مرداد ۰۹، ۱۳۹۰

محمدرضا خاتمی: اصلاحات هیچگاه حذف‌شدنی نیست

محمدرضا خاتمی با بیان اینکه "هدف اصلاحات كمك به ایجاد حكومت و حاكمیتی است كه واقعا بر اساس رای مردم باشد"، گفت "رای مردم هم یعنی انتخابات آزاد؛ و این هدف ما ست و اگر به جایی برسیم كه واقعا انتخابات آزاد برگزار شود اصلاحات به بخش قابل توجهی از ایده‌ها و افكار خود رسیده و گام مهمی به طرف استقرار دموكراسی برداشته شده است.


این فعال اصلاح طلب همچنین می گوید "اصلاح‌طلبان هیچ چیزی برای از دست دادن ندارند و اگرچه اصلاحات در حاكمیت منزوی شده و در تصمیم‌گیری‌ها نیز اثرگذار نیست، اما در عین حال، نفوذ كلام اصلاح‌طلبان در دل و جان مردم و افزایش حرمت و اعتبار آنها در بین اقشار مختلف جامعه، برای این طیف كافی است."


به گزارش اعتماد، دبیركل اسبق حزب مشاركت طی گفتگویی با این روزنامه، با بیان اینکه "آنچه وضعیت امروز را رقم زده، توهم یك جریانی است كه فكر می‌كرد با حذف اصلاح‌طلبان و یکدست كردن حاكمیت می‌تواند همه مشكلات كشور را حل كند"، خاطرنشان می کند "آنچه مهم است این است که اصلاح‌طلبان در برابر وضعیت موجود، سر تسلیم فرود نیاوردند، روی حرف حق خود ایستادند، هزینه هم پرداختند، باز هم هزینه خواهند پرداخت اما به نظر من آثار پیروزی هویدا ست و ممكن است اصلاحات مدتی ساكت شده باشد اما هیچگاه حذف‌شدنی نیست."


متن کامل گفتگوی محمدرضا خاتمی به شرح زیر است:


به‌نظر می‌رسد روزگار بر وفق مراد اصلاح‌طلبان نیست. هر روز که می‌گذرد اصلاحات بیشتر منزوی می‌شود و دیگر کمتر نماینده‌یی از این طیف در داخل حاکمیت و قدرت و مراکز تصمیم‌گیری و اثرگذاری حضور دارند. بدون در نظر گرفتن عوامل بیرونی و عواملی که خارج از کنترل اصلاح‌طلبان بود، به‌نظر شما، خود اصلاح‌طلبان چه رفتاری داشتند و چه کارهای اشتباهی انجام دادند که به این موقعیت دچار شدند؟

روزگار اصلاحات را از دو زاویه می‌توان نگاه کرد. یک مساله اینکه یک جریانی حاکم است که محدودیت ایجاد کرده و تریبون‌ها بسته شده و حتی اجازه حضور فیزیکی به خیلی از اصلاح‌طلبان اصلی را نمی‌دهد و سعی می‌کند حضور اصلاح‌طلبان را بین مردم محدود کند. این موضوع درست است. این محدودیت وجود دارد اما اگر از زاویه دیگر نگاه کنیم، متوجه می‌شویم امروز نفوذ کلام و اثرگذاری‌ای که اصلاح‌طلبان در درون جامعه ایران دارند، طی سال‌های گذشته کم‌نظیر است.

سال‌های گذشته که اصلاح‌طلبان بودند، مسوولیت بخشی از امور برعهده آنها بود، کاستی‌ها و کمبودها به اسم آنها نوشته می‌شد و طرف مقابل هم از تمام امکانات و رسانه‌های خود برای سیاه جلوه دادن شرایط استفاده می‌کرد و طبعا ذهن‌ها را نسبت به اصلاح‌طلبان بویژه اصلاح‌طلبانی که در درون حاکمیت بودند، خراب می‌کرد.امروز دو تابلوی واضح جلوی چشم مردم است؛ یک تابلویی که اصلاح‌طلبان زمانی در بخشی از قدرت بودند و زمانی که الان تمام قدرت در اختیار مخالفان اصلاحات است.
این تابلو در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و سیاست خارجی برای همه طبقات کشور به‌خوبی قابل مقایسه است و به همین جهت به نظر من ارج و قربی که امروز اصلاح‌طلبان میان مردم پیدا کرده‌اند - هرچند به‌خاطر فشارهای موجود، امکان بیان آن را ندارند - در یک دهه گذشته بی‌نظیر است. اگر از این دید نگاه کنیم به‌نظر من شرایط بد نیست. همچنین باید به تفاوت کارکرد اصلاح‌طلبان و مخالفان اصلاحات، مطلوبیت کنونی اصلاحات را هم اضافه کنیم.

امروز به‌خوبی قابل قضاوت است که همه اتهاماتی و همه فشارها و محدودیت‌هایی که ایجاد شد، هیچ‌کدام پایه و اساسی نداشته و امور به نحوی پیش رفته است که کسانی که حتی بانی و باعث این حرکات بودند، امروز خودشان به نوعی به بن‌بست رسیده‌اند که راه طی‌شده، راه بی‌سرانجامی است، اما اگر آقایان اراده کنند، می‌توانند از این مسیر برگردند و اصلاح‌طلبان باید به‌گونه‌یی رفتار کنند که ما دنبال انتقام و کینه‌توزی نیستیم و هرجا جلوی اشتباه گرفته شود، به سود ملت است.

درست است که به بخش‌های قابل توجهی از جامعه ما جفا و ظلم شده اما فکر می‌کنم اگر افق آینده روشن باشد، اصلاحات در جایگاه خوبی قرار دارد و حتما خواهد توانست آینده کشور را خیلی بهتر از آنچه امروز است، بسازد.

درباره قسمت دوم سوال، من با شما اختلاف دارم؛ اینکه اصلاح‌طلبان چه کار کردند که به این روز افتادند.

اگر تاریخ‌های سیاسی جهان را ببینیم باید بگویم به‌رغم تمام سختی‌ها و مشكلات راه و روش اصلاحات درست است و سرانجام دستاورد بزرگی خواهد داشت. نمی‌خواهم بگویم اصلاح‌طلبان اشتباه نداشته‌‌اند اما آنچه وضعیت امروز را رقم زده، توهم یك جریانی است كه فكر می‌كرد با حذف اصلاح‌طلبان و یکدست كردن حاكمیت می‌تواند همه مشكلات كشور را حل كند. من وارد نیت آنها نمی‌شوم چون سوءنیت هم نداشتند، شاید واقعا دلسوز بودند و فكر می‌كردند مملكت اینگونه آباد می‌شود. اما امروز بی‌نتیجه بودن این طرز تفكر كاملا واضح است و ثابت شده اصلاحات جریان حذف‌شدنی در این كشور نیست، ممكن است برای مدتی ساكت شود و بروز بیرونی شدیدی نداشته باشد اما امروز آنها بیش از پیش نیاز به اصلاحات را حس می‌كنند حتی كسانی كه دو سال پیش كمر به قتل اصلاحات بسته بودند.


شما معتقدید شرایط به وجود آمده را نمی‌توان تاثیر عملكرد اصلاح‌طلبان دانست، سوال من این است كه آیا همدلی اصلاح‌طلبان و اصلاحات در دو سال اخیر با مردم باعث این نفوذ و تاثیر كلام اصلاحات میان مردم و جامعه شده یا اینكه عدم حضور آنها در قدرت را باعث این اقبال جامعه به اصلاح‌طلبان می‌دانید؟ همچنین هر كنشی، واكنشی داشته. ما از دوران سیدمحمد خاتمی به دوران آقای احمدی‌نژاد رسیدیم. فكر نمی‌كنید در آن زمان اعمالی از سوی دولت انجام شده باشد كه به این مرحله رسیدیم؟

این قصه جنگل است. وقتی آدم در جنگل است می‌پرسد جنگل كجاست؟ ما وقتی در درون شرایط خاص تاریخی و جغرافیایی و زمانی خاص هستیم می‌توانیم به علل و عوامل مختلف اشاره كنیم كه به این وضعیت دچار شدیم، اما من مجموعه حوادث و اتفاقات افتاده را یك پروسه تاریخی می‌دانم. این پروسیه تاریخی فراز و نشیب دارد،‌ اگر در آن برهه‌‌یی كه نشیب و فرود است برویم و داخلش را نگاه كنیم، عیب و نقص می‌بینیم، اگر دوره اوج را نگاه كنیم، خوبی می‌بینیم. فكر می‌كنم این جریان فراز و نشیب بسیاری دارد اما نشیب جریان رو به بالاست. به نظر من اكنون اصلاحات تجربه‌یی را می‌آزماید كه در صد سال گذشته آرزوی آن را داشت.

اصلاح‌طلبان امروز از حوادث مختلف صد سال گذشته ایران درس گرفتند كه آن اشتباهات را مرتكب نشوند و مجبور نباشند به انقلاب روی آورند، مجبور شوند به اصلاح‌ناپذیری وضعیت حكم كنند و آن دور را از ابتدای صفر شروع كنند. در این رابطه ما می‌توانیم عده‌یی را متهم به كندروی یا تندروی كنیم، عده‌یی را متهم به ارتكاب اشتباهات اساسی كنیم و در استراتژی ایراد بگیریم،‌ اما به نظر من این یك گام بسیار به پیش است كه همراهی بیشتر و بیشتر جریان‌های سیاسی اصلاح‌طلب با مردم و انسجام و هماهنگی بیشتر آنها با یكدیگر را در پی داشته است. اگر این نقص در دوران حاكمیت اصلاحات وجود داشته كه این هماهنگی كامل نبود و الان به هر دلیل به خاطر شرایط خاص،‌ ما به این نتیجه رسیده‌ایم كه همراهی و همدلی با مردم باید كامل باشد، این یك گام به پیش است.


من علت تامه روی كار آمدن احمدی‌نژاد را دوران آقای خاتمی نمی‌دانم، اراده‌یی وجود داشت و برنامه‌ریزی کرده از نقایص ما استفاده یا سوءاستفاده كرد اما مگر می‌توانیم در این دنیا زندگی كنیم و هیچ عیب و نقصی نداشته باشیم. مهم این است كه بدانیم در ادامه مسیر آن اشتباهات را دیگر نباید مرتكب شویم. به نظرم اصلاحات به این نقطه تكامل رسیده است كه اشتباهات گذشته‌اش را دیگر مرتكب نشود، این نقطه مثبتی است و به همین دلیل من معتقدم علت وضعیت امروز، اصلاح‌طلبان نبودند، نه آنها كه تندرو بودند و نه آنها كه كندرو بودند. این یك اراده غالب دیگری بود. اما آنچه مهم است اصلاح‌طلبان در برابر وضعیت موجود، سر تسلیم فرود نیاوردند، روی حرف حق خود ایستادند، هزینه هم پرداختند، باز هم هزینه خواهند پرداخت اما به نظر من آثار پیروزی هویدا است. اكنون تنها جریانی كه می‌توان به آن برای آینده كشور امید داشت؛ اصلاحات است. حداقل در داخل كشور كه نگاه می‌كنیم اصلاحات تنها و مهم‌ترین امیدی است كه برای آینده كشور وجود دارد.


سوال بعدی من درباره حذف اصلاح‌طلبان از قدرت است غیر از معدود اصلاح‌طلبانی كه در مجلس كنونی حضور دارند، در بقیه سازمان‌ها، مراكز و نهادهای تاثیرگذار تصمیم‌سازی شاهد حذف كلیه اصلاح‌طلبان هستیم. به نظر شما حذف اصلاح‌طلبان از كلیه امور اجرایی، نظارتی، قضایی و... چه تاثیری در جامعه داشت؟

مهم‌ترین اثر حذف اصلاح‌طلبان، زیان و خسرانی بود كه برای ایران به وجود آمد. اصلاح‌طلبان دارای چهره‌های برجسته در امور مختلف هستند. در بعد اقتصادی چهره‌های اصلاح‌طلب، چهره‌های كم‌نظیری هستند، در بعد فرهنگی، اجتماعی، سیاست خارجی و سیاست داخلی همین‌گونه. نتیجه حذف اصلاح‌طلبان محروم كردن ایران از نخبگانی بود كه دیدگاه و فكر آنها حتما در پیشرفت جامعه ایرانی موثر بود. وقتی آنها خود را از این طبقه بسیار ممتاز محروم می‌كنند، در ظاهر خیال می‌كنند از شر عده‌یی راحت شده‌اند؛ عده‌یی كه مطیع محض نبودند و چون و چرا و چالش می‌كردند. آنها اعتقاد داشتند وقتی آنها را از این نعمت محروم كردند، الان به وضعیتی دچار شده‌اند كه اگر از دید كارشناسی نگاه كنیم جز زیان و ضرر در همه ابعاد برای جامعه ایرانی چیزی نبوده است. منظور من تنها در بعد سیاست نیست بلكه برای مثال الان وضع معیشت مردم را نگاه كنید، بعد ارزشی و اخلاقی را بررسی كنید، ببینید وضع ناهنجاری‌های اجتماعی، وضع بیكاری و فرهنگی چگونه است.

خیلی دردناك است كه آقای رییس پلیس با افتخار می‌گوید هفتصد و اندی قتل در سه‌ماهه اول پارسال داشتیم، امسال برای مثال 30 قتل كمتر انجام شده است. اینها نشان‌دهنده به هم ریختن هنجارهای ایرانی است. به نظرم بخش عمده این مشكلات ناشی از محروم شدن كشور از نخبگان، طراحان و برنامه‌ریزانی بود كه می‌توانستند كمك‌های ارزنده‌یی كنند تا ما به این وضعیت دچار نشویم. اما برای خود اصلاحات یك مزیت بالایی بود. اصلاح‌طلبان توانستند با یكدیگر بنشینند و صحبت كنند و متوجه نقایص كار خود شوند.

هماهنگی‌ها بیشتر شد و توانستند به عنوان یك نیروی بالقوه‌یی كه كشور از آن سود خواهد برد، خود را حفظ كنند. این یك مزیت برای اصلاح‌طلبان بود، هرچند كشور واقعا زیان دید از این وضعیتی كه ما دچار آن شدیم.

از طرف دیگر بخش قابل توجهی از حكومت كه تا قبل از این زمان بطور كامل درون حاكمیت تبلور پیدا می‌كرد، به درون جامعه منتقل شد، یعنی ما امروز جامعه مدنی داریم كه با وجود فشارها و با اینكه امكان تشكل‌یابی، تجمع و ارتباطات بسیار محدودی دارد، توانسته است قدرت اجتماعی را در خود متبلور كند و ما این قدرت اجتماعی را در درون جامعه ایران به عنوان یك وزنه متعادل‌كننده در برابر قدرت تقریبا بی‌مهار داخل حاكمیت می‌دانیم.

آنهایی كه اصلاح‌طلبان را از درون حاكمیت حذف كردند ناخواسته این كار را كردند. وقتی به جمع كارآزموده قوی اجازه داده نمی‌شود مسوولیت‌های اجرایی تامینی و قضایی داشته باشند، آنها بیكار نمی‌نشینند. درون جامعه می‌آیند و از قدرت خود در بارور كردن جامعه به كار می‌گیرند. این یك دستاورد مثبت برای جامعه ایران بود. الان بتدریج به وضعیتی می‌رسیم كه در برابر قدرت بدون رقیب حاكمیت كه مشخصه جامعه‌های جهان سوم محسوب می‌شود، قدرت مدنی قابل توجهی در حال شكل گرفتن است. این فایده‌یی بود كه جامعه ایرانی از آن استفاده كرد و شاید از این بابت باید به دلیل حذف اصلاح‌طلبان از حاكمیت دست مریزاد گفت و تشكر كرد.


سوال بعدی من درباره بحث چالش‌برانگیز و همیشگی انتخابات است. بالاخره اصلاح‌طلبان چه برنامه‌یی برای انتخابات دارند؟ الان همه چشم دوخته‌اند تا ببینند آقای سیدمحمد خاتمی برای انتخابات چه برنامه‌یی دارد و چه تصمیمی خواهد گرفت؟ شما به عنوان یكی از افراد تاثیرگذار در جبهه اصلاحات چه برنامه‌یی دارید؟ آیا در صورت محقق نشدن شروط آقای خاتمی برای حضور در انتخابات، اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس شركت می‌كنند و اگر شركت نكنند به صورت منسجم عمل خواهند كرد؟ آیا برنامه‌ریزی در این زمینه شده كه اگر آقای خاتمی از عدم شركت در انتخابات سخن گفت بقیه اصلاح‌طلبان نیز همراه و همگام با ایشان باشند و برخی دیگر با تابلوی اصلاحات وارد عرصه مبارزاتی نشوند؟

هدف اصلاحات كمك به ایجاد حكومت و حاكمیتی است كه واقعا بر اساس رای مردم باشد. رای مردم هم یعنی انتخابات آزاد؛ این هدف ما است. معتقدم اگر به جایی برسیم كه واقعا انتخابات آزاد برگزار شود اصلاحات به بخش قابل توجهی از ایده‌ها و افكار خود رسیده است، یعنی گام مهمی به طرف استقرار دموكراسی برداشته شده است. ما با این دید به انتخابات نگاه می‌كنیم. بنابراین تمام تلاش‌ ما هم این است كه یك انتخابات آزاد برگزار شود، یعنی اگر رایزنی و مذاكره می‌شود، برای این است كه انتخابات آزاد برگزار شود. اگر قصد شركت در انتخابات را داشته باشیم،‌ فكر می‌كنیم می‌توانیم انتخابات را به طرف انتخابات آزاد سوق دهیم. اگر در انتخابات شركت نمی‌كنیم، برای این است كه فكر می‌كنیم اگر شركت كنیم انتخابات بی‌معنا و بی‌منطق می‌شود. بنابراین انتخابات برای ما اصل است و نمی‌توانیم آن را نادیده بگیرم. اگر زمانی در انتخابات شركت نكنیم به این معنا نیست كه برای همیشه این فرصت انتخابات را حذف كردیم. برای مثال ما در انتخابات مجلس هفتم شركت نكردیم اما در انتخابات بعدی شركت كردیم و دیدیم گام‌های موثری جامعه ایرانی را به طرف دموكراسی پیش برد. گرچه طرف مقابل عكس‌العمل نامناسبی در این مورد نشان داد، اما هیچ كس نمی‌تواند منكر این شود كه جامعه ایرانی امروز با سال 88 خیلی متفاوت شده است. تا قبل از این شركت در انتخابات برای اصلاح‌طلبان اصل بود، یعنی می‌‌گفتیم اصل ما این است كه در انتخابات شركت ‌كنیم مگر اینكه شرایطی اتفاق بیفتد. برای مثال ما در انتخابات شركت می‌كنیم مگر اینكه رد صلاحیت شویم.

انتخابات سال 88 پارامترهای جدیدی را وارد معادله تصمیم‌گیری اصلاح‌طلبان كرد. ما یك انتخابات پرمساله را پشت سر گذاشتیم.‌ آن انتخابات پرمساله باعث شد تعدادی از افراد گرفتار شوند یا در حصر بیفتند. برگزاركننده انتخابات باید بتواند آثار و تبعات آن تجربه ناموفق را از بین ببرد. انتخابات آزاد نیازمند رقابت است.

باید رقابت در جامعه باز شود. باید بتوانیم صدای‌مان را به گوش مردم برسانیم، روزنامه‌ها، رسانه‌ها و احزاب و فضا باید آزاد باشد. انتخابات آزاد در جوامع امروزی به معنای این است كه نظامیان نباید در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی دخالت داشته باشند، حال چه برسد برای انتخابات تصمیم‌گیری كنند. انتخابات آزاد یعنی باید یك قانون خیلی روشن و قابل فهم و غیرقابل تفسیر برای جناح‌های سیاسی خاص وجود داشته باشد. اگر این شرایط تحقق پیدا كند، اصلاح‌طلبان با كمال شوق و ذوق در انتخابات شركت می‌كنند و نتیجه هرچه باشد می‌پذیرند اما تا این شرایط تحقق پیدا نكند چه كسی می‌تواند بگوید انتخابات آزاد و عادلانه است؟


اصلاح‌طلبان در چه وضعیتی در انتخابات شركت می‌كنند؟

خیلی روشن است كه اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده در چه وضعیتی شركت می‌كنند. اگر همه سه شرطی كه آقای خاتمی گفت و مورد تایید و حمایت همه نیروهای اصلاح‌طلب داخلی قرار گرفته است،‌ محقق شود تكلیف روشن می‌شود. حالا آیا عده‌یی می‌توانند جریان سازی اصلاحات را انجام دهند، پاسخ این است عده‌یی به دنبال این هستند كه بدل را به جای اصل جا بزنند. اما به نظرم این اصلا كاربردی ندارد. نماد اصلاح‌طلبی در ایران شناخته‌شده است؛ چه كسانی و جریاناتی اصلاح‌طلب هستند و حرف اصلی اصلاحات را چه كسی می‌زند؟ اصلاح‌طلبان هیچ وقت كسی را متهم نكرده‌‌اند كه اصلاح‌طلب نیستی و چرا از قول اصلاحات حرف می‌زنی. بلكه آنقدر به خودشان مطمئن هستند و آنقدر شناسنامه روشن دارند و برای مردم شناخته‌شده هستند كه اصلا نگرانی‌ای از این بابت نداریم كه یكی بیاید بگوید من هم اصلاح‌طلب هستم. ایرادی ندارد. اصلاح‌طلبی یك جریان شناسنامه‌دار و شناخته‌شده‌یی است كه هم در داخل كشور و هم در خارج از كشور با آن اسم و رسم شناخته می‌شود. به همین دلیل است كه ما می‌بینیم با اینكه برخی می‌خواهند جریاناتی به اسم اصلاحات راه بیندازند، بعد از مدتی می‌گویند اگر اصلاح‌طلبان واقعی نیایند فایده‌یی ندارد.


اصولگرایان گاهی تلقین می‌كنند كه اگر اصلاح‌طلبان در انتخابات شركت نكنند برای همیشه از عرصه سیاسی حذف می‌شوند. نظر شما چیست؟

ما با كسی دعوا و جنگ نداریم. شركت در انتخابات یك حق است تكلیف نیست، برخلاف افرادی كه معتقدند واجب است در انتخابات شركت كنیم، ما می‌گوییم این یك حق است و می‌توانیم شركت كنیم یا نكنیم. مثلا من كار خلاف قانون هم انجام نداده‌ام. می‌توانم كاندیدا شوم و می‌توانم نشوم. اما اینجا عقل من حكم می‌‌كند كه آن هم نه برای منافع شخصی خودم. عده‌یی می‌گویند اگر شما در انتخابات شركت كنید آبرویتان می‌رود و از چشم مردم می‌افتید، من می‌گویم این فرع قصه است. بنده اگر به این نتیجه برسم كه نجات كشور در این است كه من در انتخابات شركت كنم اگر آبروی من هم برود باید شركت كنم. اگر به این نتیجه برسم كه شركت در انتخابات مملكت را یك گام به عقب می‌برد اما خودم به نان و نوا می‌رسم و دیگر هر كسی نصف شب زنگ خانه را بزند، نمی‌ترسیم و خیال‌مان راحت است و منافع شخصی تامین می‌شود، اما منافع ملی و کشور ضرر می‌کند، عقل و وجدان حکم می‌کند که شریک جرم نباشید. انتخابات خیلی روشن است. ما هیچ نگرانی‌ای از اینکه جریان اصلاحات دیگری ساخته شود، نداریم. هیچ جریانی نمی‌تواند جایگزین آن چیزی که به نام اصلاحات واقعی در ایران شناخته شده است، بشود. شرایط هم کاملا مشخص است.

بحث هم زیاد می‌شود اما نتیجه کار کاملا مشخص است. الان توپ در میدان آقایان است و باید دید چگونه با این توپ بازی می‌کنند. ما هم واقعا خواستار اصلاح امور کشور و خواستار حل بحران‌ها هستیم. هیچ‌ کس هم نمی‌خواهد مچ‌گیری کند. ما هم وقتی در انتخابات پیروز شویم به دنبال انتقام نیستیم. مگر انتخابات سال 76 در مدل دیگری همین اتفاق نیفتاد؟ کشور واقعا در برهه خاصی نجات پیدا کرد، چیزی به هم نخورد و قدرت آقایان هم خیلی تضعیف نشد و مردم سود آن را بردند. الان هم اگر بخواهیم کشور از شرایط فعلی رهایی پیدا کند، سطح انتخابات پیش‌رو باید خیلی بالاتر و بزرگ‌تر از سال 76 باشد تا بتواند این دیوار بی‌اعتمادی بین مردم و حاکمیت را پشت ‌سر بگذارد. خیلی باید پرشورتر باشد، مردم هم وقتی می‌توانند در انتخابات شرکت کنند که اطمینان داشته باشند که رای آنها موثر خواهد بود. حاکمیت باید این اعتماد را به مردم بدهد. ما کاره‌یی نیستیم كه این اعتماد را بدهیم.

آنهایی که قدرت دارند باید این اطمینان را بدهند. حال این اعتماد چگونه ساخته می‌شود؟ با آزادی زندانیان پس از انتخابات، با آزادی فضای سیاسی، با میدان‌داری سیاسیون حتی فعالان سیاسی اصولگرا. متاسفانه آنها هم در انزوا هستند. اتفاقا اصلاح‌طلبان با وجود محدودیت‌ها و فشارها بیشتر از آنها فعال هستند. فعالان سیاسی باید بیایند وسط و رقابت عادلانه باشد. قول می‌دهم هیچ بنایی ویران و پایه‌های نظام هم تضعیف نمی‌شود، بلکه محکم‌تر خواهد شد، به هرحال باید منتظر شویم ببینیم پاسخ آقایان چه خواهد بود. تا الان پاسخ داده‌شده نه تنها پاسخ مثبت و موافق نبوده که حتی برعکس هم بوده است. به هرحال چند تا زندانی که آزاد شده بودند، به زندان برگشتند، احکامی که به هر دلیل اجرا نشده را اجرا می‌کنند، دادگاه‌های جدید تشکیل می‌دهند و سایت‌ها و رسانه‌هایشان هتاکی، دروغ‌پراکنی، افترا و بداخلاقی می‌کنند. به هرحال باید منتظر شویم. اصلاح‌طلبان چیزی برای از دست دادن ندارند. تاکید می‌کنم هیچ چیز ندارند که از دست بدهند. ما اعتبار خود را از این ملت داریم و هر فشاری که بر ما بیاید این اعتبار و حرمت بیشتر خواهد شد. بنابراین برگزاری انتخابات آزاد بیش از اینکه نیاز اصلاح‌طلبان باشد، نیاز کسانی است که امروز در قدرت حضور دارند و روز به روز با بحران‌های بیشتری روبه‌رو خواهند شد. اگر بخواهند این بحران‌ها را به نفع خودشان و به نفع ملت حل کنند، چاره آن فقط یک انتخابات آزاد است و اگر بخواهند انتخابات آزاد برگزار کنند، باید مقدمات آن فراهم شود و مقدمات آن شرایطی است که آقای خاتمی عنوان کرده است.

۱ نظر:

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...