فخرالسادات محتشمی پور در هفتاد و پنجمین عریضه خود به دادستان تهران، به وی هشدار داد: هرگونه فشاری که منجر به خدشه دار کردن سلامت عزیزدل ما شود گناه شما را که تا همین جا هم کم نیست بیشتر می کند. برای من مهم نیست که فرمان را شما داده اید یا بالادستی هایتان، مهم این است که مسئولین زندان گناه را به گردن شما می اندازند و خود را تبرئه می کنند و علی الظاهر قانون هم حق را به آنان می دهد.
وی همچنین تاکید کرد که: همه حقوق ضایع شده مان را فردای قیامت در محضر الهی و در حضور جدّ بزرگوارمان از شما و اربابان مقام پرستتان مطالبه خواهیم کرد.
متن عریضه ۷۵ همسر تاجزاده خطاب به جعفری دولت آبادی را بخوانید:
به: دادستان تهران
از: یکی از ستم دیدگان عصر عاشورای ۸۹،همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین
بسم الله الرحمن الرحیم
والعصر. انّ الانسان لفی خسر. الّاالذین امنو و عملواالصالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.
سلام آقای دادستان!
امروز می خواهم با شما بیشتر از همسر عزیزتر از جانم بگویم. می دانم که او را نمی شناسید. خیلی های دیگر هم نمی شناسندش و البته کسانی هم می شناسند و اتفاقا براساس همان شناخت کینه اش را به دل گرفته اند. ابتدا از خانواده اش شروع کنیم. مادر سید مصطفی یک مجتهد زاده است. پدربزرگ پدری اش نیز در زمان خود روحانی سرشناسی بوده و دایی های مرحومش یکی مشهور به علامه به سبب مدارج علمی بالا و دیگری نیز مجتهد و از مشاهیر حوزه علمیه بوده اند.
نام محی الدین فاضل هرندی با سابقه زندان در رژیم پهلوی و خدمت به مردم و نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی نیز برای عده زیادی آشناست. دست برقضا ایشان با عموی ارجمند اینجانب یعنی ابوی سید علی اکبر یار و فرزند و همراه امام راحل که مزد او را هم خوب دادند هم صهیونیست ها در خارج و هم صهیونیست مرام های داخل، رابطه اخوت و دوستی قدیم داشتند. حاج آقا فاضل را اگر نمی شناسید از رئیستان بپرسید و ایشان هم اگر نمی شناسند از پدرزن گرامی شان، بزرگ مرجع تقلید شیعیان آیة الله وحید خراسانی بپرسند که بر پیکر پاک این مرد ارجمند نماز خوانده است. روحش شاد اگر امروز حیات داشت معلوم نبود با او چه معامله ای می شد و با خیلی های دیگر که مانند او ژرف اندیش و آزادی خواه بودند؟ بی شک اگر بود امثال آقای جنتی جرأت نمی کردند برای خواهرزاده اش خط و نشان بکشند و کودتاگران جرأت نمی کردند زبان و قلم کثیفشان را به هرزه گویی علیه او و همانند کردنش با مهره سوخته ای که کم از دیگر مهره سوخته های داخلی ندارد، وادارند.
این ها را برای شما گفتم که به نظر نمی رسد خیلی از معادلات سیاسی سردربیاورید و مأمورید و معذور. گفتم تا بدانید مردی را در حبس غیرقانونی و در شرایط فشار و تضییق نگاه داشته اید که خیلی ها خوب می شناسندش! از سال های قبل از انقلاب و نوجوانیش که به مبارزه با ظلم در گروه های چریکی گذشت تا دوران جوانی که به بهانه ادامه تحصیل و در واقع برای ادامه مبارزات سیاسی به خارج از کشور رفت وتا سال ۵۶ که همزمان با آغاز مبارزات علنی مردم به وطن بازگشت و تا پیروزی انقلاب و پس از آن. تا ستاد نمازجمعه و تا عهده دار شدن مسئولیت هایی که در هر یک خوش درخشید و کارنامه موفقی از مدیریت مشارکتی را که امروز در دنیا توصیه می شود به یادگار گذاشت و با این وصف از روز اول بازداشت غیرقانونیش به امضای دادستان کودتا و اول متهم فاجعه کهریزک تا امروز حقوقش ماهیانه اش قطع و سوابقش نادیده گرفته شده است.
آقای دادستان!
این تکه آخر را نه به خاطر نگرانی از قحطی نان یادآور شدم و نه به دلیل اهمیتش. نه آقا برای ما که در رژیم گذشته یادمان داده بودند حقوق دولت حرام است چون کشور حاکم جائر دارد، دیگر حقوق بگیری حتی اگر حق مسلممان باشد چندان گوارا نیست. حتی اگر همسرعزیزتر از جانم آخرین پستش مشاورت رئیس دولت اصلاحات باشد. اگر غیر از این بود جای تعجب داشت. کینه ها از همسرجان بیش از این حرف هاست. باید از کسانی که حقوق حرام خورده اند و به فرمایش مولا گوشت و پوستشان با آن حرام روییده و نمو کرده پرسید پاکی و تنزّه تاجزاده و تاجزاده ها را.
می خواهید بدانید چرا این آخرین عریضه عطر و طعم تلخ تری دارد؟ به شما می گویم: چون بهمن از راه رسیده و داغ دل ما تازه شده است. داغ گذراندن همه دوران نوجوانی و جوانی مان در کوچه خیابان های شهرمان برای استقرار نظامی که عادلانه باشد و مبتنی بر رأی مردم. مردمی که ولی نعمتند و حاکمانشان خدمتگزار آنان. مردمی که یکایک انسان هایی هستند کریم و روزی خوار سفره رب کریم. ما داغداریم آقای دادستان این روزهای بهمنی! داغدار فدا شدن آرمان هایمان در پای قدرت در پای دنیاطلبی و زیاده خواهی. ما داغدار نابود شدن همه آرزوهای قشنگی هستیم که زن و مرد و پیر و جوان و کارگر و کشاورز و بازاری و کارمند در خیابان های شهرهایمان نقش کردند بر روی آسفالت های داغ وتفتیده و یا سرد و یخ زده و بر دیوارهای هر کوی و برزن. آرزوهای بزرگی که دست یابی به آن ها ارزش یک انقلاب شکوهمند مردمی را داشت با همه هزینه هایش! ما داغداریم آقا داغدار دفن کردن همه زیبایی هایی که مولود هم بستگی مان بود. داغدار افتادن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمانی که موجب زبان درازی مخالفانی شده اند که تا امروز جرأت عرض اندام نداشتند. کودتاچیانی که اسلام طالبانی را برایمان به ارمغان آورده اند و حالا که می بینند متاعشان بی مشتری است ایرانیتمان را به حراج گذاشته اند. ما از به تاراج رفتن هویت ایرانی اسلامی مان می نالیم در این روزهای بهمنی.
آقای دادستان!
حدود ۵ ماه و نیم است که همسرم، شاکی از آقای جنتی و کودتاگران به همین جرم در زندان اوین و در شرایط قرنطینه به سر می برد و نزدیک دو ماه است که او را برای خوش آمد بیشتر کودتاگران و کسانی که مورد شکایت او هستند، ممنوع الملاقات و ممنوع التماس کرده اید. طی این مدت من فقط یک بار موفق به دیدار او شده ام که مرا از خبری کردنش منع کردند و خبرنگار کودتا ذوق کنان و کف زنان خبررسانی کرد و خدای را شکر که مکرشان این بار نیز به واسطه عریضه همان روز ۲۲ دی ماه باطل شد به خواست و اراده خدای تبارک و تعالی! باری من در آن ملاقات که با حضور معاون جناب صوری انجام شد، همه نگرانی های خود و خانواده را از سلامت ایشان به مسئولین زندان منتقل کردم. و در عین حال وظیفه شان را مبتنی بر رعایت حقوق زندانی عزیزی که به ستم اسیر دست ظالم است، گوشزد نمودم.
اینک بار دیگر به شما هشدار می دهم که هرگونه فشاری که منجر به خدشه دار کردن سلامت عزیزدل ما شود گناه شما را که تا همین جا هم کم نیست بیشتر می کند. برای من مهم نیست که فرمان را شما داده اید یا بالادستی هایتان، مهم این است که مسئولین زندان گناه را به گردن شما می اندازند و خود را تبرئه می کنند و علی الظاهر قانون هم حق را به آنان می دهد. شما باید امکان تماس و ملاقات مستمر و منظم با همسرم را فی الفور فراهم کنید و نیز امکان دسترسی به پزشک معالجش را که درخواست آن مکرر داده شده است. عذرخواهی از بدرفتاری ها و بی قانونی ها و اجحاف ها بماند! همه حقوق ضایع شده مان را فردای قیامت در محضر الهی و در حضور جدّ بزرگوارمان از شما و اربابان مقام پرستتان مطالبه خواهیم کرد. و اما نکته آخر در مورد هم سلولی یا هم اتاقی همسرم! نمی دانم کیست اما خیلی خوب از شرایطش تعریف نمی کنند، نمی خواهم در موردش پیش داوری داشته باشم اما به ما حق بدهید که سوابق بد و اعمال بد و اقدامات بد پیشین، نگرانی مان را افزایش دهد.
شما که همه نوع دستگاه شنود و کنترل و جاسوسی در اختیار دارید و برخلاف فرمان امام راحل که این روزها مکرر نامش را می برید، در خانه های مردم به کار می گیرید، کنترل و مراقبت زندانی که اسیر چنگتان است باید برایتان سهل و ممتنع باشد. پس خدا را از اقدامات شرم آور خودداری کنید که به نفعتان است. مراقبت ها را در جاهایی داشته باشید که مواد مخدر مبادله می شود به سهولت و جان زندانی به خطر می افتد و کارهای دیگری که هراز چند گاه اخبارش درز پیدا می کند. تاجزاده و تاجزاده ها برای شما ضرری ندارند اگر طرفدار حق باشید. بیایید لااقل در این روزهای بهمنی طرفدار حق باشید!
و انّ ربک لبالمرصاد
نوزدهم صفر ۱۴۳۲ برابر با چهارم دی ماه ۱۳۸۹
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر