شهریور ۲۳، ۱۳۸۹

برای اسیرانی که جرمشان پیروی از علی بود

رمضانی دیگر هم گذشت . روزهای مبارک و شب های پر فیض این ماه نیز خود حکایتی مفصل است و هر لحظه اش حدیثی مطول.

شب های قدر را پشت سر گذاشتیم که از هزار ماه برتر است و در آن شب ، تقدیر مخلوقات و کائنات رقم میخورد و سرنوشت هر سال از سر نوشته میشود .

خوشا به حال آنان که قدر مقدر خویش را به نیکی شناخته و از نعمتهای خداوند برای رسیدن به او که کمال مطلق و عدالت محض است استفاده میکنند و چه منکوب ، آنان که چاه را به جای راه انتخاب کردند و با خیال باطل خویش ، ره می پیمایند .

آنان که به راز ضربت خوردن و شهادت علی(ع) در شب نزول قرآن پی نبردند و به جای قرآن ناطق و میزان قسط و داد ، قرآن صامت را که بر سر نیزه ها بود برگزیدند و نفهمیدند چرا خداوند خانه اش را برای ولادت او گشود و شهادتش را در چنین شبی قرار داد .

شبی که شب نزول قرآن است و عروج قرآن . آن چه فرود آمد و نازل شد قرآن صامت بود و آن چه بالا رفت و به رستگاری رسید ، قرآن ناطق .

چه بی شرم مردمی بودند آنان که با دنائت تمام ، اذهان عموم را نسبت به ایشان بدبین ساخته و سپس خنجر کینه و فتنه را بر تارک مبارک وی فرود آوردند .

در شگفتم از آنان که با او زیستند و در اوج نیاز ، دستهای امدادگرش را دیدند و او را نشناختند و تنها هنگامی که در محراب عبادت مضروب شد ، درمانده از جهالت خود نالیدند که مگر علی نماز هم میخواند ؟!

چه قدرتمند بود امیر مؤمنان آنگاه که ظلم را برنمی تابید و چون شیر بر ستمگران میغرید و حتی برگرفتن خلخال از پای زنی یهودی را تاب نمی آورد و چه فروتن ، آن زمانی که بیوه شکوه گر را با یتیمانش یاری میرساند و با آتش تنور ، سوزانندگی آتش جهنم را بر خود نهیب می زد که مبادا در زمان حکومتش حقی تضییع شود و او را از معبودش جدا سازد .

عجیب نیست که اگر کسی همان یک شب را درک کند گوئی هزار ماه را عبادت کرده و روزه دار واقعی بوده است و پس از یک ماه خودداری از هوای نفس و درک این شب عظیم و منزلت قرآن ، هم صامت و هم ناطق ، حال میتواند جشن بگیرد و افطار کند .

اینک عید فطری دیگر نیز فرا رسید و باز خاطره های سال گذشته برایم پررنگ شد . یاد اسیران آزاده ای که تنها جرمشان حق خواهی و پیروی از مسلک علی(ع) بوده و اعیاد و مناسبت های زیادی را در خلوت خویش در پشت میله ها و محروم از دیدار عزیزان سپری میکنند .

چشمانم ناشکیبا میگرید و هر قطره اش در لغزش خود فریاد میزند : "اللهم اهل الکبریاء والعظمه و اهل الجود و الجبروت ..."

خدایا صبوری ات را شکر که اگر تو نیز مانند آفریدگانت تاب نمی آوردی و هر ظلم را در هر لحظه پاسخ میگفتی ، دیگر جائی برای پشیمانی و بازگشت آنان نبود .

پس به حق روزها و شب های عزیزی که خودت قرار داده ای و به حق جلال و جبروتت ما را شایسته نعمتهایت قرار ده و گنهکاران و ستمکاران را چنانچه بر گناه خویش اصرار نمی ورزند مشمول مغفرت گردان و آنان را که مصرانه بر دستاویز قرار دادن دین و قرآن تو مداومت دارند، هدایت فرما . آمــــــــــــین .



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...