زهراصدر:
ما شهادت می دهیم هدی صابر در هشتمین روز اعتصاب غذای خود دچار درد در ناحیه سینه و اختلال در سیستم گوارشی شد که در ساعت چهار بامداد جمعه ۲۰ خردادماه برای نخستین بار به بهداری مستقر در زندان اوین جنب بند ۳۵۰ منتقل شد اما دو ساعت بعد در حالی که از درد به خود می پیچید به بند بازگردانده شد و از صدای فریاد او هم اتاقی هایش بیدار شده و دور او حلقه زدند در این هنگام صابر گفت :«در بهداری نه تنها هیچ رسیدگی به وضعیتم نشد بلکه مورد ضرب و شتم و توهین قرار گرفته ام و توسط مامورانی در لباس پرسنل بهداری از اتاق درمان بیرون انداخته شده ام .
ما شهادت می دهیم هدی صابر که از درد به شدت می لرزید و به خود می پیچید در اتاق یک بند ۳۵۰ با صدای بلند اعلام کرد که: «از دست آنها شکایت خواهم کرد.»
ما شهادت می دهیم در این هنگام هدی صابر در حالی که توان ایستادن بر روی پاهای خود را نداشت با برانکارد به خارج از بند منتقل شد در این آخرین ساعت حضور در بند وضع گوارشی او به شدت بحرانی بود و بارها گفت دچار اسهال و حالت تهوع شدید شده است.
***
بیش از شصت زندانی شهادت دادند به آنچه پیش رویشان رخ داد به آنچه چشمانشان دید و قلب هایشان مهر زد. بیش از ۶۰ زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ اوین، شهادت دادند از بیم آنکه روزی دروغ ورزان وارونه بازگو کنند حقیقت را و باز هم افسانه ای بسازند برای فرار از ظلمی که کرده بودند و خونی که ریخته شده بود. شهادت دادند از بیم آنکه روزی در تاریخ شرمنده ی این سوال شوند که در برابر واقعیت چشم بستی یا دهان؟ شهادت دادند از بیم آنکه روزی دیگر نام برادران و خواهران و فرزندانشان در لیست بلند شهیدان مسیر آزادی کشور هک نشود، هرچند باعث افتخار اما جگر خراش.
***
فریده جمشیدی، همسر هدی صابر: نمی توانستند به ما خبر دهند تا دقایق آخر زندگی وی را در کنارش باشیم؟
فریده جمشیدی همسر هدی صابر در گفتگو با خبرنگار کلمه می گوید: "من درجریان بدحالی همسرم نبودم. از دوشنبه که با او ملاقات داشتم مرتب با مسئولان زندان تماس می گرفتم و آن ها مرا مطمئن می کردند که حال ایشان خوب است. حتی یک ساعت قبل از آنکه از طریق سایت ها از شهادت وی خبر دار شوم هم در تماسی تاکید کردند که مشکلی وجود ندارد و جای نگرانی وجود ندارد."
گاهی وقتی بدیهی ترین سوالات پرسیده می شود انسان متعجب می ماند از تفکری که پشت اعمال افراد وجود دارد.
جوابی برای این سوال فریده جمشیدی وجود ندارد که آیا مسئولانی که در جریان بدحالی و اوضاع وخیم همسرم در بیمارستان بودند نمیتوانستند به ما خبر دهند تا دقایق آخر زندگی وی را در کنارش باشیم؟
وی با تاکید بر اینکه کسی با گذشت ۹ روز از آغاز اعتصاب تر خود جان نمیدهد و با اشاره به شهادت زندانیان سیاسی مبنی بر کتک خوردن وی در بهداری اوین می گوید: احتمالا پزشک فکر می کرده می تواند با کتک زدن بیمارش وی را درمان کند.
فریده جمشیدی تاکید می کند که همسرش مظلومانه شهید شده و وی اجازه نخواهد داد خونش پایمال شود.
وی می گوید: من شکایت نامه ای تهیه کردم و از قوه ی قضاییه میخواهم عاملین شهادت همسرم رو معرفی کرده و پیگیر این فاجعه که در زندان رخ داده باشند.
***
دوم خرداد می شود یک سال. یک سال از به اسارت رفتن هدی صابر. یک سال از زندگی در اتاق های بند ۳۵۰ اوین.
زندگی ای که به شهادت همه ی هم بندی هایش به مطالعه کتاب، قرائت قرآن، برگزاری کلاسهای تاریخ و ورزش گذشت. و چه دردناک است زمانی که جوانان مشارکت بخواهند مرور کنند مسابقات ورزشی خود را وقتی هدی صابر هم تیمیشان بوده است.
***
همسر ابوالفضل قدیانی: حاکمیت نباید بیشتر از این به خودش هزینه تحمیل کند
زهرا رحیمی، همسر ابوالفضل قدیانی یکی از امضا کنندگان این شهادت نامه، به خبرنگار کلمه می گوید: این زندانیان در آنجا حضور داشتند طبیعی است که بگویند چه اتفاقی افتاده و چه بر سر شهید هدی صابر آمده است.
وی با اشاره به نامه ی ۲۶ نفر شاکی از وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران که چندی پیش منتشر شده بود، تصریح کرد که همه ی ۲۶ نفر به بازپرسی داخل اوین خواسته شده و تحت بازجویی قرار گرفته بودند اما این فشارها باعث نشد که این بار هم وظیفه ی انسانی خود را فراموش کنند و حقیقتی را که دیده اند اعلام نکنند.
همسر این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تاکید می کند که اگر تدبیری باقی مانده باشد، حکم می کند این ماجرا از طریق مراجع در رده های بالاتر پیگیری شود و خود حکومت جلوی پایمال شدن خون این عزیز را بگیرد. حاکمیت نباید بیشتر از این به خودش هزینه تحمیل کند.
زهرا رحیمی که خود از زندانیان دوره ی ستم شاهی است خاطر نشان می کند: وقتی شهید صابر به بند بازگشته همه چیز را تعریف کرده و حتی اسم کسی که ایشان را کتکش زده برده و گفته که بر سرش کوبیدند. حاکمیت خودش باید خاطی رو مجازات کند.
وی با اشاره به وضعیت نا مساعد زندانیان و مشکلات جسمی آن ها می گوید: به طور مثال شخص آقای قدیانی مشکلات جسمی زیادی دارد. که بعضی از آن ها در درون زندان به وجود آمده است و من سه هفته ی پیش پرونده ی پزشکی ایشان را به اوین دادم اما تاکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته است.
همسر قدیانی ضمن اعلام حمایت قاطع از شهادتنامه ی منتشر شده تاکید می کند: این ها همه بی گناه هستند و باید آزاد شوند. انتظار ما این است که بی قید شرط تمام زندانیان عقیدتی و سیاسی آزاد شوند . حکومت باید از وجود اینها در اداره ی مملکت استفاده کند نه اینکه مردم را از چنین نعمتی محروم نماید، ما در کشور مشکلات عدیده ای داریم که باید به آن ها رسیدگی شود.
***
این اولین بار نیست که دلسوزانه، نمایش مردانگی می بینیم. یک سال پیش همین ایام بود که شکایت ۷ شاکی از سردار مشفق منتشر شد. ۷ زندانی که در مرخصی به سر می بردند و می دانستند با این شکایت نامه باید آماده ی بالا رفتن از پله های باریک و خاکستری اوین باشند و در کوچک زندان با آن پنجره ی مشبک کوچکش برایشان کشوده خواهد شد. اما شکایت کردند و منتشر شد تا کوس رسوایی آن بخش از حاکمیت که مدعی بود خطایی نکرده و تقلب چیزی جز توهم نیست در همه ی دنیا زده شود.
***
همسر جواد مظفر: هدی صابر مجسمه ی اخلاق بود
خانم انتظار مهدی، همسر جواد مظفر نویسنده دربند، یکی از شاهدین امضا کننده ی این نامه در گفتگو با کلمه ضمن اعلام حمایت و موافقت را با اصل و فلسفه ی وجودی چنین نامه ای می گوید: به جرات می توانم ادعا کنم که همسرم هیچ وقت خلاف واقع نگفته است. اگر او چنین نامه ای را امضا کرده قطعا با چشمانش دیده و نتوانسته در برابر این ظلم خاموش بماند. شهید صابر در ایامی که همسرم زندان بود هفته ای یک بار به خانواده ی ما سر می زد. مجسمه ی اخلاق بود و در درستی و پاکی و مردانگی یگانه ی روزگارش.
وی بدون پنهان کردن نگرانی خانواده ها از عواقب این نامه و با اشاره به قطع بودن هر گونه تماس در طول هفته با زندانیان، می گوید: ما تا دوشنبه که روز ملاقات است به اوین برویم و ببینیم چه بلایی بر سر آن ها آورده اند جان به لب می شویم اما چرا باید این باعث شود که شاهدان این ماجرا حقیقت را نگویند و خون یک ادم بی گناه و پاک پایمال شود؟ این اتفاق هر لحظه ممکن است برای کس دیگری تکرار شود. اگر همه بخواهند سکوت کنند که سنگ روی سنگ بند نمی شود.
***
همین دو ماه پیش بود که ۲۶ زندانی در اوین از وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران شکایت کردند و شهادت دادند به آنجه در بازجویی ها رخ می دهد و کسی جرات بر ملا کردنش را ندارد. ابایی نداشتند از آنکه دوباره به بازجویی فراخوانده شوند و مجازات هایی جدید برایشان صادر شود که دیگر به تجربه دریافته بودند در نظام قضایی این روزها شاکیان قربانی خواهند شد نه مجرمان. اما باز هم ایستادند و از زیر بار مسئولیتشان شانه خالی نکردند.
***
فرزند فیض الله عرب سرخی: کاری کنیم که فردا خجالت زده ی شهیدان و اسیران سبزمان نباشیم
ساجده عرب سرخی فرزند فیض الله عرب سرخی دیگر امضا کننده ی این نامه به خبرنگار کلمه می گوید: هیچ کس نیست که نداند زندانی های سیاسی ما این روزها تحت چه فشارهای روانی و فیزیکی ِ غیر انسانی ای قرار دارند. اما وقتی آنها چنین مردانه به دفاع از حق ضایع شده ی همرزمشان برخواسته اند فکر می کنم کمترین وظیفه ی ما حمایت از این حرکت است که قطعا در ادامه ی همان گامی ست که شهید هدی صابر برداشته.
وی در ادامه می گوید: اعتراض به تضییع حق، اولین شعار جنبش سبز بود که از فردای انتخابات با "رای من کجاست" با شهادت ندا و سهراب آغاز شد و دامنه ش امروز بعد از دو سال به شهادت هاله سحابی و هدی صابر کشیده شده.
فرزند این عضو دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ضمن ادای احترام به زندانیان جسوری که در آن شرایط خطرناک با نام حقیقی خود این شرافتنامه را امضا کردند از همه ی فعالان و روشنفکران و همه ی کسانی که دغدغه ی آزادی کشور را دارند می خواهد: با بالا نگه داشتن این پرچم که برای زمین نماندنش هزینه های زیادی پرداخت شده، کاری کنیم که فردایی را نبینیم که خجالت زده ی شهیدان و اسیران سبزمان باشیم.
***
در این شهادت نامه آمده است: گرچه رسیدگی دقیق به پرونده اغلب زندانیان سیاسی نشان از بی داد و تضییع گسترده حقوق آنان در دادرسی ها دارد اما هدی صابر قریب به یک سال بدون هیچگونه قرار قانونی و محکومیت و به شکلی کاملا خودسرانه با اعمال زور و قدرت نمایی برخی نهادهای امنیتی در برابر چشمان همه دستگاه های مسوول در زندان به سر می برد و هیچکس پاسخگوی این سوال نبود که اصلا او چرا و با کدام توجیه قانونی در زندان به سر می برد و البته که مدت محکومیت او مدتها پیش از دستگیری اخیر منقضی شده بود. حبس خودسرانه و غیر قانونی صابر به تنهایی برای سلب مشروعیت دستگاه قضایی و اثبات عدم استقلال آن و مقهوریت نسبت به نهادهای امنیتی کفایت می کند و در این شرایط نه فقط شهروندان خارج از زندان که بیش از همه زندانیان امنیت حقوقی، درمانی و جانی نخواهند داشت.
***
همسر عمادالدین باقی: نمی توان مسلمان بود و در موقعیت شهادت قرار گرفت و شهادت نداد
فاطمه کمالی همسر عمادالدین باقی، از دیگر امضا کنندگان این شهادت نامه در گفتگو با خبرنگار کلمه می گوید: امضا کنندگان شاهد آن وضعیت بودند و شهادت دادند. ما در ملاقات دیدیم که حرفهای مشابهی زدند و چقدر از این اتفاق به هم ریخته بودند.
وی با تاکید بر اینکه یکی از دلایلی زندانی بودن این افراد روحیه ی حق گویی و حق طلبی آنها بوده است تصریح می کند: این ها خود و خانواده ی خود را از خیلی مواهب زندگی محروم کردند و حرف هایی را که زدن برایشان دردساز بوده و این هم یک تصمیم بوده و آگاهانه این راه را انتخاب کردند پس در چنین موقعیتی هم طبق همان منش و سیره نمی توانند چشم بر هم بگذارند. نمی توان مسلمان بود و در موقعیت شهادت قرار گرفت و شهادت نداد.
همسر این فعال حقوق بشر و محقق معتقد است این برخورد ها گونه ای از اصلاح طلبی است که در وجود این افراد نهادینه شده است.
وی می گوید: کسی که مردانگیِ شهادت دادن را دارد تکلیفش معلوم است. حکومت باید به کسی که چنین مسئولانه برخورد می کند و اجازه نمی دهد حق مظلوم از بین برود پاداش دهد. سازمان زندان ها و قوه ی قضاییه باید پیگیر باشند تا معلوم شود کسی که ملزم به اجرای قانون و مسئول رسیدگی به بیماری ها بوده و حالا در کارش کوتاهی کرده چه کسی بوده است.
فاطمه کمالی که خود نیز از فعالان حقوق بشر است درباره ی نگرانی از عواقب این نامه می گوید: کس دیگری باید بترسد. کسی که خلاف کرده. اگر مردان قانون به موقع به داد مظلوم برسند ظلم کمتر می شود.
وی تاکید می کند: اگر دستور این نیست که با زندانیان اینطور برخورد شود و بنا باشد قانون اجرا شود، من فکر نمی کنم برای خانواده جای نگرانی باقی بماند. اما اگر قرار باشد قانون مدارها و دلسوزان محاکمه و مجازات شوند باید فاتحه ی قانون را خواند. در یک حکومت سالم باید از افرادی مثل امضا کنندگان این شهادت نامه حمایت شود تا این کارها و این احساس مسئولیت ها ادامه پیدا کند و خاطیان جرات نکنند دوباره همان را به شکلی دیگر تکرار کنند.
***
یازده ماه است که تلفن های زندانیان سیاسی اوین قطع است. هفته ای بیست دقیقه ملاقات کابینی اگر به هر دلیل ممنوع الملاقات نشده باشی. ورود کتاب و روزنامه ممنوع. میتوانی چند روزنامه ی محدود انتخاب شده را بخوانی. تلویزیون هم میتوانی شبکه های آزاد و غیرجانبدارانه ی صدا و سیما را ببینی. هنوز هوا خوری هست و اجازه ی تنفس وجود دارد. اما باید مواظب باشی مریض نشوی. خاطره های تلخ زیاد است، از یاد محسن دکمه چی و مشاهده ی زنده ی حسین رونقی که فقط به جرم همکاری نکردن باید از درد کلیه فریاد بزند و دیگران مستاصل به خود دشنام دهند که هیچ کاری برایش نمیتوانند انجام دهند.
خانواده های زندانیان سیاسی همه ی این ها را می دانند. همه را شنیده اند و دیده اند. می دانند امضای چنین شهادتنامه ای چه عواقبی برای زندانی و خانواده اش خواهد داشت. و استوار و صبور، سر تعظیم در مقابل شهامت و صداقت مردان ۳۵۰ فرود می آورند و حمایت می کنند از تصمیم بزرگ آنان و امضا می کنند آنجا را که مردانشان نگاشته اند:
ما به عنوان نخستین گام این روند غیر انسانی در دستگاه قضایی و این نوع رفتار با زندانیان را محکوم و حاکمیت را مسوول آن می دانیم. بنابراین از این پس با توجه به نوع پی گیری موضوع از سوی مسوولان اقدامات بعدی را اتخاذ کرده و برای تحقق حقوق شهروندان و التزام حکومت به قانون تا آخر ایستاده ایم.
منبع : کلمه
خانواده های زندانیان سیاسی از شهادتنامه عزیزانشان می گویند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر