امروز: فخرالسادات محتشمی پور در بیست و دومین نامه خود به دادستان تهران، ضمن شکوایه نسبت به شرایط غیرقانونی نگهداری زندانیان سیاسی، از تماس تلفنی یکشنبه شب همسرش، مصطفی تاج زاده که همچنان در قرنطینه زندان به سر می برد خبر داد.
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم اجعل سعیی فیه مشکوراً و ذنبی فیه مغفوراً و عملی فیه مقبولاً و عیبی فیه مستوراً. یا اسمع السامعین.
عریضه بیست و دوم در بیست و ششم رمضان المبارک
از: همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت از کودتاگران نظامی
به: دادستان تهران
سلام آقای دادستان
روز دوشنبۀ آخر ماه رمضان است. این ضیافت دارد به پایان می رسد. و ما خاشعانه از پروردگار رمضان تمنای سعی مشکور و ذنب مغفور و عمل مقبول و عیب مستور داریم از او که بهترین شنوندگان است. از او که برای شنیدن خط کشی و حد و مرز و خط قرمز و خودی و غیرخودی و بی خودی ندارد. برای او که انسان ها را از زن و مرد برابر آفرید و آنان را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار داد تا از یکدیگر تشخیص داده شوند و ملاک برتری را فقط و فقط تقوا دانست. تقوا. خویشتنداری و پرهیز از گناه. خداوندا تو خود شاهدی که ما نه از سر عناد و لجاجت بلکه از سر اشتباه و غفلت بر خویشتن خویش ستم روا داشتیم پس به بزرگی و کرمت در این آخرین روزهای ماه خودت، ما را مشمول رحمت و غفرانت بنما. و خود می دانی که ما بندگان ضعیف تو در اشتیاق قربتت سعی و کوشش نمودیم پس از ما قبول بفرما و همچون گذشته پرده استتار بر عیوب ما بکش و به ما توفیق جبران خطاهایمان را مرحمت فرما یا اسمع السامعین. پروردگارا تو خوب شنونده ای هستی وقتی که بندگان ضعیف و حقیر برکشیده به ناحقت مقام عبودیتشان را فراموش می کنند و مست قدرت ادعای بزرگی و جلالت می کنند و بندگان تو را به اظهار ندامت از جرایم ناکرده و خطاهای موهوم وادار می کنند. و خوب شنونده ای هستی وقتی که در شب و روز ستم، مظلومان بی پناه تو را در خفا و علن، فردی و جمعی می خوانند. و خوب شنونده ای هستی وقتی که بندگان رنج کشیده و مصیبت دیده ات در واکنش به عاصیان مدعی مسلمانی طلب و تمنایشان را حتی از تو پنهان می کنند و تو راز دل آن ها را می شنوی. همان رازی که در هزارتوی فلب انسان خودش را مخفی کرده تا به همه بگوید من با خدایم قهرم. و تو آن بالا به این واکنش کودکانه بنده ات می خندی و آغوشت را برایش بازتر و بازتر می کنی. خدایا ای ابصرالناظرین تو چیزهایی را در آن دخمه های هول انگیز دیدی که هیچ کس ندید . و آن گاه که بندگان سیاه دل تو ننگین ترین اعمال غیرانسانی را انجام دادند، فراموششان شده بود که عالم محضر خداست، تو بودی و دیدی و باز هم فرصت و مجال دادی برای بازگشت. تو بودی و دیدی و آن دیگر بنده مظلوم و بی پناهت را نیز فرصت و مجال دادی برای رشد و علو روح و بدین سان این پارادوکس همیشگی حیات دنیوی، یعنی حرکت میان عالم علیا و سفلی در عالی ترین مرتبه اش تکرار شد: عده ای اوج گرفتند و به خواست تو در مقام عزّت نشستند و عده ای دیگر مصداق «کالانعام بل هم اضلّ» شدند. بیچارگان سفلۀ دین به دنیای دیگران فروخته. پروردگارا تو را به همه عزیزان درگاهت سوگند ما را در این وانفسای ضلالت و گمراهی لختی به خود وامگذار.
آقای دادستان
من اینک در مقام یک بنده شاکر خدا با شما سخن می گویم . دیشب در شامگاه بیست و پنجم ماه مبارک رمضان وقتی در جایی که خاطرات شیرین حضور همسرم را، هرچند در دوره نقاهت بعد از جراحی، با حسرت و آه مرور می کردم، ناگهان یک تماس از شماره ای ناشناس ارتباط ما را با یکدیگر برقرار کرد. قبل از این که بپرسم عزیزم تو کجایی او خندید و گفت در زندانم زندان! و من ناامیدانه پرسیدم یعنی هنوز به بند عمومی نرفته اید شماها؟ او همچنان نمی دانست کجاست و من همچنان این بی خبری را نشانه خوبی نمی دانم. صدای گرم همسرم دنیایی از انرژی را در وجود من و دخترم تزریق کرد و من فی الفور این انرژی را به دیگر عزیزان منتقل کردم و دیشب خدا خواست که در شب های پایانی رمضانش دل هایی شاد شود و ما شکرگزاریم . می بینید؟ می بینید ما سطح توقعاتمان تا کجا پایین آمده؟ یک تماس، یک ملاقات کابینی، یک ملاقات حضوری یک نفره نیم ساعته!!! خدایا برما که در مقام طلب از تو بزرگترین خواسته ها و غیرممکن ترین آن ها را داریم، مپسند که در مقام حق خواهی اندکی از خواسته های عدالت طلبانه مان از بندگانت که ادعای بندگی چون توئی را دارند، عدول کنیم. خدایا ما را در برابر غیر خودت ذلیل و عاجز و مستکین مپسند.
آقای دادستان
من دیشب افطار را مهمان خانه ای بودم که قرارگاه همسرم شد بعد از ترخیص از بیمارستان. محلی که از همه دوستان و عزیزان همیشه همراه تمنا کردیم نخواهند بدانند کجاست تا این عزیز ما و آنان بتوانند با استراحت مطلق بخشی از توان از دست داده براثر عمل جراحی سختی که گذرانده و بیش از آن، براثر صدمات و لطمات روزها و ماه های زندانش را به دست آورد. نماز را در همان خلوتگاهی خواندم که آن روزها و شب های پرستاری مرا به آرامش می رساند و خدا را شاهد گرفتم که نوازش های خشونت آمیز بنده های بداخلاق و گناهکارش که دروغ ورد زبانشان و تهمت و افترا و بدزبانی و بدکرداری سیره و مرامشان شده اندکی از خداشناسیمان نکاسته بلکه توفیق غور و تأمل بیشتر در آیات وحی را برایمان به ارمغان آورده. و او را سپاس گفتم که به بزرگی و مرحمتش ما را از نظر دور نداشته و رخصت رسوخ وسوسه های شیطانی را در دل هایمان نداده است. او را شکر کردم که چتر حمایتش را به مهر بر سر ما گسترانده و آرامش را بر قلوبمان حکمفرما کرده است. صدای گرم همسرم هدیه خدا بود که پس از این نیایش مبتدیانه به ما رسید و ما او را چون همیشه به خدایش سپردیم که بهترین حافظ و نگهدارنده است و همه زندانیان سیاسی را که شب و روزهای رمضان شاهد بی گناهی و مظلومیت آن هاست و شاهد ظلم مضاعفی که بر آنان می رود. همه آن ها را، زنان و مردان آزاده دربند را به خدایشان سپردیم با دعای همیشگی این ماه: «اللهم فک کل اسیر»
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر