اسفند ۱۷، ۱۳۸۹

مطالبات نسل سوم انقلاب چیست؟

با کمی دقت در مطالبات مردمی به این نتیجه می‌رسیم که غالب خواسته‌ی آنان بیشتر از حرف‌هایی نیست که از زبان مسئولین شنیده می‌شود. ولی متأسفانه آنان دچار مشکلی هستند که قرآن می‌فرماید: «لم تقولون ما لا تفعلون»."چرا چيزی را مي گوييد كه به آن عمل نمي كنيد؟!" گویا حرفهای مسؤلين فقط در مقابل دوربین و برای مصارف خارجی گفته می‌شود در حالی‌که جامعه خودمان به آن محتاج‌تر است. از جمله این "قول های بدون عمل" عبارت است از:

1- قانون گرایی: قانون اساسی هر كشور به عنوان میثاق ملی آن كشور عمل می‌کند و فصل‌الخطاب است. در کشور ما متأسفانه با وجود مراکز قانونگذاری متعدد، مشاهده می‌شود که بسیاری از کارهای مهم، به جای عبور از فیلتر قانون، از کانال‌هایی همچون تریبون نماز جمعه، طومارنوشتن، شعار دادن، کفن پوشیدن و... رقم خورده و ظهور پیدا می‌کند. و متأسفانه‌تر اینکه مهمترین مرکز قانونگذاری یعنی مجلس شورای اسلامی که خونبهای خون شهداست و نمایندگان آن برای قانونگذاری قسم ياد كرده اند، به جای اینکه جلوی اين گونه بی قانونی ها را بگیرند و قوه قضائیه را موظف به اجرای قانون کنند، با چند فریاد مرده باد و زنده باد، قاضی می‌شوند، حکم حبس و حصر و حتی قتل صادر می‌کنند، و با این اعمال لطمات جبران ناپذیری را بر پیکر انقلاب می‌زنند.

2- اجتناب از زور و تهدید.

در کشوری که از قانون اساسی پیشرفته شامل آزادی بیان و قلم و اندیشه و آزادی برگزاری اجتماعات برخوردار است، آیا برای برگزاری یک میتینگ ساده، باید تقاضای مجوز کند؟ در حالی‌که طبق اصل 27 قانون اساسی نیاز به مجوز نیست. وظيفه حفظ نظم و امنيت اين گونه تجمع ها با حكومت است.اما متأسفانه به جاي حفظ امنيت و نظم، جلوی‌ برگزاری اين تجمعات، با توسل به گاز اشك آور و باتوم گرفته مي شود. و هر بار عده اي از شركت كنندگان در تجمع دستگير می شوند.

آیا باید در مقابل ابراز عقیده و اعتراض تاوان سنگین کتک و حبس و... را تحمل کرد؟

اگرفرضاّ کسی هم خطا ‌کند آیا راهی برای اصلاح او جز تنبیه بدنی وجود ندارد؟ چراگره‌ای را که می‌توان با دست باز کرد با دندان باز کنیم؟ وقتی می‌توان پای درد دل‌ها نشست و به راهکارها گوش داد و بهترین‌ها را انتخاب کرد، (فیتّبعون احسنه)، چرا به زور و چماق متوسل شویم؟ برحذر باشیم از بغض‌هایی که در گلو خفه می شوند، و كينه‌هايی كه شكل می گيرند و آبروهايی كه برده می‌شوند. همه این عوامل پيكره جامعه را دچار دلسردی و بدبينی كرده و پشتوانه‌های نظام را كه اميد و ايمان مردم است دچار آسيب جدّی مي‌كند. اگر مطالبات کوچک برآورده نشود سطح خواسته‌ها آنقدر بالا خواهد رفت که دیگر راه اصلاح مسالمت آمیز باقی نمی‌ماند. اگر خواسته‌ها و شعارهای مردم را در 25 خرداد 88 با 25 بهمن 89 مقایسه کنیم به این مطلب پی خواهیم برد.

3- توجه به حرف مردم.

از زمانی که قانون اساسی ما نوشته شده 32 سال، یعنی تقریباً دو نسل می‌گذرد، طبیعی است که هر نسلی با توجه به شرایط زمانی و مکانی، مطالبات و خواسته‌های جدیدی دارد و هیچ حكومتی حق ندارد خواسته آنها را زیر پا گذاشته و خواسته خود را به آنها تحمیل کند. به یاد بیاوریم، امام در اولین سخنرانی خود که در بهشت زهرا ایراد کردند، فرمودند:«پدران ما حق نداشتند برای ما تصمیم بگیرند». آیا اکنون اگر جوانان بگویند «پدر بزرگان ما حق نداشتند برای ما تصمیم بگیرند» حرف گزافی گفته‌اند؟

فلسفه معاد و مقدمه حسابرسی در قیامت این است که هر کسی اختیار داشته باشد تا منش و روش زندگیش را انتخاب کند، لذا حکومت اسلامی باید بپذیرد که تمکین در مقابل خواسته‌های معقول و مشروع مردم امری لازم است و چنانچه خواهان سعادت مردم و نیز حفظ انقلاب است، باید به اصلاحات تن دهد و مطالبات مردم را، که همانا اصلاحات در امور است با درایت مدیریت نماید، در این صورت است که نقش هدایتگری و روشنگری برای اشخاص با تجربه و دلسوز انقلاب حفظ می‌شود و سالم‌تر و زودتر و کم هزینه‌تر به وضع مطلوب دست خواهد یافت. اما اگر به خواست مردم توجه نشود و ایجاد رعب و وحشت و ضرب و حبس شیوه اداره کشور گردد، نه تنها شانس هدایتگری برای بزرگان نمی‌ماند، بلکه مقبولیت فعلی خود را هم از دست خواهند داد.

4-آزادی و دموکراسی و عدم دیکتاتوری.

نمونه کامل دموکراسی و رعایت حقوق بشر در سیره و روش حکومتی پیغمبر(ص) و امام علی(ع) مشاهده می‌شود. علی(ع) از ربوده شدن خلخال پای زن یهودی می‌فرماید: «جا دارد که انسان از غصه آن دق کند». اما متأسفانه کسانی که ادعای پیروی او را دارند به افرادی مجوّز می‌دهند تا در حرم حضرت عبدالعظیم و موقع شنیدن ندای حی علی خیرالعمل مزاحم خانم محترمی شوند و او را با انواع حرفهای رکیک و فحاشی هايي که بعضاً مجازات حد دارد، بمباران کنند. خانمی که به همراه خانواده‌اش در راه به ثمر رسیدن انقلاب مشکلات فراوانی را تحمل کرده وحداقل تاوانی که پرداخته این است که، سالهای نوجوانی یعنی زمانی که بیشترین نیاز را، به حضور پدردر کنار خود داشته، او را فقط هفته‌ای یک‌بار در زندان ملاقات می‌کرده است. آیا این همان دموکراسی است که می‌خواهیم دیگران از ما الگو بگیرند؟!

از وظایف مهم حکومت‌ها جلوگیری ازعوامل برهم زننده آرامش‌ است تا تحت لوای آن جامعه بتواند به پیشرفتهای اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که، شایسته مردمی با تمدن چندین هزار ساله است، برسد.بياييد همان آرامشی را که برای سایر ملل طلب می‌کنید به ملت خود نيز ارزاني داريد تا همگی در پناه قانون بتوانند در آرامش و آ‍زادي زندگی کنند.

آیا این مطالبات، مطالبات زیادی است؟!



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...