شهریور ۰۲، ۱۳۹۰

دو روی یک سکه

نگاهی به سلطنت شاه اسماعیل وشاه سلطان حسین


در آستانه حلول ماه‌ مبارک رمضان حضرت آیت‌الله موسوی اردبیلی از مراجع عظام تقلید با انتشار پیامی برخی از نگرانی‌ها ودلمشغولی‌های خود را با مردم در میان گذاشتند. این مرجع تقلید در این نامه تاکید کردند: «آنچه مایه تأسف فراوان است این است که مدتی‌ است مطالب بی‌اساس و خرافی و جعلیات، به نحو بی‎سابقه‌ای در جامعه رواج یافته است و مصیبت بزرگ‌تر آن است که کسانی که باید خود با بدعت‌ها مبارزه کنند، گاهی که مصالح گروهی و منافع فردی ایجاب می‌کند، به آن‌ها دامن نیز می‌زنند.» ایشان در بخش دیگری از پیام خود تصریح کردند: «اگر کسانی ولو به جهت خیرخواهی‌های خام و نسنجیده، گمان می‌کنند که می‌‌توانند اختصاصات حضرت ولی الله الاعظم (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را تعمیم دهند، بدانند که نه تنها خدمتی نمی‌کنند بلکه دانسته یا ندانسته ضربه‌ای مهلک به عقاید اصیل مردم مؤمن می‌زنند و سبب تنزل جایگاه رفیع و قیاس ناپذیر معصومین علیهم السلام در اذهان عامه مردم می‌گردند. نمونه تأسف آور دیگر این گونه انحرافات فکری، استفاده ابزاری و برداشت سوء از اندیشه ناب انتظار و مقام قدسی ولی اعظم خداوند است. جعل و وضع اخبار، تمسک به احادیث ضعیف، تحریف اخبار مأثوره و تطبیقات نابجا و ناروا، حتی به ارائه جدول زمانی برای ظهور و تعیین مهلت برای انتظار و امثال این امور منجر شده است و این در حالی‌ است که طبق احادیث صحیح، چنین اعمالی کذب و انحراف است. حجم رواج این مطالب و دامن زدن به چنین فضای مسمومی، چنان گسترده است که گمان می‌رود دسیسه و توطئه‌ای در کار باشد. از سویی گروهی به نشر و رواج این گونه مطالب سخیف مشغولند و از سوی دیگر، کسانی با بهانه کردن این امور تمامی عقاید شیعه را به سخره می‌گیرند و این دو فرقه مانند دو لبه یک قیچی به جان عقاید اصیل اسلامی و ایمان ملت مسلمان افتاده‌اند.»

ایشان در انتهای پیام خود نیز اعلام کردند: «اینجانب از علمای اعلام و سخنگویان مذهبی استدعا دارم به وظیفه خود عمل کرده و در ارائه عقاید صحیح به مردم غفلت نورزند.... از مسئولین محترم نیز می‌خواهم که آنانی که تخصصی در امور دینی ندارند به جای ورود به این حوزه‌ها به دنبال حل مشکلات مردم بروند»

چند روز پیش از انتشار این پیام رسانه‌های داخلی اظهارات جدید رئیس دولت دهم درباره دولت صفویه واقدامات این سلسله سلطنتی را به صورت ویژه‌ای پوشش دادند. از قرار معلوم محمود احمدی‌نژاد در مراسم جشن ثبت جهانی مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی، ضمن تمجید از شیخ صفی، به اقدامات وی وخاندان وی در زمینه سازی برای تاسیس سلسله صفوی اشاره کرد و به اصطلاح جهت ابرازاحترام به این سلسله مهم ایرانی وموسس آن تمام قد ایستاد وکلاه از سر برداشت. رئیس دولت دهم در این جلسه تاکید کرد: «امروز در جایی و در کنار مقبره کسانی حضور داریم که روند حرکت تاریخ را به نفع عدالت، توحید و حاکمیت ارزش‌های الهی تغییر دادند... در این دیار مردان و زنانی هدایت شده و کمر بسته به فرهنگ اهل بیت که حقیقت دین است به پا خاستند و شیخ صفی با نگاهی عمیق و روشن، حلقه‌هایی را مانند پایگاه‌های امروزی تشکیل داد و انسان‌هایی آماده فداکاری در راه ارزش‌های الهی تربیت کرد و این اندیشه را گسترش داد تا یکی از نواده‌های او به نام شاه اسماعیل پرچم نهضت را برداشت و با مجاهدت و فداکاری مردان و زنان این دیار عَلَم توحید و عدالت را برافراشت. شاه اسماعیل نمایندگی از حقیقت دین و دفاع از رسالت را برعهده گرفت، ستون‌هایی را مستحکم و راهی را آغاز کرد که پس از گذشت بیش از چهارصد سال، انقلاب اسلامی در ادامه و برای تکمیل آن به وقوع پیوست.»

در ابتدای هته جاری نیز یادداشت وزیرارشاد دولت نهم در سایت «برهان» را مورد توجه بسیاری از سیاسیون و جراید قرار گرفت. محمدحسین صفارهرندی در بخشی از یادداشت خود به صورت علنی از ارتباط برخی از اعضای دولت با رمال‌ها وجن گیر‌ها خبر داده وتاکید کرده بود که برخی از تصمیمات رئیس دولت دهم تحت تاثیر مشاوره با این افراد است. در بخشی از این مطلب آمده بود: «عرفان تراوش کرده از ذهن یک خداپرست و اهل شریعت کجا و عرفان یک آدم که هیچ قید و بندی ندارد و فقط ذهن خود را فعال کرده و پرورش داده و برای تقویّت روح نسخه می‌پیچد، کجا؟... این کار‌ها به لحاظ علمی هم پذیرفته شده که گاهی اوقات می‌شود در عالم تجرد، ماده را تسخیر کرد. امّا این روح مجرد را در استخدام شیطان هم می‌توان درآورد. مثل همین فرد حاشیه‌ای دولت که یک سری از پیش‌بینی‌هایش درست درآمده است. زمانی پیش‌بینی کرده بود خاتمی در انتخابات پیروز می‌شود، البته مواردی هم بود که پیش‌بینی ایشان درست درنیامد. پیش‌گویی هم کرده بود آقای احمدی‌نژاد در انتخابات ۸۸ رقیبش یک روحانی خواهد بود، ولی این‌طور نبود یا گفته بودند در دور دوم برنده می‌شود ولی در‌‌ همان دور اول برنده شد یا زلزله تهران را پیش‌بینی کرده بود که نشد. این مسأله را به شکلی بیان کردند که آقای احمدی‌نژاد حکم داد تهران را تخلیه کنند.»

به احتمال زیاد خوانندگان گرامی این پرسش را طرح خواهند کرد که چه ارتباطی بین هشدارهای سرشار از درد آن مرجع تقلید با اظهارات شیداگونه محموداحمدی‌نژاد درباره خاندان صفوی و یا یادداشت انتقادی وزیراخراجی کابینه نهم از رئیس وهمکاران سابقش وجود دارد؟

برای پاسخ به این پرسش محتمل قاعدتا باید به دنبال حلقه‌ای مشترک بود، حلقه‌ای که این مباحث را به هم متصل کند. احتمالا شما هم به این نتیجه رسیده باشید که «صفویه» به صورتی می‌تواند پازل ارتباط دهنده این سه قطعه باشد. از سویی دوران صفوی یکی از اصلی ترین مقاطع استفاده از ادبیات آخرالزمانی و موعودگرایانه در تاریخ پس از اسلام در ایران به شمار می‌رود، از سوی دیگر رئیس دولت دهم در سخنان خود مراتب ارادت ویژه خود را به این خاندان و دستاوردهای آن نشان داده است واز همه مهم‌تر بسیاری از پادشاهان این سلسله علاقه واعتماد وافری به علوم غریبه از خود نشان می‌دادند وبسیاری از امور حیاتی کشور با سعد ونحس اوقات، چرخش ستارگان، ورودقمر در عقرب و... تعیین می‌کردند. با این اوصاف بد نیست در این مجال اندک گذری بسیار کوتاه به صعود وسقوط این سلسله داشته باشیم وشرح مفصل آن را به شماره‌های آتی وا بگذاریم.

اگر به متونی‌که دوران صفوی را مورد مداقه قرار داده، توجه کنیم، عمدتا شاهد آن خواهیم بود که بخش عمده افتخارات این سلسله وتحسین ناشی از آن سهم شاه اسماعیل اول شده ودر مقابل همه سرزنش‌ها به حساب شاه‌سلطان‌حسین واریز شده‌است. شدت این قضاوت به گونه‌ای است که به نظر می‌رسد این دو شاه از دو کهکشان کاملا غریبه پای بر تختگاه صفوی گذاشته‌اند وبا دو سپهر فکری متضاد دو سرنوشت متفاوت را برای خود رقم زده‌اند. با این حال اگر دستگاه گفتمانی و اندیشه‌ای این دو شاه صفوی را مطالعه‌کنیم، احتمالا از تطابق فوق‌العاده زیاد این دو دستگاه شگفت‌زده خواهیم شد. حتی می‌توانیم به خود این اجازه را بدهیم که شاه اسماعیل وشاه سلطان حسین را دو روی یک سکه بنامیم.

بنا بر روایت کتاب عالم آرای صفوی داستان قیام شاه اسماعیل از رویت رویای امام غایب در سن ۱۴ سالگی آغاز شد. در این کتاب آمده است «... دید جمعی آمدند و پسری در حدود سن ۱۴ سالگی بود، جوان سرخ موی، سفید روی، میش چشمی و تاج سرخ در سر او و او را آوردند آن جوان سلام داده دست بر سینه نهاده ایستاد. آن شهریار گفت: ‌ای اسماعیل حال وقت آن شد که خروج کنی. گفت: امر از آن حضرت است. آن شهریار فرمود: پیش بیا، پیش آمده کمرش را گرفته، سه مرتبه کند و او را بر زمین گذاشت و کمرش را با دست مبارک بست و تاج را بر سرش گذاشت و... شمشیری آن حضرت طلبید از ملازمان خود و به دست مبارک خود بر کمرش بست و گفت: برو که تو را رخصت است.» اسماعیل و مریدان وی این خواب را نشانه حقانیت خود دانستند و در مدتی کوتاه با شجاعت، زیرکی واستفاده مناسب از هرج ومرج آن روز ایران، به قدرتی بزرگ بدل شدند. حق‌انگاری این جریان وادعای ارتباط با عالم غیب توسط اسماعیل که دیگر مرشدکامل نامیده می‌شد سبب شد که سپاهیان وی از هیچ گونه خشونتی ابایی نکنند و متاسفانه به نام مذهب علوی که تا آن روز در اکثر موارد کمتر به خشونت علیه مخالفان خود دست یازیده بود، اقداماتی بسیار خشن و غیرقابل دفاع انجام دهند. اقدامات شاه اسماعیل در مورد مخالفان خود چنان هول‌انگیز وخلاقانه! بود که می‌تواند بسیاری از آن‌های سوژه نویسندگان هالیودی فیلم‌هایی چون «اره» و «اندیاناجونز» شود. موسس سلسله صفوی در کنار این اقدامات تلاش کرد به انحای مختلف برای بقای حکومت خود توجیه ایدئولوژیک مذهبی دست وپا کند. برای نیل به این هدف نیز بهترین ثروت را خزانه پربار مهدویت دید. وی که قیام خود را با اذن امام غایب توجیه می‌کرد. تلاش کرد از هر حدیث و روایتی برای خود و سلطنتش مشروعیت بسازد.

به طور نمونه وی در نامه‌ای به شیبک خان خود را دولت آخرالزمان نامید که قدرت را به امام عصر می‌سپارد وی می‌نویسد:... بحمد اللّه چون در این ولا به موجب «لکلّ اناس دولة و دولتنا فی آخر الزمان» از چمن دلگشای خاندان نبوّت و ولایت، نهال بلند برومند وجود اینجانب سر به سرافرازی کشید و از مکمن عالم آرایی دودمان سیادت و سعادت چراغ گیتی فروز دشمن سوز این دولت روزافزون که آیه «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» نشان آن و کریمه «نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ» در شأن آن است روشن گشت و آثار فحوای «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُ‌ها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ» از وجنات احوال و اطوار خود مشاهده افتاد به زبان خموش به تلقین هاتف سروش به ذکر «إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَیْ‌ها» گویا شد، منادی تقدیر زبان تقریر به ادای ندای «کَذلِکَ أَرْسَلْناکَ فِی أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِ‌ها أُمَمٌ لِتَتْلُوَا عَلَیْهِمُ الَّذِی أَوْحَیْنا» گشاد و نوک خامه ملایک سریر کاتبان تحریر به موجب «وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعِیلَ» در صفایح سلطنت کاملة الارکان و ایالت عالم و عالمیان‏ رقم آیت اسم خلیل ثبت نموده زمانه در نظر اهل زمان جلوه داد... »

این اندیشه وفضای جاکم بر کشور سبب شده‌بود که شاه اسماعیل دستگاه خود را دولت امام‌زمان بنامد و این دولت را محکوم به پیروزی در همه درگیری‌ها بداند. برای خروج شاه ازاین توهم، ایران وایرانیان هزینه بسیار بالایی پرداحتند. هنگام تنش میان عثمانی وایران در مرزهای شمال غربی، هر عقل سلیمی با مشاهده ارتش ۲۰۰ هزارنفری مجهز به سلاح گرم عثمانی وارتش ۳۰ هزارنفری ایران شکست ایران را حتمی می‌دانست وتاکید می‌کرد برد ایران در مذاکراتی طولانی وحتی دادن امتیازاتی کوچک به طرف مقابل بود. با این همه شاه اسماعیل بدون توجه به توصیه برخی از عقلا با سپاه سلطان سلیم درگیر شد وبا رشادت کامل جنگید و ارتش خود را نابود کرد ودر کنار آن بخش عمده‌ای از آذربایجان را به عثمانی تقدیم کرد. پس از این شکست حباب توهم شاه ترکید و وی تا پایان عمر درکنج عزلت به باده‌نوشی پرداخت و جوانمرگ شد.

شاه‌سلطان حسین نیز به صورتی درتوهم «نیای تا‌ج‌دار» خود شریک بود. وی که زیر نظر علامه مجلسی سوم بزرگ شده‌بود، به پایداری سلسله صفوی وسپردن بیرق حکومت به امام‌غایب اعتقاد مستحکمی داشت. در آن زمان دستگاه فکری صفویه وبرخی از افراد به شدت از نزدیک بودن ظهور سخن می‌راندند. آن‌های با اشاره به حدیثی درباره جنگ سلطانی از خراسان با سلطانی از منطقه شمال در آخرالزمان فرزندان شاه اسماعیل را زمینه‌سازان ظهور واز یاران خاص قائم‌آل محمد می‌دانستند. همین امر هم سبب شده بود که کسی انقراض سلسله صفوی را باور نداشته باشد. اگر شاه اسماعیل با این اعتقاد بدون تعقل به دریای دشمن حمله برد، شاه سلطان حسین با تفسیری دیگر خوش‌خیالانه در عالی‌قاپونشست و منتظرماند که دست غیبی دولت، او را به سرمنزل آرامش برساند. وبرای اطمینان از هزیمت محمود افغان ولشکرش فرمان داد آش‌رشته‌ای بار بگذارند وبر هر دانه از حبوبات آن ۵۰۰۰ قل‌هوالله بخوانند. تنها تفاوت سرنوشت شاه اسماعیل با شاه سلطان حسین دراین مساله بود که سلطان حسین نگون‌بخت حتی نتوانست در سوگ از بین رفتن توهماتش لبی‌تر کند.

شاید نگاه به سرنوشت خاندان صفوی سبب شده باشد که امروز بسیاری از دلسوزان ایران واسلام نسبت قرائت‌های انحرافی از واژه مهدویت ابراز نگرانی کنند واز همه صاحب‌نظران شجاع بخواهند که دربرابر قرائت‌های ناصواب از مقوله انتظار وآخرالزمان بایستند. در دهه‌های ۴۰ و۵۰ مرحوم مطهری برای جلوگیری از قرائت‌های انحرافی برخی مداحان و روضه‌خوانان از قیام عاشورا، مردانه ایستاد و «حماسه‌ای حسینی» رقم زد. امروز درابتدای دهه ۹۰ مطهری دیگری را لازم داریم تا دربرابر رمالان، فرصت‌طلبان و برخی مداحان «حماسه مهدوی» را فریاد بزند.

منبع: ماه نامه نسیم بیداری

۱ نظر:

  1. چقدر درست گفته اند كه ملتي كه گدشته ندارد اينده نداردواينكه تاريخ بهترين معلم است وبايد اينه عبرت قرار گيرد اما حيف كه مست قدرتند و پيروي از هواي نفس انان را كور و كر ميكند نمي بينند.نمي شنوند.نمي اموزند و عبرت نمي گيرند

    پاسخ دادنحذف

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...