تیر ۲۱، ۱۳۹۰

مشارکت در انتخابات الزامی است

چند روزی از داستان جنجالی گذشته است، و می دانم شاید امروز کار ساز نباشد و بسیار خوانده نشود نقدی که نوشته می شود، اما ترجیح دادم تا در طوفان انتقادات حرفی نزنم تا موج، کمی آرام شود و در فضایی عقلانی تر بنویسم و در گیر نقد و یا دفاع احساسی از سخنان بهنود نشوم.


مسعود بهنود در برنامه پارازیت حضور پیدا کرد و از انتخابات پیش رو سخن گفت، بسیاری نقد کردند و حتی پا را از نقد هم فراتر گذاشته و آب را آنقدر گل آلود کردند که کار کم مانده بود به کلانتری کشیده شود!
اما نقد نگارنده به سخنان مسعود بهنود از جنس خائن پنداری و خیانت باوری نیست، بلکه نقدی است از جنس دفاع از مشارکت سیاسی در انتخابات.


به شخصه گمان می کنم در حالی که ما درباره ایران و سیاست اش که متاسفانه روزانه رقم می خورد سخن می گوییم امروز در فاصله چندین ماه به انتخابات مجلس، نظر قطعی دادن پیرامون انتخابات نمی تواند چندان صحیح باشد، نکته ای که به نظر نگارنده هم اکنون اهمیت دارد، اصرار بر مشارکت جنبش سبز در انتخابات است.


مشارکت در انتخابات مجلس و انتخاب نحوه مشارکت در این انتخابات یکی از تصمیمات حیاتی جنبش سبز در راه پیش رو است، انتخابات مجلس چه آزاد برگزار شود و یا چه طبق روال قبلی غیرآزاد و غیردموکراتیک، انتخابات مجلس نهم برای دولت، حاکمیت و مخالفین، منتقدین از اهمیت بسزایی برخوردار است.


لازم به توضیح است که مشارکت صرفا نه به معنی حضور در انتخابات که می تواند به معنی تحریم مهندسی شده انتخابات نیز باشد، لذا لازم است اشاره کنم که نگارنده هم اکنون نمیتواند با قطعیت پیرامون انتخابات پیش رو نظر بدهد و حکم صادر کند، اما نکته ای که بر آن اصرار دارد مشارکت در امر انتخابات است.
نقدی که می توان بر سخنان مسعود بهنود داشت، پاک کردن فرض اهمیت مشارکت جنبش سبز در انتخابات است.


مسعود بهنود پیش بینی می کند که شصت درصد مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد، مسعود بهنود شرکت این شصت درصد را نه وابسته به انتخابات آزاد می داند و نه بر آورده شدن شروطی از شرط های خاتمی، بلکه مشارکت در انتخابات مجلس را حتی بدون بر آورده شدن یکی از شروط با حضور شصت درصدی مردم پیش بینی می کند.
نگارنده هم به شخصه بر این اعتقاد هست که انتخابات مجلس به دلیل محلی بودن آن با شرکت عده ای از مردم همراه خواهد بود، اما پرسش اینجاست که اگر به گفته مسعود بهنود شصت در صد واجدین شرایط در این انتخابات شرکت می کنند، پس اهمیت و لزوم وجود جنبش سبز در کجای معادله جای می گیرد؟
اگر وضعیت جنبش سبز در آینده هیچ تاثیری بر انتخابات نخواهد گذاشت، پس لزوم کنش سیاسیون منتقد و مخالف چیست؟
اگر طبق پیش بینی آقای بهنود، شصت در صد مردم در هر صورتی در انتخابات شرکت کنند، چه لزومی به بیان کف خواست ها از سوی سید محمد خاتمی هست؟ زمانی که مردم برایشان اهمیتی نخواهد داشت که جنبش سبز به خواست هایش برسد یا نه !


اگر بخواهیم پیش بینی مسعود بهنود را بدون ایراد قلمداد کنیم و وقوعش را حتمی بدانیم، پس باید از فعالیت دست بشوییم چون برای مردمی که شصت در صد در انتخابات شرکت خواهند کرد، نه شروط خاتمی اهمیتی دارد و نه حصر رهبران جنبش سبز! و حضور شصت درصدی در انتخابات مجلس نیز مشروعیت لازم به حاکمیت را خواهد داد و آنها الزامی برای تن دادن به خواست جنبش در خود نخواهند دید.
اما به نظر نگارنده، آش انتخابات مجلس نهم، نه اینقدر که مسعود بهنود پیش بینی می کند شیرین است و نه آنقدر که دوستان تندرو پیش بینی می کنند شور، نه مردم اینقدر بی خیال و بی اهمیت به اتفاقات پیرامونشان هستند که در چنین فضایی در انتخابات حضور پر رنگ داشته باشند و نه حاکمیت آنقدر گستاخ است که حضور مردم برایش اهمیتی نداشته باشد!


جنبش سبز در فرصتی که تا انتخابات مجلس در اختیار دارد، باید تلاش کند تا بتواند به عنوان رکنی در جامعه سیاسی کشور در انتخابات موثر باشد، جنبش سبز می تواند از هم اکنون خواست های خود را بیان کند و آنها را به سطح جامعه سیاسی بکشاند و کنش گران سیاسی را مجاب به گفتگو پیرامون خواسته هایش کند.
جنبش سبز می تواند حتی بر روی نام ها و خواست حضور آنها در انتخابات اصرار کند، سبز ها می توانند حتی برنامه و لیستی از خواست هایشان را منتشر کنند و با انتقال مطالباتشان به سطح جامعه به کسانی که قصد ورود به انتخابات به عنوان کاندیداتور را دارند، سر خطی از خواست هایش بدهد.


به نظر نگارنده، جنبش سبز می تواند حتی پا را فراتر بگذارد و بر روی سرمایه های انسانی که دارد نیز برای انتخابات پیش رو حساب باز کند، ما می توانیم لیست مورد حمایت خود را در انتخابات کاندید کنیم و با کاندید کردن آنها خواست هایشان را وارد رقابت های انتخاباتی کنیم، مهم نیست که کاندیداتور های ما رد صلاحیت شوند، مهم این است که خواست های ما به وسیله آنان به رقابت های انتخاباتی کشیده شوند.
به نظر نگارنده جنبش سبز راه های بی شماری برای نحوه مشارکت در انتخابات پیش رو دارد، و ارائه تحلیل هایی که مشارکت در انتخابات و تاثیر گذاری بر آن را به هر نحوی منکر می شود، زیان بار است.
همانطور که در بالاتر گفتم آش انتخابات آنقدرها شور نیست که جنبش سبز و اطلاح طلبان به هیچ انگاشته شوند و حضورشان هیچ فایده ای داشته باشد، اقتدارگرایان حاکم از هم اکنون تلاش خود را آغاز کرده اند تا کسانی را با استفاده از خلع حضور اصلاح طلبان، به عنوان اصلاح طلب وارد انتخابات کنند، همین عملکرد اقتدارگرایان و متاسفانه ذوق زدگی برخی از اصلاح طلبان سابق و فرصت طلبان امروزی است که نیاز مشارکت اصلاح طلبان واقعی در انتخابات را دو چندان می کند.


اما پیش بینی آقای بهنود، مبنی بر این که در هر شرایطی مردم حضوری شصت درصدی خواهند داشت، در موقعیت فعلی به نظر نگارنده عجولانه است و می تواند جنبش را به بی عملی سیاسی برساند، اگر پیش فرض های آقای بهنود را قبول کنیم، باید دست از فعالیت زیر پرچم جنبش سبز شسته و خارج از تصویر سازی های میر حسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی، یا به سمت حرکات انقلابی رفته و یا اینکه همچون برخی از اصلاح طلبان مجلس نشین از جنبش سبز اعلام برائت کنیم و به امید حداقل هایی نا چیز وارد انتخاباتی شویم که مردم در آن به مهران مدیری ها و گوگوش ها بیش از سیاسیون اهمیت می دهند!


تصمیم و پیش بینی، پیرامون حضور و یا عدم حضور در انتخابات مجلس، و نتیجه آن، به نظر می رسد، چند ماه زودتر از موعد انتخابات چندان درست نباشد، اما اگر قرار است جنبش سبز در انتخابات مجلس نماینده ای نداشته باشد و اگر قرار است اصلاح طلبان از انتخابات مجلس محروم شوند، بهتر است این محرومیت توسط حاکمیت و با رد صلاحیت کاندیداتور ها همراه باشد، نه با عقب نشینی و خانه نشینی ما و دوستانمان.
به هر روی تا انتخابات مجلس نهم چند ماه فرصت باقی است و امید است تا در این فرصت باقی مانده کنش گران سیاسی، به جای درگیر شدن در بحث های فرسایشی، راه حلی برای حضور موثر در انتخابات یافت کنند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...