"مرده شور خودتان، چهره اتان و میزتان که دنیا را به لجن کشیدهاید ببرد"، "بساط خود را جمع کرده و از منطقه بروید"، "اشغالگران منطقه اگر با پای خود از منطقه خارج نشوید، ملتهای منطقه شما را با اردنگی از منطقه خارج خواهند کرد"، "آنها یک سگ وحشی را در منطقه رها کرده و به بهانه آن میخواهند ملتهای منطقه را بچاپند" (۱)
اگر ۳ سال پیش میخواستیم چنین نوشتاری را بنویسیم قطعاً با این جمله آغاز میکردیم که "اشتباه نکنید، این صحبتهای سیاسی رفته در یک تاکسی نیست" یا شاید با این جمله "شاید دور از ذهن باشد که این سخنان را به رئیس دولت یک کشور نسبت دهیم"، ولی اکنون، بعد از پنج سال از آغاز ریاست آقای احمدی نژاد و انتشار صدها سخنرانی نه دیگر کسی شکی میبرد و نه اصلا برای کسی دور از ذهن است که این ادبیات هرزه (۲) و دور از شان متعلق به کسی است که از بد روزگار رئیس دولت یک کشور است، مقامی که در ابتدا به سبب تشتّت و قهر غیر مسئولانه ما کسب کرد و در ادامه با کودتای مسلم و دست زدن به جنایت خیابانی آن را استمرار داد. (۳)
ظهور احمدینژاد، در کنار سایر شگفتی ها، ناظر با سر بر آوردن یک نوع رفتار جدید و بالطبع آن ادبیاتی نو بود که انعکاس آن نه فقط ایران که تمام دنیا را به شگفتی واداشت، نوعی از گفتمان که در آن نه ادب مرسوم در دنیای سیاست (و معمول جامعه) لحاظ میشود و نه وسواسهای کلامی و استدلالی یک سیاست مدار، نوعی از شلختگی پیش رونده تا جاییکه گاهاً کلمات و عبارت بکار رفته حتا در مقام مقایسه با نازلترین طبقات جامعه بیادبی محسوب میشود (۴) و جالب است که تنها ادبیات نیست که چنین دستخوش تغییر میشود که نوع استدلالات بکار رفته نیز از جنسی دیگر است، نوعی که شاید بیشتر بتوان آنها را عوام گرایانه نامید تا آنچه که بین متخصصین یک عرصه در جریان است. ایراد اتهامات غیر اخلاقی دور ازشان یک رئیس دولت و یا ادعاهایی که نه اثبات شدنی است و نه اصلا پذیرفتنی (۵)
در تحلیل چگونگی پیدایش چنین رویکردی و اصلا چرائی اصرار بر استفاده از آن میتوان چندین نظر مختلف و تحلیلهای متفاوتی نگاشت که شاید مهمترین آن هول این محور بچرخد که: دولت به این نوع ادبیات به عنوان یک اسلحه برای برقراری هر چه راحت تر ارتباط با عامه مردم که منبع رای و بالطبع آن مشروعیت نگاه میکند (اگر مشروعیت از درون صندوقهای رای جستجو شود)، این نوع ادبیات همذات رئیس دولت و مجموعه زیر نظر ایشان نیست که فقط یک ابزار است، آلتی که در صورت نیاز به کناری نهاده خواهد شد و با جایگزینی بهتر مبادله خواهد شد. دلایلی که با توجه به علاقه و همبستگی که احمدینژاد با دیگر رهبران پوپولیست هم عصر در آمریکایی جنوبی و آفریقا و موفقیتهای مقطع آنها نشان داده منطقی مینماید و به نوعی افزایش اقبال عمومی در سطوحی از جامعه در مرحله ماقبل انتخابات نهم ریاست جمهوری و ماههای ابتدایی دوران ریاست جمهوری کارایی آن را تا حدودی تایید کرد. اصطلاحاتی که در میان بهت نخبگان مورد استقبال بخشهایی از جامعه واقع میشد (۶). ولی با گذشت زمان و با از دست دادن تازگی این نوع گفتار، از کارایی تبلیغاتی آن کاسته شد، تا جاییکه از یک نقطهای به بعد میتوان با یقین ادعا کرد که هم از نقطه نظر داخلی و هم در بعد جهانی، مضرات استفاده از این نوع ادبیات بر فواید آن چربید و در این نقطه است که ضعف استدلال انتخاب اختیاری این نوع رفتار و منش خود را نمایان ساخت؛ حاکمیت و دولتمردان قادر به تغییر رفتار و منش خود نبودند و این خود دلیلی بود برای پر رنگ شدن مدعای دوم.
در استدلال دوم این نوع ادبیات و استدلال اتفاقا همذات حکومت و دولتمردان فعلی کشور است که فارغ از نتیجه عینی و عملی آن در جامعه یا در بعد جهانی از آن استفاده میشود، نه به عنوان یک ابزار در خدمت که اتفاقا به عنوان یکی از ویژگیهای این نسل باید آن را به رسمیت شناخت، ویژگی که حاکمیت نه قادر است از آن دل بکّند و نه در صورت دل کندن قادر است در رفتار و گفتار آن را اعمال کند. همگونی که این نوع صحبت و اخلاق با عملکردهای دیگر دولتمردان نشان میدهد خود مدعایی است بر این استدلال؛ نوعی شلختگی کلامی و رفتاری و گفتاری که در همه شئون دولت و حاکمیت فعلی قابل مشاهده است، از اقتصاد بگیرید تا فرهنگ و آموزش که شاید در برههای و در بخشی بتوان به عنوان ابزار مورد استفاده قرار داد، ولی قطعاً سقوط آزاد با شدت فعلی در بخشهای مختلف نمیتواند خودخواسته باشد، مگر آنکه قائل به این امر شویم که دولت در پی یک خودکشی است. از طرفی بحران مشروعیت ناشی از ناآرمیهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم خود منجر به شدید تر شدن این رفتار شده و حکومت نامشروع به هر وسیلهای قصد بسط و القا این عدم مشروعیت به همه نهادها و کشورها را دارد که در فقدان وجود دلیل مستحکم، ایراد اتهام است که بکار میرود. (۷)
چه همذات حاکمان فعلی و چه انتخابی، منش و ادبیات هرزه فعلی احمدینژاد و دیگر دولتمردانی که به ناحق صندلی نمایندگی ایران را در اختیار دارند موجب خسران عظیمی چه در بعد اقتصادی، چه در حفظ شانیت ملی شده و میشود، تهدیدهایی که هر روز رنگی جدید به خود میگیرد و دوستانی که هر روز از تعداد اندک آنها کاسته میشود (و بالطبع آن نگهداری آنها برای دولتی که دوستی را میخرد گرانتر میشود). امید زیادی نمیتوان داشت که دوربینی بخشی از حاکمیت این معضل را تعدیل کند که وزن کشیهای انجام شده وزن هر بخش را تا حدودی مشخص کرده و برعکس، هر روز بخشی جدید از حاکمیت آلوده به این مریضی میشود. شاید باید منتظر ماند و فرجام را نگریست که حاکمیت وامانده از کسب مشروعیت و درمانده در میان بحرانهای اقتصادی و سیاسی چه میکند.
پی نوشت:
۱- مجموعه همه این گفتارها تنها از یک سخنرانی احمدینژاد استخراج شده، خطابهای که در میان دیگر خطابهها چندان بی ادبانه محسوب نمیشود. سخنرانی احمدینژاد در مراسم افتتاحیه مسکن مهر، ۱۱ مهر ۱۳۸۹.
۲- در لغتنامه دهخدا واژه هرزه به بیهوده و یاوه معنا شده و هرزه زبان به آنکه که سخنان یاوه و بیهوده بکار میبرد.
۳- اشاره به اتفاقاتی است که بعد از انتخابات هادث شد که منجر به شهادت جمع از هموطنان گردید.
۴- نقطه اوج آن را شاید بتوان به اصطلاحات بکار رفته در سومین همایش ایرانیان خارج از کشور دانست که آقای احمدینژاد از اصطلاحاتی استفاده کرد که فارغ از مقام ایشان، با هنجارهای روز ایران هم نمیخواند. اصطلاحاتی همانند "ممه رو لولو برد"
۵- ادعا هایی همانند ساخته شدن "اتم" توسط دانش آموز ۱۶ ساله، یا اتهاماتی که آقای رئیس دولت در آخرین مسافرت خود به آمریکا و در حین سخنرانی در مورد حوادث ۱۱ سپتامبر بکار برد.
۶- مناظراتی که قبل از انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم اتفاق افتاد نمونهای از آن است که هر روز مردم بیشتر تحت تاثیر سخنانی قرار میگرفتند که بطور مثل وعده آزادی بازگشت خوانندگان و آزادی اجتماعی کشور را میداد. سخنانی که دور از تکلفهای مرسوم سیاسی میرفت و وعدههایی که فارغ از غیر قابل اجرا بودن، جمع زیادی را با خود همراه ساخت. در دوره دهم تا حدودی کارکرد این اتهامات وارونه شد، اتهامات و تهمتها و وعدهها محلی شدند برای پدید آمدن فضای هر چه بهتر برای قضاوت دولت،.
۷- شاید بتوان آن را در این بیت موجز خاقانی خلاصه کرد: مشنو ترهات او که بیمار پر گوید هرزه روز بحران .
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
پدیده ای به نام احمدی نژاد را چگونه میتوان تعریف کرد ؟ " رییس جمهور محبوب" ، آنطور که اقتدارگرایان مایل به توضیح آن هستند یا لنگه کفشی در بیابان ؟ احمدی نژاد سمبل و محصول آن سیاست ویرانگری است که از سالها قبل آغاز شد ، سیاست و نگرشی که به حکومت مقتدر مرکزی باور دارد و مخالف دموکراسی بوده و آن را غربی و "دشمن" پسند می داند .برای پیشبرد این سیاست اقتدارگرایان به تقسیم شهروندان کشور به خودی و غیر خودی متوسل شدند ، از چپ ها آغاز کردند و بعد از آنها به سراغ ملی گراها رفتند و سپس تیغ سرکوب آنها نیروهای منتقد درون خود نظام را هم بی نصیب نگذاشت ، شاید تا همین چندی پیش برای بسیاری مشگل بود باور کنند که نیرویی چون مجاهدین انقلاب اسلامی هم می تواند غیر خودی محسوب شود. حقیقت این است که در میان خود اصولگرایان هم احمدی نژاد عتیقه نایابی است، اصولگرایان در تمام سالهای پس از انقلاب به حد اقلی از مناسبت انتخابات آزاد در سطح استاندارد های جمهوری اسلامی باور داشته اند و به سختی میتوان باور کرد که سران شناخته شده آنها همچون محسن رضایی، علی مطهری ، احمد توکلی و دیگران تن به انتخاباتی سراسر مهندسی شده بدهند ، محسن رضایی به انتخابات اعتراض داشت ولی بنا به دلایلی که هرگز برای مردم توضیح داده نشد عقب نشینی کرد .اقتدار گرایان در وجود احمدی نژاد آن عنصری را کشف کردند که سالها قبل در وجود سعید امامی ، سعید مرتضوی و دیگران کشف کرده بودند ، عنصر قدرت پرستی و عطش سیری ناپذیر برای جاه و مقام .به باور نگارنده فرهنگ کوچه بازاری و مبتذل احمدی نژاد بخشی از شخصیت خود اوست و لازم است صاحبنظران در مورد گذشته احمدی نژاد بیشتر مردم را آگاه کنند ولی آنچه امروز مهم است قبول این واقعیت از سوی اقتدارگرایان است که سیاست خودی و غیر خودی کردن شهروندان جهت بیرون راندن حریف ازمیدان ، سیاستی محکوم به شکست است ، شرایط اسفناک اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی کشور که محصول دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد است خود بهترین گواه این مدعاست .
پاسخ دادنحذفهنوز ادبیات احمدی نژادی به پایۀ ادبیات حضرت امام خمینی نمی رسد که گفت «امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» و دهها جمله شبیه آن، که آدم وقتی به یاد می آورد از خودش و از ایرانش شرمش می اید که رهبر فرزانه اینها را گفته است؟؟؟ احمدی نژاد دنباله رو راه حضرت امام خمینی است، و ادبیات او هم بازسازی ادبیات آن حضرت است. برگردید و آن سالها را یک بار دیگر به یاد خودتان بیاورید.
پاسخ دادنحذفغلط : هول محور صحیح : حول محور است
پاسخ دادنحذف