بهمن ۰۵، ۱۳۸۹

دورنمای بن بست هسته ای ایران از دید جهان


1.jpg

شاید بتوان پایان این کلاف سردرگم را در یکی از چهار گونه زیر پیش بینی کرد:

- با گسترش فشار تحریم های فراگیر جهانی برای محدود تر کردن فعالیت های افراد، سازمان ها ی حکومتی و شرکت های خصوصی ایرانی که به گونه ای در مسیر اتمی شدن ایران کار می کنند و نیز با بیشتر و جدی تر شدن تهدیدها و تداوم فشارهای نفس گیر روانی، تبلیغاتی و دیپلماتیک، در نهایت جمهوری اسلامی خود را مجبور ببیند که به خواست شورای امنیت و آژانس بین المللی انرژی اتمی تمکین دهد. چنین بازگشتی نمی تواند خیلی به درازا بکشد. در چنان حالتی جمهوری اسلامی همه تلاش خود را به کار خواهد بست تا دست کم آشکارا به سرنوشت خفت بار لیبی دچار نشود. تهران از غرب خواهد خواست تا ازبمباران خبری خود کاسته و تضمین های روشن تری برای برخورداری ایران از امتیازهای معمول تکنولوژیک برای ادامه صلح آمیز پروژه اتمی و احتمالا" بهسازی بخش انرژی بدهد. اگر چنین توفیق نیم بندی حاصل شود، حکومت تهران چه بسا بتواند پروژه بازپس گیری قطعنامه ها را دنبال کند. بدین روی جریان حاکم در تهران امیدوار خواهد شد که بتواند هواداران سنتی نظام و احتمالا" بخشی از طبقه فرودست را متقاعد سازد که نظام آبرومندانه با قدرت های- به اصطلاح- دشمن به تفاهم و تعامل رسیده است. هرآینه این راهی بود که ایران می توانست بدون هزینه کردن اعتبار جهانی و اقتدار ملی و هدر دادن این حجم بزرگ از پول و سرمایه و فرصت های اقتصادی و وجهه سیاسی، سال ها قبل اتخاذ کند. به هر روی بخش های آگاه جامعه ایرانی و قشر متوسط شهری قاعدتا" این استدلال را به معنای پیروزی ندانسته که در واقع آن را تسلیم در بدترین وضع ممکن ارزیابی می کند.
- قدرت مستقر کنونی در ایران، عصبانی و سراسیمه از برخورد قلدرانه غرب و این همه خرابکاری و چوب لای چرخ گذاشتن و نیز بی اعتنایی به آن همه نامه ها و پیام ها و پیک های رسمی و غیر رسمی، افسرده از دریافت نکردن حتی یک پاسخ دلخواه و دریغ از نیم نگاهی ملتفتانه، عزم را جزم کند که به هر تحریک آشکار پاسخ سخت بدهد. چنین روشی را ایرانی ها دو دهه پیشتر آزموده بودند. در چنان وضعیتی کافی است یک بازرسی ناچیز از کشتی باری به سوی مرزهای آبی ما در خلیج فارس جرقه درگیری و سپس جنگی کوتاه مدت و البته بسیار مخرب را در منطقه دامن بزند. ناگفته پیداست که در آنصورت ایران منفعل تر و منزوی تر شده و چه بسا این استیصال، تحولات ساختاری را از درون کشور هر چند به صورتی خشن، خودجوش و غیر عقلایی رغم بزند. پر روشن است که در آن جو ملتهب، قدرت های تأثیر گذار جهانی و بازیگران منطقه ای هر یک در راستای منافع سیاسی- امنیتی و اقتصادی خود به تنش افروزی در منطقه و نا امنی و بی ثباتی در ایران و یا به پشتیبانی و جانبداری از جوششی مردمی دست خواهند زد.
- فشار تحریم ها، نگرانی از بی ثبات تر شدن زندگی روزانه و نا امنی همه جانبه از ناامنی شغلی و خانوادگی تا ناامنی در کوچه و محله در کنار برآمدن ابر ترس و نمودار شدن سایه هولناک تهدید نظامی از سوی قدرت های- به اصطلاح- دشمن، آنسان بر اقشار کم درآمد و متوسط شهری که بزرگترین بخش جامعه ایرانی را تشکیل می دهند به ویژه بر کارگران کارخانه ها و زحمتکشان فرودست شهرهای بزرگ گران آید که نارضایی پیدا و برافروخته راه خود را به خانه های جنوب شهری باز کند. آنگاه است که اعتصاب ها و صدای اعتراض به یک چشم به هم زدن به سراسر کشور خواهد رسید و این زبان اعتراض، دیگر از نوع تظاهرات سکوت نخواهد بود. اگر جریان مستقر حاکم در ایران بپذیرد که نقطه عطف تحول انقلابی و فصل عزیمت شتابنده به سوی فروپاشی یک ساختار سیاسی و چه بسا کیان ملی در ایران و شاید در همه جهان بن بست اقتصادی بوده است؛ بی خردی است که زمزمه های نارضایی و نافرمانی- به اصطلاح- نرم را در کمربند مرکزی شهرهای بزرگ و پایتخت ندیده و نشنیده بگیرد. به هر روی یکچنین پیشامدی در کوتاه مدت و در فضای مدیریت شده یا به تغییر رفتار درونی و مشی حکومتی و دیپلماسی خارجی قدرت مداران می انجامد و یا با تبدیل شدن جنبش به خروش و موج به توفان، حرکت عصبی و اعتراضی به همه سطوح طبقاتی و صنفی رسوخ کرده و در نتیجه با ریزش در نیروهای امنیتی و هواداران سیاسی و احساسی سیستم، دگردیسی ساختاری رخ خواهد داد.
- غرب با پیگیری و افزایش فشار همه جانبه، شناسایی ساخته ها، یافته ها و داده های ما، فضا سازی و یارگیری در میان دوست و دشمن و شاید با پیشبرد طرح خرابکاری های فنی، هزینه کار را برای ایران بسیار طاقت فرسا کند تا در نتیجه حرکت و بلکه انگیزه و اراده کارشناسان و سیاستگذاران ایرانی برای دستیابی به توان مرموز اتمی کند و کند تر شود تا جایی که عملا" حکومت نتواند به اتمیزه شدنش ادامه دهد. در چنان شرایطی هر چند تحریم ها و بار حقوقی آن برای دوره ای طولانی و نا مشخص مانند شمشیر آخته بالای سر ما باقی می ماند؛ غرب آسوده از ناتوانی فنی و سیاسی حکومت، در راستای تنش زدایی صوری و البته تنها به امید به دست آوردن فرصت های اقتصادی و امتیازات بلند مدت در ایران، تحریم ها را مسکوت خواهد گذاشت. این روند تا آنجا ادامه می یابد که یا از دل مردم نیرویی قابل اعتماد برای غربی ها دست بالا را در سیاست به دست آورد- البته بدون حمایتی درخور- و یا پروژه جسورانه غربال از بالا از سوی حاکمیت زمینه را برای نوعی بازگشت به سوی غرب و جهان آزاد فراهم سازد. احتمالا" در پس ذهن اوباما و یارانش چنین فرضی شدنی تر و شایسته تر و کم هزینه تر است. شاید چنین روشی برای آنها کم هزینه و مطمئن تر باشد؛ اما برای ما از همه نظر پرهزینه، زمان بر و فرسایشی و بدترین احتمال پیش روی منافع، مصالح و امنیت ملی ما است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...