اسفند ۰۷، ۱۳۸۹

برسد بدست فرمانده عزیز آقا حمید باکری

bakeri.gif
یکی از همرزمان شهید باکری در دلنوشته ای که به مناسبت ششم اسفند ماه سالگرد شهادت این بزرگ مرد دفاع مقدس نگاشته است از آنچه این روزها بر خانواده ها و فرزندان شهدا می رود گلایه کرده است. در بخشی از این نامه که به آسیه باکری فرزند این شهید بزرگوار تقدیم شده، آمده است: "آقا حمید غم نویس نیستم فقط گاه و بی گاه آب و هوای دل را مکتوب می کنم ... همین ! ... حالا اگر آسمان دل همیشه سرخ و کبود و غم گرفته است ، چه کنم !؟ ...این سرخی و کبودی آسمان دل را از خاکستری جنس بعضی آدمیان بارها و بارها دوست تر دارم."

متن کامل این دلنوشته در پی می آید:

لطفا برسد بدست فرمانده عزیز آقا حمید باکری

بنام فروزنده ماه و ناهید و مهر!!!
آقا حمید جان هزار مرتبه ارادت
در انتهای ذهن مشوش خود، کلمات را تحت تعقیب قرار می دهم
نه واژه ایی می یابم که شرح حالی باشد،نه جمله ایی که تسکین این دل پاره پاره ...
آقا حمید غم نویس نیستم فقط گاه و بی گاه آب و هوای دل را مکتوب می کنم ...
همین ! ...
حالا اگر آسمان دل همیشه سرخ و کبود و غم گرفته است ، چه کنم !؟ ...
این سرخی و کبودی آسمان دل را از خاکستری جنس بعضی آدمیان .... بارها و بارها دوست تر دارم ...
با این حال گاه و بـی گاه لال می شوم که نکند دلی بــــــلرزد ....نکند اشکی جاری شود ...نکند دلی آزرده شود ...نکند به کسی بر بخورد... نکند......
ولــی بانگ هایی که همیشه در درونم در ذهنم، مرا صدا می زنند آیا می دانند ؟
که صاحب این دل پاره پاره برای پرواز ، پــر پــر می زند ...
آقا حمید !
در روزگاری که رودهای سرگردان دریا را گم کرده اند. دلها رو به ویرانی اند. آرزوها را باد برده. دلمان کوفه نشین شبهای بی سوز و گداز شده است.کوفه نشینی، شهرمان را از خدا دور کرده و کوفیان کوچه های بی شهید را پرسه می زنند. و هر کس مختار است، سیلی بزند، پهلو بشکند. عطش را به رخ بکشد. به روی فرزند تو دست بلند بکند. دل همسرت بشکنند و دل نشنوند، شاید می خواهند مظلومیت همه گیر بشود، آتش غریبی دل ها را میسوزاند، در کوچه های شهید داده هیچ دلی آسوده نیست. رسم و سنت شبگردی فراموش شده. و عدالت به بیراهه رفته عدالت لابلای خوارج گم شده است.و یارانت را فتنه گر میخوانند.
من برای تو چه بنویسم...
نمی دانم ...
شاید ، فقط شاید ...
می نویسم
آقا حمید پروازت مبارک ! ...
راستی آقا حمید داشتم خلاصه تظاهرات یک سال و نیم اخیر رو تو بخش فرهنگی تلویزیون سوئد می دیدم، پــسر هشت ساله ام پرسید بابا:
چرا داران اونا جوون ها رو با چوب میزنن ؟
مگه کار بدی کردن؟
گفتم نه عزیزم، اینا اتفاقا خیلی‌ جوونای خوبی‌ هم هستن و کار خوبی هم میکنن، اینا دارن بخاطر من و تو کتک میخورن و کشته میشن!
پرسید مگه این جوونا پدر ندارن که بیاد کمکشون،
گفتم چرا بابا اتفاقا چه پدر‌هایی‌ هم داشتن و دارن، مگه نمیبینی چه قهرمان‌هایی‌ تربیت کردن؟ اونایی که دارن اینارو میزنن و میکشن، به پدرهای اینها حسودیشون میشه
دخترم گفت اگر ایران بودیم منهم می رفتم بین این جوونا
پسرم پرسید مگه دایی فرزند شهید و برادر شهید نیست ؟ پس چرا بردنش زندان مگه چیکار کرده بود ؟
گفتم اونم مثل بقیه جوونا فقط میخواست بگه ما زیر بار حرف زور نمی ریم .
پرسید بابا اگر بابا بزرگ و دایی که شهید شدن الآن زنده بودن چی کار میکردن؟
گفتم هیچی چی کار می تونستن بکنن .
دخترم گفت بابا:
سنگی که دست فلسطینی بود نشانه مظلومیت شد!
سنگی که دست ایرانی است نشانه شورش است؟؟؟
تفاوت سنگ است یا خون که مظلومیت را تبدیل به شورش کرد!
و من جوابی نداشتم
همسرم از تو آشپزخانه گفت پسرم خوش بحال پدر و برادرم که شهید شدن و این چیزا رو ندیدن و بحث را تمام کنید لطفا !!!
آقا حمید وقتی چشمان گریان همسرم را دیدم . آرزو کردم که کاشکی خودم هم در فاو مرده بودم. و می آمدم پیش شما و حاج داوود و هیچ وقت گریه همسرم و این چیز ها رو نمی دیدم.
آقا حمید
آری .....
ما پشت قلبهایمان سنگر گرفتیم...
پشت قلبهایمان...
ما مردم دل و قلب و عرفان و عشقیم ..
بیادجانبازان شیمیائی شهید
شهیدحاج داوود کریمی، جانبازشهید دانیال ..... وبقیه خوبانی که رفتند و از اون بالا ماهارو میبینند که ما چه میکنیم؟؟
وهمه سوختگان وصل در بیمارسان ساسان که منتظر پروازند.

خدا سلام رساند و :
فرمود به آسمان و زمین که به سوی من بیایید، خواه یا نا خواه. گفتند: آمدیم از سر طوع و رغبت
زیاده بر این تصـدیع نمی دهم.
به امید دیدار
سید امیر

پی نوشت:
آسیه جانم
هزار بار قربانت شوم
دلت باید انار باشد تا بشود چلاندش...
تنها بنایی که اگر بلرزد محکم تر می شود دل است..
دل آدمیزاد.!!!
ان موعدکم الصبح، الیس صبح بقریب....
وعده ما، صبحدم. آیا نزدیک نیست
خدای مهر و رحمت، سرانجام دین و ملت را به خیر کند
نوشتم تا بماند
سبز باشی و آفتابی

۱۳۸۹اسفند


دلنوشته ای به مناسبت سالگرد شهادت حمید باکری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...