شهریور ۲۶، ۱۳۸۹

حمیدرضا جلایی پور:اقتدارگرایان بی تدبیر جلوی رشد و پیشرفت کشور را گرفته اند

امروز: جلایی‌پور معتقد است: حکومت‌های دموکراتیک جنبشها را فرصت محسوب می کنند و نه تهدید، چون در این نوع حکمرانی، اصل بر این است ک معضلات و شکاف های جامعه دیده شود و راهی برای آن جست و جو گردد نه اینکه سرکوب گردیده و به بخش پنهان جامعه فرستاده شود. ولی در حکمرانی‌های غیردموکراتیک، به جنبش‌ها به چشم تهدید نگریسته می‌شود و لذا جنبش‌ها به علل دیگری از جمله ضعف حکومت بروز می‌کند.

به گزارش وبسایت رسمی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی، حمیدرضا جلایی‌پور دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با حضور در اردوی تشکیلاتی این انجمن اسلامی گفت: فقط به درس پرداختن از دانشجو یک موجود بروکراتیک بی روح می سازد و بالعکس پرداختن فقط به فعالیت مدنی نیز روشن اندیشی و آگاهی موثر را از جامعه می گیرد.

وی با ارائه تعریفی از جنبش‌های اجتماعی گفت: به اختصار آن حرکت جمعی است که در جامعه توسط عده ی زیادی بدون هماهنگی قبلی به تدریج به دنبال هدفی مشترک یا برای جلوگیری از تحقق یک هدف در جامعه شکل می گیرد. بسته به نوع هدف، ماهیت جنبش ها متفاوت می شود. جنبش های جمعی یک حرکت جمعی اند، اما حرکت حزبی نیستند. فرق جنبش و احزاب این است که عضویت در حزب مقدمات و سلسله مراتب دارد، اما ساخت روابط در جنبشها به قول جامعه شناسان آن ژله ای تر است. جنبش ها در عین اجتماعی بودن، خیلی بروکراتیک نیستند و به همین علت می توانند وسیع باشند. بنابراین همیشگی نیستند، اما احزاب محدودتر و و در عین حال پایدارتر اند. چون جنبش ها در صورت دست یابی به اهداف خود، دیگر پایدار نخواهند بود. جنبش ها در عین حال هرج و مرج هم نیستند و در واقع جنبش با شورش متفاوت اند. در تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران اعتراض بسیار بوده است، اما ظهور جنبشها بیشتر در صد سال رخداده است؛ یکی از دلایل آن آزادی فردی و به زبان فلسفی احساس فاعلیت انسان ها نسبت به خودشان است.

استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ادامه تصریح کرد: جنبش های اجتماعی به رغم تنوع و گوناگونی، دارای چهار ویژگی هستند و هر چهار ویژگی با هم و به حالت تراکمی در شکل گیری این جنبش ها تاثیر دارند. اولین ویژگی این که رخداد جنبش های اجتماعی معلول نارضایتی اجتماعی بوده و شکل گیری آن ها حول محور شکاف های اجتماعی است؛ در ایران شکاف های نابرابری اقتصادی، نابرابری سیاسی یا شکاف دولت و ملت، نابرابری جنسیتی، شکاف مرکز- پیرامون، شکاف قومی و... را می توان مثال زد. دومین ویژگی این است که جنبش ها زمانی شکل می گیرند که گفتارهای منسجم داشته باشند. به قول جامعه شناسان متعارف برخوردار از ایدئولوژی یا به قول جامعه شناسان متاخر بهره مند از گفتمانهای آگاهی بخش و هویت بخش داشته باشند.

وی افزود: همین ویژگی است که جنبش ها را از شورش ها جدا می کند، اگر به تجربه جنبش های اجتماعی دوره اخیر در همه جوامع نگاه کنیم، می بینیم که گفتمانهای لیبرالیستی، سوسیالیستی، ناسیونالیستی و گفتمان ادیان سیاسی را می توان در این جنبشها جست و جو کرد، ولی شورشها و اعتراضات فاقد گفتمانهای منقح و روشن هستند. لزوما با نارضایتی صرف جنبشی شکل نمی گیرد، بلکه آگاهی افراد از وضعیت خویش و تلاش برای برون رفت از این وضع است که در شکل گیری جنبش موثر است. ویژگی سوم این که ممکن است نارضایتی باشد، گفتمان های آگاهی بخش هم باشند اما جنبش زمانی شکل می گیرد که سازماندهی هم شده باشد و رهبری داشته باشد. ویژگی چهارم این است که با وجود ویژگی های قبل، تنها زمانی که امکان اعتراض و دیده شدن وجود داشته باشد، می توان از ظهور جنبشها سخن گفت. چون شکاف های اجتماعی در اغلب جوامع وجود دارد، اما زمانی که شکافها به سطح اعتراض می رسد، همه متوجه رخداد جنبش در جامعه می شوند.

جلایی‌پور ادامه داد: این که در چه شرایطی، امکان بروز جنبشها وجود دارد، دارای علل مختلفی است. حکومت های دموکراتیک جنبشها را فرصت محسوب می کنند و نه تهدید، چون در این نوع حکمرانی، اصل بر این است ک معضلات و شکاف های جامعه دیده شود و راهی برای آن جست و جو گردد نه اینکه سرکوب گردیده و به بخش پنهان جامعه فرستاده شود. و لی در حکمرانی های غیر دموکرتیک، به جنبشها به چشم تهدید نگریسته می شود و لذا جنبش ها به علل دیگری از جمله ضعف حکومت بروز می کند.

وی تاکید کرد: به طور کلی حتی می توان گفت، جوامعی که از حکمرانی دموکراتیک برخوردار نیستند، جامعه در دو وضع قرار می گیرد، وضع آشکار که در آن همه چیز رو به راه است و وضع پنهان که در آن جامعه با شکافهای خویش دست و پنجه نرم می کند. به همین دلیل جوامع غیر دموکراتیک غیر قابل پیش بینی تر بوده و با جنبش های غیر منتظره همراه اند. مثلا حکومت انتخاباتی با شکوه برگزار می کند، اما ناگهان بزرگترین جنبش مدنی آغاز قرن ۲۱، در آن کشور به وجود می آید. به عبارت دیگر هرچه فاصله بخش پنهان جامعه از بخش آشکار آن کمتر باشد، جامعه سامان مند تر و قابل پیش بینی تر گشته و حکمرانی در آن کم هزینه تر می شود و جنبش های اجتماعی در آن فرصت تلقی خواهند شد. رهبران جنبشهای اجتماعی در کنار مسئولان حکومتی به مذاکره و گفت و گو می نشینند و حکومت به اعترافات تلویزیونی سران جنبشها نیازی ندارد.

این جامعه شناس در ادامه با تقسیم جنبش های اجتماعی به دو دسته متعارف و متاخر افزود : جامعه شناسان نمونه تیپیکِ جنبش های متعارف را جنبش کارگری گرفته اند و به عنوان نمونه در جنبش های جدید از جنبش های دانشجویی و زنان سخن گفته اند. دسته بندی دیگر تقسیم بندی جنبش ها به دو دسته انقلابی یا اصلاحی است. جنبش های انقلابی، در اثر افتادن چند شکاف بر روی هم در جامعه به وجود می آیند. انقلابیون گفتمان خود را حق مطلق دانسته و در پی اجرای آن هستند. در حالی که در جنبش های اصلاحی، کنشگران خود معتقدند که بسیاری از موارد را نمی دانند و لذا قائل به گفت و گو بر سر مسائل مختلف هستند. بحث رهبری در جنبش های انقلابی بسیار مهم است، چون در فرآیند انقلاب جان مردم در خطر است. در مقابل، جنبش های اصلاحی مسالمت آمیز، متکی به آرای مختلف، هستند و در آنها وفاق جمعی اهمیت به سزایی دارد نه حقانیت بی چون و چرای یک گفتمان.

جلایی پور با اشاره به اهداف جنبش ها گفت: هدف جنبش های متعارف یا قدیم کنترل دولت است، در حالی که درجنبش های جدید هدف، پویایی و زنده بودن جامعه مدنی است و به این معنا جنبشهای جدید سیاسی نیستند. دشمن اصلی جنبشِ متعارف، سرمایه داری رها شده است و در جنبش های جدید، دشمن اصلی، گستردگی بروکراتیک و اداری و قول هابرماس سیطره سازمان های دولتی بر سپهر همه عرصه های زندگی است که جهان زندگی ما را سرد و استعمار کرده است می باشد. جنبش های متعارف در درجه اول سیاسی اند، اما جنبش های جدید در وهله اول فرهنگی- اجتماعی هستند و از این طریق روی سیاست تاثیر می گذارند. به قول اینگلهارت جنبش های جدید، جنبش شیوه های جدید زندگی است. جنبش های قدیم مسائل و نیازمندی های اولیه و مادی زندگی بشر را پیگیری می کنند، اما جنبش های جدید از محتوای اخلاقی برخوردار بوده و به کیفیت زندگی بشر، کرامت انسانی و به قول اینگلهارت ابعاد فرامادی زندگی بشر می پردازند. لذا ابعاد مادی زندگی افراد معترض در جنبشهای جدید، حل شده است و آنها ب دنبال خواسته هایی کیفی هستند.

دانشیار دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران ادامه داد: به این معنا به میزانی که در جامعه جدید نیازهای مادی برطرف می شود، جامعه مستعد جنبش می گردد، اما نه جنبشهای متعارف و مادی بلکه جنبشهای اخلاقی-کیفی. به همین دلیل جنبشهای کیفی علامت زنده بودن جامعه اند و نه مرده بودن آن. سازماندهی در جنبش های کلاسیک متمرکز و عمودی است، اما در جنبش های جدید شبکه ای و افقی است. تاکتیک ها در جنبش های کلاسیک کمپین های انتخاباتی و اعتصابی است، اما در جنبش های جدید اعتراضات متفرق، نمادین، اخیرا بسیار مجازی و تقریبا غیرقابل کنترل است.

جلایی پور با اشاره به وضعیت ایران تصریح کرد: در۱۵۰سال اخیر که کشور ما در معرض امواج نوسازی قرار گرفته (گسترش سوادآموزی، بهداشت و درمان، سازمانهای بوروکراتیک، شهرها، روابط بازاری-تجاری-پولی، اقتصاد صنعتی و...) و به همان میزان با جنبش های اجتماعی همراه شده است و یکی از پویا ترین جوامع منطقه بوده است. جنبش تنباکو، نهضت مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران، انقلاب اسلامی، جنبش اصلاحات و جنبش اخیر مردم، جنبشهای فراگیر و ملی بوده اند و البته جنبشهای منطقه ای نظیر جنبش جنگل، جنبش دلیران تنگستان و جنبشهای اقشاری مثل جنبش دانشجویی، جنبش زنان، جنبش کارگران و جنبشهای قومی نیز وجود داشته است.

وی تاکید کرد: هم اکنون در جامعه ایران ما شاهد دو جنبش کلان هستیم. یکی جنبش مردمی، اسلامی، ضد آمریکایی که ریشه در انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس داشته و اکنون اتکای زیادی به دولت و امکانات دولتی داردو دیگری جنبش مردم سالاری است که بر امکانات جامعه متکی است و البته چندین جنبش اقشاری و خرد اجتماعی که همه ۴ ویژگی جنبشها را ندارند، اما همگی زمینه های جنبشی دارند، مثل جنبش دانشجویی، جنبش زنان، سندیکالیزم کارگری، پویشهای محرومان اداری، پویش ایرانیان خارج از کشور و پویشهای قومی در آذربایجان و کردستان که بخشی از آنها متاسفانه به گفتمانهای خشونت آمیز روسی آورده اند مثل سلفیه در بلوچستان.

جلایی‌پور گفت: جنبش مردم سالارانه گرچه مهار شده اما سرکوب نشده و تصور غلطی است که این جنبش برچیده شده است. در جنبش های فراگیر نفس اتفاق افتادن این جنبش مفید است و اصلا جامعه ای که به مرحله تولید جنبش اجتماعی می رسد توانا است، هر چند پیروز نشود. در برابر این جنبش ها، سه راه مواجهه وجود دارد. مدنی ترین راه، پاسخ به مطالبات و برخورد دموکراتیک است چرا که پتانسیل بی ثباتی سیاسی را از جامعه می گیرد و پویایی و نشاط به جامعه می دهد و ناکام ترین راه در بلند مدت سرکوب جنبشها است، چون آنها را رادیکالتر می کند، مثل سرکوب جنبش ۱۵ خرداد توسط رژیم پهلوی که جنبش اعتراضی ایران در آن مقطع را به جنبشی انقلابی بدل کرد.

این جامعه‌شناس افزود: راهکار سوم مهار جنبش است که مهمترین ضرر آن به تاخیر افکندن رشد جامعه است. کسانی که به فکر رشد و پیشرفت جامعه هستند باید مطالبات این جنبشها را جدی بگیرند . معنای این حرف این است که با تحقق مطالبات جنبشهای ملی، دولتها موفق می شوند جامعه را در خدمت پیشرفت کشور قرار دهند. اما الان متاسفانه جامعه ما در این وضعیت است که اقتدارگرایان بی تدبیر جلوی رشد و پیشرفت کشور را با مهار جنبش مردم سالارانه گرفته اند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...