شهریور ۲۰، ۱۳۸۹

محتشمی پور در بیست وششمین نامه به دادستان: تا سایه ستم بر کشور حکمفرماست عید نداریم

امروز: فخرالسادات محتشمی پور بیست و ششمین عریضه خود در را با طعم فطریه منتشر کرد. او در این عریضه با اشاره به فرا رسیدن عید فطر و با تاکید بر اینکه در چنین روز مبارکی خانواده های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰هیچ تماسی از عزیزان اسیر خود نداشته اند خطاب به جعفری دولت آبادی نوشت : "عید شما مبارک آقای دادستان! عید شما که می توانید همه مستحبات را در کنار خانواده انجام دهید و صله رحم کنید و همه ثواب های این روز را یک جا جمع کنید تا بشود ذخیره آخرتتان. ولی یادتان باشد شما که مسئولیت اسرای سبز ما را دارید ولی پاسخگوی ما و آنان نیستید، باعث قطع رحم شده اید. قطع رحم گناه بزرگی است می دانید که؟"

متن کامل ابن عریضه که نسخه ای از آن نیز در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الله اکبر الله اکبر. لا اله الا الله والله اکبر. الله اکبر و لله الحمد. الحمد لله علی ما هدینا و له الشّکر علی ما اولینا

عریضه بیست و ششم در روز عید فطر / فطریه

از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی

به : دادستان تهران

سلام آقای دادستان

عیدتان مبارک. فطرتان فرخنده. همه طاعات و عباداتتان قبول. امروز را می خواستم زبان در کام به گوشه عزلت پناه ببرم. به گوشه ای که هیچ کس و هیچ چیز نباشد و من باشم و خدا و یاد عزیزترین برگزیده زندگیم. صبحگاه نتوانستم کامم را شیرین کنم و نماز عید را هم فرادی خواندم. دلم می خواست به بزرگانی که پایداری شان در راه حق و پشتیبانی و همراهی شان با مردم، عزیزشان کرده سلام عید بگویم اما توفیق حاصل نشد. سلام عید امسال را وقف خانواده های شهدای جنبش سبز و خانواده های زندانیان سیاسی کردم. خواستم بخزم به انزوایی که من باشم و یاد یار اما نشد. نگذاشتند. یاران همیشه همراه مانع شدند و من آن به آن و لحظه به لحظه جوابگوی سلام عید کسانی بودم که دلشان می خواست شادی و شیرینی عیدشان را با ما خانواده های زندانیان سیاسی تقسیم کنند. من امروز در عید فطر، بزرگترین عید مسلمانان شیرین کام نشدم. ما شیرین کام نشدیم آقای دادستان. شما چطور؟ نماز عیدتان قبول. زکاة فطرتان نیز. دادگری و دادستانی و مهربانی هایتان با زندانیان و خانواده هایشان نیز. از شما و دیگر همکارانتان قبول باشد همه این مهربانی ها به بندگان خدا در روز عید! من امروز در هر تماس با همسران آزادگان دربند و در پسِ لرزش صدای هر یک از آنان، خشم خدا را حس می کردم و نفرتی را که فرشتگان تسبیح گوی او در این عیدانه روز از کینه توزی و حقد و حسد بندگان حقیرِ رب عزیز دارند. آدم هایی که برای امتحان، دو روزی مسندی یافته اند و به جای حمد خدای و خدمت خلق، خود را گم کرده اند و خدایشان را فراموش کرده اند و ...

امروز عید بزرگ مسلمانان بود و هیچ تلفنی در خانه های ما زنگ نخورد که نوید شنیدن صدای یار داشته باشد. ما، نوری زادها و تاجزاده ها و اسرای سبز بند ۳۵۰ که دارند تاوان مقابله با گردن کشی قلدران را می دهند. نه فقط خودشان بلکه فرزندان خردسال و والدین کهنسال و همسران خسته از ستمشان نیز. همه دارند تاوان می دهند. همه داریم تاوان می دهیم. ما و آزادگان دربندمان و بستگان و دوستان و همراهانمان که لبشان به خنده باز نمی شود تا سرور واقعی به دل های ما باز نگردد.

به شما شادباش می گویم آقای دادستان! شما که صبحگاه کامتان را از باب استحباب شیرین کردید و نماز عید را به جماعت برگزار کردید و زکاتتان را پرداختید و چه نیکو حالی با اقامه صلوة و ایتاء زکاة پیدا می کند بنده مؤمن خدا که از فحشا و منکر باز داشته می شود. خداوند همه ما نمازگزاران و زکات دهندگان را در سلک بندگان نیکوکارش قرار دهد و عباداتمان را قبول کند به کرم و رحمتش انشاء الله. به شما شادباش می گویم و به خانواده تان که شما را در روز عید در کنار خود دارند و آرامش دارند و شاکر خدای رحمان و رحیم هستند. فرزندان ما اما آرامششان دزدیده شده و بیش از یک سال است که نبض زندگیشان تند می زند و خواب هایشان پریشان است و لحظه هایشان به انتظار می گذرد. زنگ تلفن آنان را از جا می پراند به امید شنیدن صدای پدر ولی شما این کمترین را نیز از آنان دریغ کرده اید و با این همه آنان شاکر خدای قهار و علیم هستند و راضی به رضای او. ما فرزندانمان را خداشناس بارآورده ایم و ناامیدی شان را برنمی تابیم چون خدایشان امر به امید داده و آنان را به صبر و تسلیم در برابر اراده الهی می خوانیم و آنان صبر می کنند و در نجواهای شب و روزشان با خدایی که عاشق است و معشوق راز دل می گویند. و خدا آن ها را می شنود.

عید شما مبارک آقای دادستان

عید شما که می توانید همه مستحبات را در کنار خانواده انجام دهید و صله رحم کنید و همه ثواب های این روز را یک جا جمع کنید تا بشود ذخیره آخرتتان. ولی یادتان باشد شما که مسئولیت اسرای سبز ما را دارید ولی پاسخگوی ما و آنان نیستید، باعث قطع رحم شده اید. قطع رحم گناه بزرگی است می دانید که؟ چون خداوند دوست دارد بندگانش با هم انس و الفت داشته باشند. خانواده های مستحکم داشته باشند. ارتباطات محکم داشته باشند برای همین به آنان می فرماید: «اصبروا و صابروا و رابطوا» خداوند خانواده های سرد و جوامع از هم گسیخته را دوست ندارد. جمع را دوست دارد و جماعت را و روابط گرم بین انسان ها را که از خانواده آغاز می شود و به جامعه می رسد و در مقابل، شیطان عاشق روابط گسسته و عشق های مرده و خانه های سرد است. عاشق «من» است در مقابل «ما». حالا شما که دادستانید و قاضی هستید و مؤنید و مسلمان، شما چرا مانع روابط گرم خانواده ها می شوید و خدای ناکرده از هم گسستن آن ها؟ حالا حقوق بشر به کنار، مگر می شود مسلمان بود و مؤمن بود و ارتباطات خانوادگی را اینطور سهل و آسان از هم گسست. آه من چه می گویم. چه می گویم؟ می گویم چرا اجازه نمی دهید عزیزان ما با تماس تلفنی با خانواده لااقل از طریق این سیم های بی زبان و بی روح به هم متصل شوند و گرما و امید را به فرزندان و همسران و پدرو مادرهاشان ارزانی دارند؟ روز عید چرا این ارتباط را از آنان دریغ کردید؟ چرا از دادن حداقل ها آن هم در بزرگترین عید مسلمین،دریغ می ورزید. عید بزرگی که می خواستند با سه روز تعطیلی اهمیتش را نشان دهند و وقت ها برای آن صرف کردند و عاقبت مثل همیشه به دلخواه عمل شد نه قانون!مردان و زنانی در این عید بزرگ برای حق گویی به دست برادران هم کیش و هم وطن خود از جشن عید بازماندند وکسی ککش هم نگزید و حالا اشک تمساح این سخت دلان نازک گوی برای اسرای مسلمین و آزار آنان توسط اسرائیلی ها در خانه همسایه چقدر مضحک است. مصداق یک بام و دو هوا؟ مصداق چراغ روا شده به مسجد در اوج تاریکی خانه. واقعا شرم آور است که این وسواسان خنّاس که در خانه خود هنری جز سست کردن بنیان خانواده ندارند خانه همسایه را می پایند که مبادا جراحتی بر روحی بنشیند و اینان را نیز متألم سازد؟ تألم دل های سخت. شعبده های مکرر تبلیغات چی های فریبکار.

آفای دادستان

شما خود مستحضرید که دستگاه های تبلیغی کودتا همّ خود را مصروف به اتمام رساندن پروژه رسوا و ناکام خویش کرده اند و لابد قرار نیست دستگاه قضاء در این مقطع مانند روزهای پس از انتخابات، روزهای طلایی بیداد دادستان کودتا، تسلیم اوامر کودتاگران باشد. پس این گونه فشارها و تضییق ها و استنکاف از دادن حقوق زندانیان و خانواده هایشان برای چیست؟

آقای دادستان

من به شما عیدتان را تبریک می گویم و متأسفم که بچه های مسلمان ما نه در کشورهای همسایه بله همین جا، در همین کشوری که قرار بود ام القرای مسلمین باشد، براثر ستم هم کیشان، در این عید، لبشان به خنده باز نشد. شما جشن بگیرید و شادمانی کنید و بدانید که اشک چشم فرزندان زندانیان بی گناه برای همیشه نان خورش سفره های ستمکاران است. و آه مادران و پدران پیر آنان تا ابد در گوش آنان خواهد پیچید و خواب آرام را از آنان خواهد گرفت. فرزندان ما دیگر برای شناخت ظالم صفحات تاریخ را ورق نمی زنند. این کتاب یک صفحه گشاده دارد که آن به آن بر آن تصویر می شود و چهره کریه ستم از میان سطور و واژه های کج و معوج جلوه گری می کند. عجوزه زشت بدکاری که پلشتی را با خود در گستره این صفحه گشاده می پراکند و هم زمان منادیان حق و راستی عطر خوش ایمان و امید را بر آن صفحه جاری می کنند و رنگین کمانی دل انگیز را تصویر می کنند که هر صاحب دلی رنگ دلخواه خود را در آن خواهد یافت.

ما خانواده های زندانیان سیاسی امسال هم عید نداشتیم و تا روزی که سایه شوم و منحوس ستم بر کشورمان حکمفرماست عید نداریم و منتظر می مانیم که خداوند وعده مان به صبح داده است «الیس صبح بقریب؟»

۱ نظر:

  1. khnoom aziz :salam bar shoma va hamsare grametan.eide shoma mobarak bashad.shoma keh ba shojaat sineh dar moghabel setamkaran va saffakan tarikh separ kardeh va tahammoleh tamam in sakhtiha safahateh tarikhe Iranzamin ra zarandood mikonid.man sare tazim dar moghabel paydari shoma foorood avardeh va barayeh shoma ezzat va bar daro dasteyeh koodetachian zellat arezoo daram.

    پاسخ دادنحذف

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...