اردیبهشت ۲۰، ۱۳۹۰

دفاع از حق متهمی به نام امیری فر

نمی دانم چرا طاقت بازداشت «عباس امیری فر» را هم ندارم، گویا اینقدر شعار زنده باد مخالف من را سر دادیم خودمان هم باورمان شده؛ در حالی که منظورمان این بود که حق ما را رعایت کنید، بگذارید مثل شما نیاندیشیم، اجازه بدهید همفکر نباشیم اما بتوانیم ابراز عقیده کنیم.

بله، معمولا دوستان ما خواستار آزادی فعالان سیاسی بازداشت شده ای می شوند که اصلاح طلب باشند، اما این شعار دارد در ذهنمان جا می افتد، آزادی یعنی آزادی مخالف. و برای همین دفاع از حق ابراز نظر آقای امیری فر، یعنی پاسداری از شعاری که سالها سر می دادیم و از آن دفاع می کنیم.

اما از اصولگرایان، یعنی دوستان آقای امیری فر می پرسم که بالاخره امیری فر یک مسوول است و یکدفعه بعد از مصاحبه ی جنجالی و سخنرانی در نهاد ریاست جمهوری او را گرفته اند، اصلا فرض می کنیم که کاری کرده یا چیزی گفته است، اصلا شاید توهینی کرده باشد، آیا اینچنین برخوردهای قضایی و امنیتی و بازداشت را به خاطر یک اظهارنظر تایید می کنید؟ این تازه نحوه ی برخورد با دبیر فرهنگی نهاد ریاست جمهوری است، چه برسد به افراد عادی.

آقایان دولت! آقای احمدی نژاد! مدنظر داشته باشید که اگر از زیر مجموعه ی خود حمایت نشود، دیگر کسی رغبت کار نخواهد داشت، حداقل می توانید بررسی کنید که برای چه آن بنده ی خدا را بازداشت کرده اند و آیا بازداشت او کار درستی بوده یا خیر؟ آیا این نحوه ی برخورد متناسب با اتهام انتسابی هست یا خیر؟ وگرنه این بی محلی واقعا جفاست. چند روز از بازداشت امیری فر گذشته و صدایی از دولتی ها برنمی آید. چرا؟

ما از جرم احتمالی و خطایی که می تواند کسی مرتکب شود حمایت نمی کنیم، اما برخورد باید قانونی، متناسب با اتهام و بازداشت برای تحقیقات باید طبق روال قانونی باشد نه اینکه دبیر فرهنگی نهاد ریاست جمهوری را از جلوی منزلش بربایند. او که آدم ناشناخته ای نیست، با احضار هم به دادگاه می رود، پاسخ می گوید و در صورت محکومیت، باید مجازاتش را تحمل کند. اما بحث ما، دفاع از حق متهم است.

دوستان اصولگرا! اگر نحوه ی برخورد اینچنینی با عباس امیری فر را تایید کنید، فردا روزی شاید خود به آن درد مبتلا شوید، امیری فر اگر می دانست چنین می شود، یک بار هم که شده خواستار آزادی فیض الله عرب سرخی می شد، باجناقی که می شناختش، از کم و کیف زندگی و فعالیت ها و اهدافش خبر داشت ولی نه تنها حمایتی نکرد، بلکه حماقت کرد و خود بر آتش کینه ها می افزود.

دنیا همیشه این طوری نمی ماند، بخشی از اینهایی که این روزها پایشان به دادگاه و زندان کشیده شده است، هیچ گاه تصور چنین روزهایی را هم نمی کردند، چه برسد به حق و حقوق متهم و مجرم و محکوم.

همه باید بتوانند نظراتشان را بیان کنند. «اکبر گنجی منتقد» چرا امروز به اینجا رسیده است؟ چون نگذاشتند حرفش را بزند، روی لج و موضع افتاد و به اینجا رسید. اگر گنجی می توانست در همین کشور در روزنامه ای حرفش را بزند حتما در چارچوب هایی حرف می زد، و امروز در واکنش به همان محدودیت هاست که چارچوبی نمی شناسد، عرفی و قانونی نمی شناسد.

از چه واهمه داریم؟ باید این کارخانه ی نامتعادل سازی را متوقف کنیم، بیاییم حق ابراز عقیده ی مخالفان را به رسمیت بشناسیم و مطمئن باشیم که در یک فضای آزاد، کسی جذب اسلام ایرانی نمی شود، بلکه برخوردهایی اینچنین با حوزه های اندیشه و بیان، می تواند باعث بازار گرمی صاحبان تفکر محدود شده شوند.

و اما به واکنش یکی از دوستان همفکر سیاسی اشاره می کنم که گفت «بگذار تا امیری فر چند روزی بماند تا بفهمد زندان چه مزه ای دارد»! به او گفتم که چند روز او باید در زندان باشد تا شما ارضا شوید برادر؟ آیا صرف اینکه آنها چنین برخوردهایی با دیگران را توجیه می کردند یا در قبالش سکوت می کردند دلیلی منطقی است که ما هم مقابله به مثل کنیم؟ پس چه زمانی باید آن شعارهای دهان پرکن عملی شود؟ چرا امروز نه؟ پس از حق ابراز نظر امیری فر دفاع می کنیم و امیدواریم هر چه زودتر آزاد شود، هر چند او از حق ما دفاع نکرده بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...