جمعی از فعالین جنبش سبز در شهر گوتنبرگ سوئد با منتشر کردن بیانیه ای، حضور تشکلی جدید با نام تشکل راه سبز امید گوتنبرگ (رساگ) را اعلام کردند. در قسمتهایی از این بیانیه، ضمن مروری کوتاه بر آنچه که در ایران حادث شده و محدودیتهایی که بر جریان اصلاح طلب و تغییر خواه داخل ایران پس از انتخابات رفته، اقدامات حاکمیت را از جنس اقداماتی دانسته که تاریخ شکست محتوم آن را وعده داده.
شرح کامل این بیانیه به شرح زیر است:
به نام خدا
نزدیک به دو سال از ۲۲ خرداد سال یکهزار سیصد و هشتاد و هشت میگذرد، روزی که قرار بود در قالب یک انتخابات و براساس مسلمترین و مصرحترین حقوق قانونی ایران ، مردم با انتخاب فردی اصلح در جایگاه ریاست جمهوری ، شایسته سالاری را جایگزینی برای سرسپرده سالاری، تعقل سیاسی را جایگزین برای هیجان زدگی و خرافات زدگیهای روبفزونی دولت و اخلاق اجتماعی را بدیلی برای بی اخلاقیهای هر روزه حاکمیت سازند. حاکمیتی که با گذشت هر روز، بیشتر دستهای خود را بر گردن آزاد اندیشان و آزاد اندیشی میفشرد تا با جامه عمل پوشاندن به توهم مرگ هرآنچه که از فرهنگ و علم باقی مانده، استیلای خود را دوامی ابدی بخشد. انتخاباتی که اگرچه با آشکارترین کارشکنیها و بی اخلاقی ها، منجر به خروج انتخاب مردم از صندوقها نشد، ولی نقطه عطفی شد در تاریخ پر نشیب و فراز جنبشهای دموکراسی خواهی ایران تا جهان چهرهای دگرگونه از ایران شاهد باشد. مردم مستقیما به عرصههای مختلف اجتماعی وارد شدند تا حق پایمال شده خودشان را مسالمت آمیز و با تاکید بر مدنیترین راهکارها ی ممکن بدست آورند.
حاکمیت ناتوان در جلب افکار عمومی و درمانده در گردابی خودساخته، دست به یکسری اقدامات زد که تنها حاصل آن تبدیل یک انتخابات به بزرگترین بحران مشروعیت برای کًل مجموعه نظام شد. دستگیریهای گسترده فعالین شناخته شده سیاسی داخل، تحدید گسترده فعالیتهای سیاسی و تلاش در جهت مسدود کردن کوچکترین روزنههای فعالیت قانونی منتقدانه در درون حاکمیت که ممنوع الفعالیت کردن دو حزب برجسته مخالف؛ جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از مصادیق بارز آن است، دستگیریهای گسترده خیابانی و به شهادت رسیدن جمع زیادی از هموطنانی که تنها جرمشان تاکید بر یک حق قانونی بود، ایجاد محدودیتهای غیر قابل باور بر بخش فرهنگی کشور و صدور حکمهایی غیر قابل پذیرش برای هنرمندان مستقل و غیر همراه با دولت، به حاشیه راندن کارشناسان بخشهای مختلف اقتصادی و صنعتی و حاکم کردن فضایی قطبی و غیر علمی در عرصههای مختلف پژوهشی و آموزشی و تلاش در جهت جایگزین کردن نوعی از آموزش سفارشی حکومتی بجای آنچه که باید آموخت از جمله اقداماتی است که حاکمیت از سالهای ماقبل انتخابات دهم آغاز کرد و در ماههای بعد از آن، به آن شدت بخشید. اقداماتی که بخشهای بزرگی از آن در در دیگر دولتهای خودکامه از قبیل شوروی بکار گرفته شد و تاریخ شکست محتوم آنها را گواهی داد. ولی نتیجه نه آن خواهد شد که حاکمیت انتظار دارد که مگر میتوان آگاهی را به بند کشید؟
حضور گسترده اقشار مختلف مردم داخل و خارج در انتخابات ۲۲ خرداد سال ۸۸ و به دنبال آن راهپیمایی حماسی روز ۲۵ خرداد تبلور خواست یک حق بود؛ حق انتخاب کردن، حق اراده خود را به فعل تبدیل کردن، تاکید بر جمهوریتی که صدها هزار شهید در بدو انقلاب و مابین سالهای دفاع از تمامیت ارزی ایران بابت آن پرداخت شده است. جمهوریتی که باید دیگر ارکان کشور در ذیل آن تعریف میشد ، نه آنکه با به قدرت رسیدن هر نورسیدهای که ابزار زور و تزویر دارد، آن را در مقابل باورهای خود، چه باورهای دینی و چه سنتی خود قرار دهد و از سرشاخههای آن بزند تا در نهایت، بسان امروز از آن تنها تنهای ماند بی سبزی و بی زندگی. جمهوریتی که میثاق و ثمره هزاران روشنفکر این کشور بود. چنین حقی و چنین جمهوریتی نخواهد مرد که مگر میتوان تنهای را که ریشهاش به عمق صدها سال مبارزه این ملت است را بدین راحتی خشک کرد؟ ۲۵ خرداد و ۲۵ بهمنها تنها نشانههایی برای حاکمیت اند که بدانند که شاید بتوان به ضرب گلوله و چوب و چماق و زندان و شکنجه، روشنایی را موقتا به حاشیه راند، ولی حاشا و کلا که چنان حاشیه نشینی چندان دوام ندارد که این روشنی در قامتی خورشید وار باز خواهد گشت و انتخاباش را به فرجامی ناگزیر تبدیل خواهد کرد.
و اینک بعد از نزدیک به دو سال سرکوب، جنبش سبز ایران هنوز زنده است. اگرچه رهبران آن، میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی در حصر حاکمیت اند و فعالین سیاسی آن دربند دخمههای مختلف آن، ولی هنوز زنده است و مصمم به ادامه راه. و اینک ما، تشکل راه سبز امید گوتنبرگ با تاکید بر هرآنچه که مردم و فعالین داخل کشور هدف راه خود قرار داده اند، و با تاسی از تمام آن راهکارها و ویژگیهایی که به عنوان هویت جنبش سبز معرفی میشود، مانند پرهیز از خشونت و تاکید بر قانونمداری، همراهی خود را با این موج تغییر خواهی اعلام میکنیم. ما اعلام میکنیم که آمده ایم که با پشتوانهٔ دانشجویی و مردمی خود یاری باشیم بی ادعا، اما موثر تا با اهرمهای مختلف در اختیار، بکنیم هر آنچه که میتونیم انجام دهیم . آمده ایم تا با هماهنگی با تشکل راه سبز امید که در روزهای منتهی به حصر رهبران سبز توسط ایشان به عنوان مرجع هماهنگی جنبش سبز معرفی شد، ظرفیت جدیدی ایجاد کنیم برای پیشبرد هرچه بهتر اهداف و پیمودن هر چه کم هزینه تر و مطمئن تر این مسیر. معتقدیم که بیماری استبداد در ایران ریشه کن نمیشود، مگر با اتحاد تمامی نیروهایی که دل در گرو مردم دارند. و ما اینک در این راه قرار داریم.
تشکل راه سبز امید گوتنبرگ (رساگ)
شرح کامل این بیانیه به شرح زیر است:
به نام خدا
نزدیک به دو سال از ۲۲ خرداد سال یکهزار سیصد و هشتاد و هشت میگذرد، روزی که قرار بود در قالب یک انتخابات و براساس مسلمترین و مصرحترین حقوق قانونی ایران ، مردم با انتخاب فردی اصلح در جایگاه ریاست جمهوری ، شایسته سالاری را جایگزینی برای سرسپرده سالاری، تعقل سیاسی را جایگزین برای هیجان زدگی و خرافات زدگیهای روبفزونی دولت و اخلاق اجتماعی را بدیلی برای بی اخلاقیهای هر روزه حاکمیت سازند. حاکمیتی که با گذشت هر روز، بیشتر دستهای خود را بر گردن آزاد اندیشان و آزاد اندیشی میفشرد تا با جامه عمل پوشاندن به توهم مرگ هرآنچه که از فرهنگ و علم باقی مانده، استیلای خود را دوامی ابدی بخشد. انتخاباتی که اگرچه با آشکارترین کارشکنیها و بی اخلاقی ها، منجر به خروج انتخاب مردم از صندوقها نشد، ولی نقطه عطفی شد در تاریخ پر نشیب و فراز جنبشهای دموکراسی خواهی ایران تا جهان چهرهای دگرگونه از ایران شاهد باشد. مردم مستقیما به عرصههای مختلف اجتماعی وارد شدند تا حق پایمال شده خودشان را مسالمت آمیز و با تاکید بر مدنیترین راهکارها ی ممکن بدست آورند.
حاکمیت ناتوان در جلب افکار عمومی و درمانده در گردابی خودساخته، دست به یکسری اقدامات زد که تنها حاصل آن تبدیل یک انتخابات به بزرگترین بحران مشروعیت برای کًل مجموعه نظام شد. دستگیریهای گسترده فعالین شناخته شده سیاسی داخل، تحدید گسترده فعالیتهای سیاسی و تلاش در جهت مسدود کردن کوچکترین روزنههای فعالیت قانونی منتقدانه در درون حاکمیت که ممنوع الفعالیت کردن دو حزب برجسته مخالف؛ جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از مصادیق بارز آن است، دستگیریهای گسترده خیابانی و به شهادت رسیدن جمع زیادی از هموطنانی که تنها جرمشان تاکید بر یک حق قانونی بود، ایجاد محدودیتهای غیر قابل باور بر بخش فرهنگی کشور و صدور حکمهایی غیر قابل پذیرش برای هنرمندان مستقل و غیر همراه با دولت، به حاشیه راندن کارشناسان بخشهای مختلف اقتصادی و صنعتی و حاکم کردن فضایی قطبی و غیر علمی در عرصههای مختلف پژوهشی و آموزشی و تلاش در جهت جایگزین کردن نوعی از آموزش سفارشی حکومتی بجای آنچه که باید آموخت از جمله اقداماتی است که حاکمیت از سالهای ماقبل انتخابات دهم آغاز کرد و در ماههای بعد از آن، به آن شدت بخشید. اقداماتی که بخشهای بزرگی از آن در در دیگر دولتهای خودکامه از قبیل شوروی بکار گرفته شد و تاریخ شکست محتوم آنها را گواهی داد. ولی نتیجه نه آن خواهد شد که حاکمیت انتظار دارد که مگر میتوان آگاهی را به بند کشید؟
حضور گسترده اقشار مختلف مردم داخل و خارج در انتخابات ۲۲ خرداد سال ۸۸ و به دنبال آن راهپیمایی حماسی روز ۲۵ خرداد تبلور خواست یک حق بود؛ حق انتخاب کردن، حق اراده خود را به فعل تبدیل کردن، تاکید بر جمهوریتی که صدها هزار شهید در بدو انقلاب و مابین سالهای دفاع از تمامیت ارزی ایران بابت آن پرداخت شده است. جمهوریتی که باید دیگر ارکان کشور در ذیل آن تعریف میشد ، نه آنکه با به قدرت رسیدن هر نورسیدهای که ابزار زور و تزویر دارد، آن را در مقابل باورهای خود، چه باورهای دینی و چه سنتی خود قرار دهد و از سرشاخههای آن بزند تا در نهایت، بسان امروز از آن تنها تنهای ماند بی سبزی و بی زندگی. جمهوریتی که میثاق و ثمره هزاران روشنفکر این کشور بود. چنین حقی و چنین جمهوریتی نخواهد مرد که مگر میتوان تنهای را که ریشهاش به عمق صدها سال مبارزه این ملت است را بدین راحتی خشک کرد؟ ۲۵ خرداد و ۲۵ بهمنها تنها نشانههایی برای حاکمیت اند که بدانند که شاید بتوان به ضرب گلوله و چوب و چماق و زندان و شکنجه، روشنایی را موقتا به حاشیه راند، ولی حاشا و کلا که چنان حاشیه نشینی چندان دوام ندارد که این روشنی در قامتی خورشید وار باز خواهد گشت و انتخاباش را به فرجامی ناگزیر تبدیل خواهد کرد.
و اینک بعد از نزدیک به دو سال سرکوب، جنبش سبز ایران هنوز زنده است. اگرچه رهبران آن، میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی در حصر حاکمیت اند و فعالین سیاسی آن دربند دخمههای مختلف آن، ولی هنوز زنده است و مصمم به ادامه راه. و اینک ما، تشکل راه سبز امید گوتنبرگ با تاکید بر هرآنچه که مردم و فعالین داخل کشور هدف راه خود قرار داده اند، و با تاسی از تمام آن راهکارها و ویژگیهایی که به عنوان هویت جنبش سبز معرفی میشود، مانند پرهیز از خشونت و تاکید بر قانونمداری، همراهی خود را با این موج تغییر خواهی اعلام میکنیم. ما اعلام میکنیم که آمده ایم که با پشتوانهٔ دانشجویی و مردمی خود یاری باشیم بی ادعا، اما موثر تا با اهرمهای مختلف در اختیار، بکنیم هر آنچه که میتونیم انجام دهیم . آمده ایم تا با هماهنگی با تشکل راه سبز امید که در روزهای منتهی به حصر رهبران سبز توسط ایشان به عنوان مرجع هماهنگی جنبش سبز معرفی شد، ظرفیت جدیدی ایجاد کنیم برای پیشبرد هرچه بهتر اهداف و پیمودن هر چه کم هزینه تر و مطمئن تر این مسیر. معتقدیم که بیماری استبداد در ایران ریشه کن نمیشود، مگر با اتحاد تمامی نیروهایی که دل در گرو مردم دارند. و ما اینک در این راه قرار داریم.
تشکل راه سبز امید گوتنبرگ (رساگ)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر