بحرانی که بدون شک نمونه دیگری از بلبشوی بی کفایتی کودتاگران در اداره امور مملکت است و بار دیگر ذهنیت متوهم، سرگردان و بی برنامه و متزلزل چکمه پوشان استبداد را به نمایش می گذارد.
حتی افغانستان !
سردمداران کودتا که در ذهنیت مالیخولیایی خود داعیه مدیریت جهان را دارند، چنان از خوی استبدادی خود در رنجند که تصور می کنند، در برابر دیگر کشورهای جهان نیز باید با زبان داغ و درفش و بند و زندان سخن گفت.
از همین روی است که می بینیم وقتی افغانیان شاکی از مسدود شدن دروازه مرزها بر روی کامیونهای سوخت خود، در برابر سفارت ایران در کابل دست به اعتراض و تجمع می زنند، سفیر دولت کودتا به عدم سرکوب مردم معترض توسط دولت افغانستان اعتراض می کند و می گوید: " افرادی که در مقابل سفارت ایران در افغانستان تظاهرات کرده اند باید شناسایی و دستگیر شوند. " تلختر آنکه فداحسین مالکی سفیر دولت کودتا در افغانستان به راحتی در برابر رسانه های داخلی می ایستد و دروغ تحویل مردم می دهد و می گوید: " مقامهای افغانی در تماس تلفنی با من ضمن اظهار تاسف، قول داده اند که با مسببین اینگونه اجتماعات غیرقانونی برخورد خواهند کرد. "
چند ساعت زمان البته لازم بود تا دولت افغانستان با انتشار بیانیه ای تند و تحقیرآمیز اعلام کند: " کابل تهران نیست و بر مبنای آزادی بیان که در قانون اساسی ما تضمین شده هر کس حق دارد در هر موردی که می خواهد، معترض باشد و نظر خود را ابراز کند. "
رفیع فردوس نه تنها درس حکومت داری به کودتاگران خودکامه می دهد، بلکه دروغگویی و دنیای متوهم سفیر دولت کودتا در افغانستان را هم رسوا می کند و در گفتگو با بی بی سی ادامه می دهد: " آزادی بیان و حق اعتراض در قانون اساسی ما تضمین و تسجیل شده است و حکومت قصد ندارد علیه این قانون عمل کند. " و این یعنی اینکه اگر شما در کشورتان ایران، قانون اساسی را به راحتی و برای رسیدن به مطامع و منافع شخصی و حزبی تان فراموش کرده اید، ما این کار را نمی کنیم، چون می دانیم که آزادی بیان تضمین کننده پیشرفت و سلامت سیاسی و اقتصادی کشور جنگ زده مان است!
ماجرا وقتی جنبه هزل به خود می گیرد که سفیر دولت کودتا تظاهرات کنندگان افغانی را هم تلویحن به جنبش سبز ایران منتسب می کند و می گوید: " این تظاهرات به تحریک حزب همبستگی و نهضت سبز اندیشان افغانستان انجام شده است. " او یادش می رود که دولت کودتا که به زمین و زمان شک دارد و در بیماری مالیخولیایی اش تمام دنیا را دشمن خود می پندارد، مانع از ورود 600 تانکر حامل سوخت در شرایطی شده است که مردم افغانستان برای تامین سوخت زمستانی خود به شدت به این مواد احتیاج دارند و دولت کودتایی متوهم ایران، به تصور ارسال این کامیونها برای نظامیان ناتو مستقر در افغانستان، مانع از ورود آنها به این کشور شده است.
ضعف ها یکی دو تا نیست
ضعفهای دیپلماتیک دولت نامشروع احمدی نژاد یکی دو تا نیست و این دولت چنان از بی کفایتی و بی تدبیری رنج می برد که حتی افغانستان هم صدایش درآمده و در آخرین واکنش نسبت به بی مسئولیتی دولت کودتا، تاجران افغانی تصمیم به قطع روابط تجاری خود با ایران گرفته اند. چنانکه در همین رابطه اتاق تجارت و صنایع افغانستان اعلام کرده است که تاجران افغان تمامی واردات و صادرات کالاهای تجاری را با ایران متوقف کرده اند.
در همین رابطه بی بی سی فارسی گزارش کرده است که این تصمیم به دنبال پایان مهلت یک هفته ای اتاق تجارت و صنایع افغانستان اتخاذ شده است که هشدار داده بود اگر ایران به تانکرهای سوخت عازم افغانستان اجازه حرکت ندهد، روابط تجاری خود را با ایران قطع خواهد کرد. اتاق تجارت و صنایع افغانستان یک نهاد نیمه دولتی است و بخش بزرگی از بازرگانان افغان نمایندگی می کند.
به گفته مقامات افغان،ارزش کالاهای وارداتی افغانستان از ایران حدود هشتصد میلیون دلار در سال است در حالی که صادرات افغانستان به ایران، هر سال به حدود پنجاه میلیون دلار می رسد. تاجران افغان وارد کننده مصالح ساختمانی، فرش، وسایل خانگی، آلات برقی و مواد غذایی از ایران هستند.
و این یعنی اینکه قرار است بار دیگر هزینه ندانم کاریهای دولت کودتا را مردم و تجار ایرانی از جیب خود پرداخت کنند و هیچ کس هم نیست که از کودتاگران استبدادی بپرسد، شما که داعیه مدیریت جهان را دارید و در مدیریت کشورمان مانده اید، لااقل دست از سر تجار ایرانی در کشورهای همسایه و مراودات سودآورشان بردارید.
شری بخیزد
قربانعلی حقجو، رئیس اتاق تجارت و صنایع افغانستان می گوید: "اگر این روند ادامه پیدا کند، به اصطلاح شری بخیزد که به خیر ما تمام شود، انشاالله این صنایعی که در اثر واردات تولیدات ایرانی ضربه می دید، رشد کند و ما به طرف خودکفایی به پیش برویم. " و معنای این سخنان، چیزی جز از دست دادن بازار گسترده کالا در افغانستان نیست.
بنا به اظهارات قربانعلی حقجو نود درصد بازار افغانستان را کالاهای ایرانی اشباع کرده اند و با تصمیم اخیر اتاق تجارت افغانستان دود خوی استبدادی حکومتیان در ایران به چشم مردمی می رود که نه مجرایی برای رسیدگی به شکایتشان پیدا می کنند که سهل است اگر کسی شکایتی کند و دستگیر نشود باید کلاهش را به هوا بیاندازد.
و البته هیچ کس هم در مملکتمان پیدا نمی شود تا از احمدی نژاد و دار و دسته اش بپرسد جواب این همه هزینه را چه کسی باید به مردم بدهد؟ دردناک تر از همه اما واکنش حقارت بار دولتی است که هنوز 10 روز از احضار سفیر افغانستان بخاطر به آتش کشیده شدن تصاویر رهبران حکومت به وزارت خارجه نگذشته با حقارت اعلام می کند که به زودی موانع ورود کامیونها به افغانستان رفع می شود. و این واکنش معنایی جز بیماری جزم اندیشی و دیدن نوک بینی دولتیان کودتایی ندارد که هزینه درمانش را مردم بخت برگشته ایرانی باید بدهند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر