كنونی دنیای اسلام را به خود اختصاص خواهد داد.
حاصل آنكه حقایق رو به افزایش كنونی در دنیای اسلام، حوادث بریده از ریشههای تاریخی و زمینههای اجتماعی و فكری نیستند تا دشمنان یا سطحینگران بتوانند آن را موجی گذرا و حادثهئی در سطح بیانگارند و با تحلیلهای انحرافی و غرضآلود، مشعل امید را در دل ملتها خاموش سازند.
من در این گفتار برادرانه میخواهم بر روی سه نقطهی اساسی درنگ كنم:
١ ـ نگاهی اجمالی به هویت این قیامها و انقلابها.
٢ ـ خطرات و آسیبهای بزرگی كه بر سر راه آن قرار دارد.
٣ ـ پیشنهادهائی در علاججوئی و پیشگیری از آسیبها و خطرها.
١ ـ در موضوع اول، به نظر من مهمترین عنصر در این انقلابها، حضور واقعی و عمومی مردم در میدان عمل و صحنهی مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ایمانشان، بلكه علاوه بر آن، با جسم و تنشان. فاصلهی عمیقی است میان چنین حضوری با قیامی كه به وسیلهی یك جمع نظامی یا حتی یك گروه مبارز مسلّح در برابر چشمان بیتفاوت مردم یا حتی مورد رضایت آنان انجام میگیرد.
در حوادث دههی پنجاه و شصت در تعدادی از كشورهای آفریقا، و آسیا، بار سنگین انقلاب را نه قشرهای گوناگون مردم و جوانان از همه جای كشورها، بلكه دستجات كودتاگر یا هستههای كوچك و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصمیم گرفتند و عمل كردند و آنگاه كه خودشان یا نسل پس از آنها بر اثر انگیزهها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض كردند، انقلابها به ضد خود تبدیل شد و دشمن بار دیگر بر آن كشورها تسلط یافت.
این بكلی متفاوت است با تحوّلی كه بر دوش تودهی مردم است و آنهایند كه جسم و جان خود را به میدان میآورند و با مجاهدت و فداكاری، دشمن را از صحنه بیرون میرانند.
در اینجا این مردماند كه شعارها را میسازند، هدفها را معین میكنند، دشمن را شناسائی و معرفی و تعقیب میكنند، آیندهی مطلوب را ـ اگر چه به اجمال ـ ترسیم میكنند، و در نتیجه اجازهی انحراف و سازش با دشمن و تغییر مسیر را به خواص سازشكار و آلوده و بطریق اولی به عوامل نفوذی دشمن نمیدهند.
در حركت مردمی ممكن است كار انقلاب با تأخیر انجام گیرد، ولی از سطحیگری و ناپایداری به دور است، كلمهی طیبهئی است مصداق كلام خداوند كه فرمود:
أَ لَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ (ابراهیم ـ ٢٤).
من وقتی پیكر دلاور ملت پر افتخار مصر را از تلویزیون در میدان تحریر دیدم یقین كردم كه این انقلاب پیروز خواهد شد. حقیقتی را بگویم: پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشكیل نظام اسلامی در ایران كه زلزلهی عظیمی را در حكومتهای دنیاطلبان شرق و غرب پدید آورد و ملتهای مسلمان را در جوش و خروشی بیسابقه انداخت، ما غالباً انتظار داشتیم كه مصر پیش از همه جا، به پا خیزد. سابقهی جهاد و روشنفكری و تربیت شخصیتهای بزرگ مجاهد و متفكر در مصر، این توقع را در دل ما برمیانگیخت. اما از مصر صدای واضحی شنیده نمیشد. من در دل، خطاب به ملت مصر این شعر ابوفراس را زمزمه میكردم:
اَراكَ عَصِیَّ الدَّمعِ شیُمتُك الصبر ـ اَما لِلهوی نهیٌ علیك و لا امرٌ ..؟ وقتی ملت مصر را در میدان تحریر و میادین دیگر شهرهای مصر دیدم، پاسخ خود را شنیدم. ملت مصر با همان زبان دل به من میگفت:
بَلی اَنَا مُشتاقٌ و عِندِیَ لَوعةٌ -ولكنَّ مِثلی لایُذاعُ لهُ سِرٌّ ..
این سرّ مقدس یعنی انگیزه و عزم قیام، به تدریج در ذهنیت ملت مصر قوام یافت و شكل گرفت و در لحظهی مناسب تاریخی، عریان در صحنهئی پرشكوه به میدان آمد.
تونس و یمن و لیبی و بحرین هم دقیقاً محكوم به همین حكماند، و مِنهم مَن یَنتظِر و ما بدّلوا تبدیلاً.
در چنین انقلابهائی، اصول و ارزشها و هدفها، نه در مانیفستهای پیشساختهی گروهها و حزبها، بلكه در ذهن و دل و خواست آحاد مردم حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهای آنان اعلام و تثبیت میشود.
با این محاسبه به روشنی میتوان تشخیص داد كه اصول انقلابهای كنونی منطقه، مصر و دیگر كشورها، در درجهی اوّل اینها است :
ـ احیاء و تجدید عزت و كرامت ملی كه در طول زمان با دیكتاتوری حاكمان فاسد و با سلطهی سیاسی امریكا و غرب، در هم شكسته و پایمال شده است.
ـ برافراشتن پرچم اسلام كه عقیدهی عمیق و دلبستگی دیرین مردم است و برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شكوفائیئی كه جز در سایهی شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد.
ـ ایستادگی در برابر نفوذ و سلطهی امریكا و اروپا كه در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این كشورها وارد آوردهاند.
ـ مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست كه استعمار چون خنجری در پهلوی كشورهای منطقه فرو برده و وسیلهئی برای ادامهی سلطهی اهریمنی خود ساخته و ملّتی را از سرزمین تاریخی خود بیرون رانده است.
بیشك این حقیقت كه انقلابهای منطقه متكی به این اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند امریكا و غرب و صهیونیسم نیست و آنها همه تلاش خود را به كار میبرند تا آن را انكار كنند، ولی واقعیت با انكار آن دگرگون نمی شود.
مردمی بودن این انقلابها مهمترین عنصر در تشكیل هویت آنها است. قدرتهای خارجی كه با آخرین توانائیها و شگردهای خود سعی میكردند حكام مستبد و فاسد و وابسته را در این كشورها حفظ كنند و تنها هنگامی از حمایت آنها دست برداشتند كه قیام و عزم مردم، هیچگونه امیدی برای آنها باقی نگذاشت، حق ندارند خود را در پیروزی این انقلابها سهیم بدانند. در جائی مانند لیبی هم، ورود و دخالت امریكا و ناتو نمیتواند حقیقت را مشوب كند. در لیبی، ناتو ضایعههای بیجبران آفریده است. اگر دخالت نظامی ناتو و امریكا نبود، ممكن بود مردم اندكی دیرتر پیروز شوند ولی در عوض این همه زیرساخت نابود نمیشد، این همه نفوس بیگناه از زنان و كودكان كشته نمیشدند و آنگاه دشمنانی كه خود سالها همراه و همدست قذافی بوهاند مدّعی حق دخالت در این كشور مظلوم و جنگزده، نمیشدند.
مردم و نخبگان مردمی و كسانی كه از مردم بر آمدهاند، خود صاحبان این انقلابها و متعهّد به حراست از آن و ترسیمكنندهی مسیر آینده و رو به تكامل آن میباشند و خواهند بود انشاءالله.
٢ ـ در موضوع آسیب ها و خطرها .. نخست باید تأكید كنم كه خطر هست ولی راه مصونیت از آن نیز هست. توجه به خطر نباید ملتها را بترساند. بگذارید دشمنانتان از شما بترسند و بدانید كه : انّ كید الشیطان كان ضعیفا. خداوند دربارهی گروهی از مجاهدان صدر اسلام میفرماید: الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِیلُ. فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ.
خطرها را باید شناخت تا در مواجهه با آن حیرت و تردید پیش نیاید و چاره و علاج، شناخته شده باشد.
ما با این خطرها پس از پیروزی انقلاب اسلامی روبرو شدیم و آنها را شناختیم و تجربه كردیم و بخواست خدا و رهبری امام خمینی و بصیرت و فداكاری مردممان از بیشتر آنها به سلامت گذشتیم، البته توطئهها از سوی دشمن و عزم راسخ از سوی ملت، همچنان ادامه دارد.
من این آسیبها را به دو قسم تقسیم میكنم: آنها كه در درون خود ما ریشه دارد و از ضعفهای ما بر میخیزد، و آنها كه دشمن بطور مستقیم آن را برنامهریزی میكند.
دسته اوّل، چیزهائی از این قبیل است: احساس و گمان اینكه با سقوط حاكم وابسته و فاسد و دیكتاتور، كار تمام شد. راحتیِ خیال ناشی از احساس پیروزی و به دنبال آن كم شدن انگیزهها و سست شدن عزمها، نخستین خطر است، و آنگاه این خطر مهیب تر میشود كه اشخاص در صدد تصاحب سهم ویژه در غنیمتِ به دست آمده باشند.
ماجرای جنگ اُحُد و غنیمتجوئی مدافعان تنگه كه به شكست مسلمانان انجامید و مجاهدان از سوی خداوند متعال سرزنش شدند، یك نمونهی نمادین است كه هرگز نباید از یادها برود. مرعوب شدن از هیمنه ظاهری مستكبران و احساس ترس از امریكا و دیگر قدرتهای مداخلهگر آسیب دیگری از این دسته است كه باید از آن پرهیز كرد. نخبگان شجاع و جوانها باید این ترس را از دلها بیرون كنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعدهها و حمایتهای آنها افتادن نیز آسیب بزرگ دیگری است كه بطور ویژه باید پیشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس باید شناخت و از كید او كه در مواردی در پس ظاهر دوستی و كمك پنهان میشود باید ملت و انقلاب را مصون ساخت. روی دیگر این صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را باید با تدبیر و حزم در هم آمیخت. در مقابل شیطان جنّ و انس، باید همهی ذخائر الهی در وجود خود را به كار گرفت. ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابیون و رخنه در پشت جبههی مبارزه، نیز آفتی بزرگ است كه با همهی توان باید از آن گریخت.
آسیبهای دسته دوم را غالباً ملتهای این منطقه در حوادث گوناگون آزمودهاند، نخستین آسیب، بر روی كار آوردن عناصری است كه خود را متعهد به امریكا و غرب میدانند. غرب می كوشد پساز سقوط ناگزیر مهرههای وابسته، اصل سیستم و اهرمهای اصلی قدرت را حفظ كند و سر دیگری را بر روی این بدن بگذارد و بدین وسیله سلطهی خود را همچنان ادامه دهد. این به معنای هدر رفتن همهی تلاشها و مجاهدتها است. در این مرحله اگر با مقاومت و هشیاری مردم مواجه شوند، میكوشند تا بدیلهای انحرافی گوناگون در پیش پای نهضت و مردم بگذارند. این سناریو میتواند پیشنهاد مدلهای حكومتی و قانون اساسیهائی باشد كه كشورهای اسلامی را بار دیگر در دام وابستگی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به غرب بیفكند، و میتواند نفوذ میان انقلابیون و تقویت مالی و رسانهئی یك جریانِ نامطمئن و به حاشیه راندن جریانهای اصیل در انقلاب باشد. این نیز به معنی بازگرداندن سلطهی غرب و تثبیت مدلهای نوسازی شدهی غربی و بیگانه از اصول انقلاب و در نهایت، تسلط بر اوضاع است.
اگر این تاكتیك نیز به نتیجه نرسد، تجربهها به ما میگوید كه آنگاه روشهائی چون هرج و مرج و تروریزم و جنگ داخلی میان پیروان ادیان یا قومیتها یا قبائل و احزاب و یا حتی میان ملتها و دولتهای همسایه، و همراه با آن، حصر اقتصادی و تحریم و بلوكه كردن سرمایههای ملی و نیز هجوم همه جانبهی تبلیغاتی و رسانهئی را در پیش خواهند گرفت. مقصود آنان از این همه، خسته و نومید كردن مردم و مرددّ و پشیمان كردن مبارزان است. كه میدانند در این صورت، شكست دادن انقلاب، ممكن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر یا بدنام كردن برخی از آنان و از سوئی خریدن كسانی از سست عنصران، نیز در شمار روشهای متداول قدرتهای غربی و مدعیان تمدن و اخلاق است.
در ایران اسلامی، اسناد لانهی جاسوسی كه به دست انقلاب افتاد، نشان داد كه همهی این توطئهها، بدقت از سوی رژیم ایالات متحدهی امریكا برای ملت ایران برنامهریزی شده بود. برای آنان باز گرداندن ارتجاع و استبداد و حاكمیت وابسته در كشورهای انقلابی، اصلی است كه همهی این روشهای كثیف را تجویز میكند.
٣ ـ در آخرین بخشِ سخنانم، توصیههائی را بر اساس تجربهی عینی خودمان در ایران و آنچه از مطالعهی دقیق دیگر كشورها به دست آمده است، در معرض دید و تشخیص و انتخاب شما میگذارم. شكّ نیست كه شرائط ملتها و كشورها در همه چیز یكسان نیست ولی بیّناتی وجود دارد كه میتواند برای همه مفید باشد.
اولین سخن آن است كه با توكل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعدههای مؤكد نصرت الهی در قرآن و بكارگیری خرد و عزم و شجاعت، میتوان بر همهی این موانع فائق آمد و پیروزمندانه از آنها عبور كرد. البته كاری كه شما بدان همت گماشتهاید بسی بزرگ و سرنوشتساز است، پس باید زحمات بزرگ را هم بخاطر آن تحمل كرد. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرموده است: فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ یَقْصِمْ جَبَّارِی دَهْرٍ قَطُّ إِلَّا بَعْدَ تَمْهِیلٍ وَ رَخَاءٍ وَ لَمْ یَجْبُرْ عَظْمَ أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ إِلَّا بَعْدَ أَزْلٍ وَ بَلَاءٍ وَ فِی دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَتْبٍ وَ مَا اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَر.
توصیهی مهم آن است كه خود را همواره در میدان بدانید: فاذا فَرغتَ فَانصَب، همیشه خداوند را حاضر و كمككار خود بدانید: و الی ربك فارغب، و پیروزیها ما را دچار غرور و غفلت نكند: اذا جاء نصرالله و الفتح و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً فسبح بحمد ربك واستغفره انه كان تواباً اینها پشتوانههای حقیقی یك ملت مؤمن است.
توصیهی دیگر، بازخوانی دائمی اصول انقلاب است. شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانی و محكمات اسلام تطبیق داده شوند. استقلال، آزادی، عدالتخواهی، تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفی تبعیضهای قومی و نژادی و مذهبی، نفی صریح صهیونیزم. اینها اركان نهضتهای امروز كشورهای اسلامی است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است.
اصولتان را روی كاغذ بنویسید؛ اصالتهای خود را با حساسیت بالا حفظ كنید؛ نگذارید اصول نظام آیندهی شما را دشمنان شما بنویسند؛ نگذارید اصول اسلامی در پای منافع زودگذر قربانی شود.
انحراف در انقلابها از انحراف در شعارها و هدفها، آغاز میشود. هرگز به امریكا و ناتو و به رژیمهای جنایتكاری چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا كه زمانی دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت كردند اعتماد نكنید؛ به آنها سوء ظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نكنید؛ پشت این لبخندها و وعدهها، توطئه و خیانت نهفته است. راهحل خود را خود با بهرهگیری از سرچشمهی فیاض اسلام به دست آورید و نسخههای بیگانه را به خودشان پس دهید.
توصیهی مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیلهئی و مرزی است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت كنید. تفاهم میان مذاهب اسلامی كلید نجات است. آنها كه آتش تفرقه مذهبی را با تكفیر این و آن دامن میزنند، اگر خودشان هم ندانند مزدور و عملهی شیطانند.
نظامسازی كار بزرگ و اصلی شما است. این كاری پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهای لائیك یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی، یا گرایشهای چپ ماركسیستی خود را بر شما تحمیل كند.
اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوك غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خیری برای آن متصور نیست.
گذشت زمان به زیان آنها و به سود جریان اسلام است.
هدف نهائی را باید امت واحدهی اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید بر پایهی دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار داد.
آزادی فلسطین از چنگال درندهی صهیونیستها نیز هدفی بزرگ است. كشورهای بالكان و قفقاز و آسیای غربی پس از هشتاد سال از چنگال شوروی سابق نجات یافتند؛ چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیستهای ظالم نجات یابد؟
نسل امروز كشورهای اسلامی این ظرفیت را دارد كه به چنین كارهای بزرگی بپردازد. نسل جوان امروز مایهی افتخار نسلهای پیشین خویش است. بقول شاعر عرب:
قالوا: ابوالصَّخر مِن شَیبان قُلتُ لَهُم كلاّ لَعمَری ولكن منهُ شیبانٌ
وَ كَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُری شَرَفٍ كما عَلا برسول الله عدنانٌ
به نسل جوان خود اعتماد كنید، روح اعتماد به نفس را در آنان زنده كنید، و از تجربههای مجرّبان و پیران، آنها را بهرهمند سازید.
دو نكتهی مهم در اینجا وجود دارد:
اوّل آنكه ملتهای انقلاب كرده و آزاد شده یكی از مهمترین خواستههایشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مدیریت كشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان « نظام مردمسالاری اسلامی» است، یعنی حاكمان با رأی مردم برگزیده میشوند و ارزشها و اصول حاكم بر جامعه، اصول مبتنی بر معرفت و شریعت اسلامی است.
این خود میتواند در كشورهای گوناگون به اقتضای شرائط، با شیوهها و شكلهای گوناگون تحقق یابد ولی با حساسیت كامل باید مراقب بود كه این با دموكراسی لیبرال غربی اشتباه نشود. دموكراسی لائیك و در مواردی ضد مذهب غربی با مردمسالاری اسلامی كه متعهد به ارزشها و خطوط اصلی اسلامی در نظام كشور است، هیچ نسبتی ندارد.
نكتهی دوم آن است كه اسلامگرائی نباید با تحجّر و قشریگری و تعصّبهای جاهلانه و افراطی مشتبه گردد. مرز میان این دو نیز باید پر رنگ باشد. افراطهای مذهبی كه غالباً با خشونت كور همراه است، عامل عقبماندگی و دور شدن از هدفهای والای انقلاب است، و این به نوبهی خود مایهی جدا شدن مردم و در نتیجه شكست انقلاب خواهد بود.
خلاصه كنم: سخن از بیداری اسلامی، سخن از یك مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأویل و تفسیر نیست؛ سخن از یك واقعیت خارجی مشهود و محسوس است كه فضا را انباشته و قیامها و انقلابهای بزرگی را پدید آورده و مهرههای خطرناكی از جبههی دشمن را ساقط كرده و از صحنه بیرون رانده است. با این حال، صحنه همچنان سیّال و نیازمند شكل دادن و به سرانجام رساندن است. آیاتی كه در طلیعهی سخن تلاوت شد دستورالعمل كامل و كارسازی است؛ برای همیشه و بویژه در این برههی حساس و سرنوشتساز. خطاب به پیامبراكرم صلیاللهعلیهوآله است، ولی در واقع ما همگی بدان مخاطب و مكلّفیم. در این آیات، تقوا با همان معنی بلند و گستردهاش، اوّلین توصیه است، و سپس سرپیچیدن از فرمانبری كافران و منافقان، و پیروی از وحی الهی، و سرانجام توكل و اعتماد به خداوند.
بار دیگر این آیات را مرور كنیم: بسماللهالرحمنالرحیم یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلیماً حَكیماً(١) وَ اتَّبِعْ ما یُوحى إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (٢) وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكیلاً.
والسلام علیكم و رحمةالله
رهبری خطاب به انقلابیون لیبی که با کمک ناتو بر قذافی غلبه کرده اند:
hagh darad faghat ghazafi ghabel eatemad ast chon shabih khodesh ashegh ghodrat ast!
پاسخ دادنحذفشما را بخدا رهبر جعلی ایران که با کمک تقلب بزرگ و مزورانه هاشمی بقدرت رسیده حکومتهای دیگر را جعلی و مستبدانه و ...می نامد. اگر چه این فیلم بی بی سی چندان منسجم نیست اما لطفا به این آدرس بروید و این فیلم را ببینید و برای دیگران نیز بفرستید.
پاسخ دادنحذفhttp://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/09/110916_l72_lf_ayatollah_ways_online.shtml
این فیلم دریاچه ی رضاییه یعنی ارورومیه است، در زمان شاه یعنی زمان طاغوت ساخته شده، حالا شما این فیلم را نگاه کنید، بعد به سه هزار میلیادر دزدی اصحاب خامنه ای و تاییدشدگانش هم توجه کنید و بعد به طاغوت مجسم خامنه ای و روحانیت هم توجه کنید و بعد نتیجه بگیرید که پدران و مادران ما را چه رسیده بود که شاه با احساسات را گران از مملکت خارج کردند و خمینی سنگدل را آوردند.
پاسخ دادنحذفhttp://www.youtube.com/watch?v=doEfCu3ICyU&feature=share
از دست اندرکاران سایت وزین امروز میخواهم که در انتشار کامنت ها دقت بیشتری مبذول نمایند.برازنده سازمان مجاهدین انقلاب و سایت امروز نیست که نظرات متضمن توهین -آنهم توهین به امام خمینی - را منتشرکنند.
پاسخ دادنحذفman ham ba tuhin mokhalefam wali hich fardi masum nist hata khomeini ishan ba sansur wa tafragheh mamlekat ra be in ruz andakht. sayt emruz bar aks saythaye welayat sansurchi nist!
پاسخ دادنحذف