شهریور ۲۰، ۱۳۸۹

همسایه را دزد کردید؛ همخانه را دزد نکنید!

لختی به خود آییم. چه شد که یک سر همه راهکارها و راهبردهای ما به فراسوی مرزهایمان گره خورده است؟ چرا بیشتر برنامه های ما به شکلی تحت تأثیر و تحت الشعاع کنش و واکنش بیگانه است؟ درست است که در دنیای جهانی شدن، همه ملت ها و دولت ها به گونه ای به هم وابسته اند؛ اما چرا باید بیشتر رفتار و رویکردهای سیاسی، تلاش های اقتصادی و فنی ما از برنامه های اتمی و نظامی، هوایی و فضایی، نفتی و گازی گرفته تا واردات و صادرات نا متوازن و حتی این روزها ماجرای یک حکم ناشیانه قضایی- بگذریم از نا عادلانه بودن- تا این حد احساسات منفی را در جامعه جهانی و حتی میان ملل مسلمان در پی داشته باشد؟ آیا شایسته است هر روز مورد بازخواست و عقاب و عتاب دوست و دشمن قرار گیریم؟ آیا براستی می پنداریم که همه بد و نادان و بی ایمان و مزدور و یا زورگو هستند؟ آیا این است آن راهی که استقلال و اقتدار ما را تضمین می کند؟ آیا روی پای خود ایستادن و باج ندادن یعنی تنها و بی مهابا خلاف جهت امواج دنیا شنا کنیم و ساز جدا بزنیم؟ آیا عاقلانه است که به هر بها و بهانه ای با قطب های قدرت سرشاخ شویم و در این هماورد جویی ناگزیر گردیم که به هر کس و ناکس آوانس دهیم و برای دشمنی با بزرگتر جیب کوچکتر را پر کنیم؟



باری به خود آییم! صنعت توریسم ما شده است سیاحت و زیارت روزانه مردم ما به عراق، امارات، عربستان، سوریه و ترکیه. در برابر این پول ها که به هر دلیلی خارج می شود؛ چه تعداد توریست و زائر مسلمان و یا شیعه از ایران بازدید می کنند؟ آیا نمی خواهیم فکر کنیم چند در صد از این فراوانی موهبت های توریستی کشورمان بهره می بریم؛ چند در صد از درآمد ملی و به ویژه درآمد مردمان محروم ما در کردستان و بلوچستان و جای جای این کشور از این راه به دست می آید؟ شرم نمی کنیم که با فرار مغزها و نیروهای جوان فرهیخته و کارآزموده که کشور برای آنها بیست، سی سال هزینه کرده، این همه توان و شایستگی به آسانی در اختیار دیگران قرار می گیرد. چه بسیار جوان های ما که به عشق و یا به بهانه تحصیل از کشور می روند و در برابر، به استثنای گروهی طلبه، دانشگاه های ما از فرصت بهره بردن از توان های انسانی و مادی خارجی بی بهره اند. حال در این شرایط بلاتکلیف سرمایه گذاری خارجی که جای خود دارد! چرا باید کشور ما که در چهار راه انرژی جهانی، مبادلات اقتصادی و مواصلاتی قرار گرفته؛ بسیار کمتر از جزیره های کوچک و دورافتاده از فرصت های بی شمار در سطح جهان و منطقه بهره ببرد؟ چرا دبی دبی شد و چرا مردم ما کالاهای ترک را بر فرآورده های ایرانی ترجیح داده و با افتخار می خرند- کالاهای ژاپنی و کره ای به کنار؟ تأسف آنجا است که بازار ما نه تنها از کالاهای مصرفی خارجی از الکترونیکی و میکانیکی، بهداشتی و دارویی، پوشاک و تجملات پر شده که فراآورده های غذایی مانند کره ترکی و گوشت یخ زده برزیلی و میوه های مصری و هندی و پاکستانی و خلاصه بیشتر آنچه که بر دکه های مغازه ها می بینیم محصول خارجی است که بر سر سفره های ما آمده است. آیا پول نفت اینگونه می بایست روی سفره های ما می آمد؟ آیا بخشش پول نفت برای گداپروری کافی نبود که اینگونه آب به آسیاب همه می ریزیم؟ آیا براستی غربی ها، چشم بادمی ها و حالا عرب ها و ترک ها کشور ما را بدون خونریزی اشغال کرده اند؟ راستی که کویر آرزوهای ما خشک و ویران رها شد تا آینده های نا پیدا. وقتی به توهم دشمن تراشی و خودی و ناخودی کردن گرفتاریم و از دگر اندیش و نو گرا بیزاریم، بیگانه و همسایه بیکار نمی نشیند. آنگاه که حریم رأی و حرمت مردم خود را پاس نمی داریم، دیگران را راهزن راهمان می سازیم. چنین است که سبک سری و یاوه سرایی برخی سیاستگذاران تندرو فرصت ها را به باد می دهد تا دیگران آن را بربایند و منفعت ببرند. افسوس که راه باز است تا این نابخردان عوام فریب با فرصت سوزی های پی در پی برای همان - به اصطلاح- دشمنان فرصت سازی کنند. باید خون دل خورد که ترکیه و برزیل و شاید فردا اسرائیل بتوانند با کارت ما بازی کنند و به هزینه ما امتیاز بگیرند. دولت های ابن الوقت هر یک به سودایی برگ ما را بور می زنند. سرگذشت ما با روسیه و چین که اظهر من الشمس است. دیگران هم کم و بیش با ما سودا کردند. برزیل، پس از یک دوره تجربه رشد و موفقیت، با ژست صلح جویانه و معامله گرانه و با مشی جهان محوری و حقوق بشری امیدوار بوده به کمک میانجی گری بین ما و غرب کرسی دائم شورای امنیت را به دست آورد. ترکیه هم با آمیزه ای از ریسک و دیپلماسی با نشان دادن دلسردی از اروپاییان و بکارگیری حربه تهدید به جانبداری از اصولگرایی اسلام انقلابی از نوع ایرانی- فلسطینی می خواسته است غرب را برای پذیرش عضویت در اتحادیه اروپایی ترغیب کند. سخنان پر طمطراق دیوید کامرون در کنار آن نگاه حق به جانب اردوغان دست کم برای ما خوشایند نمی تواند باشد. آیا تل آویو هم به دنبال آن است که هر چه بهینه تر از کارت ما استفاده کند؟



در پایان، مهم تر از وجوب مراقبت از نیت و سیاست بیگانه و همسایه، حمایت و محافظت از همخانه است. کاری نکنیم که در سایه ورشکستگی اقتصادی و اجتماعی با بیشتر شدن فاصله طبقاتی و بالاتر رفتن خط فقر، مردم ما که از آبرومندترین، مهمان نوازترین و خوش خرج ترین مردمان دنیا هستند؛ از سر ناچاری به فساد و دزدی رو آورند. بیماری مزمن بیکاری، ورشکستگی کارخانه ها و کارگاه ها، ناامنی و رکود گیج کننده در بخش کشاورزی، نا مهربانی با میراث باستانی، تباه شدن محیط زیست و طبیعت و بحرانی شدن اکوسیستم که خدا می داند چه مخاطرات جدی را برای نسل فردا ببار خواهد آورد، بی انگیزگی، ناامیدی و بی اعتمادی جوانان ما به فردای پیش رویشان و سرانجام تورم افسار گسیخته و بی پایان، همه و همه چگونه می تواند دلیل قدرت ملی و توان ما برای مدیریت جهانی باشد؟! اما ما ملت، به ویژه نباید فراموش کنیم اگر اقتصاد و سیاست را بتوان در یک نسل سامان داد؛ محیط فکری و فرهنگی و محیط طبیعی و زیستی را نمی توان تا چند نسل درست کرد. این در حالی است که دروغ گویی، موهوم گرایی و بدعت گذاری در جامعه ما نهادینه می شود و سوء استفاده از طبیعت خدادادی و حیثیت و هویت ملی ابزار کار و کارزار عوام فریبان شده است. هیچ جامعه ای بدون بالندگی فکری و فرهنگی و بدون برخورداری از مواهب طبیعی و سرمایه های زیست محیطی نمی تواند پیشرفت کند و در این دنیای پرشتاب سر بجنباند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...