روزگار عجیبی است که تنها تاریخ از آن نمونه دارد. آب زلال رحمانیت را به زور و اجبار سربالا میبرند تا غورباقه های کریه الاصوات در گوش خلائق ابوعطای نفرت بخوانند. یکی از ایشان مردم را خس انگارد , دیگری هم میگوید آنکه غیر ماست بزغاله ائی بیش نیست , آن یکی میفرماید اینهمه مخالف به فریب دشمن خارجی به میدان آمده اند و یکی هم که صداقت دیدن ندارد از بین انگشتانی که بر چشم نهاده از کرور کرور انسان پانصد نفر را می بیند و میگوید اینان که هیچند , آن دیگری ملتی زنده و مطالبه گر را مرده میداند و آماده تدفینش میشود.
یکی وعده به داغ و درفش و بیدادگاه و بند و زنجیر میدهد و دیگری دندان برای خرخره جویدن بهم می ساید و در این بین جام جهان وارونه نمای ایشان هم مکرر هرکه ناخودی است را اوباش می نامد. محفلی از دوستان همپالگی ساخته و مجلسش نامند و از کرسیهای سبز اُموی اش نعره"مرگ باد" بجای رأی در گلدان تزویر و ریایش میریزند.
امروز هر چه بیشتر از سخنان حاکمین میشنویم کمتر میفهمیم ایشان را. انگار به زبانی سخن میکنند که در فرهنگنامه شعور و ادب ما از لُغاتش خبری نیست. گهگاهی در عقل ایشان تردید میکنم و گاهی هم شک میکنم که ما را تا چه حد بی عقل می انگارند. اصولا در نزد ایشان گوش هیچ شنونده ائی نباید با مغز او ارتباطی داشته باشد و کلام مسموع ایشان باید بی واسطه تفکر از گوش سامع مطیع به دهانش برآید و یا به دستش ساری شود و ضربتی بر سر ناخودی گردد. شنیده بودم وقاحت را مرزی نیست , اما به چشم ندیده بودم. پس لختی با خود نشستم ودر کار ایشان اندیشیدم که چه میتواند در پس اینهمه باشد , و نتیجه آن شد که:
اینان بکمٌ عمیٌ را به نهایت اعتبار و گواه دارند
پنبه تفرعن در گوش و چشم بند بدبینی بر نگاه دارند
در سر نه چشم و گوش , تنها دهان دارند
و در آستین نه دست مروت , بل دسیسه ی بسیار نهان دارند
این شب پرستان نماز شادی در خسوف خورشید , ادا میکنند
و آفتاب را در شب نشینی استیلای خویش , استهزأ میکنند
بی خبرند که ما نابینائی شان را میبینبم و ناشنوائی شان را میشنویم
و چشم از آرمانمان بر نداریم تا به گوش سرود پیروزی را بشنویم
شاید صدایمان را به تیری فرونشانند و مشتمان را به رسنی بربندند
اما با پیام صداها و خشم مشتهامان چه نیرنگی بکار بندند
***************
بگذار آنچنان که وعده کردند خرخره ها بجوند و دستها ببُرّند
اما با ماندگاری گلوی بریده و رشادت دست جدا شده , چه کنند؟
بگذار ایمان به خدا و دستان دعایمان را انکار کنند
اما با آسمانی که اینهمه را دیده و به ارکان لرزیده , چه کنند؟
بگذار در پیش رویمان دیوار بلند سرکوب کشند
اما با پژواک فریادمان و تکثیر بیشمار آن , چه کنند؟
امروز در نینوای وطن بر نعش آزادی مرکب استبداد میتازند
اما فردا که به زیر آیند با آتش انتقام مختارانمان , چه کنند؟
امشب در شب نشینی جهل و فقر , میدان دار و رقصانند
اما فردا در بزم پر جان و شور آزادیخواهان , چه کنند؟
رأی ما امروز جز فریاد و مشت و جانی بر کف نیست
باشد تا با شمارش آرای فردایمان , چه کنند؟
سراج الدین واثق (سراج)
تقدیم به مردمانی که مظلومیت حُرمت خویش را مظلومانه فریاد میکنند ,
باشد تا مرهمی گردد بر دل زخمشان
اسفند ۲۰، ۱۳۸۹
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر