اگر چه بررسی وتحلیل مساله پذیرش قطعنامه وپایان جنگ بحری نیست که در کوزه ای بگنجد وموضوعی نیست که در یک یادداشت به آن پرداخته شود با این وصف برای درک حقایق موجود در این باره به نکاتی مختصر اشاره می شود.
برای دریافت دقیق این مساله مهم ابتداباید به موضع ونظر امام خمینی درباه پذیرش قطعنامه ۵۹۸پرداخت.
موضع امام خمینی درباره قبول قطعنامه و پایان جنگ
اغلب کسانی که عبارت نوشاندن جام زهر به امام را برای حمله به رزمندگان جنگ بهانه کرده اند، بهانه و پوشش حملاتشان را دفاع از امام قرار داده اند!این عده برای به کرسی نشانده ادعای نوشاندن جام زهر به امام معتقدندایران دراین جنگ ازعراق شکست خورده ومغلوب آن شده است. آنها با طرح این ادعای غلط بی آنکه بخواهند به صراحت با نظر امام خمینی در مورد اینکه ایران پیروزجنگ بوده است مخالفت کنند،عملا و بطورغیر مستقیم، صدام وعراق را پیروز جنگ می دانند ودر نتیجه دراین ادعا با صدام که خود را پیروز این نبرد می دانست موافق هستند. همانطور که سرهنگ صبارفلاح اللامی در کتاب خاطرت خود که مدال واشغال نام دارد وتوسط دفترهنر وادبیات دفاع مقدس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی منتشر شده است می گوید:
صدام پس از قبول قطعنامه توسط ایران برای فریب افکار عمومی عراق که متحمل آن همه خسارات در جنگ خود ساخته سردار قادسیه شده بودند درحرکتی کاملا تبلیغاتی ومزورانه و در فراری روبه جلو! در جلسه ای که بلافاصله پس از شنیدن خبرپذیرش قطعنامه از سوی امام بافرماندهان ارشدعراقی گذاشت اعلام کرد عراق دراین جنگ برایران پیروز شده است!
اینک برای آنکه اثبات شود این برداشتها تا چه حد با بیانات امام نه تنها سازگاری ندارد بلکه با آنها درتضادی آشکارقرار دارد تلخیص بیانات امام را در باره قبول قطعنامه با اندکی شرح وتوضیح نقل می کنیم:
الف: امام ایران راپیروزدرجنگ می داند:
۱- ...ما به یاری خداوند بزرگ در هیچ زمینه ای مغلوب وشکست خورده نیستیم. حتی در جنگ پیروزی از آن ملت ما گردید و دشمنان در تحمیل آنهمه خسارت چیزی به دست نیاوردند.
۲-... قریب به هشت سال دفاع مقدسی که به استقلال وتمامیت ارضی وشکست طرحهای توسعه طلبانه دشمنان انقلاب اسلامی مان گردید.
۳- ...البته اگر همه علل واسباب را دراختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر وبالاتری می نگریستیم ومی رسیدیم ولی این بدان معنا نیست که در هدف اساسی خود که همان دفع تجاوز واثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شده ابم.
با عنایت به بند سوم بخوبی معلوم می شود که امام درغایت این جنگ هشت ساله چون به رهایی ونجات ملت مسلمان عراق از سلطه رژیم ستمگر عراق می اندیشید و درپایان جنگ این امر محقق نشد در اهداف بالا و والایی که از نتیجه جنگ به آنها نظر داشتند عدم سقوط رژیم کافربعث عراق را نوعی ناکامی می دانستند.
ب :امام قبول قطعنامه راپایان جنگ نمی داند:
- اکیدا به ملت شریف ایران سفارش می کنم که هوشیار ومراقب باشید که قبول قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی به معنای حل مساله جنگ نیست...ما باید برای دفع تجاوز احتمالی دشمن آماده ومهیا باشیم وملت هم فعلا نباید مسئله راتمام شده بداند.
سرهنگ صبار فلاح اللامی در خاطرات خود در کتاب اشغال ومدال که درباره عملیات مرصاد وپایان جنگ واشغال کویت است وتوسط دفتر ادبیات وهنر دفاع مقدس سازمان تبلیغات اسلامی در سال ۱۳۸۷ منتشر شده وآقای محمدنبی ابراهیمی آن را ترجمه کرده در این باره چنین گفته است:
با اینکه شعله های جنگ فروکش کرده بود اما صدام حسین همچنان لباس نظامی می پوشید.این کار برای آگاهان بیانگر این بود که اونقشه هایی را در سر می پروراند.(ص۳۲)
پ: امام پیشنهاد قبول قطعنامه رابه خود، کار یک نفر نمی داند.
امام معتقد بودند بر اساس نظرتمامی کارشناسان نظامی وسیاسی کشور که به صداقت وتعهد ودلسوزی آنان اعتماد دارند این پیشنهاد راپذیرفته اند.بنا براین آنگونه که منتقدین غیر منصف این روزها سعی می کنند قبول قطعنامه از طرف امام را امری تحمیلی آن هم از جانب فردی مانند محسن رضایی یا دیگری بدانند این ادعا برخلاف حقیقت وواقعیتی است که امام بیان کرده وبه آن اعتقاد داشته اند که آقایان باید در همین جا تکلیف نظر مغایر خود را با نظرامام که فرمانده اصلی جنگ بود وبیشتر ازهر کس واز جمله آنها برمساله وروند جنگ اشراف داشت روشن کنند:
... و اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتا مسأله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن میدیدم ، ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلا خودداری میکنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور ـ که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم ـ با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام میدانم. ،( صحیفه امام ، جلد ۲۱ ، صص ۹۲-۹۶)
آقای دکتر محسن رضایی در این باره گفته است:
امام پذیرش یا عدم پذیرش قطعنامه رابه گروهی ۴۰ نفره از نخبگان سیاسی ونظامی واگذار و در پیامی که توسط فرزندشان مرحوم حاج احمد آقا به این گروه دادند که در ابتدای آن جلسه قرائت شد اعلام کردند تصمیم گیری در باره سرنوشت جنگ رابه این گروه واگذارمی نمایند که در این زمینه به بحث وبررسی بنشینند ودر پایان به هر تصمیمی که رسیدند به ایشان گزارش کنند وایشان هم آن رامی پذیرند.
نتیجه دو روز جلسات این گروه که در تاریخ ۲۳ و۲۴ تیر ماه ۶۷ برگزارشد پیشنهاد پذیرش قطعنامه بود که به امام عرضه شد وامام هم آن را در تاریخ ۲۶ تیرماه پذیرفتند. پس از این بود که دولت ایران در ۱۵ مرداد۶۷ رسما به دبیر کل سازمان ملل اعلام کرد که قطعنامه ۵۹۸ رامی پذیرد.
این گفته آقای دکتر محسن رضایی نیز همانند بیان ذکر شده فوق ازامام موید آن است که پیشنهاد قبول قطعنامه ازسوی فرمانده وقت سپاه یا جنگ -رضایی وهاشمی -به امام داده نشده وبه تعبیر آقایان این امر به امام تحمیل نشده است!
امام در بیانی دیگر پیشنهاد قبول قطعنامه را بمنزله یک پیشنهاد از سوی تمام مسولان کشور و نه از سوی یک شخص خاص می داند وهرگونه دخالت شخص یا کشوری را دراین مورد منتفی می داند:
...نکتهای که تذکر آن لازم است این است که در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران با اتکای خود تصمیم گرفتهاند و کسی یا کشوری در این امر مداخله نداشته است..
ت : شورای عالی دفاع پذیرش قطعنامه را به امام پیشنهاد داد.
نکته مهمی که آقای دکتر محسن رضایی در مصاحبه ای که در سال ۱۳۶۵ باسایت بازتاب در باره قبول قطعنامه توسط ایران داشت به آن اشاره نمود این بود که پیشنهاد قبول قطعنامه را شورای عالی دفاع به امام ارائه کرد:
... مسئولان سیاسی به خدمت امام رفتند و قبل از اینکه امام صلح را بپذیرد، به امام گفتند : شما اگر معذوریت در پذیرش صلح دارید، ما صلح را میپذیریم، بعد که صلح را پذیرفتیم، شما ما را کنار بگذارید وبه مردم بگویید اینها بدون اجازه من این کار را کرده اند، ولی حالا چون این کار را کرده اند، من هم آن را قبول دارم.
دکترمحسن رضایی به نقل از آیت الله موسوی اردبیلی گفت: آنجا برخی دوستان ، پیش امام گریه کرده بودند که ارتش عراق آمده و ممکن است بیاید خرمآباد و آنجا را بگیرد و بیاید داخل عمق ایران ولی امام در برابر این نظرمقاومت میکرد.
امام پس از جلسه با سیاسیون فرموده بودند: چرا شما قطعنامه را بپذیرید؟. اگر قرار شد، خودم میپذیرم. یعنی بعد از اینکه امام این را به سیاسیون گفتند، نامهای نوشتنند به سران کشور و پذیرش صلح را خودشان تقبل کردند.
ث: امام شخصا مسولیت اعلام پذیرش قطعنامه را بعهده گرفتند.
امام با شهامتی مثال زدنی وباعنایت به اینکه در پیام قبل خود از استراتژی ادامه جنگ تا آخرین نفس وتا آخرین قطره خون وآخرین منزل سخن با مردم سخن گفته بودند ونیز با توجه به شور واحساس زیاد حاکم بر مردم و رزمندگان اسلام، اعلام پذیرش قطعنامه را توسط نماینده ایشان وفرمانده جنگ - آقای هاشمی رفسنجانی - موجد آسیب به ایشان در افکار عمومی می دانست و طرح این مساله علاوه برآنکه به زمینه سازی گسترده ای نیاز داشت کار بسیار دشواری بود ودر حکم انتحارقلمداد می شد خود شخصا باآغوش باز خطرات وآسیبهای ناشی از این مساله راپذیرفت و مسولیت اعلام آن رابرعهده گرفت وبه تعبیرخودشان دراثرتبعات منفی این تجدید نظر وتغییررای درباره ادامه جنگ در افکار عمومی داخل وخارج اگرآبرویی داشتند آن راباخدا معامله کردند.
تفاوت قبول قطعنامه با پایان جنگ
بسیاری به اشتباه ،دومساله کاملا از هم جدای قبول قطعنامه وپایان جنگ را باهم یکی می دانند وگمان می کنند که پس از پذیرش قطعنامه توسط ایران جنگ عراق باایران عملا پایان یافته است حال آنکه اینگونه نیست واین یک اشتباه فاحش در تاریخ جنگ است:
الف : ایران قطعنامه را در مرداد سال ۱۳۶۷ به دنبال وقوع برخی ناکامیها در جبهه ها که نتیجه حملات عراق به برخی مناطق وتصرف آنها با هدف در اختیار داشتن کفه سنگین در مذاکرات صلح انجام گرفته بود پذیرفت.
ب:عراق در تیرماه سال ۱۳۶۹ یعنی دوسال پس از پذیرش قطعنامه توسط ایران به دلیل شکستهای متعددی که از رزمندگان اسلام متحمل گردید و تمامی مواضع دوباره متصرف شده در خاک ایران را از دست داد و از پشتیبانی از حمله منافقین که در عملیات ۶ مرداد ۶۷ رزمندگان اسلام -مرصاد - که آن را کاملا ناکام وشکست خورده دید نتیجه ای به دست نیاورد به قبول آن تن در داد.
در ۵ نامه ای که صدام به آیت الله هاشمی بعنوان رییس جمهور وفرمانده جنگ نوشت در نامه پنجم او که در تاریخ ۱۲ مرداد ۶۷ یعنی درست یک روز پس از اشغال کویت توسط ارتش بعث عراق به آقای هاشمی نوشت عبارتی وجود دارد که موید این حقیقت است که آنچه ایران درمورد نحوه اجرای این قطعنامه گفته وخواسته بود که عبارت بودند از:
۱- مبنا بودن قرادداد۱۹۷۵ الجزائر در مذاکرات صلح ۲- برقراری آتش بس فوری وخروج عراق از سرزمینهایی که در اواخر جنگ مجدد اشغال کرده بود وبازگشت وی به مرزهای شناخته شده بین المللی ۳- بر رسی و اعلام کشور متجاوز وپرداخت غرامت به کشور مورد تجاوز و انجام فوری دیگر بندهای قطعنامه از جمله آزادی اسراو.. به تمام وکمال محقق شد .
صدام دراین نامه مهم به آیت الله هاشمی رفسنچانی نوشت:
با این تصمیم ما وآغاز آزادی اسرای ایران در جمعه ۱۷ اوت -۱۹۹۰- دیگر همه چیز روشن شده وبه این ترتیب همه آنچه را که می خواستید وبه آن تکیه می کردید تحقق می یابد ودیگر اقدامی جز مبادله اسناد باقی نمی ماند.
آیا بهتر از این می توان از زبان دشمن قسم خورده ای مانند صدام به پیروزی ایران در تحمیل وتحقق شرائط وجابجایی بندهای قطعنامه ۵۹۸ به عراق که در اواخر سال ۶۶ در اوج عملیاتهای رزمندگان ایران در شلمچه و. در سازمان ملل .به تصویب رسیده بود وبا توجه به متن آن نسبت به قطعنامه های قبلی این سازمان واجد منافع بیشتری برای ایران اسلامی بود به حقیقت اعتراف کرد؟
ابهامات موجود درباره پایان جنگ
آنچه باعث شده ومی شود که روند پذیرش قطعنامه توسط ایران وعراق ونحوه پایان جنگ برای بعضی ها همچنان در بوته ابهام باقی بماند این است که:
الف: در این زمینه اسناد منتشر نشده فراوانی وجود د ارد که می بایست منتشر شود ولی تا آنجا که من اطلاع دارم فعلا انتشاربسیاری از آنها به مصلحت کشور و نظام نیست.
ب:حرفهای ناگفته بسیاری دریادداشتهای خصوصی و سینه فرماندهان جنگ دراین زمینه وجود دارد که زده نشده است و باید زده شود.
رییس دفتر آقای دکترمحسن رضایی به من می گفت آقای رضایی در دوران جنگ سیصدنامه به امام نوشته که بسیاری از حقایق جنگ در آنها نهفته است.
در ملاقاتی که اخیرا با آقای دکتر محسن رضایی داشتم می گفت در جهت پاسخ به بعضی ابهامات پیرامون قبول قطعنامه ۵۹۸ وپایان جنگ کتابی راباعنوان پایان جنگ درباره نکات پنهان ونادیده نوشته ودرصدد انتشارآن است.
از بعضی فرماندهان جنگ که از دوستان نزدیک من هستند اطلاع دارم دراقدامی ستودنی کلیه ماوقع جنگ اعم از شنیده ها وگفته ها ورویدادها وتصمیمهای جلسات حساس جنگ را در سررسیدهای خود به دقت ثبت وضبط کرده اند.
پ:اسناد زیادی درارتش عراق وجود دارد که اگربا دولت کنونی عراق تفاهمهایی در باره انتشار آنها صورت بگیرد بدون تردید انتشار آنها به روشن شدن این مبحث مهم کمک بسیاری خواهدنمود .
برای مثال به یک نمونه ازصدها مورد اشاره می شود .
سرهنگ صبار فلاح اللامی در خاطرات خود در این باره می گوید:
امام خمینی به دنیا ثابت کرد که یک فرمانده نظامی واستراتژی شناس است .او شرائط حاکم بر نیروها رابررسی کرد وتوانست دستورآتش بس را صادر کند.این کار رویاهای صدام حسین رابرباد داد چون امیدواربود جنگ ادامه پیداکند به ویژه که کارخانه های مابه مرحله تولید بمبهای شیمیایی وفسفری رسیده بودند واسلحه وتجهیزات لازم برای جنگ راتهیه کرده بودیم.بالاتراز این سرنگونی حکومت ایران برای صدام اهمیت داشت تا بتواند دربرابرآن کویت وجزایراین کشور را تصاحب کند.(اشغال ومدال ص۳۱)
سرهنگ اللامی در بیانی به هوشمندی امام خمینی بعنوان فرمانده اصلی جنگ درتععیین وانتخاب زمان مناسب پذیرش قطعنامه می پردازد و با نقل قول واعترافی از صدام در این باره می گوید:
موافقت امام خمینی با قطعنامه ۵۹۸ مانند شمشیری بود که پشت صدام حسین راشکست .اودرجلساتش با بلندپایگان عراق می گفت : من فکرنمی کنم که خمینی فقط یک رجل مذهبی باشد بلکه اویک رجل سیاسی زبردست است.( پیشین -همانجا)
صدام در ادامه حرکتهای تبلیغاتی خود که تماما در جهت سرپوش گذاشتن به ناکامیهای او در تکرار قادسیه دوم وسقوط جمهوری اسلامی بود با هوشمندی تمام دستورد اد روز پذیرش قطعنامه توسط ایران را د رسرتاسرعراق بعنوان تعطیل رسمی اعلام کنند ومردم دراین روز به جشن وپایکوبی بپردازند.
سرهنگ اللامی در ادامه خاطرات خود به شگرد تبلیغاتی صدام دراین مقطع اشاره جالبی دارد ومی گوید :
در حالی که اکثر خانواده های عراقی عزادار کشته های خود بودند صدام بر صفحه تلویزیون ظاهر شد وگفت ما کاسه زهر رابه خمینی نوشاندیم. پس طایفه های عراقی به شیوه ورسم خودشان شادمانی کنند. ماهم تعطیل رسمی اعلام کردیم زیرا در جنگ پیروز شدیم وخمینی راشکست دادیم.(پیشین -ص۳۲)
دو روی جنگ
جنگ ها غالبا دو رویه دارند .یک رویه آنها شکست ورویه دیگرشان پیروزی است.
آنچه درارتباط با پایان جنگ ایران وعراق بدیهی می نمایاند این است که این عراق بود که در نتیجه وبدنبال پیروزیهای مکرر ایران در بازپس گیری مواضعی که ارتش عراق در سال ۶۷ به تصرف خود درآورد وبویژه شکست حمله سازمان منافقین در عملیلت مرصاد که با اسلحه های سبک و تانکها وخمپاره اندازها وتوپخانه ی عراق مسلح شده بودند وازحمایت هوانیروز ونیروی هوایی ارتش عراق دراین حمله برخوردار بودند بدون هیچ دستاوردی در نتیجه جنگی که برایران تحمیل نمود سرانجام واز سر ناچاری به شرائط ایران تن در داد ودر نهایت توسط سازمان ملل به عنوان کشور متجاو ز به دنیا معرفی گردید. واز سوی دیگر این ایران بود که در اثر درایت و تدبیر امام وایثار ودلاوری و مقاومت ملتش در جنگی نا برابر که در بد ترین شرائط بر او تحمیل شده بود به رغم تحمل خسارات مادی ومعنوی بی شمار بدون از دست دادن حتی یک وجب از خاک خود در کمال عزت وسربلندی از جنگ بیرون امد.
ماجرای نامه محسن رضایی
یکی از مباحث مهم مرتبط با دلائل پذیرش پیشنهاد قطعنامه توسط امام ،بحث نامه ای است که به فرمانده وقت سپاه آقای محسن رضایی نسبت داده می شود وغلط مشهوری که رایج شده وبعضی آن را حقیقتی انکار ناپذیر می داند این است که ایشان به امام نامه نوشته وبرای ادامه جنگ تا ۵ سال بعد در خواستهای گسترده ای را مطرح کرده که چون با توجه به محدودیتهای کشور تامین آنها توسط دولت ونظام ممکن نبوده در نتیجه، امام بناچار با پیشنهاد قبول قطعنامه توسط مسولان سیاسی و غیر سیاسی کشورموافقت نموده است.
آقای دکترمحسن رضایی در مصاحبه با سایت بازتاب در سال ۸۵ در این مورد ،ضمن رد این مطلب گفته است که وی این نامه را نه به محضر امام بلکه به درخواست آقای هاشمی که تازه از سوی امام به مسولیت فرماندهی جنگ منصوب شده بود وبه منظور تامین نیازهای سپاه برای بهتر جنگیدن به ایشان نوشته است:
...از ما پرسیدند برای پایان دادن جنگ چه میخواهید،؟آن زمان سپاه نامهای را برای آقای هاشمیرفسنجانی ـ نه امام ـ تنظیم کرد. زیرا امکانات کشور در اختیار مسئولان سیاسی کشور بود. در این نامه برای پیروزی در جنگ امکاناتی خواسته شده بود. آقای هاشمی هم این نامه و هم چند نامه دیگر از جمله نامه آقای خاتمی وزیر ارشاد وقت، نامه میرحسین موسوی به عنوان مسئول دولت، و نامه فرماندهان ارتش را با هم خدمت امام برده و گفته بود که نظامیان این گونه میگویند و مسئولان سیاسی و اقتصادی هم میگویند پول نداریم. شما تکلیف را روشن کنید و امام هم با پذیرش قطعنامه موافقت کردند. در حقیقت، آن نامهای که من نوشته بودم، ارائه یک برنامه بلندمدت برای جنگ بود، من در نامهام نوشته بودم که ما جنگ را نباید برای یک عملیات برنامهریزی کنیم، چرا که با این کار، جنگ به پایان نمیرسد. ما باید استراتژی داشته باشیم و یک مجموعه عملیاتها را برنامهریزی کنیم و برای پنج سال آینده برنامه داشته باشیم. بعد آمدم برنامهای را که برای این پنج سال میخواهیم، نوشتم و در حدود چهار و نیم میلیارد دلار نیز پیشبینی ارزی کرده بودیم که میبایست طی پنج سال به ما بدهند. این مبلغ با توجه به درآمد ۱۰ میلیارد دلاری کشور در سال ۱۳۶۶، کمتر از ۲۰ درصد درآمد ما در پنج سال محسوب میشد، صدام چند برابراین درصد را به ارتشش تزریق میکرد. با این کار یک برنامهریزی درازمدت کرده بودیم که جنگ را با پیروزی قطعی به پایان ببریم. البته ما قبلا هم گفته بودیم که حتی اگر همه امکانات را هم به ما ندهید، بالاخره میتوانیم در جنگ پیروز شویم، ولی خسارت این پیروزی بالاست.
ایران، پیروز جنگ بود
ونکته مهم آخر که می تواند بهترین شاهد ودلیل براین باشد که عراق در این جنگ شکست خورده و ایران در آن پیروزشده است اینکه عراق درتیر ماه ۱۳۷۰ از سوی سازمان ملل متحد رسما بعنوان متجاوز به افکار عمومی جهانی معرفی گردید.
در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۰ دبیرکل سازمان ملل متحد، با بررسی دلایل و شواهدی که از ایران و عراق دریافت کرد اعلام نمود: « عراق آغازگر جنگ هشت ساله اش با ایران بوده است.به این ترتیب پس از یازده سال تعلل و خودداری دنیا از اعلام متجاوز بودن عراق ، بالاخره دنیا به این واقعیت اقرار کرد که مردم ایران ۸ سال با دفاع مقدس ازتمامیت ارضی خود پاسداری میکردهاند و یک پیروزی دیگر برای ملت ایران در تاریخ سراسر افتخار کشورمان به ثبت رسید.
با توجه به نکات ذکر شده وذکر نشده ! می توان چنین داوری کرد که طرح مساله قبول قطعنامه و پایان جنگ در سطح افکارعمومی جامعه اسلامی ما تا کنون غالبا یکسویه ،بعضا غرضمندانه واکثرا غیر تخصصی و درنتیجه برای مردم غیراقناعی بوده است که برای رفع مشکلات موجود دراین زمینه و برای تبیین درست این مساله در سطح جامعه ضرورت دارد چند کار صورت بگیرد برای همیشه به این ابهام پایان داده شده وبهانه ازغرضمندانی که از این رهگذر بدنبال عقده گشایی با رزمندگان جنگ هستند گرفته شود:
۱- همانگونه که آقای محسن رضایی بدرستی گفته اند برگزاری سالگرد دفاع مقدس در۳۱ شهریور یعنی روزی که ارتش بعث عراق تهاجم گسترده وسراسری خودرا از زمین وهوا ودریا به ایران آغاز کرد سیاست غلطی است وباید این مراسم در روزی که عراق از سراستیصال ونومیدی قطعنامه ۵۹۸ را در مردادسال ۶۹پذیرفت یعنی نه در شهریور ومهر ماه بلکه در مرداد ماه هرسال برگزارشود.
۲- اواخرتیرماه که دبیرکل سازمان ملل عراق رابعنوان متجاوز به دنیا معرفی کرد نیز می تواند یکی از مناسبتهایی باشد که در کشور جشن گرفته شود وهفته دفاع مقدس ازآن آغاز شود.
بدیهی است تحقق این پیشنهاد ها جز با نظر ودستو رهبری به ستادکل نیروهای مسلح که تصمیم گیرنده اصلی و سیاستگذاربرگزاری این مراسم است امکان پذیر نخواهدبود.
۳- رسانه ها وبویژه درصدا وسیمای جمهوری اسلامی دربرنامه های متوالی و با د عوت کارشناسان ونخبگان نظامی وسیاسی کشور به بررسی به این دو موضوع مهم بپردازند.
۴- توسط مبادی امر،اسنادعراق در ارتباط با این مساله که در اختیار مراکز تحقیقاتی نیروهای مسلح ماست منتشر وموردبررسی وتحلیل محتوا قرارگیرد
۵ - در حرکتی اقناعی واز سر ضرورت و در جهت تنویر افکار عمومی وگرفتن بهانه از دست برخی اشخاص که متاسفانه موضوع مهم جنگ وبخصوص مسئله خطیر پایان آن را دستمایه سلایق و بازیهای سیاسی خود کرده اند بعضی اسناد وناگفته های جنگ وفرماندهان آن دراین زمینه منتشر شود.این امر نیز صرفا با تاکید ودستور رهبری امکان پذیر است ودرغیراینصورت غالب فرماندهان به دلائل گوناگون کماکان از انتشار وبازگویی خاطراتشان به تاریخ ومردم خودداری خواهند نمود.
منبع: وبلاگ شخصی نویسنده
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر