مهر ۲۲، ۱۳۸۹

بازخوانی آنچه در این روزها در زندان‌ها، خیابان‌ها و پادگان‌ها می‌گذرد/کاریکاتور اقتدار در مانورهای بی‌اعتبار

امروز: انتشار عکس های مانور موسوم به اقتدار، موجی از واکنشها را در افکار عمومی و فضای مجازی به همراه داشت. واکنشهایی که عمدتا به رفتار و گفتار موهن و تمسخرآمیز موجود در این نمایش و صحنه آرایی حکومتی و پلاکاردها و عکسهای منتشر شده آن اعتراض داشت و آنها را محکوم می‌کرد. اما فراتر از این اعتراضها و واکنشهای به‌حق و از سرِ دلسوزی، این نمایش و عکسهای آن نشانگر ذهنیتی در پسِ آن است، که شایسته تأمل و بررسی بیشتر است.

پرداختن به این نگاه و ذهنیت مهم است، چرا که نگاه و ذهنیتی عام و شایع در میان مسئولانی است که اینگونه تصمیم می‌گیرند، و از همین رو، این ذهنیت به طور مکرر خود را در مناسبتهای مختلف و به اشکال مختلف متجلی می‌کند. ویژگیهای اصلی این نگاه، ناچیز انگاشتن معترضین و منتقدین و به طور کلی هر کسی است که نظر یا عقیده ای مخالف آنان دارد. ایجاد تفرقه و اختلاف، خودی و غیرخودی کردن و زبان تمسخر و توهین از دیگر ویژگی‌های این نگاه است. دامنه این نگاه نیز از بزغاله و گوساله خطاب کردن متفکرین و منتقدین تا خس و خاشاک خواندن جمعیت معترضین و مجتمعین گسترده است. آنچه در عکسهای مانور اقتدار آشکار شد و موجب خشم خانواده های داغدیده، افراد رنج کشیده و حبس‌دیده و مردمان رای‌دزدیده شد، تجلی دیگری از همین نگاه بود.


همان طور که از نام این مانور بر می آید، این نگاه خود را به جای مشروعیت و مقبولیت و مدنیت، با زور و خشونت و قدرت و اقتدار گره می‌زند و هویت خود را در برخورد قاطع، خشن و بی‌پروا با دشمنان و مخالفان خود می‌بیند. زبان تمسخر و توهین و تحقیر به کار رفته در شعارها و پلاکاردها، تنها سویه پنهان دیگری است از خشونت عریانی که در حضور پلیس و وسایل سرکوب آن دیده می‌شود. خشونت عریانی که البته برای بیننده تازگی ندارد: مانور "اقتدار" حقیقی را پیش از این مردم در خیابانها، در کتک خوردن مردان و زنان و پیرزنان و پیرمردان و خردسالان در روزهای پس از انتخابات، در شلیک گلوله به سوی معترضینی که تنها شعار صلح و نفی خشونت می‌دادند و حتی همین شعار را هم نمی‌دادند و سکوت می‌کردند، در زیر گرفتن راهپیمایان و عزاداران در ماه حرام و در پایین انداختن شان از روی پل، و ... دیده‌اند.


اما حتی سویه خشونت پنهان و نرمِ عکسها هم برای بینندگان ناآشنا نیست: کسانی که با تحقیر و تمسخر زنان و مردان سبز و فروکاستن شعارها و خواسته‌هایشان می‌کوشند جنبش سبز را مسخره کنند، همان مردان و زنان آشنایی هستند که در طول انتخابات و پس از آن، این خشونتِ نرم را به شکل خشونت کلامی در میان مردمِ سبز می‌پراکندند. همان کسانی که قبل از انتخابات می‌کوشیدند جریان مسالمت‌آمیز و آرام گفتگوهای مردم را به سمت خشونت کلامی و گفتاری و گفتگویی ببرند، و همان کسانی که پس از انتخابات رکیک‌ترین الفاظ و ناسزاها را خطاب به خانواده ها و زنان و مردان روانه می‌کردند. همان کسانی که ادامه اندیشه و گفتار و رفتار بازجوهایی هستند که در زندانها خشونت سخت را با خشونت نرم ترکیب می‌کنند، تا برای زندانیان بی‌پناه و بی‌دفاعی که مثل آنها فکر نمی‌کنند، مانور اقتدار برگزار کنند، تا آنها را بشکنند.

به این معنا، تلاش برای شکستن جنبش سبز در بیرون زندان‌ها با امثال این مانور اقتدار، ادامه تلاش برای شکستن پایمردی‌های آزادگان جنبش سبز در زندان‌هاست، کما این که در شیوه‌ها و ابزارها هم مشترک است. اشتراکی که از همان اشتراک در نگاه و ذهنیت می‌آید. نگاهی که فکر می‌کند اعتراضها را جمع و بلکه حل کرده است، و حالا معدود کسانی که مانده‌اند باید زیر آتش غیظ خشم و خشونت او له شوند، تا اثری از فتنه آنها باقی نماند، چرا که باقی ماندن ذره ای از آنها هم در نظر او برای "مانور" و "اقتدار" او خطرناک است.

خشم و خشونت خالی شده به شکل تمسخر در رفتار توهین‌آمیز اراذل شرکت کننده در مانور اقتدار را باید ترکیبی از این دو حس متضاد دانست: حس سرمستی و سرخوشی از جمع کردن مخالفان و معترضان، و حس ترس و اضطراب به همراه آگاهی ناخودآگاه از حل نشدن مسئله و زنده بودن اعتراضات. و همین ترس از زنده ماندن جنبش است که باعث می‌شود ترتیب دهندگان مانور دست به تمسخر و وارونه‌نمایی بزنند و تصویر کاریکاتوریزه‌ای از شرکت‌کنندگان در جنبش و مطالبات و شعارهای آن بدهند، چرا که در ناخودآگاه خود از تصویر واقعی و وضعیت واقعی جنبش در هراس‌اند.

معنای حقیقی مانور اقتدار هم مشمول همین وارونه‌نمایی است، و در واقع نمایانگر عدم اقتدار است. و ترس از همین فقدان اقتدار حقیقی است که سبب می‌شود تلاش کنند، دست‌کم در سطح نمایش و مانور و اسم و نام هم که شده، آرامش را به خود و اردوگاه خود بازگردانند؛ چرا که اقتدار حقیقی نه از قدرت و زور و خشونت و سرکوب، که از مشروعیت حکومت و مقبولیت آن توسط مردم می‌آید.


۱ نظر:

  1. این دقیقا همان طرفداران حکومت هستند غیر ازاین نباید انتظار داشت همه آنها فک و فامیل خودشان بودند.

    پاسخ دادنحذف

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...