شهریور ۲۲، ۱۳۸۹

کبر عامل نابسامانی های اجتماعی

روز جمعه اول شوال 1431 قمری، موافق با 19 شهریور 1389، دکتر سید علی اصغر غروی، نماز عید مبارک فطر را در حومۀ اصفهان اقامه نمود. وی پس از مقدمه‌یی کوتاه در خصوص ضرورت ایجاد تحول در نفسانیات انسانها به بیان بخشی از کلمات مولی امیرالمؤمنین علیه السلام پرداخت که خلاصۀ آن ذیلاً درج می‌گردد.

پس از حمد و ثنای الهی و درود و صلوات بر خاتم انبیاء و دعوت خودم و شما به پرهیز از معصیت الهی و ورود به دایره تقوی و رحمت خداوندی خوشحالم که بار دیگر خداوند این توفیق را نصیب من گردانیده است که تبریک این روز بزرگ را خدمت شما عرض کنم و باز هم از درگاه لایزال و پر رحمت او بخواهم که این ملت را از این مصیبت ها و آشوب هایی که دچارش شده است نجات دهد ان شاء الله.

یکی از مسائل مهم، که قرآن هم بر آن تأکید کرده، این است که هر انسانی، در هر وضعی که قرار دارد، ناشی از عملکرد خود او است، و تا اخلاق، روش و عمل او عوض نشود، آن وضع تغییر پیدا نمی‌کند. آیات زیادی هست از جمله این آیه مشهور «إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ»(رعد11)، خدا وضع هیچ مردمی را تغییر نمی‌دهد مگر اینکه خودشان را تغییر دهند پس اگر این اجتماعات و استماع مسائل دین، این اثر را نداشته و تغییر دهنده نفوس نباشد، مفید فایده نیست. حال اگر ما بنشینیم و عبادتی انجام دهیم و برویم و کاری نکنیم بی‌اثر است . صرفاً به این جهت که ما نشستیم و ذکری گفتیم خداوند ایجاد تغییری در وضع ما نمی‌کند. پس این نشستن و گوش دادن و نماز بپاداشتن باید این نتیجه را داشته باشد که مبانی سعادت را بفهمیم و ایمان بیاوریم که ما در روی کرۀ زمین زندگی می‌کنیم، ولی تقریباً تمامی عالم و کرات دیگر در خدمت ما هستند.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

انبیاء هم آمدند تا بشر را از غفلت نجات دهند. ما غافلیم! «أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ»(اعراف179)! غفلت کرده‌ایم از این که نظام عالم خدشه ناپذیر است. «وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ»(یونس92). و نیز غافل شده‌ایم از اینکه آثار عمل ما حتماً به سوی ما باز می‌گردد.

این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا

تمام عملکرد ما به سوی خود ما باز می‌گردد. هیچ یک از ما هم نمی‌توانیم و حق نداریم خودمان را مستثنی کنیم و بگوییم جزء این قافله نیستم! همۀ ما باید عمل خود، نفسانیات خود و خلقیات خود را بررسی کنیم و ببینیم اثر و بازتاب عملکرد و اخلاق ما در جامعه چیست؟ در خانواده چیست؟ و روی خود ما چه اثری دارد؟! انبیاء الهی نیامده‌اند که یک سلسله عبادات را برای مردم بیاورند و بگویند که شما این عبادت ها را انجام دهید، بی آنکه کار عملی و مثبتی بکنید! صرف عبادت مفید فائده نیست.

کار دیگری که انبیاء کرده‌اند و تمامی آن در قرآن منعکس است، چون قرآن سرگزشت همه انبیاء را ذکر می‌کند، این است که بگویند خالق گیتی می‌گوید: ما این عالم را بر اساس یک نظام ثابت آفریده‌ایم! و اگر شما در این چارچوب حرکت کنید، آثار رحمت ما، مغفرت ما، دهش ما، عطاء ما، و بهشت ما نصیب شما خواهد شد. و اگر خارج از این نظام حرکت کنید، هر گونه اعتقادی که داشته باشید، حتی پیامبر خدا باشید، بی آنکه در دائره نظام حرکت کنید، به نتیجۀ مطلوب نمی‌رسید! پس بر هیچ ذکری هیچ ثوابی مترتب نیست مگر آن که عمل دنبال آن باشد. ما باید به این اصل ایمان بیاوریم. «وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»(توبه105)، هم خدا، هم رسول و هم مؤمنان نگاهشان به عمل شماست.

مولی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بعد از پیامبر اسلام و دیگر انبیاء الهی، شاید تنها کسی است که در چارچوب نظام عالم حرکت کرده است و از این جهت گفته های او برای ما بسیار مهم و رفتار او الگو است!

حال اگر یک نگاه اجمالی بیافکنیم به زمانی که پیامبر اسلام مبعوث شده است، به نتایج خوبی می‌رسیم. ایران بزرگترین قدرت سیاسی در آن زمان است. تقریباً نزدیک به نصف از نیم کرۀ شمالی، ایران است ولی زبانی به اسم زبان فارسی وجود فرهنگی ندارد، ادبیاتی به اسم ادبیات فارسی وجود ندارد. در زمان ساسانیان هیچ کتاب و شعر و مکتوبی به زبان دری یا پهلوی یا فارسی است، هیچ محصول فرهنگی نیست. پس کاری نکرده‌اند که تولید یک فرهنگ بکنند. اروپایی هم که اصلاً نبود، در منطقۀ انطاکیه، زبان عبری است که ادبیات مختصری دارد. ولی ادبیات عرب قبل از اسلام را ببینید چه همه شعر و مکتوب بجای گزاشته است! چقدر قوی است و از نظر ساختار لغت و استحکام و مفاهیم متشابه عالی، بسیار توانمند است، و اکنون قرآن همۀ این ادبیات را به زمین زده است! بعد از قرآن چه فرهنگ عظیمی پدیدار گشته، چه همه فیلسوف از خدا صحبت کرده‌اند، و قرآن مردم را به این عرصه کشانید که راجع به قرآن، بعثت و وحی صحبت کنند. ما اهل زبان عربی نیستیم وگرنه به خوبی درک می‌کردیم که اعجاز قرآن تنها اعجاز بلاغت و فصاحت نیست! بلکه اعجازش در این است که توانست مردم جاهل را به راه ادب و اخلاق و تفکر و اندیشه بکشاند!! امیرالمؤمنین علیه السلام کسی است که در این ساختار فکری حرکت کرده و حاضر نشده است برای حفظ جان خود مصلحت اندیشی کند و پیوسته بر مُرّ کتاب خدا عمل کرده است.

دکتر غروی پس از بیان این مقدمه به توضیح قسمتی از خطبه قاصعه پرداخت که یکی از خطب طولانی در نهج البلاغه است (192)، وی تفسیر خطبه را از این عبارت مولی علیه السلام شروع کرد که می‌فرماید «الله الله فی عاجل البغی....» و به این عبارت امیرالمؤمنین خاتمه داد «فتعصبوا لخلال الحمد ... و الوفاء بالذمام».

وی در توضیح این عبارت گفت: مولی علیه السلام ما را از تجاوزی که امروز می‌کنیم و در دوردست سزای وخیم آن را می‌بینیم باز می‌دارد. و دوم چیز که ما را از آن منع می‌کند کبر است که دام بزرگ ابلیس و کید کبیر او است که همانند زهر وجود انسان را، چه عالِم و چه جاهل، خرد می‌گیرد.

سوم چیز، این است که خداوند به نماز ها و زکاة ها و روزه، بندگانش را از گناه حفظ کرده و آنها را به عرصۀ آرامش و خشوع و تذلیل نفوس هدایت فرموده و کبر و خودخواهی را از ایشان دور کرده است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به ترجمه قسمت پایانی خطبه قاصعه پرداخت که مولی امیرالمؤمنین از چگونگی قرابت خود با پیامبر(ص) سخن می‌گوید:

من در کوچکی سینه‌های عرب را بر زمین زده‌ام. من شاخ های اقوام بزرگ عرب مثل ربیعه و مُضَر را درهم شکسته‌ام. شما جایگاه مرا در کنار رسول خدا (ص) می‌دانید که چقدر، از نظر خویشاوندی و جایگاه ویژه، به پیامبر نزدیک بودم. مرا در دامان خود بزرگ کرد و پیوسته به سینۀ خود می‌چسبانید. در جایگاه خود می‌خوابانید و بدنش را به بدن من می‌چسبانید و بوی خوش خود را به مشامم می‌رسانید. و من، مثل بچه شتری که دنبال مادرش می‌دود، پیوسته دنبال او می‌دویدم. هر روز یک قاعدۀ اخلاقی از خودش به من آموزش می‌داد و از من می خواست انجام دهم و هر سال، مدتی را که در حراء مجاور می‌شد، فقط من بودم که او را می‌دیدم و هیچ کس در این مدت او را نمی‌دید. هیچ اتاقی نبود که پیامبر و خدیجه در آن باشند و من سومی نباشم. من پیوسته شاهد نور وحی رسالت بودم و بوی آن به مشامم می‌رسید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...