بیست و دو سال قبل در چهاردهم خرداد 1368 خورشید تابناک انقلاب غروب کرد و ده ها میلیون مسلمان در ایران و جمع زیادی در جهان اسلام را در سوگ ماتم خود نشاند.
ظهور امام خمینی(س) و منشور او برای حکومت کردن تازگی ها و ویژگی هایی داشت که پاسخی به نیازهای تاریخی ایران و سرزمین های مشابه محسوب می شد.
نگارنده سعی خواهد کرد در این مختصر به بخشی از ویژگی های مورد تاکید امام خمینی برای حاکمان پرداخته و اشاره ای نماید به مرزبندی های صورت گرفته توسط ایشان در زمان حیات، ذکر بعضی موضع گیری هایشان به عنوان راهبردهای مهم و در پایان هم نگاهی داشته باشد به شرایط پس از رحلت ایشان در کشور با تمرکز بر شرایط کنونی.
الف) ویژگی های مورد تاکید امام خمینی برای حاکمان
1- ترویج سیاست اخلاقی
اخلاق در دل نظام فکری امام خمینی جای دارد و در حقیقت همه ی دانش ها بر محور آن می چرخد.از نظر ایشان به استناد حدیثی از رسول خدا(ص) همه ی دانش ها در سه مقوله کلی جای می گیرند چرا که انسان دارای سه ساحت وجودی و سه وجه است.یکی وجه ظاهری و حسی و دیگری وجه مثالی و سوم وجه عقلی.فقه ناظر به ساحت نخست است و علوم عقلی ناظر به ساحت سوم.اما آنچه متناظر با ساحت دوم و مکمل آن است اخلاق نامیده می شود.انسان اگر بخواهد از قانون غرائز فراتر رود نیازمند اخلاق به معنای وسیع آن است.کوتاه سخن، از نظر امام، انسان در وضع طبیعی، موجودی است خونریز و خودمحور و دارای حب ذات شدید و به تعبیر ایشان، پیرو منطق و شریعت حیوانات.لیکن فطرت توحیدی و کمال طلبش در صورتی که زمینه ی بروز و رشد پیدا کند او را بر آن می دارد تا برخود و منطق حیوانی اش چیره شده و راه کمالات را بپیماید و از مدارج قرب الهی بالا رود.
2- برخورد با ترویج تملق و چاپلوسی
امام در دوران مبارزه و پس از پیروزی، موضع گیری های فراوانی داشت که بیانگر نفی کامل تملق و فرهنگ مرتبط با آن بود.به عنوان نمونه وقتی یکی از سخنوران نامی آن دوران_ مرحوم حجازی_ لب به ستایش از ایشان گشود و با برشمردن القابی خارج از قواعد در حضور جمع، از ایشان تمجید کرد، امام با اعتراض شدید به این گفته ها راه تملق و قدیس کردن حاکمان را بست.
3- توجه به سیاست دینی، نه دین سیاسی
4- توجه به مردم
مردم در کانون توجه امام بودند به گونه ای که مردم را ولی نعمت می دانست نه رعیت.شاید یکی از واژه هایی که بیشترین فراوانی را در سخنرانی ها و خطابه های امام به خود اختصاص می دهد کلمه « مردم» باشد.قرائت هایی که در دهه 60، به نقش مردم بی توجه بودند، مورد بی مهری امام قرار داشتند.
5- صداقت
از نظر امام، اعتراف به اشتباه نه تنها نقص به شمار نمی رود بلکه یک ارزش است.از نظر امام، دیکتاتوری هنگامی آغاز می شود که انسان خلافی مرتکب شود و پس از دریافتن خطایش، به جای اعتراف به آن و اصلاحش، مصرانه بر آن اشتباه پای فشرده و راه کج خود را ادامه دهد.در جلد 14 صحیفه نور، صفحه 92 از قول ایشان چنین نقل می شود:
« یک مطلبی را که می گویید چنانچه خطایش را فهمیدید، حاضرید به اینکه بگویید من خطا کردم، اشتباه کردم یا همان خطا را می خواهید تا آخرش به پیش ببرید.از مفاسدی که دیکتاتوری دارد و دیکتاتور مبتلا به آن است، این است که یک مطلبی را که القا می کند بعدش نمی تواند، قدرت ندارد بر خودش که این مطلبی را که القا کرده است اگر خلاف مصلحت است ... نمی تواند از قولش برگردد... این بزرگترین دیکتاتوری هاست که انسان به آن مبتلاست.
6- انتقادپذیری
متاسفانه سنت صاحبان قدرت با افزودن صفت« سازنده»، « راهگشا» یا «اصلاحی» و مانند این ها، نوع انتقاد مورد نظر خود را معین می کند و بالاخره اگر انتقادی صورت گرفت و باب میل آن ها نبود، با استفاده از کلیشه های خاصی همچون مغرض بودنِ منتقد، ناحق بودن انتقاد و ... عملا اثر انتقاد را خنثی و شخصیت خود را تثبیت و تحمیل می کند.
اینگونه مواجهه با انتقاد و عکس العمل نشان دادن به آن، یادآور داستان مردی است که به نشان پهلوان نمایی، نزد خالکوبی رفت و از او خواست تا بر شانه اش نقش شیری بزند.خالکوب چون کارش را را آغاز کرد، آن مرد از شدت درد سوزن ، بی تاب شد و از خالکوب پرسید نقش کدام قسمت شیر را می زند و وقتی پاسخ شنید که از دُم شروع کرده است، گفت که احتیاجی به دُم نیست.این گفتگو برای سایر بخش های شیر هم تکرار شد تا آنکه خالکوب از این وضع، خشمناک شد و گفت:
شیر بی یال و دم و اشکم که دید / این چنین شیری خدا هم نافرید
برخورد صاحبان قدرت با انتقاد بیشتر از اینگونه است.در حالی که امام به جای تقسیم انتقاد به حق و ناحق، از هر انتقادی استقبال می نمود و برای رشد خویش از آن بهره می جست.او خطاب به آقای ولایتی، وزیر وقت امورخارجه گفت: شما و دوستانمان در وزارت امور خارجه، باید تحمل انتقاد را چه حق و چه ناحق داشته باشیم.
در این زمینه، امام تا آنجا پیش می رود که می گوید اساسا انتقاد را باید از دشمن شنید و پذیرفت چرا که دوستان، غالبا از دیدن معایب ما غفلت دارند و یا اگر هم عیبی ببینند از گفتن آن خودداری می کنند.لذا دوستان برای ما معلمان خوبی نیستند حال آنکه دشمنان که بی پروا کاستی های ما را می بینند و از بیان آن ها_ حتی با اهداف مغرضانه_ دریغی ندارند، می توانند بهترین معلمان ما باشند.
« انسان باید یک کسی که دشمن او هست، پیش او برود ببیند قضاوت او نسبت به این چه هست تا عیب های خودش را بتواند بفهمد. صحیفه نور_ جلد 21_ صفحه20»
7- ساده زیستی
ساده زیستن از نظر امام خمینی، به عنوان یکی از ارکان سیاسی حکومتی مطرح می شود.ایشان پس از اشاره به شیوه ی ساده زیستانه ی امام علی(ع) می گوید:« آنی که ما می خواهیم این است... در ایران ما می خواهیم اینطور بشود که وقتی رئیس یک مملکتی، فرض کنید رئیس جمهور، نخست وزیرش توی جمعیت می آید، امتیازی نباشد که مردم کنار بروند، آی، آه، واه بشود.»
از نظر امام خمینی، نه تنها ساده زیستی، استقلال سیاسی را تامین می کند، بلکه آینده سیاسی آنان را نیز تضمین می نماید.ایشان خطاب به علما می گوید:« اگر روزی از نظر زندگی از مردم عادی بالاتر رفتید، بدانید که دیر یا زود مطرود می شوید. صحیفه نور_ جلد16_ صفحه19»
ب) مرزبندی های امام خمینی
امام در طول سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش کرد تا آنجا که ممکن است مسیرهای نادرست را شناسایی کرده و با تشریح ویژگی های مربوط به آن، به جامعه معرفی نماید.به عنوان نمونه، جریان منحرف انجمن حجتیه یکی از موضوعاتی بود که در کانون توجه ایشان قرار گرفت و با حمله به آنها چهره های مرموز این جریان در حوزه را به باد انتقاد تند گرفت.
در سال 1357 در بحبوحه مبارزات برای حذف استبداد در ایران، عناصری در حوزه سعی می کردند سد راه مبارزه شوند تا جایی که حتی حاضر نشدند در همراهی با امام و مردم، نیمه شعبان آن سال را جشن نگیرند و در سوگ شهدای انقلاب با مردم همراهی کنند.امام با اشاره به این موضع گیری، از عناصر فاسد انجمن حجتیه انتقاد کرده و در پایان، عبارت « اینهمه از وابستگی به بیگانگان است" را برای توصیف این جریان بکار برده است.
امام در موضوعات دیگر نظیر دفاع از حقوق مردم به ویژه در انتخابات، جریانی که رای مردم را زینت و خود را قیم ملت می-دانست را مورد عتاب قرار می داد و با موضع گیری قاطع و روشن از قرائتی که به دنبال تقویت وجه مردم سالار نظام بود حمایت می کرد.
موضع گیری امام در دوره سوم انتخابات مجلس شورای اسلامی، موید این ماجراست( ورود به ماجرای انتخابات تهران و تثبیت آرای مردم)
ج) نگاهی گذرا به وضع موجود و اشاره به برخی انحرافات
1- دولت فعلی هیچ سنخیتی با اندیشه امام نداشته، هیچ اعتقادی به ایشان و تفکراتشان ندارد و به نظر بنده، منافق است اما به دلیل آنکه نه بُنیه دارد و نه پایگاه مردمی، جرات اعلام صریح و مخالفت با مسیر امام را نداشته و در لوای حمایت و پیروی از ایشان، علیه آن حرکت می کند و تمامی رفتار ناشایست و خشونت آمیز خود را به امام نسبت می دهد.این جریان با برخورد گزینشی و عدم معرفی چهره ی درست امام به مردم، بزرگترین جفا را به امام روا داشته است.دور از ذهن نخواهد بود که بگوییم پروژه های در حال اجرا، برنامه هایی است از قبل طراحی شده که پس از رحلت امام آغاز شده و به تدریج ادامه یافت:
- حذف یاران صدیق انقلاب از خانه نشینی، حصرو زندان گرفته تا رد صلاحیت های گسترده
- تغییر مسیر انتخاباتی در ایران و قدرت دادن به چهره هایی که ضدیت آنها با امام و تفکراتش زبانزد خاص و عام است.
- توهین و هتک حرمت شخصیت های به نام کشور
- حمله به بیت امام
- استفاده ابزاری از سخنرانی ها، نامه ها و آثار امام و تحریف سیره ایشان برای نیل به مقاصد نادرست
- حمله به مراجعی که همراه امام بودند و ایشان با تعابیری صریح و روشن از آنان حمایت می کرد.
- تغییر نظام حوزه و دانشگاه به نفع جریان ضد امام با تدوین مقررات جدید
- القای تصور براندازی، دشمنی و همکاری با بیگانگان برای هر نوع انتقاد به این مسیر انحرافی
- غالب شدن رویه تملق و چاپلوسی
- بهره گیری از هنجارهای قدسی به نفع اهداف بسیار کم ارزش و در نتیجه بی اعتقادی جوانان و نسل جدید به باورهای دینی
- ترویج دروغ، تهمت و رمالی به جای تدبیر
- کرامات دروغین برای فرار از بحران مشروعیت در نهادهای قدرت
2- به یاد داریم شورای نگهبان برای اعمال نظارت استصوابی در زمان امام راه به جایی نبرد تا اینکه پس از رحلت ایشان، مورد اجرا گذاشته شد.
3- داستان انتخابات دوره اول مجلس در حوزه انتخابیه خمین جالب است: کاندیدای مورد حمایت آیت الله پسندیده رای نمی آورد.امام بی اعتنا به گلایه ها می گوید عجب انتخابات سالمی که فرد مورد تایید خانواده خمینی رای نمی آورد.آیا امروز هم همین رویه حاکم است؟
4- وقایع دو سال گذشته چقدر با تفکر و قرائت مورد تاکید امام همخوانی دارد.برخورد با مردم و یاران واقعی انقلاب و ایران، توهین به شخصیت های موثرو ... و بالاخره سناریوی از قبل طراحی شده در 14 خرداد 1389 و اجرای آن توسط مشتی نادان و مزدور در حرم امام و توهین به سید حسن خمینی، همه و همه در راستای تهی کردن عرصه سیاسی کشور از قرائت مورد تاکید امام است.
اینجانب با عرض تسلیت به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی و تسلیت مضاعف به مناسبت انحراف در افکار بلند آن پیر سفر کرده، سربلندی و مجد و عظمت اسلام و ملت بزرگ ایران را از خداوند یکتا مسئلت دارم.
*- سوابق نگارنده:
- سابقه رزمندگی از 14 سالگی و جهاد و تلاش بیش از 8 سال در جبهه ها، جانشین فرماندهی یگان مستقل ویژه شهادت
- جانباز40%
- عضویت در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
- معاونت پارلمانی وزارت نیرو در دولت اصلاحات
- عضویت در شورای عالی بنیاد باران
- ریاست ستاد آقای دکتر معین در انتخابات نهم ریاست جمهوری در تهران بزرگ
- ریاست ستاد مهندس موسوی در تهران بزرگ
آقای امام، در نیمه شب 24 خرداد 1388 در منزل و پس از ضرب و شتم شدید مقابل خانواده خصوصا کودکان خردسالش، که منجر به شکستگی دندان های وی شد، بازداشت وروانه سلول انفرادی می شود.پس از سه ماه تحمل رنج و مرارت های فراوان، با وثیقه200میلیون تومانی آزاد شده و نهایتا در شعبه 28 دادگاه انقلاب به یک سال زندان، محکوم و در شعبه 54 دادگاه تجدیدنظر، حکمش تایید و به زندان فراخوانده شده و هم اکنون دوران محکومیت خود را سپری می کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر